یادداشت های سردبیر

حاشیه های خبری مجله خلیج فارس

دوره داستان نویسی و تولید محتوا‬

برای ثبت نام در دوره های داستان نویسی و تولید محتوای زمستان خانه داستان چوک به این آدرس مراجعه کنید.
www.khanehdastan.ir
صدمین ماهنامه ادبیات داستانی چوک- دی ماه سال ۹۷
برای دانلود تمامی شمارگان این ماهنامه ها و فصلنامه ها به سایت مراجعه کنید
www.chouk.ir

www.khanehdastan.ir
ثبت نام دوره های داستان نویسی (فصل زمستان) شروع شد

داستان ایرانی

داستان ترجمه

بررسی «ماه پیشانی»

درباره انیمشین «کوکو»

مقاله «اسطوره در یک نگاه»

معرفی کتاب «قلمرو وحشت»

تحلیلی کوتاه بر سه­گانه «انتقام»

یادداشتی بر رمان «روز حلزون»

یادداشتی بر رمان «ملاقات با مرگ»

یادداشتی بر رمان؛ سه گانه «گذرگاه»

یادداشتی بر سریال «بازی تاج و تخت»

مقاله «تاملی در جامعه­شناسی ادبیات»

بررسی عناصر روایی در شعر «افسانه پری»

فیلم‌هایی که باید دیده شوند «سگ آندلسی»
مقاله «یادی از محمد قاضی زوربای ایرانی»

بررسی داستان «دشت سوزان» خووان رولفو

معرفی برنده جایزه نوبل «روژه مارتین دوگار»

استراتژی ساخت داستان کوتاه «پیرمرد بر سر پل»

بررسی فیلم «ملی و راه­های نرفته»، «تهمینه میلانی»

مقاله «وقتی از سانسور حرف می‌زنیم، از چه حرف می‌زنیم؟»

این شماره همراه با: محمد قاضی، علی ربیعی، زهرا عبدی، فرشته مولوی، امیرمهدی نیازی، سیمین بهبهانی، محمد جوادی، زهرا محمدزاده، سیما رستم­خانی، ناهید فلاحی، زهرا کرمی، جواد کراچی، تهمینه میلانی، سمیرا لاینی، غلامرضا آذرهوشنگ، علیرضا رمضان زاده، فاطمه برزگر، تولگا گوموشآی، شارلوت برونته، سعادت حسن منتو، زیگموند موریس، استفن رابلی، ادگار آلن پو، اتگا کرت، الیف بتومن، گیلبرت کیث چسترسون، پارک جان ووک، آمبروس پیرس، روژه مارتین دوگار، خووان رولفو، آگاتا کریستی جاستین کرونین، ارنست همینگوی، لوئیس بونوئل، لی انکریچ

سردبیر: مهدی رضایی

مشاور: حسین برکتی

هیئت تحریریه

تحریریه بخش داستان

بهاره ارشدریاحی (دبیر بخش نقد، مقاله، گفتگو) طیبه تیموری‌نیا (دبیر بخش داستان کوتاه)، فرزانه ولی‌پور (دبیر بخش داستانک) ریتا محمدی، غزال مرادی، شهناز عرش‌اکمل، علی پاینده، محمود خلیلی، مصطفی بیان، گیتا بختیاری، وفا کشاورزی سمیه سیدیان، سعید زمانی، نعیمه زنگنه، الهام زارعی، مرتضی غیاثی، معصومه رستم‌خانی، سیدعلی موسوی ویری

تحریریه بخش ترجمه

پونه شاهی (دبیر بخش ترجمه)، اسماعیل پورکاظم مریم نوری‌زاد، لعیا متین پارسا، سمیرا گیلانی، مهسا طاهری

تحریریه بخش سینما و تئاتر

زهرا آذر (دبیر بخش سینما و تئاتر)، میلاد پرنیانی، محمدرضا ایوبی

www.khanehdastan.ir
خانه داستان چوک با دوره های داستان نویسی، ویراستاری، نقد ادبی، اسطوره شناسی
www.khanehdastan.ir
نخستین بانک مقالات ادبی، فرهنگی و هنری چوک
http://www.chouk.ir/maghaleh-naghd-gotogoo/11946-01.html
دانلود ماهنامه‌های ادبیات داستانی چوک و فصلنامه شعر چوک
http://www.chouk.ir/download-mahnameh.html
دانلود نمایش رادیویی داستان چوک
http://www.chouk.ir/ava-va-nama.html
دانلود فرم پیش ثبت‌نام دهمین دوره آکادمی داستان نویسی چوک
http://www.chouk.ir/tadris-dastan-nevisi.html
فعالیت های روزانه، هفتگی، ماهیانه، فصلی و سالیانه کانون فرهنگی چوک
http://www.chouk.ir/7-jadidtarin-akhbar/398-vakonesh.html
بانک هنرمندان چوک صحفه ای برای معرفی شما هنرمندان
http://www.chouk.ir/honarmandan.html
شبکه تلگرام کانون فرهنگی چوک
https://telegram.me/chookasosiation
اینستاگرام کانون فرهنگی چوک
http://instagram.com/kanonefarhangiechook
بخش ارتباط با ما برای ارسال اثر
http://www.chouk.ir/ertebat-ba-ma.html
گزارش همایش روزجهانی داستان کوتاه و بزرگداشت «قباد آذرآیین»
http://www.chouk.ir/maghaleh-naghd-gotogoo/7-jadidtarin-akhbar/12607-2016-02-18-11-32-59.html
گزارش، عکس‌های همایش«روزجهانی داستان کوتاه» و شب «جمال میرصادقی»
http://www.chouk.ir/maghaleh-naghd-gotogoo/7-jadidtarin-akhbar/1115-2012-01-07-06-26-37.html
گزارش و عکس‌های جشن یازدهمین سال فعالیت کانون فرهنگی چوک
http://www.chouk.ir/maghaleh-naghd-gotogoo/7-jadidtarin-akhbar/12003-2012-09-23-08-41-27.html
گزارش جلسات ادبی- تفریحی کانون فرهنگی چوک
http://www.chouk.ir/maghaleh-naghd-gotogoo/7-jadidtarin-akhbar/1236-2012-01-21-06-13-06.html



کانون فرهنگی چوک تریبون همه هنرمندان و حامی همه انجمن ها و کانون های فرهنگی است.این ایمیل توسط گروه گوگل کانون فرهنگی چوک برای شما ارسال شده است مدیران سایت ها و انجمن ها می توانند ازطریق این گروه گوگل به صورت
هفتگی یا ماهیانه فعالیت های کلی و آثار منتشر شده درسایت را به هزاران نفر اطلاع رسانی کنند . همچنان اطلاع رسانی ایمیل های فردی و وبلاگی قابل تایید
نیست از ارسال چنین ایمیل هایی خودداری بفرمایید

برای لغو ثبت نام در این گروه، یک ایمیل ارسال کنید به
stop4story+unsubscribe@googlegroups.com

آدرس سایت کانون فرهنگی چوک
www.chouk.ir
mehdi_rezayi_mehdi@yahoo.com
info@chouk.ir
chookstory@gmail.com
مهدی رضایی

‏این پیام را به خاطر این دریافت کردید که برای مبحثی در گروه «کانون فرهنگی چوک» در ‏گروه Google ثبت‌نام شده‌اید.
جهت لغو اشتراک از این گروه و قطع دریافت ایمیل از آن، ایمیلی به stop4story+unsubscribe@googlegroups.com ارسال کنید.
برای گزینه‌های بیشتر از https://groups.google.com/d/optout بازدید کنید.

انتشار رمان مهدی رضایی در امریکا‬


خرید نسخه چاپی ترجمه رمان «چه کسی از دیوانه ها نمی ترسد؟» مهدی رضایی. برای خرید از کشور آمریکا و کشورهای دیگر همچون کانادا، مکزیک، انگلیسی، آلمان، ایتالیا، هند، ژاپن، استرالیا و..
www.amazon.com/dp/1939123496
فایل الکترونیکی این کتاب را از این آدرس خریداری کنید.
www.amazon.com/dp/B07MNZNVND
صفحه ویژه مهدی رضایی در آمازون
https://amazon.com/author/mehdi.rezaei
به دلیل تحریم ها علاقمندان داخل ایران می توانند از این دو سایت واسطه شرکت آمازون خرید کنند.
https://malltina.com/product/mlt-1336600
www.nask.ir
صفحه وِیژه مهدی رضایی در سایت چوک.
www.chouk.ir/safhe-vijeh-azae/50-mehdirezayi.html
Title: Who is not afraid of the lunatics?
ISBN-13: 978-1939123497
Publisher: Supreme Century

برای ثبت نام در دوره های داستان نویسی و تولید محتوای زمستان خانه داستان چوک به این آدرس مراجعه کنید.
www.khanehdastan.ir
صدمین ماهنامه ادبیات داستانی چوک- دی ماه سال ۹۷
برای دانلود تمامی شمارگان این ماهنامه ها و فصلنامه ها به سایت مراجعه کنید
www.chouk.ir

www.khanehdastan.ir
ثبت نام دوره های داستان نویسی (فصل زمستان) شروع شد

داستان ایرانی

داستان ترجمه

بررسی «ماه پیشانی»

درباره انیمشین «کوکو»

مقاله «اسطوره در یک نگاه»

معرفی کتاب «قلمرو وحشت»

تحلیلی کوتاه بر سه­گانه «انتقام»

یادداشتی بر رمان «روز حلزون»

یادداشتی بر رمان «ملاقات با مرگ»

یادداشتی بر رمان؛ سه گانه «گذرگاه»

یادداشتی بر سریال «بازی تاج و تخت»

مقاله «تاملی در جامعه­شناسی ادبیات»

بررسی عناصر روایی در شعر «افسانه پری»

فیلم‌هایی که باید دیده شوند «سگ آندلسی»
مقاله «یادی از محمد قاضی زوربای ایرانی»

بررسی داستان «دشت سوزان» خووان رولفو

معرفی برنده جایزه نوبل «روژه مارتین دوگار»

استراتژی ساخت داستان کوتاه «پیرمرد بر سر پل»

بررسی فیلم «ملی و راه­های نرفته»، «تهمینه میلانی»

مقاله «وقتی از سانسور حرف می‌زنیم، از چه حرف می‌زنیم؟»

این شماره همراه با: محمد قاضی، علی ربیعی، زهرا عبدی، فرشته مولوی، امیرمهدی نیازی، سیمین بهبهانی، محمد جوادی، زهرا محمدزاده، سیما رستم­خانی، ناهید فلاحی، زهرا کرمی، جواد کراچی، تهمینه میلانی، سمیرا لاینی، غلامرضا آذرهوشنگ، علیرضا رمضان زاده، فاطمه برزگر، تولگا گوموشآی، شارلوت برونته، سعادت حسن منتو، زیگموند موریس، استفن رابلی، ادگار آلن پو، اتگا کرت، الیف بتومن، گیلبرت کیث چسترسون، پارک جان ووک، آمبروس پیرس، روژه مارتین دوگار، خووان رولفو، آگاتا کریستی جاستین کرونین، ارنست همینگوی، لوئیس بونوئل، لی انکریچ

سردبیر: مهدی رضایی

مشاور: حسین برکتی

هیئت تحریریه

تحریریه بخش داستان

بهاره ارشدریاحی (دبیر بخش نقد، مقاله، گفتگو) طیبه تیموری‌نیا (دبیر بخش داستان کوتاه)، فرزانه ولی‌پور (دبیر بخش داستانک) ریتا محمدی، غزال مرادی، شهناز عرش‌اکمل، علی پاینده، محمود خلیلی، مصطفی بیان، گیتا بختیاری، وفا کشاورزی سمیه سیدیان، سعید زمانی، نعیمه زنگنه، الهام زارعی، مرتضی غیاثی، معصومه رستم‌خانی، سیدعلی موسوی ویری

تحریریه بخش ترجمه

پونه شاهی (دبیر بخش ترجمه)، اسماعیل پورکاظم مریم نوری‌زاد، لعیا متین پارسا، سمیرا گیلانی، مهسا طاهری

تحریریه بخش سینما و تئاتر

زهرا آذر (دبیر بخش سینما و تئاتر)، میلاد پرنیانی، محمدرضا ایوبی

www.khanehdastan.ir
خانه داستان چوک با دوره های داستان نویسی، ویراستاری، نقد ادبی، اسطوره شناسی
www.khanehdastan.ir
نخستین بانک مقالات ادبی، فرهنگی و هنری چوک
http://www.chouk.ir/maghaleh-naghd-gotogoo/11946-01.html
دانلود ماهنامه‌های ادبیات داستانی چوک و فصلنامه شعر چوک
http://www.chouk.ir/download-mahnameh.html
دانلود نمایش رادیویی داستان چوک
http://www.chouk.ir/ava-va-nama.html
دانلود فرم پیش ثبت‌نام دهمین دوره آکادمی داستان نویسی چوک
http://www.chouk.ir/tadris-dastan-nevisi.html
فعالیت های روزانه، هفتگی، ماهیانه، فصلی و سالیانه کانون فرهنگی چوک
http://www.chouk.ir/7-jadidtarin-akhbar/398-vakonesh.html
بانک هنرمندان چوک صحفه ای برای معرفی شما هنرمندان
http://www.chouk.ir/honarmandan.html
شبکه تلگرام کانون فرهنگی چوک
https://telegram.me/chookasosiation
اینستاگرام کانون فرهنگی چوک
http://instagram.com/kanonefarhangiechook
بخش ارتباط با ما برای ارسال اثر
http://www.chouk.ir/ertebat-ba-ma.html
گزارش همایش روزجهانی داستان کوتاه و بزرگداشت «قباد آذرآیین»
http://www.chouk.ir/maghaleh-naghd-gotogoo/7-jadidtarin-akhbar/12607-2016-02-18-11-32-59.html
گزارش، عکس‌های همایش«روزجهانی داستان کوتاه» و شب «جمال میرصادقی»
http://www.chouk.ir/maghaleh-naghd-gotogoo/7-jadidtarin-akhbar/1115-2012-01-07-06-26-37.html
گزارش و عکس‌های جشن یازدهمین سال فعالیت کانون فرهنگی چوک
http://www.chouk.ir/maghaleh-naghd-gotogoo/7-jadidtarin-akhbar/12003-2012-09-23-08-41-27.html
گزارش جلسات ادبی- تفریحی کانون فرهنگی چوک
http://www.chouk.ir/maghaleh-naghd-gotogoo/7-jadidtarin-akhbar/1236-2012-01-21-06-13-06.html



کانون فرهنگی چوک تریبون همه هنرمندان و حامی همه انجمن ها و کانون های فرهنگی است.این ایمیل توسط گروه گوگل کانون فرهنگی چوک برای شما ارسال شده است مدیران سایت ها و انجمن ها می توانند ازطریق این گروه گوگل به صورت
هفتگی یا ماهیانه فعالیت های کلی و آثار منتشر شده درسایت را به هزاران نفر اطلاع رسانی کنند . همچنان اطلاع رسانی ایمیل های فردی و وبلاگی قابل تایید
نیست از ارسال چنین ایمیل هایی خودداری بفرمایید

برای لغو ثبت نام در این گروه، یک ایمیل ارسال کنید به
stop4story+unsubscribe@googlegroups.com

آدرس سایت کانون فرهنگی چوک
www.chouk.ir
mehdi_rezayi_mehdi@yahoo.com
info@chouk.ir
chookstory@gmail.com
مهدی رضایی

‏این پیام را به خاطر این دریافت کردید که برای مبحثی در گروه «کانون فرهنگی چوک» در ‏گروه Google ثبت‌نام شده‌اید.
جهت لغو اشتراک از این گروه و قطع دریافت ایمیل از آن، ایمیلی به stop4story+unsubscribe@googlegroups.com ارسال کنید.
برای گزینه‌های بیشتر از https://groups.google.com/d/optout بازدید کنید.

خطای دیدوفریب خاطرات/ هادی قدسی

سیستم بینایی ما طوری سازمان داده شده‌است که می توانیم در محیطی سه بعدی با کمک نور، سایه، رنگ و اشیاء، اشکالی متنوع و متعدد در فواصل دور و نزدیک را ببینیم. بسیاری از ما بدون توجه به اینکه ایجاد تصویری صحیح از جهان اطراف برای سیستم بینایی و مغز چه عملیات پیچیده‌ای به همراه دارد، دیدن را امری ساده و پیش پا افتاده تلقی می‌کنیم. بنابرعادت، هنگام دیدن چنان به خود مطمئن هستیم که هرچه را می بینیم، واقعی، و بیشترازآن، حقیقی تصور می کنیم. سامانه بینائی بسیار پیچیده است چنانکه هنوز ابعادی ازآن کشف نشده مانده اند. چشم ابزاری است که تصاویررا ازبیرون گرفته و توسط رشته هائی از تارهای عصبی به مغر منتقل می کند. این تصاویربه جاهای مختلفی ازمغزبرای فعل و انفعلات بعدی منتقل شده و برای زمان های مختلف بنابر شرائطی ضبط می شوند. به دلیل تنوع شرائط دیدن، آنچه را که ما می بینیم، می تواند واقعی نباشد. این نوع دیدن را توهم بینائی می گویند که با توهم زدائی می توان نوعی ازآن را به واقعیت نزدیک کرد.

توهم بینائی حاصل برداشت مغرضانه اطلاعات ویا اطلاعات نادرست دریافتی توسط سیستم بینائی است. سامانه بینائی همانند یک ابزار اندازه گیری عمل نمی کند تا حقیقت آنچه را دریافت میکند، بدون دخل تصرف نشان دهد. بلکه با تعامل با داده های گوناگون نظیر خاطرات واطلاعات و…عمل میکند. در تجربه عقلانی، در زمان تردید، با تغییرنظروکسب اطلاعات تازه با کمک عملکرد ابهام زدائی می توان به یک دیدگاه نزدیک تربه واقعیت ویاحقیقت دست یافت. درتوهم بینائی با نشان دادن تصویری غیرواقعی و یا ایجاد نقطه کوروندیدن شیئی که واقعیت دارد، توهم زدائی ممکن نمی شود، مگربه کمک تجربه عقلانی. هنگامی که تصویری با نگاه ما در شکل و اندازه ورنگ ونور ومحیط بازی میکند، توهم بینائی گیج کننده ای را ایجاد می کند. در اینجا متوجه می شویم که فریب دادن ادراک ما از طریق دستگاه بینائی تا چه اندازه میتواند ساده باشد.
درتصویربالا، بیننده در درجه اول تصویر دوتابلورا می بیند که در اولی یک نهنگ از تابلوبیرون آمده و در دومی پای دختری از تابلو خارج شده است. درعین حال بیننده متوجه است که تابلوها را هنرمند به نحوی خلق کرده است که خطای دیدی را ایجاد کند. این توجه مرحله ای از توهم زدائی است که به وسیله تعقل انجام می گیرد اماهنوز از واقعیت دوراست. واقعیت اما این است که تصویر بالا یک تابلو بیش نیست.
بااین مقدمه کوتاه، در اینجا قصد این است که به یک مورد رابطه بین دیدن و خاطره و اثرآنها بریکدیگر که در جامعه ما از اهمیت زیادی برخوردارمی باشد پرداخته شود.

الیزابت لوفتوس ( Elizabeth Loftus) روانشناس و استاددانشگاه کالیفرنیا طی کنفرانسی در ژنو درسال ۲۰۰۹ تحت عنوان “توهمات خاطره” سخنانی ایرادمیکندودربخشی ازآن چنین می گوید:
“ژان پیاژه ( Jean Piaget)ازپیشکسوتان روانشناسی و متخصص رشدهوش کودکان، اولین خاطره از کودکی خودرا که تا برملانشدن واقعیت تکان دهنده ماجرا بروجود آن اصرارداشت بیان می کند. این خاطره ازاین قرار است که او درکودکی زمانی که هنوز دوساله بوده، قربانی یک حادثه بچه دزدی می شود. دربین جزئیات حادثه، به یاد می آورد که در گهواره اش نشسته بوده که پرستارش در حال زدوخورد با بچه دزد بوده است درحالی که بچه دزد صورت او را چنگ می زند، تا وقتی که ژاندارمی با شنل کوتاه و باتوم سفیدش دردست، خرابکاررا دنبال می کند. داستان توسط پرستار و خانواده ژان پیاژه و دیگرانی که شنیده بودند همواره تأیید می شده است. ژان پیاژه متقاعدشده بود که آن حادثه را به خوبی به یاد می آورد، او قادر بود تمام جزئیات آن را بیان کند در حالی که آن حادثه هرگز رخ نداده بود. سیزده سال بعد، پرستاربا نوشتن نامه ای به والدین ژان، اقرار می کند که داستان با تمامی جزئیات حادثه ساختگی بوده است.

مدتی بعد، ژان پیاژه دراین موردنوشت: « بنابراین، من می بایستی مانند یک کودک داستانی که والدینم باورداشتندرا می شنیدم، و آن را به شکل یک خاطره دیداری به گذشته می فرستادم که در حقیقت، یک خاطرۀ خاطره اما غیرواقعی بود. خیلی ازخاطرات واقعی بدون شک براین منوال اند». بدین سان خاطرات زیادی که واقعی به نظرمی رسند، اغلب چیزی جز بازسازی های تصورات گذشته نیستند”.

اکنون به تصویر روبرو نگاه کنید.

بادیدن آن چه خاطراتی برای شما زنده میشوند؟ مسلما خاطرات افراد از دیدن یک روحانی درزمان و مکان یکی نیست اما مسلمان بودن اوغیرقابل انکاروهمه درآن اشتراک نظر دارند. ازنظراجتماعی اگر به سال قبل از انقلاب برگردیم، قدرمسلم می توانیم بگوئیم در آن موقع خاطرات مردم با خاطرات امروز، بادیدن یک روحانی یکی نبوده است. درآن زمان، خاطراتی که درست یاغلط طی قرون برحافظه ایرانی درمورد روحانیت ورود پیداکرده و ضبط شده بودند، اسلام، خداباوری، اعتماد، پاکی، راستی، عطوفت، مهربانی و…. بیرون آمده وتجلی می کرد. البته این خاطرات هم زیاد بی پایه و اساس نبوده اند، زیرا مراجعی درطول تاریخ پشتیبان جنبش های مردم بوده اند بدون چشم داشت به قدرت، نظیر جنبش مشروطیت و نهضت ملی شدن نفت. حتا اگر کسانی درطول زندگی، تجربه برخورد باآخوندی نا به کار راداشته و یا ازکسی شنیده بوده اندرا نادیده گرفته وآن را یک استثناء تلقی کرده و به امید پیروزی انقلاب، دراین مورد خود را سانسورمی کرده اند. این داستان غیرواقعی برابری آخوند با دین و اسلام و اعتماد و راستی وبرادری همانند داستان بچه دزد پیاژه، براثرتکراریک پدیده غیرواقعی از گذشته های دورجزء خاطرات مردم شده بوده که هنوزهم نزد بعضی ها برجا مانده است.
ابتکارداشتن لباسی متحدالشکل درتمامی ادیان برپایه همین عملکرد توهم بینائی و رابطه آن باخاطره می باشد. لباس روحانیت، حامل آن را ازثابت کردن این که اوعین اسلام، یایهود و مسیح و… است معاف می کند ونگاه متوهم، به خودی خود، اورا عین اسلام و … تلقی می کند. هنوز بعداز قرن ها که اروپا عصرروشنائی را پشت سر گذاشته است، اعتماد بخش بزرگی ازآنان به لباس کشیش هاهمچنان برجاست و ماجراهای پدوفیلی اخیردرکشورهای مسیحی شاهدی برآن است. روحانیان مااین را لباس پیامبر معرفی می کنند که دروغی بیش نیست وهدفی جزبرنامه ریزی برای فریب بیننده لباس نداشته وندارند زیرا پیامبربرای پیشگیری ازاین نوع فریب تاریخی، پوشش های گوناگون برتن می کرده است. می بینیم، باوجودی که این لباس، شکل یا فریبی بیش نیست، بخش بزرگی، حتا تحصیل کرده هاهم یک صدا بادیگر اقشارمردم، اعم ازدین باورویا ضددین، فریب خاطرات دروغین خودرا خورده وهمچنان بانگاه متوهم مشترکاً نظاره گر این لباس اند. اولی ها عبا وعمامه را بااسلام یکی می دانند وهردو را تقدیس می کنند، و دومی ها هم عبا وعمامه را بااسلام یکی دانسته و هردورا فاسد تلقی می کنند. وشاهدیم که متأسفانه کم هستند کسانی که قادرشده باشند استقلال خودرابازیافته وازاین دیدمتوهم خود، توهم زدائی کرده باشند.
اما هم وطنانی که خاطراتشان ازاین لباس به چهل سال اخیرمحدودمی شود و روحانیان به دلیل نداشتن فرصت اخلاقی و اجتماعی ودینی سالم نتوانستند “تقدس” خودرابه آنان تحمیل کنند، ازدیدن تصویربالا قطعا جز زورگوئی وقدرت و فساد و اختلاس و مادیت وتزویرنمی توانند مشاهده کنند. روحانیانی هم که در قدرت نیستند، با بهره بردن از بودجه های عظیمی که در اختیارشان قرارمیدهند، به سهم خودشان به خورد وخواب و دادوستد وقدرت نمائی مشغولند واز مردم فاصله گرفته اند. به ترتیبی که به جرأت می توان ادعاکردکه حتا یک انسان سالم نمی توان یافت که به آن ها اعتقادی داشته باشد. پیشانی های سوزانده شده مسئولان دلیلی قابل دیدن براین شیادی فریبکاران است. به این ترتیب، روحانیان، با دین چنان فاصله زیادی گرفته اند که باچشم قابل دیدن و مشاهده کردن می باشد. شایداین پدیده، بزرگ ترین دست آوردبرای ملتی باشدکه طی مدت کوتاه چهل سال به آن نائل آمده وفریب قرون متمادی را پشت سرگذاشته است. بااین حال امید می رود که مردم، به خصوص تحصیلگرده ها استقلال وآزادی خودرا دراین فرصت تاریخی بازیابند تا رابطه دیده و خاطرات را باخردورزی به صورتی مستمر تصفیه نمایند وخودراگرفتارفریبی جدید، این باراما از نوع “روشنفکری” آن نکنند.

ژنرال قاسم، بیانیه شماره یک را چه زمانی قرائت خواهد کرد ؟ علیرضا نوری زاده

حدود دوماه پیش که در “پنجره رو به خانه پدری ” تلویزیون “ایران فردا ” از پیوند سردار سرلشگر حاج قاسم سلیمانی با شیطان بزرگ گفتم و اسباب و اسرار این پیوند را برشمردم ، باور نمیکردم که دوماه بعد در سفر به آمریکا از سوی بسیاری از اهل بخیه مورد سؤال قرار گیرم که حکایت چیست و از کجا ؟ و أیا گمان میکنید افشای چنین رازی اگر ده درصد هم درست باشد به نفع ایران و ژنرال است؟

من همیشه طی چهار دهه اخیر در نوشته ها و گفته هایم تأکید کرده ام رهائی از جمهوری ولایت فقیه بدون مشارکت سپاه پاسداران ، امکان پذیر نیست . نقش ارتش البته در نگاه من فراموش نشده است چرا که بعد از ۴۰ سال برپائی ارتشی که کمتر شباهتی با ارتش مقتدر شاهنشاهی دارد، هنوزهم ارتشی در نظر ولی فقیه فرزند زن صیغه ای است و با برادران سپاه مثقالی هفت صنار فرق دارد با اینهمه هرگز سخن سرلشگر …. را از یاد نبرده ام که زمانی به یکی از دوستان مشترکمان گفته بود روزی که سپاه برای سرکوبی و قلع و قمع جنبش آزادیخواهی ایران به خیابان اعزام شود مطمئن باشید ارتش أرام نخواهد نشست .

سپاه پاسداران امروز فقط یک شبه ارتش ایدئولوژیک نیست . سپاه نهادی نظامی ، امنیتی ، اقتصادی ، فرهنگی ، مذهبی و مافیائی است که تقریبا بر همه شئونات کشور سلطه دارد و از دارالشورای اسلامی تا قوه قضائیه و از حوزه علمیه تا دانشگاه و … را زیر نگین دارد و در عین حال با بالهای خارجی خود میتواند درهیئت یک نیروی منطقه ای قدرتمند در عراق و سوریه و لبنان و یمن (بالفعل ) و در بحرین و پاکستان و افغانستان و آذربایجان و نیجریه و … (بالقوه ) شاخ شود و امن و امان را به هم ریزد .

سپاه با ۱۲۰ هزار کادر ثابت ، حدود ۸۰ هزار سرباز و افسر تحت خدمت پرچم و اداره و تعلیم و أموزش بیش از بیست گروه میلیشیائی در محوری بین غنا و ماداگاسکار در افریقا ، بامیان تا نخجوان در شمال مرزهای کشور و از خانقین تا ضاحیه جنوبی بیروت با درنگی در صنعا و حدیده ، پرچمدار گروههائی است که اغلب شیعه و تعداد محدودی سنی مذهبند . حال فکرش رابکنید در صورتی که چنین نیروئی برای تحقق آرمانهای شوم و خطرناک خود وارد میدان شود چه مصیبت کبرائی منطقه را تهدید خواهد کرد . یمن و سوریه و کمتر عراق نمونه های محدودی از حضور فرامرزی سپاه را در پیش چشم ما قرار داده است حال ابعاد را توسعه دهید و فعلیت یافتن حضور سپاه و وابستگانش را در یک دوجین سرزمین آفریقانی ، آسیائی و … در نظر آورید تا مثل من پشتتان بلرزد .

روزیکه من در الشرق الأوسط و سپس کیهان لندن پرده از اسرار ماجرای “لاکربی ” برداشتم و با ذکر اسامی دست اندرکاران این جنایت از احمد جبریل و دلقمونی و مروان الخریسات و محمد باقر ذوالقدر نام بردم و یادآورشدم “احمد جبریل فرمانده جبهه خلق برای أزادی فلسطین –فرماندهی عمومی – با دریافت ده ملیون دلار و دعای خیر خمینی ، جنایت سرنگونی هواپیمای مسافربر پانام أمریکائی را برفراز روستای لاکربی اسکاتلند، با یاری چند مأمور سوری و لیبیائی مرتکب شده است” کمتر کسی در برابر جنجال مسئولیت سرهنگ مجنون لیبیائی سخن مرا پذیرا شد . حتی زمانی که بعد از تجربه موفق رسوا کردن رژیم و سپاهش در ربایش هواپیمای تی دبلیو إی أمریکائی به بیروت و کشتن یک مسافر أمریکائی توسط سر تروریست معروف عماد المغنیه ، توانستم با مساعدت دوستم بهمن معالی زاده با سناتور درگذشته أمریکائی ورئیس وقت کمسیون روابط خارجی سنا جسی هلمزنماینده کارولینای شمالی در سنای أمریکا ، آشنا و او را در تکمیل پرونده شبکه های تروریستی رژیم در منطقه یاری دهم و ساعات بسیاری با دستیار سناتور و بهمن گزارش تکانده تروریسم مقدس را تهیه کنیم همچنان در باره لاکربی و نقش رژیم در أن باوجود مدارک و نشانه های أشکار و تأیید سناتور هلمز ، انگار گوش جهان کر و چشمش کور شده بود که همگان طرابلس غرب و سرهنگ معمرالقذافی را نشانه گرفته بودند و قرار بود هزینه جنایتی را که نقش او و دستگاه امنیتی اش در همه مراحل أن بسیار کمرنگ بود به تنهائی بپردازد .

عبدالباسط مقراحی مأمور قذافی را تحویل گرفتند و به زندان اسکاتلند فرستادند و جنایت را به او ختم کردند و علی رغم تلاشهای وکلایش برای نور انداختن به پرونده او و شنیدن مدافعاتش أنقدر در زندانش نگاهش داشتند تا نیمه جان پس از ابتلای به سرطان به لیبی باز گردانده شد تا در بستر مرگ شاهد فرو ریختن بتی باشد که اورا تحویل داد تا پرونده های کهنش گشوده نشود و به ویژه جنایت دیگرش ، قتل فرزانه مرد آزاده امام موسی صدر پیگیری نشود (و میبینید سالها پس از سرنگونی او هنوز هم پرونده قتل رهبر شیعیان لبنان ،ناگشوده باقی مانده است . امام موسی مردی که در آستانه انقلاب در لیبی به إختفا و بعد به حوض اسید برده شد تا خمینی لقب امام را مصادره کند و او یعنی موسی صدر که عاشق وطنش ایران بود نتواند طرح خود را برای برقراری پیوند بین شاه و نهضت آزادی و جبهه ملی به اجرا در آورد ومانع از آن شود که ایران به کام اژدهای هفت سراسلام ناب انقلابی محمدی ولائی ، فرو رود )
اینک بیش از سه دهه پس از أنکه صاحب این قلم راز و رمز لاکربی را گشود سها خریسات دختر تروریست فلسطینی / اردنی که به تازگی درگذشت ، در گفتگو با وبسایت میروربه نقل از پدرش میگوید ؛

” تهران میلیون ها پوند به گروه تروریستی جبهه خلق فرماندهی عمومی پرداخت تا این حمله انجام شود.” نام رهبر این گروه احمد جبرییل از سرسپردگان رژیمهای سوریه و ایران در مقاله ونیز گزارش من به سناتور جسی هلمز به تفصیل ذکر شده بود همینطور نام دالقمونی که رادیوی حاوی بمب را ساخته وبه درون هواپیما ی پانام در توقف کوتاهش در ألمان وارد کرده بود .
خبرنگار وبسایت “میرور” از سها می پرسد چرا پدرش تا وقتی زنده بود در این خصوص اطلاعاتی منتشر نکرد. سهای ۴۳ ساله می گوید «شاید پدرم نگران اردن بود و نمی خواست برای این کشور اتفاقی بیفتد.»

او ادامه داد «آنچه که برای لیبی اتفاق افتاد میتوانست برای اردن هم تکرار شود . موضوع لاکربی، مورد بررسی دقیق آمریکایی ها بود و کسی نمی خواست با آنان درگیر شود.»
خریسات در ادامه می گوید «وقتی المقراحی دستگیر شد، پدر من را هم گرفتند. اما چرا آزادش کردند؟ چون هیچ مدرکی بر علیه او وجود نداشت.» او صریحا می گوید تنها شخص محکوم شده در ماجرای لاکربی (المقراحی) کاملا بی گناه بوده است. او مدت زیادی از عمرش را بی دلیل در زندان گذراند.

آتش به جان شمع فتد کاین بنانهاد

پیش از برپائی جمهوری اسلامی سازمانهائی که نشان تروریسم را بر پیشانی داشتند اغلب یا فلسطینی بنیاد و یا چپ مایه بودند . با ظهور سید روح الله مصطفوی موسوم به خمینی ، معنا و هدف ، و حتی شکل و شمایل تروریسم و تروریست دگرگون شد .

*از دفتر سازمانهای آزادیبخش تا سپاه قدس

تقریباً یک ماه پس از روی کار آمدن رژیم، دفتر سازمانهای آزادیبخش در وزارت خارجه به ریاست خانم «سودابه سدیفی» همسر سابق آقای غضنفرپور از دوستان نزدیک ابوالحسن بنی صدر و مترجم خمینی در پاریس تشکیل شد. (غضنفرپور در نخستین دوره مجلس نماینده شد، اما با عزل بنی صدر او را گرفتند و خیلی زود البته توبه نامه نوشت و بعد هم کاسب شد .همان دوران زندان عامل جدائی او و همسرش شد که هر دو مخلصانه به خمینی خدمت کرده بودند). دفتر سازمانهای آزادیبخش و انقلابی در واقع دکانی بود که برای برقراری ارتباط با سازمانهای غیرقانونی انقلابی در خاورمیانه و بعضی از کشورهای آسیای دور و جنوب شرقی آسیا و افریقا، به پیشنهاد مرحوم چمران و احتمالاً دکتر ابراهیم یزدی که معاون نخست وزیر در امور انقلاب بود، ایجاد شد اما خیلی طبیعی بود چنین اداره‌هایی با روحیات و منش یک خانم «پاریزین آلامد» مثل خانم سدیفی سازگار نبود. چنین شد که با تأسیس سپاه پاسداران این تشکیلات خیلی زود به سپاه ضمیمه شد و مهدی هاشمی معروف، برادر آقا هادی داماد آقای منتظری ریاست آن را به عهده گرفت. محمد منتظری نیز به عنوان سفیر سیار این تشکیلات با داشتن اختیارات کامل مسؤول برقراری ارتباط با سازمانهای انقلابی و آزادیبخش شد.

نخستین نشست این سازمانها که در بینشان هم سازمان آزادیبخش فلسطینی حضور داشت هم جبهه فطانی تایلند، هم سازمان انقلاب اسلامی در جزیره العرب و هم حزب الدعوه عراق و… در زمستان سال ۵۸ در جشنهای نخستین سالروز انقلاب در تهران برپا شد. اما به مرور از تعداد سازمانهائی که از نعمات انقلاب اسلامی از طریق دفتر سازمانهای انقلابی و آزادیبخش بهره می‌بردند کم و کمتر شد تا آنجا که عملاً در آغاز دهه ۶۰ شمسی تنها ۶ سازمان و گروه دارای مقرری مشخص و بعضاً امکانات آموزش افرادشان در ایران بودند. در این میان با شروع جنگ ایران و عراق، سپاه از یکسو مشغول آموزش و مسلح کردن گروههای عراقی مخالف صدام حسین شد و از سوی دیگر به تقویت گروهکهائی پرداخت که قصد آشوب و انقلاب در کشورهای حاشیه خلیج فارس به ویژه عربستان، کویت و بحرین داشتند.

اما خیلی زود از آن همه گروه عراقی که برای جنگیدن با صدام حسین به ایران آمده بودند، چیزی به جز چند صد شیعه وابسته به حزب الدعوه و لشگر و سپس سپاه بدرش و جمعی از معاودین به جا نماند. “ایاد سعید ثابت” یکی از برجسته‌ترین مخالفان صدام حسین که از سالها پیش در لیبی اقامت داشت و از طرفداران اندیشه ناصری بود، در کتاب خود پیرامون روابطش با رژیم و سپاه می‌نویسد: “ما به دعوت سپاه به ایران رفتیم، گروهی نزدیک به یکصد تن بودیم که همگی مردانی رزمنده و بعضی از نظامیان سابق عراق بودند. ما سریعاً به جبهه رفتیم اما تنها یک ماه دوام آوردیم چون هر روز برای ما بامبول تازه‌ای درست می‌کردند. مثلاً یک روز می‌گفتند افراد شما ایستاده ادرار می‌کنند و خود را نمی‌شویند، هرچه می‌گفتیم برادران، اینها در جبهه جنگ هستند به گوش آنها نمی‌رفت. روز دیگر می‌گفتند شبها به جای خواندن دعای کمیل و وحشت چرا بچه‌های شما پاسور بازی می‌کنند. می‌گفتیم آقاجان در عراق رسم است در ساعت بیکاری مردم سرسلامتی پاسور یا تخته می‌زنند، آنها اما می‌گفتند این کار حرام است و شما با این عمل کار بچه‌های ما را که دعای توسل می‌خوانند تا هنگام عملیات در چشم عراقیها نامرئی شوند خراب می‌کنید. به همین دلیل نیز عراقی‌ها بچه‌های ما را هنگام جنگ می‌بینند و آنها را هدف قرار می‌دهند.

خلاصه یک روز من (ایاد سعید ثابت) چنان عصبانی شدم که به روی مهدی هاشمی هفت تیر کشیدم و گفتم کله پدرتان، ما بر می‌گردیم به لیبی، و سه روز بعد بازگشتیم”
این تجربه را دیگران هم داشتند. به همین دلیل وقتی سید محمد باقر حکیم و محمود هاشمی شاهرودی و محمد محمدی الآصفی پدرخوانده الدعوه به آقای خمینی پیشنهاد دادند تشکیلاتی با نام مجلس اعلا با کمک سپاه درست شود که همه عراقی‌های مخالف را زیر یک چتر درآورد خمینی که از ارتباط مجاهدین با رژیم عراق باخبر بود بلافاصله فرماندهان سپاه از جمله مرتضی رضائی و محسن رفیقدوست و محسن رضائی و کلاهدوز و… را صدا زد که کمک کنید عراقی‌های معارض متشکل شوند و زیر یک اسم مبارزه کنند.

به این ترتیب مجلس اعلا تشکیل شد و شاهرودی به ریاست مجلس و حکیم به سخنگوئی آن منصوب شدند و چندی بعد با کنار رفتن شاهرودی حکیم جای او را گرفت. همین آقای هادی العامری عضو پارلمان عراق و رهبر فراکسیون شیعه فتح و رهبر سپاه بدر ، نیز به عنوان فرمانده شبه نظامیان مجلس اعلا مشغول یارگیری و آموزش افرادش زیر نظر سپاه شد. بنابراین نخستین مجموعه‌ای که مستقیماً زیر چتر سپاه قرار گرفت شبه نظامیان مجلس اعلا بودند که بعدها به عنوان بازوی مسلح مجلس اعلا، نام سپاه بدر به آنها اطلاق شد. با اینهمه تنها هنگام اعزام ۲۰۰۰ تن از افراد سپاه به لبنان در اوائل سال ۱۹۸۳ بود که سپاه نخستین تجربه خود را برای ایجاد یک نیروی رزمنده غیرایرانی در سرزمینی غیر از ایران به دست آورد. علی اکبر محتشمی پور سفیر رژیم در دمشق، پس از حمله اسرائیل به لبنان و ورود نفرات و واحدهای سپاه به این کشور، توانست از شکم جنبش امل که یاد و آرمانهای امام موسی صدر را در دل و جان داشت، با کمک حسین الموسوی رهبر امل اسلامی و سپس با اضافه شدن یک شیخ نه چندان خوشنام از شاگردان محمدباقر صدر، به نام صبحی الطفیلی که اولین دبیرکل حزب بود، حزب‌الله را علم کند. حزب‌الله حقاً فرزند دست‌آموز سپاه است.

از ۸۳ تا ۹۱ سپاه بین ۱۵۰۰ تا ۳۰۰۰ نیرو در لبنان داشت. بعد از پیمان طائف و برپائی جمهوری سوم لبنان (جمهوری اول از استقلال تا سال ۵۸ و ورود تفنگداران دریائی آمریکا به بیروت برای حمایت از مسیحیان، جمهوری دوم از ریاست فواد شهاب تا قرارداد طائف، و جمهوری سوم پس از طائف) سپاه ناچار شد عمده نیروهای خود را از لبنان فراخواند اما همیشه تعدادی از افسران آموزش و اطلاعاتیهای سپاه که تعدادشان تا ۵۰۰ تن نیز تخمین زده شده است در لبنان حضور داشته و هنوز هم دارند.

سپاه در عین حال در آموزش و تسلیح شماری از گروهکهای فلسطینی جدا شده از سازمانهای بزرگ مثل فتح و جبهه خلق برای آزادی فلسطین نیز نقش داشته است.
در دهه نود قرن بیستم میلادی با اعزام تعدادی از واحدهای سپاه به سودان، سپاه آموزش تروریستهای مصری و مغربی و الجزایری را نیز بر عهده گرفت. رفاقت محمد باقر ذوالقدر جانشین سابق فرمانده کل سپاه و معاون ستاد فرماندهی کل قوا با دکتر ایمن الظواهری نایب بن لادن و مغز متفکر القاعده از همین سودان شکل گرفت. در این حال سپاه قدس که برخلاف نامش در آغاز برپائی‌اش تنها یک واحد کوچک اطلاعاتی با حداکثر ۳۰۰ سپاهی آموزش دیده (بعضاً در کره شمالی و چین) بود با استقرار در قرارگاه شماره یک رمضان در محل سابق سفارت آمریکا، با مأموریت جمع‌آوری اطلاعات در سرزمینهای دشمن به ویژه در عراق، با امکانات محدود، فعالیت خود را در دهه هشتاد آغاز کرد اما خیلی زود با پایان یافتن جنگ ایران و عراق و سپس درگذشت آیت‌الله خمینی، با مأموریتهای جدید ـ

از جمله تصفیه و نابودی مخالفان رژیم در خارج با همکاری وزارت اطلاعات و بعد از یکسال مستقلا ـ روز به روز از امکانات بیشتری برخوردار شد و نفرات زبده و پرتوانی، هم از نظر فیزیکی و هم از نظر اطلاعاتی و دانش نظامی به واحدهایش اضافه شد.

ـ سپاه قدس و تروریسم

سپاه قدس اینک دارای یک ستاد مرکزی (قرارگاه) و ۶ ستاد عملیاتی است و رهبری عملیات تروریستی در یمن ، سوریه ، عراق و لبنان را به شکل مستقیم رهبری میکند و در نقاطی حضور فیزیکی دارد
سپاه قدس به فرماندهی سرلشگر قاسم سلیمانی به وسیله گروههای شیعه و چند گروهک سنی مثل انصارالاسلام در کنار مأموریتهای اطلاعاتی، در عراق، و آموزشهای ویژه به شماری جدا شده از نیروهای جیش المهدی و سازمان بدر و میلیشیای الدعوه وحرکت نجباء ، تیپ خراسانی ، عصائب أهل حق ، انصار المهدی و لواء العباس و فیلق ثارالله و گروهکهای کوچک تروریستی شیعه شبکه ای کسترده از نیروهای تعلیم دیده ذوب شده در ولایت فقیه را در چنگ دارد . از این گروهها بعضاً فقط جهت بهره‌برداری در عملیات تروریستی علیه آمریکائی‌ها ( در سالهای پیش از داعش ) بهره برداری شده است . مسؤولیت تماسهای سرّی با کردها و تشکلهای سیاسی در عراق را نیز در کنترل دارد سپاه قدس به رهبری سردار سرتیپ قاسم سلیمانی که سلیمانی که نزدیک به دو دهه است جای احمد وحیدی از بنیانگذاران سپاه قدس را گرفته است امروز قدرت و اعتباری هم عرض سرلشکر پاسدار محمد علی جعفری فرمانده کل سپاه دارد.

سپاه قدس از طریق تشکیلات اطلاعاتی خود و نیز وابستگان نظامی اش در خارج که اغلب از میان افسران سپاه انتخاب می‌شوند، ارتباط و تماس خود را با گروههای به اصطلاح مبارز و مقاومت در سرتاسر منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا روز به روز گسترش بیشتری می‌دهد. حضور سپاه در سوریه و یمن و نقش سپاه قدس در امور اطلاعاتی و امنیتی این نیروها در منطقه امروز از همیشه پررنگترشده است .

در گستره داخل نیز سپاه قدس به مرور پنجه بر مسئولیتهائی که ضمن مسئولیتهای وزارت اطلاعات تعریف شده است کشیده و برخی را در قبضه تصرف خود درآورده است . آشکار شدن ارتباطات سپاه قدس با گروههای تروریستی که بعضاً چون القاعده و طالبان و القاعده فی‌بلاد الرافدین ( داعش بعدی ) که به ظاهرضد شیعه و مخالف جمهوری اسلامی هستند تردیدی به جا نمیگذارد که سپاه قدس به هیچ روی یک تشکیلات نظامی امنیتی ایدئوژیک نیست بلکه بت عیاری است که هرروز برپایه مصالح به رنگی در میاید . سلیمانی ، مجیدعلوی را با گذرنامه پاکستانی برای استخدام مزدور به میان پاتانهای سنی و طالبان ضد شیعه میفرستد و معاون دیگرش اسماعیل قاأنی را راهی کردستان میکند تا اسلامیهای سنی را از یکسو و جداشدگان از اتحادیه میهنی (یعنی جمع گوران ) را از الطاف نقدی و جنسی و معنوی مقام معظم رهبری ( اشتباه نکنید منظورم حاج قاسم است نه سیدعلی آقا ) مطمئن سازد .محسن چاووشی کمکهای ارسالی را به اسامه حمدان حماسی و زیاد النخاله جهاد اسلامی وابوصابر صابرین شیعه فلسطینی میرساند و سبحانی در دیدار با تروریستهای بی سرپرست نیجریه انتخاب دختر ابراهیم الزکزکی را به عنوان جانشین پدر در دوران حبس و حصر او ، به اطلاعشان میرساند .

ـ گروههای برخوردار از الطاف سپاه

گروههائی که امروز از حمایت سپاه برخوردار و از مواهب آموزش نظامی، تسلیحاتی و کمکهای مالی اش بهره‌مند می‌باشند و یا بند نافشان مستقیما به سپاه قدس وصل است به دو دسته تقسیم می‌شوند.
الف: بچه‌های حلال‌زاده سپاه یا به عبارتی آنها که حاصل ارتباطات علنی با سپاه هستند و به هیچ روی این ارتباطات را نه سپاه پنهان می‌کنند و نه آنها، عبارتند از:

ـ حزب‌الله لبنان که دست‌آموز سپاه است و امروز حداقل ۵۹ میلیون دلار بودجه سالانه دارد و صدها میلیون دلار از سلاح سبک و نیمه سنگین از جمله ۱۱ هزار خمپاره و موشک در اختیارش قرار گرفته است.
ـ حماس که از حدوداً چهارده سال پیش علاوه بر دریافت کمکهای مالی و سلاح از سپاه، سالانه تعدادی از افرادش را برای آموزش به ایران می‌فرستد و شماری نیز زیر نظر سپاه و حزب‌الله در لبنان آموزش می‌بینند
حوثی ها در یمن که با شروع جنگ داخلی یمن به بازوی نیابتی رژیم در جنوب شبه جزیره عرب و باب المندب و دریای سرخ در آمده اند.

حزب الله سوریه که دیرزمانی از تاسیس آن نمیگذرد .
ـ جهاد اسلامی در فلسطین، این گروه نیز مثل حزب‌الله ساخته و پرداخته و دست‌آموز سپاه است و حدود ۲۰۰۰ مرد جنگی و همین مقدار هوادار و بازوی سیاسی دارد

گروه الصابرین که حدود ۲۰۰ جنگجو در اختیار دارد و عرصه فعالیتش در باریکه غزه است .صابرین جداشدگان از جهاد اسلامی میباشند که با پذیرش مذهب شیعه و مخالفت شدید رمضان شلح رهبر سابق جهاد با تغییر مذهبشان از این سازمان جدا شدند .

ـ جبهه خلق برای آزادی فلسطین فرماندهی عمومی به رهبری احمد جبریل که نوکر مشترک تهران و دمشق است و برای انجام بسیاری از مأموریتهای کثیف از افرادش استفاده می‌شود.

ـ سازمان بدر و میلیشیای الدعوه و عصائب اهل حق و نجباء و خراسانی و … و گروهکهای کوچک شیعه که ذکرش رفت.).

ب: گروههائی که فرزند خوانده‌های سپاه هستند و ارتباط با آنها بسیار مخفی و اغلب مرحله‌ای و مقطعی است.
از مهمترین این گروهها:

ـ فتح انتفاضه در سوریه از فلسطینیهای ضد ابومازن
ـ انصار الاسلام در کردستان عراق
ـ حزب اسلامی گلبدین حکمت‌یار
ـ جناحهائی از القاعده و طالبان
ـ گروهای حزب‌الله در حاشیه خلیج فارس به ویژه کویت و بحرین.
ـ گروههائی از اسلامی‌های مصر و مغرب)

به این گروهها البته مجموعه‌های کوچک و بزرگ در اندونزی، هند، ازبکستان، تاجیکستان، آذربایجان، ترکیه، اردن و… را بیفزائید آنگاه مشخص می‌شود چگونه می‌توان انگشت سپاه و یا تشکیلات وابسته به آن را در اغلب ترورها و فتنه انگیزی‌هائی که در کشورهای منطقه انجام می‌گیرد مشاهده کرد.

*با این مقدمه آیا هنوز هم تعجب میکنید از اینکه از رابطه پنهان سردار سرلشگر حاج قاسم و شیطان بزرگ ، پرده برگرفته ام ؟ یادتان باشد سردار که نامش در صدر فهرست سیاه آمریکا و یک دوجین کشور غربی و عربی است با سفرهای چپ و راستش به عراق و سوریه و لبنان و قطر و عمان و روسیه هدف متحرکی است که هرزمان آمریکا اراداده کند مایه اش یک هواپیمای بدون سرنشین و یا یک موشک هوشیار است. هیچوقت پرسیده اید چرا أمریکا این دشمن شماره یک را به حال خود گذاشته و سه بارهم وقتی اسرائیلی ها او را در تیر رس داشتند ، شریک اجازه شلیک به او را ، نداده بود ؟

آنچه را نمیدانم زمان حضور ژنرال در صدا و سیما است .آیا اینکار بعد از به لقاءالله رفتن و یا فرستاده شدن “آقا” صورت میگیرد و یا باید در زمان نزدیکتری شاهد خواندن بیانیه شماره یک شورای انقلاب ، توسط سردار سرلشگر قاسم سلیمانی ( و نه حاج قاسم ) باشیم .