یادداشت های سردبیر

حاشیه های خبری مجله خلیج فارس

همه آنچه درباره قرارداد ۲۵ ساله ایران و چین باید بدانید

پیش‌نویس قراداد راهبردی ۲۵ ساله ایران و چین آماده شده است؛ نمایندگان مجلس از محتوای این قرارداد بی‌خبرند و گفته شده تنها مقامات ارشد از آن باخبرند. رویداد۲۴ در این گزارش جزییات قرارداد ایران و چین و امتیازات هر دو کشور را بررسی کرده است. این گزارش را بخوانید تا بدانید با این قرارداد چه اتفاقی برای ایران خواهد افتاد.

قرارداد ۲۵ ساله ایران و چین

اقتصاد۲۴ – قرارداد ۲۵ ساله ایران و چین به موضوع جنجال برانگیز روز کشور تبدیل شده است. نمایندگان مجلس می‌گویند از محتوای این قرارداد که به گفته وزیر خارجه هنوز نهایی نشده، بی‌خبرند و همین موضوع صدای انتقاد آن‌ها را بلند کرده است. قراردادی که شواهد و قرائن بیانگر آن است که با اطلاع، توافق، تایید و همراهی مسئولان ارشد کشور، اکنون به مراحل پایانی نزدیک شده است.

محمد جواد ظریف در صحن علنی مجلس درباره توافق بلندمدت میان ایران و چین، آب پاکی را روی دست نمایندگان ریخت و گفته «ایران ضمن حفظ سیاست همه جانبه و نشستن در برابر ۶ قدرت جهانی با اقتدار با چین روابط خود را گسترش داد و اکنون ما در راستای قرارداد ۲۵ ساله با چین هستیم و در این قرارداد هیچ موضوع مخفی وجود ندارد. زمانی که آقای شی با رهبری دیدار کردند بحث این قرارداد مطرح شد زمانی که بنده پیش‌نویس آن را به چین بردم باز هم اعلام شد. زمانی که چین به پیش‌نویس ما پاسخ داد باز هم اعلام کردیم، زمانی که در دولت چارچوب پیش‌نویس بررسی شد اعلام شد و هرگاه به توافق برسیم با شفافیت کامل اعلام خواهیم کرد.»

ظریف این قرارداد را سیاستی واقع‌بینانه در راستای گذار جدید جهان از مرکزیت قدرت غرب به شرق خواند و گفت: باید این واقعیت را درک کنیم که منبع قدرت در دنیا در حال تغییر است و ما باید واقعیت جدید دنیا را بپذیریم و این به معنای این نیست که سیاست نه شرقی نه غربی را فراموش کرده یا کنار گذاشته‌ایم.

اکنون در شرایطی که چین سکوت اختیار کرده، جدالی بر سر این توافق در ایران شکل گرفته است؛ جدالی که با اظهارات محمود احمدی‌نژاد اوج گرفت و اکنون با اعتراض نمایندگان مجلس یازدهم پیگیری می‌شود. اما جریان سندی که گفته می‌شود بهمن ماه ۹۴ و در جریان سفر رئیس‌جمهور چین به ایران مطرح شده و پیشتر با مخالفت دولت دوم احمدی‌نژاد اجرایی نشد، چیست؟ براساس این قرارداد چین چه امتیازاتی دارد؟ چه مزایای نصیب ایران می‌شود؟
بیشتر بخوانید: تکذیب گمانه‌زنی‌ها درباره برنامه ۲۵ ساله همکاری ایران و چین

برچسب محرمانه احمدی‌نژاد بر توافق ۲۵ ساله ایران و چین
علی ربیعی سخنگوی دولت در نشست خبری تیرماه سال ۹۹ اعلام کرد که پیش‌نویس برنامه‌ای تحت عنوان «برنامه ۲۵ ساله همکاری ایران و چین» در جلسه یکشنبه اول تیر هیات دولت تصویب شده است.

این خبر با موضع‌گیری محمود احمدی‌نژاد اهمیت بیشتری پیدا کرد. رییس‌جمهور پیشین کشور در یک موضع‌گیری کم‌سابقه این برنامه را قرارداد «پنهان» و «دور از چشم ملت» خواند و گفت: «هر قراردادی که مخفیانه و بدون در نظر گرفتن خواست و اراده ملت ایران با طرف‌های خارجی منعقد شود و برخلاف منافع کشور و ملت باشد، معتبر نیست و ملت ایران آن را به رسمیت نخواهد شناخت.» رئیس جمهوری پیشین کشور این سند همکاری ۲۵ ساله را با توافق هسته‌ای سال ۲۰۱۵ ایران با کشور‌های ۱+۵ مقایسه و اعلام کرده که نمایندگان مجلس در زمان تایید توافق هسته‌ای نیز اطلاع دقیقی از مضمون آن نداشته‌اند.

احمدی‌نژاد گفته «اکنون شنیده‌ام که در حال مذاکره هستند و می‌خواهند یک قرارداد جدید ۲۵ ساله با یک کشور خارجی منعقد کنند و هیچ‌کس هم خبر ندارد.» او بی‌آنکه از کسی نامی ببرد مخفی نگهداشتن “حقایق” از ملت ایران را تقبیح کرده و پرسیده است: «مگر شما مالک کشور هستید که بدون اطلاع ملت و از کیسه ملت به دیگران می‌بخشید.»

توافق ایران و چین عیان بر مسولان پنهان از مردم؟

موضع گیری‌های روز‌های اخیر مقامات و رسانه‌ها نشان می‌دهد این سند چیزی فراتر از روابط دو دولت بوده و با حمایت مقامات ارشد کشور تهیه و نهایی شده است.

خبرگزاری تسنیم نزدیک به سپاه در پی اظهار نظر احمدی‌نژاد گزارش مفصلی در حمایت از قرارداد ۲۵ ساله ایران و چین منتشر کرده و در این یادداشت ادعای احمدی نژاد مبنی بر پنهانی بودن مفاد این توافق را به چالش کشیده است. در بخش‌هایی از یادداشت تسنیم آمده: «ادعای محرمانه بودن موضوع سند همکاری ۲۵ ساله ایران و چین، مشخصاً یک شعبده‌بازی سیاسی است»

تسنیم در سرمقاله خود به بی عملی دولت در جهت تحقق قراداد ۲۵ ساله همکاری‌های راهبردی با چین نیز انتقاد کرده و گفته: «تا اواخر سال ۹۷ متاسفانه از طرف دولت ایران تحرک چندانی در این باره مشاهده نمی‌شود (احتمالا‌ً دولت همچنان تصور می‌کرد از آمریکا و اروپا نهایتاً آبی گرم خواهد شد). اما شهریور سال ۹۸ و همزمان با حضور آقای ظریف در پکن اعلام می‌شود که ایران پیش‌نویس اولیه درباره سند ۲۵ ساله را به مقامات چینی ارائه خواهد کرد.»

از سوی دیگر، علی آقامحمدی عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام و رییس گروه اقتصادی دفتر بین رهبری در یک گفتگوی تلویزیونی از قرارداد ۲۵ ساله ایران و چین حمایت کرده است. او در این باره گفته «در مقطعی برای اجرای این سند پیش رفتیم، اما در حالی که بسیاری از زیرساخت‌ها طراحی شده و ساز و کار‌ها آماده بود، عده زیادی مانع شدند.» وی در ادامه گفت که دولت دوم محمود احمدی‌نژاد مانع از اجرایی شدن این طرح شده بود.

سرلشگر محمد باقری رییس ستاد کل نیرو‌های مسلح نیز ادعای تسنیم و اظهارات ظریف و آقامحمدی درباره تهیه و تدوین این سند از سوی مقامات ارشد کشور را تایید کرده است. او آذرماه سال گذشته در دیدار با معاون روابط بین‌الملل ارتش چین رسما اعلام کرد: «سند مهمی در جمهوری اسلامی ایران درباره راهبرد روابط ۲۵ ساله با چین تدوین شده که این سند در عالی‌ترین سطوح کشور ما تهیه شده و مورد تایید رهبری است.»

جزئیات توافق ۲۵ ساله ایران و چین/ ۲۸۰ میلیارد دلار در راه میادین نفت و گاز ایران
رسانه‌های نزدیک به سپاه هرگونه گمانه‌زنی درباره اعداد و ارقام ارزش پروژه‌های چین در ایران را «غلط» می‌دانند. تسنیم درباره گمانه‌زنی‌های عددی در سرمقاله خود نوشته: «این سند صرفاً یک چارچوب کلان درباره حوزه‌های همکاری است و اعداد و ارقام در مراحل بعد که سند تبدیل به پروژه‌های مشخص سازمان‌ها و بخش‌های مختلف با ارگان‌های چینی خواهد شد، می‌تواند روی کاغذ بیاید؛ لذا در شرایطی که فعلاً هیچ پروژه‌ای نیست، بنابراین اعداد و ارقام نیز نمی‌تواند هیچ قطعیتی داشته باشد.»

با این وجود خبرگزاری پترولیوم اکونومیست، رسانه حوزه نفت که از سال ۱۹۳۴ مشغول به فعالیت در این حوزه است، در سپتامبر سال ۲۰۱۹ یادداشتی درباره همکاری‌های استراتژیک ۲۵ ساله ایران و چین منتشر کرده و در این یادداشت به یک توافق جدید ۲۸۰ میلیارد دلاری برای توسعه میادین نفت و گاز و بخش پتروشیمی ایران اشاره کرده بود.

این رسانه، رقم ۲۸۰ میلیارد دلار را مربوط به توافق نخست برای ۵ سال اول این همکاری خوانده و تاکید می‌کند این رقم باید در سال‌های بعدی بیشتر شود. به ادعای این رسانه قرار است ۱۲۰ میلیارد دلار دیگر توسط چین در زیرساخت‌های حمل و نقلی و ساخت و ساز ایران سرمایه‌گذاری شود که این رقم نیز احتمالا تنها به ۵ سال اول مدت زمان تعیین شده تعلق دارد و رقم مازاد باید بین دو طرف در سال‌های بعدی به توافق برسد.

فروش محصولات نفتی، گازی و پتروشیمی با حداقل تخفیف به چین

این رسانه نفتی به دیگر مزایای توافق راهبردی ایران و چین اشاره کرده و نوشته از دیگر مزایای این توافق برای کمپانی‌های چینی این است که این کمپانی‌ها قبل از برگزاری هر مناقصه‌ای در ایران برای پروژه‌های میادین گازی و نفتی جدید یا نیمه تکمیل می‌توانند برای پذیرش یا عدم پذیرش پروژه‌ها تصمیم‌گیری کنند.

بر این اساس شرکت‌های چینی قبل از سایر شرکت‌ها می‌توانند در مورد مشارکت یا عدم مشارکت در تکمیل همه یا بخشی از پروژه‌های پتروشیمی حتی در حوزه فناوری، نیروی انسانی مورد نیاز و سامانه‌ها تصمیم‌گیری کنند.

یک منبع ایرانی درباره مفاد این قرارداد به پترولیوم اکونومیست گفته ۵ هزار پرسنل امنیتی چینی در ایران برای حفاظت از پروژه‌های چینی مستقر خواهند شد و این تعداد علاوه بر پرسنل و مواد اولیه‌ای است که برای حفاظت از زنجیره توزیع مواد نفتی، گازی و پتروشیمی از ایران به چین در نظر گرفته شده است. یکی از مکان‌هایی که حضور این نیرو‌ها در آن ضروری است، خلیج‌فارس است.

در این گزارش به نقل از منبع ایرانی ناشناس گفته شده: چین قادر است همه محصولات نفتی، گازی و پتروشیمی را با حداقل تخفیف تضمین شده خریداری کند. بر اساس توافق جدید که جزییات آن در سال ۲۰۱۹ به دست پترولیوم اکونومیست رسیده است، چین حق دارد در ازای خرید محصولات ایرانی تا دو سال در بازپرداخت بدهی‌اش تاخیر داشته باشد. چین همچنین می‌تواند بدهی‌هایش را به ارز‌های موسوم به «نرم ارز» پرداخت کند. نرم‌ارز‌ها به واحد پولی کشور‌هایی گفته می‌شود که با نوسان بالایی همراه هستند. (مثل ایران) این نوسان می‌تواند ناشی بی‌ثباتی سیاسی و اقتصادی کشور‌ها باشد.

تراکنش ایران و چین بدون دلار

به گزارش پترولیوم اکونومیست، چین توافق کرده که بدهی‌هایش را به ایران با ارز کشور‌هایی نظیر کشور‌های آفریقایی و اقمار شوروی سابق پرداخت کند و این یعنی در تبادلات دو طرف هیچ تبادل دلاری وجود نخواهد داشت.

این منبع آگاه ایرانی به پترولیوم اکونومیست می‌گوید: با توجه به اینکه نرخ تبدیل این ارز‌ها به ارز قابل دریافت از سوی ایران در بانک‌هایی نظیر هندلزبانک ایران و اروپا در آلمان، هالک بانک در ترکیه و اوبربانک در استرالیا، چین از ایران درخواست تخفیف ۸ تا ۱۲ درصدی (بسته به نرخ متوسط دلار در مقابل ارز‌های دیگر) کرده است که این یعنی در مجموع ایران به چین ۳۲ درصد تخفیف در خرید محصولات نفتی، گازی و پتروشیمی داده است.

یکی دیگر از جنبه‌های مثبت این توافق برای چین، درگیری مستقیم و نزدیک این کشور در توسعه زیرساخت‌های حیاتی ایران است که در راستای ابتکار عمل کمربند یک جاده چین قرار گرفته است. منبع آگاه ایرانی به پترولیوم اکونومیست گفته چین قصد دارد از نیروی کار ارزان ایران برای ساخت، طراحی و نظارت بر کمپانی‌های بزرگ تولید کننده چینی استفاده کند.

در بخش توسعه زیرساخت‌های حمل و نقلی که یکی از بند‌های کلیدی توافق ۲۵ ساله ایران و چین است گفته شده محصولات نهایی باید به بازار غرب سرازیر شوند و مسیر این بازار‌ها از جاده‌هایی می‌گذرد که توسط چین و با دخالت فزاینده چین در زیرساخت‌های حمل و نقلی ایران ایجاد شده است.

قطار سریع‌السیر تهران تا مشهد در پروژه ۲۵ ساله با چین

در این گزارش به پروژه ریلی ۹۰۰ کیلومتری میان تهران تا شمال شرق مشهد اشاره شده و گفته شده بنا به اظهارات جهانگیری قرار است یک قطار سریع السیر میان تهران، قم و اصفهان احداث شود که زمینه اتصال آن به شبکه شمال به غربی که از تبریز می‌گذرد نیز فراهم خواهد شد.

تبریز محل قرار گرفتن بسیاری از سایت‌های مهم نفتی، گازی و پتروشیمی کشور است و نقطه آغازین خط لوله گاز تبریز آنکاراست که قرار است به نقطه عطفی در جاده ۲۳۰۰ کیلومتری جدید ابریشم بین اورومچی (مرکز استان غربی سین جیانگ چین) به تهران تبدیل شود. این جاده قزاقستان، قرقیزستان، ازبکستان و ترکمنستان را به ایران وصل می‌کند و از طریق ترکیه به اروپا می‌رسد.

پترولیوم اکونومیست گفته طرح خط لوله نیازمند همکاری روس‌هاست چرا که روسیه کشور‌های آسیای مرکزی و قفقاز را حیاط خلوت خود می‌داند. تا همین اواخر روس‌ها معامله‌های مستقل و همه‌جانبه با ایران داشتند، اما از این پس به گفته این مقام آگاه ایرانی، بر اساس بند‌هایی از توافق ۲۵ ساله قرار شده حداقل یک شرکت روسی اجازه داشته باشد درکنار اپراتور چینی در طرح مذکور مشارکت کند.

۳ مزیت قرارداد ۲۵ ساله برای ایران

قرارداد راهبردی ۲۵ ساله ایران و چین، سه مزیت کلیدی برای ایران به دنبال دارد؛ اول اینکه چین یکی از ۵ کشور عضو شورای امنیت سازمان ملل است که حق وتو دارد. روسیه یکی دیگر از کشور‌های دارای حق وتو در شورای امنیت سازمان ملل است که در این توافق نیز حقوقی برای این کشور در نظر گرفته شده است؛ بنابراین ایران ۲ عضو دارای حق وتو در شورای امنیت را با این قرارداد در کنار خود خواهد داشت.

مزیت دوم قرارداد ۲۵ ساله با چین برای ایران این است که در نهایت باعث می‌شود تولید نفت و گاز ایران در سه میدان کلیدی کشور افزایش پیدا کند. چین توافق کرده روند توسعه فاز ۱۱ میدان گازی پارس جنوبی را سرعت ببخشد. شرکت ملی نفت چین (CNPC)، هنگامی که توتال فرانسه به دلیل تحریم‌ها ایران را ترک کرد، سهام ۵۰.۱ درصدی توتال را به سهم ۳۰ درصدی خود در پروژه توسعه پارس جنوبی اضافه کرده است.

سود نهایی ایران از توافق بلندمدت با چین در جایی است که چین پذیرفته واردات نفت از ایران را افزایش دهد. منبع خبری سایت پترولیوم اکونومیست به آمار‌های عددی دیگری در این توافق اشاره کرده که شامل نگهداری بشکه‌های نفت بیشتر بر روی شناور‌های اطراف چین بدون نیاز به انبار شدن در گمرک است که مانع از نمایش اماری آن در داده‌های گمرک خواهد شد، اما در واقع بخشی از ذخایر استراتژیک نفت چین خواهند بود.

پشت به برجام رو به چین/ پکن به اعتماد ایران پاسخ مثبت می‌دهد؟

اکنون که برجام نفس‌های آخر خود را می‌کشد و وضعیت اقتصادی ایران روز‌های سختی را سپری می‌کند، خبر توافق ۲۵ ساله ایران و چین بر سر زبان‌ها افتاده است و هر مقام و مسئولی به نوعی آن را مورد تحلیل و بررسی قرار می‌دهد. در این بین، چین و روسیه به عنوان ۲ کشوری که ایران تلاش می‌کند آن‌ها را در کنار خود نگاه دارد، اما سابقه نه چندان خوبی در کارنامه خود در برابر ایران دارند. مهرماه سال گذشته بود که چین در پی افزایش فشار آمریکایی‌ها رسما طرح توسعه فاز ۱۱ میدان گازی پارس جنوبی را ترک کرد و ادامه توسعه این میادین به شرکت پتروپارس واگذار شد.

چین بار‌ها نشان داده در برابر فشار‌های آمریکا علیه ایران تاب‌آوری بالایی ندارد. کونلون بانک چین روابط خود را از ۲۰ آپریل امسال با تجار ایرانی به شدت محدود کرد و در نامه‌ای هشت بندی به بانک‌های ایرانی، هرگونه تجارت با ایرانی‌ها را مشروط به شرایط خاص و پیچیده‌ای کرد.

این نکته را نیز باید مدنظر داشت که از سوی دیگر فروش نفت ایران به چین نیز به شدت کاهش یافته است. مجیدرضا حریری رییس اتاق مشترک ایران و چین در گفتگو با ترند آذربایجان گفته همه نفتی که امروز ایران صادر می‌کند به مقصد چین است و بیش از ۷۰ درصد به فروش نفت ایران به چین آسیب وارد شده است.

اکنون چین ۲۵ سال همکاری با ایران در حوزه‌های مختلف را پیش روی خود دارد، بی‌شک امتیازاتی که در این قرارداد به از سوی ایران به چین داده شده، به نوعی بوده که میخ حضور این کشور در ایران را محکم‌تر کند و بیم تحریم‌های آمریکا پکن را به عقب‌نشینی مجبور نکند.

جنبش شعوبیه ایرانیان علیه استعمار عربی اسلامی/ جلال ایجادی

رومن گیرشمن مورخ و باستانشناس فرانسوی و متخصص ایران باستان میگوید:

ملت ایران در برابر همه تهاجم های مقدونیه، عرب، مغول، ترک، نه تنها توانست نیروی ادامه زندگی خویش را حفظ کند بلکه همچنین توانست این عناصر خارجی را ایرانی سازد، این ملت در طی تاریخ متمادی خویش نیروی حیاتی خارق‌العاده‌ای نشان داده‌است.

یکی از جلوه های این نیروی حیاتی جنبش شعوبیه است که خود از جنبش های متنوع ایرانیان علیه خلفای عرب است. پرفسور گلدزیهر خاورشناس آلمانی شعوبیه را در دسته ها یا حزب مخالفان معرفی نموده و میگوید:«باید دانست که این حزب را توده های مخالف و اراذل و اوباش تشکیل نمی دادند، بلکه گروهی از نویسندگان، ادبا، شعرا و نخبه گان روشنفکر از پدیدآورندگان آن بودند. دوران شکوفایی این نهضت را می توان قرن های دوم و سوم هجری دانست.»(برگ ۱۵۶ شعوبیه).

تصرف استعماری عرب اسلامی از همان ابتدا خواهان نفی هویت ملت ها بود. امویان از برتری‌جویی عرب و تحقیر «عجم» به جایی رسیدند که غیر عرب مانند ایرانیان را «موالی» می‌خواندند. حاکمان عرب برآن بودند: عجم مسلمان حق ازدواج با عرب را ندارد، عجم حق ارث ندارد، عرب میتواند زن عجم بگیرد و از ارث برخوردار باشد، عجم به کار پست باید گمارده شود، عجم حق امامت ندارد. این سیاست تحقیر، خط پررنگ هجوم و سلطه بود. واکنش ایرانیان در برابر تبعیض نژادی اعراب سکوت نبود و بلکه بیدرنگ و گوناگون بود. ایدئولوگهای اسلامگرا همیشه واقعیت های تاریخی را پنهان کرده اند ولی مردمان ایران زمین با اسلام و قدرت عرب در مخالفت قرار داشتند. این مخالفت ها و اعتراض ها به سه گرایش مهم تقسیم میشوند. یکی از گرایش ها قیام های نظامی و سیاسی علیه حاکمان بود. گرایش دیگر با قیام های مذهبی و با مقاومت سخت علیه دستگاه خلافت مشخص می شود. گرایش سوم مبارزه ی فرهنگی توسط شعوبیه که بسیاری متنوع و بزرگ بود و چند سده ادامه می یابد.

جنبش شعوبیه فرهنگی و اجتماعی بود. در واقع شعوبیه نام بزرگترین جنبش ایرانیان پس از استیلای عرب و علیه امویان و عباسی است. زورگویی حاکمان عرب در ابتدا، ایرانیان را به این فکر انداخت که رفتار حاکمان عرب با قرآن خوانایی ندارد. ایرانیانی بودند که برای مقابله با استعمارگران با اتکا به متن قرآن در سوره حجرات آیه ۱۳، ملاک برتری میان شعوب و قبائل را تقوای الهی می شمارند و به شعوبیه مشهور شدند. قرآن میگوید: یَا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاکُم مِّن ذَکَرٍ وَأُنثَیٰ وَجَعَلْنَاکُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا ۚ إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ ۚ إِنَّ اللَّهَ عَلِیمٌ خَبِیرٌ (حجرات، آیه ۱۳). این ایرانیان میگفتند خطا از حاکمان است حال آنکه قرآن نظر مساعد نسبت به آنها دارد. البته ایرانیان میدانستند در قرآن، این دین، دین قوم عرب معرفی شده است. ولی آنها ظلم حاکمان را از کتاب آنها جدا میکردند.
ایرانیان دیگری در ادامه نظر پیشین رادیکالتر شده و در برابر تبعیض و بیدادگری اعراب، راه مخالفت با سلطه عرب را در پیش گرفتند و خواهان دفاع از هویت فرهنگی و استقلال ایرانیان بودند. این ایرانیان در عرصه فرهنگی و سیاسی به دستاوردهای ایرانیت رجوع نمودند. استعمارعرب خواهان پاک کردن فرهنگ ایرانی بود و پان عربیسم همان استعمار خلافت اعراب بود که رشد خود را در نفی هویت دیگران می دید. شعوبیه بیان نوعی «ناسیونالیسم ایرانی» یا میهن پرستی و هویت خواهی، نوعی حرکت ضداستعماری فرهنگی است. این ناسیونالیسم بمعنای امروزی نبود و بلکه هویت خواه بود و ایرانیت را در برابر عربیت قرار میداد. این جنبش در ابتدا در مخالفت با خلفای اموی و کارگزاران انها بود ولی بمرور به جنبش فرهنگی و هویت خواهی تبدیل شد.

هجوم اعراب و قبایل گرسنه و بیانگرد و راهزنان چپاولگر برای تخریب آمدند و برای غنیمت گیری بجنگ پرداختند و افزون برآنها مهاجمان خواهان تخریب فرهنگ و زبان ایرانیان بودند. تحقیر کردن ایرانیان در نزد مهاجمان رایج بود. محمد بن احمد شمس‌الدین المقدسی جغرافیادان قرن چهارم هجری در «احسن التقاسیم فی معرفه الاقالیم» در سفرهای خود روحیات حاکمان را معرفی کرده و حدیثی را چنین مطرح میکند: مبغوض‌ترین زبانها در نزد خدا زبان فارسی است، و زبان خوزستان زبان شیطان است و زبان اهل جهنم زبان بخارایی و زبان اهل جنت زبان عربی است.

ابن قتیبه بن مسلم دینوری متولد ۲۱۳ هجری ادیب مکتب بصره در جوانی به هنگام نبرد فرهنگی و قومی عرب و عجم طرفدار اهل «تسویه» و شعوبیه بود و در انتقاد به عرب کتاب «التسویه بین العرب و العجم» را نوشت. ولی زمانی که به قدرت قضاوت رسید و والی شد به پان عربیسم کشیده شد و کتاب «الرد علی الشعوبیه» و «فضل العرب علی العجم» را نوشت.( دکتر ناث، گلدزیهر و افتخارزاده، اسلام در ایران، شعوبیه، نهضت مقاومت ملی ایران، برگ ۱۰۲). ابن قتیبه علیه کسانی که خط خوارزمی می‌نوشتند و سنت علمی و باستانی سرزمین خود را می‌شناختند با شدت عمل برخورد می‌کرد.

«خداوند ما را به قتال شما اعاجم فرمان داده و جهاد با شما را بر ما واجب فرموده و بندگی شما را خواسته ما قرارداده است.»(همانجا برگ ۳۱۶) این احکام در بسیاری از نوشتارها و روایت های دوران بنی امیه و بنی عباس جاری بود. «جاحظ» که مدافع پان عربیسم اموی و عباسی بود در اثار خود و از جمله در کتاب «الحیوان» عجم را بنده معرفی کرده و برای او حتا حیوانات جزیره العرب بر حیوانات ممالک عجم برتری دارند. ایرانیان برای روز نوروز و مهرگان دو روز خراج به عمال خلیفه می پرداختند. حاکمان فرمان داده بودند که ایرانیان همه باید عربی بدانند و ریش بگذارند و قرآن بخوانند و در مسجد حضور یابند. (همانجا برگ ۳۱۸).

شعوبیه بنوبه خود یک خط محکم مقاومت و پاسخگوئی بپاکرده بود. اسناد متعددی در دست است که این جبهه بندی ستم عرب را بوضوح نشان میدهد. فضای عمومی ضدیت با فرهنگ ایرانیان نخبگان ایرانی تبار را به مقاومت واداشت. آنها نمی توانستند در دوران سلطه عرب خاموش باشند. این نخبگان برای نشان دادن هوش خود و حتا برتری خود، به زبان عربی تسلط پیداکرده و در رشته های فلسفه و نجوم تخصص یافتند و افزون برآن آنها در پی احیای اساطیر و شکوه پادشاهان خود بودند. ادوارد براون در کتاب تاریخ ادبیات ایران می نویسد : وجه مشترک همه ی این فرقه هایی که با نام قدریه و شعوبیه و معتزله و اخوان الصفا که توسط ایرانیان پا گرفتند اعتراض مداوم و عمیق شعور و اصالت انسانی به تبعیض های جابرانه ای بود که تعلیمات تعصب آمیز بنام مذهب بر آنان تحمیل می کردند. ملک الشعرای بهار در کتاب سبک شناسی می نویسد: یکی از عوامل بزرگ احیاء زبان پارسی و بوجود آمدن زمینه ی تدوین شاهنامه و امثال آن در خراسان تاثیر نهضت شعوبیه و آزاد مردان ایرانی بوده است. این نهضت با وجود اینکه گاهی به بیراهه رفت اما در کل باعث یک رنگ شدن ملت شد. (۱)

نمونه از کسانی که از تبار ایرانی بودند و به زبان عربی مسلط بودند و جزو جنبش شعوبیه بودند:
حمزه بن الحسن اصفهانی کتاب هایی با روحیه میهن‌پرستی نوشت و نوشته هایی را در باره تاریخ گذشته ایرانیان تنظیم نمود.
اسماعیل بن یسار نسایی شاعر عربی سرای ایرانی تبار سده دوم هجری و همزمان با امویان و از پیروان شعوبیه بود و در باره نیاکان ایرانی اش شعر سروده بود.

بَشّار پسر بُرد پسر یرجوخ تخارستانی شاعر با تبار ایرانی در زمان امویان و عباسی بود و شعرهای او در ستایش ایرانیان و نکوهش تازیان است. یکبار خلیفه عرب به بشار میگوید:
«ای بشار! تو ما را کوچک می‌کنی و موالی را با ما می‌شورانی که ترک ولاء ما گویند و به اصل و نسب ایرانی خود بازگردند، در حالی که تو خود نژادی پاک و اصلی معروف نداری.»

بشار در اعتراض می گوید: «به خدا سوگند، نژاد من از زر ناب پاکتر و بهتر است و اصلم از کردار نیکان و پرهیزگاران پاکیزه‌تر است. روی زمین سگی نیست که آرزوی پیوستن به نژاد تو را داشته باشد.».
سهل بن محمدبن عثمان بن یزید سجستانی، معروف به ابوحاتم سجستانی از بزرگان علم وادب فقه و حدیث در سیستان بوده و در سده سوم میزیسته است. از وجوه قابل توجه در دانش ابوحاتم، آشنایی او به زبان فارسی است. ابوحاتم به شیوه معمول سده‌های نخست اسلامی، در نوشته‌های لغوی خود، اطلاعات جغرافیایی، مطالبی درباره گیاهان و جانوران و نیز اوضاع جوی به دست داده است.

ابویعقوب اسحاق بن حسّان بن قوصی خُرَیمی سُغدی که در ۲۰۰ هجری درگذشت، شاعر ایرانی عربی گوی روزگار عباسیان و در سده سوم بوده و از شعوبیه بود. او در خراسان می زیست و سغدی تبار بود و با شعر گفته است: من مردی از بزرگان سغدم و رگ و پوستم از نژاد پاک ایرانی‌است. گلدزهیر در باره او میگوید:«وی ایرانیان را به برکنار کردن و راندن تازیان دعوت میکرد. او از زبان قومش فریاد برآورد که: «من یک عجم اصیل هستم و میراث پادشاهان ایرانی را می طلبم. به پسران هاشم بگو، قبل از پشیمانی، تسلیم شوید، بساطتان را جمع کنید، به جزیره العرب برگردید، و دو باره سوسمار بخورید، و گله هایتان را بچرانید، در حالی که من به مدد تیزی شمشیرم و نوک قلمم بر سریر سلطنت جلوس خواهم کرد.»(اسلام در ایران، شعوبیه، نهضت مقاومت ملی ایران نوشته دکتر ر.ناث و پروفسور ایگناس گلدزیهر، برگ ۱۸۰)

روزبه یا ابن مقفع از آئین مانی پشتیبانی میکرد و پیوسته حس ایرانی خود را نشان میداد. ابومحمد عبدالله ابن مقفع با نام اصلی روزبه پور دادویه معروف به اِبْنِ مُقَفَّع زاده فیروزاباد در سال ۱۰۴ هجری و مرگش بسال هجری ۱۴۲ در بغداد بوده است. او نویسنده و مترجم ایرانی آثار پهلوی به عربی بود. او کتابهای زیادی از پارسی میانه به عربی برگرداند و از جمله کلیه و دمنه، تاجنامه انوشیروان، ائین نامه، سخنوری بزرگ، سخنوری خرد، نتیجه تلاش های او بود. کتابهای او بمثابه نمونه‌های خوب و شیوایی از نثر عربی شناخته شده است. سرانجام در سال ۱۴۲ هجری به دستور خلیفه و به دست سفیان بن معاویه، به صورت بسیار وحشیانه کشته می شود. دکتر زرین کوب در «دو قرن سکوت» می نویسد: حاکم بصره، سفیان بن معاویه، نویسنده زندیق را فرو گرفت و فرمان داد تنوری افروختند و اندام وی را یک یک بریدند و پیش چشم او به آتش انداختند.

این پدیده ها جلوه های گوناگون از جنبش «شعوبیه» بود و زمینه ساز تحول های فرهنگی و ادبیات و شعر فارسی بود. مبارزه ایرانیان علیه سلطه عرب آسان نبود. از زمان تصرف ایران زمین مردمان ایرانی جنگ و هجوم و غارت و تجاوز به زنان را تجربه کردند. در زمان چهار خلیفه و در زمان امویان و عباسیان زورگوئی و تحقیر نسبت به عجم رفتار رایج حاکمان بود. پان عربیسم و پان اسلامیسم برعلیه حقوق و زندگی و فرهنگ ایرانیان خط حاکمیت بود و فاتحان هیچگونه آرامشی برای ملت های مغلوب نمی گذاشتند. تنها شمشیر و تحقیر نصیب ایرانیان بود و این وضع بلافاصله واکنش پنهان و آشکار را بوجود آورد و مقاومت سیاسی و مبارزه فرهنگی برای باقی ماندن و برای هویت ادامه یافت.

یکی از راه های مبارزه ایرانیان علیه حاکمان ارائه تفسیر خود از قران و احادیث و حتا سند سازی بود تا در برابر اسناد و روایت های حاکمان خود را دارای حقانیت نشان دهند. در تاریخ اسلام سندسازی و جعل کاری بسیار گسترده است و همیشه خطر پذیرش جعل بعنوان تاریخ وجود دارد. مخالفان قدرت های عرب مانند شعوبیه نیز جعل می کردند. برای توجیه مبارزه خود روایت های گوناگونی مطابق منافع خود تنظیم می نمودند تا ضدیت با حاکمان عرب را توجیه دینی نمایند. برخی از اینان روایت و داستان غیر واقعی ساخته و حتا خود را به خاندان علی ابن ابی طالب می چسباندند تا مبارزه خود را علیه خلیفه عرب تقویت کنند. ادامه چنین جعل هایی به قصه ازدواج ساختگی دختر یزدگرد پادشاه ایران با نوه پیامبر امام حسین می انجامد. برای برخی از پژوهشگران در اینجا میتوان نوعی «شعوبیه شیعه» را باز شناخت.

صف آرایی در برابر حکام اموی و عباسی و پان عربیسم می طلبید تا جنبش وسیع و متنوع شعوبیان متشکل از متکلمان و شاعران و مورخان و راویان و سیاسیون و معترضان، اقدام های مناسبی ساماندهی کند. گلدزهیر می نویسد:«شعوبی ها از ذکر هر گونه هنر و دانشی که بشریت آن را مرهون عجم هاست، فروگذار نکردند: فلسفه، نجوم، حریربافی، از جمله کارهایی بود که وقتی تازی ها در قعر توحش دست و پا می زدند می زدند، عجم ها به این کارها مشغول بودند و در انجام آنها ممارست به خرج می دادند.»
جنبش شعوبیه زمینه ساز افکار و عواطفی است که از ابتدای قرن دوم بصورت قیامهای سیاسی و نظامی و مذهبی چون «ابومسلم»، «استاذسیس»، «بابک» و سپس سامانیان و طاهریان و صفاریان و غیره ظاهر میشود و در اساس برچیدن قدرت خلفای اموی و عباسی را نشانه گرفته اند.
یکی از پیامدهای برجسته جنبش فرهنگی شعوبیه شاهنامه فردوسی است. فردوسی به بازگوئی هویت ایران و ملی می پردازد و در پی آنست تا اعتبار تاریخی باستانی را در آینه اساطیر و سیره باستانی خویش بنگرد. شاهنامه خواهان بازگرداندن غرور به ایرانیان است. (همانجا برگ ۳۳۰)
بایران چوگردد عرب چیره دست/شود بی بها، مرد یزدان پرست
بمیرد فروزنده این آذران/از این بی هنر خیره سرتازیان

قلمرو فعالیت فرهنگی شعوبیه کدام است؟

ادبیات: تفاخر نژادی عجم بر عرب در شعر حماسی و هجو حاکمان و اشرافیان عرب. در مواردی کژاندیشی نیز وجود داشته است ولی محور نمایش قدرت و استعداد ایرانی بوده است.
تاریخ: جعل روایت های تاریخی در جهت اهداف سیاسی، احیای اساطیرایرانی و تقدیس پادشاهان ساسانیان، بمنظور نفی حاکمیت عرب بوده است.
تفسیر: تطبیق برخی آیات قرآن بر اهداف شعوبیه و تطبیق آیات براساطیر و تاریخ باستانی از ویژگی این کارفرهنگی است. نمونه تاویل ذوالقرنین بر کورش هخامنشی و یا تفسیر سوره حجرات برای توجیه حقانیت شعوبیه در همین راستا می باشد.

حدیث و کلام: جعل احادیث از زبان پیامبر و امامان ، ادغام عقاید باستانی در عقاید اسلامی، اثبات آرا و عقاید باستانی در قالب مباحث توحید، غلو در تشیع و عقاید امامیه و ابداع مذاهب کلامی، جنبه های دیگر این تلاش فرهنگی بشمار میاید.

فقه: برسمیت شناختن هرچه بیشتر دین باستانی ایران، تلاش برای مساوی قرار دادن زبان عجمی و عربی، از اعتبار انداختن زبان عربی در عقد ها و ایقاعات، خلق قواعد برای حمایت از منافع اقتصادی اشرافیت ایرانی از جمله ابتکارها در این زمینه است.

عرفان: حلول معنویت ایرانی در تصوف، انتقال «روح آریایی» در ظرفهای سامی، انتظار منجی از جمله نکته های این عرصه است.
حال اگر بخواهیم شعوبیه را به شکل فشرده بگوئیم: یکم، تفکر آنان با عنصر پادشاهی همچون سایه پرورگار بر روی زمین است؛ دوم، گرایش مانی گری و زرتشتی گری، ویژگی آئین گرایی شعوبیه است و نوعی «شعوبیه شیعه» نیز گاه در این مجموعه قرار میگیرد؛ سوم، روحیه ناسیونالیسم هویت گرایانه و باستانگرایی ایرانی روان آنان را ساختار داده است؛ چهارم، ابتکارهای فرهنگی و ادبی و فکری آنان با هدف اثبات قدرت خود در برابر حاکمان ستمگر استعمارگر میباشد.

جلال ایجادی

جامعه شناس، دانشگاه فرانسه
———————————————–
در باره جنبش شعوبیه پژوهش علمی باید ادامه یابد تا جنبه های تاریک آن روشن گردد. نوشته حاضر کوششی برای فهم بهتر رویدادهای که در ذهن جامعه خذف شده است. تاریخ را باید جدا از مصلحت طلبی ها بدون جعل و با دقت منعکس نمود. البته امکان اشتباه همیشه وجود دارد. کتاب شناسی برای شعوبیه:
آذرنوش و زریاب خویی، «ابن مقفع»، دائره المعارف بزرگ اسلامی ۱۳۷۰،
اقبال آشتیانی عباس، «شرح حال عبدالله ابن مقفع»، برلین ۱۹۲۶،
عباس اقبال آشتیانی، تاریخ طبرستان (۱۳۲۰)
محمدی ملایری، محمد ، تاریخ و فرهنگ در ایران، دوران انتقال از عصر ساسانی به عصر اسلامی، انتشارات یزدان، ۱۳۷۲
رسول جعفریان، «شعوبیگری و ضد شعوبیگری در ادبیات اسلامی» آینه پژوهش، خرداد و تیر ۱۳۷۵،
دکتر ذبیح‌الله صفا تاریخ ادبیات در ایران. تهران، فردوس،۱۳۷۱،
عبدالحمید آیتی، «شعوبیه پیشاهنگان نهضت استقلال طلبی ایران»، دی ۱۳۴۹،
حسین‌علی ممتحن نهضت شعوبیه و نتایج سیاسی و اجتماعی آن ، ۱۳۵۳،
محمودرضا افتخارزاده، شعوبیه، ناسیونالیسم ایرانی، چاپ دوم. تهران ۱۳۷۶
دکتر ناث، گلدزیهر و افتخارزاده، اسلام در ایران، شعوبیه، نهضت مقاومت ملی ایران، ۱۳۷۱
مرتضی راوندی، تاریخ اجتماعی ایران.
The Social Significance of the Shuubiya”, Gibb1-

بانو نامه: تاریخ زن در ایران، از استوره تا تاریخ/ محمود کویر

تاریخ زن ایرانی را تاکنون با تکیه بر سنت‌های دست و پاگیر دینی نوشته‌اند و ما خوانده‌ایم. رودربایستی‌های سنتی حتا بزرگانی چون خانلری، فروزان فر و… را واداشته است تا بخش‌هایی از سروده‌های سعدی، مولوی و… را سانسور کنند و اجازه ندهند سوی دیگر این بزرگان را ببینیم و از این رهگذر نیز با ذات پاک آن‌ها آشنا شویم. اکنون دکتر محمود کویر با پژوهشی نو و ژرف، چهره‌ای دیگر از زن را در استوره و تاریخ به دست می‌دهد که در مقدمه کتاب خود می‌گوید:
در این کتاب شما را می خوانم به تماشای:

زن در ذهن و زبان و زندگی؛ زن بر سنگ و سفال و فلز؛ زنان اساتیری، ایزدان، امشاسپندان؛ شهبانوان؛ زنان حماسه، یلان و پهلوانان؛ زنان عیار و رادان؛ زنان در افسانه‌ها و قصه‌ها؛ زنان جادو و دیوان؛ دنیای تن و زن؛ عشق، زیبایی، پوشش، ازدواج؛ زن در قانون و اخلاق؛ زن در شعر و هنر؛ زن بر سنگ و سفال و ابریشم،
تندیس ها و نگاره ها.

و در جلد دیگر از این پژوهش، زنان را در تاریخ دنبال خواهم کرد.
انسان تنها، دیگر انسان نیست. انسان، یکی از جانورانی است که با آگاهی و خیال ورزی گروهی تاریخ خویش را ساخته است. اخلاق، فلسفه، هنر، آیین، سیاست و دانش بودند و هستند که ما را از دیگر جانوران و ماشین ها جدا کردند. تاریخ زنان ایران را نیز باید در همین راستا نگاه کرد. زنان ایران، چگونه بین زنان دیگر و در زبان و هنر و دین و فلسفه زیستند.
من بر آنم که بار دیگر تاریخ زنان ایران را باید نوشت، زیرا:
سفال¬ها، فلز ها و سنگ ها؛ ترانه‌ها و افسانه ها، از ژرفای تاریخ، به موزه‌ها و امروز آمده اند تا با ما سخن بگویند.
تاریخی را که مردان و برای مردان اما درباره‌ی زنان نوشته بودند باید از نو نوشت.
بیایید تماشا! تا هرکجا که دوست دارید با من همراه شوید و از هرکجا که خواستید. از دروازه‌ای خواهیم گذشت تا پا به تاریخ بگذاریم. تاریخی که حضور حی حاضر است. بازار آیینه است و آینه برابر آینه. حضور در آینه ی پریشان تاریخ است: ترمه¬ی تاریخ.

مشتی که نمونه خروار است از این کتاب:

اگر هستی، همواره هستی بود، برای آنکه بروید، بپاید و ببالد، باید از زهدانی باززایی می شد، پس هستی زنانه بود.
اگر هستی، نخست نیستی بود، تا این که از نیستی، هستی زاده شد! پس هستی زن بود. هستی، زایشی زنانه دارد. هستی نه از نرینگی که از زهدان زن بیرون جسته است. پس زن کلمه را آفرید تا زایش و زندگی را فریاد زند.
در استوره ی هستی، زن زایایی بود و مرد میرایی!
زن! واژه‌ای شگفت، از ریشه ی زاییدن. زایا بودن. باروری. دانه. دانایی.
واژه‌‌ی زن، در زبان پهلوی، به گونه‌ی کن خوانده می‌‌‌‌‌شد‌ که آن خود، از کئینی کَ ای نی زبان اوستایی برگرفته شده است. این واژه نیز از ریشه‌‌‌‌‌ی کن اوستایی که خانه بوده، برآمده و برابر است با: دارنده‌‌‌‌‌ی خانه.
ریشه‌‌‌‌‌ی کن اوستایی، ‌یک برابر دیگر نیز دارد که دوست داشتن باشد و چنان‌‌‌‌‌که از ریشه‌‌‌‌‌ی نخستین آن برمی‌‌‌‌آید، این واژه‌‌‌‌‌ی چند هزارساله‌ی ایرانی، ریشه در روزگار دراز آهنگ زن‌سالاری در ایران و جهان‌ دارد‌.
برای تهیه کتاب ۳۶۲ صفحه‌ای می‌توانید به یکی از آدرس‌های زیر مراجعه و کتاب را به قیمت سی (۳۰) دلار آمریکا خریداری کنید.
دوستانی که در ایران هستند و میل به خرید کتاب دارند، کافی است به نشر آفتاب ایمیل بفرستند تا برای بهای کتاب که سی (۳۰) هزار تومان است، راهنمایی شوند.

آدرس آنلاین فروشگاه لولو
https://www.lulu.com/…/histor…/paperback/product-ed2mwm.html

آدرس سامانه نشر آفتاب
www.aftab.pub

آدرس پست الکترونیکی نشر آفتاب
info@aftab.pub

شناسنامه کتاب
نام کتاب / بانو نامه
نویسنده / محمود کویر
نوع ادبی/ پژوهش تاریخی
نوبت چاپ / چاپ اول /۱۳۹۹
صفحه‌آرایی / مهتاب محمدی
طرح روی جلد / جام سیمین مرودشت، ۴۲۰۰ ساله. موزه‌ی ایران باستان
اجرای طرح روی جلد: نادیا ویشنوسکا
ناشر / نشر آفتاب
شابک / ۵-۴۴۴-۷۱۶۷۹-۱-۹۷۸

سبز باشید

انسانگرایی درسعدی/رضا اغنمی

نام کتاب : انسانگرایی درسعدی
به همراه مقاله ها: «سعدی و سیرت پادشاهان»
نام نویسنده: عباس میلانی. مریم میرزاده
چاپ اول: تهران ۱۳۹۸
ناشر: انتشارات زمستان . تهران

به ابراهیم گلستان
تنگ چشمان نظر به میوه کنند
ما تماشا کنان بُستانیم
«سعدی»

فهرست کتاب شامل عناوین شانزده گانه که با عنوان «سرآغاز تجدد» شروع وبا عنوان مدخلی بربحث سعدی وتجدد» به پایان می رسد. این بررسی شامل برخی ازعناوین پژوهشی کم نظیر نویسنده است.

سرآغاز تجدد

با اشاره به سابقۀ دگرگونی های سدۀ پانزده و شانزده ایتالیا، که فرهنگ «نوزایش» را به کار بردند، ازقول ژوزف بورکهارت مورخ سویسی آمده است:
« می گویند که یکی ازنقاشان نامدار زمان نوزایش، واساری، نخستین کسی بود که درسال ۱۵۵۰ درکتابی پیرامون نقاشی این واژه را به کار برده است»
سپس گسترش این واژه را توضیح داده از خمیرمایۀ “نوزایش” می گوید:
«مایۀ بنیادی این «نوزایش» گونه ای ازانسان گرایی (اومانیسم) بود وهمزادش تازه ازشناخت همین انسان گرایی ونوزایش درآینده به پدیدۀ تجدد (مدرنیته) دگرگون شد»
جالب این که ریشه های همین پدیدۀ نوزایش و تجدد را در: «ویرانه های همان اندیشه های قرون وسطایی ساخته شد. . . . تجدد هرگز درزمان زندگی خود واژۀ تجدد را نشنیده بودند . . . سعدی هم که دویست سال پیش از اوج نوزایش غرب می زیست، به گمان ما، از پیشگامان تجدد بود»
پژوهشگر، اشاره ای دارد به پیشگامان تجدد درایران، بی آنکه خودشان به این پدیدۀ بزرگ ، پی برده باشند یا از تجدد چیزی شنیده باشند:
«کسانی چون بیهقی و بیرونی، ابن سینا و رازی، خیام و نظامی، نطفه هایی ازتجدد ایرانی را، پیش از آغاز این دوران در غرب، در نوشته های خود برجای گذاشتند»
ازپنهان ماندن افکارسعدی در”گمانه وافسانه” وبدآموزی های “غرب ستیزان و در نهان غرب ستایان ” می گوید واز:
«بازخوانی سعدی، به دیدی تازه و رها ازروایات پیشین، چیزی کمتر ازیافتن دوبارۀ نوشته ای برجسته اما گمشده نیست. تجدد راستین ایرانی، که چندی ست درکشور گسترش یافته است»

روش ما درشناخت سعدی

نکات اصلی و مشکلات بازخوانی و ساخت شکنی را توضیح می دهد. به درستی از:
«تعیین دیدگاه یک نویسنده ولایه های معانی یک متن . . . درشعرکه تمثیل ونماد در آن فراوان است . . . معنی آشکار روایت، ” ناخودآگاهی” . . . واکاوی باریک بینانۀ متن …دستاوردی “اثباتی” و”دقیق” وعینی ” رسید» سخن می گوید. صص ۱۲و۱۳
پژوهشگر، صفات و برجستگی های علمی وادبی سعدی را یاداورشده که:
«فلسفی می اندیشید هم زبان حماسی به کار می گرفت وهم گفت و شنید هر روزه و بخشی از زندگی خود را در سفر گذرانید. گاه آنچه را دردم تجربه کرده نوشته و گاه هم پس از سفر سی ساله اش به باز اندیشی و بازگفت دیدگاه های خود پرداخته است»
پژوهشگر، که دربازآفرینی حوادث، هدف اصلی را روی مسائل ریشه ای و رخداد های اجتماعی وفرهنگی نشانه گرفته، ازهمزمانی زیست سعدی با دوران وحشتناک وخونبارمغول می گوید:
«رواداری وآزادی و سخن واندیشه جایگاهی نداشت و بیم فتوای ملا و داغ محتسب درهوا بود. سعدی خودبارها گفته که سخنش راهمواره آشکارنگفته بلکه «کهن خرقۀ خویش پیراسته» و روی سخنش« بر رآی روشن صاحبدلان است» :
چوخرما به شیرینی اندوده است / چوبازش کنی استخوانی در اوست .
آشکارا می گوید:
نقابی ست هر سطر من زین کتیب / فرو هشته برعارضی دل فریب .
نویسندۀ اندیشمند، ازمنتقدان ایرانی ونظرگاه های گوناگون آنها می گوید وازبرداشت های آنان از کلمۀ «شب» ؛ :«هزارویک برداشت از واژه را روا می دانند. . . . بر ماست که کلام در کلام سعدی را با اندیشیدن بازبشناسیم وخواندن های سرسری را وا بگذاریم» ص ۱۴
ارمقولۀ تفسیر و حد وحدود ومرز می گوید و دقت وجدی بودن درآن:
« پژوهشگر درکارش سخت بکوشد ودرعین باور به درستی یافته هایش، به فروتنی بپذیرد که دربرابریافته های تازه تر وتحلیل های دقیق ترباید نظرخود را بگرداند. کوشش ما دربازخوانی نوشته های سعدی کاربرد چنین روشی است»
با اعتماد کامل، تآکید گونه می افزاید:
«یافته های خودرا دربرابر شواهد قانع کنندۀ دیگران نسبی و تغییر پذیر می دانیم».
پیام صادقانۀ پژوهشگر حُرمت قلم، درک درست، دقت و صداقت را یادآورمی شود.

آزشکسپیر می گوید که چهارصدسال پیش ازهستی رهیده وآثاری که درباره اش :
«بی گزافه گویی هزاران وصدها هزارجستار . . . نوشته اند. هنوزبه یقین نمی دانیم که او کاتولیک بود یا پروتستان. برخی اورا لاادری دانسته اند . . . . در مجموعۀ نوشته های شکسپیر اندیشه های ضد و نقیض کم نیستند. . . . ادعای ماهم دربارۀ انسان گرایی و تجدد خواهی سعدی بیش از آنچه مثلا دربارۀ تجدد خواهی و انسان گرایی شکسپیر می توان گفت نیست» ص۱۶
از زمانۀ «فراهم آوردن گلستان و بوستان سعدی» می گوید که در واپسین سال های زندگی اش بوده و دستاوردهای سراسر عمرش در اندیشیدن و آفرینند گی :
پژوهشگر، این فصل اثرارزشمند را با پیام پخته وسنجیدۀ زیر پایان می دهد.
«چگونه باید دیدگاه های دوران جوانی و باورهای دوران پیری اش را جدا دانست؟ باسایه روشن هایی که درنظراتش پیرامون مسئله ای یکسان وجود دارد، یا حتی ناسازگاری این نظرات باهم که باید کرد؟ ص۱۷

سعدی و وعظ

پژوهشگر، نرم و گلایه آمیز کسانی را که دربارۀ سعدی، به نادرستی آثار او را به:
تبلیغات انجامیده است . . . . . که خود اغلب مدعیان «علم » و «یقین»،«لدنی» و تاریخی» سعدی راهم به کیش خود می پندارند» به باد انتقاد گرفته به درستی، همۀ آن منادیان را جزم اندیش و قالبی معرفی می کند.
سعدی که ازتاریک اندیشی های اجتماعی به درستی آگاه بود می گوید :
«چو روزگار همی بگذرد رو ای سعدی
که زشت وخوب وبد ونیک در گذر دیدم
بدین سان، نسبی بودن حقیقت را دربافتی روانی و قصارگونه نشان می داد»
بی جهت نیست که پیشگامان این گونه یاوه ها را«فریبکار و تهی مغز می دانست. و مهمتر این که عمل را به اندازۀ علم ارزشمند می دانست و می گفت:
علم چندان که بیشتر خوانی
چون عمل درتو نیست نادانی
نه محقق بود نه دانشمند
چارپایی بر او کتابی چند
آن تهی مغز را چه علم وخبر
که بر او هیزم است یا دفتر »

پژوهشگر اشاره ای دارد به مفهوم واقعی و«سنجه های حقیقت» که سعدی به کار گرفته تا برداشت مفهوم سنتی . با یادی از مقالات «میشل مونتنی» که سیصد سال جلو تراز سعدی می زیسته : «بیشتر به مقالات مونتنی می مانند تا موعظه»
سرودۀ زیررا گواه عظمت فکری ازکتاب مواعظ سعدی:
تن آدمی شریف است نه به جان آدمیت
نه همین لباس زیباست نشان آدمیت»

تواضع انسانی سعدی مایۀ شگفتی ست و بی پروایی ش. پنداری، با آن علم و استعداد کم نظیر، درمقابل جمع کثیری ازلایه های گوناگون اجتماعی وعده ای ازعالم نمایان بیمایه وشعاری ، می خواند:
نه بیان فضل کردم که نصیحت تو گفتم
هم از ادمی شنیدم بیان آدمیت»
ا
نویسنده، با یاداوری استورۀ آفرینش آدم، درمقابله با آفرینش نمادهای هنری نقاشان انسانگرا درتجدد اروپا با مشاهدۀ آفریده های هنری هنرمندان :
« لحظه ی آفرینش، دست انسان وار خدا به سوی آدم دراز است» را مطرح کرده و این
پرسش را پیش می کشد که :
«ایا انسان خدا را آفرید یا خدا انسان را»
سرودۀ دو پهلویی سعدی را می آورد :
رسد آدمی به جایی که بجز خدا نبید
«هم از ادمی شنیدم بیان آدمیت» ص۲۱
پژوهشگر، به روایت ازابراهیم گلستان :
«حافظ هم درغزلی پرآوازه وجود انسان را مقدم برآفرینش می داند. حافظ هشیار رند حکایت خلقت را جور دیگه ای گفته اوردنش درمحیط شخصی معمولیش . . . گفته دیشب دیدم فرشته ها اومدن توی میکده، درزدن اومدن تو . . . وباشراب گل آدم راخمیرکردن . . . . . . » بنگرید به زیر نویس ص۲۲ .

ازناهمسانی موعظه سعدی باموعظۀ منبری ها ابیاتی چند، چه تکان دهنده :
«ما امید ازطاعت وچشم از ثواب افکنده ایم
سایۀ سیمرغ همت برخراب افکنده ایم
گربه طوفان می سپارد یا به ساحل می برد
دل به دریا و سپر برروی آب افکنده ایم
محتسب گر فاسقان را نهی منکر می کند
گو بیا کز روی مستوری نقاب افکنده ایم
عارف اندر چرخ و صوفی درسماع آورده ایم
شاهد اندر رقص و افیون درشراب افکنده ایم
هیچ کس بی دامنی تر نیست لیکن پیش خلق
باز می پوشند وما بر آفتاب افکنده ایم»

سعدی : «نه خود ونه دیگران را سزاوار اندرزگویی نمی داند»
همه عیب خلق دیدن نه مروت است ومردی
نگهی به خویشتن کن که تو هم گناه داری ص ۲۳

پژوهشگر، با این پیام فصل سعدی و وعظ را به پایان می رساند:
«پافشاری سعدی برپیچیدگی های جهان به جای کاستن آنها به فرمان هایی خشک و جزمی مهم تر از همه کوشش او در واداشتن خواننده به اندیشیدن، چشمگیر است»

سعدی، درویش و انسانگرایی

نویسنده با مطرح کردن: نشانه های تجدد و سنت سرمایه داری و تهی دستی که در جهان امروزی در سراسر جهان به طور گسترده حضور دارد. از خواص هریک می گوید:
«تهی دستی نشان برتری است و بهشت ملک مطلق مستمندان، تجدد و سرمایه داری همراهش . دارایی را موهبتی الهی می دانند و توانگران را بندگان نظر کرده خداوند»
همو بس از آوردن اظهار نظر ماکس وبر جامعه شناس نامدار غرب که :
«دلیل بنیادی چیرگی تجدد در اروپا همین است. ‌بزرگداشت ثروت، ترویج سخت کوشی و صرفه جویی، گریز از عسرت گزینی ان جهانی و درویشی را از یایه بنیادی تجدد غرب می شمرد . . . »
پژوهشگر، با آوردن سخنان سعدی در وصف حال هر دو گروه نتیجه می گیرد :
« اگر دراین گفت وگو « پندی» هست چیزی مگر این نیست که پندی جز اندیشیدن و مدارا نیست. مهم ترین «پند» سعدی، نه موعظه که برانگیختن خواننده به اندیشیدن است.
ازنگهداری زبان و تسلط سعدی به فرهنگ سخن رفته که در حد فردوسی دانسته اند
حتی :« اورا پیش از فردوسی در ساختن و بلندی یافتن زبان گفت و گو و زندگی روزانه کارساز شمرده اند»

سعدی و تجدد خواهان ایرانی

سخن این بخش را پژوهشگر، از برخورد تجدد خواهان در کشور شروع می کند. معتقد است که این موضوع را : «پیشکش یا نیرنگ غرب می دانند» با توضیح درست از گروه اول که تجدد خواهانند و گروه دوم سنتگرایان اضافه می کند که :
« به گمانشان چیزی جزتاریکی وخود کامگی و باز داری ازاندنیشه نیست» ص۲۷
«گروه دوم ازسنت ایران تنها اسلام وآن هم روایت متشرعین را شایسته ستایش ورهاورد خدایی می دانند . . .»
در ستیز با سعدی نخست از نیما یاد می کند و این که همو:
«سطح عشق و عاشقی سعدی را «پائین» می دانست . . .عشقی که برای همه ولگرد ها وعیاش ها و جوان ها هست»
و سپس از شاعر نامی اسماعیل خویی:
«جوان تندروتر ازهمگان بود که سعدی را نه شاعر که تنها « ناظم» می دانست می گفت ناظم سازشکار، مرتجع بی وطن و شاعر و اندیشمند آدم های متوسط و کاسب»
از احسان طبری می گوید که :
« اوبرای یکی دو نسل از ایرانیان کباده کش اندیشه مارکیسیسم روسی در ایران بود این اندیشه خود یکی از نحله های «تجدد خواهی» استبدادی درایران بود . . . کتابی کم و بیش هفتصد صفحه ای بنام برخی بررسی ها دربارۀ جهان بینی ها وجنبش های اجتماعی درایران است . . . باغزل های شیوای خود ستایش می کند ولی بی درنگ می افزاید که «سعدی خود را پروردۀ خاندان توانگران می دانست» ص۲۹
ازبرخورد دوگانۀ برخی متجددین می گوید از کسروی که برجسته ترین آن ها بود:
«او بخش زیادی ازادب پارسی را برای گسترانیدن خرافه می نکوهید وگاه سعدی را هم دراین بدآموزی گناهکارمی دانست. با این همه چون تجدد ایران را درگرو پالودن زبان فارسی می دانست نوشته های سعدی را بسان نمونۀ درخشان زبان پارسی می ستود»
از ذکاء الملک فروغی، غلامحسین یوسفی، سید فخرالدین شادمان و ملک الشعراء بهاریاد شده که سعدی را ستوده اند. به ویژه «شادمان» « که در آشنایی با فرهنگ غرب می گفت :
«سعدی نه از شکسپیر کمتر است نه کم تآثیرتر» ص۳۱
پژوهشگر، ازابراهیم گلستان می گوید وازجایگاه فرهنگی او که به درستی:
«ازسرآمدان ادبی تجدد خواه بود وهست، هم ارج سعدی را نیک می داند وهم خود را وامداراو می شمارد . او درسنجش سعدی با شکسپیر دیدگاهی مانند شادمان دارد . . . سعدی را دربازگویی «سرنوشت بشر» و گسترۀ نگاه نوشته هایش، هم سنگ شکسپیر می داند. . . او درباب پنجم بوستان سعدی آموخته بود:
سیه کاری [رباخواری] * از نردبانی فتاد
شنیدم که هم در نفس جان بداد
پسر چند روزی گرستن گرفت
دگر با حریفان نشستن گرفت»
*درزیرنویس ص ۳۲ آمده است که در گفتگوبا ابراهیم گلستان می گفت دربیت نخست واژه ای که او به یاد می آورد «رباخوار» بود نه سیه کار:

سعدی و زن

فصل با سخن پخته و پرمهر انسانی آغاز می شود:
«انسان گرایی گام نخست برای برانداختن بر خوردهای مردسالارانه با زن بود و برای بر کشیدنش به جایگاه طبیعی که همان برابری با مرد است»
پژوهشگر، با دل پر درد از عادت دیرینه می گوید:
«راستگویی زیر خرواری خرافه و نگاه سرسری پنهان مانده است»
نظر سعدی را می آورد: که با همۀ نوخواهی ها :
«در بسیاری از نوشته هایش روایت مردانه ای از زنان دارد . . . . نگاهی سخت نکوهیده را دربارۀ زنان باز می گوید کم نیستند» :
چو زن راه بازار گیرد بزن
وگر نه تو درخانه بنشین چو زن ص۶۵

زن خوب زنی ست که درخانه بنشیند و خانه داری کند:
پایبند اندرون باشد. در اندرون بنشیند. با اندرون خود بماند و مدام تو سری بخورد :
«مردی که “مردی» نکند و بر سر زن نا فرمان نکوبد، بهتر است که شلوار زنانه بپوشد و سرمه در چشم بکشد. . . این زشت شمردن زنان و همانند دانستن مردان فرومایه و زنان را بارها درشعر سعدی می بینیم»:
زنانی که طاعت به رغبت برند
ز مردان نا پارسا بگذرند
تو را شرم ناید زمردی خویش
که باشد زنان را قبول از تو بیش ؟ ص۶۶
سعدی، مرد بی مروت را زن می شمارد. دیدگاه متفاوت هم دارد که جالب است :
زن خوب فرمانبر پارسا
کند مرد درویش را پادشا. همان
تمیزدرست حس و درک فکری را به «فرمانبری و پارساِیی»ِ وا می گذارد.
با یادی از غمگساری و دوستی همخوابگی زن و مرد:
همه روز اگرغم خوری غم مدار
چو شب غمگسارت بود در کنار
کرا خانه آباد و همخوابه دوست
خدا را به رحمت نظر سوی اوست ص ۶۸
ازنیاز جنسی زن می گوید و پیام سعدی که روایت نیک است وبرمردان واجب :
«زن که از بر مرد بی رضا خیزد
بس فتنه و جنگ از آن سرا بر خیزد» ص۷۰
سعدی، داستان دختر حاتم طایی و ستایش شجاعت و بی باکی او، یادی از ترکان خاتون وستودن ش : در مدح آبش بنت سعد هم باز می گوید
هرآن کو سر بگرداند ز حکمت
ازآن بیچاره ترمسکین نباشد. ص۷۵

سعدی وسیرت پادشاهان

آخرین بررسی این کتاب کم نظیر، پیامی ست که پژوهشگرفاضل، با هر کلمه، جمله و برگ ش ذرات گوهرین معرفتِ اندیشیدن را برذهن مخاطب می ریزد.
سرآغاز فصل این گونه شروع می شود:
«سعدی اوج و انتهای «عصر نوزایش» سقط شدۀ ایران بود. در سده های چهارم و پنجم و ششم هجری/ دهم و یازدهم و دوازدهم میلادی، بزرگانی چون فردوسی، ابن سینا، خیام و بیهقی، فرهنگی پویا و پاینده، و به قول مجتبی مینوی «درخشنده ترین دورۀ تاریخ ملت ایران» را پی ریختند»
و سپس «همسویی اجزاء مهم این فرهنگ» را یادآور می شود که به نوعی پیشتر از غرب رو به تجدد سیاسی و فرهنگی بود» از حملۀ مغول و برآمدن سلاطین صفویه که : «می خواستند ایمان وایقان فقه شریعت را جانشین جویندگی وشک فلسفی کنند» که کردند و «چنین شد که نوزایش ایران سقط شد»
ازقول فروغی می گوید:
«اهل ذوق اعجاب می کنند که سعدی ۷۰۰ سال پیش به زبان امروزی ماسخن گفته» پژوهشگر، از قول امرسون شاعر پرآوازۀ آمریکائی می گوید که :
«گلستان را از لحاظ فخامت فکر وعمق اندیشه وظراوت داستانی همترازانجیل ها می دانست و حبیب یغمایی می گفت: سعدی پیامبر فارسی است و معجز او زبان او» ص ۱۱۶
ازسبک و سیاق سعدی درآثارش سخن رفته که به «مقامه نویسی تعبیر کرده اند»
پژوهشگر با زبان و کلام ملایم پاسخ می دهد:
«سعدی به عمد می کوشد که بیانش تا آنجا که در فصاحت و زیبایی خللی وارد نیاورد به زبان و بیان عامه تاسرحد امکان نزدیک باشد» ص۱۲۲
در همین زمینه، می افزاید که:
«حدود دویست سال بعد از سعدی، سروانتس نه تنها ذهن و زبان عوام را ملاط کار خود قرارداد بلکه خویش را هم، به نام واقعی خود، روایت نمود و بدین سان رمان جدید را آفرید»
از نخستین مقاله می گوید: که دویست سال بعد از روزگارسعدی توسط (مونتنی ۱۵۹۲ – ۱۵۳۳) نوشته شد. ص ۱۲۳. میشل مونتنی همان اندیشمندی بود ونخستین مترجم انگلسیی انجیل ها از زبان لاتین که:
«بخش اعظم آنچه را امروزازکتاب مقدس به انگلیسی می خوانیم حاصل کار اوست به خاطرجسارتش درترجمۀ این کتاب به جرم الحاد به آتش سوزاندند» ص ۱۲۴
با شرح و تحلیلی از تلاش متفکران غرب در گسترۀ تحول و تجدد خواهی، اشاره ای دارد. به دانشمندان غرب:
« از هوگو گرفته تا دیدرو همه نه تنها ازاو[سعدی] «متآثر شدند» ، که هرکدام در
ستایشش مقاله ای نوشتند» ص۱۲۸
ازساده نویسی و ایجاز سعدی سخن رفته:
«که یکی از ارکان رمان عصر جدید بود . . . و ایجاز را، که یکی دیگر ازارکان نثر واندیشۀ تجدد بود»
از دگرگونی های فکری و روانی انسان ها فارغ ازمقام ومنرلت اجتماعی و رفتار شاد و درویش را روایت می کند. که اول بار هزار دیناربه او می بخشد. درویش دراندک مدت به طمع دریافتی دیگری مراجعه می کند که:
«این بار شاه ازسائلی درویش روی درهم کشیده وبه زجر ومنع وی حکم کرد» ص ۱۳۰
پیام ، تفسیری ست دربارۀ «دروغ مصلحت آمیز» که با نفی فتنه از این ضرب المثل مشهور و یادی از مجادله های ادیبان ومنتقدان :
«شاید مراد سعدی از«دروغ مصلحت آمیز» همان زبان تمثیلی و گفتارتلویحی است که او درشرایط پرمخاطرۀ زمان برای وصف سیرت ستمکاربرخی ازشاهان زمان خویش به کار بسته است. برماست که «ظرایف» این دروغ مصلحت آمیز را ارج بگذاریم» ص ۱۴۴
وآخرین پیام فرهنگی، بیشتر انسانی ی پژوهشگر:
«بپذیریم که راه تجدد واقعی ایران از متونی چون گلستان می گذرد و همان جاست که نطفۀ بسیاری از مهم ترین اندیشه های تجدد را سراغ می توان کرد.
کتاب به پایان می رسد.

بگوبم که دل کندن ازاین اثر سخت است. شیوایی نثرروایتگر، خواننده را شیدا می کند. پنداری که درسایۀ «سعدی» با او می چرخی ، می بینی گوش خوابانده به راوی با تبسم و سپاس؛ اندوهی سنگین در گسترۀ خشونت حاکم بر سرزمین سعدی.