یادداشت های سردبیر

حاشیه های خبری مجله خلیج فارس

کرونا، مدیریت، دین و دگرگونی ساختاری جهان/جلال ایجادی

  • کرونا، فراتر از جنگ جهانی دوم، تمام جهان را مورد حمله قرار داده است. این بحران بهداشتی منجر به مرگ شمار گسترده ای از شهروندان جهان شده و همه دولتها و دانشمندان و پزشکان جهان را به چالش بیسابقه ای کشیده است. این جنگ ویروسی بر تمام جهان آسیب وارد ساخته و اثرات عمیقی بجای میگذارد.

«مدیریت» دینی در ایران

تاریخ ایران دردناکترین دوره خود را تجربه میکند. اگر جنگ های تجاوزی مانند حمله اسکندر و عرب و مغول بعنوان عوامل تخریب از بیرون تلقی کنیم، حکومتگری داخلی در برخی شرایط نیز یک عامل مخرب مهیب بوده که توانها و ثروتها و انسانها را به نابودی کشانده است. به کارنامه جمهوری اسلامی نگاهی بیاندازیم. در چهل سالی که گذشت چین به دومین قدرت اقتصادی جهان تبدیل شد، کره جنوبی به دهمین قدرت اقتصادی تبدیل شد، آمریکا با شرکتهای دیجیتالی به یک هژمونی تکنولوژیکی بیسابقه دست می یابد، تمام کشورهای اروپای شرقی به دمکراسی میرسند، رژیم آپارتاید در آفریقای جنوبی نابود میشود، پیشرفت های عظیمی در جراحی قلب و مغز و نیز در مقابله با سرطان انجام مییابد، تکنولوژی های غیرفسیلی و پاک در جهان گسترش مییابد، تکنولوژی های هوشمند با الگوریتم های نیرومند در مدیریت اقتصاد و جامعه و جهان هستی وارد عمل شده اند، بهترین دانشگاه ها در آمریکا و انگلستان و ژاپن و چین و آلمان و فرانسه و کانادا متمرکز شده اند، بیشترین جایزه نوبل ادبیات و دانش های تجربی به آمریکا و انگلستان و آلمان و فرانسه و ژاپن و اتریش و سوئیس و لهستان تعلق گرفت، و صدها رویداد چشمگیر و بزرگ اتفاق افتاده است.

حال در این چهل سالی که گذشت در جامعه ایران چه رویدادهایی انجام گرفت؟ ثروتهای اقتصادی چپاول شد، محیط زیست و منابع طبیعی ایران ضربه عظیمی خورد، مدارس و دانشگاه ها بیش از پیش مذهبی شد، تعداد امامزاده ها بشدت افزایش یافت، تعداد آخوند و بودجه آنها رشد یافت، فقر در جامعه فراگیر شد، میزان کتاب خوان تقلیل پیدا کرد، جوانان زیادی ایران را ترک کردند، فشار ضد زن افزایش یافت، بموازات رشد ساختمانهای بزرگ فساد و زمین خواری عمومیت یافت، ارزشهای معنوی فروریخت، آخوندها بر سیاست و اقتصاد و آموزش و فرهنگ غلبه یافتند، بحران سیاسی در منطقه رشد کرد، پول ایران برای رشد جریانهای اسلامی تروریستی و متعصب شیعه به هدر رفت، تهدید علیه جامعه ایران و شکنندگی درون جامعه افزایش یافت، استرس و اضطراب جامعه دامنه یافت، ایران در جهان منزوی گشت، ایران با روسیه و چین روابط بازرگانی و رانتی وسیع برقرار کرد و به آنها امتیازهای بیسابقه داد، قرارداد برجام با غرب شکست خورد، فروش نفت ایران در بازار جهانی به بن بست کشیده شد، حوزه های گندیده شیعه بر سیاست و بر زندگی خصوصی بخش مهمی از ایرانیان غالب شد، کروناویرس با پنهانکاری حکومت دینی و با کمک نظام اعتقادی دینی آیت الله ها و آخوندها بر بخش بزرگی از جامعه غلبه یافت.
ریشه آغازین کروناویروس در مقیاس جهانی، شاید در تخریب اقلیمی و تخریب در طبیعت جهان و نبود یک سیاست نیرومند بهداشتی باشد. ولی بناگزیر در کشورهای گوناگون با عوامل محلی و بومی رشد تند و کند داشته است. رشد کروناویروس در ایران ناشی از تبهکاری و حماقت دینی حاکمان و همه سلسله مراتب مذهبی میباشد. آخوندیسم با طمع اقتصادی شرکت ماهان باندهای خود، با جهالت خرافه گری مذهبی خود، با سرداران فاسد سپاه خود، با حوزه های دینی ضد خرد خود و با دولتیان و روسای بی لیاقت ریز و درشت خود، این ویروس را به جان ملت انداخت. دستگاه مذهبی قم و «دانشگاه المصطفی» مسئول انتقاد ویروس از چین به ایران میباشند. دستگاه شیعه در کشتار ایرانیان مسئول است. ادامه حکومت اسلامی جز سلطه گری اسلامی و تباهی ایران چیز دیگری نیست. خامنه ای و دیگر سران حکومتی از همان ابتدا شروع به نفی کردند و کرونا را همچون «توطئه» آمریکا تبلیغ نمودند.

در ایران مدیریت حکومتی موجود نیست. در ایران سیاست دولت فاجعه آمیز و خرافه گرا بوده است. نفی اپیدمی و خطر آن برای جمعیت، پنهانکاری آماری و اطلاعاتی، مخالفت با قرنطینه مراکز مذهبی و نفی قرنطینه شهر قم و شهر تهران، دعوت به دعا و ضدیت با دانش پزشکی، تناقض گوئی و عقب نشینی از جمله مشخصات سیاست حکومتی است. در ایران، خامنه ای خرافی و تبهکار مردم را به دعا خواندن تشویق میکند و تئوری توطئه جنگ باکتری را مطرح میکند، روحانی مخفی شده است و وزیر بهداشت به دروغگوئی ادامه میدهد. در ایران مردم ما رها شده اند، امکانات پزشکی لازم موجود نیست و فقط حساسیت و شانس و شعور خود مردم و نیز تلاش پزشکان و پرستاران دلسوز به یاری آنها میرسد. مدیریت دینی ایران یک فاجعه است. دین اسلام در طول تاریخ ایران نقش مخرب داشته است و این بار ما شاهد هستیم که چگونه عوامل دینی، زمینه رشد مرگ مردم را فراهم می سازند. همه امامزاده های شفا دهنده به کانون مرگ تبدیل میشوند و آیت الله ها با تشویق دعا برای شفا، مردم را در برابر مرگ خلع سلاح می نمایند. نادانی و خرافه پرستی مخرب خردگرایی بوده و انسانها را به نادان ترین افراد تبدیل میکند و آنها را همچون برده به حرم های رضا و معصومه و عبدالعظیم و جمکران می کشاند. این بردگان به حاملان مرگ تبدیل میشوند و کل جامعه را در مسیر هلاکت بزرگ قرار میدهند. هر چند که تجربه و فاجعه اپیدمی کنونی بروشنی به زنجیریان نشان میدهد که اسلام و قرآن و شیعه گری و امامزاده ها جز فلاکت و تیره روزی حاصل دیگری ندارند و نشان میدهد که این سلسله مراتب خرافات هیچ شفایی برای زندگان و مردگان نمی تواند داشته باشد، ولی برده برده میماند تا زمانی که خرد و شجاعت و روشنایی در روان او رخنه نکرده است.

تجربه مدیریت کرونا در کشورهای دیگر

مارسل موس انسان شناس معروف صحبت از مقوله ای چون «داده اجتماعی کامل» میکند. این داده همچون پدیده ای است که تمام جنبه ها را در خود جمع کرده است. کرونا ویروس همین «داده» و پدیده اجتماعی کامل است که کمبوها و ویژگی های یک جامعه و یک سیاست را درخود منعکس میسازد. در هریک از جوامع ویروس کرونا چگونه بوجود آمد و چگونه عمل کرد و آسیب ها چگونه ارزیابی میشود و چگونه مورد مدیریت قرار گرفت؟
در کشورهای گوناگون مبارزه مدیریتی علیه کرونا ادامه دارد. بظاهر چین با یک سیاست محکم قرنطینه و درمان گسترده به نقطه محار رسیده است. هرچند ما اطلاع دقیقی راجع به منشا پیدایش این ویروس در چین را نداریم و باحتمال قوی دولت چین در ابتدا مخفی کاری نمود و به سازمان بهداشت جهانی دروغ گفت، ولی مسئولان دولتی در مرحله بعد اقدام های محکم مدیریتی انجام دادند و نظام پزشکی چین موثر عمل نمود. در کره جنوبی حرکت ویروس از یک فرقه مذهبی پروتستانی شروع شد ولی با سرعت دولت وارد عمل شد و مردم با انضباط خود اپیدمی را مهار کردند. در آمریکا سیاست های نفی گرایانه پرزیدنت ترامپ اثر منفی بجا گذاشت و بیشتر نگرانی ترامپ در مورد شرکت بوئینگ بود تا سلامتی مردم. در گام بعدی، با توجه به دشواری فزاینده بوئینگ دولت پنجاه میلیارد دلار کمک نقدی اعلام کرد. البته در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ مبلغ ۱۵ میلیارد و در بحران ۲۰۰۹ مبلغ ۸۰ میلیارد دلار به شرکت ها و بویژه جنرال موتورز داده شده بود. با توجه به تنگنای اقتصادی مردم دولت تصمیم گرفت مبلغ ۲۵۰ میلیارد به خانواده ها کمک کند. افزون بر آن دولت دریافت ۳۰۰ میلیارد دلار از محل مالیات را به عقب می اندازد. بالاخره آمریکا در مقابله با کرونا، بودجه ای بیش از ۸ میلیارد بسیج میکند. در فرانسه کرونا ویرس در شرق فرانسه در محل برگزاری مراسم مذهبی شروع شد و به سرعت به مناطق نزدیک پاریس رسید و سپس به همه پخش شد. دولت به همکاری فشرده متخصصان پزشکی سیاست بهداشتی را متناسب با پیشروی هدایت نمود. پس از اقدامهای دوره اول و دوم، مرحله سوم در فرانسه آغاز شد. در این مرحله با آمار واقعی و سیستم خبرگزاری دولتی و آماده باش بیمارستانها و امداد پزشکی ارتش، بسیج عمومی اعلام شد و اوضاع زیر کنترل قرار گرفت.
بدنبال بسته شدن کودکستانها و مدارس و دانشگاهها، دولت اعلام کرد تمام مراکز هنری و فرهنگی، تمام رستورانها و کافه ها و هتلها نیز بسته می شوند. دولت با نظر مثبت ستاد مشورتی پزشکی و احزاب اپوزیسیون دور اول انتخابات شهرداری ها را سامان داد و در تمام محل های رای گیری بدون ازدحام نفر به نفر افراد وارد شده و هر کس با مواد ضدعفونی قبل و بعد از رای، دست های خود را پاک کرده و با قلم خود دفتر انتخاباتی را امضا می کرد. اعضای هر شعبه انتخاباتی بدون دست زدن به کارت انتخاباتی و کارت ملی، فقط با نگاه کردن اسناد، شهروندان را برای رای دادن راهنمایی میکردند. ایمانوئل مکرون رئیس جمهوری که بطور منظم در باره بیماری و سیاست دولتی در قبال آن ابراز نظر کرده بود، سیاست جدید دولت و محدودیت های اجتماعی و اقتصادی را اعلام کرد و سپس وزیر اقتصاد بدنبال دیدار با صاحبان شرکتهای مواد خوراکی و فروشگاههای بزرگ غذایی، مطرح کرد که سازماندهی توزیع مواد خوراکی بشکل عادی ادامه یافته و کشور هیچ مسئله ای ندارد و شهروندان نباید نگران کمبود مواد خوراکی باشند.
بدین ترتیب بر اساس این تصمیم دولتی بمدت یک ماه رستورانها بسته شدند. در این بخش اقتصادی، نزدیک دو میلیون از کارکنان بنگاههای خوراکی و هتلها بصورت موقت بیکار شدند و البته این افراد با کمک های مالی دولتی دارای پوشش خواهند بود. روشن است که در جامعه فرانسه یک هراس بزرگ وجود دارد ولی حضور مسئولان سیاسی درجه اول و نیز اطلاع رسانی منظم پزشکی و دولتی، از التهاب جامعه کاسته و اعتماد متقابل در جامعه وجود دارد. اکثریت مردم سیاستهای دولتی را مورد تائید قرار می دهند و همه بر این نظرند که اولویت کشور سلامتی و بهداشت مردم و نجات بخش حساس جمعیت از مرگ است. در ادامه همین سیاست دولت فرانسه از ۱۷ مارس بسیج عمومی اعلام کرد: برای مهار کردن بیماری، هرگونه آمد و رفت در خیابان فقط با اجازه ممکن است، کارکنان شرکتها فقط با کار مجازی از دور فعالیت خواهند داشت، دولت هیچ شرکتی را به حال خود رها نمیکند و متعهد میشود مبلغ ۳۰۰ میلیارد یورو برای بدهی بانکی و مالیات و هزینه های اصلی ماند برق و آب و شوفاژ و کرایه به شرکتها کمک کند، کارکنان و کارگران در «بیکاری تکنیکی» قرار گرفته و درآمد خود را حفظ کرده تا مورد ضربه اقتصادی قرار نگیرند. این موارد جنبه هایی از مدیریت در فرانسه است و مسئله مرکزی مهار اپیدمی و تامین امنیت و کاهش ضربه های مالی به اقتصاد کشور است. در فرانسه حمایت دولت از اقتصاد و جامعه یک پدیده جدید نیست، این سیاست متکی به نگرش کنیزیانیسم و منطق دولت رفاه است. این امر تناقضی با اقتصاد بازار ندارد و در شرایط حساس و تنگناهای بزرگ مانند زمان جنگ یا اپیدمی، دولت به مداخله پرداخته و با «رگولاسیون» تنظیمی و معتدل به اقدام های بهبودی و تشویقی و امنیتی به نفع جامعه دست میزند.
این بیماری در سطح دنیا یک رکود اقتصادی در پی خواهد داشت ولی از نظر دولت فرانسه اثرات این ضربه را باید محدود کرد و باید مانع ورشکستگی شرکت ها شد و به این خاطر حمایت دولتی یک ضرورت است و همکاری اتحادیه اروپا در زمینه پزشکی و سیاسی و اقتصادی برای مهار اپیدمی کاملن توجیه شده است.

چگونه رفتار کنیم؟

در ایران، در فرانسه و در جهان پاندمی کرونا به جنگ خود ادامه میدهد. چاره چیست؟ در مقابله با کرونا، تنها دانش پزشکی، سیاست های مسئولانه نهادهای بهداشت جهانی، سیاست های بهداشتی و پیشگیرانه دولت ها و برخورد مسئولانه شهروندان جهان، چاره کار است.
چند نکته مهم را در نظر بگیریم:
یکم، از تئوری توطئه باید پرهیز کرد. مدافعان تئوری توطئه چه میگویند؟ آنها میگویند عده ای در نقطه ای در جهان توطئه نموده تا رقبای سرمایه داری جهانی را در دشواری قرار دهند و بازار مصرف دارو را فعال کنند. آنها می گویند یک قدرت دولتی بطرز آگاهانه ولی مخفیانه، این اپیدمی را بوجود آورده و پخش کرده تا واکنش های بعدی مردم را بررسی کند. این افسانه سازی های غیرمسئولانه با واقعیت ربطی ندارد و عاملان آن ناتوان از بررسی ریشه اپیدمی هستند و بیشتر اخلالگر هستند. تئوری توطئه با مشخصه تردید و توطئه تعریف شده و از نیروهای پنهانی و غیبی و جاسوسی تصمیم گیرنده، حرف میزنند. نفی گامهای انسان روی کره ماه، تخریب دو برج دوقلو آمریکا توسط سیا، کرونا ساخته دولت، از جمله افسانه سازی های طرفداران تئوری توطئه میباشند. اپیدمی کرونا دلایل علمی دارد و متخصصان نتیجه بررسی خود را انتشار خواهند داد. تخریب های زیست محیطی، آلودگی های صنعتی، افزایش ویروس های جدید و جهش های ویروسی، نبود سیاست های بهداشتی درست، نظام تغذیه آلوده در برخی نقاط جهان، خوردن موش و خفاش و غیره در برخی جوامع، نبود بودجه پژوهشی کافی برای پیشگیری های لازم، از جمله عوامل تولید اپیدمی های خطرناک است.

دوم، مدیریت سیاسی با مدیریت بهداشتی در همکاری تنگاتنگ باید باشند. در حال حاضر در اروپا و در چین این امر در دستور کار است. در فرانسه رئیس جمهور پیوسته با متخصصان پزشکی تبادل نظر کرده و تصمیم سیاسی را متکی به تشخیص علمی مینماید و افزون برآن دولت فرانسه اعلام کرد اولویت اساسی سلامتی و نجات شهروندان است و تمام هزینه های مالی را می پذیرد. فرانسه به لحاظ مدیریت سیاسی خود و از آنجا که مانند سایر کشورها دارای ذخیره پولی و قدرت اقتصادی است، بدون تردید وارد عمل شده و مدیریت سیاسی و مالی را به مدیریت بهداشتی پیوند میزند. دولت اسلامی ایران در درماندگی و پریشانی و خرافه غوطه ور است و آخوندها با تبلیغات خود تلاش میکنند تا با خرافه های اسلامی مردم را فلج کنند و در کار پزشکان و پرستاران مداخله مخرب کنند. نهادهای بهداشتی جهانی باید در امورد داخلی ایران وارد شوند و جلوی گسترش فاجعه را بگیرند. افزون برآن فساد مالی و عدم شفافیت نظام حاکم و غارت ثروت کشور توسط اقتصاد بنیادی سپاه و آستان قدس، هرگونه مداخله جدی بنفع مردم را ناممکن میسازد. بیمارستان ها بودجه لازم را ندارند، پرستاران از حقوق مناسب برخوردار نیستند و جامعه نمیداند که آمار واقعی بیماران و جان باختگان چقدر است.

سوم، ما شهروندان جهان باید مسئولانه عمل کنیم، به مسائل و رهمنودهای بهداشتی کاملن توجه کنیم، با ماسک حرکت کنیم، ارتباط های خود را محدود کنیم، روحیات همدیگر را تقویت کنیم، بدام مذهب و خرافه و آخوند و ایدئولوگ دینی نیافتیم، در انتظار آسمان و الله و امام زمان و مسیح نباشیم، بدام تئوری های توطئه چپ های سرگشته و یا مذهبیون خرافاتی نیافتیم، از شعارهای تهیجی و دروغین ضد «سرمایه داری» یا ضد «امریکایی» پرهیز کنیم، تاکید کنیم که ارزش انسانها و سلامتی آنها بالاتر از ارزش مالی است، ارزشهای اخلاقی اتیک و همبستگی انسانی را توسعه دهیم، دارای انظباط بهداشتی باشیم، از شبکه های اجتماعی برای اخبار واقعی و طنز استفاده کنیم، مقاله های علمی را منتشر کنیم، روحیه خود را نیرومند نگاه داریم، در خانه هایمان کار فرهنگی و هنری کنیم و کتاب بخوانیم، جشن نوروز را از یاد نبریم، رباعیات خیام را با هم دیگر بخوانیم. بشریت با دانش خود بر کرونا پیروز خواهد شد.

نتایج بزرگ برای جهان قرن بیست و یکم

این اپیدمی بطور جدی سازماندهی اقتصاد جهانی را به پرسش میکشاند. این بحران بهداشتی در صورت تداوم خود عادتهای زیادی را می تواند تغییر دهد. ولی این تغییر پایدار باشد یا نباشد، برای سازمان دهندگان اقتصاد جهان درس آموز است. لیبرالیسم اقتصادی و دولتها دوباره به سازماندهی گلوبالیزاسیون و جهانی شدن اقتصاد دست میزنند. تقسیم کار جهانی، مدل حمل و نقل مواد اولیه و کالاها، تولید به قیمت ارزان نیروی کار و مواد و دسترسی به بازار از این پس بطرز جدی قابل فکر هستند. وقتی ما با تمرکز ۲۵۰۰ کارخانه داروسازی در چین روبروهستیم و بازیگران اقتصادی اروپایی این تقسیم کار را پذیرفتند. ولی امروز اروپا بناآگاه درمی یابد که فاقد استقلال داروئی خود است و یک اپیدمی در چین توزیع دارو در اروپا را مختل میکند. در فرانسه فقط چهار کارخانه تولید ماسک میکنند و سایر کشورهای اروپایی تولید ماسک ندارند بلکه عمده ماسکها در چین تولید میشود. بنابراین در شرایط حاد بحران بهداشتی و با توجه به سیستم حمل و نقل بهم ریخته بناگزیر جامعه اروپایی با بحران شدیدتر مواجه میگردد. این اپیدمی سیاست تولیدی در جهان را در معرض تغییرات گسترده قرار میدهد. طی چهل سال اخیر اقتصاد جهان به ساختار جدیدی تحول یافت. در سالهای هفتاد میلادی جهان باعتبار ربات ها و سیستم های کامپیوتری مدرن شده و این الگو مهارت های وسیعی را کهنه ساخت و لایه های اجتماعی گسترده ای را از مدار اقتصاد و جامعه حرفه ای و شغلی خارج ساخت. سپس از سالهای ۲۰۰۰ میلادی با گسترش مدل های دیجیتالی و مکانیسم های مالی مجازی و مدیریت دیجیتالی بنگاهها و تولید دیجیتالی و خدمات دیجیتالی تغییرات ساختاری سترگی بوقوع پیوست و اقتصاد نوظهور دیجیتالی متولد شد. امروز با موج ناشی از کرونا، اقتصاد جهانی شکل جدیدی خواهد یافت و به ابعاد مجازی و دیجیتالی خود بعد جدید و بیسابقه ای میدهد.

با بیماری خطرناک کرونا در بسیاری از کشورها مانند فرانسه و کشورهای دیگر مدارس بسته شدند و در دانشگاه همه کلاسها برای همه استادان متوقف میشود. این تصمیم یک نقطه گردش بزرگ برای سیستم دانشگاهی است. یکم اینکه ما نمیدانیم این بحران چه زمانی پایان مییابد. دوم، این رویداد تمام سازماندهی کلاس ها و امتحانات و جلسه های پداگوژیکی را به زیرسئوال می برد. سوم، تمام دانشجویان نگران امتحان ها و پایان سال تحصیلی هستند و میخواهند درسها ادامه یابد. چهارم، تمام پروژه های پژوهشی سازماندهی دیگری می طلبد. پنجم، شیوه تدریس ما چه بسا کاملن باید تغییر کند زیرا ما در عصر تلاطم زیست محیطی، گرمایش زمین، ویروس های ناشناخته جدید، برآمد تکنولوژی جدید، روحیات متغییر جوانان، خستگی ناشی از وسائل حمل و نقل عمومی و غیره هستیم. همیشه استاد در برابر دانشجو درس داده است و این حالت بسیار جالب و آموزنده و مورد توجه دانشجو بوده است و حال در ادامه تحولات آموزشی دوران اخیر، یک ویروس خطرناک کل نظام آموزشی را به پرسش میکشد. ما با یک گسست آموزشی بیسابقه روبرو هستیم. آموزش های مجازی و اینترنتی و دیجیتالی دو دهه است که آغاز شده است ولی این بار آموزش دیجیتای شتاب پیدا میکند و این روش تدریس یک انقلاب اموزشی تولید میکند و تمام مدارس و دانشگاهها را فرا میگیرد و تمام حرفه های شغلی و شیوه های آموزشی را بشدت متحول خواهد کرد. فعالیت پزشکی و فعالیت روزنامه نگاران و فعالیت رسانه ها و فعالیتهای مهندسی و توزیع مواد خوراکی و بسیاری فعالیتهای دیگر با نظام دیجیتالی پیوند محکم خواهند خورد. بنایراین الگوی کارخانه ها و سازمانهای اقتصادی و گردهم آیی های تولیدی و جمع تولیدکنندگان و ساختارهای عمودی بطرز گسترده میتوانند متحول شوند.

این اپیدمی جهانی مدیریت بهداشت را بشکل بیسابقه به یک امر جهانی تبدیل کرد. همکاری و تبادل نظر و مدیریت مشترک بهداشت توسط سیاستمداران و مسئولان کشورهای گوناگون یک امر ضروری است. کار اطلاعاتی و هماهنگی سازمان بهداشت جهانی لازم است ولی این سازمان قادر به مدیریت فاجعه های بزرگ و تند نیست. دولت ها باید با سرعت عمل کرده و بودجه های لازم را با سرعت فراهم آورند. ستاد جهانی پزشکی برای مشورت و تدبیرهای جهانی بهداشتی و پزشکی یک امر استراتژیک است. اپبدمی هایی مانند کرونا و سرطان، بخاطر درهم فرورفتگی اقتصاد جهانی و ویرانگری های زیست محیطی چاره جهانی می طلبد. تلاش های سازمان ملل باید ساختمان محکمتری پیدا کند و هماهنگی سیاستهای کشوری را در یک مرکز قدرتمند جمع کند. بحرانهای بهداشتی جهانی که بشریت به خطر می اندازد و بنابراین باید فکر کرد چگونه در برابر مخفی کاریهای کشورها ایستاد و چگونه بودجه لازم را در نظر گرفت. سیاست پیشگیرانه سازمان بهداشت جهانی باید جنبه اجباری پیدا کند.

با وقوع این اپیدمی جهانی ما باید نتایج سیاسی و جامعه شناختی و روانشناسانه را به بررسی بکشانیم. سیاست ناسیونالیستی ناکارآ بوده و قادر نیست سلامتی انسان را در جهانی باز و پرارتباط و پرخطر تامین کند. جوامع به لحاظ جهانی شدن اقتصاد و ارتباط های گوناگون و سیالیت انسانی و کالایی یک کلیت «تودرتو» را تشکیل میدهند. کل جهان یک «پدیده اجتماعی کامل» است. جوامع علیرغم اختلافاتشان با یکدیگر نزدیک میشوند و خطرها را به یکدیگر انتقال میدهند. استرس جهانی در ذهن و رفتار مردم بیسابقه است. استرس و اضطراب کرونا در همه کشورهای جهان سایه انداخته است. این بحران یک جنگ روانی و نگرانی بزرگ روانی بوجود آورده و شادی و مناسبات انسانی و مستقیم را از آنها سلب کرده است. بسیاری از شهروندان در کشورها و شهرهای زیر قرنطینه از هم می گریزند و فرصت گفتگو ندارند و لبخندهای خود را از دست داده اند. یک درد عمومی آنها را به یکدیگر نزدیک ساخته ولی ترس و نگرانی افراد را منفرد و ایزوله نموده است. در برخی شهرها ساعت هشت شب مردم در پنجره حاضر شده و ترانه میخوانند و حمایت خود را از پرستاران و پزشکان ابراز میکنند و همه در قرنطینه خانگی هستند. حال چگونه میتوان از شکنندگی روانی و افسردگی روانی مردم جلوگیری نمود؟ پاتولوژی ها و ویروسها جهانی اند، روش های روانشناسانه موثر کدامند؟ انسان بر کرونا غلبه خواهد یافت ولی تاثیرات عمیق بر رفتار و روان انسان ماندگار خواهد ماند.

ما در حال تجربه یک پدیده دردناک جهانی هستیم که حتا مدل اقتصادی موجود و تقسیم کارجهانی و نیز مدیریت جامعه بشری و چگونگی مناسبات اجتماعی بین انسانها را به پرسش کشیده است. تعریف انسان امروز چیست؟ طبقه ها و لایه های اجتماعی چگونه قابل تعریف هستند؟ این ویروس همه طبقات جهان را مورد حمله قرار داده است ولی گروهبندی های اجتماعی که خود را در «حاشیه ارتباطی و قرنطینه مناسباتی» قرار داده اند شاید کمترین ضربه را خواهند خورد. حال با توجه تمرکز جمعیتی در جهان باید به الگوهای جمعیتی و مدل شهرسازی نگاه انتقادی انداخت. این اپیدمی ها جامعه را شکننده تر خواهد کرد و امنیت آنها را تهدید خواهد کرد. البته جامعه می آموزد و بر تجربه می افزاید ولی تشنج های حاد می تواند تعادل در عملکرد و دمکراسی را به فرسایش بکشد.

این ویروس جهانی است و هرچند در یک نقطه جغرافیایی مانند چین شیوع یافت ولی در جهان شرایط مناسبی برای ویروس های جدید باید باشد تا در هر نقطه ای از جهان وارد عمل شوند. طاعون ژوستینین، طاعون سیاه، آنفلوانزای اسپانیایی، آنفلوانزای آسیایی، شیوع «اچ آی وی»، ایدز، آنفلوانزای خوکی، ویروس ابولا، مورد شناسایی قرار گرفتند ولی ویروس کرونا هنوز شناسایی نشده و در آینده ویروس های خطرناک و مهیب بازهم حمله خواهند کرد. کارشناسان برآنند سرانجام بحران «ووهان» هرچه باشد، این آخرین باری نخواهد بود که نوع جدیدی از ویروس کرونا در موشها و خفاش‌ها یا دیگر حیوانات پدید می‌‌آید و دامن انسان‌ها را نیز می‌‌گیرد. در دو دهه گذشته، جهان با بحران شیوع گسترده ویروس‌های مرگبار، از جمله ابولا و سارس، دست‌وپنجه نرم کرده است. آنچه مسلم است ویرانگری زیست محیطی و تخریب جنگلها و بهم خوردن اکوسیستم های طبیعی گیاهی و حیوانی و نیز آلودگی های صنعتی و تولیدی و نیز آلودگی آبها و هوا و زمین، شرایط نامساعدی بوجود میاورد که در آن خطرهای ناشی از ویروس ها دوچندان خواهد شد. ویرانگری زیست محیطی منشا بزرگی برای ویروس های جدید خواهد بود. محیط زیست را تخریب نکنیم تا بشریت امکان زندگی بهتر و بیشتر را داشته باشد.
جلال ایجادی
جامعه شناس دانشگاه فرانسه

بیماری کرونا در مصاف حاکمیت و مردم/عبدالله مهتدی

بیماری کرونا مهمترین خبر جهان شده و تا هفتهها و شاید هم ماهها بعد همین طور خواهد ماند. اگرچه به نظر میرسد در چین این بیماری تا حدودی مهار شده باشد، ولی در کشورهای دیگر مانند کره جنوبی، ایتالیا و بویژه ایران دارد بیداد میکند. به نظر میرسد که دو کشور اول با توجه به زیرساختهای قوی بهداشتی و امکانات بیشتر و دولت مسئول بتوانند این بیماری را سرانجام تحت کنترل درآورند ولی در مورد ایران همه چیز نشان از آن دارد که این بیماری میرود که ابعاد فاجعهبار پیدا کند.

اکنون مشخص شده است که از دهم بهمن ماه مقامات پزشکی و سیاسی کشور میدانستند که بیماری کرونا وارد ایران شده است ولی آن را کتمان کردند. این کتمان و حتی انکار آن به احتمال قوی برای تشویق مردم به شرکت بیشتر در راهپیمائی بیست و دوم بهمن و بویژه انتخابات دوم اسفند ماه بود. این قصور عمدی و در معرض خطر قرار دادن جان میلیونها انسان، با نسلکشی عمدی پهلو میزند و عدم صلاحیت جمهوری اسلامی برای حاکمیت را به خیرهکنندهترین نحوی به نمایش میگذارد.

شیوع بیماری کرونا محدود به ایران نیست و تلفات انسانی آن نیز همین طور. اما در ایران است که سیاست عامدانه حاکمیت و دیدگاههای ایدئولوژیک آن موجب گسترش کنترلنشده این بیماری شده و تصمیم به دروغ گفتن و گمراه کردن مردم نیز در بالاترین مراجع گرفته شده است. کاملاً ممکن است که سایر کشورها نیز در اتخاذ سیاست بهداشتی صحیح و درمان به موقع آن کوتاهیهائی کرده و یا بکنند، اما تنها کشوری که این کوتاهی مرگبار را نه بخاطر یک خطای بهداشتی و فنی بلکه به عنوان یک تصمیم سیاسی در بالاترین مراجع گرفته، ایران جمهوری اسلامی است. چه کس دیگری در دنیا حاضر است این چنین خبیثانه آش یک تراژدی بزرگ ملی را برای مردم کشور خود بپزد و نامسئولانه با جان و زندگی میلیونها نفر بازی کند؟

البته حضرات خودشان را هم از تک و تا نینداخته و ایران را شفافترین کشور در زمینه اطلاعرسانی از بیماری کرونا معرفی میکنند. کسانی که از تأمین وسائل حفاظتی حتی برای کادر و پزشکی و درمانی کشور عاجز بوده و هستند و هنوز هم نمیتوانند دستکش و ماسک و مواد ضدعفونیکننده اولیه به دست مردم و به داروخانهها و مراکز بهداشتی برسانند، از قمپز درکردن در مورد پیشنهاد کمکرسانی به چین غافل نبودند و از لودگی و مزهپراکنی و پیام دادن به زبان چینی دریغ نمیکردند.

آنها که خودشان را در پس ضخیمترین حلقههای حفاظتی قرار داده و قرنطینه کردهاند، بیاعتنا به تلفات روزانه مردم و نگرانیهای آنها، اعلام میکردند که این بیماری چندان مهم هم نیست و کافی است مردم با استمداد از امامان و بخصوص دعای هفتم صحیفه سجادیه به مقابله آن بروند. در حالی که ویروس کرونا داشت ایران را در مینوردید و بسیاری از پزشکان و کادر درمانی میدانستند و میگفتند که باید هرچه زودتر باید به اقدامات پیشگیرانه از قبیل قرنطینه و لغو تجمعات دست زد، سوداگران دین مدتها مانع از این اقدامات ضروری شده و «رئیس جمهور» مملکت اعلام میکرد که «به تعطیلی کشاندن کشور» توطئه آمریکا و استکبار جهانی است.

فرماندهان سپاه پاسداران شیوع این بیماری را راحت به «جنگ بیولوژیک» آمریکا نسبت میدهند، مقامات مذهبی اعلام میکننند که فلز ضریح حضرت معصومه در مقابل ویروس کرونا مقاوم است و پائیینتریها به ضریح لیسی میافتند. تشخیص اینکه آیا گویندگان این دروغها خودشان به آنچه میگویند باور دارند و یا صرفاً دستگاه خرافهپردازی تاریخی روحانیت برای تحمیق مردم و تحریف حقیقت این کار را میکند، دشوار است، چرا که بهراستی جهالتشان با خباثتشان همسنگ است.

این بیماری باعث شده تا همه معایب جمهوری اسلامی دست به دست هم بدهند و یک تراژدی انسانی برای مردم ایران خلق کنند: فساد و دزدی فراگیر در بالاترین سطوح، عدم صداقت و عدم شفافیت، دروغهای عمدی و گمراهکننده از طرف بالاترین مقامات، سوء مدیریت و ناکارامدی، ناتوانی و بیلیاقتی، بیمسئولیتی وبیتوجهی به زندگی و سلامت و امنیت میلیونها نفر از شهروندان، شلختگی و بیبرنامگی و ندانمکاری، خرافهپردازی و جلوگیری از روال کار صحیح علمی. آری، بیماری کرونا همه این «ویژگیهای» جمهوری اسلامی را در یک نقطه کانونی فشرده و جلوی چشم همه عیان کرد.

اما حال که با ترکیبی از جهالت و خباثت موجبات پخش گسترده این بیماری را در ایران فراهم آوردهاند، این بیماری میتواند تمام زندگی اجتماعی و سیاسی جامعه و از جمله خود حاکمیت را تحت تأثیر قرار دهد و پیامدهائی با خود داشته باشد که هنوز حتی به ذهن ما هم خطور نمیکند. به هرحال این وضعی است که دچارش شدهایم. چه باید بکنیم؟

الف. قبل از هرچیز، باید این بیماری را جدی گرفت. مردم، خانوادهها، افراد باید از خودشان مواظبت کنند. رهنمودهای بهداشتی را با دقت و پیگیرنه اجرا کنند، از دید و بازدیدهای غیرضروری خودداری کنند، در اجتماعات، از جمله نمازجمعهها، مدارس و دانشگاهها شرکت نکنند. پیشنهاد میکنم آئینهای نوروزی هم امسال برگزار نشود. بخصوص توصیه میکنم در کردستان «مرکز همکاری احزاب کرد» از مردم بخواهد که امسال هیچ نوع مراسم و تجمعات نوروزی برپا نکنند. مردم ایران دست بگریبان یکی از بزرگترین بحرانهای زندگی خود هستند. هستی و امنیت و سلامت خود را در خطر میبینند و این را به اولویت اولشان تبدیل کردهاند. ما هم باید اولویتمان همین باشد. برخورد مسئولانه، علمی و دلسوزانه باید راهنمای رفتار ما باشد. پانیک و اقدامات نسنجیده از سر وحشت، کمکی به کسی نمیکند.

ب. در این شرائط باید همبستگی روحی و عملی بین مردم را تقویت کرد. باید ابتکارات و اقدامات مردمی علمی و صحیح برای کمک به همدیگر، کمک به خانوادههای کمبضاعت، افراد آسیبپذیر و مسنترها را تشویق کرد و سازمان داد. پارهای از این اقدامات هم الآن از طرف مردم و فعالان اجتماعی و پزشکی دارد انجام میگیرد.

ج. در سطح دیگری باید قبل از هرچیز ابعاد فاجعه و ابعاد قصور جمهوری اسلامی و خطری را که از روی تصمیمات غلط برای مردم خود و مردم سراسر جهان ایجاد میکند، به جامعه بینالمللی شناساند. جهان باید بداند که ابعاد گسترش بیماری کرونا در ایران بسیار بیشتر از اینهاست، آمارهای جمهوری اسلامی غیرواقعی است، سیاستهای آن غلط است و کارامدی آن برای روبرو شدن با این بحران بشدت ضعیف است.

باید جمهوری اسلامی را وادار به پذیرش کمکهای مستقل جامعه جهانی و ورود پرسنل پزشکی و تخصصی آنها به کشور نمود. آمریکا بودجه عظیمی برای مبارزه با کرونا در ایالات متحده و کمک به سایر کشورها تصویب کرده و به ایران هم پیشنهاد کمک داده و شاید تنها کشوری است که میتواند در مقیاس بزرگ و تعیینکننده به کنترل این بیماری و جلوگیری از تبدیل آن به یک فاجعه در ایران کمک کند. ناتوانی و بیکفایتی جمهوری اسلامی در جلوگیری از یک فاجعه انسانی را باید به شورای امنیت سازمان ملل کشاند.

همه اپوزیسیون ایران و بویژه شورای مدیریت گذار باید تلاش کنند بحث بحران کرونا در ایران را به شورای امنیت بکشاند و خواستار کمک مستقل بینالمللی بشوند. جمهوری اسلامی حق ندارد مردم کشور و سلامت و جان میلیونها نفر از شهروندان خود را گروگان سیاستهای جهانستیزانه، غربستیزانه و آمریکاستیزانه خود قرار داده و ایران هم را به مرکز صدور این بیماری به سایر نقاط جهان تبدیل کند. باید تلاش کرد جامعه بینالمللی این خطر را بشناسد و در مورد آن اقدام کند. باید یک مرجع بینالمللی صاحب صلاحیت جهانی متکی به مشروعیت بینالمللی برای ارائه کمکهای درمانی و پزشکی مستقل به مردم ایران ایجاد شود.

میگویم «مستقل» و «دارای صلاحیت بینالمللی» چونکه مقامات رژیم جمهوری اسلامی عدم صلاحیت و عدم کفایت خود را برای این کار نشان دادهاند. این مرجع بینالمللی باید با جامعه پزشکی و درمانی ایران، در همکاری با آنها و از طریق آنها کار خود را به پیش ببرد و همه تلاشهای خود را برای مهار سریعتر این بیماری و نجات مردم ایران از یک فاجعه بزرگ به عمل آورد.

این بیماری نه ساخته و پرداخته رژیم است و نه در ایران آغاز شده است، اما بیکفایتی، سوء مدیریت و فساد فراگیر رژیم حاکم مانع حل شایسته این بحران است. این بیماری تا هم الآن دامن مردم را گرفته و میرود تا ابعاد بزرگتری هم پیدا کند و تمام جامعه را با سیاست و اقتصاد و معیشت و همه چیز تحت تأثیر قرار دهد.

آنچه ما نیاز داریم احساس مسئولیت اجتماعی، مراقبتهای اکید خانوادگی و فردی، تقویت همبستگی بین مردم و سازماندهی ابتکارات مردمی صحیح برای کمک به همدیگر، توأم با شناخت از خیانتهای بزرگ و نابخشودنی حاکمیت جمهوری اسلامی، در جریان قرار دادن جامعه جهانی از ناتوانی حاکمیت در مهار این تراژدی و متقاعد ساختن آن به اقدام مستقل انساندوستانه، وارد آوردن فشار داخلی و بینالمللی به این رژیم برای در پیش گرفتن سیاستهای بهداشتی درست و تن دردادن به کمکهای مستقل بینالمللی است.

اینها باید در رأس تلاشهای اپوزیسیون ایران باشد. به طور قطع رژیمی که با بیکفایتی و نادانی و سودجوئی و سوء نیت خود این بلا را سر مردم آورده، خود نباید سرپا بماند و جان سالم از این بحران بدر ببرد. اما لولائی که در شرائط کنونی وظیفه انسانی و اخلاقی ما را با کار سیاسیمان متصل و مرتبط میکند، به نظر من، اینها است.

چهار آسیب: استبداد، اسلام، کرونا، آلودگی هوا /جلال ایجادی

جامعه امروز ایران با گرفتاریها و آسیب های متعددی مواجه است. کشور ما برخلاف بسیاری از کشورهای پیشرفته، در شرایط عادی قرار ندارد تا در برابر بحران کرونا با هوشمندی عمومی و مدیریت درست و با کمترین خسارت عمل کند. بحران های ایران ساختاری هستند و هر بحران با ضربه های بزرگتری نیروها و منابع عظیمی را نابود میکند. در شرایط کنونی چهار آسیب بزرگ توان جامعه را تخریب نموده است.

استبداد

استبداد ولایت فقیهی منشا فساد عمومی در ایران است زیرا قدرت در دست یک گروه بسیار کوچک متمرکز شده است. سلطه گری آخوندهای حکومتی و حوزوی و سیستم دستچینی در انتخابات و تسلط تبهکاران در امور مملکتی و جعل و دروغ پردازی انبوه، ناشی از این استبداد دینی است. آیت الله خامنه ای بر جان و مال و زندگی هشتاد و پنج میلیون ایرانی حکم میراند و کشور را به تباهی کشانده است. تمام نهادهای نظامی و اقتصادی زیر کنترل این فرد و «بیت» او قرار دارند و تمام تصمیم گیری های کلان حکومتی و مجلسی و دولتی و قضایی به تائید او موکول میشود. او تمام کشتارهای مخالفان و شهروندان و کنشگران محیط زیست در زمین و هوا و در داخل و خارج را فرماندهی میکند. این آخوند مستبد مسئول ایجاد بحران در منطقه و تقویت تروریسم اسلامی بوده و مسئول نابودی ثروتهای میهن ماست. او مسئول پروژه خانمانسوز اتمی بوده و اقتصاد ورشکسته و رانتی و فلاکت اجتماعی مردم نتیجه سلطه او میباشد.
بقول منتسکیو استبداد بزرگترین فساد است. این فساد تباهی را در سراسر جامعه جاری میسازد و استعدادها و خلاقیت ها را نابود میکند. مجلس خبرگان و شورای نگهبان و مجمع تشخیص مصلحت نظام، نهادهای خدمتگزار ولایت فقیه هستند و تمام تلاششان معطوف به خوشنودی آیت الله خامنه ای است. مجلس اسلامی مجموعه ای از نمایندگان مطیع و چاپلوس و رانتخوار میباشد. این نمایندگان شکرگزار ولی فقیه هستند زیرا میدانند که رانت خود را با توافق خامنه ای بدست آورده اند. تمام سرداران نظامی سپاه وابسته به دستور و اراده فرمانده کل قوا بوده و آنها تمام اقدامات مالی و امتیاز های خود را مدیون خامنه ای هستند. استبداد تمام افراد شایسته را به حاشیه میراند و فقط اشخاص چاپلوس و کارچاق کن و توطئه گر و تبهکار را دور خود جمع میکند. این رژیم استبدادی دینی در تقویت قدرت فردی مرز نمی شناسد و خامنه ای هر قدر در پیری و بیماری جلوتر میرود در لذت جوئی سرمستی آور قدرت شخصی گستاخ تر می شود.

اسلام

دین اسلام و فرهنگ قرآن منشا سقوط فرهنگی و اخلاقی در جامعه است. قرآن دارای ساختار جزمی و قطعی گرا و تعبدگرا بوده، خود را مقدس و کلام الهی دانسته، فرد را همیشه بنده تلقی کرده و مخالف را «دشمن» معرفی میکند. در اغلب سوره های قرآن انسان گناهکار معرفی شده و به مجازات سخت و دوزخ تهدید میگردد. الله همچون یک میرغضب جبار بر همه چیز نظاره میکند و غیر از مومن مطیع حامی خود، بقیه دنیا را سزاوار خشونت الهی میداند. مناسبات میان الله و انسان در قرآن، یکجانبه و عمودی است. تغییر این مناسبات اتوریته ناممکن است. قرآن و تاریخ اسلام بر اساس این محور ساختار یافته است. الله که مطلق است در ضمن دارای مشخصات سادیسمی میباشد و پیوسته خواهان سجده آدمیان است و چنانچه انسان مطیع نباشد او را به آتش می افکند.
قرآن در سوره التحریم خطاب می‌کند که: یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَکُمْ وَ أَهْلیکُمْ ناراً وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَه؛ «ای کسانی که ایمان آورده‏اید خود و خانواده خویش را از آتشی که هیزم آن انسان‌ها و سنگ‌هاست نگه‌دارید.». به بیان دیگر اگر به الله مومن نباشید جای شما در آتش است، آتشی که هیزم آن انسانهاست. هیچ بردباری در کار نیست، اگر اطاعت نکنید کشته میشود. عدم اطاعت از الله یعنی اعلام جنگ با الله، یعنی سرکشی نسبت به الله و بنابراین سرکشان را باید «بقتل» رساند و به دار آویخت (سوره المائده آیه ۳۳). در سوره «محمد» آیه ۴ می آید: شما مومنان چون با کافران روبرو شوید باید انها را گردن زنید. در قرآن، الله یک ستمگر قهار میباشد که تشنه خون است و آدم میکشد و از جسد و استخوان انسان برای سوزاندن دیگران استفاده میکند.
بیش از هزار آیه از شش هزار آیه های قرآنی در ستایش و همسوئی با خشونت و تبعیض است. این آیه ها منشا بدآموزی و رفتار خشونت بار و سقوط اخلاقی میباشند. متن قرآن پیوسته قتل و خشونت علیه پیروان ادیان دیگر و دیگر اندیشان را تشویق می نماید و بصراحت خواهان بردگی سکسی زن است. قرآن منشا خرافه پرستی است. آیه های متعدد قرآن در باره جن و قیامت و بهشت و دوزخ و شیطان و غیره در تناقض با خردگرایی و دانش میباشند و قرآن با تاکید روی تعبد و خرافه پرستی عقلانیت انسانی را مورد حمله قرار میدهد. قرآن و سنت اسلامی و شیعه گیری، آزادی انسان مدرن را نمی خواهند و خواهان همزیستی ارگانیک با تمدن کنونی نیستند. احادیث خط تکمیلی قرآن است. تمام احادیث و روایات جعلی اند و کشنده دانایی میباشند. آنچه که در قرآن و احادیث آمده با روایات شیعه تکمیل می شود.
شیعه گری یک نظام متشکل از روایات جعلی و خرافی است. یکی از اساسی ترین کتاب های حدیثی شیعه «کتب اربعه» میباشد. این مجموعه متشکل از «الکافی» است که توسط محمدبن یعقوب کلینی که در ۳۲۹ قمری درگذشته تنظیم شده و او تعداد ۱۶۱۹۹ حدیث گردآورده است. کتاب دیگر این مجموعه «من لایحضره الفقیه» از شیخ صدوق است که در ۳۸۱ قمری درگذشته و ۵۹۶۳ حدیث دارد. کتاب دیگر «تهذیب الاحکام» از شیخ طوسی است که در ۴۶۰ قمری درگذشته و دارای ۱۳۵۹۰ حدیث می باشد. و بالاخره کتاب «الاستیصار فیما اختلف من الاخبار» که دربرگیرنده ۵۵۱۱ حدیث میباشد. حال به این مجموعه حدیث ها و روایت ها، باید «بحار الانوار» از محمدباقر مجلسی را افزود. مجلسی که بین ۱۰۰۶ تا ۱۰۷۷ خورشیدی میزیسته و بویژه مرتبط با دربار شاه سلیمان و شاه سلطان حسین صفوی میباشد تعداد هشتاد و پنج هزار حدیث و روایت را در ۱۱۰ جلد گنجانده است. حال باید به این مجموعه جعلیات کلینی ها و مجلسی ها، تمام روایات امامان شیعه و تمام رساله های ملاباشی ها و آیت الله ها را افزود. کوهی از خزعبلات ارتجاعی که مدام توسط آخوندها و مبلغان و نواندیشان دینی و روضه خوان ها و شیخ ها و ملاها و روزنامه نگاران مذهبی و رسانه های حکومتی، تکرار شده و اثرات زهرآگین خود را بر ذهن مردم و ناخودآگاه آنها باقی گذاشته است.
حال اسلامگرایان و نیز روشنفکران و سیاسیون درمانده ماله کش مدام میگویند قرآن و مذهب را نباید مورد انتقاد قرار داد. در واقع آنها خواهان خواری انسانها و خواهان استمرار گندآب های خرافی در ذهن مردم هستند. آنها با ادعای «دفاع از مردم» در واقع خواهان ازخودبیگانگی و جهالت مردم هستند. برپایه قرآن و مذهب شیعه نادانی و خرافه در جامعه بیداد میکند. کافی است به تبلیغ خرافه گری توسط آیت الله ها و شیادان مذهبی در شبکه های اجتماعی و رسانه ها در شرایط گسترش ویروس کرونا توجه شود. این مبلغان با قرنطینه کردن حرم ها و مراکز مذهبی مخالفت میکنند، آنها میگویند باید دعا خوانند و قرآن بر سر گرفت و از فاطمه و مهدی و مادر امام دوازدهم حاجت خواست، آنها دسته های سینه زنی و زنجیر زنی ساماندهی میکنند و در برابر دوربین ها به لیس زدن ضریح امام مجعول می پردازند. نماینده خامنه ای با قرنطینه اماکن زیارتی مخالفت نموده و میگوید این تصمیم در مورد قم به دلیل عدم شناخت ساختار اصیل ایمانی است زیرا معماری حرم و نقره به کار رفته در ضریح دارای «ماده آنتی باکتریال» است. همه این خرافات با حمایت نظام جمهوری اسلامی پخش میشود.
احمد کسروی در کتاب «زندگی من» می نویسد در سال ۱۳۲۲ خورشیدی بیماری وبا در ایران توسعه یافت. در تبریز آخوندها حکم دادند تا در کوچه ها قرآن آویزان کنند و روضه خوانی ها بپا نمایند و حکم دادند تا یکی از نوه های آقامیرفتاح را سوار خر کردند و در کوچه ها گردانیدند تا مردان و زنان دست و دامنش را ببوسند تا به این ترتیب بلا دور شود. آنچه کسروی میگوید هنوز ادامه دارد و حتا در ابعاد عظیم تری در جریان است.
قرآن خواهان بردگی انسان است، شیعه گری خواهان پستی روان انسانهاست. حکومت اسلامی نیازمند بردگی انسان در برابر مذهب است زیرا مردمی که روان آزاده ندارند آسانتر زیر سلطه سیاسی ولایت فقیه قرار میگیرند.

کرونا ویروس

کرونا و اسلامگرایان حاکم چه رابطه ای با یکدیگر دارند؟ ما با اپیدمی و واگیری یک بیماری خطرناک جهانی مواجه هستیم. جهانی شدن اقتصاد و فعالیت های هواپیمایی و گردشگری جهانی و ارتباطهای متعدد میان انسانها در کشورهای گوناگون، در شرایط تعرض یک بیماری خطرناک همه انسانها را ضربه پذیر ساخته است. ویرس بیماری های شناخته شده و نیز بیماری های ناشناخته و بدون واکسن، با سرعت قربانی میگیرند. در گذشته وبا و طاعون و آنفلانزای مرغی در عرصه جغرافیای محدودی انسانها را می کشت و امروز کروناویروس از چین آغاز و سپس با سرعت در سایر کشورهای پخش می شود و تعداد فزاینده ای از مردم جهان را به اضطراب کشانده و به هلاکت میرساند. بیماری کرونا با ابعاد ناشناخته به سرعت در ایران توسعه یافته و سپس به کشورهای دیگر نیز از طریق چین و ایران انتقال یافته است.

با این بیماری، در عرصه اقتصادی افت بورس جهانی و آغاز کاهش نرخ رشد جهانی ادامه خواهد یافت. چین یک کارخانه جهانی است که با تمام جهان ارتباط دارد و تعطیلی فعالیت یک سری از کارخانه ها در چین بشکل زنجیره وار به اقتصاد و تولید درجهان تاثیر مستقیم میگذارد. بخش مهمی از داروهای مورد استفاده در جهان در چین تولید میشود. تعداد ۲۵۰۰ بنگاه تولیدی دارو در چین برای مصرف دنیاست و با کاهش و یا تعطیل این بنگاه ها جهان برخود می لرزد. تعداد کارخانه هایی که در چین قطعات خودرو تولید می کنند نقش اساسی در صنعت اتوموبیل سازی فرانسه و آلمان دارند و بحران را حس میکنند. امروز فعالیت های خدمات گمرکی، فعالیت مسافربری و کالابری شرکت های هواپیمایی، ارتباط صنایع پلاستیک، تولیدکنندگان صنایع مواد غذایی، بازار صنایع لوکس، و غیره در حالت بحرانی قرار گرفته و بسرعت با رکود مواجه خواهند شد.
در لحظه کنونی بخاطر مسئله سلامتی و بهداشت انسانها، مدیریت اقتصادی جنبه فرعی گرفته و همه کشورهایی که حس مسئولیت دارند در اقدام های پیشگیرانه و امکان سازی پزشکی و بهداشتی برای مقابله با کرونا بسیج شده اند. پخش اخبار درست و علمی، تعیین مرکزهای درمانی مناسب برای مبارزه با کرونا، قرنطینه سازی لازم، آمادگی گروه های پرستاری و پزشکی، سازماندهی حجم بزرگی از تولید ماسک، حضور متخصصان در رسانه و مقاله های علمی در مطبوعات، ساختن بیمارستان با تجهیزات پزشکی در طی چند روز، تشدید تلاش آزمایشگاهها برای کشف واکسن، همه و همه نمونه های از تلاش های بین المللی برای مهار این بیماری است.

در ایران چه میگذرد؟ شبکه های رسانه های دولتی به دروغ پردازی مشغول هستند. خطرناک بودن ویروس توسط مسئولال سیاسی حاکم در ابتدا نفی میشود. یک مشت آخوند تبهکار در رسانه ها و شبکه ها، مردم را به خرافه گری بیسابقه تشویق کرده و مردم را وامیدارند تا بجای دانش و خرد و تکنیک، به اسفند دود کردن و نذر کردن و دعاکردن و سینه زنی کردن روی بیاورند. پنهانکاری حکومتی مافیایی تشویش و نگرانی همه مردم را به اوج رسانده است. از قم شروع شد زیرا طلاب شیعه چینی در قم تمرکز دارند و شرکت ماهان سپاه پاسداران بیماری را به همه جا میگستراند. حکومت اسلامی بخاطر عدم پخش خبر درست برای حفاظت جان انسان، بخاطر خرافه پراکنی اسلامی جهت تحمیق مردم، بخاطر تشویق مردم به زیارت امامان برای «شفا» و بخاطر عدم تدارک پزشکی، مسئول توسعه واگیری بوده و نقش جنایتکارانه ایفا کرده است. در نظام آخوندی جان انسانها هیچ ارزشی ندارد.
بر اساس آمار جهانی در این بیماری حدود ۲۷۰۳ نفر جان خود را از دست داده اند و حدود ۸۰۲۴۲ نفردر جهان مبتلا شده اند. این آمار بطور مسلم ناکامل بوده زیرا بیماری در هر لحظه پیشروی دارد و یکسری از دولتها تلفات واقعی را مخفی نگه میدارند. یکی از بزرگترین عاملان مخفی کاری و جعل خبر جمهوری اسلامی است. معاون بهداشت وزارت بهداشت دوشنبه ۱۲ اسفند در مصاحبه با رسانه‌های داخلی اعلام کرد که در مجموع یک هزار و ۵۰۱ مورد ابتلای قطعی به کروناویروس جدید در کشور ثبت شده است. در ایران واقعیت چیست؟ واقعیت پنهان است. حکومتی که فاقد لیاقت و درایت است و حکومتی که مرکز انتشار خرافه گری است، هرگز نمی تواند این بحران را با مدیریت درست به پیش ببرد و ملت ایران یکبار دیگر هزینه سنگینی پرداخت خواهد کرد.

آلودگی هوا

جامعه ایران در شرایط کنونی نه تنها گرفتار استبداد دینی و اسلام و بیماری مهلک کرونا قرار دارد بلکه افزون برآن دستخوش آلودگی شدید هوا نیز میباشد. همه این آسیب ها با یکدیگر پیوند دارند و در یک مکانیسم سیستمیک اثرات تخریبی مهلکی بوجود می آورند.
بنا به آمار سازمان ‌های جهانی تنها در سال ۲۰۱۷ آلودگی آب و هوا و زمین و محل کار باعث مرگ بیش از ۸ میلیون نفر در جهان شد و ۱۵% مرگ و میرهای زودرس در جهان به‌علت آلودگی هوا و آب بود. گفته میشود میانگین مرگ سالانه در اثر آلودگی هوا حدود ۷ میلیون نفر است. حال در ایران اغلب روزهای سال هوا ناسالم میباشد. براساس کیفیت هوا، شاخص سنجش هوای پاک معادل صفر تا پنجاه شروع میباشد. سپس شاخص به میزان صد تا دویست میرسد که هوای ناسالم تلقی میشود و پس از آن، شاخص سنجش تا ۳۰۰ رسیده که هوای بسیار ناسالم است و بالاخره بین ۳۰۰ تا ۵۰۰ هوای خطرناک تلقی میگردد. بر اساس مرکز پالایش هوا در ایران شاخص آلودگی ماه اسفند را روی عدد ۱۶۰ ارزیابی میکند. این میزان برای گروههای حساس جمعیتی توام با خطر است. بنابه گفته این مرکز در سال ۷۸ روز هوای ناسالم در ایران وجود دارد که در مقایسه با اروپا وضع بسیار وخیم است. هوای ناسالم و هوای خطرناک بلای جان آدمیان است.
این آلودگی در ایران ناشی از چیست؟ ایران دارای یک اقتصاد فسیلی نفتی و گازی و ذغال سنگی است. بنابراین کارخانه های تولیدی و سیستم شوفاژ های خانگی و تجاری و تمامی خودروها و کامیونها و موتورها که از مواد گازوئیلی و بنزین های خارج از استاداردهای بین المللی استفاده میکنند، مسئول آلودگی هستند. حال از زمان تشدید تحریم های جهانی و عدم خرید نفت در بازار جهانی، در ایران نفت کوره بمیزان زیادی ذخیره شده و استفاده می شود. این ماده کاملن آلوده برای گرمایش خانه و مراکز تجارتی و صنعتی به کار برده می شود و همچنین برای سوخت کامیون ها، کشتی ها و بعضی از خودرو ها مصرف میشود. تشدید آلودگی هوا در روزهای اخیر نتیجه استفاده از مازوت یا نفت کوره می باشد و این ماده بسیار آلوده کننده است و برای سلامتی انسان زیان آور میباشد. بیماری ریوی و تنگی نفس و مشکلات قلبی و سردرد و اثرات سرطانی، از جمله نتایج این آلودگی های هوا در ایران است.
حال با توجه به رشد سریع ویروس کرونا که قبل از هرکس، گروههای حساس را مورد حمله قرار میدهد و بیماران قلبی و ریوی و تنفسی را شکننده تر میکند و با توجه به تشدید آلودگی هوا در ایران، اوضاع بهداشتی و سلامتی انسانها در وضع خطرناک و بیسابقه ای قرار میگیرد. جمهوری اسلامی نه لیاقت دارد و نه دلسوزی برای مردم دارد و بنابراین مدیریت اپیدمی کرونا فاجعه آمیز است. در شرایط ویرانگری محیط زیست و افزایش گازهای سمی، حجم غلظت آلاینده‌ها، و نیز ذرات معلق در هوا که خود نیز آلوده میباشند و در شرایط فقدان تدارکات پزشکی لازم، متاسفانه ایران دچار تلفات جانی بسیاری خواهد بود. بیماری کرونا بنابه منابع جهانی در ابتدا منشا چینی داشته ولی حکومتگران دینی نقش مهمی در اشاعه آن در ایران و منطقه داشته اند. جمهوری اسلامی با تخریب محیط زیست و عدم سرمایه گذاری لازم و بودجه کافی و مخفی کردن بیماری، نقش جنایتکارانه ایفا نموده است.
بدین ترتیب می بینیم که چگونه استبداد و اسلام و کرونا و آلودگی هوا به هم پیوسته هستند. قدرت سیاسی دینی منشا بحران های ساختاری در ایران است. با وجود چنین نظامی آسودگی و آزادی و آبادانی میسر نخواهد بود.

جلال ایجادی
جامعه شناس دانشگاه فرانسه