یادداشت های سردبیر

حاشیه های خبری مجله خلیج فارس

دروغگوئی در جامعه شناسی، دروغگوئی در قرآن وشیعه گری/جلال ایجادی

دروغ چیست؟
دروغ نقض حقیقت است وارنه جلوه دادن برای فریب و برای ایجاد پریشانی روانی و مانیپولاسیون است. دروغ ضد اخلاق است و اخلاق اتیک در راستای سلامت و همزیستی انسان است. اخلاق به همریستی و پیوند میان انسانها کمک میرساند حال آنکه دروغ اساس زندگی مشترک انسانی و همدلی آدمی را منهدم میسازد. اخلاق اجتماعی و حقوق متکی بر حقوق بشر دروغ را امری منفی و خطرناک تلقی نموده و از سیاسیون و حاکمان و مدیران و مسئولان می طلبد تا تابع قانونی باشند که حقیقت خواه است.
در جامعه دروغ چندگانه است. افراد گاه به «دروغ شادی آور» روی می آورند تا شوخی نموده و به خودشیرنی دوستانه بپردازند. در زمانی دیگر افراد برای خدمت به دیگری دروغ می گویند و بعنوان نمونه به ستایش فردی می پردازند که شایستگی کاری را ندارد؛ این دروغگوئی پنهان کاری می کند ولی دارای عنصر دشمنانه نیست. گونه دیگری از دروغ وجود دارد که زیانبار بوده و با قصد ضربه زدن به دیگری انجام میگیرد. این دروغ بدگمانانه و بدخواهانه است و با قصد به گمراه کشاندن جامعه است و با منافع و اهداف پنهانی همراه است.
آیا دروغ در طبیعت انسان است؟ از نظر جامعه شناسی برای روانشناس کانادایی «اوبر وان ژیسگم» از دانشگاه مونترال، دروغ را در پنج مورد دسته بندی میشود:
دروغ معصومانه کودک. کودک دروغ میگوید و این امر با لذت یا با ترس کودکانه همراه است.
دروغ توام با لذت. فرد یک واقعیت ناخوشایند و غیرقابل قبول را با ارائه دروغ رد و انکار میکند.
دروغ آلتروئیست جانبدار. فرد با خوش بینی و با نوعی منعفت خواهی به دوستداران و گروه طرفدار خود دروغ میگوید. این رفتار دروغین به مانیپولاسیون تمایل دارد تا طرفداران شیفته شوند. جریان های پوپولیستی و ایدئولوژیکی و مذهبی تولیدکننده این گونه دروغ ها هستند.
دروغ سودجویانه. این گونه دروغ برای کسب امتیاز، برای حفظ عشق و امتیاز خود و یا برای اجتناب از تنبیه و مجازات گفته می شود. کسی که در برابر دادگاه دروغ میگوید چه بسا برای نجات خود از مجازات است.
دروغ خصمانه. این دروغگوئی با تنفر و کینه توام است، قصد زیان رسانی دارد، برای پنهان نمودن یک امر زشت بیان می شود و با هدفی خطرناک برای جامعه همراه است. قدرت های سیاسی و قدرت های مافیایی و قدرت سازمانی ایدئولوژیکی، این گونه دروغگوئی را بکار گرفته و رایج می سازند.
حال باید توجه داشت که دروغ توسط شرایط یعنی محیط و فرهنگ و تربیت خانوادگی و اجتماعی آبیاری میشود. نبود اعتماد، وجود ترس، حسادت، خودپرستی اگوئیستی، تمایل به تحقیر، هدف عوامفریبی، زیاده خواهی، سواستفاده جنسی، سواستفاده از دیگران، تخریب دیگری، منافع فردی و غیره، دروغ را تقویت میکند. دروغ در شرایط اجتماعی فاسد، در بستر رشد بی فرهنگی، در شرایط استبداد و در زمان نبود آزادی و دمکراسی و نیز نبود رسانه های آزاد، بیشتر میشود. در جامعه ای که عدم صداقت اخلاقی و نبود درستکاری انسانها پررنگ است دروغ هم نیرومندتر میگردد. فساد عمومیت یافته و چاپلوسی عمومی، دروغ پردازی را به پدیده عادی تبدیل می کند و دیگر انسانها در دروغگوئی «عذاب وجدان» ندارند و همه همانند یکدیگر می شوند.
دروغ در شرایط یک دولت و نظام اداری و سیاسی و فساد سیاسی و اداری توسط افراد ضخیم تر و متعفن تر میشود و حاکم و مسئول قدرتمند به خود اجازه میدهد دروغ بزرگتر و متهورانه تر پخش کند. ماشین جعل و دروغ هیتلر و استالین و مائو و خمینی و خامنه ای ابعاد ملی و جهانی داشته و این نظام دروغ برای مشروعیت بخشیدن به یک حکومت سیاسی است. همه دولت ها تمایل به دروغ دارند زیرا مسئله حفظ قدرت و تحکیم قدرت مطرح است و روشن است که حکومت های دینی و ایدئولوژیکی و استبدادی مهمترین منبع انتشار دروغ می باشند. قدرت سیاسی دروغپرداز با توجه به دستگاههای تبلیغاتی و رسانه های دولتی و بودجه کلان و تسلط بر تکنیک های روانشناسانه، تمام جامعه را به سقوط اخلاقی جهت می دهد. دروغ خصمانه و وارونه پردازی فقط برای فریب جامعه و استمرار زشتی هاست. چگونه دروغگوئی یک حکومت را دسته بندی کنیم؟ دروغ ها را می توان به گروهبندی های زیر تقسیم نمود: دروغ اجتماعی، دروغ سیاسی و دیپلوماتیک، دروغ اقتصادی و مالی و بازرگانی، دروغ پروپاگاند مطبوعاتی و بالاخره دروغ دینی حکومتی. در ایران قدرت سیاسی و ایدئولوژی قرآنی شیعی با دروغ ساختار یافته اند. قدرت سیاسی به لحاظ منافع طبقه حاکمه متشکل از آخوندها و نظامیان و تکنوکراتها دروغ می گوید و چون دارای ایدئولوژی اسلامی در اینجا به یکی این گونه دروغ ها یعنی دروغ دینی می پردازم.

دروغ دینی در اسلام و شیعه گری

در اسلام نظر یگانه ای در باره دروغ وجود ندارد. در بینش اسلامی ادعا می شود که دروغ زشت است ولی در همان زمان دروغ مورد تائید می باشد. در اسلام دروغ گناه است و الله به دیگران میگوید کفار گناهکارانند. در اسلام دروغ منفی تلقی می شود و راست گویى و مبارزه با کذب و دروغ از اهمیت در «تعلیمات اسلامی» برخوردار است به گونه ای که «دروغ پلید تر از شراب»، تعبیر شده است.
اما با این وجود هر گاه «عدم ارتکاب دروغ» موجب زیان شدیدتری از «قبح دروغ» شود مانند حمله به «کیان اسلام»، تضعیف اسلام، اختلاف و دشمنی بین مؤمنین و غیره، بله در چنین موقعی دروغ گفتن جایز می شود. افزون بر آن در قرآن تقیه وجود دارد و تقیه یک ارزش است. تقیه بمثابه پنهانکاری در باره دین و نیز در باره استراتژی برای کسب قدرت است. تقیه، رازپوشی است و همچنین تقیه، پنهان کردن مذهب خود و احتیاط در مقابل کسی که مذهب دیگری دارد می باشد. بعضی فقها گفته‌اند «تقیه به خاطر مصلحت آنست که چیزی را به زبان آوردن که در دل، غیر آن باشد». در امر تقیه مؤمنین مجازند وقتی که در معرض تهدید باشند و اسلام در خطر باشد.

قرآن در مورد «مؤمن آل فرعون» که ایمان خود را مخفی می کرد و در دستگاه فرعون نفوذ داشت می گوید: «قال رجلٌ مؤمن من آل فرعون یکتم ایمانه». پنهان نگهداشتن ایمان بمنظور فریب دیگری بحساب می آید. قرآن در سرگذشت ابراهیم که گفته است «بیمارم»، نشان داد که در نبود مردمِ بت پرست، ابراهیم بت ها را باید می شکست. در سوره آل عمران آیه ۲۸ می آید افراد با ایمان نباید دوستانی از کافران به جای مؤمنان انتخاب کنند، مگر این که در آن ها تقیه کنند. از نظر قرآن از آنجا که کافران زیان آور هستند طرح دوستی با آنان با تقیه اشکالی ندارد. سوره عمران پایه دروغپردازی را بنیاد می نهد و گفتمان دروغ را در فقه و احکام دینی و روان «مومن» رایج میسازد.

در روایات شیعه بر اهمیت تقیه بسیار تاکید شده و آمده است: «التقیه دینی و دین آبائی» یا :«لا دین لمَن لا تقیهَ له». اگر قدرت و دولت «حقه مطلقه اسلامیه» باشد، بطور مسلم وظیفه مسلمین تقوای مطلق است، و چنانچه دولت «ستمکاران» است چاره‌ای به جز تقیه نیست، چنان‌ که در خبر است «التقیه واجبه لا یجوز ترک‌ها إلی أن یخرج القائم»، «تقیه واجب است و نباید ترکش کرد تا قیام قائم.». امام باقر شیعه میگوید: «تقیه برای این مشروع شده که نیروها به هدر نرود و خون ها محفوظ بماند.». منظور اینستکه مومنان باید حفظ شوند. تقیه واجب در موردی است که در آن ترک تقیه باعث ضرر جانی، بدنی، مالی، عرضی یا مانند این‌ها بشود یا ضرری به اسلام برسد. سوره ال عمران حکم می کند تقیه کنید و الله شما را از مجازات خودش برحذر می‌دارد. در واقع تقیه یک نیرنگ و تاکتیک برای منافع امت است. البته در یک اجتماعی تقیه به تمامی افراد جامعه انتقال یافته و نوعی دروغگوئی عمومی را در پی دارد.
امام صادق درباره پروانه دروغ برای اصلاح بین مومنان گفته است: «ان الله احب الکذب فی الاصلاح… و ابغض الکذب فی غیر الاصلاح»، خداوند دروغ گفتن را در مورد اصلاح بین مردم دوست دارد.(میزان الحکمه، عنوان ۳۴۶۶ ). صلاح مومنان است که به دیگران دروغ بگویند و این دروغگویی مورد حمایت و توجه الله است. روشن است که بنیاد جامعه ای که شیعه میخواهد بر پایه عدم اعتماد به غیرخودی ها و حفظ وحدت خودی هاست و این خودی ها از طرفداران نزدیک رسول الله تا مومنان قابل انکشاف است. دروغ مومنان صفت مورد پسندیده است و الله آنرا دوست دارد. از نظر اسلام منافع انسان و حقوق انسانها مطرح نیست بلکه فقط منافع امت اسلامی مطرح است. به این خاطر گاه حتی راست گفتن بدتر از دروغ گفتن است، زیرا «شری» را موجب می‌شود که نمی‌توان از ضرر آن در امان ماند.

روایت از امام رضا میگوید: در حالتی که شخصی در حق برادر مسلمانش سخن راستی می‌گوید که با این گفتار، او را گرفتار می‌کند، پس نزد خدا از دروغگویان است و همانا شخصی در حق برادر مسلمانش دروغی می‌گوید که با آن دروغ، از او دفع ضرر می‌کند، پس نزد خدا از راستگویان است. (وسایل شیعه، ج۱۲، ص ۲۵۵، ۱۶۲۳۹). بمعنای ساده تر برای حمایت از مومن هر دروغی لازم و واجب است زیرا امر منافع امت به هر ترتیبی در برابر ملت ها و گروهبندی های دیگر باید ارجحیت داشته باشد و تعیین کننده است.

پیامبر اسلام به علی دامادش وصیت می کند: «ان‌الله احب الکذب فی‌الصلاح و ابغض الصدق فی‌الفساد؛ همانا خداوند دروغ به مصلحت و خیر را دوست دارد و از راستی که فساد در پی داشته باشد، متنفر است» (حر عاملی، وسائل‌الشیعه، ج۱۲، ص ۲۵۲، ح ۱۶۲۲۹). به گفته ای دیگر الله مصلحت و خیر امت را در دروغگوئی او میداند. چرا در راستی فساد است؟ اگر حقیقت گوئی منجر به افشای دروغ دینی گردد، اگر حقیقت گوئی تقلب و خرافه و جعل دینی را برملا سازد، بنابراین حقیقت گوئی به سستی و ویرانی احکام اعتقادی می انجامد و این لحظه، لحظه فساد است. پیامبر اسلام از فروریزی دین و امت اش می هراسد بنابراین دروغ میتواند از این فروریزی جلوگیری نماید. در چنین شرایطی در اسلام دروغگوئی بر راستگوئی برتری دارد. از نظر اسلام مخالفان همه دروغگویند و بنابراین در یک مقیاس گسترده به جهان باید دروغ گفت. اگر جمهوری اسلامی به ملت و جهان دروغ میگوید، اگر این حکومت دینی در ایران و جهان توطئه گر و پنهانکار است، این امر منطبق بر احکام الهی است.
دروغ دینی برابر دروغ های دیگر نیست زیرا در هنگامی که دروغ به یک امر مقدس تبدیل شده و همچون یک اراده الهی جلوه میکند، بر روان و احساس توده ها بطرز ژرف می نشیند. معراج محمد به هفت آسمان، پرواز جبرائیل، ظهورامام زمان، طهارت امامان و غیره همه افسانه سازی و جعل است، ولی به اسطوره مقدس قطعی تبدیل شده است. ذهنی که خرافه گرا و اسطوره گرا می باشد هر دروغ دینی را حکم قطعی تلقی میکند و بدین ترتیب همه برده دروغ میگردند. شیعه گری و همه روایات جعلی آن انبوهی از زشتی و دروغ است که در طول تاریخ انباشت شده و موجب ناتوانی فکر نزد انسان شده است. وابستگی روانی به شیعه گری ازخودبیگانگی هویتی را دامن زده و تقدس دروغ امر ساختاری در ناخودآگاه آدمی گشته است.

خامنه ای از سوره ابراهیم الهام میگیرد

جان انسان بزرگترین ارزش جهانی است زیرا تمامی آفریده های روی زمین محصول خلاقیت و هوش انسانهاست. همه اندیشمندان و نیروهای مترقی جهان از انسان و مقام او سخن گفته اند و تمام طرح های زیبا برای زندگی برمحور انسان گرایی و احترام به جان و شرافت انسانی بوده است. ولی تبهکاران تاریخ پیوسته بر علیه انسان برخاسته اند و در نزد اسلامگرایان جان آدمی فاقد ارزش است. پیش از انقلاب اسلامی آنها ۴۰۰ انسان را در سینما آبادان سوزاندند، در دوران حکومت آیت الله ها هزاران نفر را در سالهای شصت اعدام نمودند، روشنفکران و هنرمندان و کنشگران بیشماری را از بین بردند، در جنبش آبان ۱۵۰۰ نفر را در خیابانها کشتند، در سرنگونی عمدی هواپیمای اوکرائینی ۱۷۶ شهروند ایرانی و کانادایی و افغانی را به آتش انداختند. در تمام این جنایات حکومت دینی اتهام زنی و دروغ پردازی را سیاست خود قرارداد. در کجا و در چه هنگامی این رژیم آمار جنایت خود را منتشر ساخت؟ در کجا و در چه زمانی رژیم به خانواده ها و وکلای قربانیان اجازه بررسی و عدالت خواهی داد؟ آیت الله خامنه ای و تمامی آخوندها و تمامی سرداران سپاه و تمامی تکنوکراتهای دولتی دروغگو هستند زیرا آنها در بطن ایدئولوژی قرآنی و شیعه گری پرورش یافته اند. همه آنها ایران را به مثابه یک غنیمت جنگی می بینند و برای مردم ایران فقط تسلیم و بردگی را می خواهند. حکومت اسلامی پیرو قرآن و شیعه گری است بنابراین اخلاق این حکومت پنهان کاری و توطئه و دروغ و کشتار است.

دروغ حکومت آخوندی در باره سقوط عمدی هواپیما دروغی در خدمت ماندگاری نظام و منافع اسلام است. خامنه ای بعنوان فرمانده کل قوا در زمان رقابت جوئی نظامی با آمریکا، پرواز هواپیماهای غیر نظامی را بازگذاشت و دو موشک بسوی هواپیمای مسافربری شلیک شد. پس از سرنگونی مسئولان حکومتی دروغ گفتند و خامنه ای سکوت کرد و بالاخره در خطبه خود به نقل سوره ابراهیم پرداخت و در اینجا راز خود را برملا ساخت. در این سوره در آیه ۵ از «ایام الله» یاد میشود و خامنه ای بسیج تهیجی طرفداران خود به هنگام تابوت کشی قاسم سلیمانی و نیز شلیک موشک بسوی پایگاه تخلیه شده آمریکا در عراق را «ایام الله» معرفی نمود و سپس اعلام نمود که او موسی زمان است و همه باید «صبور و شکر گذار» او باشند و طبق آیه های سوره «ابراهیم» مخالفان او «بدکاران و گناهکاران» میباشند و بر اساس آیه ۴۷ باید از آنها انتقام گرفت و عذاب شان داد.

بنابراین مخالفان و دانشگاهیان و جوانانی که در هواپیما قرار داشتند بمثابه «گردنکشان به زنجیر قهر الله» دچار میشوند و آنهایی که «پیراهن از مس گداخته آتشین» برتن دارند در شعله آتش خواهند سوخت(آیه های ۴۷ و ۴۸ و ۴۹ سوره ابراهیم). در منطق رژیم خامنه ای مخالفان یا «بدکاران» باید به «کیفر» برسند و الله «بسرعت به حساب» آنها میرسد و آنها سزاوار آتش و نابودی میباشند. برای خامنه ای دروغ گفتن بیان اراده الهی است و «ایام الله» دیگری که نباید فراموش شود همین «انتقام» قرآنی است. دیکتاتوری دینی خامنه ای بی نهایت است و ایدئولوژی قرآنی او موتور برانگیزاننده برای جنایت های بعدی است.
جلال ایجادی
جامعه شناس دانشگاه فرانسه

ایران و جهان در هفته ای که گذشت؛ شماره ی ۲۸؛ ف. م. سخن ‎

نفوذ در سیستم های رایانه ای جمهوری اسلامی حکایتی که تا امروز ادامه دارد؛ ف. م. سخن

در مطلب قبلی نوشتیم که:
«حدود سال ۲۰۰۷، ویروس عجیب و بسیار تکامل یافته ی «استاکس نت» از طریق یک فلش مموری یا همان یو.اس.بی. استیکی که ما عکس های مان را بر روی آن ذخیره می کنیم، توسط یکی از مهندسان ایرانی تحت فرمان سازمان امنیت هلند وارد یکی از رایانه های نیروگاه اتمی نطنز شد و بعد از آن، خود به خود در تمام سیستم هایی که به شبکه متصل بودند انتقال یافت. کاری که این ویروس انجام می داد این بود که در باز و بسته شدن به موقعِ دریچه های خروج گاز اختلال ایجاد می کرد و دور سانتریفیوژها را بدون این که کسی متوجه شود کم و زیاد می کرد…».

سازمان امنیت هلند، این اقدام را در همکاری و مشارکت با امریکا و اسراییل انجام داد. «استاکس نت» توانست پیشرفت پروژه های اتمی جمهوری اسلامی را به مدت طولانی به تاخیر بیندازد.

همان طور که گفتیم، ویروس های رایانه ای، برنامه های کوچک و پنهانی هستند که می توانند به داخل برنامه های اصلی رایانه ها، نفوذ کنند و بدون این که نشانه ای از خود بر جای بگذارند، به تکثیر یا انتقال خود به دیگر رایانه های متصل به هم بپردازند.

اگر هم رایانه ها به بیرون از شبکه ی داخلی خود، مثلا به اینترنت متصل نباشند، کافی ست تا وسیله ای مثل «فلش مموری» -که امروزه همه ی ما برای ثبت یا انتقال فایل های رایانه ای از آن استفاده می کنیم- یا کارت های «اس.دی» و «میکرو اس.دی.» -که به اندازه ی نوک انگشت است و در دوربین های عکاسی و تصویربرداری و دستگاه های ضبط صدا به کار می رود- به یکی از رایانه های مجموعه به مدت چند ثانیه تا چند دقیقه متصل شود و کل رایانه های شبکه ی مربوط را از طریق ثبت در آن رایانه و تکثیر و انتقال بعدی آلوده کند.

برای نفوذ ویروس به داخل یک برنامه، باید اجزاء برنامه را شناخت و نقاط ضعف آن را پیدا کرد و از آن نقطه، ویروس را به داخل برنامه نفوذ داد.

به نقاط ضعف برنامه های رایانه ای، اصطلاحا، «حفره» می گویند.

برای روشن تر شدن موضوع «حفره» در برنامه ی رایانه ها، مثالی می زنیم:
سیستم عامل «ویندوز»، که اغلب ما از آن استفاده می کنیم، یک برنامه است. برنامه ای مفصل و بسیار پیچیده.

یک برنامه ی رایانه ای عبارت است از خطوطی که برنامه نویسان به زبان هایی که رایانه آن ها را می فهمد می نویسند و با آن، سخت افزار رایانه را به کار می اندازند و از آن کارهای مختلف می خواهند.

ویندوز، برنامه ای است بسیار مفصل با خطوط و قسمت های بسیار، چرا که رایانه های مختلف، با اجزاء مختلف، می توانند از آن استفاده کنند.

به عنوان مثال، ویندوز ۷، دارای ۴۵ میلیون خط برنامه است! این تعداد خط، معادل، ۶۳۰ دوره ی کامل کتاب «جنگ و صلح» تولستوی است!

پس می توان در میان این تعداد کلمات و جملات، نقاط ضعفی پیدا کرد که بشود از طریق آن ها، برنامه های ویروسی را به داخل رایانه نفوذ داد.

شما یک برنامه ی رایانه ای را با یک ساختمان مقایسه کنید. برنامه ی بزرگ و مفصل را با یک ساختمان بزرگ، و برنامه ی کوچک را با یک ساختمان کوچک برابر بگیرید.

هر چه ساختمان بزرگ تر باشد، جاهایی که بتوان از آن به طور پنهان وارد ساختمان شد و مثلا از آن دزدی کرد بیشتر می شود. یعنی مهندسانی که طرح این ساختمان را می ریزند و آن را می سازند، باید خیلی دقت کنند که نقطه ی ضعفی برای نفوذ پنهان باقی نگذارند و این به طور «مطلق» شدنی «نیست».

به همین خاطر می بینیم که مثلا «مایکروسافت»، به طور مرتب، برنامه های تکمیلی برای ویندوز ارائه می دهد و می گوید که این برنامه های تکمیلی، «حفره های امنیتی» ویندوز را پر می کنند و از بین می برند.

حال شما یک نکته ی دیگر را در فرض بگیرید:
اگر برنامه نویسان ویندوز یا هر برنامه ی دیگری، حفره ی امنیتی، را خودشان به طور عمدی در برنامه کار بگذارند چه؟!

به عبارتی اگر برنامه نویسان، به عمد راه نفوذ به برنامه را باز بگذارند چه؟!

چگونه می توان این درهای پنهان را میان ۴۵ میلیون کلمه و ۶۳۰ دوره ی «جنگ و صلح» پیدا کرد؟!

ما مصرف کنندگان، تنها ناچاریم به تعهد برنامه نویسان و شرکتی مثل شرکت «مایکروسافت» اطمینان کنیم. اگر این اطمینان وجود نداشته باشد، باید از مصرف آن برنامه صرف نظر کنیم.

بعد از این توضیح مفصل می رسیم به اینجا که اکثر سیستم های رایانه ای به کار برده شده در پروژه های مهم در جمهوری اسلامی، سیستم ویندوز امریکایی ست! آن هم ورژن های قدیمی ویندوز که دارای حفره های امنیتی پر نشده است!

سازمان های امنیتی امریکا، می توانند از طریق این حفره ها، ویروس های خود را، به داخل رایانه های جمهوری اسلامی بفرستند و ضمن دریافت اطلاعات، در صورت لزوم دست به خرابکاری رایانه ای بزنند.

استاکس نت، یکی از این ویروس ها بود که به شکلی موفق از طریق حفره ی موجود در سیستم عامل به کار برده شده در نیروگاه هسته ای نطنز و نرم افزارِ به کار اندازنده ی سانتریفیوژها عمل کرد.

«از این ویروس ها، که اطلاعات مهم و حیاتی ج.ا. را به دست کشورهای غربی و اسراییل می رساند، هنوز هم هست و ج.ا. دشوار بتواند همه ی آن ها را کشف و خنثی کند.»

از سیستم های بانکی ما گرفته تا عملکرد سخت افزارهای نیروگاه های برق، و از هواپیمایی کشوری ما گرفته تا سایت های موشکی، همگی دارای حفره هایی هستند که توان جمهوری اسلامی و امکانات آن را از طریق این حفره ها می توان به دست آورد.

اگر به طور خلاصه و در دو سه جمله بخواهیم موضوع را بیان کنیم باید بگوییم که همه چیز جمهوری اسلامی، بر بستر سخت افزارهای غربی قرار گرفته و همه چیز جمهوری اسلامی، وابسته به این سخت افزارهاست. لذا غرب، کنترل این سخت افزارها را می تواند در دست بگیرد.

شما فقط یک قلم سیستم مکان یابی جهانی «جی.پی.اس» را در نظر بگیرید که از من و شما گرفته تا موشک سازان جمهوری اسلامی از آن استفاده می کنیم.

۲۴ ماهواره ی جی.پی.اس متعلق به وزارت دفاع امریکاست و تا مدت ها، مشابهی نداشته است.

به عبارتی وزارت دفاع امریکا، می توانسته و هنوز هم می تواند هر کاری خواست با جی.پی.اس انجام دهد.

با این تفصیلات، آن چه به نام «جنگ سایبری» می شناسیم، و جمهوری اسلامی بسیار بر روی آن مانور می دهد، موضوعی نیست که در حد و اندازه های جمهوری اسلامی و سطح فن آوری آن باشد. مثل این است که جمهوری اسلامی بخواهد خود را در زمینه ی موشکی با امریکا مقایسه کند.

اگر حمله ی سایبری جدی، توسط امریکا و هم پیمانان اش صورت بگیرد، کل سیستم های رایانه ای جمهوری اسلامی، از کار خواهد افتاد، و کشور فلج خواهد شد.

دفاع سایبری جمهوری اسلامی هم هر چند از روسیه و چین کمک می گیرد، در مقابل حمله ی احتمالی امریکا، مدت طولانی نمی تواند دوام بیاورد. رویا پردازی های ج.ا. در این زمینه هم مثل رویا پردازی های او در زمینه ی پیروزی در جنگ کلاسیک با امریکا و غرب است.

سازمان تامین اجتماعی و چالش ورشکستگی صندوق بازنشستگی

در حالی که با افزایش بحران درشرایط اقتصادی کشور، نیاز مردم به خدمات تامین اجتماعی مدام در حال افزایش است و بسیاری از کارشناسان و تحلیل‌گران نیز توسعه حمایت‌های تامین اجتماعی را راهبرد منطقی و عقلانی برای بهبود شرایط زندگی مردم و نیز جایگزینی برای کاهش توزیع یارانه نقدی می‌دانند، در چنین وضعییتی بحران درسازمان تامین اجتماعی همچنان ادامه دارد و محمدعلی جنانی مدیرکل امور فنی مستمری‌های سازمان تامین اجتماعی از استقراض پنجاه هزار میلیاردی تامین‌اجتماعی از بانک‌ها برای پرداخت مستمری بازنشسته‌ها خبر داده است. وی که این اظهارت را در نشست هم‌اندیشی اعضای کمیته‌های مشاغل سخت و زیان‌آور در تهران عنوان می‌کرد، از تحت پوشش قرار داشتن ۵۲ درصد جمعیت ایران در سازمان تامین اجتماعی خبر داد و بر ضرورت مانتیتورینگ مداوم مصارف تامین اجتماعی تاکید کرد.
این استقراض از بانک‌ها توسط سازمان تامین اجتماعی در حالی عنوان می‌شود که اکبر شوکت عضو هیات امنای سازمان تامین اجتماعی نیز از بدهی ۲۵۰ هزار میلیارد تومانی دولت به تامین اجتماعی خبر داده است.
این بدهی در حالی است که هرسال در حدود بیست هزار میلیارد تومان نیز به بدهی دولت به تامین اجتماعی افزوده می‌شود .
این در حالی است که سال‌هاست کارشناسان نسبت به بحران صندوق‌های بازنشستگی و به ویژه صندوق بازنشستگی تامین اجتماعی هشدار می دهند و بر ضرورت بازنگری در سیاست‌های راهبردی و استرتژیک سازمان تامین اجماعی به منطور مدیریت مصارف و منابع سازمان تاکید دارند. اما حیف و میل بالای سازمان تامین اجتماعی در کنار فقدان مدیریت صحیح منابع گسترده و کلانی که سازمان تامین اجتماعی در اختیار دارد از جمله عوامل مهمی است که بحران سال‌های اخیر تامین اجتماعی را ایجاد کرده و کارشناسان پیش بینی می‌کنند که در آینده نیز این وضعییت وخیم تر خواهد شد و برخی کارشناسان و تحلیل‌گران اجتماعی پیش بینی می‌کنند با تداوم روند فعلی در نهایت سازمان تامین اجتماعی به علت ناتوانی از تامین منابع لازم برای تامین تعهدات خود، به ناگزیر برخی از این تعهدات را فروگذار خواهد کرد.
شرکت‌های سرمایه گذاری تامین اجتماعی موسوم به شستا یکی از مهم‌ترین چالش‌های تامین اجتمالی هستند و لحاط نکردن شاخص‌های بلندمدت و کلان اقتصادی در این سرمایه‌گذاری‌ها و کم‌توجهی به میزان بازده سرمایه گذاری‌ها از جمله عوامل مهم دیگری است که با کاهش امکان بازتولید سرمایه‌گذاری‌های تامین اجتماعی وضعیت سرمایه‌گذاری هلدینگ‌های شستا را با چالش مواجه کرده و اکثر انها که اصلی ترین منبع تامین سرمایه تامین اجتماعی هستند،‌ به علت سرمایه‌گذاری نادرست، به جای سوداوری به شرکت‌های زیان‌ده تبدیل شده‌اند. در این میان مدیر عامل جدید شستا نیز که از مدیران ستاد اجرایی فرمان امام بوده است و رییس سابق شرکت پخش دارویی البرز بوده است با همدستی محمد شریعتمداری وزیر کار و رفاه و تعاون که خود مدیر عامل سابق ستاد اجرایی فرمان امام بوده است با نشان دادن زیاندهی شرکتهای شستا قصد فروش و واگذاری شرکتهای شستا به ستاد فرمان اجرایی امام را دارند .
علاوه بر اینها تغییر مدام قوانین بازنشستگی مدام در راستای افزایش تعهدات تامین اجتماعی است و با تغییر قوانین مدام مشمولین بیشتری به حوزه مستمری ‌گیران تامین اجتماعی افوزده می‌شوند؛ من جمله بازنشستگی پیش از موعد، کاهش سن یازنشستگی و شمول گروه‌های بیشتری از افراد‌. که همه اینها تعهدات سازمان را افزایش میدهد
برخی اجرای طرح تحول سلامت را نیز یکی از دلایل بدهی‌های سنگین تامین اجتماعی به بانک‌ها عنوان می کنند. طرحی که عملا اکنون بخاطر هزینه های زیاد متوقف مانده است .
این در حالی است که کارشناسان اعتقاد دارند که تامین اجتماعی به جای کاهش تعهدات خود و به جای اینکه رسالت خود در زمینه تامین سلامت و نیز خدمات مدیریت اجتماعی را نادیده بگیرد باید در جهت کاهش فساد در تامین اجتماعی و همچنین سرمایه‌گذاری‌های پربازده در این زمینه اقدام کند.

ایران و جهان در هفته ای که گذشت؛ شماره ی ٢٧؛ ف. م. سخن

جنگ سایبری، سلاح سایبری، حمله سایبری، دفاع سایبری؛ از تخیل تا واقعیت (قسمت اول)؛ ف. م. سخن

وزیر ارتباطات دیروز از «حمله بسیار بزرگ» به زیرساخت‌های الکترونیک ایران خبر داد. محمدجواد آذری جهرمی، از «حمله بسیار بزرگ و سازمان‌یافته» اینترنتی به «زیرساخت‌های دولت الکترونیک» کشور خبر داد. «رادیو فردا»

سال ۱۹۸۳، همزمان با رشد و گسترش فروش رایانه های شخصی، و ورود این دستگاه ها به منازل و شرکت های کوچک، فیلمی ساخته شد به نام «بازی جنگ». این فیلم به یکی از فیلم های محبوب جوانان آن دوران، که به رایانه های شخصی، و امکانات آن با شگفتی و تحسین می نگریستند تبدیل شد.

داستان فیلم از این قرار بود که دانش آموزی علاقمند به موضوعات رایانه ای، از طریق مودمی که در آن سال ها به گوشی تلفن وصل می شد، توانست وارد سیستم رایانه ای موشک های اتمی امریکا شود، و با رایانه ای که وظیفه داشت، به محض تهاجم دشمن، موشک های اتمی را به پرواز در آورد ارتباط بر قرار کند.

این رایانه که «جاشوآ» نام داشت، به این صورت برنامه ریزی شده بود که «جنگ اتمی» با طرف مقابل را مثل یک «بازی» می دید و سعی می کرد به هر ترتیب که شده، در این «بازی» برنده شود.

ارتباط دیوید، با جاشوآ باعث شد تا جاشوآ بازی جنگ را آغاز کند و تا حد پرتاب موشک های اتمی به طرف شوروی و متحدان اش پیش برود. بازی یی که بازی نبود، و آغاز جنگ جهانی سوم به شمار می آمد.

با تلاش دیوید و کسی که برنامه ی جاشوآ را نوشته بود، جاشوآ متوجه شد که «بازی جنگ اتمی»، به هیچ شکل و صورتی برنده نخواهد داشت، و بدین ترتیب، دست از ادامه ی بازی و پرتاب موشک های واقعی برداشت.

داستان این فیلمِ جذاب، البته تخیلی بود، و در آن دوران، امکان این که بتوان موشک های اتمی را از طریق نفوذ به رایانه های اتاق جنگ امریکا، به پرواز در آوَرْد تقریبا صفر بود. اما حکایت «نفوذ» به رایانه ها، در همان دهه در جاهای دیگر صورت واقعیت به خود گرفت…

*****

«کارل کُخ»، جوانکی بود آنارشیست و علاقمند به رایانه و آن چه امروز «هک» کردن نامیده می شود.

هک کردن در یک کلمه، نفوذ پنهان و اغلب غیر قانونی به برنامه ها و اطلاعات داخل رایانه های دیگر است که این اطلاعات «ظاهرا» غیر قابل دسترس را در اختیار «هکر» قرار می دهد.

کارل نوزده ساله، بعد از مرگ پدرش، مبلغ ۲۴۰ هزار مارک آلمان به ارث برد، که نیمی از آن را در اختیار خواهرش قرار داد و با نیمی دیگر یک آپارتمان در شهر هانوفِر اجاره کرد و یک دستگاه «آتاری اس.تی» و چیزهایی که لازم داشت خریداری کرد.

کاری که کارل و دوستان اش انجام دادند این بود که به رایانه های نهادهای غربی نفوذ می کردند و اطلاعات به دست آمده را به کا.گ.ب. می فروختند.

به دست آوردن اطلاعات و فروش آن ها به روس ها، از سال ۱۹۸۵ تا ۱۹۸۹ ادامه داشت تا این که در اثر یک اشتباه کوچک، موضوع فاش شد.

اگر چه از این ماجرا، فیلمی به نام «۲۳» یا «هیچ چیز آن طور نیست که به نظر می رسد…» ساخته شد، اما بر خلاف «بازی جنگ»، این فیلم بر اساس داستانی واقعی بود و نه تخیلی. داستان نفوذ به رایانه ها، و دسترسی به اطلاعات آن ها….

*****

امروزه اینترنت، رایانه ها را به یکدیگر متصل کرده است. رایانه هایی که امروز به شکل موبایل و تبلت و نوت بوک در دست داریم، یا رایانه های رو پایی و رو میزی و رو زمینی که در جاهای مختلف به کار می گیریم، می توانند با رایانه های بسیاری در ارتباط و تبادل اطلاعات باشند:
از رایانه ی سوپرمارکت گرفته تا رایانه رستوران، و از رایانه ی وزارت نفت گرفته تا رایانه ی وزارت دفاع. این رایانه ها می توانند اطلاعاتی را که برای استفاده ی عموم آزاد است در اختیار همگان قرار دهند.

ما اجازه می دهیم که فلان عکس مان توسط فیس بوک دریافت و منتشر شود. فلان رستوران اجازه می دهد منوی غذایش در اختیار همگان قرار گیرد و مشتری سفارش غذا بدهد. مشتری به بانک اجازه می دهد پول غذا را به رستوران پرداخت کند. بانک به سفارش دهنده ی غذا اجازه می دهد، تراز بانکی خود و پول هایی را که خرج کرده یا دریافت کرده است مشاهده کند….

به عبارتی، رایانه ها می توانند، آن چه را که اجازه ی دسترسی به آن ها داده شده، در اختیار همگان یا اشخاص از پیش مشخص شده قرار دهند و آن چه را که اجازه ی دسترسی به آن ها داده نشده، در اختیار شخصی غیر از صاحب اطلاعات قرار ندهند.

آن چه به آن «مجوز» می گوییم، در اصل همان «اسم رمز» یا «پسوُرد» است. این اسم رمز در موارد عمومی، تنها یک رشته حروف و اعداد و نشانه هاست، که گاه برای امنیت بالاتر، با اطلاعات دیگری مثل پاسخ به سوال های معین یا ارسال کد به تلفن همراه و وارد کردن کد به رایانه همراه می شود.

در دهه ی هشتاد میلادی، یعنی در زمانی که ماجرای تخیلی «بازی جنگ» به صورت سناریوی فیلم در آمد یا موضوع واقعی «کارل کُخ» و فروش اطلاعات به کا.گ.ب. در عالم واقع به وقوع پیوست، نفوذ به رایانه های بزرگ دولتی یا خصوصی، به همین سادگی وارد کردن اسم رمز و رشته ای از حروف و اعداد و نشانه ها بود.

با ورود غیر مجاز و نفوذ به سیستم های رایانه ای، نه تنها می شد اطلاعات «به دست آورد» بلکه می شد اطلاعات را «تغییر داد» یا «چیز»های جدیدی «وارد سیستم کرد».

در همان فیلم «بازی جنگ»، دیوید، در کارنامه ی خود و دوست دختر ش جنیفر، دست می بَرَد و نمره امتحان شان را «تغییر می دهد».

اما چه چیز جدیدی می توان وارد سیستم کرد؟

یکی از چیزهایی که همه ی ما گرفتار آن هستیم، وارد شدن «ویروس رایانه ای» به داخل سیستم های مان است.

این ویروس ها، که برنامه های کوچک و ناپیدایی هستند، در شکل عمومی می توانند فایل های ما را در داخل رایانه خراب کنند مثلا عکس ها و فیلم های ما را از بین ببرند یا کلا رایانه را از طریق تخریب فایل های سیستم عامل از کار بیندازند، یا این که در شکل خاص، مثلا از طریق دوربین رایانه، تصاویر مستقیم ما را دریافت کنند، یا از طریق نفوذ در موبایل، صدای ما را به طور مستقیم برای ارسال کننده ی ویروس بفرستند، یا اطلاعات بانکی ما را در اختیار صاحب ویروس قرار دهند تا او بتواند از حساب ما برداشت کند….

به این برنامه های «ناپیدا» از آن رو «ویروس» می گویند که می تواند مانند ویروس زنده، اولا تکثیر شود، و ثانیا از رایانه ای به رایانه ی دیگر انتقال یابد و عمل ناپیدای خود را در رایانه های دیگر انجام دهد.

ویروس های رایانه ای از دو طریق می توانند به رایانه های دیگر منتقل شوند:
از طریق اتصال شبکه ای و اینترنتی
از طریق سی.دی ها و هاردها و فلش مموری ها و دیگر ابزارهای جابه جا کردن اطلاعات رایانه ای.

*****

اما رایانه هایی که به سخت افزارها متصل اند، و آن ها را به کار می اندازند یا کار آن ها را متوقف می کنند یا سرعت فلان کار را افزایش می دهند یا از سرعت فلان کار می کاهند، یا در فرض پهپادها، آن ها را به سمت نقطه ای حرکت می دهند یا بمبِ آن ها را در نقطه ای رها می کنند چه؟!

این روزها که وسایل خانگی در حال هوشمند شدن و به هم متصل شدن هستند، ما شاهد اتصال رایانه به یخچال، تلویزیون، شوفاژ، دزدگیر، آیفون منازل و غیره هستیم، و رایانه، از راه دور یا نزدیک، حتی از یک کشور دیگر، «عملا» این وسایل را به کار می اندازد و در کار آن ها تغییر به وجود می آورد.

امروز می توانیم به راحتی از ونزوئلا، چراغ خانه مان را در آلمان روشن کنیم. شدت نور چراغ را تغییر دهیم. رادیو یا تلویزیون مان را بدون این که کسی در خانه باشد روشن کنیم، طوری که کسی که از بیرون به داخل خانه ی ما نگاه می کند، احساس کند که در خانه کسی هست و مثلا موقعیت مناسبی برای سرقت نیست.

ما می توانیم از محل کارمان، شوفاژ منزل را روشن کنیم تا وقتی به خانه می رسیم خانه گرم شده باشد. یا نزدیکی های خانه که می رسیم از طریق موبایل و اینترنت، کتری برقی را روشن کنیم تا به محض ورود به خانه، چای و قهوه مان آماده باشد.

حال اگر اطلاعات ورود به سیستم و رایانه ی ما در اختیار فردی باشد که ما او را نمی شناسیم و او بخواهد مثلا خانه ی ما را به آتش بکشد، به فرض این که سیستم های پشتیبان نداشته باشیم، مثلا کتری را روشن کند تا حدی که دستگاه آتش بگیرد، این کار به فرض نداشتن سیستم های پشتیبان و خودکار امکان پذیر است.

یا اگر کسی این اطلاعات را در اختیار داشته باشد، می تواند آیفون منزل ما را به کار بیندازد و در خانه را باز کند. یا رفت و آمدهای ما را از طریق دوربین آیفون کنترل کند.

نکته ی مهمی که باید در اینجا به آن اشاره کنیم، این است که سیستم های حساس و مهم، مثل شبکه رایانه ای پرتاب موشک های اتمی، یا شبکه ی تلمبه های نفتی، یا شبکه ی نیروگاه های اتمی، به خاطر همین خطرات و احتمالات از آن چه ما اینترنت عمومی می خوانیم مجزا و ایزوله هستند، اما «همچنان شبکه هستند» و با هم در ارتباط و بده – بستان اطلاعاتی.

به عبارتی، اگر چه این شبکه ها، مجزا از اینترنت عمومی هستند اما متصل به اینترنت خودشان یا به بیان دیگر «اینترانت» هستند.

کافی ست، ویروس مخربی از یک گوشه ی این شبکه -مثلا از یک پورت عادی یو.اس.بی.، توسط یک فلش مموری- وارد یکی از رایانه های مثلا نیروگاه های اتمی بشود، آن وقت این برنامه، در چشم بر هم زدنی، از آن گوشه، به تمام دستگاه های نیروگاه و آن جاهایی که باید تخریب شوند منتقل خواهد شد.

حدود سال ۲۰۰۷، ویروس عجیب و بسیار تکامل یافته ی «استاکس نت» از طریق یک فلش مموری یا همان یو.اس.بی. استیکی که ما عکس های مان را بر روی آن ذخیره می کنیم، توسط یکی از مهندسان ایرانی تحت فرمان سازمان امنیت هلند وارد یکی از رایانه های نیروگاه اتمی نطنز شد و بعد از آن، خود به خود در تمام سیستم هایی که به شبکه متصل بودند انتقال یافت. کاری که این ویروس انجام می داد این بود که در باز و بسته شدن به موقعِ دریچه های خروج گاز اختلال ایجاد می کرد و دور سانتریفیوژها را بدون این که کسی متوجه شود کم و زیاد می کرد…

[ادامه دارد…]