ابراهیم هرندی
با آغاز جنگ سرد، پس از جنگ جهانی دوم، جبهه سنّت گرایان در ایران بارِ دیگر از پشتوانه حکومتی برخوردار شد. چون دولت های غربی، اسلام را سپری در برابر نقوذ سوسیالیزم خزنده می پنداشتند، برای کشوری مانند ایران که با شوروی همسایه بود، گسترش اسلام و هواداری از آن را به شاه پیشنهاد کرده بودند. او نیز با بازگذاشتنِ دستِ ملاها و گشودن حوزه ها و رونق دادن مسجدها، امامزاده ها، حسینیه ها، هیئت های سینه زنی و زنجیرزنی، نه تنها بیشترینه دستاوردهای پدرش را در پیوند با کوتاه کردن دست ملاها از گستره همگانی، از میان برد، بلکه بی که بخواهد، اندک، اندک زمینه نابودی حکومت خود را نیز فراهم آورد. ۱