یادداشت های سردبیر

حاشیه های خبری مجله خلیج فارس

نودوپنجمین ماهنامه ادبیات داستانی چوک(تیرماه سال 97)

برای دانلود تمامی شمارگان این ماهنامه ها و فصلنامه ها به سایت مراجعه کنید
www.chouk.ir
www.khanehdastan.ir

برای ثبت نام دوره های رایگان و ترمیک تابستان خانه داستان چوک به آدرس زیر مراجعه کنید
داستان­های ایرانی

داستان­های ترجمه

مقاله «داستان فیلم»

داستان عکس «ترور»

یادداشتی بر داستان «گرداب»

بررسی اسطوره «ریشیده پای»

یادداشتی بر رمان «جز از کل»

نگاهی به فیلم «عصبانی نیستم»

نقد و بررسی رمان «کتاب سیاه»

مقاله «کامو حمام آفتاب می‌گیرد»

بررسی اسطوره‌ای قصه «سنگ صبور»

معرفی «برندگان جایزه ادبی پولیتزر»

بررسی داستان بلند «قتل در رود پشت»

نگاهی به فیلم «بدون تاریخ بدون امضا»

مصاحبه اختصاصی چوک با «نعمت مرادی»

مقاله خوانشی از داستان «گرای صفر درجه»

معرفی برنده جایزه نوبل «ویلیام کاتبرت فالکنر»

مقاله چگونه خاطراتِ خود را تبدیل به داستان کنیم؟

بررسی عناصر روایی در مجموعه شعر «ماه پنهان در ماهیتابه بن لادن»

مقاله «تاثیرات ادبیات کلاسیک فارسی در داستان نویسی معاصر فارسی»

این شماره همراه با: نیلوفر اعتمادی، خسرو عباسی خودلان، معصومه صادقی، یوکابد جامی، مسعود بطحائی، لیلی مسلمی، علی ربیعی، فرشته مولوی، صادق هدایت، حسن ملکی، فرهاد کریمی، نعمت مرادی، فرزانه کاوه، مرتضی غیاثی، علی ملایجردی، آفاق دادو، مجتبی تجلی، علی پاینده، کیمیا احمدی، میثم محمدی، باهره بروجردی، محمد وکیلی، سعیده اصلاحی، ندا افشار، محمد وکیلی، خاطره محمدی، سمانه رمرودی، مهناز رضایی لاچین، سانا نیکییوس، رضا درمیشیان، وحید جلیلوند، سارا آقابزرگی مهرداد نظری، علی ملایجردی، پیمان شرافت، سید وفاالدین محمودی­نژاد، آن فیشِر، کیت شوپن، جو منو، جولیا هارتنت، نیل گیمن، استفن رابلی، تولگا گوموشای، سعادت حسن منتو، برایان مورتون، ویلیام فاکنر، بنجامین مک‌کینلی کانتر، اورهان پاموک رابرت جکسون، آلبر کامو، خووان رولفو، استیو تولتز، نانسی بیل، وینسنت دیل، سوزان جیمز، کارتیک قداسرا

هیئت تحریریه

تحریریه بخش داستان

بهاره ارشدریاحی (دبیر بخش نقد، مقاله، گفتگو) طیبه تیموری‌نیا (دبیر بخش داستان)، ریتا محمدی غزال مرادی، شهناز عرش‌اکمل، علی پاینده محمود خلیلی، مصطفی بیان، مریم ایلخان، مریم رضایی لاچین، گیتا بختیاری، وفا کشاورزی سمیه سیدیان، سعید زمانی، مریم پژمان، نعیمه زنگنه الهام زارعی

تحریریه بخش ترجمه

پونه شاهی (دبیر بخش ترجمه)، اسماعیل پورکاظم، مریم نوری‌زاد، لعیا متین پارسا، ریحانه کردرجبی، سمیرا گیلانی، لیلی مسلمی

تحریریه بخش سینما و تئاتر

زهرا آذر (دبیر بخش سینما و تئاتر)، علی علیخانی

www.khanehdastan.ir
خانه داستان چوک با دوره های داستان نویسی، ویراستاری، نقد ادبی، اسطوره شناسی
www.khanehdastan.ir
نخستین بانک مقالات ادبی، فرهنگی و هنری چوک
http://www.chouk.ir/maghaleh-naghd-gotogoo/11946-01.html
دانلود ماهنامه‌های ادبیات داستانی چوک و فصلنامه شعر چوک
http://www.chouk.ir/download-mahnameh.html
دانلود نمایش رادیویی داستان چوک
http://www.chouk.ir/ava-va-nama.html
دانلود فرم پیش ثبت‌نام دهمین دوره آکادمی داستان نویسی چوک
http://www.chouk.ir/tadris-dastan-nevisi.html
فعالیت های روزانه، هفتگی، ماهیانه، فصلی و سالیانه کانون فرهنگی چوک
http://www.chouk.ir/7-jadidtarin-akhbar/398-vakonesh.html
بانک هنرمندان چوک صحفه ای برای معرفی شما هنرمندان
http://www.chouk.ir/honarmandan.html
شبکه تلگرام کانون فرهنگی چوک
https://telegram.me/chookasosiation
اینستاگرام کانون فرهنگی چوک
http://instagram.com/kanonefarhangiechook
بخش ارتباط با ما برای ارسال اثر
http://www.chouk.ir/ertebat-ba-ma.html
گزارش همایش روزجهانی داستان کوتاه و بزرگداشت «قباد آذرآیین»
http://www.chouk.ir/maghaleh-naghd-gotogoo/7-jadidtarin-akhbar/12607-2016-02-18-11-32-59.html
گزارش، عکس‌های همایش«روزجهانی داستان کوتاه» و شب «جمال میرصادقی»
http://www.chouk.ir/maghaleh-naghd-gotogoo/7-jadidtarin-akhbar/1115-2012-01-07-06-26-37.html
گزارش و عکس‌های جشن یازدهمین سال فعالیت کانون فرهنگی چوک
http://www.chouk.ir/maghaleh-naghd-gotogoo/7-jadidtarin-akhbar/12003-2012-09-23-08-41-27.html
گزارش جلسات ادبی- تفریحی کانون فرهنگی چوک
http://www.chouk.ir/maghaleh-naghd-gotogoo/7-jadidtarin-akhbar/1236-2012-01-21-06-13-06.html



کانون فرهنگی چوک تریبون همه هنرمندان و حامی همه انجمن ها و کانون های فرهنگی است.این ایمیل توسط گروه گوگل کانون فرهنگی چوک برای شما ارسال شده است مدیران سایت ها و انجمن ها می توانند ازطریق این گروه گوگل به صورت
هفتگی یا ماهیانه فعالیت های کلی و آثار منتشر شده درسایت را به هزاران نفر اطلاع رسانی کنند . همچنان اطلاع رسانی ایمیل های فردی و وبلاگی قابل تایید
نیست از ارسال چنین ایمیل هایی خودداری بفرمایید

برای لغو ثبت نام در این گروه، یک ایمیل ارسال کنید به
stop4story+unsubscribe@googlegroups.com

آدرس سایت کانون فرهنگی چوک
www.chouk.ir
mehdi_rezayi_mehdi@yahoo.com
info@chouk.ir
chookstory@gmail.com
مهدی رضایی

‏این پیام را به خاطر این دریافت کردید که برای مبحثی در گروه «کانون فرهنگی چوک» در ‏گروه Google ثبت‌نام شده‌اید.
جهت لغو اشتراک از این گروه و قطع دریافت رایانامه از آن، رایانامه‌ای به stop4story+unsubscribe@googlegroups.com ارسال کنید.
برای گزینه‌های بیشتر از https://groups.google.com/d/optout بازدید کنید.

جبهه ملی ایران-اروپا: پیام همدردی با شهروندان خوزستانی و هم‌میهنان عرب‌زبان

هم‌میهنان آزاده

بازهم از به خاک افتادن یک فرزند ایران خبر رسیده است. خبر می رسد که یک شهروندِ جوان ایرانی از میان عرب زبانان اهوازیِ ما به دلیلِ نارضایتی از نظام حکومتی به خون خفته است.
سایت های وابسته به سپاه پاسداران اظهار می کنند که این جوان ایرانی(حاتم مُرمضی شهروند اهوازی) یک سال قبل بطور مخفیانه به سوریه رفته است و در حالیکه در منطقه ادلب در حال آموزش نظامی توسط گروه داعش بوده است طیِ درگیریِ داعش با گروه تحریرالشام کشته شده است.

از سه شنبه ۱۳ خرداد(۵ ژوئن) در رسانه های مختلفِ خبری به نقل از پسرعموی حاتم مُرمضی یعنی فیصل مُرمضی اطلاعاتی مغایر با اخبار مندرج در سایت های وابسته به سپاه پاسداران نشر یافته است.
در یک ویدئوی نشر شده توسط فردی که خود را فیصل و پسرعموی حاتم مُرمضی می نامد، اطلاع رسانی می شود که عکسهایی منتسب به حاتم که وی را در اردوگاه های داعش نشان می دهد جعلی بوده و فوتو شاپ شده است و حاتم توسط مأمورین امنیتی حدود یک سال قبل در زمان بازگشت از منزل فامیل خود در سوسنگرد ربوده شده و چند ماه قبل نیز توسط یک زندانیِ آزاد شده از بازداشتگاه امنیتی در اهواز خبر زنده بودنش تأیید شده است.
فیصل در این ویدئو اظهار داشته است که مأمورین امنیتی اخیرا” با خانواده حاتم تماس گرفته و خبر مرگ وی را می دهند و خانواده حاتم را تهدید می کنند که در مورد مراسم خاکسپاری باید با مقامات همکاری کنند، اما با مخالفت خانواده حاتم مواجه می شوند و در مقابل به تکذیب اطلاع از وضع حاتم در یک سال گذشته می پردازند و از تحویل جسد حاتم نیز خودداری می کنند. سپس چند سایت خبریِ مختلف ولی وابسته به سپاه پاسداران بطور همزمان با انشایی یکسان و تکراری در زمینه همکاری حاتم با داعش داستان سرایی می نمایند.
فیصل تاکید می کند در این سایت ها چند عکس شخصی از حاتم پخش شده است که نشان می دهد گوشیِ همراه وی در دست مأمورین امنیتی قرار داشته که این موضوع نیز نشانگر اثبات بازداشت حاتم در یک سال قبل توسط عوامل حکومتی می باشد.
لازم به توضیح می باشد که بر خلاف ادعای سایت های وابسته به سپاه پاسداران، در تحقیق اعضایِ عرب زبان جبهه ملی ایران هیچ فایل یا ویدئویی منتسب به داعش یا تحریرالشام در اینترنت یافت نشد که ادعای سایت های وابسته به سپاه پاسداران را مبنی به نام آوردن از این جوان ایرانی توسط آن گروه های تروریستی اثبات کند.
این موضوع موجب شرمندگی است که عوامل امنیتی در ایران حاضرند برای گم کردن آثار ظلم خود که ناشی از یک هرج و مرج مضمن مدیریتی در تشکل های امنیتیِ واگذار شده به لُمپن ها می باشد، تا آنجا به حضیض و سقوط کشانده شوند که حتا با انتساب هموطنِ خود(ولو مخالف با حکومت) به کثیف ترین گروه های تروریستیِ غیرایرانی و ضد ایرانی متوسل شوند.
حتا در صورت فرضِ صحت ادعای شرم آور سپاه که خود را پشت سایت‌های «تحلیلی! خبری!» پنهان می کند آیا نباید پرسید که چرا یک جوان مغرور عرب زبان ایرانی بخواهد خود را از شهروند ایرانی به یک عضو آواره و بی آبرویِ داعشی تنزل دهد؟
حتا با فرض بر صحت این خبر آیا برای خبرسازانِ اتاق جنگ روانیِ سپاه (مرجع برای همه تحریریه های سایت های همسو) در تهران این پرسش ایجاد نمی شود که در سوسنگرد و اهواز با آن سوابق حماسی در دفاع از خاک ایران در این سالیان اخیر همکاران ما چه کرده اند که جوان رعنایِ ایرانی رفته و به وحوشِ داعشی پیوسته است؟
اوضاع در حال فروپاشیِ ساختار کشور، همین دروغ گوییِ شماست، شمایی که از فرط فساد و فروپاشیِ نظم و اخلاق در میان خود مجبور می شوید بر خود تُفِ سربالا کنید تا بی آبرویی و جنایت خود را که احتمالا ناشی از زیاده روی در شکنجه یک جوان علاقه مند به مشارکت در امور اجتماعی، فرهنگی یا سیاسیِ کشور خود بوده است با این بی شرمیِ بی سابقه برای مردم توجیه کنید.
جوانی که باید در صورت لزوم در دفاع از کشورِ آبا و اجدادیِ خود کشته شود متهم به مردن برای دشمن منفور این مُلک می کنید تا رَدِ بی لیاقتی و حماقت خود را پاک کنید.
اگر اصرار داشته باشید که این جوان به داعش پیوسته بوده است، عذری زشت تر از گناهِ همیشگی‌یتان آورده اید، چراکه با شهروندان سُنیِ یا عرب زبان ما چه کرده اید که آنان اینبار از شدت کینه توزی از شما نه به فرنگ یا آمریکا قصد رفتن کرده باشند، که حاضر شوند با منفور ترین موجودات شناخته شده در تمدن بشری دوستی کنند تا با شما دشمنی کرده باشند؟!
اگر او را به دلیل جسارت و نترسیدنش در یک بازیجوییِ مغایر با قانون زیر کتکِ کشته اید با پذیرش مسئولیت این نقض قانون آنطور که مسبوق به سابقه بوده است(ستار بهشتی ..) ناتوانیِ پرسنل ظالم خود را در برخورد با یک جوان جسور می پذیرفتید، ولی خود را تا مرز تهوع در بی شرمی فرو نمی بردید.
هم‌میهنان گرامی
جبهه ملی ایران درگذشت این شهروند سوسنگردی از توابع خوزستان عزیز را به همه مردم ایران بویژه به هم میهنان عرب زبان و شهروندان اهوازی، سوسنگردی… تسلیت می گوید.
اگر این جوان به داعش پیوسته بوده است ما اعضای جبهه ملی ایران از همه مردم ایران بویژه شهروندان خوزستانی و هم میهنان سُنی مذهب و عرب زبانِ خود پوزش می طلبیم و به خود تسلیت می گوییم که نمی توانیم و نتوانسته ایم از بی مهری و بی عدالتی حکومت نسبت به ادیان و اهالیِ گونه گون این مملکت معظم جلوگیری کرده باشیم و موجباتی را فراهم کرده باشیم که جوان ما با امید به اینکه در مملکت خود می تواند به یک افسر شایسته در یک ارتش ملی به بالاترین درجات نائل شود از روی ناامیدی از میهن برود و به یک شبه نظامی در گروهی موهِن بدل شود و در خاکی غریب به عنوان یک نماد افسردگی از یک نسلِ منکوب شده، به خاک افتد.
و اگر این شهروند سوسنگردی یا خوزستانیِ ما به دلیل دفاع از عقیده و شخصیت خود طیِ یک بازجویی مغایر با قانون اساسی ایران و حقوق شناخته شده بشری و عرف اخلاقی در جهان به خون درغلطیده است، نمادی از نیاکانِ با غیرت خود در زنده نگاه داشتن مقاومت در مقابل تجاوز اژنبی بوده است که ظلم روی دیگری از تجاوز بیگانه می باشد، زیرا ظالم همیشه اژنبی است چه هم زبان باشد یا غریبه زبان و ما بازهم به خانواده حاتم مُرمضی و مُرمضی ها تسلیت گفته و امیدواریم آنان ما را در غم خود نه به تعارف که به حق شریک بدانند.
جبهه ملی ایران- اروپا
چهارشنبه، ۲۵ خرداد ١٣٩٧

اندر احوالات خسن و خسین ، دختران المغاویه ! / علیرضا نوری زاده

*این ضرب المثل عربی که دیرگاهی است به ادبیات ما نیز راه یافته است ؛ معمولا در زمانی به زیان میأید که مطلبی ، چنان از پایه دروغ ، تحریف ، غیر مستند و بافته خیال باشد که به طور کلی نتوان با مطالعه آن حتی به گوشه ای از شرح یک حادثه ، یک اتفاق تاریخی معین ، یک زندگی و … پی برد .

برای نمونه میتوان خزعبلاتی را که بعضی از اهالی حوزه از پیامبر اسلام و جانشینان و ائمه شیعه نقل میکنند از مصادیق مثل مورد اشاره دانست . “علی در کعبه به دنیا آمد همان لحظه محمد وارد کعبه شد ، علی را از آمنه گرفت و در گوشش گفت ای داماد و پسر عم عزیزم تو محبوترین ، عزیزترین و والاترین انسانها نزد خدا هستی علی گفت ای خاتم النبیین دوست داری از چه کتابی بخوانم تورات موسی ، زبور داود ، انجیل مسیح یا قرأانی که در سینه داری ؟ ”
خیلی روشن است که این قصه حتی یک وجه راست به جز ولادت علی در کعبه ندارد .

باید در نظر داشت این جعلیات و نظایر أن ، در حوزه دین ، روایتگر اتفاقی هزاروچهارصد ساله است یعنی دورانی که نه ضبطی ، نه دوربینی ، نه کامپیوتری ، نه شبکه های اجتماعی و … وجود داشت و نه نوشتن و ثبت لحظات ، معمول و متداول بود . اما هفته پیش به دنبال نشست شماری از فعالان اپوزیسیون در واشنگتن ، حکایاتی از این نشست در فضای مجازی و رسانه ای از دوشنبه پیش منتشر شد که منهای اشاره به محل برگزاری کنفرانس و و ذکر جملاتی از سخنان تنها یکی از سخنرانان ، بهره ای از حقیقت نداشت و یادآور تیتر این نوشته بود .
مجاهدین خلق و ماشین پرصدای تبلیغاتیشان با گوش بفرمانان گوبلز سازمان درکنار مطالبی که با نام مستعار منتشر کردند با فحشهای رکیک قاموس اللغه مسعودی ، کامنتهای متعدد در ذیل برنامه ی من که در آن به کنفرانس اشاره شده بود گذاشتند .

کارکنان مرکز پیگیری رسانه ها و فعالیتهای ضد انقلاب در خیابان کاخ جنوبی ( فلسطین فعلی ) پایتخت با ادبیات ولایتی به سراغ ما آمدند . البته باردیف خیانت و قافیه تجزیه طلبان .

دسته سوم کسانی بودند که تحت تأثیر جعلیات دو گروه بالا ، بعضا از سر احساسات ( که شماری شان واقعا وطنپرست و آزاد اندیشند ) مارا به زیر شلاق گرفتند .

گروه چهارم مأمورانی بودند که جمهوری ولایت فقیه در سالهای اخیر به خارج فرستاده که برخی از أنها چند صباحی را نیز در امنیت خانه مبارکه و یا زندان اوین بیتوته کرده اند و اینک در فرنگستان کارشان بی اعتبار کردن چهره های سرشناس و با نفوذ رسانه ای و یا اپوزیسیون است .

محور مشترک اغلب این جمع ، ضدیت با شاهزاده رضا پهلوی و شش هفت چهره رسانه ای و مخالف رژیم ، ادعای سلطنت خواهی ، ستایش آشکار از جلادان و رمبوهای ولی فقیه و کشف ارتباط أنها با کوروش کبیر و آریوبرزن و رستم فرخزاد و یعقوب لیث صفار است .این رسولان خفیه گوی و نویس اغلب ، رضاشاه و گهگاه محمدرضاشاه خاموش را ، مدح میکنند ولی با ذم نواده پهلوی اول او را لایق برسرنهادن تاج پادشاهی نمیدانند چون بگفته آنها رضا پهلوی دمکرات است و با چپها و ملی ها و نمایندگان اقوام می نشیند ، با زنده یاد دکتر مصدق دشمن نیست بلکه از او با احترام یاد میکند ، به نظام متمرکز و قلدر منش ایمان ندارد و براین باوراست اگر روزی به اراده و خواست ملت ، نماد همبستگی ایرانیان در هیأت پادشاه مشروطه و یا رئیس جمهوری شد ، قصد قدرت نمائی و سلطنت یا دیکتاتوری را ندارد . بدیهی است چنین نمادی را اللهی ها از هرسه نوع حزب اللهی ، مسعود اللهی و سلطان اللهی قبول ندارند .

حاکم اگر ولی فقیه است باید از نوع خمینی و سیدعلی أقاباشد ، اگر رئیس جمهوری است نباید ذره ای با پرزیدنت قبل از این ؛ مسعود میرزا (بعد از وصلت رجوی با نبیره مرحوم عضدالملک نایب السلطنه ، شازده خانم مریم عضدانلو قاجار ،خانواده زوجه یک لقب میرزا به مسعود خان دادند تا شؤونات عروس حفظ شود ) و پرزیدنت بعد از این ؛ شازده مریم ، تفاوت داشته باشد و اگر قرعه فال به نام پادشاهی افتاد سلطان اللهی ها به کمتر از محمد علیشاه معزول مغبون رضایت نمیدهند .

در جریان کنفرانس یکی از آقایانی که دیرسالی است در زیر پرچم سلطنت خواهی ، همبند زندان نوستالژی جمعی پیران بابرکت است در اعتراض به سخنان یکی از ۱۲ سخنران برأشفته در بیرون سالن سخنرانی میخروشید . به ایشان گفتم شاهزاده به دفعات یادآورشده که به یک نظام قلدر متمرکز اعتقادی ندارد . در چند گفتگو با ایشان و دیدارهای خصوصی بر سرمقوله عدم تمرکز برای حفظ یکپارچگی ایران ، تبادل رأی کرده ایم . شما که پادشاهی خواه هستید آیا موضعی متفاوت با ایشان دارید ، دوست معترض فرمود اگر چنین گوید من به رویش شمشیر میکشم من عبد او نیستم ( شاید با واژگانی خشن تر ) ایشان فرصت پیدا کردند که در همان کنفرانسی که به گفته بعدیشان نوریزاده و میراسکندری … برپاکرده بودند ؛ نقطه نظرهایشان را بیان کنند .

من البته هیچگاه باورنمیکنم ایشان اهل شمشیرکشی باشند. منش و چهره و ظاهر ایشان بیشتر به بزم آرایان میماند نه رزم آوران ،

ما براندازان

دوسال پیش در سفری به آمریکا با دوست دیرینه ام دکتر شاهرخ میراسکندری گپ و گفتی پیرامون ضرورت پیدائی یک إئتلاف متنوع از مخالفان برانداز رژیم داشتیم . در پایان ، به این نتیجه رسیدیم که با توجه به درپیش بودن انتخابات ریاست جمهوری هم در ایران و هم در آمریکا ، باید چندی صبر کرد تا نتیجه هردو روشن شود . کوتاه زمانی پس از این دیدار باهم به دیدار شهبانو فرح رفتیم ، شاهزاده نیز آمدند و چند ساعتی بسیار خاطره انگیز را در کنار ملکه و ولیعهد پیشین ایران گذراندیم . ( همیجا بگویم که دوستی من و شاهرخ ریشه ای عمیق و خانوادگی دارد .

پدر بزرگ شاهرخ مرحوم سید ضیاءالدین میراسکندری با پدربزرگم مرحوم سیدتقی نوری زاده سردفتر اسناد رسمی یک اصفهان و سپس سه مشهد و پدرم سردفتر اسناد رسمی ۱۳۶ تهران دوستی عمیقی داشتند . مرحوم میراسکندری علاو بر دفتر اسناد رسمی دفتر ازدواج و طلاق هم داشتند و به عنوان سردفتردربار، عقد پادشاه فقید و ملکه فرح ، در دفتر او ثبت شده ؛و خطبه را نیزخود او خوانده بود چنانکه اغلب ازدواجها و بعضا جدائی ها و نیز معاملات خاندان سلطنت توسط وی ثبت میشد.میگفتند خطبه عقد میراسندری خرجی ندارد یعنی شیوندهائی که او خطبه خوانش بوده ، ابدی هستند .

از فرزندان او جلال و جمال و جواد هرسه سردفتر شدند و در عداد دوستان خانواده ما بودند و جلال و جمال (پدر شاهرخ ) همچنان از دوستان دیرپا و سال خانواده منند . تصویری از جشن ازدواجم دارم که در آن پدرم ، استاد بزرگوارم دکتر احمد مهدوی دامغانی و زنده یادان حسنعلی خان صارم کلالی و ضیاءالدین میراسکندری مرا درمیان گرفته اند ) باری در واشنگتن پس از دیدار با چند عضو کنگره ، دو دیپلمات قدیمی و دوست ، و ژنرال ریچارد سیکورد از بلندمرتبگان پیشین ارتش أمریکا و عضو هیأت مستشاری نیروی هوائی آمریکا در ایران ، تصمیم گرفتیم اندک اندک جمع مستان ساغر عشق به خانه پدری را، در جریان تلاشهای خود و نگرشمان بگذاریم .

چندی بعد کیومرث نعیمی ، کتایون یزدانی، کوروش رادمنش ، شری راز ، دکتر سیروس کنگرلو، و … در بحثها و دیدارهای ما ( هرزمان که سفر به أمریکا میسر میشد ) شرکت داشتند و از حق نباید بگذرم ، نعیمی و یزدانی از دل و جان مایه میگذاشتند . روی کار آمدن دانالد ترامپ و تیمی که به همراهش أمد ، به ویژه کسانی چون جان بولتون مشاور امنیت ملی أمریکا و جولیانی وکیل ترامپ در ماههای اخیر و باتوجه به سوابقشان با گروه مجاهدین خلق ،و تلاششان برای بازاریابی جهت خانم عضدانلو قاجار به عنوان یگانه آلترناتیو، در دستگاه ترامپ و مشاهده واکنش هموطنانمان نسبت به شکست روحانی در انجام اصلاحاتی که وعده اش را داده بود و حرکت خودجوش و گسترده اعتراضات دیماه گذشته ، مارا بر آن داشت که به سرعت به فکر برپائی نشستی در واشنگتن باشیم تا پیامی را به گوش دولت ترامپ ، اهالی کنگره ، اتاق فکرها و رسانه های أمریکائی برسانیم . پیامی با چند محور ،

۱-راه حل معضلی به نام جمهوری اسلامی جنگ نیست و نباید پچپچه های خواهر مریم و وزیرخارجه شان أقای جعفرزاده أنها را وسوسه کند و ناتانیاهو وار قصد براندازی نظامی با حمله به ایران را در سربپرورانند . مردم ایران در دسامبر و ژانویه گذشته در ۱۰۳ شهر ایران ، به صراحت به أمریکا و دولتهای صاحب نفوذ و مصلحت در ایران یادآورشدند با راه حل نظامی به شدت مخالفند ، دست نیاز به سوی خارجی دراز نمیکنند بلکه تنها خواست أنها و ما که کباده عشقشان را بر دوش میکشیم ، عدم تکرار فاجعه سال ۲۰۰ ( در جریان جنبش سبز ) است .به عبارت دیگر در یک بزنگاه دیگر اگر یار شاطر نبودید بار خاطر نشوید . گفتند و گفتیم اگر ندا آقاسلطانی در خون خود شناور بود برای سید علی أقا نامه عاشقانه ننویسید .

۲-حتی دونفرهم در خیزش دیماه نامی از نواده عضدالملک و همسر به غیبت کبری رفته اش به میان نیاوردند بلکه مردم ؛ رضاشاه بزرگ را آواز دادند ؛از فرزندش به نیکی یاد کردند و از نواده اش خواستند به پاخیزد.

۳-رژیم ولایت فقیه فرصتهای بسیاری را برای متحول شدن به سو مردم از دست داده است . این رژیم قابلیت اطلاح شدن را ندارد اما جانشینش را مردم تعیین میکنند . مردم ایران یک چلپی مؤنث یا مذکر را به ایران راه نمیدهد .

۴-امروز رژیم ولایت فقیه نه فقط مصیبت عظمای ملت ایران است ، بلکه منطقه از حضورش به عذاب است .سقوط این رژیم ، ایران و منطقه را از خطر یک جنگ بزرگ که میتواند به سومین جنگ جهانی منجرشود ، به سرعت دور خواهد کرد. (در صورتی که تغییر با مداخله نظامی خارجی همراه نباشد چه در آن صورت ، جنگ داخلی در سطح ایران و منطقه ، سرنوشت سوریه را برای ما ، عراقیها ، سعودیها و … رقم خواهد زد .

۵-رژیم جهل و جور و فساد ملیارها دلار از ثروت ملی ایران را چپاول کرده است یاریمان کنید که اموال به سرقت برده شده را توقیف کنیم تا پس از تشکیل دولت ملی ، اموال ملت ایران به کشور بازگردانده شود.

۶-رژیم در آمریکا و اروپا و دیگر مناطق جهان شبکه ای از جاسوسان ، مزدوران ، گندم نمایان جوفروش ، چهره های رسانه ای، و تحفه هائی به ظاهر مخالف خودش را برپاکرده است ، شناسائی و برخورد با آنها هدف ماست ، در این زمینه نیازمند یاری دولتهای بزرگ هستیم .

۷-ملت ایران با هیچ دولت و ملتی دشمنی ندارد بلکه بر اساس مصالح ملی ، احترام متقابل و عدم دخالت در امور یکدیگر بر آنیم که با همه جهانیان رابطه دوستانه داشته باشیم .

۸-اکثریت مردم ایران خواهان نظامی دمکرات و سکولار هستند که در أن همه ایرانیان فارغ از نژاد و مذهب و رنگ و جنسیت با هم برابرند و مالک مشاء یک ملیون و شتصد و چهل و هشتهزار و … کیلومتر مربع ، میباشند . در جلسات خصوصی که این حرفها را به آمریکائی ها و بعضی اروپائی ها میگفتیم ، با واکنش بسیار مثبت و همدلانه آنها روبرو شدیم .
زمینه برگذاری کنفرانسی در واشنگتن در ماه آوریل فراهم شد . دکتر شاهرخ میراسکندری ، کیومرث صابری ، کتایون یزدانی ، رضا … یک هموطن آزاده عاشق خانه پدری ، هزینه کنفرانس را متقبل شدند. من نیز درحد ناچیزی باتوجه به امکانات محدودم ، پذیرفتم که بار خودو دو دوست شرکت کننده را برشانه دوستان مورد اشاره نگذارم .

به گمان من حضور فعالان و مبارزانی از نحله های فکری و سیاسی مختلف ، میتوانست وزنه نشست را سنگینتر کند . به ویژه که در نشست شماری از نظامیان پیشین اما متنفذ ، شخصیتی که تازه از سوریه بازگشته بود ، نمایندگانی از شورای امنیت ملی آمریکا ، وزارت خارجه ، رسانه های و … أشکارا و با علم ما ، و پنهانی با و بدون اطلاع ما در جلسه حاضر میشدند .

برای دعوت سخنرانان در نخستین نشست کنفرانسی که عنوا ن ائتلاف اپوزوسیون ایران را برای آن برگزیده بودند من با بیش از بیست تن از شرکت کنندگان در کنفرانسی که شش سال پیش زیر چتر مرکز پژوهشهای ایران و عرب که مدیرعاملش هستم در باره ایران برگزار کرده بودم تماس گرفتم . همچنین با تنی از روشنفکران ، متفکرین ، و فعالان اپوزیسیون درباره اقوام ایرانی گفتگو کردم . همگان وعده مشارکت و همکاری دادند . اما یکهفته پیش از برگزاری نشست ، دوست من دکتر علی پدرام ، (نویسنده ، کارشناس امور بین المللی و استاد سابق دانشگاه که زحمت بسیار در برگزاری نشست متحمل شد و همینجا از او صمیمانه سپاس و قدردانی میکنم ) به من خبر داد شماری از دعوت شدگان با مشکل ویزا روبروشده اند از جمله جناب شرهانی دبیرکل حزب دمکراتیک همبستگی اهواز ، یاسین اهوازی از همین حزب ، دو دوست در آلمان و یکی در فرانسه و دو تن در لندن از جمله دوست دیرینم مهندس جواد خادم وزیر مسکن کابینه دکتر بختیار) و دکتر جعفر موسوی هاشمی استاد ، نویسنده و حقوقدان عرب ایرانی از لندن ، که سرانجام نتوانستند با قید و بندهای تازه به موقع ویزای سفر به آمریکا را دریافت کنند . دکتر حسین لاجوردی دوست عزیزم که میهمانی گرامی داشت ، رضای نازنین که از همان آغاز با دل و جان با ما همراه بود نیز به دلیل بعضی مشکلات شخصی از جمله میهمانداری و … نتوانستند با ما باشند .

سخنرانان نشست و همدلی ستار

پیش از سخن گفتن از میهمانان و سخنرانان ، لازم است اشاره ای به آزادگی ، بلند نظری ، ملی گرائی و ایران دوستی هنرمند ارزشمندی که به حق لقب صدای زخمی وطن شایسته اوست ، داشته باشم . من باستار بیش از چهل سال دوستی دارم همو بود که چهل سال پیش یکی از شعرهای من “زنگ حساب ” را با آهنگی از صادق نجوکی رفیق هنرمندم عرضه کرده بود. ستار نه تنها در نشست شرکت کرد بلکه شعر “وطنم ” مرا با أهنگی ازدوست هنرمند و بزرگوار افغانی من که دلش را در ایران به جاگذاشته یعنی فرید زولاند ، در کوتاه ترین مدت خواند و ضبط کرد و در میانه نشست با صدای جادوئیش برای حاضران خواند و با تحسین و تقدیر همگان روبرو شد .در آغاز کنفرانس نیز آوای ای ایران او دلها را بلرزه آورد و چشمها را پر اشک کرد .

سخننرانان جلسه ای که اداره اش برعهده دکتر میراسکندری و من گذاشته شده بود عبارت بودند از ،دکتر بهرام بهرامیان از استادان و فعالان سیاسی ملی با سابقه ای بیش از نیم قرن ، کاک عبدالله مهتدی دبیرکل حزب کومله کردستان ( از کاک مصطفی هجری دبیرکل حزّب دمکرات کردستان ایران نیز دعوت شده بود .ضمن اینکه ایشان یکروز بعد از نشست عازم آمریکا شد به من نیز یادآوری کرد، برای شرکت در چنین کنفرانسی ، باید از مدتها پیش ایشان در جریان قرار میگرفت تا زمینه های سفرش فراهم شود و … ) دکتر ضیاء صدرالأشرافی فرزانه آذری ایرانی ، دکتر شهریار آهی ( که همیشه وامدار مهر و همدلی های او بوده ام ) ، مهندس هوشنگ کردستانی عضو آخرین شورای جبهه ملی پیش از انقلاب و یار وفادار داریوش فروهر و دکتر شاپور بختیار ، کتایون یزدانی ، دکتر رضا حسین بر (بلوچ مردی با جان و دل ایرانی و عاشق خانه پدری ، ۴۵ سال است که از روزگار دانشجوئی میشناسمش . هرگز از او بدعهدی و نارفیقی ندیده ام .) ، فریبرز بختیاری از شورای عشایر و از همراهان دکتر شاپور بختیار ، کیومرث نعیمی از بنیان گزاران ائتلاف ( و ایرانی وطن پرستی که ۴ دهه با گذشت از مال و جان به مبارزه با رژیم جهل و جورو فساد مشغول بوده است . )

دکتر کریم عبدیان که به جای دبیرکل حزبشان “حزب دمکرات همبستگی اهواز “در جلسه حاض بود ( کریم کارشناس بازنشسته ارشد وزارت دفاع آمریکا ، فعال کنفدراسیون پیش از انقلاب ، زندانی سیاسی و فعال حقوق بشری است چون با دلش حرف میزند تحمل سخن ناگوار را ندارد برمی آشوبد اما به لمحه ای همان کریمی است که وقتی عیدها به اهواز و خرمشهر و آبادان میرفتیم جوانان چون او را بسیار میدیدیم که با عشق و مهر استقبالمان میکردند .و گاه شبها کنار آتش چاهها برایمان دردل میکردند و باهم میهانه ناظم الغزالی را زمزمه میکردیم . همان انسانهائی که با تجاوز صدام حسین به نیاخاک ، به دفاع از نخل و کارون و خانه پدری پرداختند ، جان شیرین برخی دفاع از وطن کردند
، نخل و خانه شان ویران شد و رژیم به جای استمالت از آنها و بازسازی خانه و روستا و شهرشان کشت و سرکوب کرد و به زندانشان انداخت .) ناصر بلیده ای از فعالان بلوچ و دبیرکل حزب مردم بلوچستان، ( و دکتر محسن سازگارا که علی رغم بیماری شدیدی که توان از او برده و مجال سخن گفتن از او گرفته بود در تمام مدت کنفرانس با درد و تحمل بسیار حضور داشت) سخنرانان ایرانی نشست بودند .

از آمریکائی ها باید به ، ژنرال ریچارد سیکورد ، ژنرال پل واله لی ، سرهنگ مایک استیونز ، سرهنگ اولیور نورت رئیس یکی از بزرگترین مؤسسات أمریکائی یعنی جمعیت سلاح داران با ۴۵ ملیون عضو ، خانم شری را ز ، جورج کیو ، جوکافمن ، آقای فلنگن عضو سابق کنگره و … همراه ما بودند و بعضا در نشست سخنرانی کردند . ژنرال واله لی صریحا گفت گزارش کنفرانس را به ترامپ شخصا خواهد داد و با جان بولتون در باب همکاری های سابقش با مجاهدین سخن خواهد گفت . کلنل نورث هم میگفت بولتون در مقام دیپلمات باز نشسته در جلسه مجاهدین شرکت میکرد و حق الزحمه میگرفت ، بولتون مشاور امنیت ملی اهداف و مسئولیتهای متفاوتی دارد که اورا هرگز در کنار سازمانی که قاتل دو نظامی آمریکانی است قرار نخواهد داد .

سخنرانان ایرانی ، همگی دررابطه با ایران یکپارچه و همبسته با تنوعات فرهنگی خود سخن گفتند .حتی دکتر عبدیان که خوشبختانه متن فارسی سخنرانی خود را که به زبان انگلیسی عنوان کرده بود، در گویانیوز منتشرکرده و با مطالعه دقیق أن میتوانید دریابید که بعضی به

علت عدم آشنائی کامل به زبان انگلیسی دچار توهم شده اند ، و در نشست ، سخنانش با اعتراض چند تن از حاضران روبروشد ، از جدائی نگفت بلکه راههای مستحکم کردن پیوندها را برشمرد . من و تنی دیکر مکرر و به فارسی و انگلیسی ضمن مخالفت با هرگونه راه حل نظامی و مداخله بیگانه درامور کشورما ن ، از ایرانی متحد و یکپارچه با تنوعات قومی و یک زبان ملی “فارسی ” سخن گفتیم . ایرانی که در آن ،ضمن احترام به زبانها و فرهنگ و تعلقات تاریخی و فرهنگی اقوام ایرانی ، حکومتی یکپارچه با حضور همه اقوام ایرانی خواهیم داشت . حکومتی که ، با تطبیق آرمانهای انقلاب مشروطیت ، از جمله احیای انجمنهای شهر و روستا در شکل مدرن و تکامل یافته آن ، عدم تمرکز یا به قول زنده یاد فروهر “خودگردانی “را در استانهای کشور از جمله استانهائی که اقوام ایرانی در آن حائز اکثریت هستند عملی خواهد کرد . در آن زمان است که همه ما با هر نژاد و فرهنگ و زبانی به ایرانی بودن خود میبالیم و احساس غبن و مورد تبعیض واقع شدن از دلها و ذهن ما پاک خواهد شد .

من حکایت رضاشاه و آتاتورک را بازگفتم که پادشاه ایران در برابر اصرار أتاکورک برای تغییر نوشتاری زبان فارسی به لاتین گفته بود من نمیتوانم پاسخ فردوسی و حافظ و سعدی و مولانا را بدهم .

در تمام زمان شش ساعته کنفرانس شرکت کنندگان با بزرگواری و مهر سخنرانیهای فارسی و انگلیسی را دنبال کردند . اینهمه هایهوی برخاسته پس از کنفرانس ، همانگونه که قبلا یادآورشدم ، پس و پشتی جدای آن دارد که مینماید . برخلاف لغویاتی که شنیدیم و صداو سیمای اهالی ولایت فقیه در وجه حاکم و وجه حالم ( آرزومند ولایت در (رجوی لند ) و ول معطل ، به ترویج و نشر أن همت گماشتند ، کنفرانس بسیار موفق بود . انسانهائی با طبایع گونان اما مصمم به عبور از ولایت جهل و جور و فساد ، باهم نشستند و گفتند و با بحث و گفتگو ، همدلی و مهر ، روزگار خانه پدری را در سال قحط و غارت و قهر ، از نگاه خود تصویرکردند .

نامهربانیها همه از خارجه نشینان فارغ بود وگرنه آنچه از درون کشور آمد ، سپاس و سرسلامت و آرزوی توفیق بود . دوستی که به همراه ۵۴ تن از اهالی قلم و اندیشه در نزدیکی طهران از طریق فیس تایم لحظه به لحظه کنفرانس را دنبال میکرد برایم نوشت “خسته نباشید ، امید را به دلها برگرداندید. اینک امیدواریم که زدوده شدن سایه سیاه ولایت منافقان دروغزن را بر سر ایران ؛ شاهد شویم و در میدان آزادی سرود وطنم شما را با ستار عزیز زمزمه کنیم ”
پیام که آمد دیگر خسته نیودم . سه روز بیخوابی را فراموش کردم و بلافاصله پس از بازگشت به لندن به دفترم رفتم و پنجره رو به خانه پدری را زنده ، اجرا کردم .
و دست أخر اینکه در هفته جدید تمام سخنرانیها را در کنفرانس به مدت شش ساعت از شبکه تلویزیونی ایران فردا پخش خواهم کرد تا طالبان حقیقت ، أنچه را در نشست ائتلاف ملی مخالفان رژیم در واشنگتن روز نهم ژوئیه ۲۰۱۸ رخ داد ، مستقیما و بدون هیچ جرح و تعدیلی ببینند، و أنها که با تحریف و دروغ و بهتان ، قصد تخریب و لطمه زدن به اعتبار و حیثیت برگزار کنندگان و سخنرانان را داشتند اگر هنوز به مفاهیم وجدان و اخلاق و پاکدلی باور دارند ، از این پس در ارزیابی هاشان بعد از وقوف به همه حقیقت و نه فقط تیترها و یک فریم از هزار ، زبان به انتقاد و یا تأیید بگشایند .

علیرضا نوری زاده –لندن

۱۶ ژوئن ۲۰۱۸ میلادی ، ۲۶ خردادماه ۱۳۹۷

جمهوری اسلامی و مشروعیت بر باد رفته /رضا اکبری


معاون نخست رئیس جمهور نظام اسلامی به حقیقت تلخی اشاره می کند: سرنوشت ایران، نظام و حکومت همه بهم گره خورده است. با در نظر گرفتن این حقیت که نظام و حکومت، هیچیک مشروعیت و توان خارج کردن ایران در منجلابی که گرفتار شده است را ندارند، از این رو این نتیجه که مدتهاست ثابت شده، می رسیم که مشروعیت ایران بعنوان یک کشور، در سطح جهان مورد تردید قرار گرفته است. بسخن دیگر نظام و حکومت، ایران را همراه خود به سوی سرنوشت مشترک محتومی که در پیش دارند، هدایت می کند. برای ایران تنها یک راه باقی مانده و آن قطع رابطه میان ایران با رژیم و حکومت آن است. هیچ اقدام دیگر نمی تواند ایران را از راه پیمودن برلبه تیغ باز دارد. زیرا نظام و حکومت تراوش کرده از آن قابلیت اصلاح ندارند. تلاش در راه انداختن مسئولیت اوضاع کنونی کشور برگردن قدرت های خارج و یا چسبیدن به یک قرار داد و توافقنامه، هرچقدر هم که از نظر حقوقی و اخلاقی صحیح باشد، بجز تلاش در راه تثبیت این نظام و در نتیجه کشاندن ایران به مسلخ، نتیجه دیگری ببار نخواهد آورد.
***
از هر سو حلقه محاصره ایران تنگ تر می شود. بنگاه های تولیدی و بازرگانی جهانی بسرعت رابطه ی خود با کشور را قطع می کنند. هند، کره جنوبی و روسیه، افزون بر کشورهای غربی آخرین قدرت های جهانی هستند که سرمایه گذاری در طرح ها و خرید نفت از ایران را قطع کرده اند. تلاش های نظام برای جلب نظر اروپائی ها برای ادامه در طرح های اقتصادی در ایران، مجبور به شکست است. همگان آگاه هستند که منافع اقتصادی در رابطه با ایران که ممکن است عاید گردد، در مقایسه بسیار کوچک تر است تا بده و بستان میان آنان با آمریکا و حتا با عربستان + متحدین. عربستان به شرکت های آلمانی اخطار کرده است که در صورت ادامه ی فعالیت اقتصادی با ایران، آنان در باره ادامه مناسبات بازرگانی و مالی خود با آلمان تجدید نظر خواهند کرد.

حتا روسیه “متحد” نظام اسلامی، پس از وارد کردن ضربات سیاسی بر نظام در سوریه، مشارکت دومین شرکت نفتی خود در ایران را “در دست بررسی مجدد” قرار داده است. شواهد چنین دلالت می کند که با پادرمیانی و فشار روسیه، تقسیم دریای مازندران مطابق خواست آن کشور به پایان رسیده باشد. با این حال مرد هزار چهره ایران و یار همیشه حاظر سفره افیون رهبر، آقای ولایتی اعلان کرده که “روسیه بنا ندارد به ایران زور بگوید” . او که تا چندی پیش نه تنها از یقه دران برجام بود بلکه نخستین گام های این توافق بنا به دستور رهبر نظام، وسیله ی او در عمان برداشته شد، اکنون به یکی از منتقدان سفت و سخت آن بدل شده است. روشن است که ستون پنجم روسیه و خود آن کشور از روز نخست، در راه بهم خوردن تفاهمی بودند که امکان داشت رابطه با غرب را تا اندازه ای بهبود بخشد. اما چنین امری با منافع روسیه در تضاد بود. به احتمال بسیار بالا، گروهی که به روسیه گرایش دارند و آن کشور را نه تنها یگانه حافظ نظام خود می دانند و به آن نظام به عنوان یگانه پناهگاه در صورت اخراج از ایران نگاه می کنند، از تنش روابط با غرب حتا تا مرحله ی برخورد نظامی، استقبال کرده و می کنند. روسیه در حالی که مایل به تنش بیش تر در روابط خود با غرب نیست، اما بنا به رویای خروشچف از این که ایران مانند سیبی گندیده بدامان آنان افتد، نمی تواند خرسند نباشد.

ما به عنوان ایرانی، تنها می توانیم از ملت، کشور، نظام و حکومت خود انتظار پاسداری از منافع ملی ایران را داشته باشیم و بس. هرگونه ناله و زاری و حتا طلب حق، برگوش های کر منافع کشورهای دیگر، سودی نخواهد داشت. تا هنگامی که ملت ایران نتواند اراده خود را، تنها حاکم بر روند سیاسی داخلی نماید، نمی توان انتظار همدردی تا چه رسد به یاری از دیگران را داشته باشد. این وظیفه ی ملت و تنها ملت ایران است که حق طبیعی خود را برای اداره امور و سیاستگذاری بدست آورد. اما بدون تردید اقدامات دیگر قدرت های جهانی و ناحیه ای دارای اثر مستقیم بر جهت گیری اراده ملی دارد. نخست و بالاترین هدف پاسداری از یک پارچگی سرزمینی کشور است. چون تنها حمله ی مستقیم خارجی می تواند برعلیه اولویت نخست عمل نماید و ایران را به مرحله ی تجزیه بکشاند، روشن است که هر کشور و قدرتی که ایران را به پای جنگ برد، دشمن ملت ایران است.

از این رو در درجه اول نظام اسلامی و پس از آن روسیه و قدرت های غربی و متحدان آنان در منطقه، بترتیب قرار دارند. در این مورد آخر بازهم نظام اسلامی را متهم ردیف اول باید شناخت که با مداخله در اوضاع داخلی قدرت های منطقه و بخطر انداختن منافع حیاتی کشورهای غرب، آنان را به صفوف دشمنان قسم خورده نظام و به تبع آن ایران، هل داده اند. ایران نه با عربستان و نه با اسرائیل و نه با آمریکا و غرب، برخورد منافع حیاتی ندارد. ایران و قدرت های نامبرده متحدان طبیعی همدیگر هستند. افزون برآن ایران و کشورهای نامبرده از وجود تنش در منطقه سودی نمی برند. این نظام اسلامی ست که دون کیشوت وار برای خود دشمن تراشیده و چهل سال برعلیه آن می جنگد، بدون آنکه بتواند محرک جنگ را مشخص کند، آنهم جنگی که توان ایستادگی در برابر آن را ندارد.

با وجودی که بسیاری از قدرت ها خواستار تجزیه ایران با توان بالفعل کوچک تر هستند، ملت ایران بیش از آن بهم پییوسته است که بشود به سادگی مانند عراق، سوریه و لیبی آن را چند تکه کرد. از این رو بسیاری از خواستاران تجزیه ایران، با تامل و احتیاط با این مساله روبرو می گردند که دارای این امکان است که تا سال های سال بی ثباتی، جنگ و آشوب در منطقه را حاکم کند. به ویژه غرب، جنگ جدیدی در خاورمیانه و آنهم با وزنه ی بسیار سنگین تری، را خواستار نمی باشد. از این رو، غرب تا آنجا که بتواند از حمله ی مستقیم به ایران خود داری خواهد کرد. چنانکه در چهل سال گذشته کرده است. احتمال درگیری نظامی غرب با ایران، احتمالی ست ضعیف (به ویژه پس از ویران کردن توان هسته ای) اما هیچگاه غیرممکن. اما بازهم تجربه ثابت کرده که توان نظام اسلامی برای ایجاد بحران فوری و تنش، پایان ناپذیر است.

مانند همیشه، نظام اسلامی هر لحظه می تواند و در موارد بسیار مایل است که ایران را به لبه جنگ خارجی بکشاند. براین خواست نظام اسلامی باید ناتوانی رژیم برای پیش گیری از حرکات خودسرانه صاحبان متعدد قدرت در ایران، را در نظر داشته باشیم. بسیاری از سرداران سپاه و دیگر مراکز قدرت در نظام اسلامی می توانند در داخل و خارج از کشور، شرایط ایجاد جنگ با غرب را برخلاف حتا خواست نظام، فراهم کنند. شاهدی در دست نیست که بتوانیم به توان و آزادی عمل کانون قدرت در ایران برای پیش گیری از چنین وقایعی، اطمینان کنیم. پس نظام اسلامی نه تنها گرایش به تشدید تنش دارد، بلکه همزمان قادر به جلوگیری از ایجاد و تشدید تنش اضافی وسیله ی سرسپردگان خود نیست.

حال باید تنش ایجاد شده و افزایش تحریم های اقتصادی بیش تر که باید انتظار آن را داشته باشیم، چه اثری می تواند بر تلاش ملت در راه برقراری اراده ملی و دمکراسی، داشته باشد را بررسی کنیم. بدون تردید، هر تحریم اقتصادی نه تنها بر توسعه اقتصادی و اجتماعی و سطح زندگی ملت اثر منفی خواهد داشت، بلکه بخشی از استقلال کشور که آزادی دادو ستد با کشورهای دیگر می باشد، را با زور از میان برمی دارد. ایران و ایرانی نمی تواند، خواستار چنین شرایطی بر کشور باشد. اما در برابر نقض بخشی از حاکمیت ملی وسیله ی تحریم، نظام اسلامی ما را به سوی جایگزین وحشت ناک تری که حمله نظامی به ایران و احتمال تجزیه باشد، رانده است. بدون تردید فشار تحریم های اقتصادی بر دوش طبقات کم و میان درآمد خواهد افتاد.

سرسپردگان نظام با چپاول اموای عمومی، به چنان درآمدهائی دست یافته اند که همانند دوقلوی خود صدام و یا مادورا در ونزوئلا، باکی نخواهند دید. واکنش فشارهای پدید آمده بر ملت چگونه بازتاب خواهد داشت؟ بدون تردید، تمام توان تبلیغاتی دستگاه اسلامی، منحرف کردن مسایل از مسیر داخلی خود و متوجه کردن آن به خارج خواهد بود. اما مدت هاست که دیگر تقصیر را بگردن خارجیان و “استکبار” جهانی انداختن، در داخل ایران خریداری ندارد. ملت ایران به طور کامل تشخیص داده است که دشمن اصلی و نابود کننده امید به آینده، نظام اسلامی ست. اکنون زمانی رسیده است که تا هنگامی که قدرت های خارجی دست به اقدامی که امنیت ملی ایران را از راه دخالت نظامی بخطر نمی اندازد، از نظر ملت ایران مشروع است. چنین موضع گیری ملت یعنی برآورد تمامی مسایل از دید نظام، در چند سال پیش تر وجود نداشت. این تصور جا افتاده در جامعه ایران بود که تمامی وقایع اثر گذار بر اثر خواست خارجی انجام می گردد.

امر واقع، چیزی بیش از خواست قدرت های بزرگ نیست. این اسارت فکری در ایران جای خود را به استقلال فکری داده است. شاید بالاترین استقلال، استقلال فکری باشد که پیش شرط هر توسعه می باشد. یعنی ملت برای درک مسایل خود نه دنبال نیروهای الهی و نه دنبال نیروهای خارجی بلکه به دنبال اثر خود بر وقایع و واکنش قدرت های خارجی در برابر آن اعمال باشد، می گردد. این تحول فکری و یا استقلال واقعی، در ایران کنونی تا اندازه زیاد بدست آمده است. همبستگی ملی همراه با استقلال فکری که در دوران نظام اسلامی و برخلاف نظر آنان، فراز بسیار یافته است، همراه با شرایط عینی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی موتور محرک رساخیز ملت خواهد بود که بدون شکایت و یا انتظار از خارج، صورت خواهد گرفت.

——————————————————————————–
– اوج جدید ذلت برای ایران
– در مورد همراهی با اسرائیل در بمباران مواضع سپاه در سوریه و در نهایت خواست خروج نیروهای وابسته به سپاه از آن سرزمین.
– وزیر خارجه آران (جمهوری آذربایجان) این خبر را اعلان کرده است. به احتمال نزدیک به یقین، چنین توافقی بایستی اصل مالکیت ۵۰% ایران بر دریای مازندران را زیرپا گذاشته باشد.
– تارنمای انتخاب، سی اما ماه مه ۲۰۱۸
– شایعه قوی در ایران، مرگ رفسنجانی، فردی که بنوبه خود عامل جنایت و فساد بسیار، را در رابطه با نفوذ روسیه در ایران و وسیله ی ستون پنجم آن کشور (مانند رهبر، طائب و شاید هم ولایتی و همپالگی ها) می دانند.
– یک واقعیت بسیار تلخ از زبان نتن یاهو که شاید بیش از هر رهبر سیاسی در جهان هوادار تجزیه ایران باشد، این است که مردم ایران موفق و خلاقند، اما تنها وقتی که مهاجرت می کنند (یعنی خارج از حیطه قدرت نظام اسلامی هستند). رادیو فردا روز نخست ماه ژوئن ۲۰۱۸