خانه » آن سوی خبر

آن سوی خبر

افاضات آقای خامنه ای در مشهد

مراسم سخنرانی نوروزی “رهبرفرزانه” که هر ساله در روز دوم فروردین در صحن امام رضا در مشهد برگزار میشود، امسال نیز طبق معمول سنواتی برگزار شد. در این سخنرانی که بیش از یک ساعت به طول انجامید، وی بیشتر زمان را به بررسی مسائل اقتصادی روز کشور پرداخت و در پایان سخنانش نیز اشاره ای به انتخابات ریاست جمهوری نمود و پس از مقدمه چینی اولیه اعلام کرد که در انتخابات هیچ دخالتی نخواهد داشت، جز اینکه انتظار داردهمه مردم در آن شرکت کنند.

6068

در رابطه با مسائل اقتصادی مطرح شده دراین سخنرانی که بسیار نمایشی ترتیب داده شده بود، ولی فقیه برای اولین بارمبادرت به ارائه آمار و ارقامی در مقایسه حکومت اسلامی با رژیم گذشته نمود، تا به اصطلاح با یک بررسی کارشناسانه، اقدامات درخشان صورت گرفته در حکومت اسلامی را به رخ کشیده و بدین وسیله نقاط ضعف دولت شاهنشاهی را برجسته کند. ولی جناب رهبردرارائه این آمار چنان ناشیانه و ساده لوحانه عمل کرد که حتا باعث تاسف بسیاری از کارشناسان خود رژیم گردید. این آمار دروغین و انحرافی که رهبر تلاش میکرد تا با تاکید برروی آنها بسیار پررنگ تر ترسیم کند، چنان مغرضانه و در عین حال غیر حرفه ای تهیه شده بود، که پرداختن به آن در جهت آگاهی به جامعه یک ضرورت است، تا وسعت دانش شخص اول حکومت اسلامی از اقتصاد و دست پخت مشاوران اقتصادی وی بهتر شناخته شود.

در این رابطه اولین نکته ایکه بایستی به آن اشاره شود، مقایسه آماری یک سری ارقام اقتصادی امروز با چهل سال پیش است که بطور کلی فاقد ارزش اقتصادی است. مقایسه های آماری این چنینی علی الاصول در فواصل زمانی یک ساله تا حداگثرپنج ساله معمول است و نه چهل و پنجاه ساله که در آنصورت خبر از بی بضاعتی اقتصادی مطرح کننده میدهد. ولی فقیه با اشاره به یک سری آمار از وضعیت امروز حکومت اسلامی و مقایسه آن با رژیم گذشته خواست اثبات کند که چه پیشرفتهای درخشانی در نظام اسلامی، به ویژه دوره رهبری داهیانه او نصیب ملت شهید پرور گردیده که به چند مورد آن اشاره میشود که گفت: راه های کشور در مقایسه با رژیم گذشته شش برابر شده، ظرفیت بنادر بیست برابر گردیده، سدهای مخزنی سی برابر فزونی یافته، تولید برق ۱۴ برابر شده، محصولات پتروشیمی ۳۰ برابر گردیده، تولید فولاد ۱۵ برابر شده …… همچنین از افزایش تعداد فارغ التحصیلان دانشگاهی، قدرت نظامی، آبادانی روستاها داد سخن کرد.

وی سپس از کمبودها سخن به میان آورد و به تشریح نقاط ضعف و قدرت حکومت اسلامی در رابطه با مسائل اقتصادی روز کشور پرداخت و در نهایت چنین نتیجه گرفت که حکومت اسلامی هیچ نقص و کمبودی ندارد و همه شکست های اقتصادی ناشی از کم کاری، بی عرضه گی ، بی تجربگی و در یک کلام متعهد نبودن بعضی از مقامات در حکومت اسلامی است و در تایید نظر خود اشاره کرد به اینکه هرجا مدیران متعهد مصدر کار بوده اند کارها به خوبی پیش رفته است. خلاصه کلام اینکه آقای خامنه ای با تشبث به انواع و اقسام توضیحات ضد و نقیض به شدت در تلاش بود تا از خود یک چهره انتقادی ارائه دهد وهمه اشتباهات، دزدیها و اشائه انواع فساد را که اقتصاد کشور را به فروپاشی نزدیک کرده است به گردن مدیران غیر متعهد اندازد. البته انتظار هم نمیرفت که ولی امر مسلمین گفتاری جز این ارائه دهد و انتقاداتی کند که مستقیما متوجه نظام گردد که در آنصورت تف سربالا معنا میداد. ولی جهت افزایش اطلاعات اقتصادی رهبر در زیر مقایسه ای دیگر ارائه میشود تا آمار واقعی و عملکرد اقتصادی رژیم گذشته را بهتر بشناسد و در سخنرانیهای بعدی به این آمار توجه داشته باشد تا باز بی گدار به آب نزند.
دولت شاهنشاهی از سال ۱۳۴۱ که برنامه پنج ساله سوم توسعه و همزمان با آن اصول ششگانه انقلاب سفید به اجرا گذارده شد، تا بهمن ۱۳۵۷ که رژیم ساقط گردید، دارای یک درآمد نفتی حدود ۸۰ میلیارد دلار بود. با این مبلغ سه برنامه پنج ساله توسعه به اجرا گذارده شد. در طول این سه برنامه رشد متوسط اقتصادی کشور به حدود ۸ % و رشد صنعتی به ۱۴ % رسید. صادرات کشور برای اولین بار از حالت سنتی آن که بیشتربه فرش و خشگبار وامثالهم محدود میشد خارج گشته، از یک طرف تولیداتی مانند کاشی، کفش، وسائل آشپزخانه، شوینده ها، انواع تنقلات به تدریج بازارهای منطقه را فتح میکردند. از طرف دیگر صنعت پتروشیمی نیز وارد فاز صادرات شده و به شدت رو به گسترش میرفت، همچنین صنعت فولاد و خود رو سازی با سرعت در حال توسعه بودند. به لحاظ آبادانی و شهرسازی عملیات لوله کشی گاز، فاضل آب، سد سازی، مترو، گسترش راه ها، فرودگاه ها و بندر گاه ها طبق برنامه به پیش میرفتند، بطوریکه کشور به یک کارگاه بزرگ سازندگی تبدیل شده و کاربه جایی رسیده بود که از فیلیپین و پاکستان نیروی کار وارد میشد.

در آن سالها چهار کشور در آسیا رشد اقتصادی بالا را تجربه میکردند که عبارت بودند از ژاپن در راس، سپس ایران که در رتبه دوم قرار داشت و پس از آن کره جنوبی و تایوان. برنامه ریزان ایران چنین پیش بینی کرده بودند که در پایان برنامه ششم توسعه در سال ۱۳۶۰ صادرات خودرو، پتروشیمی، فولاد و وسائل الکتریکی آشپزخانه مانند یخچال و اجاق و غیره جایگاه محکمی نه تنها در بازار منطقه ، بلکه در کل آسیا و حتا بعضی از کشورهای اروپایی بدست آورد. زمانیکه انقلاب شد راه صادراتی به خوبی هموار شده بود، ضمن آنکه دولت ایران نه تنها هیچگونه بدهی خارجی نداشت، بلکه سهام شرکتهای مختلفی درآلمان، امریکا، فرانسه، افریقای جنوبی، هندوستان را خریداری کرده بود، ذخیره ارزی در داخل و خارج از کشوربیش از ۲۰ میلیارد دلار تخمین زده میشد. از اینرو جهان و به ویژه کشورهای اروپایی اعتبار مخصوصی برای ایران قائل بودند و ریال در ردیف پنج ارز معتبر جهان شناخته میشد.

حکومت اسلامی ایران وارث یک چنین اقتصاد پویا و شکوفایی بود، ولی دریغا که در اولین اقدام انقلابی و در همان روزهای اولیه انقلاب حمله به بخش خصوصی سازمان دهی شد و در ردیف جلو بخش تولید کشورقرار داشت که دچار ذیح اسلامی شد و اسلامگرایان با کشتار و زندان و فرار دادن بهترین فن آوران و تاراج کارخانجات بخش تولید نوپای کشوررا در واقع شخم زدند. دولتی کردن بانکها، مصادره بسیاری از شرکتهای بزرگ تولیدی مانند ایران ناسیونال { ایران خودروی امروز} صنایع فولاد، نساچی ها و بسیاری دیگرو قرار دادن افراد بی سواد و بی صلاحیت در راس این واحدهای تولیدی مهم کشور نشان از آن بود که تصمیم گرفته شده ایران به شرائطی نظیر دوران قاجار بازگردانده شود.
حال به پردازیم به دوره خلافت آقای خامنه ای که دوره چنگیز و تیمور را تداعی میکند. از سال ۱۳۶۸ که وی بر مسند ولی فقیه تکیه زده تا این تاریخ درآمد نفت کشور رقمی حدود یکهزار میلیارد دلار، یعنی یک تریلیون دلار بوده است که بر خلاف رژیم گذشته مستقیما وارد خزانه کشور نشده، بلکه اختیار آن به عنوان بیت المال مستقیم و غیر مستقیم در دست رهبری است. آقای خامنه ای در سخنرانی خود با اشاره به آن آمارهای کذایی در واقع به نوعی نشان داد که درآمدهای نفتی چگونه هزینه شده است. امروزه بسیار بعید است که بشود با اینگونه حساب سازی های کودکانه در کشوری که به قول شخص رهبر چندین ده میلیون دانشگاهی دارد شستشوی مغزی کرد و انتظار داشت که جامعه باور کند هزار میلیارد دلار خرج شده تا چند جاده و سد احداث شود.

در اینجا جهت اطلاع رهبر در زیر به سه مورد اشاره میگردد که نشان داده میشود، درصورتیکه درصدی از این درآمد آنگونه هزینه میشد که برنامه ریزی شده بود، اقتصاد کشور امروز بر چه پایه ای قرار داشت. اگر صد میلیارد دلاراز این یک تریلیون دلار درآمد نفتی در بخش نفت و گاز و پتروشیمی سرمایه گذاری میشد، امروز بجای صدور نفت خام و پتروشیمی به عنوان ماده اولیه و این در و آن در زدن برای جلب مشتری، تولیدات ساخته شده پتروشیمی که ارزشی چندین ده و حتا چندین صد برابر مواد خام را دارد، صادر میشد و ایران به عنوان یکی ازصادرکنندگان ترازاول مواد پترو شیمی در بازار جهانی مطرح و درآمدی چندین برابر صدور نفت خام نصیب کشور میگردید. همچنین دیگر ضرورت نداشت تا سالانه چندین میلیارد دلار بابت واردات بنزین به کشورهزینه گردد، بلکه ایران خود صادر کننده بنزین میشد.

اگر ۵۰ میلیارد دلار از این مبلغ در صنعت خودرو سازی به کار میافتاد و تکنولوژی روز و ماشین آلات مدرن در این صنعت به کار گرفته شده و خلاقیت فن آوران ایرانی مورد استفاده قرار میگرفت، امروز صنعت خود رو سازی کشور اگر نه با ژاپن، حداقل با کره جنوبی رقابت میکرد و درصدی از بازار خودرو در جهان را در اختیار داشت. همچنین است در مورد صنعت فولاد که با وجود داشتن معادن سنگ آهن بی حساب، با رقمی در همین حدود سرمایه گذاری در این صنعت، ایران میتوانست حرف اول را در بازار تولید بزند و نیاز به آن نداشته باشد که سنگ آهن خود را به ثمن بخس به چین صادر کند.
با اجرای این سه پروژه یک انقلاب صنعتی واقعی در کشور صورت میگرفت و هزاران واحد تولیدی بزرگ و متوسط و کوچک دیگر از دل آن بیرون میامد و امروز کشور شاهد کارتن خوابها و کودکان خیابانی و زنان تن فروش، میلیونها جوان بیکار به عنوان دست آوردهای انقلاب اسلامی نبود. آقای خامنه ای اگر قدری حس وطن دوستی داشت و به رسالت خود که به هرحال به عنوان شخص اول نظام به وظیفه ملی خود که حفظ منافع ملی کشور است واقف بود، جرات نمیکرد این چنین فلسفه بافی کند و در یک سخنرانی طولانی اینگونه بی ارزش سخن گوید و از خلافگویی و قلب واقعیتها هم ابایی نداشته باشد.

اسلام لیبرال را چگونه می‌توان ساخت؟/اکبر گنجی

4139
ادیان به عنوان برساخته‌های تاریخی بسیار قدیمی، لیبرال نبودند، برای این که لیبرالیسم در دوران مدرن برساخته شد و طی چند قرن تحول پیدا کرد. پیدا کردن آیاتی از عهد عتیق، عهد جدید و قرآن که با لیبرالیسم تعارض دارد، کار بسیار ساده‌ای است.

پرسش مهم این است: آیا می‌توان “اسلام لیبرال” را ساخت و اختراع کرد؟ تا حدی که من می‌فهمم چنین کاری شدنی است و می‌کوشم تا تصویری اجمالی و کلی از این مدعا ارائه دهم، بر این مبنا که اسلام دینی اصلاح پذیر، سازگار با سکولاریسم و سازگار با حقوق بشر است. پیش از این، دلایل “ضرورت اختراع اسلام دموکراتیک” را توضیح داده‌ام، همان دلایل و مسائل، “اختراع اسلام لیبرال” را ضروری می‌سازند.

برخی گمان می‌کنند که به روش‌های نظامی می‌توان از پس “اسلام بنیادگرایانه تروریستی” بر آمد، اما این خیالی باطل است. برای این که این یک فهم و خوانش مهم از یک دین بزرگ (اسلام) است که دولت‌های مختلف – از جمله عربستان سعودی و قطر و ترکیه – برای منافع خود از طریق حمایت مالی و تسلیحاتی از آن استفاده می‌کنند. مفتیان سنی و وهابی و آیت الله‌های شیعی هم قرائت‌های خشونت گرایانه و تروریستی از اسلام را ترویج می‌کنند. بن کارسون و دونالد ترامپ مسلمان‌ها را حیوان‌های خطرناک قلمداد می‌کنند. شعارها و وعده‌های دونالد ترامپ در دوران مبارزات انتخاباتی علیه “اسلام رادیکال” و مسلمان‌ها اگر در دوران ریاست جمهوری او دنبال شود، می‌تواند به رشد افراط گرایی در میان مسلمان‌ها بینجامد. باید به اکثریت میانه رو مسلمانان نشان داد که روایت‌های سکولار و لیبرال از اسلام هم وجود دارند و اتفاقا این روایت‌ها با متن مقدس آنان سازگارترند. این ضرورتی حیاتی برای زندگی صلح آمیز جهانی و منافع ملی همه کشورهایی است که از این راه آسیب می‌بینند.

4140

۱- ایضاح مفهومی

اول- امر واحدی به نام اسلام وجود ندارد، بلکه “اسلام ها” وجود دارد. اسلام عارفانه، اسلام فیلسوفانه، اسلام فقیهانه، اسلام شیعی، اسلام سنی، اسلام بنیادگرایانه، اسلام سنت گرایانه، اسلام مدرنیستی، اسلام پسا مدرنیستی.

دوم- امر واحدی به نام لیبرالیسم وجود ندارد، بلکه “لیبرالیسم ها” وجود دارد. لیبرالیسم مبتنی بر حقوق جول فاینبرگ (Joel Feinberg)، لیبرالیسم کمال خواه جوزف راز (Joseph Raz)، لیبرالیسم سیاسی جان راولز و غیره و غیره.

وقتی آن همه روایت از اسلام وجود دارد، خوانش‌های سوسیالیستی، ناسیونالیستی، لیبرالیستی و باهمادگرایانه (communitarianism) از اسلام هم می‌تواند وجود داشته باشد و وجود هم دارد. به عنوان مثال برای اختراع “اسلام ناسیونالیستی” می‌توان مدعی شد که فقط زبان قرآن عربی نیست، فرهنگ عربی سراپای قرآن را فرا گرفته است. دینی که برساخته اعراب جزیره العرب است، نمی‌توانست غیر عربی باشد. با اندکی عدم دقت، می‌توان محمد عابد الجابری را مدافع اسلام ناسیونالیستی به شمار آورد.

سوم- اختراع در اینجا در معنای برساخته گرایی است. اختراع سنت یا یک ایده یا نظام اجتماعی به معنای دروغ و فریب کاری نیست. علم و فلسفه را هم آدمیان اختراع کرده‌اند و در عین حال، مدعی واقع نمایی هستند. به تعبیر دقیق تر، به دنبال تقرب به حقیقت هستند.

اختراع “اسلام لیبرال” دست کم در دو سطح می‌تواند صورت پذیرد: اسلام لیبرال سازگار با لیبرالیسم سیاسی جان راولز، و اسلام لیبرال سازگار با آنچه راولز “لیبرالیسم‌های جامع” می‌خواند.

در این نوشته سه کار می‌کنم:

اول، به صورت خلاصه، لیبرالیسم سیاسی راولز را شرح می‌دهم.
سپس توضیح می‌‌دهم که خود راولز چگونه به اسلام نظر می‌کند.
و نهایتا، به این خواهم پرداخت که در قرآن و سنت چه منابعی وجود دارد که برمبنای آنها می‌توان خوانش مورد نظر راولز از اسلام را استوار کرد.

۲- لیبرالیسم سیاسی راولز

بگذارید با مختصری درباره لیبرالیسم سیاسی راولز شروع کنیم. لیبرالیسم سیاسی راولز، سه محور اساسی دارد:

الف- جنبش اصلاح دینی و پیامدهای آن، خاستگاه تاریخی لیبرالیسم سیاسی و لیبرالیسم به معنای گسترده تر است (John Rawls, Political Liberalism , xxiv) .

ب- لیبرالیسم سیاسی، یک برداشت سیاسی از عدالت (political conception of justice) است، و برعکس لیبرالیسم های جامع، مستقل از هرگونه آموزه فراگیر (comprehensive doctrine) دینی یا فلسفی است. یک نظر مستقل و “قائم به خود” (freestanding) است که بر حسب “فرهنگ همگانی” نظام های دموکراتیک و “سرمایه مشترک اندیشه ها و اصول پایه ای تلویحا پذیرفته شده” آنها توجیه می شود(PL, 8) و خود را به اندیشه های بنیادینی که در “فرهنگ سیاسی همگانی جامعه ای دموکراتیک مستتر است” محدود می سازد (PL, 13). انسان ها خود و دیگران را “شهروندان آزاد و برابر” به شمار می آورند. به گمان راولز حتی حقوق بشر نیز مستقل از آموزه های جامع اخلاقی و فلسفی و دینی است. می نویسد:

“حقوق[بشر] قائم به هیچ آموزه جامع فلسفی یا دینی جامع خاصی در خصوص ماهیت انسان نیست. قانون مردمان ادعا نمی کند که، برای مثال، انسان ها افرادی اخلاقی اند که در چشم خداوند قدر و ارزش یکسان دارند؛ یا ادعا نمی کند که انسان ها قوای عقلی و اخلاقی خاصی دارند که به واسطه آن سزاوار این حقوق اند. این گونه استدلال ها متضمن آموزه های دینی یا فلسفی خاصی است، و بسیاری از مللی که در جوامع “موجه” با نظامی طولی زیست می کنند می توانند آن آموزه ها را لیبرالی یا دموکراتیک، یا به هر حال آموزه هایی تلقی کنند که مشخصاً به سنت سیاسی غرب تعلق دارد و منافی فرهنگ های دیگر است” (John Rawls, The Law of Peoples, p. 68) .

پ- لیبرالیسم سیاسی باید توسط آموزه های جامع اخلاقی و فلسفی و دینی تأیید شود و تأیید هم می شود.

عدالت نخستین فضیلت نظام اجتماعی و موضوع ساختار پایه ای جامعه است. درباره معنای ساختار پایه ای می گوید:

“منظور من از ساختار پایه ای، نهادهای عمده سیاسی، اجتماعی، و اقتصادی جامعه و چگونگی ترکیب شدن آنها در یک نظام وحدت یافته همکاری اجتماعی از نسلی به نسل دیگر است” (PL, 11).

با این که روایت های لیبرالی غیر راولزی از عدالت هم وجود دارد، اما ما خود را به روایت راولزی محدود می سازیم. عدالت سیاسی راولزی دارای دو اصل آزادی و برابری است. بازسازی نهایی راولز از این دو اصل به قرار زیر است:

اصل اول: “هر شخصی ادعایی برابر نسبت به ساخت بندی کاملاً مناسب حقوق و آزادیهای پایه ای برابر دارد، که این ساخت بندی با ساخت بندی همانند برای همگان منافاتی ندارد؛ و در این ساخت بندی، آزادیهای سیاسی برابر، و صرفا همین آزادیها، باید به ارزش منصفانه شان تضمین شوند”.
اصل دوم: “نابرابریهای اجتماعی و اقتصادی باید دو شرط را تأمین کنند: نخست، این نابرابریها باید متصل به مناصب و مشاغلی گشوده به روی همگان تحت شرایط برابری منصفانه فرصت باشند؛ ثانیاً، این نابرابریها باید بیشترین نفع را برای کم نصیب ترین اعضای جامعه داشته باشند” (PL , 4-6).
لیبرالیسم سیاسی راولز متکی بر اصول زیر است:

− واقعیت پلورالیسم معقول (the fact of reasonable pluralism) : در جوامع بشری آموزه های جامع فلسفی، دینی، اخلاقی متضاد و آشتی ناپذیر و در عین حال معقولی وجود دارد (PL, 36. CP, 573)

− دشواری های رسیدن به حکم (the burdens of judgment): هیچ راهی برای وحدت نظر درباره تمامی آموزه های جامع وجود ندارد. برای این که : شواهد برای رسیدن به حکم پیچیده و متضادند؛ وزن و اعتباری که باید به هر یک از شواهد داد محل بحث و اختلاف است؛ مفاهیم ما مبهم هستند و به این آسانیها وضوح نمی یابند؛ و تأثیرپذیری داوری های ما از کل سیر تجربه های اخلاقی فردی مان هم بی حد و اندازه و هم قاطعانه متفاوت از تجربه های اخلاقی همدیگر است. از نظر راولز، همگان “به یکسان در معرض دشواریهای رسیدن به حکم هستند” (PL, 62).

− واقعیت سرکوب : توافق اجتماعی گسترده پیرامون یک آموزه جامع فلسفی یا دینی یا اخلاقی فقط و فقط از طریق سرکوب دولتی قابل دستیابی است (PL, 37. CP, 475). بدین ترتیب، پذیرش آزادی به معنای ادامه حیات “آموزه های جامع متنوع، و آشتی ناپذیر” است (PL, 36). در نتیجه، بر اساس لیبرالیسم سیاسی، استفاده از قدرت سیاسی برای اعمال آموزه جامع خویش، که آن را حقیقت به شمار می آوریم، نامعقول است (PL, 138).

− اجماع همپوشان (overlapping consensus) : چگونه چنین جامعه متکثری پایدار می ماند؟ راولز پایداری جامعه دموکراسی لیبرال را بر سازش و توازن قوا متکی نمی سازد. بلکه این پایداری محصول تأیید اجماع همپوشان است. یعنی شهروندان تصور سیاسی از عدالت دموکراتیک را از درون آموزه های جامع متفاوت خودشان تأیید می کنند. تصور سیاسی از عدالت یک پار (module) و جز سازنده اساسی است که :

“با آموزه های جامع معقول گوناگونی که در جامعه ای وجود دارند که تنظیماتش بر اساس همین تصور سیاسی از عدالت است جور در می آید و می تواند مورد حمایتشان قرار گیرد” (PL, 12).

بنابراین نه تنها سکولارها، همچنین دینداران، از درون آموزه جامع دینی شان نکاتی بیرون می آورند و گزینش می کنند که تأیید کننده لیبرالیسم سیاسی باشد:

“همه آنهایی که تصور سیاسی از عدالت را می پذیرند از درون آموزه جامعشان آن را می پذیرند و متکی به بنیان های دینی، فلسفی، و اخلاقی ای هستند که آن آموزه جامع فراهم می آورد” (PL, 147).

تأیید لیبرالیسم سیاسی توسط کلیه شهروندان، “از درون آموزه جامع خودش“، اساس پایداری جوامع دموکراتیک است. راولز توضیح داد که :”این اجماع بر دلایلی استوار است که درون آموزه فراگیر پذیرفته هر شهروند مشخص است” (PL, 170).

دو برداشت دیگر از نظر راولز درباره اجماع همپوشان محتمل به نظر می رسد. گاهی به نظر می رسد که اجماع میان نظریات جامع حاصل می شود، نه این که صاحبان آن نظریات بکوشند تفسیری از مواضع شان بدهند که به چنان همپوشانی بینجامد. مقصود دیگر راولز از همپوشانی این است که پیروان و قائلان هریک از نظریات جامع این حق را برای پیروان و قائلان نظریات رقیب محفوظ می دانند که بر وفق تلقی خود عمل کنند بی آن که مزاحمت یا مداخله ای از سوی دیگران صورت بگیرد، یعنی به این جمع بندی می رسند که باید آن حق را به رسمیت بشناسند.

۳- فهم راولز از اسلام

همانطور که گفته شد، راولز بر این باور است دینداران هم‌ می توانند با آموزه‌های سیاسی درون دین شان لیبرالیسم سیاسی را تایید کنند. راولز مشخصا فکر می‌کند که آموزه‌های اسلامی هم می توانند به کار تایید لیبرالیسم سیاسی بیایند.

او از این نقطه نظر آغاز می کند که همه ادیان بزرگ تاریخی- یهودیت و مسیحیت و اسلام- آموزه های جامع معقول اند:

“در اینجا من- شاید بیش از اندازه خوش بینانه- چنین می انگارم که، به جز برای انواع ویژه ای از بنیادگرایی، همه دین های تاریخی مهم چنین تبیینی را می پذیرند و بدین سان می توان آن ها را آموزه های فراگیر معقول دانست” (PL, 170)..

راولز در “تجدید عهد با ایده دلیل عمومی” به طور روشن تری از رابطه مذهب – به خصوص اسلام – و لیبرالیسم سیاسی سخن گفته است. می پرسد قائلان به دکترین های مذهبی چگونه می توانند به انگاره های سیاسی معقولی باور داشته باشند که موید نظام دموکراتیک معقول مبتنی بر قانون اساسی است؟ آیا آموزه های جامع مذهبی و غیر مذهبی(سکولار) می توانند به دلایل درست همچنان با انگاره سیاسی لیبرالی سازگار باشند؟ به گمان راولز ادیان باید بفهمند که:

“جز طریق پشتیبانی از دموکراسی معقول مبتنی بر قانون اساسی، هیچ طریق دیگری وجود ندارد که به طور منصفانه ای آزادی هوادارانش را در حالت همساز با آزادیهای برابر سایر شهروندان آزاد و برابر تضمین کند”(The Law of Peoples, 151) .

راولز سپس به مصداقی از اجماع همپوشان اسلامی استناد می کند. او به آرای تفسیری محمد طه- که توسط جعفر نمیری به دلیل ارتداد اعدام شد – و شاگردش عبداللهی احمد النعیم در کتاب به سوی اصلاح گری اسلامی : آزادی های مدنی، حقوق بشر، و حقوق بین الملل اشاره می کند که آیات مکی را نماد اسلام آرمانی به شمار می آورند و آیات مدنی را تابع محدودیت های زمانی قلمداد می کنند که به دلیل قابل اجرا نبودن آرمان های برابری طلبانه اسلام در آن شرایط زمانی، آیات محدود مدنی اجرا گردید. آیات مدنی با آیات مکی نسخ (abrogation) می شوند و اسلام مکی که موید آزادی و برابری است، امروزه باید اجرا گردد. راولز پس از توضیح نظر این دو می نویسد :”این مثال کاملی از اجماع همپوشان است“.(ص ۲۵۴).

محمد طه و عبدالهی احمد النعیم خوانش تازه ای از قرآن ارائه کرده اند. آنان با معکوس کردن نسخ (reverse abrogation) ، گفته اند که باید آیات مکی را گوهر قرآن و اساس دعوت پیامبر اسلام به شمار آورد. این بازسازی یک نمونه از راهکارهایی است که مسلمانان برای سازگاری اسلام با دنیای جدید پیشنهاد کرده اند.

راولز تأکید دارد که “ریشه های وفاداری شهروندان دموکراتیک به انگاره های سیاسیشان در دکترین های جامع خاص آن ها، اعم از مذهبی و غیر مذهبی، است”(The Law of Peoples, 153) .

۴- اسلام و لیبرالیسم سیاسی

راولز بر این باور است که تفسیرهای مختلفی از یک آموزه یا انگاره واحد وجود دارد، “برای این که مفاهیم و ارزش های آن ممکن است به شکل های گوناگون تعبیر شوند”. در عین حال، “هر انگاره ای تفاسیر ممکنش را تا حد زیادی محدود می کند؛ در غیر این صورت، بحث و محاجه محال خواهد شد”(The Law of Peoples, 145) .

ممکن است این اشکال وارد آید که از طریق اجماع همپوشان اسلام تأیید کننده لیبرالیسم سیاسی ساخته می‌شود، نه “اسلام لیبرال”. اما روش شناسی توصیفی و تجویزی ای که راولز پیشنهاد می کند، تا حدی که من می فهمم، گویی گامی بیش از این پیش می نهد.

الف- توصیف: راولز تأکید می کند که تاریخ دین و فلسفه نشان می دهد که چگونه این دو از “راه های معقول زیادی” “many reasonable ways” ارزش های خود را به گونه ای باز تفسیر کرده اند تا نه تنها با ارزش های قلمرو سیاسی در تضاد نباشد ، بلکه سازگار شده اند(جان راولز، عدالت به مثابه انصاف، ص ۳۱۴). (John Rawls, Justice as Fairness , P. 190). بدین ترتیب، ارائه فهمی نو از آموزه های جامع، واقعیتی است که بارها در تاریخ تکرار شده است.

ب- تجویز: راولز میان “پایبندی اولیه، یا تصدیق ، برداشت سیاسی” با “جرح و تعدیل یا بازبینیِ بعدیِ آموزه های جامع برای رفع ناهمخوانی های میان آنها” تفاوت قائل می شود. می گوید:”اگر بعداً به ناسازگاری میان این برداشت سیاسی و آموزه های جامع خود پی برند، می توانند به جای رد برداشت سیاسی، آموزه های جامع خود را تعدیل یا بازنگری کنند”( عدالت به مثابه انصاف، ص ۳۱۸).

بدین ترتیب، او به پیروان آموزه های جامع توصیه می کند تا آموزه خود را به گونه ای بازسازی و بازتفسیر کنند که با برداشت سیاسی از عدالت سازگار در آید.

مطابق نظر راولز ، دینداران و غیر دینداران برای حمایت از لیبرالیسم سیاسی به دو روش توسل می جویند. یکی آن که از طریق اعلان نظر (declaration) “نشان می دهیم که چگونه می توانیم، براساس دکترین های خودمان، از انگاره سیاسی عمومی معقولی از عدالت با همه اصول آرمان های آن پشتیبانی کنیم و چگونه در عمل نیز پشتیبانی می کنیم”(The Law of Peoples, 155) .

دومی این که از طریق استدلال مبتنی بر حدس (reasoning from conjecture) ، نشان می دهند که دیگران می توانند براساس آموزه جامع دینی یا غیر دینی شان از تصور سیاسی از عدالت پشتیبانی کنند. راولز تأکید می کند که نسبت دادن تأیید لیبرالیسم سیاسی توسط آموزه های جامع دینی و فلسفی نباید غیر صمیمانه باشد، بلکه باید صادقانه باشد. می گوید: “با این حال، مهم است که حدس، صادقانه باشد نه به قصد فریب.”(The Law of Peoples, 156) .

کار ما به دست دادن فهمی لیبرال از اسلام است. اگر فرض ما این باشد که لیبرالیسم سیاسی صادق است، آن گاه طبیعی است که فکر کنیم آیاتی که سازگارتر با لیبرالیسم سیاسی است باید به عنوان آیات محوری‌تری که روح قرآن را شکل می‌دهند انتخاب کنیم و دیگر بخش‌های اسلام را درپرتو این آیات بازتفسیر کنیم. اگر مسلمان باشیم، باور داریم که آن آیات روح قرآن است و با بیرون کشیدن آن آیات “اعلان نظر” می‌کنیم، اگر نامسلمان باشیم، کارمان مصداق “حدس” این است که اسلام لیبرال چگونه اسلامی می‌تواند باشد. تا حدی که من می فهمم، تفسیر لیبرالی ما از قرآن، تفسیری معتبر و موجه است، یعنی بنابر مصالح سیاسی روز این تفسیر را نساخته ایم.

برساختن اسلام لیبرال مصداقی از زمان پریشی (anachronism) نیست، برای این که ما این پرسش را پیش روی خود نهادیم: آیا می توان به شیوه ای اصیل مسلمانی پیشه کرد و لیبرال بود؟ ما نمی پرسیم که آیا اسلام در زمان شکل گیری نخستین اش لیبرال بود- مدعایی که در ابتدای مقاله رد شد- که آن گاه اتهام زمان پریشی بر ما وارد آید ، بلکه می پرسیم آیا فرد مسلمان می تواند در عین پایبندی به روح و گوهر اسلام لیبرال باشد؟ در این حالت دیگر اتهام زمان پریشی بر ما وارد نیست. آیات قرآن در پرتو پیش فرض ها و پیش داوری های جدید، از نو معنا می شوند تا با لیبرالیسم سازگار شوند.

۵- آیات موید ارزش های لیبرالیستی

در این بخش آخر، به این می‌پردازم که در قرآن و سنت منابعی وجود دارد که با محور قرار دادن آنها می‌توان خوانشی لیبرالیستی از اسلام ارائه داد. این که جزییات الاهیاتی این خوانش چگونه باید باشد فراتر از حوصله این نوشته است. منابع اسلامی که از آنها سخن خواهم گفت موید‌ ارزش‌های لیبرالیستی نظیر پلورالیسم، عدالت، آزادی و رواداری، کرامت ذاتی انسان‌ها، احترام به پیمان، و التزام به عقل عقلای زمانه است.

پس از این با شواهد و قرائن فراوان قرآنی نشان خواهیم داد که قرآن پذیرای مفهوم راولزی “شهروندان برابر و آزاد” است. اما قبل از آن توجه به یک تفکیک قرآنی بسیار مهم و اساسی است. قرآن دو نوع آزادی را از یکدیگر تفکیک کرده است: آزادی انسان در برابر خداوند، آزادی انسان‌ها نسبت به یکدیگر. قرآن انسان‌ها را در برابر خداوند آزاد به شمار نمی‌آورد، بلکه همه را بنده خدا می‌داند، اما این امر با لیبرالیسم سیاسی راولز تعارضی ندارد، برای این که لیبرالیسم سیاسی از آزادی انسان‌ها در برابر یکدیگر دفاع می‌کند. اما انسان‌ها نسبت به یکدیگر آزاد هستند. چنان که علی بن ابی طالب در وصیت نامه اش خطاب به فرزندش- و همه آدمیان- گفته است: “وَلاَ تَکُنْ عَبْدَ غَیْرِکَ وَقَدْ جَعَلَکَ اللهُ حُرّاً” (بنده هیچ کس نباش، چون خدا تو را آزاد آفریده است.)

در قرآن در تمامی مواردی که از نابرابری انسان‌ها سخن گفته شده، این نابرابری مقید به دو قید است. اول- نابرابری نزد خداوند. دوم- نابرابری در زندگی پس از مرگ. کافر و مومن و مشرک، عالم و جاهل، نزد خداوند از نظر معنوی برابر نیستند و در زندگی پس از مرگ هم پاداش و کیفر یکسانی دریافت نخواهند کرد. به دو نمونه زیر بنگرید:

“بیگمان گرامی‌ترین شما در نزد خداوند پرهیزگارترین شماست” (حجرات، ۱۳).

“بدترین جنبدگان از نظر خداوند، ناشنوایان گنگ[از شنیدن حق] هستند که در نمی‌یابند” (انفال، ۲۲).

اگر از نظر معنوی (نزد خداوند) و اخروی برابر نباشند، در زندگی دنیوی انسان‌ها برابر هستند. به تعبیر دیگر، از نابرابری معنوی و اخروی نمی‌توان نابرابری مادی و دنیوی را استنتاج کرد. امتیازاتی که با برابری تعارض دارند، نزد خداوند و زندگی پس از مرگ هستند، نه زندگی این جهانی که همه از حقوق برابر برخوردار هستند. بنابراین مفهوم “شهروند آزاد و برابر” با قرآن سازگار است.

الف- واقعیت پلورالیسم

به روایت قرآن، واقعیت پلورالیسم، رکن اصلی خلقت خداوند بوده است:

“هان ای مردم همانا ما شما را از یک مرد و زن آفریده ایم و شما را به هیأت اقوام و قبائلی در آورده ایم تا با یکدیگر انس و آشنایی یابید، بیگمان گرامی‌ترین شما در نزد خداوند پرهیزگارترین شماست” (حجرات، ۱۳).

مطابق این آیه هیچ انسانی نسبت به انسان دیگری برتریی ندارد، مگر برتری معنوی که محصول پارسایی است، نه دین و مذهب خاص. بنابراین، چون هیچ دین و مذهب خاصی بر دیگر ادیان برتری ندارد، نوعی پلورالیسم پذیرفته شده است.

در ابتدای خلقت که افراد اندکی وجود داشتند، مردم امت یگانه‌ای بودند، اما به طور طبیعی میانشان اختلاف افتاد و به گروه‌های متنوع و متکثر تقسیم گردیدند:

“و مردم جز امتی واحده نبودند که سپس اختلاف پیدا کردند؛ و اگر وعده خداوند از پیش مقرر نگشته بود، بین آنان در آنچه اختلاف دارند، داوری می‌شد” (یونس، ۱۹).

مدلول آیه این است که اختلاف نظر میان انسان‌ها در زندگی این جهانی فیصله ناپذیر است. پایان ناپذیری اختلاف هم نه تنها ممکن نیست، بلکه مطلوب هم نیست. برای این که خداوند خواسته است که اختلافات پایان نپذیرد. در نتیجه، از نظر معرفت شناختی، روشن نیست کدام فرد و گروه برحق و کدام فرد و گروه بر حق نیست. یعنی نوعی کثرت گرایی معرفت شناختی ضروری زندگی این جهانی است.

خداوند پیامبرانش را با کتاب میان انسان‌ها می‌فرستد، اما پیامبران هم نتوانستند به اختلافات فکری و عملی انسان‌ها پایان بخشند:

“[در آغاز] مردم امت یگانه‌ای بودند، آنگاه خداوند پیامبران را مژده آور و هشدار دهنده برانگیخت، و با آنان به حق کتاب آسمانی فرستاد، تا در میان مردم در آنچه اختلاف می‌ورزند داوری کند، و در آن اختلاف نکردند، مگر کسانی که آن[کتاب] به آنان داده شده بود، آن هم از روی رشک و رقابتی که با هم داشتند، و پس از آن که برهان‌های روشن برایشان آمد” (بقره، ۲۱۳).

آیه به وضوح می‌گوید که به راه راست هدایت شدن هیچ قید و شرطی ندارد. پس نمی‌توان ادعا کرد که من به جهت این که به فلان دین و مذهب خاص تعلق دارم، هدایت یافته هستم.

پیامبران و متون مقدس دینی، آدمیان را به پیروان ادیان متفاوت و متعارض تبدیل کردند. قرآن بارها تأکید کرده که این تکثر امری طبیعی است و خداوند هم نمی‌خواست که همه انسان‌ها امت یگانه‌ای باشند:

“و اگر پروردگارت می‌خواست مردم را امت یگانه‌ای قرار می‌داد، ولی همچنان اختلاف می‌ورزند” (هود، ۱۱۸).

واضح‌ترین آیه قرآن برای دلالت بر این که وحدت عقیدتی انسان‌ها مطلقاً مطلوب نیست، این آیه است. دو آیه زیر نیز موید همین مدعا هستند:

“و اگر خداوند می‌خواست شما را امت یگانه‌ای قرار می‌داد” (نحل، ۹۳).

“اگر خداوند می‌خواست آنان را امت یگانه‌ای قرار می‌داد” (شوری، ۸).

تفاوت نگرش قرآن در پذیرش کثرت آموزه‌های جامع معقول با راولز در این است که روالز، واقعیت پلورالیسم را نتیجه طبیعی فرهنگ جا افتاده جوامع آزاد به شمار می‌آورد، در حالی که قرآن آن را بخشی طبیعی از خلقت خداوند و مقتضای جوامع بشری به شمار می‌آورد.

ارسال پیامبران مختلف و شریعت‌های گوناگون، مقتضای خلقت خداوند و تکثر عملی آدمیان است:

“برای هر یک از شما[یهودیان، مسیحیان و مسلمانان] راه و روشی معین داشته ایم و اگر خداوند می‌خواست شما را امت یگانه‌ای قرار می‌داد. ولی[چنین کرد] تا شما را در آنچه به شما بخشیده است بیازماید” (مائده، ۴۸).

این آیه نامطلوب بودن وحدت نظر همه انسان‌ها را با توسل به دو واقعیت مورد تأکید بیشتر قرار داده است. اول- خداوند برای هر گروهی راه و روشی جداگانه و اختصاصی قرار داده است. دوم- نزاع‌ها تا روز قیامت تداوم خواهد داشت. یعنی آدمیان مادام که در زندگی این جهانی هستند، دارای اختلاف عقیده خواهند بود. برای این که در ادامه همین آیه می‌گوید:”پس به انجام خیرات بشتابید، بازگشت همگی شما به سوی خداست، آنگاه شما را به[حقیقت] آن چه اختلاف داشتید آگاه خواهد ساخت”.

اختلافات فکری و عملی پایان ناپذیر بوده و هیچ گاه آدمیان به وحدت نظر کامل دست نمی‌یابند. قرآن داستان انحصارگرایی دینی را مطرح می‌سازد که پیروان ادیان دین خود را حق مطلق و دین دیگران را باطل به شمار می‌آورند. پیروان دین خود را رستگار/بهشتی به شمار می‌آورند و پیروان دیگر ادیان را غیر رستگار/جهنمی قلمداد می‌کنند. به روایت قرآن، مسئله حقیقت و رستگاری در قیامت توسط خداوند روشن خواهد شد:

“سرانجام خداوند در روز قیامت، در آنچه اختلاف داشتند بینشان داوری خواهد کرد” (بقره، ۱۱۳).

بدین ترتیب، واقعیت پلورالیسم، واقعیتی “این جهانی” است که فقط با پایان زندگی دنیوی و آغاز زندگی “آن جهانی” مرتفع خواهد شد. این واقعیت، چاره‌ای جز همزیستی مسالمت آمیز میان پیروان ادیان باقی نمی‌گذارد. به همین دلیل قرآن خطاب به یهودیان و مسیحیان می‌گوید:

“بگو ای اهل کتاب بیایید بر سر سخنی که بین ما و شما یکسان است بایستیم که جز خداوند را نپرستیم و برای او هیچ گونه شریکی نیاوریم و هیچ کس از ما دیگری را به جای خداوند، به خدایی بر نگیرد و اگر رویگردان شدند، بگوئید شاهد باشید که ما فرمانبرداریم” (آل عمران، ۶۴).

بدین ترتیب، یگانه پرستی، تنها مبنای اشتراک زندگی صلح آمیز میان پیروان ادیان قرار داده می‌شود. در قلمرو بین المللی نیز، به جز دشمنان متجاوز، باید با همه انسان ها- اعم از مسلمان و نا مسلمان- در صلح بود و عادلانه رفتار کرد:

“خداوند شما را از کسانی که با شما در کار دین کارزار نکرده اند، و شما را از خانه و کاشانه تان آواره نکرده اند، نهی نمی‌کند از این که در حق شان نیکی کنید و با آنان دادگرانه رفتار کنید” (ممتحنه، ۸).

شاید پرسیده شود که چرا قرآن به ادیان غیر ابراهیمی (هندوئیسم، کنفوسیوئیسم، و…) و سکولاریسم و آته ایسم اشاره نکرده است. دلیل آن این است که مخاطبان اولیه قرآن پیروان این نحله‌ها را نمی‌شناختند تا حکم قرآن آنها را هم در بر بگیرد. مخاطبان قرآن ابتدأ حتی صائبین و زرتشتیان را هم نمی‌شناختند. بعد که با آنها آشنایی پیدا کردند، حکم قرآن شامل حال آنان نیز شد. بنابراین از باب تنقیح مناط (استخراج ملاک حکم از خطاب قرآن، برای تعمیم دادن آن به موارد مشابه)، اگر پیروان ادیان شرقی یا خداناباوران را هم می‌شناختند، آنها هم مشمول حکم پلورالیسم قرآنی می‌شدند. وقتی مسلمان‌های اولیه با صائین آشنا شدند، این آیه نازل شد:

“از مومنان و یهودیان و مسیحیان و صائبین، هر کس که به خداوند و روز بازپسین ایمان آورده و نیکوکاری کرده باشد، پاداششان نزد پروردگارشان[محفوظ] است و نه بیمی بر آنهاست و نه اندوهگین می‌شوند” (بقره، ۶۲).

وقتی هم با زرتشتیان آشنا شدند، آنان نیز به مشمول حکم قرآن گردیدند:

“همانا خداوند در میان مومنان و یهودیان و صائبین و مسیحیان و مجوس و مشرکان در روز قیامت داوری خواهد کرد” (حج، ۱۷).

واقعیت پلورالیسم در این آیه یک گام دیگر نیز پیش رفته است. گذشته از پیروان ادیان گوناگون، مشرکان هم شامل این حکم قرآن شده‌اند. یعنی اختلاف عقیده با آنان نیز تا آخر جهان باقی خواهد ماند. به تعبیر دیگر، شرک که آن همه در قرآن نفی و طرد شده، بطلان قطعی اش در این جهان روشن نخواهد شد و قرآن آنها را هم تحت پلورالیزم معرفتی خود قرار داده است.

قرآن نه تنها تنوع و تکثر واقعی را به رسمیت می‌شناسد، بلکه کثرت گرایی دینی را هم با یک قید به رسمیت می‌شناسد:

الف- رستگاری اخروی را منحصر به مسلمانها نمی‌سازد، بلکه پیروان تمامی ادیانی که به خدا و آخرت ایمان داشته و عمل صالح انجام می‌دهند، رستگار می‌شوند (بقره، ۶۲. بقره، ۱۱۲. مائده، ۶۹. انعام، ۴۸. اعراف، ۵۳. صریحتر از این پنج آیه : نسأ، ۱۲۴). تنها گناه نابخشودنی مانع رستگاری، شرک (polytheist) است (نسأ، ۴۸. نسأ، ۱۱۶. نسأ، ۳۱) که آن هم با توبه بخشیده می‌شود. اما همین شرک نیز آدمی را از حقوق حقه خود در این جهان محروم نمی‌کند برای این که، چنان که دیدیم، مطابق آیه ۱۷ سوره حج، حتی مشرکان هم تحت پلورالیزم معرفتی قرار می‌گیرند.

ب- یهودیت و مسیحیت را بارها به عنوان دین الهی تأیید کرده است. حداقل در پنج آیه تأکید می‌کند که خداوند یهودیان را بر جهانیان برتری داده است (بقره، ۴۷. بقره، ۱۲۲. جاثیه، ۱۶. مائده، ۲۰. دخان، ۳۲).

پ- خود را تکامل نهایی ادیان پیشین معرفی می‌کند. یعنی خود را حقیقت به شمار آورده و ادیان قبلی را تا حدودی که با خود سازگار است، حقیقت به شمار می‌آورد (شمول گرایی inclusivism دینی).

ت- در باب حقیقت نکته بسیار مهمی را گوشزد کرده است: اختلافات فکری آدمیان درباره این که حقیقت چیست و کدام دین، نماد حقیقت است، هیچ گاه پایان نمی‌پذیرد و خداوند در آخرت میان آنان داوری کرده و حقیقت را بر آنان آشکار خواهد کرد (حج، ۱۷).

ث- ممکن است ناقدان به این آیه استناد کنند:”و هر کس که دینی غیر از اسلام برگزیند، هرگز از او پذیرفته نمی‌شود و او در آخرت از زیانکاران است” (آل عمران، ۸۵). اما در منطق قرآن، دین امر واحدی است که اسلام نامیده می‌شود.، برای این که تمامی ادیان دارای گوهر واحدی هستند:”دین خداپسند همانا اسلام است” (آل عمران، ۱۹). قرآن به صراحت می‌گوید که همه پیامبران دارای دین واحدی بوده‌اند (شوری، ۱۳) و همه موظف بوده‌اند که همدیگر را تأیید کنند (آل عمران، ۸۱). ابراهیم و یعقوب هم مسلمان بودند و به اسلام دعوت می‌کردند (بقره، ۱۳۲ و ۱۲۸ و ۱۳۳. آل عمران، ۶۷). خداوند از محمد می‌خواهد که اعلام کند که پدیده نوظهوری (بدعت) در میان پیامبران نبوده است (احقاف، ۹). قرآن پیروان تمام ادیان را مسلم می‌نامد (بقره، ۱۳۶. آل عمران، ۸۴) از نظر قرآن، دین واحد، در هر دوره ای، به مقتضای زمانه شریعت و منهاج متفاوتی پیدا کرده است (مائده، ۴۹- ۴۵). یا در آیات دیگری می‌گوید که برای هر امتی مناسکی خاص خودشان قرار دادیم (حج، ۳۴. حج، ۶۷).

چ- گفت و گوی با یهودیان و مسیحیان باید به بهترین شیوه ممکن صورت گیرد: “و با اهل کتاب جز به شیوه‌ای که نیکوتر است، مجادله مکنید، مگر با ستمگران آنان، و بگویید به آنچه بر ما و آنچه بر شما نازل شده ایمان آورده ایم، و خدای ما و خدای شما یک است و ما همه فرمانبرداریم” (عنکبوت، ۴۶). “به راه پروردگارت با حکمت و پند[های] پسندیده فراخوان، و با آنان به شیوه‌ای که بهتر است مجادله کن” (نحل، ۱۲۵).

از همه جالب تر این است که حتی افرادی که به هیچ دینی از ادیان باور ندارند- یعنی خداناباوران- فقط در زندگی پس از مرگ زیان می‌کنند، اما در دنیا تحت پلورالیزم معرفتی قرآنی قرار می‌گیرند که تکلیف نهایی آنها و دیگران را خداوند در جهان بعد روشن خواهد ساخت.

تفاوت قرآن و راولز در این است که راولز واقعیت پلورالیسم معقول را ناشی را بارهای داوری به شمار می‌آورد، در حالی که قرآن آن را محصول عدم التزام به اخلاق باور (ethics of belief) قلمداد می‌کند.

ب- کرامت ذاتی انسان ها

قرآن از کرامت (dignity) همه آدمیان سخن گفته است: “به راستی که فرزندان آدم را گرامی داشتیم” (اسرأ، ۷۰).

براین مبنا، برخی از مفسران مسلمان از کرامت ذاتی انسان‌ها سخن گفته‌اند. قرآن به دلیل خلق موجودی که دارای کرامت ذاتی است، خداوند را بهترین خالقان به شمار آورده است (مومنون، ۱۴).

کرامت ذاتی، چنان که مفسران گفته اند، یعنی کرامت انسان از آن رو که انسان است، بنابراین جز انسان بودن هیچ قید و شرط دیگری ندارد. یعنی صرف انسان بودن برای برخورداری از این کرامت کافی است و چون چنین است، همه انسان ها- فارغ از قومیت و جنسیت و ملیت و مذهب و نژاد و ایدئولوژی- از این کرامت برخوردار هستند.

نکته قابل تأمل جدیی وجود دارد که جداگانه باید درباره آن گفت و گو کرد. تا حدی که من اطلاع دارم، اسلام شناسان مسلمان و غیر مسلمان به این پرسش/مسئله نپرداخته اند: کرامت مفهومی واقعی

(factual) یا ارزشی (evaluative) است؟ به تعبیر دیگر، آیا کرامت واقعیت است که فقط و فقط انسان‌ها از آن برخوردار هستند؟ همچون عقل، اراده آزاد، تعالی جویی معنوی، و غیره. یا امری ارزشی است، یعنی خداوند انسان‌ها را بیش از سایر موجودات دوست دارد و عزیز می‌دارد؟ گویی اسلام شناسان مسلمان و غیر مسلمان این مفهوم را مفهومی ارزشی به شمار می‌آورند.

پ- عدالت و برابری :

خدای قرآن، خدای عادل است و به هیچ کس ذره‌ای ستم نمی‌کند: ” و پروردگارت در حق بندگان ستمگر نیست” (فصلت، ۴۶)، “و پروردگارت بر هیچ کس ستم روا نمی‌دارد” (کهف، ۴۹)، “خداوند به اندازه ذره‌ای نیز ستم نمی‌کند” (نسأ، ۴۰).

هدف خداوند از ارسال همه انبیأ اقامه عدل و قسط بوده است :

“به راستی که پیامبرانمان را همراه با پدیده‌های روشنگر فرستادیم و همراه آنان کتاب آسمانی و سنجه فرو فرستادیم، تا مردم به دادگری برخیزند” (حدید، ۲۵).

پیامبر اسلام نیز رسالت خود را در همین محدوده معرفی می‌کرد و می‌گفت: “دستور یافته ام که در میان شما دادگری کنم” (شوری، ۱۵)، “پروردگارم به دادگری فرمان داده است” (اعراف، ۲۹).

“خداوند به عدل فرمان می‌دهد” (نحل، ۹۰).

“ای داود ما تو را در روی زمین خلیفه[خود] برگماشته ایم، پس در میان مردم به حق داوری کن” (ص، ۲۶).

“ای مومنان به عدل و داد بر خیزید” (نسأ، ۱۳۵).

قرآن عدالت را به قلمروهای گوناگون گسترش داده است: شهود باید عادل باشند (بقره، ۱۸۲. مائده، ۹۵)، عدالت در داوری قضایی (انعام، ۱۵۲. نسأ، ۵۸)، افراد باید بی طرفانه و عادلانه سخن بگویند (انعام، ۱۵۲)، همه زندگی باید در راه عدالت باشد (مائده، ۸)،

رفتار با دشمنان نیز باید عادلانه باشد:

“دشمنی تان با بعضی از مردم شما را بر آن ندارد که بیداد کنید، دادگری کنید که به تقوا نزدیکتر است” (مائده، ۸).

از نظر اقتصادی هم قرآن ضد فقر است. گفته‌اند که بین فقر و کفر همبستگی وجود دارد. “فقر مرگ بزرگتر است” (علی بن ابی طالب، نهج البلاغه، حکمت ۱۶۳). فقر یکی از دستاویزهای شیطان است (بقره، ۲۶۸). آیات زیادی در قرآن درباره کمک به فقرا وجود دارد.

قران شکاف‌های طبقاتی گسترده را نمی‌پذیرد و می‌گوید:”فزون طلبی شما را بازی داد” (تکاثر، ۱).

“و کسانی که زر و سیم می‌اندوزند و آن را در راه خدا خرج نمی‌کنند، ایشان را عذابی دردناک خبر ده” (توبه، ۳۴).

به طور طبیعی مردم و عقلای دوران برساخته شدن اسلام درک و تفسیر امروزیان از عدالت را نداشتند، اما هیچ عاملی وجود ندارد که آنان را از فهم امروزین نهی کند. به عنوان مثال مسلمانان به راحتی می‌توانند عدالت قرآنی را به نظریه قابلیت‌های (capabilities theory) آرمارتیاسن/مارتا نسبام بازگردانند.

ت- آزادی و روا داری :

مطابق دستور قرآن هیچ کس را نمی‌توان بر اسلام و ایمان آوردن مجبور کرد:

“در دین هیچ اجباری نیست” (بقره، ۲۵۶).

راولز پذیرش بارهای داوری (burdens of judgment) و آزادی وجدان (liberty of conscience) را به عنوان دو ملاک معقول بودن یک آموزه فراگیر مطرح می‌سازد (JF, p. 191). این آیه و آیاتی که پس از این خواهند آمد، آزادی وجدان را به رسمیت می‌شناسند. مفسران این آیه را دو معنا کرده‌اند. اول- نفی: خداوند امر ایمان را بر اجبار و اکراه قرار نداده، بلکه ایمان امری اختیاری است. دوم- نهی- هیچ کس را بر اسلام آوردن نباید اجبار کرد، اسلام اجباری فاقد اعتبار است.

“اگر پروردگارت می‌خواست همه کسانی که در روی زمین هستند ایمان می‌آوردند، پس آیا مردم را وا می‌داری که مومن شوند” (یونس، ۹۹).

قرآن انسان‌ها را در انتخاب هدایت و ضلالت آزاد گذاشته است :

“و بگو این حق و از سوی پروردگارتان است؛ هر کس که خواهد ایمان بیاورد؛ و هر کس که خواهد کفر ورزد” (کهف، ۲۹).

پیامبر وکیل و نگهبان مردم نیست که که آنان را به زور به راه راست سوق دهد (یونس، ۱۰۸. زمر، ۴۱). بر مردم سیطره ندارد:”پس اندرز ده که همانا تو اندرزگویی. [و] بر آنان مسلط[و حکمفرما] نیستی” (غاشیه، ۲۱- ۲۰). پیامبر حق زورگویی به مردم و جباریت را ندارد (ق، ۴۵). کار او روشن کردن راه هاست، نه اجبار به راهی خاص. پس از روشن شدن راه ها، هر کس می‌تواند راه خود را انتخاب کند:

“بگو هان ای کافران. من معبود شما را نمی‌پرستم و شما هم پرستنده معبود من نیستید و من پرستنده آنچه شما می‌پرستید نیستم و شما هم پرستندگان معبود من نیستید. شما را دین شما، و مرا دین من” (کافران، ۶-۱).

راولز از دو گونه رواداری سیاسی و جامع سخن گفته است. رواداری جامع دینی قرآن- با تمام قیود آن- پشتیبان رواداری سیاسی راولزی است. راولز آن را مصداق استدلال مبتنی بر حدس (reasoning from conjecture) می‌نامد.

ث- اولین عهد نامه پیامبر: راهی به سوی همکاری منصفانه

دو سوم آیات قرآن در مکه نازل شده است. این گونه آیات بیان کننده آرمان‌های اخلاقی و عدالت طلبانه‌اند و فاقد احکام فقهی ای هستند که مطابق حقوق بشر دوران مدرن، خشونت و مخالف لیبرالیسم به شمار می‌روند.

پس از هجرت مسلمانان از مکه به مدینه، پیامبر عهدنامه‌ای برای زندگی مسالمت آمیز و همکاری مهاجران و انصار و یهودیان تدوین کرد. به گفته ابن اسحاق در این توافق، “با یهودیان عهد بست و دین و اموال آنان را به رسمیت شناخت و شرط‌هایی بر آنان گذاشت و شرط‌هایی نیز از آنان پذیرفت” (ابن هشام، السیره النبویه، ج ۱، ص ۵۰۱). در بخش مربوط به یهودیان این عهد نامه آمده است:

“هر یهودی از ما پیروی کند یاری می‌شود و با دیگر مسلمانان مساوی است، بر او ستم نمی‌شود و دشمنش یاری نمی‌گردد…تمام طوائف یهود به هنگام جنگ، با مومنان امت واحدی تشکیل می‌دهند. همچنین یهود بنی عوف با مومنان یک امت‌اند. یهود دین خود را دارند و مسلمانان دین خود را. این هر دو گروه دوستان و هم پیمانان و بردگان خود را دارند، مگر کسی که مرتکب ستم و گناه شود که در این صورت جز به خود و خاندانش به کسی ضرر نمی‌رساند. برای یهود بنی نجار همان است که برای یهود بنی عوف. همچنین است نسبت به تمام طوائف یهود. هیچ کس از یهود از جمع ایشان خارج نگردد، مگر به اجازه محمد و خون کسی پایمال نگردد. هر کس دیگری را بکشد خود و خانواده اش مسئول اند، مگر آن که به او ظلم شده باشد و خداوند بدان راضی باشد.یهود و مسلمانان در هزینه جنگ سهم خود را دارند. یهود و مسلمانان علیه متجاوز به یاری یکدیگر بر می‌خیزند و روابط میان ایشان براساس خیرخواهی و نیکی و به دور از گناه است. هیچ کس به هم پیمان خود آسیب نمی‌رساند و همگی به یاری مظلوم بر می‌خیزند”.

این پیمانی جنگی علیه مشرکان مکه بود. به همین دلیل در آن بسیار درباره اتحاد و عدم اتحاد در جنگ و صلح سخن رفته است. همه علیه مهاجمان به مدینه یکدیگر را یاری می‌کنند، مسلمانان و یهودیان حق دارند یکدیگر را به صلح با دشمنان دعوت کنند، مگر آن جنگ در راه دین باشد. یهودیان نباید به مشرکان مکه- که دشمن مسلمانان بودند، پناه دهند.

مطابق این پیمان، قاضی حل اختلافات میان مسلمانان با یکدیگر، و مسلمانان و یهودیان، محمد است.

با این که بارها در این پیمان از قسط و عدالت سخن رفته، اما در آن دوران عدالت به معنای برابری همه انسان ها- از جمله زنان و مردان- نبود. اساساً اجتماعات (communities) ساده دوران ماقبل مدرن را نمی‌توان جامعه (society) نامید و دولت هم در آن اجتماعات ساده قبائلی وجود نداشت تا “شهروندان آزاد و برابر”- که برساخته دوران مدرن است- وجود داشته باشد. پس مفهوم راولزی جامعه در مقام نظام منصفانه همکاری میان شهروندان آزاد و برابر نمی‌توانست در آن دوران وجود خارجی داشته باشد. بدین ترتیب، عهدنامه یاد شده، امری متعلق به اجتماعات قبائلی است.

ج- التزام به عرف عقلای (elite rationality) زمانه

قرآن همگان را به عقل و علم دعوت می‌کند. در ۴۹ آیه قرآن مشتقات عقل به کار رفته است. به عنوان نمونه :

“آیا اندیشه نمی‌کنید؟ بهوش باشید گیریم که در آنچه به آن علم دارید محاجه کردید، اما چرا در آنچه به آن علمی ندارید مجادله می‌کنید” (آل عمران، ۶۶- ۶۵).

“و آنچه به آن علم نداری پیروی مکن” (اسرأ، ۳۶).

زمخشری در تفسیر آیه نوشته:”مراد از این عبارت آن است که مخاطب را از گفتن چیزی که از آن آگاهی ندارد و انجام دادن کاری که به آن ناآگاه است، باز می‌دارد و این حکم آشکار، هر گونه تقلیدی را هم شامل می‌شود، زیرا تقلید عبارت از پیروی ناآگاهانه از حکمی است که شخص مقلد از درستی یا نادرستی آن آگاهی ندارد” (کشاف، جلد دوم، ص ۸۴۵).

قرآن در موارد گوناگون، از مدعیان، برای صدق باورهایشان، طلب برهان کرده است:

“بگو اگر راست می‌گویید برهانتان را بیاورید” (بقره، ۱۱۱). “بگو اگر راست می‌گویید برهانتان را بیاورید” (نمل، ۶۴).

زمخشری در کشاف در تفسیر آیه ۱۱۱ سوره بقره نوشته:”این عبارت قرآنی پیش از هر دلیل دیگری نگرش اهل تقلید را تباه می‌کند و مقرر می‌دارد، هر سخنی که دلیلی برای درستی آن در دست نباشد، باطل است و اثبات پذیر نیست” (کشاف، جلد اول، ص ۲۲۱).

تا حدی که من می‌فهمم، راه ساده تری برای خشونت زدایی از اسلام و سازگار کردن اسلام و لیبرالیسم وجود دارد. این راه به قرار زیر است:

۹۹ درصد احکام فقهی (قصاص، سنگسار، حکم محاربه، جکم قطع دست دزد، و……….) اسلام امضایی‌اند. پیامبر اسلام در مدینه، برساخته‌های عقلای دوران خود و پیش از آن را “امضا” و تأیید کرد تا مردم بتوانند در چارچوب‌های مرسوم به زندگی شان نظم ببخشند. این رویکرد، نشان دهنده التزام به عقلانیت بود. آن برساخته ها، محصول درک و فهم عقلای مردم آن دوران از عدالت در چارچوب زندگی قبائلی بودند. آن برساخته‌ها که پس از اندکی اصلاح، تأیید و به آیات قرآن تبدیل شدند، با حقوق بشر، دموکراسی و لیبرالیسم تعارض دارند.

به تعبیر قرآن، پیامبر الگوی مسلمانان است. محمد عرف عقلای زمان خود را امضا کرد. اکثر فقهای مسلمان با بد فهمی این عمل پیامبر، ادعا دارند که باید به آن برساخته‌های امضایی عمل کرد، در صورتی که پیامبر با این عمل به مسلمانها آموخت که عرف عقلای زمان خود را امضا کنند. امضا و تأیید لیبرالیسم سیاسی راولز به عنوان برساخته عقلای دوران جدید، عین عمل به سنت پیامبر اسلام است.

الگو بودن پیامبر به معنای امضای عرف عقلا در هر زمان به وسیله مسلمانان است، نه عمل به برساخته‌های عقلای پیش از اسلام که موجب اسلام هراسی می‌شوند و هیچ فایده عملی برای مسلمانان ندارند. آیات بسیاری در قرآن وجود دارد که با تفسیری نو، با لیبرالیسم سیاسی راولز سازگارند.

لیبرالیسم سیاسی راولز نه تنها لیبرالیسم دوران ماست، نه مورد قبول همه متفکران دیگر نحله‌های فکری است. ولی‌ این لیبرالیسم سیاسی توسط تعداد زیادی از متفکّران مورد قبول قرار گرفته است. در عین حال خوانش و تفسیر لیبرال از قرآن احتمالاً از دیگر روایت‌های رقیب با روح این متن سازگارتر است. بنابر این من براین باورم که تأیید لیبرالیسم سیاسی راولز دقیقا مطابق آموزش‌های پیامبر اسلام خواهد بود. پیامبر الگویی‌ است برای مسلمانان که عرف عقلای دوران خود را امضا و تأیید کرد. اسلام پیامبر را نباید به الگویی برای وحشت افکنی و هراس و گسترش اسلام ستیزی تبدیل کرد، که هیچ فایده‌ای برای مسلمانان به جز رنج و درد ندارد. همان طور که توضیح داده شد، بسیاری از آیات قرآن با تفسیر مدرن و لیبرالیسم سیاسی راولز سازگار خواهند بود. این بدین معنی‌ است که تفسیر‌های لیبرال و سکولار هم از اسلام وجود دارند که با روح واقعی‌ این دین بیشتر تطابق دارند تا تفسیر‌های بنیاد گرایانه.

منبع رادیو زمانه

اخبار ورزشی چهار شنبه با امیر خسروجردی

جایزه بهترین داور سال ۲۰۱۶ آسیا به فغانی رسید.

2069

کنفدارسیون فوتبال آسیا از اهدای جوایز ویژه بهترین داور آسیا در سال ۲۰۱۶ به تیم داوری ایران خبر داد.
خبرگزاری مهر دراین باره نوشت:کنفدراسیون فوتبال آسیا با ارسال نامه ای به علیرضا اسدی دبیرکل فدراسیون فوتبال از علیرضا فغانی به عنوان بهترین داور، رضا سخندان و محمدرضا منصوری به عنوان بهترین کمک داوران در سال ۲۰۱۶ دعوت کرد تا در مراسمی که روز یکشنبه ۳۰ آبان ماه (۲۰ نوامبر) در کوالالامپور مالزی برگزار می شود، حضور یابند تا جوایز ویژه بهترین داوران آسیا در سال ۲۰۱۶ را به تیم داوری ایران اهدا کند.

علی مرادی:دیگر خطر محرومیت و تعلیق وزنه برداری ایران تهدید نمی کند.

رییس فدراسیون وزنه برداری از حل مشکل ایران خبر داد و گفت: دیگر خطر تعلیق، محرومیت و یا جریمه وزنه برداری ایران را تهدید نمی کند.
علی مرادی، رییس فدراسیون وزنه‌برداری ایران در جلسه هیات اجرایی فدراسیون جهانی وزنه‌برداری که هم اکنون در پنانگ مالزی در حال برگزاری است، شرکت کرد و توضیحات او مورد قبول هیات اجرایی فدراسیون جهانی قرار گرفته و به گفته او دیگر خطر تعلیق، محرومیت و یا جریمه ایران را تهدید نمی‌کند.
وی در این باره اظهارداشت‌:ما در جلسه هیات اجرایی حاضر شدیم و در این جلسه توضیحات خود را ارائه کردیم. دیگر لزومی به حضور سجاد انوشیروانی و بهداد سلیمی در مالزی وجود ندارد. همچنین این موضوع به خوبی و بدون این که خطر تعلیق، محرومیت و یا جریمه‌ای را برای ایران داشته باشد به پایان رسید.

در واکنش به اظهارات سرمربی تیم ملی وزنه برداری، کیانوش رستمی:اهل حنگ و حاشیه نیستم، لازم باشد کنار می کشم.

قهرمان وزنه‌برداری المپیک ریو در واکنش به اظهارات اخیر سرمربی تیم ملی مبنی بر اینکه تمام نفرات باید زیر نظر او باشند، گفت: دنبال حاشیه نیستم اما اگر چیزی به ضرر کشور و پیشرفتم را در نظر بگیرند، کنار خواهم کشید. هیچ‌گاه سعی نخواهم کرد درگیری به وجود بیاورم.
کیانوش رستمی درمصاحبه با ایسنا ‌در واکنش به اظهارات سرمربی تیم ملی وزنه برداری ایران مبنی بر اینکه همه ملی‌پوشان باید زیر نظر او تمرین کنند، گفت: اصلا دوست ندارم در حاشیه بروم. جنگ و جدال هم هیچ ارزشی برای من ندارد. مهم‌ترین مساله برای من این است که حرفی را که می‌زنم عملی کنم. تا الان هم شرایط این طور بوده است. نمی‌خواهم که شرایط به شکلی باشد که فقط حرف بزنم.
وی در پاسخ به این پرسش که اگر قرار باشد تصمیمی بگیرد چه کار خواهد کرد، تصریح کرد: من راه صحیح و درست را می‌روم و می‌خواهم همواره پرچم ایران را به اهتزاز درآورم. اگر جز این باشد، ورزش را کنار می‌گذارم. اگر یک روز بدانم که قرار است در مسابقه‌ای نتوانم پرچم ایران را به اهتزاز درآورم، خب در آن مسابقه‌ها شرکت نمی‌کنم. من در بعضی شرایط نمی‌توانم پیشرفت کنم و پیشرفت برایم مهم است. وقتی هم که پیشرفت نکنم نمی‌توانم به مسابقه‌ها بروم.

روحانی:یکی از بهترین تیم های تاریخ کاراته ایران را دراختیارداریم.

حسین روحانی مربی تیم ملی کاراته ایران با بیان مطلب فوق به خبرنگار مهر گفت: بعد از پشت سر گذاشتن ۱۶ مرحله اردوی تمرینی و
برگزاری شفاف رقابتهای انتخابی بهترین های ایران به ترکیب اصلی تیم ملی راه پیدا کرده و در بهترین شرایط آمادگی روحی ، روانی و جسمانی به مسابقات جهانی اعزام می شوند. مربیان تیم ملی نیز هر چه در توان داشتند برای آماده سازی این نفرات بکار گرفتند. 
قهرمان پیشین جهان با اشاره به اینکه یکی از بهترین تیم های تاریخ کاراته ایران را در اختیار داریم اظهار داشت: تیمی که در مسابقات جهانی ۲۰۰۶ فنلاند موفق به کسب دو مدال طلای جهان شد در ترکیب خود برخی از بهترین های کاراته ایران را در اختیار داشت. دوره قبل تیم ما با همین نفرات مدال طلای کومیته تیمی جهان را کسب کرد و اکنون با تجربه بیشتر می روند که نتایجی بهتر از دوره قبل را کسب کنند. 
رقابتهای کاراته قهرمانی جهان ۴ تا ۹ آبان ماه در اتریش برگزار خواهد شد و تیم ملی ایران برای حضور در این مسابقات بامداد پنجشنبه ۲۹ مهرراهی محل برگزاری این مسابقات خواهد شد.

ماتیوس:آنچلوتی باید سخت گیر تر باشد.

لوتار ماتیوس بازیکن اسبق بایرن مونیخ درباره عملکرد کارلو آنچلوتی دراین تیم گفت: به نظر می رسد او رابطه خوبی با بازیکنان تیم پیدا کرده است، ولی این برای یک مربی کافی نیست. مربی باید سخت گیرتر باشد و آنچلوتی تاکنون این تاکتیک را نداشته و همین یکی از دلایل افت بایرن مونیخ در این چند هفته بوده است. روشی که تاکنون این مربی به کار بسته، جواب نداده است. او باید در روش خود در بایرن مونیخ تجدید نظر کند. 
وی افزود:فکر می کنم یک مشکل جدی که بازیکنان بایرن مونیخ بدان دچار هستند، موضوع اعتماد به نفس پایین بازیکنان است. او باید اعتماد به نفس بازیکنان بایرن را بالا ببرد تا دوباره همان تیم خوب ابتدای فصل قبل باشد. بازیکنان بایرن مونیخ مغرور هستند و از نظر نگرش فوتبالی مشکل دارند. برای بهتر شدن باید نگرش خود را تغییر بدهند.

اختصاصی سایت خبرنامه خلیج فارس

بازارچه کتاب ساز شکسته/ بهارک عرفان

بازارچه‌ی کتاب این هفته‌ی ما سرکی‌ست به پیشخوان کتاب‌فروشی‌های گوشه‌گوشه‌ی جهان کتاب. عناوین برگزیده‌ی ما در این گذر و نظر اینهاست:

 

ساز شکسته

 
2061
 

 

نویسنده: منوچهر سهیلی شمیرانی
مترجم: علیرضا حسنی
ناشر: موسیقی عارف
قیمت: ۲۰۰۰۰ تومان
تعداد صفحات: ۱۱۸ صفحه

 

۳سبک در نواختن ساز ویلن شناخته شده است که هنرآموزان از این سه سبک پیروی می‌کنند. اول سبک استاد صبا، دوم سبک استاد حسین یاحقی و سوم سبک مهدی خالدی. زنده یاد خالدی را در عرصه موسیقی اصیل ایرانی، یکی از بدعت گذاران سبک نو می‌دانند. زیرا روال همیشگی پیش درآمد، چهارمضراب، آواز، تصنیف و گاهی قطعه‌های رنگ را در برنامه های موسیقی به هم ریخت و تصانیفی ساخت که به جای پیش درآمد، دوبند شعر داشت و ارکستر با تصنیف شروع و با تصنیف خاتمه پیدا می‌کرد.
کتاب «برگ خزان» اثر پیشین منوچهر سهیلی، ۳۵ قطعه آهنگ از ساخته‌های زنده یاد پرویز یاحقی را در بر گرفت و سهیلی بعد از پرداختن به آثار زنده یاد مرحوم خالدی، پس از ۲ سال کتاب «ساز شکسته» را نوشته که ۳۰ قطعه از آهنگ‌های ماندگار این استاد موسیقی را در بر می گیرد. نت‌نویسی آهنگ‌های مذکور با موافقت فرزندان استاد خالدی، و به مدد نرم افزار سیبیلیوس انجام شده است.
سهیلی همچنین آهنگ‌های این کتاب را اجرا کرده که فایل صوتی‌شان در قالب یک لوح فشرده در کنار کتاب، عرضه می شود.

 
 

وقتی گنجشکی جیک‌جیک یاد می‌گیرد

 
2062
 

نویسنده: حمدرضا یوسفی
ناشر: کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان
قیمت: ۹۷۰۰ تومان
تعداد صفحات: ۲۰۸صفحه

 

مهاجرت و آسیب‌ها و مشکلات آن موضوع‌هایی است که در این اثر به آن‌ها پرداخته شده است.
جمیل پسری تاجیکستانی است که به افغانستان و ایران سفر می‌کند و در این سفر طولانی مشکلات عجیبی را پشت سر می‌گذارد. جنگ، قاچاق‌ و بردگی بخشی از واقعیت‌هایی است که این نوجوان با آن‌ها روبرو می‌شود و به تنهایی آن‌ها را پشت سر می‌گذارد.
«جمیل که مرگ، کشتن، انفجار، شلاق و فروش خودش به عبدل و چیزهای دیگر را دیده بود، از این‌که توی معده‌اش پر از مواد بود دیگر نمی‌ترسید. خسته بود. فکر می‌کرد، چقدر ساده راز محمد به هوا رفت. بکتاش را خالدخان بی‌زبان کرده بود. میرویس به راحتی شمس را به رگبار بست. ملا قادر باغ را خمپاره‌باران کرد. خالدخان مثل آب خوردن او و نظیر را فروخت. دلش خواست دوتار را از روی متکا بیرون بیاورد و بزند. حسی به او می‌گفت آخرین دقایق زندگی‌اش را می‌گذراند…»
نویسنده کوشیده است با روایت زندگی بخشی از کودکان و نوجوانان خاورمیانه تصویری از شیوه‌ی زندگی متفاوت آنان را به مخاطبان ایرانی ارایه دهد. مهاجرت و پناهندگی یکی از مسایل مهم سال‌های اخیر است که بسیاری از کودکان و نوجوانان آن را تجربه می‌کنند، بی‌آنکه رسانه‌ها و ادبیات به آن بپردازند. یوسفی در آثار اخیر خود بیش از پیش به کودکان و نوجوانان در معرض خطر پرداخته است و موضوع‌های اجتماعی را دستمایه‌ی خلق آثارش قرار داده است.

 

دیوانه های فوتبال

 
2063
نویسنده: دومینیک آتون و دنی دایر
مترجم: وحید نمازی
ناشر: چشمه
قیمت: ۲۳۰۰۰ تومان
تعداد صفحات: ۳۰۶ صفحه

 

این کتاب دربرگیرنده داستان های واقعی از سرسخت ترین و متعصب ترین هواداران فوتبال در سراسر دنیاست. این کتاب، چهل و سومین عنوان مجموعه «علوم انسانی» است که چشمه منتشر می کند.
این کتاب ۹ فصل دارد که هرکدام مربوط به داستان های هواداران فوتبال در کشورهای مختلف دنیا می شوند. عناوین فصول این کتاب به ترتیب عبارت است از: بازگشت به خانه، بالکان ها، لهستان، هلند، برزیل، آرژانتین، روسیه، ترکیه، ایتالیا.
آن چه مخاطب در این کتاب می خواند، داستان هایی درباره بی رحم ترین، وحشتناک ترین و پرشورترین تشکیلات هواداران فوتبال جهان است. ممکن است مخاطبان کتاب به اشتباه فکر کرده باشند که انگلستان، سرسخت ترین و سازمان یافته ترین تشکیلات طرف داران و تماشاگران فوتبال را در جهان داشته باشد اما نویسندگان این کتاب، کاری کرده اند که دید چنین مخاطبی را تغییر می دهد. آن ها به دیدار دسته هایی از بچه های شرور رفته اند و در قلمرو و تحت شرایط سخت حکم فرمایی شان، با رهبران تشکیلات شان دیدار کرده اند. این دیدار و مصاحبه ها، همیشه خوب و به یادماندنی از آب در نیامده اند…
اتفاقاتی که در این کتاب آمده اند، اکثر به صورت مکتوب و گاهی هم به صورت تصاویر ضبط شده در دوربین فیلم برداری ثبت شده اند.
مترجم کتاب هم برای ترجمه آن، داستان خاصی دارد که در ابتدای نسخه ترجمه این کتاب به آن اشاره کرده است. وحید نمازی در مقام مترجم اثر می گوید اولین بار که متن و عنوان اصلی این کتاب را دیدم، ترکیبی از تردید و اطمینان به سراغم آمد. تردید به این خاطر که موضوعی نگاهی جامعه شناسانه و دقیق تر به زندگی و منش های هولیگان ها می توانست پنجره ای به بخش تاریک و نه چندان جالب فوتبال جهان باز کند اما پرده برداری از همین تاریکی ها هم برای خودش جذابیت های فراوانی داشت که برای ترجمه این اثر، ثابت قدم ترم کرد.
در قسمتی از متن این کتاب می خوانیم:
استن تقریبا داشت به دنی می گفت که امشب دیگر نباید آن قدر حماقت کند تا مثل شب پیش و برخورد با آدم های تشکیلات دیگر تیم کراکوویا مسئله ای برای مان پیش بیاید که نگاه به صورت دنی متوقفش کرد. شاید او نسبت به بقیه جلوتر [و با تجربه تر] بود ولی در آن لحظه، بیشتر از تمام ما ترسیده بود. دنی گفت «دارم شوخی می کنم پسر. واسه چی باید اون کار رو بکنم؟ بیا. یه جرعه دیگه می زنیم و بعدش می ریم سر کارمون.» بطری را به دست پیتر داد و گفت «باید دستام رو بالا بگیرم. من هیچ کاری ندارم فقط دلم قاروقور می کنه. قصد بی ادبی هم ندارم…»
ناگهان مجموعه ای از چراغ های جلو ماشین ها پدیدار شدند که هیکل سه انسان را که کنار دیواری ایستاده بودند، مشخص می کردند. تمام شان لباس هایی یک شکل پوشیده و زیپ کاپشن های شان را بالا کشیده بودند؛ هیچ کدام شان هم حرف نمی زدند. هراس انگیز به نظر می آمدند. تمام صحنه دقیقا متعلق به یک فیلم ترسناک بود.
دنی گفت «چه جهنم خفنی پسر! یا مسیح مقدس. این مزخرفه. این بدجوری خفنه…»
 
 

ناگازاکی

 
2064
 

نویسنده: اریک فی
مترجم: محمود گودرزی
ناشر: هیرمند
تعداد صفحات: ۸۰ صفحه

 

«ناگازاکی» با روایت ماجرای مرد پنجاه و شش ساله‌ای به نام «شیمورا»، کارمند اداره هواشناسی آغاز می‌شود. او مجرد است و تنها هم زندگی می‌کند. اما شیمورا از زمانی به بعد کم‌کم احساس می‌کند بعضی لوازم خانه‌اش خیلی کم جابه‌جا شده‌اند؛ ظرف ماست داخل یخچال اندکی از جایی که دیروز گذاشته بود، تکان خورده است. وقتی ظرف محتوی آبمیوه‌ای که در یخچال بود را با خط‌کش اندازه می‌گیرد متوجه می‌شود از نوشیدنی داخلش که موقع رفتن پانزده سانت بود، حالا تنها هشت سانتیمتر باقی مانده است!
شیمورا دچار تشویق می‌شود، از یخچالش عکس می‌گیرد، فاصله اشیاء و حجم‌شان را اندازه می‌گیرد و در دفترچه‌ای می‌نویسد. به خودش شک می‌کند. آیا ذهنش دچار این وسواس شده است؟ او سرانجام تصمیم می‌گیرد به این وسواس‌ها خاتمه دهد؛ شیمورا دوربینی در آشپزخانه نصب می‌کند تا وقتی سر کار است، بتواند در مربع گوشه کادر مونیتور هر آنچه را در آشپزخانه می‌گذرد، ببیند. روز اول، شیمورا تنها احساس می‌کند در فاصله رفتن و آمدنش بطری آب روی کابینت کمی جابه‌جا شده است. اما روز دوم تصویر زنی در کادر مربع گوشه مونیتورش ظاهر می‌شود؛ زنی که آب را می‌جوشاند تا برای خود کمی چای بنوشد…
رمان «ناگازاکی»، برگرفته از رویدادی واقعی‌ است که روزنامه‌های ژاپنی بسیاری در ماه میِ ۲۰۰۸ شرح آن را نوشتند. «اریک فی» نویسنده این کتاب که مدرک تحصیلی‌اش را در رشته روزنامه‌نگاری از مدرسه عالی روزنامه‌نگاری لیل گرفته و در حال حاضر در آژانس خبری رویترز کار می‌کند، از این ماجرا یک رمان می‌نویسد. «ناگازاکی» در ۲۸ اکتبر ۲۰۱۰ جایزه بزرگ رمان آکادمی فرانسه را از آنِ نویسنده‌اش می‌کند.
اریک فَی در سال ۱۹۶۳ در لیموژِ فرانسه به دنیا آمد. کتاب اول وی رساله‌ای درباره «اسماعیل کادره» نویسنده آلبانیایی بود که در سال ۱۹۹۱ منتشر شد. اولین اثر داستانی اریک فَی اما، داستان کوتاهی بود به نام «ژنرال انزوا» که در سال ۱۹۹۲ در مجله «لو سرپان اَ پلوم» به چاپ رسید. او سه سال بعد این داستان کوتاه را بسط داد و به شکل رمانی منتشر کرد.
از آثار فَی، می‌توان به رمان «ژنرال انزوا» (۱۹۹۵)، رمان «پاریژ» (۱۹۹۷، برنده جایزه لاتن)، مجموعه داستان «من نگهبان فانوس دریایی‌ام» (۱۹۹۷، برنده جایزه‌ دو مَگو)، رمان «رازِ سه مرز» (۱۹۹۸)، رمان «سفر در دریای باران‌ها» (۱۹۹۹، برنده جایزه یونسکو – فرانسواز – گالیمار)، مجموعه داستان «روشنایی‌های فسیل و قصه‌های دیگر» (۲۰۰۰)، رمان «خاکسترهای آینده‌ام» (۲۰۰۱)، رمانِ «مدت یک زندگی بدون تو» (۲۰۰۳)، رمان «انجمن آدم‌های بیچاره» (۲۰۰۶)، رمان «مردی بدون اثر انگشت» (۲۰۰۸)، مجموعه داستان «چند قصه از انسان» (۲۰۰۹) و رمان «ناگازاکی» (۲۰۱۰) اشاره کرد.
از محمود گودرزی، مترجم رمان «ناگازاکی» نیز پیشتر کتاب‌هایی چون «همه صبح‌های دنیا» نوشته پاسکال کینیار، «خیابان بابل» اثر ژان ماری بسه و «ملاقات‌های ناگوار» نوشته الیزابت اورم منتشر شده است.

دعوت به مراسم ششم اوت ۲۰۱۶ به مناسبت بیست و پنجمین سالروز قتل دکتر شاپور بختیار و سروش کتیبه

نهضت مقاومت ملی ایران
بنیانگذاردکتر شاپور بختیار
National Movement of the Iranian Resistance
NAMIR
Founded by Chapour Bachtiar

دعوت به مراسم ششم اوت ۲۰۱۶
به مناسبت
بیست و پنجمین سالروز قتل
دکتر شاپور بختیار و سروش کتیبه

36611_246هموطنان گرامی،
بیست و پنج سال پیش، در ششم اوت ۱۹۹۱، گماشتگان فرستاده شده از سوی «شورای امور ویژه»ی مشتمل بر رهبر نظام آیت الله علی خامنه ای و رئیس جمهور علی اکبر هاشمی رفسنجانی و… ، یعنی تصمیم گیرندگان جنایت پیشه و مسئولین قتل های زنجیره ای، دکتر شاپور بختیار، ادامه دهنده ی واقعی و ثابت قدم راه مصدق، راسخ ترین مخالف نظام جمهوری اسلامی، بنیانگذار و رهبر نهضت مقاومت ملی ایران و، همراه با او، دستیار باوفا یش سروش کتیبه را کشتند.
امسال نیز، روز شنبه ششم اوت ۲۰۱۶ اعضای خانواده، آشنایان، یاران و طرفداران شاپور بختیار برای یادآوری و بزرگداشت بر مزار او و سروش کتیبه گرد خواهند آمد.
بدین وسیله، نهضت مقاومت ملی ایران از کلیه ی هموطنان گرامی، ایرانیان دموکرات و خواهان ایرانِ رهایی یافته از بند اسارت حاکمیت مذهبی، آزاد و مستقل، برای حضور در این مراسم دعوت می نماید.
سخنرانان مراسم امسال:
۱ – آقای دکتر حمید اکبری، رئیس دانشکده ی مدیریت بازرگانی و استاد دانشگاه ایالتی مینه سوتا در شهر وینونا/ ایالات متحده آمریکا.
۲ – آقای جاماسِب سلطانی، دانشجوی رتبه ی دکترای علوم سیاسی ( موضوع دکترا: دستآورد دولت شاپور بختیار)، دانشگاه لایدِن/ هلند.
۳ – آقای امیر سلطانی، کارگردان و فیلمساز مستند، پژوهشگر و نویسنده/ ایالات متحده آمریکا.
هنگام مراسم:
آغاز، رأس ساعت ۱۶ (۴ بعد از ظهر)۰
پایان، ساعت ۱۷ و ۳۰ دقیقه ( ۵ و ۳۰ دقیقه بعد از ظهر).
مکان : Montparnasse Cemetery 75014 Paris, France
ایران هرگز نخواهد مرد
نهضت مقاومت ملی ایران
۱۶ تیر ۱۳۹۵
۶ ژوئیه ۲۰۱۶

منشاء هراس شدید نظام از مردم! / علی شاکری زند

گویند رمز عشق مگویید و مشنوید
مشکل حکایتی است که تقریر می کنند
حافظ

منشاء هراس شدید نظام از مردم!
نظامی که مشروعیت ندارد همواره خود را در خطر نابودی می بیند١

بیش از هزار اعدام در یک سال وعمل شرم آور شلاق زدن مردم در ملاءِ عام ناشی از احساس عدم مشروعیت رژیم است!
بخش یکم
علی شاکری زند
ناباوری سران نظام به قدرت خود و به مشروعیت آن

● دست یافتن روحانیت به قدرت سیاسی بیش از همه برای اعضای خود این گروه اجتماعی باورنکردنی بود. چنین رویداد غریبی برای خود آنان بیش از هر عضو دیگر جامعه به یک رؤیای غیرقابل تصور می مانست. سران آنان که بطور نیمه آگاه می دانستند که این وضع برای جامعه نیز به شدت باورنکردنی و برای هوشیار ترین مردم بهت آور است، برای آنکه خود به واقعیت آن باور کنند، به باور جامعه و قبولاندن واقعیت آن به مردم شدیداً نیازمند بودند. آنان از این رو می بایستی هر صدایی را که ممکن بود کمترین تردیدی را سد راه این باور سازد بی تأمل خفه کرده هر جنبنده ای را بلافاصله از سر راه آن بر می داشتند. این رفتار بطور نیمه غریزی و نیمه آگاهانه سرکوب بی امان و بلاوقفه ای را می طلبید.

b233d972ada3f6b911297ef40b012c8a_XL

اما علت اصلی این ناباوری سران رژیم ملایان به قدرتی که به دست آنان افتاده بود عدم مشروعیت آن بود. شکل به ظاهر عرفی دولت موقت که اکثریت آن از چهره های سیاسی غیر روحانی بودند نیز نشانه ای از همین عدم امکان افتادن قدرت حکومت به دست روحانیت در وجدان عمومی بود، و از سوی خمینی پوششی موقت بر آن، برای مستهلک کردن ضربه ی فکری آن و کمک به تضعیف مقاومت روانی در برابر آن.

بیشتر بخوانید »

ترس میرحسین موسوی از «تیان آن من » شدن تهران ، بوسیله سردارانی مانند قالیباف

خرداد ماه سال ۱۳۸۸ ، تا پیش از پایان رای گیری روز آدینه ۲۲ خرداد ، همه جای ایران ،سراسر جوشش و جنبش و مشارکت گرم چند ده میلیونی شهروندانش بود و در سویی دیگر، در اتاق هایی، سرداران و روحانیونی که یک ماموریت ویژه داشتند، زدن و تخریب میرحسین موسوی و مهدی کروبی و به گفته بهتر ، مبارزه با مشارکت و جنبش مردم ،سرداران و روحانیونی دیگر هم ، مامور مهندسی انتخابات و کنترل آن بودند ،هنوز کمتر کسی می دانست در کارنامه این کارزار چه نوشته خواهد شد ولی پس از پایان رای گیری ، آشی که سرداران و روحانیون ،چند ماهی، پنهانی در حال پختنش بودند به خورد جامعه داده شد ، آشی زهر آلود و سمی.
چنان شوکی به کشور وارد شد که هنوز پس از هفت سال از آن بیرون نیامده و می توان گفت از شوک جنگ هشت ساله ،کشور بیرون آمده ولی از حاشیه های انتخابات ۸۸ هنوز بیرون نیامده
۵ _ چند سال پیش از آنکه رنگ سبز برای ستاد موسوی شناسانده شود ماها که سخت درگیر کارهای محیط زیست بودیم به سبزهای ایران شناخته می شدیم، خودم عضو هیات مدیره کشوری ،دبیر شبکه سبز شمال کشور و رییس هیات مدبره شبکه سبز گیلان ،گرداننده وبلاگ «میراث سبز ایران » بنیانگذار موسسه گسترش دانش و صلح سبز و… بودم . طبیعی بود کسانی مانند ماها، برای هر ستادی کشش داشته باشیم و من بدون نگاه به این کشش ، به ستاد سبزموسوی رفتم شاید در اندازه توانم در بیرون راندن محمود احمدی نژاد کمکی کنم

4233

ما از سبزهای واقعی و زیست محیطی قدیمی و نیز مورد پشتیبانی دانش آموخته ها ، رسانه ها و نیز جوانان بودیم.من در ستاد مرکزی خیابان فاطمی، بیشتر با بخش نمایندگان ادوار مجلس و نیز امور استانها و روابط عمومی همکاری داشتم هرچند در جو دوستانه آنجا با بخشهای دیگر مانند جوانان هم همکاری می کردم و بیشتر پایان هفته ها و تعطیلات هم در ستادهای استان گیلان بودم.
۴ -روز آدینه ۲۲ خرداد ،ساعت میان ده تا یازده شب ، همان روز انتخابات ، خبر شوم و تکان دهنده « تمام شد» را مسعود سلطانی فر که باید گفت » مرد چندچهره و اهل معامله » که اکنون معاون رئیس جمهور و رییس سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری است! و آن هنگام در حلقه نخست ستاد مهدی کروبی بود از آنسوی تلفن به معاون سیاسی پیشین خود در استانداری گیلان (سید احمدحسینی) که برای ستاد موسوی کار میکرد داد ، حسینی سرپا ایستاده بود، من دیدم که خیس عرق شده و دنبال صندلی برای نشسن است و تو گویی کمرش شکست و توان ایستادن ندارد ، باورش برایش سخت بود ، مگر چند ساعت از پایان رای گیری گذشته ، در کجای جهان به این زودی نتیجه روشن میشود ، حتا در کشورهای کوچک یکی دو میلیونی هم با این شتاب ، نتیجه نمایان نمی گردد ،چون او زمانی معاون سیاسی امنیتی استانداری بود و خودش رییس برگزاری انتخابات یک استان و خوب می دانست چه بلایی سر رای مردم آورده اند ، سرداران و روحانیان کار خود را کرده اند.
۳ – – ناگفته و موارد بسیار محرمانه و سری چندی در پیوند با این ماجرا وجود دارد که هنوز به جز شماری ، همه ماها از آن بی خبریم ، چگونه میرحسین موسوی و مهدی کروبی را آرام آرام کنترل و در پایان به دام انداختند ،اگر حتا بپذیریم که هیچ جابجایی رایی انجام نشده و همانچه که وزارت کشور دولت احمدی نژاد شمرده و خوانده یعنی ۱۳ میلیون رای درست است، چگونه کسی که سیزده میلیون رای داشته ، اکنون در زندان است و از این همه نیرو و پتانسیل بهره نگرفت ،هرچند از فرمول معروف قالیباف که برای یورش به کوی دانشگاه در سر داشت، یعنی «گاز انبری » مستقیمن برای این دو کاندیدا ریاست جمهوری بکار گرفته نشد ولی مردم عادی و شهروندان بسیاری با حمله های گازانبری روبرو شدند و روانه شکنجه گاههای بی شمار رژیم شدند و این میان مردم آماده بودند تا هزینه بیشتری بپردارند و جان خود را هم به خطر بیاندازند و انداختند ،که موسوی و کروبی حرکت جدی به جز ببانیه دادن انجام دهند ، که با شگفتی ، هرچه صبر کردیم ، آنها کاری جز نامه پراکنی انجام ندادند و هم مردم سرکوب شدند و در آتش کوتاهی آنها سوختند و هم خودشان. بیانیه ها و نامه های نخستین موسوی و کروبی بسیار دلیرانه بود ولی هیچ جنبشی در برنامه نبود و شاید این خود برنامه بود واگر نیک بنگریم هر چه از خرداد دور می شویم بیانیه شماره ۱۷ را، توگویی این بیانیهرا، در دفتر هاشمی رفسنجانی یا موسوی خوئینی‌ها یا خاتمی ویرایش کرده اند
۲ -آن روزها و ماهها در بیشتر راهپیمایی های تهران بودم و کسی باور نمی کرد که آن نیروها سربازها ایرانی باشند که چنین دشمنانه و وحشیانه به مردمی که دست خالی بودند یورش می بردند و می زدند ، زن ،پیر و ببمار هم نداشت ، همه را می زدند آنچه که با چشمم دیدم ، باور نکردنی و شوک آور بود برایم ، ابنها کجایی هستند ، در دل تهران ، روبروی دانشگاه تهران، مانند تازی های مسلمان و مغولان بی رحم سنگدل اند
۱ – اجرای » تیان آن من ۲″ در شهرتهران هم یکی از گزینه های روی میز بود، شماری از سرداران سپاه پاسداران، از جمله محمد باقرقالیباف ،که پیشتر در ماجرای کوی دانشگاه در سال ۱۳۷۸ در نامه ای سید محمد خاتمی ، رییس جمهوری رژبم را تهدید کرده بودند ، این بار برای پایان دادن و جمع کردن راهپیمایی های هر روزه و گسترده تهران و پایان دادن به جنگ انتخاباتی میان محمود احمدی نژاد و میرحسین موسوی ، طرحی را مانند آنچه نظامیان چینی در شهر پکن در سال ۱۹۸۹ با کشتن صدها (بنا به آماری ۲۶۰۰ کشته ) انجام دادند داشتند ، به گونه ای که شنیده ها از سفر یک کمیته ویژه ، زیر نام بازدید از شهر سازی و دانشگاه شهر پکن پایتخت چین کمونیست با بودجه شهرداری تهران و با سرپرستی مشاور ویژه و استاد راهنمای تز دکترای قالیباف ،یعنی دکتر موسی پورموسوی از سوی قالیباف شهردار تهران حکایت داردتا به بهانه همکاری میان دو پایتخت ،بررسی همه سویه و نزدیکی از میدان » تیان آن من » پکن داشته باشند و اگر نیاز شد که سرکوبی و لت و پار کردن هزاران شهروند مانند دوستان شرقی و کمونیستی را انجام دهند ، مانند دیگر کارهای محرمانه به بهترین گونه اجرا شود
دوست داشتم آنچه را که از نزدیک دیده و شنیده بودم و کارهایی که خودم پیش و پس از روز رای گیری انجام دادم بویژه نامه هایی که برای هر دو ستاد موسوی و کروبی پس از مهندسی انتخابات نوشتم و نیز نامه های جداگانه محرمانه برای شخصیت هایی مانند حسینعلی منتظری ، یوسف صانعی ، سیدهادی خامنه ای ، حسن خمینی ، الیاس حضرتی و…فرستادم را در این وبلاگ بنویسم یا طرح هایی از من که در ستاد موسوی بخشی از آن پیاده شد یا نفوذی های درون ستاد و کاستی ها و زجر و رنج هایی که گفته نشد و … شاید وقتی دیگر

ایران و روسیه، و سیاست دوگانه خامنه‌ای/ اکبر گنجی

آیت‌الله خامنه‌ای ۳۷ سال است که از آمریکا به عنوان دشمن غیر قابل اعتماد که فقط و فقط به دنبال سلطه، فریب و سرنگونی جمهوری اسلامی است سخن می‌گوید. ازاین که ایران به تمامی تعهدات هسته‌ای اش عمل کرد، اما دولت آمریکا فقط روی کاغذ به تعهداتش عمل کرد.

حقیقت این است که قلمرو بین الملل عرصه “منافع” دولت هاست و هر دولتی نهایت کوشش را به خرج می‌دهد تا منافعش را تأمین کند. همه دولت‌ها برای رسیدن به منافع خود از تمامی ابزارهای ممکن- از جمله توطئه، دسیسه، نفوذ، جاسوسی،…- استفاده می‌کنند و لذا نمی‌توان به آنها اعتماد کرد. آیا دولت اوباما تلفن‌های رهبران اروپا و دیگر متحدان خود را شنود نکرد؟

آیت‌الله خامنه‌ای به گونه‌ای سخن می‌گوید که گویی فقط دولت آمریکا – و دولت‌های غربی و اسرائیل – چنین‌اند. اما در عین حال، او آگاهانه چهره‌ای مثبت از روسیه و ولادیمیر پوتین به تصویر می‌کشد. کوچکترین اقدام روسیه علیه ایران، جدا کردن بخش‌های وسیعی از سرزمین ایران و تحمیل قراردادهای ننگین گلستان و ترکمنچای به ایران بود. خامنه‌ای به دنبال گسترده‌ترین روابط با این کشور و قرار گرفتن در جبهه‌ای واحد با روسیه پوتین است. این یک بام و دو هوایی که با شعار “نه شرقی، نه غربی” انقلاب اسلامی هم تعارض دارد، نیازمند تبیین است.

2263

آیت‌الله خامنه‌ای − ولادیمیر پوتین، عکسی از دیدار دوم آذر ۱۳۹۴. در این دیدار آیت‌الله خامنه‌ای با تمجید از نقش منطقه‌ای و بین‌المللی روسیه گفت: “نقشه‌ بلندمدت آمریکا برای منطقه به زیان همه‌ ملت‌ها و کشورها به ‌ویژه ایران و روسیه است و باید با هوشمندی و تعامل نزدیک‌تر، آن را خنثی کرد.”

آیت الله رمان خوان

خامنه‌ای اهل رمان است. درباره رمان خوانی او پیش از این در مقاله “علی خامنه‌ای کیست؟ ” سخن گفته و نشان داده‌ایم که رمان‌های غربی را هم خوانده و می‌خواند. رمان‌های روسی هم زیاد خوانده است. او مدعی است که انقلاب اکتبر روسیه را به خوبی و با اطلاع دقیق از جزئیات می‌شناسد. برخی از وجوه انقلاب روسیه برای او به صورت الگو در آمده است.

آیت‌الله خامنه‌ای در ۱۳۷۳ / ۴ / ۲۲ در دیدار هنرمندان و مسئولان فرهنگی ضمن گلایه از روشنفکران، هنرمندان و شعرای دوران قبل از انقلاب، ادعا می‌کند که هیچ یک از آنها پس از پیروزی به انقلاب نپیوستند. سپس به انقلاب روسیه پرداخته و می‌گوید با این که انقلاب روسیه بسیار خشن و بی رحم بود، اما “عدّه‌ بی‌شماری از روشنفکران، نویسندگان و شعرای درجه‌ یک روسیه‌ آن زمان را جذب کرد”. می‌گوید فردی چون آلکسی تولستوی (۱۹۴۵- ۱۸۸۳)- “که من خیلی از او خوشم می‌آید”- تا سال ۱۹۲۵ ضد انقلاب بود و به خارج رفت. اما وقتی برگشت، “رمان بسیار عالی” گذر از رنج‌ها را در بابِ انقلابِ سوسیالیستی روسیه نوشت که ترسیم زیبای رویدادهای انقلاب روسیه است. کتاب دیگر، رمان دُنِ آرام اثر میخائیل شولوخف (۱۹۸۴- ۱۹۰۵ ) است. مقامات روسیه به رمان دُنِ آرام اجازه انتشار نمی‌دادند و با مسئولیت ماکسیم گورکی این رمان منتشر شد. اما متأسفانه روشنفکران، شاعران و موسیقی‌دانان برجسته و معروف با جمهوری اسلامی همراه نشدند.

علی لاریجانی از ۲۴ / ۱۱ / ۱۳۷۱ به مدت ۱۰ سال با حکم آیت‌الله خامنه‌ای رئیس صدا و سیمای جمهوری اسلامی شد. زمانی که علی لاریجانی رئیس صدا و سیمای جمهوری اسلامی بود، آیت‌الله خامنه‌ای در یک نامه محرمانه به او نوشت:

«اگر رمان‌ها و نمایشنامه‌های نویسندگان شوروی را دیده باشید، می‌دانید که…آن‌ها بهترین کار و تلاش را کردند. از باب نمونه: مادر (رمان) و واساژلزنوا (نمایشنامه) هر دو از ماکسیم گورکی، و دن آرام (رمان) از شولوخف، و گذر از رنج‌ها (رمان) از الکسی تولستوی، و ده‌ها رمان و نمایشنامه بسیار خوب از این قبیل است که در آن، هم ترسیم اوضاع پیش از انقلاب و هم تشریح فداکاری‌های مبارزان و رهبران و مردم در انقلاب، گنجانده و تبیین شده است. کاری که از آغاز پیروزی تا امروز در این زمینه شده است، کمی بیش از صفر است. وظیفه شماست که این مسئولیت بزرگ را بشناسید و به طور جدی و با صرف وقت و همت…جبران کنید….گزارش شروع، پیشرفت و کیفیت کار را به من اطلاع بدهی.» (خاطرات ۱۰ ساله دکتر علی لاریجانی، وبسایت جام جم .)

استفاده روس‌ها از موسیقی برای شرکت مردم در جنگ هم برای او الگوی قابل تقلید است. او در ۱۳۸۰ / ۰۵ / ۰۱ در دیدار با جمعی از اصحاب فرهنگ و هنر به آنها گفت:

«من شنیده‌ام که در قضایای جنگ جهانی در روسیه، شورِ علی‌اف (امیروف) – آهنگ معروفی است که البته من نه آهنگش را شنیده‌ام، نه درست می‌دانم چیست؛ آقایان می‌دانند – در تهییج مردم برای وارد شدن به میدان جنگ، بیشترین تأثیر را داشت؛ یعنی در خدمت اهداف مردمی قرار گرفت. به طور طبیعی این توقع از هنرمندِ هر کشوری وجود دارد؛ بنابراین چطور می‌تواند نسبت به این قضیه بی تفاوت بماند؛ در حالی که دشمن از ابزار هنر استفاده می‌کند؟»

مقاومت در برابر دشمن برای او بسیار مهم است. برای همین در ۱۳۸۴ / ۰۶ / ۳۱ گفت: «جنگ و صلح لئو تولستوی مربوط به مقاومت عجیب مردم روسیه است در مقابل حمله‌ ناپلئون و حرکت عظیمی که مردم مسکو انجام دادند برای ناکام کردن ناپلئون. تولستوی کتاب‌های دیگری هم دارد، اما به نظر من این کتاب برجستگی‌اش به خاطر این است که کاملاً بر محور روح دفاع مردم روسیه است.»

ترس از پروسترویکای ایرانی

دوران اصلاحات که با ریاست جمهوری محمد خاتمی آغاز شد، آیت‌الله خامنه‌ای به شدت نگران این بود که جمهوری اسلامی همانند اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی فروپاشد. مدعای او این بود: فروپاشی شوروی طرحی آمریکایی با استفاده از زمینه‌های داخلی (فقر شدید، اختناق شدید، فساد اداری و بوروکراسی، نزاع‌های قومی و ملی)، افراد فریب خورده‌ای مانند گورباچف، رسانه‌ها و فرهنگ بود (مدعای او به اشکال گوناگون مورد تأیید برژینسکی، هیلاری کلینتون، و…قرار گرفته است). او سپس می‌افزاید، آمریکایی‌ها آن طرح را به روز کرده و قصد دارند در ایران اجرا کنند.

خامنه‌ای در ۱۳۷۹ / ۰۴ / ۱۹ در دیدار مسئولان و کارگزاران رژیم سخنرانی مبسوطی در این مورد ایراد کرد. او گفت که آمریکایی‌ها به پروسترویکا و گلاسنوست گورباچف معنای مقبول خود را بخشیدند. سپس یلتسین به میدان آمد و دائماً می‌گفت سرعت اصلاحات بسیار کم است و بدان سرعت می‌داد. تاریخ مصرف گورباچف تمام شده بود و آمریکایی‌ها در طی “کودتای مشکوک”، یلتسین را بسیار بزرگ کردند. یلتسین در ژوئن ۱۹۹۱ رئیس جمهور روسیه شد و حدود ۷ ماه بعد شوروی منحل شد.

آمریکایی‌ها با “یک طرح کاملاً هوشمندانه، با صرف مقداری پول، با خریدن برخی اشخاص و با به‌کار گرفتن رسانه‌های تبلیغی، توانستند طی یک طرّاحی سه، چهار ساله و یک نتیجه‌گیری شش، هفت ماهه به‌کلّی شوروی را منهدم کنند و از بین ببرند”.

ولادیمیر پوتین از ۹ اوت ۱۹۹۹ تاکنون همواره ریاست‌جمهوری یا نخست‌وزیری روسیه را برعهده داشته است. دوران ریاست جمهوری پوتین از مه ۲۰۰۰ آغاز شد. سخنرانی خامنه‌ای دو ماه پس از آغاز ریاست جمهوری پوتین صورت گرفت.

خامنه‌ای گفت هدف آمریکا تبدیل روسیه به یک کشور دست سوم بود، اما چنین نشد: «چون روسیه ملت خوب و قوی‌ای دارد؛ از لحاظ نژادی مردم مستحکمی هستند؛ بعد هم پیشرفت صنعتشان، اتم‌شان، دانشمندان‌شان، تحقیقات‌شان و سایر امکانات‌شان قابل توجّه است.»

پیش بینی خامنه‌ای درباره قدرت روسیه تقریباً درست درآمد. طی دوره ۱۶ ساله ۲۰۱۴- ۱۹۹۹ میانگین رشد اقتصادی روسیه ۷ / ۴ درصد بود.

خامنه‌ای گفت که آمریکا همین خواب را برای جمهوری اسلامی دیده است، اما آنها به دلایل زیر اشتباه می‌کنند: اول- آمریکایی‌ها گفتند خاتمی گورباچف ایران است، اما خاتمی گورباچف نیست. دوم- اسلام، کمونیسم نیست. مردم شوروی به کمونیسم باور نداشتند، اما مردم ایران به اسلام اعتقاد قلبی دارند. سوم- جمهوری اسلامی، نظام دیکتاتوری پرولتاریایی فاقد ۷۰ سال انتخابات نیست. حتی دموکراسی‌های غربی چون آمریکا و فرانسه هم به اندازه جمهوری اسلامی مردمی نیستند. چهارم- ایرانِ یکپارچه، شورویِ متشکل از سرزمین‌های به هم سنجاق شده نیست. پنجم- نظام شوروی فاقد رهبری چون جمهوری اسلامی بود. اگر آنها رهبری چون جمهوری اسلامی داشتند: «آن وقتی که احساس می‌کرد یلتسینی وارد میدان شده تا به کار آینده حرکت شتابنده غیرمعقول و بی‌رویه‌ای بدهد، گوش او را می‌گرفت و از صحنه خارجش می‌کرد و مورد حمایت مردم هم قرار می‌گرفت.»

او هشدار داد که اگر خاتمی اصلاحات را دقیقاً تعریف نکند که چیست، مانند شوروی، آمریکایی‌ها معنای دلخواه خودشان را به آن می‌بخشند. سرعت زیاد اصلاحات نابود کننده است. آمریکایی‌ها از طریق روزنامه ها، فیلم‌ها، کتاب‌ها، لباس‌ها و الگوهای غربی- مک دونالد- کار شوروی را تمام کردند. دستورالعمل خامنه‌ای روشن بود. او گفت:

«همه دستگاه‌ها باید با مدل یلتسینی به‌شدّت مقابله کنند و نگذارند یک جاه‌طلب، یک فریب خورده، یک مغرض و یک غافل بیاید و حرکت را از حالت صحیحِ خودش خارج کند و حالت مسابقه و حالت تعارض به‌وجود بیاورد.»

او به عنوان رهبر، گوش محمد خاتمی را گرفت و از صحنه خارجش کرد. یعنی خاتمی نه تنها ممنوع التصویر است، بلکه حق سخنرانی عمومی ندارد، حق مصاحبه ندارد، حق مسافرت بین‌المللی ندارد، حتی در مواردی مانع حضور او در مجالس ازدواج و ختم شده‌اند. او آیت‌الله منتظری را هم پنج سال به حصر کشاند، و رهبران “جنبش انتخاباتی سبز“- مهندس موسوی، زهرا رهنورد، مهدی کروبی- را هم با همین سرنوشت دچار کرد. همه اینها، مصادیق گرفتن گوش اصلاح‌طلبان و کنار نهادن آنان بود و هست.

دستورالعمل دیگر او این بود: با غربی‌ها باید با سوء‌ظن برخورد شود، برای این که تمام اروپا (فرانسه، انگلیس، یوگسلاوی سابق، اروپای شرقی سابق، و…) در جنگ ۸ ساله به صدام حسین کمک کردند. دیپلماسی آری، اعتماد به دشمنان نه.

نگرش سیاسی به روسیه

شش سال بعد پوتین در روسیه تثبیت شده بود و با قدرت پیش می‌رفت. آیت‌الله خامنه‌ای در ۱۳۸۵ / ۰۳ / ۱۴ در مراسم سالگرد درگذشت آیت‌الله خمینی گفت:

«روابط ما با روسیه هم روابط خوبی است. روس‌ها به خوبی می‌دانند که اگر در ایران یک دولت طرفدار امریکا بر سر کار بود، چه به روز آنها می‌آمد. ما منافع مشترکی با آنها داریم؛ در آسیای میانه، در خاورمیانه و در خود این منطقه منافع مشترکی با آنها داریم.»

بدین ترتیب، تضاد با دشمن مشترک- یعنی آمریکا- را مبنای وحدت قرار می‌دهد. در ۱۳۸۵ / ۱۱ / ۰۸ ایگور ایوانف – دبیر شورای امنیت ملی روسیه- با آیت‌الله خامنه‌ای دیدار کرد. خامنه‌ای با تشکر از پیام کتبی ولادیمیر پوتین گفت:

«دو کشور می‌توانند دو شریک مکمل در زمینه‌های سیاسی، اقتصادی، منطقه‌ای و بین‌المللی باشند. جمهوری اسلامی ایران از گسترش روابط با روسیه در همه‌ زمینه‌ها استقبال می‌کند و معتقد است ظرفیت گسترش روابط دو کشور بیش از حد کنونی است.»

او افزود که آمریکا به دنبال یکه تازی و سلطه بر کل منطقه است، اما به هدف خود دست نیافته و “همکاری فعال جمهوری اسلامی ایران و روسیه در مسائل منطقه در چهارچوب مشخص می‌تواند مانع از اثرگذاری یکه‌تازی امریکا شود”.

خامنه‌ای با ذکر این که پوتین در پیام خود بر ادامه‌ی همکاری‌های تهران و مسکو در همه‌ی زمینه‌ها “به‌ویژه تکمیل و اتمام نیروگاه هسته‌ای بوشهر” تأکید کرده، ابراز امیدواری کرد که همکاری‌ها و تعهدات پیشین با شتاب بیشتری ادامه یابد و اجرا شود.

دو دیدار پوتین و خامنه‌ای

پوتین اولین بار در ۱۳۸۶ / ۰۷ / ۲۴ با آیت‌الله خامنه‌ای دیدار کرد. پوتین به تهران رفته بود تا قول مساعدی از خامنه‌ای درباره مذاکرات هسته‌ای بگیرد. به روایت سایت خامنه‌ای، پوتین در این دیدار گفته بود:

«منافع ملت روسیه در وجود یک ایران قوی و مؤثر در عرصه‌ بین‌المللی نهفته است و مسکو در خصوص همکاری‌های خود با تهران هیچ محدودیتی قائل نیست و در حال و آینده بدون هیچ تردیدی در این مسیر حرکت خواهد کرد.»

آیت‌الله خامنه‌ای ضمن استقبال از گسترش روابط دو کشور، به نقد سیاست زیاده خواهانه و منافع نامشروع دولت آمریکا تاخته و گفته بود:

«همان‌گونه که وجود ایران مستقل به نفع روسیه است، وجود روسیه‌ مقتدر هم به نفع ایران است. تصویر ملت روسیه در ذهن ما، تصویر روشن و خوبی است و این به علت مقاومت‌ها و تدابیری است که ملت روسیه در مقاطع مختلف از خود نشان داده است.»

پوتین دومین بار در ۱۳۹۴ / ۰۹ / ۰۲ با آیت‌الله خامنه‌ای حدود دو ساعت دیدار کرد. آیت‌الله خامنه‌ای در این دیدار با تمجید از نقش منطقه‌ای و بین المللی روسیه گفت:

«نقشه‌ بلندمدت آمریکا برای منطقه به زیان همه‌ ملت‌ها و کشورها به ‌ویژه ایران و روسیه است و باید با هوشمندی و تعامل نزدیک‌تر، آن را خنثی کرد.»

خامنه‌ای پوتین را شخصیت برجسته‌ای در دنیای امروز خواند. او با اشاره به همکاری مناسب تهران – مسکو در عرصه‌های سیاسی – امنیتی، مواضع رئیس‌جمهور روسیه در مسائل مختلف، به‌ویژه در یک‌ سال و نیم پیش از دیدار را خیلی خوب و مبتکرانه خواند و افزود: «آمریکایی‌ها همیشه تلاش می‌کنند رقبای خود را در موضع انفعال قرار دهند اما شما این سیاست را خنثی کردید.»

او، تصمیمات و اقدامات مسکو در موضوع سوریه را موجب افزایش اعتبار منطقه‌ای و جهانی روسیه و شخص پوتین به شمار آورد و گفت: «آمریکایی‌ها در نقشه‌ای بلندمدت، درصددند با تسلط بر سوریه و سپس گسترش کنترل خود بر منطقه، خلاء تاریخی تسلط نداشتن بر غرب آسیا را جبران کنند که این نقشه تهدیدی برای همه‌ ملت‌ها و کشورها به ‌ویژه روسیه و ایران است. آمریکایی‌ها و دنباله‌های آنها در مسئله‌ سوریه درصددند اهداف تحقق‌نیافته‌ خود از راه نظامی را در عرصه‌ سیاسی و پای میز مذاکره محقق کنند که باید با هوشمندی و از موضع فعال، جلوی این کار را گرفت.»

خامنه‌ای گفت که بشار اسد رئیس‌ جمهور قانونی و منتخب مردم سوریه است و دولت آمریکا نمی‌تواند به جای مردم سوریه برای آنها رئیس جمهور تعیین کند. آمریکا و متحدانش در منطقه به طور مستقیم و غیر مستیقم از گروه‌های تروریستی چون داعش حمایت به عمل می‌آورند. به همین دلایل ما به جز مسئله هسته‌ای در هیچ زمینه‌ای با دولت آمریکا مذاکره دو جانبه نداشته و نخواهیم داشت.

به روایت سایت خامنه‌ای، پوتین در این دیدار از توسعه روابط دو کشور در تمامی زمینه‌ها دفاع کرد و خواهان همکاری‌های منطقه‌ای و بین‌المللی با ایران شد. نکته کلیدی سخنان پوتین این سخن بود:

«شما را متحدی مطمئن و قابل تکیه در منطقه و جهان می‌دانیم. ما متعهدیم که برخلاف برخی‌ها به شرکایمان از پشت خنجر نزنیم و هیچ ‌وقت در پشت پرده اقدامی بر ضد دوستانمان انجام ندهیم و اگر اختلافی هم داشته باشیم، با صحبت به تفاهم برسیم.»

پوتین ضمن نزدیک خواندن مواضع دو کشور در مورد سوریه گفت که مسئله سوریه فقط از راه سیاسی، مشارکت همه اقوام و گروه‌های سوری، و پذیرش رأی مردم آن کشور قابل حل است. هیچ دولتی – از جمله آمریکا- حق ندارد درباره ساختار حکومت و رئیس جمهور سوریه تصمیم بگیرد. پوتین با تأکید بر ادامه‌ حملات این کشور به گروه‌های تروریستی در سوریه، همکاری و همفکری تهران – مسکو را درباره‌ی روند حل سیاسی مسئله‌ی سوریه کاملاً ضروری خواند.

در پایان این دیدار رئیس‌جمهور روسیه کپی یکی از قدیمی‌ترین نسخ قرآن را به آیت‌الله خامنه‌ای هدیه داد.

قرآن به جای تعهدات

آیت‌الله خامنه‌ای و مریدانش این دیدار را بسیار برجسته کردند. علی اکبر ولایتی در این مورد گفت به عنوان فردی که ۳۴ سال در حوزه سیاست خارجی کار کرده ام می‌گویم که در ۳۷ سالی که از انقلاب می‌گذرد، دیداری با این کیفیت، با این اهمیت، با این محتوا، و همچنین مطالب متنوع و بسیار مهم و راهبردی که طرح شد، من سراغ ندارم. ولایتی همچنین افزود که رئیس‌جمهور کشوری که اکثریتش مسیحی ارتدکس هستند، کتاب مقدس مسلمانان را به رهبر جمهوری اسلامی هدیه داد.

ایران دارای ده‌ها میلیون قرآن است. مشکل و مسئله ایران فقدان قرآن نیست. قرآن یاد شده توسط والی شام از مقر خلافت بنی‌امیه در ابتدای به خلافت رسیدن عثمانی‌ها به سلطان سلیم عثمانی داده و پس از اعطای آن به عباس میرزا و سپس اعطای آن به حاکم گنجه به خاطر ایستادگی در برابر تجاوزهای روس‌های تزاری، پس از اشغال مناطق شمالی ایران توسط روس‌ها به مسکو منتقل شد. پوتین نسخه فکسیمیل این قرآن را به خامنه‌ای اهدأ کرد.

بیائید و از منظر خامنه‌ای به ارکان تحکیم قدرت بنگریم و ببینیم روسیه پوتین برای ایران چه کرده است که شایسته تقدیر است.

یکم- قطعنامه‌های شورای امنیت سازمان ملل : روسیه به تمامی قطعنامه‌های شورای امنیت سازمان ملل علیه ایران رأی مثبت داد. آمریکا هرگونه

قطعنامه‌ای علیه اسرائیل در شورای امنیت را وتو کرده و می‌کند.

دوم- نیروگاه اتمی بوشهر :

در سال‌های آخر رژیم شاه، شرکت کرافت ورک یونیون آلمان غربی ساخت ۲ واحد نیروگاه اتمی هر یک به توان اسمی ۱۲۹۳ مگاوات و توان خالص ۱۱۹۶ مگاوات را در بوشهر برعهده گرفت. با این که حدود ۷۵ درصد از واحد اول و ۶۰ درصد واحد دوم نیروگاه ساخته شده بود، پس از پیروزی انقلاب المان‌ها پروژه را متوقف کردند. ایران برای تکمیل واحد اول این نیروگاه در نوامبر ۱۹۹۴ قرارداد با روسیه امضا کرد که مطابق آن ساخت نیروگاه تا پایان ۲۰۰۰ پایان می‌یافت. اما روس‌ها هرگز به وعده خود عمل نکردند و در نهایت ادعا شد که نیروگاه در ۷ اسفند ۱۳۸۷ پیش‌راه‌اندازی شد، ولی به طور واقعی از ۱۲ شهریور ۱۳۹۰ به شبکه برق سراسری کشور متصل شد. تأخیر طولانی روس ها، به دلیل منافعی بود که در این خصوص از طرف‌های غربی و اسرائیل دریافت می‌داشتند.

سوم- سیستم دفاع موشکی اس ۳۰۰ :

هاشمی رفسنجانی به عنوان رئیس جمهور در ۲۰ ژوئن ۱۹۸۹ به مسکو رفت. می‌نویسد در مذاکرات با گورباچف: “با خوشحالی اطلاع دادند که دفتر سیاسی شان تصویب کرده که تمام خواسته‌های ما را بدهند: دادن میگ ۲۹، موشک سام ۵، تانک تی- ۸۰، موشک دریا به دریا و…با تکنولوژی ساخت” (خاطرات ۲۱ ژوئن ۱۹۸۹). آیا روس‌ها هیچ گاه میگ ۲۹ یا تانک‌های تی – ۸۰ به ایران تحویل دادند؟

در دی ۱۳۸۷ وزیر دفاع از تحویل اس ۳۰۰ به ایران خبر داد. محمد نجار به روسیه سفر کرد و قراردادی میان طرفین جهت دریافت ۵ سامانه اس ۳۰۰ به ارزش ۸۰۰ میلیون دلار منعقد شده بود اما روسیه از تحویل آن به ایران خودداری می‌کند. اما با این که تحریم‌های شورای امنیت شامل این سیستم دفاعی نمی‌شد، روس‌ها تاکنون از اجرای قرارداد خودداری کرده‌اند. پوتین در ۲۴ فروردین ۱۳۹۴ (۱۳ آوریل ۲۰۱۵) طی فرمانی ممنوعیت تحویل سامانه‌های موشکی دفاع هوایی اس – ۳۰۰ به ایران را لغو کرد.

مطابق گزارش ۵ آوریل / ۱۷ فروردین موسسه تحقیقات صلح بین‌المللی استکهلم (SIPRI) در سال ۲۰۱۵ یک هزار و ۶۷۶ میلیارد صرف هزینه‌های نظامی در سراسر جهان شده است. آمریکا با ۵۹۶ میلیارد دلار، چین با ۲۱۵ میلیارد دلار، عربستان سعودی با ۸۷ میلیارد دلار، روسیه با ۴ / ۶۶ میلیارد دلار و بریتانیا با ۵ / ۵۵ میلیارد دلار رتبه اول تا پنجم را به خود اختصاص داده‌اند. بر اساس همین گزارش، مخارج نظامی ایران بین سال‌های ۲۰۰۶ تا ۲۰۱۵ میلادی، ۳۰ درصد کاهش یافت و به حدود ۱۰ میلیارد و ۳۰۰ میلیون دلار رسید، اما همزمان، عربستان سعودی، رقیب منطقه‌ای ایران، مخارج نظامی خود را ۹۷ درصد افزایش داد.

فقط دولت آمریکا از ماه مه سال ۲۰۱۵ به این سو ۳۳ میلیارد دلار تجهیزات نظامی (موشک‌های دفاع هوایی بالستیک، بالگردهای هجومی، ناوچه‌ها و موشک‌های ضد زره پیشرفته، و…) به کشورهای عرب خلیج فارس فروخته است.

با این که صادرات اسلحه روسیه در سال ۲۰۱۵ به ۱۵ میلیارد دلار رسید، اما روس‌ها همچنان از تحویل سیستم دفاعی اس ۳۰۰ به ایران خودداری کردند. رفتار آمریکا با متحدانش را با رفتار روسیه با ایران مقایسه کنید که خامنه‌ای او را متحد به شمار می‌آورد.

چهارم- مسئله سوریه :

سردار جعفری- فرمانده کل سپاه- در ۹ فروردین ۱۳۹۵ گفت: «با توجه به آتش‌بس ایجاد شده تغییری در سیاست روسیه ایجاد نشده و با جبهه مقاومت هماهنگ است. آزادسازی تدمر نشان‌ دهنده هماهنگی روسیه با سوریه است.» اما واقعیت این است که پوتین در سوریه هم به دنبال منافع دولت خویش است. این منافع ممکن است در مواردی با منافع ایران همراهی داشته باشد، اما لزوماً یکسان نبوده و نیست.

پنجم- روابط با دشمنان ایران :

روسیه دارای روابط خوب با اسرائیل، عربستان سعودی، و دیگر کشورهایی است که در برابر ایران قرار گرفته‌اند. رو سیه در اینجا هم به دنبال منافع خویش است.

ششم-

نمی‌توان به روسیه یا پوتین ایراد گرفت که چرا منافع خودشان را دنبال می‌کنند. مسئله یک بام و دو هوایی بودن آیت‌الله خامنه‌ای است. نگاه صد در صد منفی با دولت آمریکا و اوباما از یک سو، و نگاه مثبت به روسیه و پوتین از دیگر سو، قابل توجیه نیست.

دوران اوباما بهترین دوران برای ایران برای حل مسائل با امریکا بود و هست. جانشین اوباما- حتی اگر هیلاری کلینتون باشد، با توجه به مواضع جنگ طلبانه‌اش، سیاست بسیار سخت تری نسبت به ایران اتخاذ خواهد کرد. پوتین با برگ ایران بازی کرده و خواهد کرد. در ملاقات بعدی با خامنه‌ای، یک کپی دیگر از متنی اسلامی به او اهدأ خواهد کرد.

اخبار ورزشی جمعه با امیر خسروجردی

حسین توکلی از سرمربیگری تیم ملی وزنه برداری ایران برکنار شد.
خبرگزاری مهر دراین باره نوشت:پس از آخرین جلسه شورای عالی فنی فدراسیون وزنه برداری، حسین توکلی از سرمربیگری تیم ملی کنار رفت و سجاد انوشیروانی سرپرست مربیان تیم ملی شد.
بر همین اساس حسین توکلی سرمربی تیم ملی وزنه برداری از سمت خود برکنار شد و سجاد انوشیروانی سرمربی تیم جوانان، به عنوان سرپرست مربیان تیم ملی انتخاب شد و ایوان گارچف مشاور بلغاری تیم های ملی وزنه برداری نیز با سمت مربی در کنار انوشیروانی کار خود را ادامه می دهد.

3478

لوزانو ۱۵ فروردین به ایران می آید.
سرپرست تیم ملی والیبال ایران درباره آغاز اردوی این تیم گفت: تمرینات ما از هشتم فروردین ۹۵ با ۳۲ بازیکن در محل کمپ تیم های ملی آغاز می شود و در آغاز اردوی خوان سیچلو و آندرس اسپر ادواردو و دیگر مربیان ایرانی حاضر در اردو امر هدایت و نظارت بر تمرینات را خواهند داشت.
امیر خوش خبردرخصوص زمان ورود لوزانو سرمربی تیم ملی والیبال به ایران گفت: لوزانو هم از ۱۵ فروردین به ایران می آید و تمرینات را به طور مستقیم زیر نظر خواهد گرفت. البته الان هم کلیه کار ها و امور زیر نظر لوزانو انجام می شود و گزارش روزانه تمرینات و وضعیت بازیکنان برای وی ارسال می گردد.

پوتین خواهان مجازات عاملان دوپینگ ورزشکاران روسیه شد.
خبرگزاری تسنیم دراین باره نوشت:ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه در این باره گفت: سیاسی‌کاری در مورد هر چیزی یا نگاه به مسائل بر اساس تئوری توطئه لازم نیست. ما به یک واکنش سیستماتیک و به موقع درخصوص تصمیمات اتخاذ شده نیازمندیم.
وی در جلسه با سران ورزشی روسیه منتقد ظاهر شد و گفت که درک مناسبی در خصوص این مسئله وجود نداشته است. پوتین عنوان کرد که مقامات این کشور باید با سازمان‌های بین‌المللی از جمله آژانس جهانی مبارزه با دوپینگ ارتباط برقرار کنند.
پوتین افزود: مسئولان ورزش ما نشان دادند که در برقراری ارتباط میان مسائل درک مناسبی ندارند. آنها لیست اعلام شده توسط ساختارهای بین‌المللی ورزش را به‌روز نکردند.

مسی رکورد جدیدی در لیگ قهرمانان اروپا به ثبت رساند.
وب سایت نود دراین باره نوشت:لیونل مسی با گلزنی در جریان پیروزی ۳-۱ شب گذشته بارسلونا مقابل آرسنال در دور برگشت مرحله یک هشتم نهایی لیگ قهرمانان موفق شد یک رکورد جدید به نام خودش در رقابت های اروپایی ثبت کند.
وی چهارشنبه شب نهمین گل خودش مقابل آرسنال را بثمر برساند. هیچ بازیکنی در تاریخ لیگ قهرمانان نتوانسته به یک تیم این تعداد گل بزند.

کین:بازیکنان آرسنال ضعیف و خائن هستند.
پس از شکست ۳-۱ آرسنال مقابل بارسلونا و حذف از لیگ قهرمانان اروپا روی کین کاپیتان اسبق منچستر یونایتد در این رابطه گفت:این نشان می‌دهد که آرسنال یک گروه بازیکن ضعیف دارد که در بازی‌های بزرگ هیچ کاری نمی‌توانند انجام دهند. شکی نیست که فشار در ماه‌های اخیر بر آنها غلبه کرده و بازیکنی که نتواند فشار را کنترل کند،نباید در تیمی مثل آرسنال بازی کند. ضربه اول را بارسا در دیدار رفت زده بود. فضاحتی در شکست ۳-۱ مقابل بارسا نیست ولی فکر می‌کنم بارسا کار خاصی انجام نداد. برای مربی آرسنال مسلما قبول این موضوع سخت خواهد بود و برای هواداران هم دیدن چنین صحنه‌هایی سخت است. بازیکنان به هواداران خیانت می‌کنند.

اختصاصی سایت خبرنامه خلیج فارس

آن وقت ها که فیلم های سکسی مثل نقل و نبات در دسترس نبود…/محمد سفریان

مرور اشعار ایرج با هادی خرسندی

3336

اشاره:
در ادامه ی پرونده ی ” ایرج میرزا ” به سراغ ” هادی خرسندی ” رفتیم تا نظر او را باب ظرافت های کاری شعر ایرج جویا شویم؛ او که سالهاست در محافل ادبی به ایرج دوران مانند شده، اعتقادی به ثانی و ثالث بودن ندارد و بر این باور است که گستره‌ی ادب ایران جا برای همگان دارد. در خاطرم هست که چندین سال قبل و در گفت و گویی با جواد مجابی( که پیش تر در خلیج فارس به چاپ رسیده ) از جایگاه ادبی ایرج جویا شدم و آقای مجابی در پاسخ عنوان کرد که در مورد ایرج اندکی بزرگ نمایی شده است؛ گفت و گو با هادی خرسندی را هم با همین سوال آغاز کردم و در ادامه پای سروده های شهره تر ایرج را به میان آوردم تا نظر او را در مورد هر کدام از آنها جویا شوم. شرح این گفت و گو که خود خالی از طنز نیست را در ادامه از پی بگیرید…

آقای خرسندی، برای شروع گفت و گو از جایگاه ادبی ایرج در گستره ی تاریخی ادب ایران بگوییم… برخی از منتقدین بر این باورند که در مورد ایرج بزرگنمایی شده، شما با ایشان همسو هستید؟

ایرج بزرگ هست و بزرگنمائی معنی ندارد. البته می شود گفت بعضی آثار او شهرت کاذب دارد. مثلا شهرتی که داستان زن باحجاب، پیدا کرده، بیشتر به خاطر هیجان انگیز بودن آن است. در روزگاری که عکس ها و فیلم های سکسی مثل نقل و نبات در دسترس نبود، خواندن مثنوی ایرج به تنهایی یا در جمع، مثل دیدن یک  کلیپ سکسی، لذتبخش و تحریک آمیز بود و شرح کتبی یک صحنه ی «پورنو» در خلوت جوان ها و فضای حجره ها، قیامت می کرد! البته تصورش شاید برای امروزی ها سخت باشد.

در ادامه، اگر موافقید برخی از اشعار او را با هم مرور کنیم و پیش تر از همه شهره ترینشان، “عارف نامه “؛ سروده ای که برخی آن را خوانده شده ترین مثنوی ادب فارسی از مشروطیت تا به اکنون داسته اند… نظر شما درباره ی چرایی موفقیت این اثر چیست؟

در این مثنوی ایرج نه تنها نام اندام های سکسی زن و مرد را ذکر می کند، بلکه به ذکر خیرشان می پردازد! یا به اصطلاح «استفاده ی ابزاری» می کند! از کم و کیف آنها می گوید و آنها را با هم «جنگ» می اندازد! همین ها، این اثر را «زیرزمینی» کرده و شهرتی اضافی به آن داده و بُردش را زیاد کرده است که به نظر من این توصیف ها و شیرینکاری های اضافی و بی مورد، شعر را از نابی هدفمند خودش دور کرده است.

همان داستان زن محجبه که در میانه های عارف نامه آورده شده را می گویید…

بله؛ ایرج تصویری از وضعیت زن داستان در آن کشاکش به دست می دهد که کمتر زن بی حجاب هم با همه ی مخالفتی که با حجاب داشته باشد، از این صحنه پردازی راضی است. من با زنان فمینیست و غیر آن بارها در این باره حرف زده ام. خوششان نمی آید. به نظر می رسد یکبار آن را خوانده باشند و پرونده اش را بسته باشند، چرا که سروده را در کل، ضد زن می بینند. آنچه سبب کنار گرفتن از این شعر شده، چندان به بی پروایی  واژه ای ایرج برنمی گردد، بلکه تحقیر زن داستان مایه بایکوت آن توسط همه زنان شده است. جالب اینجاست که مرد جوان داستان (یا خود ایرج) که با دروغ و فریب زن را به داخل خانه می کشاند و به او «بند میکند»، با معیارهای امروزی در هر دادگاه غربی، به تجاوز محکوم می شود، چرا که زن، قربانی توطئه او می شود و نمی خواهد تن بدهد، مقاومت می کند، یا به قول ایرج «جفتک» می زند و ایرج مثل هر تجاوزگر دیگر، بی اعتنا به نارضایی طرف، مقاومت او را می شکند و کار خود را «صورت» می دهد! خدا را شکر که جوان «صاف و ساده»ای هم بوده! سرانجام این جوان حیله گر و تجاوزکار، پرچم پیروزی برمی افرازد و قهرمان ضدحجاب می شود، و زن محجبه، «هیز» معرفی می شود.
به این ترتیب داستان زن باحجاب، قربانی هنرنمائی پورنوگرافیک و تخت‌گاز رفتن ایرج می شود و شهرت  و کاربرد اجتماعی آن لای دست بهره وری های شخصی خواننده می رود!

با این حساب او تنها با آوردن جملات و کلماتی که مردم دوست دارند؛ برای خودش اعتبار و شهرت آورده… منظورتان همین است؟

نه؛ هرگز. اینها هیچ از بزرگی ایرج در افشا و مبارزه با خرافات مذهبی و شعورمندی های اجتماعی نمی کاهد. ایرج با این یک بیت، که از زمان سرایش تا امروز، در زبان ما «مَثَل» همه ادوار شده است و چکیده ی ده ها مقاله انتقادی است، و کمتر ایرانی است که یکبار آنرا به زبان نیاورده باشد، جایش  آن بالا بالاهاست. تازه شعر هم نیست و فقط یک  بیان کنایی ساده است:
«با این علما هنوز مردم  – از رونق ملک ناامیدند»

این بیت اگر اشتباه نکنم در سروده ی ” بر سر در کاروان سرایی ” آورده شده؛ درست است؟

بله؛ این بیت، خط پایانی یکی از معروفترین سروده های ایرج است که به نظر من بهترین کار اوست. «بر سر در کاروانسرائی …..» این سروده ی موجز و نو و زنده، انگار همین امروز صبح و بر اساس خبری در اینترنت سروده شده است. انگار چهره مصباح یزدی و جنتی را در آن می بینیم که دم در کاروانسرا، ماتم وامصیبتا گرفته اند و سردار فیروزآبادی قلاب گرفته و سردار رادان رفته بالا و پیکره ی گچبری زن را گلمالی میکند. هیچکس چنین سه بعدی و ملموس به جنگ تنگ نظری مذهب نرفته است.

او قطعات اخلاقی و آموزنده هم بسیار دارد. مثلا قطعه ی قلب مادر که در کتب مدرسه هم آورده شده بود…

کار دیگری از ایرج، که شهرت بیخود دارد قطعه «قلب مادر» است. این به گمان من یکی از زشت ترین سروده های زبان فارسی است! شاید به علت اینکه اصلن مال ما نیست. به نظم فارسی درآوردن ترجمه قطعات ادبی و شعرهای اخلاقی ادبیات اروپا، از چالش های سراینده گان آن روزگار بود که مطبوعات به مسابقه طبع آزمائی می گذاشتند. «برو کار می کن مگو چیست کار» ملک الشعرای بهار یکی از آنهاست و قلب مادر ایرج میرزا ترجمه ی حکایتی است آلمانی. فکرش را بکنید که معشوقه ای به عاشقش می گوید مادر تو مانع سعادت ماست، تو اگر میخواهی با من باشی باید بروی مادرت را بکشی و به علاوه قلب او را «گرم و خونین» بیاری خدمت من! جوانک هم می رود سینه مادر را می درد و قلبش را چنگ می زند بیرون می آورد و می شتابد به سوی خانه معشوق و از قضا دقیقا دم در زمین می خورد و آرنجش زخمی می شود و قلب گرم مادر مثل توپ از کف اش رها می شود و می افتد آنطرف و جوانک خیز برمی دارد که قلب را بردارد که در یک انیمیشن حیرت آور و سوررئالیستی! می بیند که آن قلب خونین و مالین، می گوید: «آه پای پسرم یافت خراش ـ وای دست پسرم خورد به سنگ». الله اکبر!
وه که حیف ایرج، حیف شعر، حیف الفاظ! که چی؟ ایرج میرزا پدر خودش و آن پسرک و قافیه را درمی آورد (از در خانه مرا طرد کند ـ همچو سنگ از دهن قلماسنگ!)  که چی؟ که مادر خود را دوست بداریم زیرا مادر موجود خیلی مهربانی است و اگر ما یک روز قلب او را دربیاوریم…!؟
نمیدانم سروده ایرج چقدر به اصل حکایت آلمانی نزدیک است، اما یحیی دولت آبادی، همین داستان را نه با اغراق ایرج، به طرز ملموس و قابل باوری بسرایش درآورده که میتواند همین دیروز در تهران یا وین یا اورنج کانتی اتفاق افتاده باشد، (که خبرش را دارم!): جوان معتادی پول از مادر می خواهد و با او کلنجار می رود و در بیخودی از خود، با روان پریشان، مادر را مضروب می کند و به پنهانکاری، او را در چاه می اندازد. بعد که لب چاه می آید و نگاه می کند، صدای مادر را – نه قلب کنده شده خونین او را – میشنود که «آه فرزند نیفتی در چاه».

البته گفتن از بزرگی مادر در همه ی ادب دنیا رایج است و در این موضوع هم اغراق فراوانی صورت گرفته؛ قصص اساطیری فراوانی از عشق مادر به فرزند نوشته شده که همه شان جوری با صنعت مبالغه در آمیخته اند…

 بله. منظور من البته چیز دیگری بود… اما، چه آن و چه این، اصلا وقتی این حکایت لطیف چند سطری  را در ادبیاتمان داریم که «روزی به غرور جوانی بانگ بر مادر زدم …….». دیگر چه نیازی به این کتک کاری و خون و خونریزی ادبی داریم؟ قدری صدایت را برای مادر بلند کن تا سعدی گوش ات را بگیرد و توی سرت بزند و سر جایت بنشاند.

خود ایرج هم در جای دیگر، ساده و کوتاه از مهر مادر گفته… ” گویند مرا چو زاد مادر – پستان به دهان گرفتن آموخت- دستم بگرفت و پا به پا برد، تا شیوه راه رفتن آموخت، ” …

بله. این سروده بسیار شیرین است. البته لازم است که تلمیح شاعرانه را به ایرج ببخشائیم که پستان به دهان گرفتن، آموختنی و آموزشی نیست و غریزی پستانداران است و راه رفتن غریزی پاداران! و خوابیدن تقریبا غریزی تمام زندگان است. لازم نیست مادر شب تا صبح پای گهواره بیدار بنشیند و در یک کورس فشرده به فرزندش خوابیدن بیاموزد! تنها همان یک بیت «یک حرف و دو حرف بر زبانم – الفاظ نهاد و گفتن آموخت»، قدری حقیقت رابطه فرزند و مادر را بیان میکند.

سوال آخر من درباره ی قیاسی ست که این سو و آن سوی شهر میان شما و ایرج گرفته می شود. حرف شما درباره ی این قیاس چیست؟

من به گرد پای ایرج هم نمی رسم. در جوانی چنین آرزویی داشتم اما امروز می بینم ایرج تالی و ثانی ندارد. به علاوه گستره سخاوتمند ادبیات ما چندان مهمان نواز هست که شاید من هم بتوانم سطری با خط خودم بر گوشه برگی از دفترش بنویسم. ملک الشعرای بهار در سوگ ایرج، بیخود و بی جهت، و به اقتضای قافیه، میگوید “سعدی شیرازی مرد!!” . اما بهتر است هرکسی خودش باشد.

اخبار ورزشی چهارشنبه با امیر خسروجردی

اینفانتینو در تهران، مذاکرات رقیب شیخ سلمان با کفاشیان
ایسنا نوشت:جیانی اینفانتینو بامداد چهارشنبه به تهران می‌آید و برای دیدار با رییس فدراسیون فو‌تبا‌ل برنامه خواهد داشت.
دبیر کل یوفا از نامزدهای انتخاباتی فدراسیون جهانی فو‌تبا‌ل فیفا است و اصلی‌ترین رقیب او شیخ سلمان بحرینی، رییس کنفدراسیون فو‌تبا‌ل آسیا است.
براین اساس، در حالی اینفانتینو به تهران می‌آید که فدراسیون فوتبال ایران اعلام کرده در انتخابات ریاست فدراسیون جهانی فوتبال از شیخ سلمان حمایت می‌کند، اما بعید نیست با توجه به اختلاف‌های سیاسی ایران و بحرین،‌ فدراسیون رای خود را به نفع رقیب نامزد بحرین تغییر دهد.

22394

فدراسیون فوتبال ایران منتظر پیشنهاد جدید رومانی
فدراسیون فوتبال برای هماهنگی دیدار دوستانه تیم ملی فوتبال کشورمان مقابل رومانی، منتظر پیشنهاد فدراسیون فوتبال این کشور اروپایی است.
وب سایت نود دراین باره نوشت:تیم ملی فوتبال ایران پس از برگزاری دیدار مقابل هند و عمان در مرحله انتخابی جام جهانی ۲۰۱۸ روسیه و جام ملت‌های ۲۰۱۹ امارات که ۵ و ۱۰ فروردین‌ماه ۹۵ در تهران برگزار می‌شود، باید خود را آماده مرحله دوم این مسابقات کند.
فدراسیون فوتبال رومانی هم برای برگزاری دیدار دوستانه با تیم ملی فوتبال ایران درخواست خود را ارائه کرده بود. رومانیایی‌ها می‌خواستند اواخر ماه فوریه ۲۰۱۶ (اوایل اسفندماه ۹۴) مقابل شاگردان کارلوس کی‌روش صف‌آرایی کنند که با توجه به عدم برگزاری اردوی تیم ملی برگزاری این دیدار هم دور از ذهن بود. با توجه به این مسئله، فدراسیون فوتبال ایران از فدراسیون فوتبال رومانی درخواست کرد تا این موضوع را بار دیگر بررسی کنند و در تاریخی مناسب پیشنهاد برگزاری بازی دوستانه بین ایران و رومانی را بدهند.

علی پروین:پرسپولیس همه چیز برای قهرمانی دارد، برانکو کارش را بلد است.
سرمربی اسبق پرسپولیس با بیان اینکه این تیم تمام فاکتورهای قهرمانی در لیگ برتر را دارد، گفت: برانکو ایوانکوویچ واقعا کارش را بلد است و پرسپولیس بهتر از سایر تیمها بازی می کند.
خبرگزاری مهر نوشت:علی پروین درباره شرایط تیم فوتبال پرسپولیس و روند این تیم در لیگ برتر با بیان مطلب فوق اظهار کرد: قبل از این هم گفته بودم پرسپولیس تیم خیلی خوبی شده است. این آقا برانکو واقعا کارش را بلد است و این تیم الان بهتر از تیم‌های دیگر بازی می‌کند. فقط این بدشانسی باید دست از سر تیم بردارد و بچه‌ها هم بیشتر حواسشان را به حرف‌های مربی و بازی بدهند، چون با بازی‌های خوبی که انجام می‌دهند حیف است که امتیازهای لازم را نگیرند.
وی خاطرنشان کرد: الان تنها چیزی که اهمیت دارد، حمایت از تیم است. هم قدیمی‌ها و هم هواداران باید به تیم کمک کنند. پرسپولیس تیم خودمان است و وقتی قهرمان بشود، افتخارش برای همه ما است. فوتبال ایران هم با موفقیت و قهرمانی تیم‌های پرطرفدار جان می‌گیرد.

سعید علی حسینی از سال آینده می تواند وزنه بزند.
به گزارش ایسنا، از آنجایی که سعید علی حسینی پیش از سال ۲۰۱۵ محروم شده و هنوز در دوران محرومیت خود به سر می برد به استناد قانون۲۵.۳ وادا استناد کرده و خواستار کاهش محرومیت خود شود.
در این میان ابتکار عمل برای حل مشکل علی حسینی و تسریع در این مساله برعهده فدراسیون و‌ز‌نه‌بر‌د‌ار‌ی ایران است.
با این شرایط و طبق ماده “۲۵.۳” مدت محرومیت علی حسینی در سال ۲۰۱۷ به پایان می‌رسد و این و‌ز‌نه‌بر‌د‌ار‌ی می‌تواند به میادین باز گردد.

مسی زیر تیغ جراحی می رود.
ستاره آرژانتینی بارسلونا بازهم دچار مشکل کلیه شده است و باید زیر تیغ جراحان قرار بگیرد.
تیم پزشکی بارسلونا، ستاره آرژانتینی این تیم را به بیمارستان منتقل کردند تا علت ناراحتی او مشخص شود. بعد از آزمایشات به عمل آمده مشخص شد در کلیه مسی سنگ وجود دارد و او هر چه سریع‌تر باید جراحی شود. روزنامه الموندو دپورتیو اعلام کرد این بازیکن بزرگ فوتبال جهان سه‌شنبه زیر تیغ جراحان قرار گرفت.
این نشریه در ادامه خبرش نوشت: هواداران بارسلونا نگران نباشند چراکه زمان دوری مسی از میادین طولانی نیست و او به زودی به ترکیب اصلی آبی‌اناری‌ها برمی‌گردد. او به طور قطع بازی برگشت برابر والنسیا در جام حذفی را از دست می دهد اما می تواند در دیدار برابر سلتاویگو در هفته بیست و چهارم لالیگا که قرار است در نوکمپ برگزار شود، تیمش را همراهی کند.

اختصاصی سایت خبرنامه خلیج فارس

درخواست مسعود رجوی از فرمانده استخبارات صدام برای حذف دکتر علیرضا نوری زاده

آنچه در زیر می خوانید گوشه ای از گفتگوی پیاده شده مسعود رجوی و فرمانده استخبارات صدام حسین برای حذف فیزیکی و ترور دکتر علی رضا نوری زاده است. در ادامه این صفحه کل متن گفتگو را خواهید یاقت.

مسعود رجوی در حال گفتگو با حبوش

مسعود رجوی در حال گفتگو با حبوش

مسعود رجوی: شما خودتان ما را راهنمایی کردید که از چه روشی جهت باز گرداندن او استفاده کنیم.

حبوش: پرونده این فرد و تحقیقات به عمل آمده، به اداره حقوقی مخابرات عراق تحویل داده شد تا نسبت به استرداد وی از راه «اینترپل» اقدام گردد. [درخواست دیگر] درباره «علی رضا نوری زاده» است که باید خوب مورد بررسی قرار گیرد….

مسعود رجوی: پیرو جلسه‌ای که در ژوئن گذشته با هم داشتیم، اگر شما نیاز به کمک دارید، ما در خدمت هستیم تا در جنگ سیاسی به شما کمک کنیم، به هر حال شما می‌خواهید آزمایش کنید، سپس طرح خودتان را اجرا کنید.

حبوش: ما درباره این فرد طرحی داریم که پس از بررسی با کمک شما هم نیاز ما و هم نیاز شما تأمین خواهد شد.

nourizadeh-iranefarda-tv

از گفت و شنود مسعود رجوی با مقامات استخبارات و اطلاعات عراق در زمان صدام حسین (صابر الدوری و طاهر جلیل حبوش و…) سالیان دراز می‌گذرد. صحبت‌های رد و بدَل شده؛ کلمه به کلمه ثبت و ضبط شده و مقامات عراقی (چه زمان صدام و چه یعد از روی کارآمدن حزبُ الدّعوهٔ اسلامی) به آن اشراف کامل داشته و دارند.
قاتلین زندانیان سیاسی نیز بعد از سال ۲۰۰۳ به گونی بزرکی از اینگونه ملاتها (کاست و نوار ویدئو) دسترسی داشتند و به‌واسطه امثال مالکی و ابراهیم الجعفری به‌شرح‌تر در جریان آن قرار گرفتند و بارها در تلویزیون و روزنامه‌های حکومتی عَلَم کردند و از آن سریال و سناریو ساختند.
پُر پیداست که بر مقامات اطلاعاتی اشغالگران عراق (سیا و…) نیز پوشیده نماند و تنها مردم ستمدیده ایران نا محرم بوده و هستند!

بیشتر بخوانید »

بازارچه کتاب با بهارک عرفان

صفحه‌ی بازارچه‌ی کتاب ما؛ بیشتر از هر مطلب دیگری بوی ایران و امروز و کتاب می دهد. باز هم به همراه خبرنگارمان بهارک عرفان در تهران؛ سری به پیشخوان کتاب فروشی‌های شهر زده ایم و عناوین تازه را برگزیده ایم. با هم بخوانیم…

zcyekzannei3k2

یک زن
نویسنده: آنی ارنو س
مترجم: سمانه رودبار محمدی
ناشر: انتشارات علمی و فرهنگی
قیمت: ۱۰۰۰۰ تومان
تعداد صفحات: ۸۴ صفحه
این رمان یکی از آثار تازه‌ی آنی ارنو نویسنده پیشگام ادبیات فرانسه است که نویسنده در آن ضمن روایت زندگی مادرخودش، خواننده را با فراز و فرودهای رابطه‌ی او و مادرش آشنا کرده و با نثری ساده و صمیمی، مخاطب را با زندگی سه نسل از یک خانواده همراه می‌کند.
آنی ارنو که در سال ۱۹۴۰ به دنیا آمده، دوران کودکی و نوجوانی‌اش را در محیطی کارگری و روستایی سپری کرده است و در آثار خود، بیشتر به نقل خاطرات شخصی می‌پردازد؛ اما در خلال بازگو کردن این خاطرات، می‌کوشد کنش و واکنش‌های محیط اجتماعی‌اش را هم برای مخاطب منعکس کند.
آنی ارنو که در حال حاضر استاد بازنشستۀ ادبیات است و در حومۀ پاریس زندگی می‌کند، در داستان «یک زن» زندگی مادرش را روایت می‌کند. زنی سختکوش و مقاوم که ابتدا با کارگری و سپس با مغازه داری و فروشندگی، زندگی را می‌گذراند و پس از درگذشت همسرش، در حفظ موقعیت شخصی و اجتماعی خویش می‌کوشد.
آنی ارنو که توانسته جایزۀ مهم ادبی «مارگریت دوراس» را به خود اختصاص دهد، در قسمتی از کتاب «یک زن» می‌نویسد:
«از آن جا که مادرم در محیطی متولد شده بود که همواره زیر سلطۀ دیگران بود و دلش می‌خواست که از آن محیط بیرون بیاید، می‌بایست به تاریخ تبدیل شود.»

ad002ad02585asd98320s

اسطوره سوپرمن و چند مقاله دیگر
نویسنده: امبرتو اکو
مترجم: خجسته کیهان
ناشر: ققنوس
قیمت: ۸۰۰۰ تومان
تعداد صفحات: ۱۵۹ صفحه
اومبرتو اکو این نویسنده‌ی ایتالیایی اگرچه بیشتر به خاطر رمانهایش معروف است اما او پیش از آن یک نشانه‌شناس و فیلسوف است و در برابر بیش از ۴۰ کتاب علمی و صدها مقاله، تنها ۵ رمان نوشته‌است. وی یکی از مهمترین و پرکارترین اندیشمندان و روشنفکران دنیای معاصر است و از جمله مهمترین زبان‌شناسان و نشانه‌شناسان ساختارگرا قرار دارد
کتاب «اسطوره سوپرمن و چند مقاله دیگر» تعدادی از مقالات و نوشته های مطبوعاتی اکو را در بر می گیرد.
اکو درباره این اثر می گوید: در این مجموعه کوشیده ام با گزینش مقالاتی در زمینه های گوناگون، خوانندگان را با این شخصیت مهم معاصر غرب پیشتر آشنا کنم. مقاله های برگزیده در این کتاب را طی چند سال برای روزنامه ها و مجلات مختلف و بعضی از ماهنامه های غیرتخصصی نوشته ام. مقاله های این کتاب همگی حول گفتمان هایی نه لزوما بیانی و نه لزوما گفته یا درک شده چنان که در این جا هست، نوشته شده اند.
مقالات این کتاب به ترتیب عبارت اند از: اسطوره سوپرمن، تصادف و توطئه، توماس قدیس و بازاندیشی مذهب کاتولیک، زبان قدرت خشونت، فاشیسم ابدی، نابردباری و تعاریف آن، برج های تنهایی.
در قسمتی از این کتاب می خوانیم:
بسیار ممکن است که در عالم واقعیت، در همان لحظاتی که تنش میان دو تیم فوتبال به منتها درجه می رسد، تنی چند از تماشاگران مسابقه در فکر پوچی کائنات فرو بروند و رفتاری پیش بینی ناپذیر نشان دهند؛ یکی استادیوم را ترک کند، دیگری زیر نور آفتاب به خواب می رود و سومی سرودهای مذهبی زمزمه کند. پخش مستقیم همه این ها به بیان یک ناداستان منتهی می شود، بی آن که چیزی باورنکردنی را به نمایش گذاشته باشد؛ و از آن پس امکان تازه ای در زمره واقعیت ها جلوه گر می شود.
اکو از طرفداران گفتگوی میان شرق و غرب است، از هواداران افزایش ارتباطات و فهم متقابل در محیط بین‌المللی است

chemigooee

چه می گویی در قلبم
نویسنده: کرول ان دافی
مترجم: یگانه وصالی
ناشر: مروارید
قیمت: ۷۵۰۰ تومان
تعداد صفحات: ۱۴۶ صفحه
این دفتر شعر مشتمل بر ۵۹ قطعه شعر است که آنها را آن دافی شاعر بریتانیایی سروده‌است او پس از انتشار مجموعه شعرش با نام « مدل برهنه ایستاده» برگزیده جایزه ادبی آرت کانسیل اسکاتلند شد و نامش بر سر زبانها افتاد، و بعدها به مقام ملک الشعرایی بریتانیا رسید تا نخستین زنی باشد که موفق به کسب این عنوان می‌شود. او همچنین با انتشار مجموعه شعر فروش منهتن در سال ۱۹۸۷ برنده جایزه سامرست موام شد.
مترجم در بخشی از مقدمه خود بر این کتاب نوشته است: «شعرهای کرول ان دافی حزن آلودند، اما ناامید کننده نیستند. به سنت نقب می‌زنند اما مضامین‌شان کاملا به‌روزند. دافی از آن دسته شاعران است که خواننده‌اش را گاهی با تصاویری طنزآمیز شوکه می‌کند. شعرهای او به خواننده اجازه بی‌تفاوت بودن نمی‌دهد؛ تا بی‌عشق، یک زندگی معمولی و تکراری داشته باشد، چرا که معتقد است ما همیشه در صف مرگ ایستاده‌ایم.»
حالا که تو اثاث کشی کرده‌ای
اینجا، نزدیک ما،
بگذار اطراف را نشانت بدهم.
این نام که روی تمام درختان کنده شده
نام خود توست.
این خونی که باران سرخ
بر سر خارهای گل سرخ نگه داشته
خون من.
این جن
که زیر بوته‌های خیس کز کرده
خدمتگزار توست، بانو
از دیگر مجموعه اشعار آن دافی می توان به آن کشور دیگر، معنای زمان(برنده جایزه ادبی پرنده سفید) زن دنیا و خلسه اشاره کرد که در سال ۲۰۰۵ برنده جایزه ادبی تی. اس. الیوت شد. اشعار این کتاب گزیده ای از اشعار این شاعر به ویژه اشعار او از کتاب «خلسه» است.

desambruiejd4

دسامبر رئیس دانشکده
نویسنده: سال بلو
مترجم: سهیل سمی
ناشر: ققنوس
قیمت: ۱۷۰۰۰ تومان
تعداد صفحات: ۳۷۶ صفحه
این کتاب روایتی تلخ و تکان دهنده است از فضای سرد و بی‌روحی که از پی سلطه‌ی حکومتهای توتالیتر بر اروپای شرقی سایه افکنده‌بود. قصه گوی خشونتی‌ست که بر روابط آدم‌ها و حتی جزئی‌ترین وجوه انسانی آدمیان گسترده شده‌است
آلبرت کورد روشنفکری امریکایی و رئیس یک دانشکده است. همسر او مینا اختر شناسی مجرب رومانیایی تبار است . این زوج به خاطر والریا، مادر مینا که دربستر احتضار است راهی رومانی می شوند تا روزهای اخر زندگی در کنارش باشند، اما بیمارستانی که والریا در آن بستری‌ست در اختیار نظامیان است و ملاقات میسر نیست. آنها در پی راهی برای ملاقات با والریا و کنار آمدن با فضای سخت و سرد رومانی‌اند و از سوی دیگر کورد در امریکا نیز درگیر پرونده‌ای جنجالی شده .
این کتاب بعد از رمان “هرتزوگ”، بی تردید یکی از مهم‌ترین آثار “سال بلو” نویسنده‌ی امریکایی ست که تباری یهودی – روسی داشت و سال ۱۹۷۶ نوبل ادبیات را از آن خود کرد.
سال بلو، نویسند‌ه‌ی شهیر آمریکایی کانادایی‌تبار است که به خاطر دستاوردها و آثار ادبی خویش، برنده جایزه نوبل ادبیات، جایزه پولیتزر و نشان ملی هنر آمریکا شده. او همچنین تنها نویسنده‌ای است که سه بار برنده جایزه کتاب ملی برای داستان شده است. این رمان اولین اثری است که بلو بعد از دریافت جایزه نوبل ادبیات منتشر کرد. اولین نسخه های این رمان در سال ۱۹۸۲ منتشر و عرضه شد.
در قسمتی از این رمان می خوانیم:
تا اوایل بعد از ظهر همه مدارک لازم جمع آوری شده بود. ترایان با ماشین، زیر بارانی فوق العاده سرد، به کوره جسدسوزی رفت. بلوک های مسکونی کارگران و ساختمان های دولتی پوشیده از تصاویر عظیم رئیس جمهور بودند. صورتش که پنج طبقه طول داشت، با تُندبارهای ناگهانی تکان می خورد. احتمالا به این شکل داشت با احساسات ناشی از فرارسیدن کریسمس مبارزه می کرد. خودش را به مردم تحمیل می کرد.
و سپس کوره جسدسوزی، بر نوک تپه، ساختمانی گنبدی شکل و عظیم. همان طور که می شود توقع داشت، در اراضی اطراف درختان سرو کاشته بودند. در کنار درها شکل های نقش برجسته الهگان رحمت در حال سوگواری به چشم می خورد. بخشی و بخشی هم واقع گرایی سوسیالیستی. این جا نیز مثل جاهای دیگر، ترایان ظاهرا راه و چاه را می شناخت. کورد و مینا تا کنار میز پی اش رفتند (دفتری در کار نبود)، و آن جا با رفیق مدیر برنامه ریزی کردند. این مرد به تناسب سرمای سوزناک آن فضای مدور و بزرگ لباس پوشیده بود. بلوز پشمی، شال و بارانی به تن داشت، و کلاه پوست. البته کلاه پوست هشترخانش اصل نبود. به هیچ وجه سختگیر نبود، هیچ نشانه ای از غم و حزن نیز در چهره اش دیده نمی شد، راستش بیش از حد معمول شاد بود، و خوش مشرب. حراف بود. کار اوراق و اسناد را مشاورش انجام داد، زنی جوان که هفت یا هشت ماهه حامله بود…

تازه های بازار کتاب ایران / بهارک عرفان

اشاره:
در هیات پیشین خبرنامه، مدتها ستون ثابتی داشتیم با عنوان ” پنجشنبه بازار کتاب ” که هر هفته کتاب های تازه از راه رسیده ی ایران را به خوانندگان بخش فرهنگی خلیج فارس معرفی می کرد. چاپ این صفحه اما در شمایل تازه ی سایت و به دلیل مشکلات فنی تا کنون ممکن نشده بود. مژده اینکه پس از دو ماه وقفه و از همین هفته، صفحه ی معرفی کتاب ما دیگر بار به بخش فرهنگی خبرنامه آمده و زین پس هر هفته با شما خواهد بود. همکارمان ” بهارک عرفان ” از تحریریه ی فرهنگی خبرنامه؛ تازه ترین عناوین بازار کتاب را در ادامه ی همین صفحه از پی آورده که با هم میخوانیم…

k1لئوناردا
نویسنده: بیورنستی‌یرنه بیورنسون
مترجم: محمدرضا شکاری
ناشر: افراز
قیمت: ۶۸۰۰ تومان
تعداد صفحات: ۱۱۲

در تاریخ ادبیات نروژ، بعد از استقلال این کشور از دانمارک، به چهار نویسنده لقب «چهار بزرگ ادبیات» داده شد؛ جوناس لی، الکساندر کیه‌لان، هنریک ایبسن و بیورنستی‌یرنه بیورنسون. در ایران نام بیورنسون نسبت به هنری ایبسن کمتر شنیده شده و برای اولین بار است که نمایشنامه‌ای از او در ایران منتشر می‌شود.
این نویسنده کار ادبی خود را با داستان‌های کوتاه شروع کرد و بعد به نوشتن رمان و نمایشنامه روی آورد. در نمایشنامه‌های او «مشکلات اجتماعی» بسیار پُررنگ است. «ورشکستگی» درباره بحران اقتصادی، «سردبیر» درباره فساد در مطبوعات و تأثیر و نفوذ آن در اذهان عمومی و «پادشاه» با موضوع دروغ و فریبکاری، برخی از نمایشنامه‌ها و مضامین آن‌هاست که توسط این هنرمند نوشته شده است.
گئورک براندس، منتقد برجسته دانمارکی درباره این نویسنده می‌گوید: او به‌دلیل استعداد فراوان و اصیل خود بالاتر از همه نویسندگان اسکاندیناویایی قرار می‌گیرد. ایبسن نمایشنامه‌نویسی فطری بود، اگرچه در جوانی شعر هم می‌گفت اما در تمام عمرخود نمایشنامه، رمان و داستان کوتاه می‌نوشت. بیورنسون باوجود این‌که از دوست و رقیب خود چهارسال کوچک‌تر بود، سردمدار گروه شد و درام مدرن و درام حماسی نروژ را به‌وجود آورد.

fsfdsfsfتاریخ سینمای مستند
نویسنده: اریک بارنو
مترجم: احمد ضابطی جهرمی
ناشر: سروش
قیمت: ۲۰۰۰۰ تومان
تعداد صفحات: ۵۳۴

کتاب «تاریخ سینمای مستند» با هدف توسعه دانش نظری و افزایش آگاهی مستندسازان، پژوهندگان و علاقه‌مندان سینمای مستند، دانشجویان سینما و تلویزیون در ایران ترجمه و به سرگذشت سینمای مستند در جهان و اختصاصات این گونه سینمایی پرداخته است.
نویسنده کتاب، پروفسور اریک بارنو، استاد بازنشسته دانشکده هنرهای دراماتیک دانشگاه کلمبیا آمریکا، چشم‌اندازهای پیدایش، تکامل و توسعه این نوع فیلم را از عصر لومیر تا دوره رواج مستندهای تلویزیونی تصویر می‌کند و در آن به جریان‌ها و جنبش‌های گوناگون مستندسازی در جهان می‌پردازد.
از آنجا که سینمای مستند دوره‌های متفاوتی را گذرانده و در کشورهای مختلف رشد یافته است، اریم بارنو نیز به طور رضایت‌بخشی به نهضت‌های مستندسازی در انگلستان، روسیه، آلمان، آمریکا، فرانسه، سوئد، هلند، ژاپن، کانادا، لهستان و کشورهای دیگر می‌پردازد.
کتاب «تاریخ سینمای مستند» در پنج بخش؛ نگاهی به عجایب، تصاویر در حال عمل، خشم و هیاهو، عدسی تیره و تار و وضوح دقیق به نگارش درآمده است که هر فصل به طور کامل خواننده را با دنیای سینمای مستند آشنا می‌سازد و مراحل تولید یک مستند خوب را به تصویر می‌کشد.

dasf65sdf41قاتل در باران
نویسنده: ریموند چندلر
مترجم: امید نیک‌فرجام
ناشر: چشمه
تعداد صفحات: ۱۱۹
قیمت: ۲۲۰۰ تومان

در این کتاب ترجمه فارسی دو داستان «قاتل در باران» و «منتظر می‌مونم» چندلر منتشر شده است. «قاتل در باران» یکی از معروف‌ترین داستان‌های جنایی این نویسنده آمریکایی است. وی این داستان را در سال ۱۹۳۵ میلادی با نام «Killer in the Rain» نوشته و منتشر کرده است.
این داستان یک بار هم در سال ۱۳۸۶ با ترجمه کاظم اسماعیلی توسط انتشارات خجسته در ایران چاپ شده است.
چندلر، نویسنده این کتاب در سال ۱۸۸۸ در شیکاگو متولد شد و تا سال ۱۹۵۹ عمر کرد. او برای داستان‌های کارآگاهی و خلق شخصیت داستانی «کارآگاه مارلو» معروف شده است.
از این نویسنده تاکنون آثاری چون «خداحافظی طولانی»، «خواب گران»، «خواهر کوچیکه»، «بانوی دریاچه»، «آدمکش تازه کار» و نمایشنامه «غرامت مضاعف» به فارسی ترجمه و در ایران منتشر شده اند.

ds6f54sd6f4پاپ دیوانگان
نویسنده: ژان کوکتو
مترجم: پریسا رسولی
ناشر: قطره
قیمت: ۸۰۰۰ تومان
تعداد صفحات: ۱۶۱ صفحه

«پاپ دیوانگان» نمایشنامه‌ای برگرفته از جشن‌های مضحک قرن ۱۵ و ۱۶ اروپا با نام «باکوس» است که در آن اشخاص ساده به مدت هفت روز به جای حاکم شهر بر تخت تکیه می‌زنند و احکام مضحکی صادر می‌کنند که موجبات شادی مردم را فراهم می‌آورد اما در این نمایشنامه داستان به شکل دیگری رقم می‌خورد.
ژان کوکتو نمایشنامه نویس، شاعر، کارگردان تئاتر، فیلمساز و نقاش در ۵ ژوئیه ۱۸۸۹ در یک خانواده‌ بزرگ با خلق و خوی بورژوازی در پاریس به دنیا آمد که به هنر اهمیت فراوانی می دادند. او ۹ساله بود که پدرش خودکشی کرد و به این دلیل موضوع مرگ همواره با آثارش همراه شد.
نمایشنامه «پاپ دیوانگان» نیز که از این قاعده جدا نیست، داستان آشفتگی جوانی در جست وجوی خویش است. در این داستان، شخصیت ها بر اساس خمیره خود، به دور از هر گونه تصنع یا اجبار، در جریان داستانی هوشمندانه تحول می یابند.
داستان این نمایشنامه در سال ۱۵۲۳ میلادی، در شهری نزدیک مرز سوئیس اتفاق می‌افتد، جایی که «هانس» دهقان جوان، مطابق یک سنت قدیمی به عنوان باکوس یا همان به اصطلاح پاپ دیوانگان برگزیده می شود. «هانس»، حاکم هفت روزه که همه او را ابله دهکده می پندارند، همین که به این منصب برگزیده می شود، نقاب از چهره برمی دارد. بذل و بخشش را آغاز می کند، زندانیان را آزاد می کند، مالیات ناعادلانه را برمی چیند و حتی در صحنه‌ای رودر روی کاردینال، فرستاده ویژه رُم، جامعه‌ای را می‌ستاید که اساس آن نیکوکاری است.
همچون بسیاری از دیگر آثار کوکتو، نمایشنامه «پاپ دیوانگان» نیز طرح اولیه انسانی ساده است که ضعف‌ها و کاستی‌های جهان را آشکار می‌کند و نشان می‌دهد که این سادگی و خلوص نوعی قدرت انسان‌دوستانه و عظمت روح است که در عین حال هراس و دشمنی رقیبان را برمی‌انگیزد.این‌گونه به چالش کشیدن قدرت حاکم، از آن رو که با عادات مألوف جامعه نمی‌خواند، نه تنها عموم مردم را با او همراه نمی‌کند، نفرت عمومی را نیز برایش به ارمغان می‌آورد و سرانجام تلخی برایش رقم می‌زند.
پاپ دیوانگان یا «باکوس» تعارض تیپ‌های متضاد است: دهقان بخت برگشته در برابر نماینده دستگاه حاکم، قدرت حقیقی در برابر دروغ و نیرنگ، شور انقلابی در برابر اعتقاد به دنیایی دیگر. لیکن مرکزیت تمام این تضادها با به میان کشیدن مسیح (ع) مطرح می‌شود.

dadsddddaارباب
نویسنده: کارلو گلدونی
مترجم: عباس‌علی عزتی
ناشر: افراز
قیمت: ۶۲۰۰ تومان
تعداد صفحات: ۱۰۰ صفحه

نمایشنامه «ارباب» از برجسته‌ترین آثار کارلو گلدونی، درام‌نویس بزرگ قرن هجدهم ایتالیا است. منتقدان این نمایشنامه را نمونه کاملی از سبک و شیوه او در نگارش آثار کمدی می‌دانند.
کارلو گلدونی نمایشنامه نویس شهیر ایتالیایی ۹ تراژدی، ۱۶ تراژی‌کمدی، ۱۳۷ کمدی، ۵۷ طرح برای کمدی بداهه، ۱۳ لیبرتو برای اپرای جدی و ۴۹ لیبرتو برای اپرای کمدی، دو نمایش مذهبی، ۲۰ میان‌پرده و سه جلد خاطرات را به عنوان حاصل زندگی هنری خود برجای گذاشت.
در کمدی ارباب که در چهار پرده نوشته شده است، فئودال جوان و هوس‌بازی که با مرگ پدر، وارث و ارباب دهکده‌ای شده، با مادر خود به دهکده می‌آید تا زمام امور و اداره املاک و دارایی‌اش را به دست بگیرد، اما بیش از هر چیز به فکر خوش‌گذرانی و هوس‌رانی است. از سوی دیگر مالک اصلی دهکده، که دختری جوان است، قصد دارد با شکایت بردن به دادگاه، املاک پدرش را که پدر ارباب جوان با قیمتی نازل از چنگش درآورده، از او پس بگیرد.
در نهایت مادر ارباب جوان که هم بی‌عرضه‌گی پسرش را در اداره املاک می‌بیند و هم تلاش هوشمندانه دختر را برای پس گرفتن حق خود، تدبیری می‌اندیشد تا هم پسرش دهکده را از دست ندهد و هم دختر جوان به حقش برسد…

از تلاش برای شعرشناس کردن خامنه‌ای تا هشت سال ننگ تحمیلی/ یادداشت روز هفتم

13345_548هفته‌ی گذشته وب‌سایت علی خامنه‌ای دست‌نوشته‌ای را منتشر کرد که در آن مهدی اخوان ثالت برای رهبری یادداشتی را نوشته است. سایت خامنه‌ای به مناسبت سالگرد درگذشت مهدی اخوان ثالث٬ دست‌نوشته‌ای از این شاعر نامدار که در سال ۱۳۴۱ در دفتر یادداشت علی خامنه‌ای نوشته شده بود را منتشر کرد.

اما هدف از انتشار این دست‌نوشته چه بود؟ بی‌تردید شعرشناس معرفی کردن علی خامنه‌ای، نشان دادن رابطه‌ی نزدیک مهدی اخوان ثالث با رهبر جمهوری اسلامی و ارائه‌ی یک چهره‌ی محبوب از دیکتاتور از جمله اهداف این اقدام بود.

بیشتر بخوانید »