یادداشت های سردبیر

حاشیه های خبری مجله خلیج فارس

فاجعه دردناک کرونا و وضیعت اسف انگیز مردم و کاربدستان مردم ستیز/هوشنگ کردستانی

فاجعه وحشتناک و کشنده ای درسیاره ما رویداده است کم نظیر یا بی نظیر که مرز وکشور نمی شناسد و همه مردم جهان را بیکسان مورد تهدید قرار داده و هر روز قربانیان بیشتری میگیرد.
در دوران سختی از تاریخ بسرمیبریم
ازسویی دوچار ویروس کرونا یی هستیم که جهان را تهدید و از سویی دیگر با سردمداران نظامی ضد ایرانی ومردم ستیز که در قبال جان انسانها کوچکترین احساس مسؤ لیتی ندارند.
کمک هایی هم که توسط دولت های خارجی برای نجات بیماران وآسیب‌ دیدگان و جلوگیری از گسترس بیشتر قربانیان میرسد، به عوض درمان ونجات جان مبتلایان، به حساب های بانکی آنان واریز میشود.
گفته شده که تنها کمک مالی امارات و دولت ژاپون به تومان معادل هفتصد و پنجاه میلیارد می شود. آیا این مبلغ در راه ایجاد بیمارستان ها ی جدید یا مجهز کردن بیمارستان برای پذیرش مبتلایان ویروس کرونا هزینه شده یا به جیب گشاد سردمداران رفته است؟!!
شگفت آورتر آنکه با پیشنهاد پزشکان بدون مرز، برای ساختن بیمارستانی در اصفهان مخالفت و محترمانه آنان را از ایران اخراج کردند.
هرآینه این پیشنهاد را پزشکان بدون مرز، به هر دولت دیگری داده بودند
بی تردید مورد استقبال واقع می شد.
میشود حدس زد که مخالفت با حضور پزشکان بدون مرز و جلو گیری از ایجاد بیمارستان در اصفهان نه کوتاهی بلکه دشمنی سردمداران نظام با جان مردم است، به همان گونه که در مورد سرنگونی هواپیمای اوکراین نشان داده شد.
این کوتاهی تنها نسبت به جان مردم ایران نیست بلکه به گسترش فاجعه ویروس کرونا در گستره جهان دامن خواند زد.
میدانیم دزدی که مال دیگران را می دزد، نمی تواند خدمتگزار کسانی باشد که دارایی انها را دزدیده است.
از این رو انتظارآنکه سردمداران نظامی که در چهل سال اخیر دار و ندار مردم ایران را به سرقت برده و به بانک های خارج ازکشور سپرده یا سرمایه گذاری کرده اند، در این شرایط هستی سوز به یاری مردم بشتابند توقعی بدور از واقعیت و خوش باورانه است.
چپاول گرانی که در برابر ویروس کرونا فرار را بر قرار ترجیح داده وهر یک در گوشه ای پنهان شده اند، مراسم مذهبی ونمازهای جمعه را که این همه در مورد ش داد سخن داده و فرضیه الهی می خواندند، تعطیل کرده اند و…
هیچ یک از آیات عظام وتولیت ها، انجمن ها وموسسه های مذهبی که سالهاست از جان بلب رسیدگان برای امامزاده ها درخواست پول میکنند، برای مبارزه با ویروس مهلک وکشنده کرونا کوچکترین یاری ای نرسانند و نشان دادند که آخوند دست بگیر دارد و نه دست بده!
فاجعه ویروس کرونا هنگامی ابعاد دهشتناک خود را در ایران نشان خواهد داد که شمار مبتلایان چند برابر شود و بیمارستان ها ی کشور، اگر همه آنها را هم اختصاص به بیماران کرونا یی دهند، جای خالی نداشته باشند و شمار زیادی از هموطنانمان قربانی بی توجه ای، عدم مدیریت و بی کفایتی مسؤلان گردند.
علی خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی و نه ایرا ن، آنطور که رسانه “بی بی سی” می کوشد تلقین کند، در سخنانی گفت که ویروس کرونا چیز مهمی نیست، مردم می توانند با خواندن دعای هفتم صحیفه سجادیه آن را از خود دورکنند واضافه کرد که ما از این ویروس خطرناک تر هم داشته ایم !!
بخش نخست گفته اش کاملا نا درست وبه دور از حقیقت بود.
چون هیچ یک از مراکز پزشکی وآزمایشگاهای معتبر جهان هنوز نتوانسته اند دارویی برای رویارویی ویروس کرونا پیدا کنند. اگر بنا بر ادعای ایشان با خواندن تنها یک دعا میتوان جان انسان ها را از خطر ویروس کرونا نجات داد چرا او خودش را در قرنطینه قرار داده است؟ و برای نجات جان مبتلایان به بیمارستان ها نمی رود؟ و در کنار و هم صدا با مردم این دعای سحر آمیز را نمی خواند؟ و اصولا چرا برای نجات جان ده ها هزار ایرانی مبتلا به این ویروس که در وضعیت میان مرگ و زندگی بسر میبرند برنامه نماز جمعه را برگزار نمی کند تا خود وهزاران روضه خوان معروف به امامان جمعه در حضور و در کنار مردم این دعای نجات دهنده را با صدای رسا بخوانند و نماز گزاران نیز هم صدا تکرار کنند و واقعا چرا خو داری میکنند؟ آیا جان مردم ایران به اندازه جان مردم فلسطین، لبنان، سوریه، یمن و… ارزش ندارد؟
قسمت دوم صجبت او را انصافا می شود پذیرفت. آنجا که گفت ما ویروس های خطرناک تری را از سر گذرانده ایم. البته آن ویروس خطرناکتر، همان ویروس نابود کننده وایران برباده نظام ولایت فقیه یا حکومت مشروعه است که بیش از جهل سال هم چون کابوسی بر سرزمین ایران افتاده، میلیون تن از هموطنان مان را وادار به جلای وطن کرده وهزاران تن از ایران دوستان را کشته و بقیه را مجبور به زندگی کردن در زندان ولایت فقیه نموده است.
چرا خامنه ای لازم دید سخنانی بی پایه و بی اساسی بگوید که نادرستی آن را خود باور دارد؟!!
نخست: به دلیل تخته شدن بساط دکانداران و فروشندگان خرافات.
دوم: او به عنوان رهبر عمامه به سران با سخنانی بدوراز واقعیت وعوام فریبانه می کوشد مجددا این دکان و بساط را باز نماید.
سوم: عدم قدردانی و سپاسگزاری از تلاش ها وفداکاری های پزشکان، کارکنان بیمارستان ها و مراکز درمانی، پرستاران و فعالان علوم آزمایشگاهی که با بخطرانداختن و فدا کردن جان خود هزاران تن از مبتلایان به ویروس کرونا را نجات دادند، که در اینده بتواند ادعا کند که نجات یافتگان، جانشان را نه در اثر این فداکاری ها بلکه مدیون خواندن دعای هفتم صحیفه سجادیه می باشند.
عدم سپاسگزاری از فداکاری ها وجان بازی های دیگران دور از انتظار نبود چون امام ایشان روح الله خمینی هم پس از آنکه خرمشهر در اثر فداکاری و جانبازی دلاوران ارتش و جان باختن ده ها هزار جوان عاشق وطن و جانفشانی مردم خوزستان و به ویژه ایرانیان عرب زبان که در صف نخست دفاع قرار داشتند آزاد شد، گفت این پیروزی در اثر لطف خداوند بود. اگر آزاد سازی خرمشهر تنها در سایه لطف خداوند بود! چرا او خودش را در جماران پنهان کرده بود وتنها موشک ضد هواپیما که از آمریکا خریداری کرده بودند برای حفظ جان او در جماران نصب کرده بودند؟!!
این است منطق عوام فریبان ضد ایرانی و مردم ستیزی که بیش از چهل سال است سرزمین ما را اشغال کرده و ایرانیان را به اسارت گرفته اند.

به گفته نظامی گنجوی یکی از شش چشم اندازه ادب ایران
«چو بد کردی مشو غافل ز آفات
که لازم شد طبیعت را مکافات
سرای آفرینش سرسری نیست
زمین و آسمان بی داوری نیست»

هوشنگ کردستانی، بیستم فروردین ماه ۱۳۹۹

کرونا، مدیریت، دین و دگرگونی ساختاری جهان/جلال ایجادی

  • کرونا، فراتر از جنگ جهانی دوم، تمام جهان را مورد حمله قرار داده است. این بحران بهداشتی منجر به مرگ شمار گسترده ای از شهروندان جهان شده و همه دولتها و دانشمندان و پزشکان جهان را به چالش بیسابقه ای کشیده است. این جنگ ویروسی بر تمام جهان آسیب وارد ساخته و اثرات عمیقی بجای میگذارد.

«مدیریت» دینی در ایران

تاریخ ایران دردناکترین دوره خود را تجربه میکند. اگر جنگ های تجاوزی مانند حمله اسکندر و عرب و مغول بعنوان عوامل تخریب از بیرون تلقی کنیم، حکومتگری داخلی در برخی شرایط نیز یک عامل مخرب مهیب بوده که توانها و ثروتها و انسانها را به نابودی کشانده است. به کارنامه جمهوری اسلامی نگاهی بیاندازیم. در چهل سالی که گذشت چین به دومین قدرت اقتصادی جهان تبدیل شد، کره جنوبی به دهمین قدرت اقتصادی تبدیل شد، آمریکا با شرکتهای دیجیتالی به یک هژمونی تکنولوژیکی بیسابقه دست می یابد، تمام کشورهای اروپای شرقی به دمکراسی میرسند، رژیم آپارتاید در آفریقای جنوبی نابود میشود، پیشرفت های عظیمی در جراحی قلب و مغز و نیز در مقابله با سرطان انجام مییابد، تکنولوژی های غیرفسیلی و پاک در جهان گسترش مییابد، تکنولوژی های هوشمند با الگوریتم های نیرومند در مدیریت اقتصاد و جامعه و جهان هستی وارد عمل شده اند، بهترین دانشگاه ها در آمریکا و انگلستان و ژاپن و چین و آلمان و فرانسه و کانادا متمرکز شده اند، بیشترین جایزه نوبل ادبیات و دانش های تجربی به آمریکا و انگلستان و آلمان و فرانسه و ژاپن و اتریش و سوئیس و لهستان تعلق گرفت، و صدها رویداد چشمگیر و بزرگ اتفاق افتاده است.

حال در این چهل سالی که گذشت در جامعه ایران چه رویدادهایی انجام گرفت؟ ثروتهای اقتصادی چپاول شد، محیط زیست و منابع طبیعی ایران ضربه عظیمی خورد، مدارس و دانشگاه ها بیش از پیش مذهبی شد، تعداد امامزاده ها بشدت افزایش یافت، تعداد آخوند و بودجه آنها رشد یافت، فقر در جامعه فراگیر شد، میزان کتاب خوان تقلیل پیدا کرد، جوانان زیادی ایران را ترک کردند، فشار ضد زن افزایش یافت، بموازات رشد ساختمانهای بزرگ فساد و زمین خواری عمومیت یافت، ارزشهای معنوی فروریخت، آخوندها بر سیاست و اقتصاد و آموزش و فرهنگ غلبه یافتند، بحران سیاسی در منطقه رشد کرد، پول ایران برای رشد جریانهای اسلامی تروریستی و متعصب شیعه به هدر رفت، تهدید علیه جامعه ایران و شکنندگی درون جامعه افزایش یافت، استرس و اضطراب جامعه دامنه یافت، ایران در جهان منزوی گشت، ایران با روسیه و چین روابط بازرگانی و رانتی وسیع برقرار کرد و به آنها امتیازهای بیسابقه داد، قرارداد برجام با غرب شکست خورد، فروش نفت ایران در بازار جهانی به بن بست کشیده شد، حوزه های گندیده شیعه بر سیاست و بر زندگی خصوصی بخش مهمی از ایرانیان غالب شد، کروناویرس با پنهانکاری حکومت دینی و با کمک نظام اعتقادی دینی آیت الله ها و آخوندها بر بخش بزرگی از جامعه غلبه یافت.
ریشه آغازین کروناویروس در مقیاس جهانی، شاید در تخریب اقلیمی و تخریب در طبیعت جهان و نبود یک سیاست نیرومند بهداشتی باشد. ولی بناگزیر در کشورهای گوناگون با عوامل محلی و بومی رشد تند و کند داشته است. رشد کروناویروس در ایران ناشی از تبهکاری و حماقت دینی حاکمان و همه سلسله مراتب مذهبی میباشد. آخوندیسم با طمع اقتصادی شرکت ماهان باندهای خود، با جهالت خرافه گری مذهبی خود، با سرداران فاسد سپاه خود، با حوزه های دینی ضد خرد خود و با دولتیان و روسای بی لیاقت ریز و درشت خود، این ویروس را به جان ملت انداخت. دستگاه مذهبی قم و «دانشگاه المصطفی» مسئول انتقاد ویروس از چین به ایران میباشند. دستگاه شیعه در کشتار ایرانیان مسئول است. ادامه حکومت اسلامی جز سلطه گری اسلامی و تباهی ایران چیز دیگری نیست. خامنه ای و دیگر سران حکومتی از همان ابتدا شروع به نفی کردند و کرونا را همچون «توطئه» آمریکا تبلیغ نمودند.

در ایران مدیریت حکومتی موجود نیست. در ایران سیاست دولت فاجعه آمیز و خرافه گرا بوده است. نفی اپیدمی و خطر آن برای جمعیت، پنهانکاری آماری و اطلاعاتی، مخالفت با قرنطینه مراکز مذهبی و نفی قرنطینه شهر قم و شهر تهران، دعوت به دعا و ضدیت با دانش پزشکی، تناقض گوئی و عقب نشینی از جمله مشخصات سیاست حکومتی است. در ایران، خامنه ای خرافی و تبهکار مردم را به دعا خواندن تشویق میکند و تئوری توطئه جنگ باکتری را مطرح میکند، روحانی مخفی شده است و وزیر بهداشت به دروغگوئی ادامه میدهد. در ایران مردم ما رها شده اند، امکانات پزشکی لازم موجود نیست و فقط حساسیت و شانس و شعور خود مردم و نیز تلاش پزشکان و پرستاران دلسوز به یاری آنها میرسد. مدیریت دینی ایران یک فاجعه است. دین اسلام در طول تاریخ ایران نقش مخرب داشته است و این بار ما شاهد هستیم که چگونه عوامل دینی، زمینه رشد مرگ مردم را فراهم می سازند. همه امامزاده های شفا دهنده به کانون مرگ تبدیل میشوند و آیت الله ها با تشویق دعا برای شفا، مردم را در برابر مرگ خلع سلاح می نمایند. نادانی و خرافه پرستی مخرب خردگرایی بوده و انسانها را به نادان ترین افراد تبدیل میکند و آنها را همچون برده به حرم های رضا و معصومه و عبدالعظیم و جمکران می کشاند. این بردگان به حاملان مرگ تبدیل میشوند و کل جامعه را در مسیر هلاکت بزرگ قرار میدهند. هر چند که تجربه و فاجعه اپیدمی کنونی بروشنی به زنجیریان نشان میدهد که اسلام و قرآن و شیعه گری و امامزاده ها جز فلاکت و تیره روزی حاصل دیگری ندارند و نشان میدهد که این سلسله مراتب خرافات هیچ شفایی برای زندگان و مردگان نمی تواند داشته باشد، ولی برده برده میماند تا زمانی که خرد و شجاعت و روشنایی در روان او رخنه نکرده است.

تجربه مدیریت کرونا در کشورهای دیگر

مارسل موس انسان شناس معروف صحبت از مقوله ای چون «داده اجتماعی کامل» میکند. این داده همچون پدیده ای است که تمام جنبه ها را در خود جمع کرده است. کرونا ویروس همین «داده» و پدیده اجتماعی کامل است که کمبوها و ویژگی های یک جامعه و یک سیاست را درخود منعکس میسازد. در هریک از جوامع ویروس کرونا چگونه بوجود آمد و چگونه عمل کرد و آسیب ها چگونه ارزیابی میشود و چگونه مورد مدیریت قرار گرفت؟
در کشورهای گوناگون مبارزه مدیریتی علیه کرونا ادامه دارد. بظاهر چین با یک سیاست محکم قرنطینه و درمان گسترده به نقطه محار رسیده است. هرچند ما اطلاع دقیقی راجع به منشا پیدایش این ویروس در چین را نداریم و باحتمال قوی دولت چین در ابتدا مخفی کاری نمود و به سازمان بهداشت جهانی دروغ گفت، ولی مسئولان دولتی در مرحله بعد اقدام های محکم مدیریتی انجام دادند و نظام پزشکی چین موثر عمل نمود. در کره جنوبی حرکت ویروس از یک فرقه مذهبی پروتستانی شروع شد ولی با سرعت دولت وارد عمل شد و مردم با انضباط خود اپیدمی را مهار کردند. در آمریکا سیاست های نفی گرایانه پرزیدنت ترامپ اثر منفی بجا گذاشت و بیشتر نگرانی ترامپ در مورد شرکت بوئینگ بود تا سلامتی مردم. در گام بعدی، با توجه به دشواری فزاینده بوئینگ دولت پنجاه میلیارد دلار کمک نقدی اعلام کرد. البته در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ مبلغ ۱۵ میلیارد و در بحران ۲۰۰۹ مبلغ ۸۰ میلیارد دلار به شرکت ها و بویژه جنرال موتورز داده شده بود. با توجه به تنگنای اقتصادی مردم دولت تصمیم گرفت مبلغ ۲۵۰ میلیارد به خانواده ها کمک کند. افزون بر آن دولت دریافت ۳۰۰ میلیارد دلار از محل مالیات را به عقب می اندازد. بالاخره آمریکا در مقابله با کرونا، بودجه ای بیش از ۸ میلیارد بسیج میکند. در فرانسه کرونا ویرس در شرق فرانسه در محل برگزاری مراسم مذهبی شروع شد و به سرعت به مناطق نزدیک پاریس رسید و سپس به همه پخش شد. دولت به همکاری فشرده متخصصان پزشکی سیاست بهداشتی را متناسب با پیشروی هدایت نمود. پس از اقدامهای دوره اول و دوم، مرحله سوم در فرانسه آغاز شد. در این مرحله با آمار واقعی و سیستم خبرگزاری دولتی و آماده باش بیمارستانها و امداد پزشکی ارتش، بسیج عمومی اعلام شد و اوضاع زیر کنترل قرار گرفت.
بدنبال بسته شدن کودکستانها و مدارس و دانشگاهها، دولت اعلام کرد تمام مراکز هنری و فرهنگی، تمام رستورانها و کافه ها و هتلها نیز بسته می شوند. دولت با نظر مثبت ستاد مشورتی پزشکی و احزاب اپوزیسیون دور اول انتخابات شهرداری ها را سامان داد و در تمام محل های رای گیری بدون ازدحام نفر به نفر افراد وارد شده و هر کس با مواد ضدعفونی قبل و بعد از رای، دست های خود را پاک کرده و با قلم خود دفتر انتخاباتی را امضا می کرد. اعضای هر شعبه انتخاباتی بدون دست زدن به کارت انتخاباتی و کارت ملی، فقط با نگاه کردن اسناد، شهروندان را برای رای دادن راهنمایی میکردند. ایمانوئل مکرون رئیس جمهوری که بطور منظم در باره بیماری و سیاست دولتی در قبال آن ابراز نظر کرده بود، سیاست جدید دولت و محدودیت های اجتماعی و اقتصادی را اعلام کرد و سپس وزیر اقتصاد بدنبال دیدار با صاحبان شرکتهای مواد خوراکی و فروشگاههای بزرگ غذایی، مطرح کرد که سازماندهی توزیع مواد خوراکی بشکل عادی ادامه یافته و کشور هیچ مسئله ای ندارد و شهروندان نباید نگران کمبود مواد خوراکی باشند.
بدین ترتیب بر اساس این تصمیم دولتی بمدت یک ماه رستورانها بسته شدند. در این بخش اقتصادی، نزدیک دو میلیون از کارکنان بنگاههای خوراکی و هتلها بصورت موقت بیکار شدند و البته این افراد با کمک های مالی دولتی دارای پوشش خواهند بود. روشن است که در جامعه فرانسه یک هراس بزرگ وجود دارد ولی حضور مسئولان سیاسی درجه اول و نیز اطلاع رسانی منظم پزشکی و دولتی، از التهاب جامعه کاسته و اعتماد متقابل در جامعه وجود دارد. اکثریت مردم سیاستهای دولتی را مورد تائید قرار می دهند و همه بر این نظرند که اولویت کشور سلامتی و بهداشت مردم و نجات بخش حساس جمعیت از مرگ است. در ادامه همین سیاست دولت فرانسه از ۱۷ مارس بسیج عمومی اعلام کرد: برای مهار کردن بیماری، هرگونه آمد و رفت در خیابان فقط با اجازه ممکن است، کارکنان شرکتها فقط با کار مجازی از دور فعالیت خواهند داشت، دولت هیچ شرکتی را به حال خود رها نمیکند و متعهد میشود مبلغ ۳۰۰ میلیارد یورو برای بدهی بانکی و مالیات و هزینه های اصلی ماند برق و آب و شوفاژ و کرایه به شرکتها کمک کند، کارکنان و کارگران در «بیکاری تکنیکی» قرار گرفته و درآمد خود را حفظ کرده تا مورد ضربه اقتصادی قرار نگیرند. این موارد جنبه هایی از مدیریت در فرانسه است و مسئله مرکزی مهار اپیدمی و تامین امنیت و کاهش ضربه های مالی به اقتصاد کشور است. در فرانسه حمایت دولت از اقتصاد و جامعه یک پدیده جدید نیست، این سیاست متکی به نگرش کنیزیانیسم و منطق دولت رفاه است. این امر تناقضی با اقتصاد بازار ندارد و در شرایط حساس و تنگناهای بزرگ مانند زمان جنگ یا اپیدمی، دولت به مداخله پرداخته و با «رگولاسیون» تنظیمی و معتدل به اقدام های بهبودی و تشویقی و امنیتی به نفع جامعه دست میزند.
این بیماری در سطح دنیا یک رکود اقتصادی در پی خواهد داشت ولی از نظر دولت فرانسه اثرات این ضربه را باید محدود کرد و باید مانع ورشکستگی شرکت ها شد و به این خاطر حمایت دولتی یک ضرورت است و همکاری اتحادیه اروپا در زمینه پزشکی و سیاسی و اقتصادی برای مهار اپیدمی کاملن توجیه شده است.

چگونه رفتار کنیم؟

در ایران، در فرانسه و در جهان پاندمی کرونا به جنگ خود ادامه میدهد. چاره چیست؟ در مقابله با کرونا، تنها دانش پزشکی، سیاست های مسئولانه نهادهای بهداشت جهانی، سیاست های بهداشتی و پیشگیرانه دولت ها و برخورد مسئولانه شهروندان جهان، چاره کار است.
چند نکته مهم را در نظر بگیریم:
یکم، از تئوری توطئه باید پرهیز کرد. مدافعان تئوری توطئه چه میگویند؟ آنها میگویند عده ای در نقطه ای در جهان توطئه نموده تا رقبای سرمایه داری جهانی را در دشواری قرار دهند و بازار مصرف دارو را فعال کنند. آنها می گویند یک قدرت دولتی بطرز آگاهانه ولی مخفیانه، این اپیدمی را بوجود آورده و پخش کرده تا واکنش های بعدی مردم را بررسی کند. این افسانه سازی های غیرمسئولانه با واقعیت ربطی ندارد و عاملان آن ناتوان از بررسی ریشه اپیدمی هستند و بیشتر اخلالگر هستند. تئوری توطئه با مشخصه تردید و توطئه تعریف شده و از نیروهای پنهانی و غیبی و جاسوسی تصمیم گیرنده، حرف میزنند. نفی گامهای انسان روی کره ماه، تخریب دو برج دوقلو آمریکا توسط سیا، کرونا ساخته دولت، از جمله افسانه سازی های طرفداران تئوری توطئه میباشند. اپیدمی کرونا دلایل علمی دارد و متخصصان نتیجه بررسی خود را انتشار خواهند داد. تخریب های زیست محیطی، آلودگی های صنعتی، افزایش ویروس های جدید و جهش های ویروسی، نبود سیاست های بهداشتی درست، نظام تغذیه آلوده در برخی نقاط جهان، خوردن موش و خفاش و غیره در برخی جوامع، نبود بودجه پژوهشی کافی برای پیشگیری های لازم، از جمله عوامل تولید اپیدمی های خطرناک است.

دوم، مدیریت سیاسی با مدیریت بهداشتی در همکاری تنگاتنگ باید باشند. در حال حاضر در اروپا و در چین این امر در دستور کار است. در فرانسه رئیس جمهور پیوسته با متخصصان پزشکی تبادل نظر کرده و تصمیم سیاسی را متکی به تشخیص علمی مینماید و افزون برآن دولت فرانسه اعلام کرد اولویت اساسی سلامتی و نجات شهروندان است و تمام هزینه های مالی را می پذیرد. فرانسه به لحاظ مدیریت سیاسی خود و از آنجا که مانند سایر کشورها دارای ذخیره پولی و قدرت اقتصادی است، بدون تردید وارد عمل شده و مدیریت سیاسی و مالی را به مدیریت بهداشتی پیوند میزند. دولت اسلامی ایران در درماندگی و پریشانی و خرافه غوطه ور است و آخوندها با تبلیغات خود تلاش میکنند تا با خرافه های اسلامی مردم را فلج کنند و در کار پزشکان و پرستاران مداخله مخرب کنند. نهادهای بهداشتی جهانی باید در امورد داخلی ایران وارد شوند و جلوی گسترش فاجعه را بگیرند. افزون برآن فساد مالی و عدم شفافیت نظام حاکم و غارت ثروت کشور توسط اقتصاد بنیادی سپاه و آستان قدس، هرگونه مداخله جدی بنفع مردم را ناممکن میسازد. بیمارستان ها بودجه لازم را ندارند، پرستاران از حقوق مناسب برخوردار نیستند و جامعه نمیداند که آمار واقعی بیماران و جان باختگان چقدر است.

سوم، ما شهروندان جهان باید مسئولانه عمل کنیم، به مسائل و رهمنودهای بهداشتی کاملن توجه کنیم، با ماسک حرکت کنیم، ارتباط های خود را محدود کنیم، روحیات همدیگر را تقویت کنیم، بدام مذهب و خرافه و آخوند و ایدئولوگ دینی نیافتیم، در انتظار آسمان و الله و امام زمان و مسیح نباشیم، بدام تئوری های توطئه چپ های سرگشته و یا مذهبیون خرافاتی نیافتیم، از شعارهای تهیجی و دروغین ضد «سرمایه داری» یا ضد «امریکایی» پرهیز کنیم، تاکید کنیم که ارزش انسانها و سلامتی آنها بالاتر از ارزش مالی است، ارزشهای اخلاقی اتیک و همبستگی انسانی را توسعه دهیم، دارای انظباط بهداشتی باشیم، از شبکه های اجتماعی برای اخبار واقعی و طنز استفاده کنیم، مقاله های علمی را منتشر کنیم، روحیه خود را نیرومند نگاه داریم، در خانه هایمان کار فرهنگی و هنری کنیم و کتاب بخوانیم، جشن نوروز را از یاد نبریم، رباعیات خیام را با هم دیگر بخوانیم. بشریت با دانش خود بر کرونا پیروز خواهد شد.

نتایج بزرگ برای جهان قرن بیست و یکم

این اپیدمی بطور جدی سازماندهی اقتصاد جهانی را به پرسش میکشاند. این بحران بهداشتی در صورت تداوم خود عادتهای زیادی را می تواند تغییر دهد. ولی این تغییر پایدار باشد یا نباشد، برای سازمان دهندگان اقتصاد جهان درس آموز است. لیبرالیسم اقتصادی و دولتها دوباره به سازماندهی گلوبالیزاسیون و جهانی شدن اقتصاد دست میزنند. تقسیم کار جهانی، مدل حمل و نقل مواد اولیه و کالاها، تولید به قیمت ارزان نیروی کار و مواد و دسترسی به بازار از این پس بطرز جدی قابل فکر هستند. وقتی ما با تمرکز ۲۵۰۰ کارخانه داروسازی در چین روبروهستیم و بازیگران اقتصادی اروپایی این تقسیم کار را پذیرفتند. ولی امروز اروپا بناآگاه درمی یابد که فاقد استقلال داروئی خود است و یک اپیدمی در چین توزیع دارو در اروپا را مختل میکند. در فرانسه فقط چهار کارخانه تولید ماسک میکنند و سایر کشورهای اروپایی تولید ماسک ندارند بلکه عمده ماسکها در چین تولید میشود. بنابراین در شرایط حاد بحران بهداشتی و با توجه به سیستم حمل و نقل بهم ریخته بناگزیر جامعه اروپایی با بحران شدیدتر مواجه میگردد. این اپیدمی سیاست تولیدی در جهان را در معرض تغییرات گسترده قرار میدهد. طی چهل سال اخیر اقتصاد جهان به ساختار جدیدی تحول یافت. در سالهای هفتاد میلادی جهان باعتبار ربات ها و سیستم های کامپیوتری مدرن شده و این الگو مهارت های وسیعی را کهنه ساخت و لایه های اجتماعی گسترده ای را از مدار اقتصاد و جامعه حرفه ای و شغلی خارج ساخت. سپس از سالهای ۲۰۰۰ میلادی با گسترش مدل های دیجیتالی و مکانیسم های مالی مجازی و مدیریت دیجیتالی بنگاهها و تولید دیجیتالی و خدمات دیجیتالی تغییرات ساختاری سترگی بوقوع پیوست و اقتصاد نوظهور دیجیتالی متولد شد. امروز با موج ناشی از کرونا، اقتصاد جهانی شکل جدیدی خواهد یافت و به ابعاد مجازی و دیجیتالی خود بعد جدید و بیسابقه ای میدهد.

با بیماری خطرناک کرونا در بسیاری از کشورها مانند فرانسه و کشورهای دیگر مدارس بسته شدند و در دانشگاه همه کلاسها برای همه استادان متوقف میشود. این تصمیم یک نقطه گردش بزرگ برای سیستم دانشگاهی است. یکم اینکه ما نمیدانیم این بحران چه زمانی پایان مییابد. دوم، این رویداد تمام سازماندهی کلاس ها و امتحانات و جلسه های پداگوژیکی را به زیرسئوال می برد. سوم، تمام دانشجویان نگران امتحان ها و پایان سال تحصیلی هستند و میخواهند درسها ادامه یابد. چهارم، تمام پروژه های پژوهشی سازماندهی دیگری می طلبد. پنجم، شیوه تدریس ما چه بسا کاملن باید تغییر کند زیرا ما در عصر تلاطم زیست محیطی، گرمایش زمین، ویروس های ناشناخته جدید، برآمد تکنولوژی جدید، روحیات متغییر جوانان، خستگی ناشی از وسائل حمل و نقل عمومی و غیره هستیم. همیشه استاد در برابر دانشجو درس داده است و این حالت بسیار جالب و آموزنده و مورد توجه دانشجو بوده است و حال در ادامه تحولات آموزشی دوران اخیر، یک ویروس خطرناک کل نظام آموزشی را به پرسش میکشد. ما با یک گسست آموزشی بیسابقه روبرو هستیم. آموزش های مجازی و اینترنتی و دیجیتالی دو دهه است که آغاز شده است ولی این بار آموزش دیجیتای شتاب پیدا میکند و این روش تدریس یک انقلاب اموزشی تولید میکند و تمام مدارس و دانشگاهها را فرا میگیرد و تمام حرفه های شغلی و شیوه های آموزشی را بشدت متحول خواهد کرد. فعالیت پزشکی و فعالیت روزنامه نگاران و فعالیت رسانه ها و فعالیتهای مهندسی و توزیع مواد خوراکی و بسیاری فعالیتهای دیگر با نظام دیجیتالی پیوند محکم خواهند خورد. بنایراین الگوی کارخانه ها و سازمانهای اقتصادی و گردهم آیی های تولیدی و جمع تولیدکنندگان و ساختارهای عمودی بطرز گسترده میتوانند متحول شوند.

این اپیدمی جهانی مدیریت بهداشت را بشکل بیسابقه به یک امر جهانی تبدیل کرد. همکاری و تبادل نظر و مدیریت مشترک بهداشت توسط سیاستمداران و مسئولان کشورهای گوناگون یک امر ضروری است. کار اطلاعاتی و هماهنگی سازمان بهداشت جهانی لازم است ولی این سازمان قادر به مدیریت فاجعه های بزرگ و تند نیست. دولت ها باید با سرعت عمل کرده و بودجه های لازم را با سرعت فراهم آورند. ستاد جهانی پزشکی برای مشورت و تدبیرهای جهانی بهداشتی و پزشکی یک امر استراتژیک است. اپبدمی هایی مانند کرونا و سرطان، بخاطر درهم فرورفتگی اقتصاد جهانی و ویرانگری های زیست محیطی چاره جهانی می طلبد. تلاش های سازمان ملل باید ساختمان محکمتری پیدا کند و هماهنگی سیاستهای کشوری را در یک مرکز قدرتمند جمع کند. بحرانهای بهداشتی جهانی که بشریت به خطر می اندازد و بنابراین باید فکر کرد چگونه در برابر مخفی کاریهای کشورها ایستاد و چگونه بودجه لازم را در نظر گرفت. سیاست پیشگیرانه سازمان بهداشت جهانی باید جنبه اجباری پیدا کند.

با وقوع این اپیدمی جهانی ما باید نتایج سیاسی و جامعه شناختی و روانشناسانه را به بررسی بکشانیم. سیاست ناسیونالیستی ناکارآ بوده و قادر نیست سلامتی انسان را در جهانی باز و پرارتباط و پرخطر تامین کند. جوامع به لحاظ جهانی شدن اقتصاد و ارتباط های گوناگون و سیالیت انسانی و کالایی یک کلیت «تودرتو» را تشکیل میدهند. کل جهان یک «پدیده اجتماعی کامل» است. جوامع علیرغم اختلافاتشان با یکدیگر نزدیک میشوند و خطرها را به یکدیگر انتقال میدهند. استرس جهانی در ذهن و رفتار مردم بیسابقه است. استرس و اضطراب کرونا در همه کشورهای جهان سایه انداخته است. این بحران یک جنگ روانی و نگرانی بزرگ روانی بوجود آورده و شادی و مناسبات انسانی و مستقیم را از آنها سلب کرده است. بسیاری از شهروندان در کشورها و شهرهای زیر قرنطینه از هم می گریزند و فرصت گفتگو ندارند و لبخندهای خود را از دست داده اند. یک درد عمومی آنها را به یکدیگر نزدیک ساخته ولی ترس و نگرانی افراد را منفرد و ایزوله نموده است. در برخی شهرها ساعت هشت شب مردم در پنجره حاضر شده و ترانه میخوانند و حمایت خود را از پرستاران و پزشکان ابراز میکنند و همه در قرنطینه خانگی هستند. حال چگونه میتوان از شکنندگی روانی و افسردگی روانی مردم جلوگیری نمود؟ پاتولوژی ها و ویروسها جهانی اند، روش های روانشناسانه موثر کدامند؟ انسان بر کرونا غلبه خواهد یافت ولی تاثیرات عمیق بر رفتار و روان انسان ماندگار خواهد ماند.

ما در حال تجربه یک پدیده دردناک جهانی هستیم که حتا مدل اقتصادی موجود و تقسیم کارجهانی و نیز مدیریت جامعه بشری و چگونگی مناسبات اجتماعی بین انسانها را به پرسش کشیده است. تعریف انسان امروز چیست؟ طبقه ها و لایه های اجتماعی چگونه قابل تعریف هستند؟ این ویروس همه طبقات جهان را مورد حمله قرار داده است ولی گروهبندی های اجتماعی که خود را در «حاشیه ارتباطی و قرنطینه مناسباتی» قرار داده اند شاید کمترین ضربه را خواهند خورد. حال با توجه تمرکز جمعیتی در جهان باید به الگوهای جمعیتی و مدل شهرسازی نگاه انتقادی انداخت. این اپیدمی ها جامعه را شکننده تر خواهد کرد و امنیت آنها را تهدید خواهد کرد. البته جامعه می آموزد و بر تجربه می افزاید ولی تشنج های حاد می تواند تعادل در عملکرد و دمکراسی را به فرسایش بکشد.

این ویروس جهانی است و هرچند در یک نقطه جغرافیایی مانند چین شیوع یافت ولی در جهان شرایط مناسبی برای ویروس های جدید باید باشد تا در هر نقطه ای از جهان وارد عمل شوند. طاعون ژوستینین، طاعون سیاه، آنفلوانزای اسپانیایی، آنفلوانزای آسیایی، شیوع «اچ آی وی»، ایدز، آنفلوانزای خوکی، ویروس ابولا، مورد شناسایی قرار گرفتند ولی ویروس کرونا هنوز شناسایی نشده و در آینده ویروس های خطرناک و مهیب بازهم حمله خواهند کرد. کارشناسان برآنند سرانجام بحران «ووهان» هرچه باشد، این آخرین باری نخواهد بود که نوع جدیدی از ویروس کرونا در موشها و خفاش‌ها یا دیگر حیوانات پدید می‌‌آید و دامن انسان‌ها را نیز می‌‌گیرد. در دو دهه گذشته، جهان با بحران شیوع گسترده ویروس‌های مرگبار، از جمله ابولا و سارس، دست‌وپنجه نرم کرده است. آنچه مسلم است ویرانگری زیست محیطی و تخریب جنگلها و بهم خوردن اکوسیستم های طبیعی گیاهی و حیوانی و نیز آلودگی های صنعتی و تولیدی و نیز آلودگی آبها و هوا و زمین، شرایط نامساعدی بوجود میاورد که در آن خطرهای ناشی از ویروس ها دوچندان خواهد شد. ویرانگری زیست محیطی منشا بزرگی برای ویروس های جدید خواهد بود. محیط زیست را تخریب نکنیم تا بشریت امکان زندگی بهتر و بیشتر را داشته باشد.
جلال ایجادی
جامعه شناس دانشگاه فرانسه

بیماری کرونا در مصاف حاکمیت و مردم/عبدالله مهتدی

بیماری کرونا مهمترین خبر جهان شده و تا هفتهها و شاید هم ماهها بعد همین طور خواهد ماند. اگرچه به نظر میرسد در چین این بیماری تا حدودی مهار شده باشد، ولی در کشورهای دیگر مانند کره جنوبی، ایتالیا و بویژه ایران دارد بیداد میکند. به نظر میرسد که دو کشور اول با توجه به زیرساختهای قوی بهداشتی و امکانات بیشتر و دولت مسئول بتوانند این بیماری را سرانجام تحت کنترل درآورند ولی در مورد ایران همه چیز نشان از آن دارد که این بیماری میرود که ابعاد فاجعهبار پیدا کند.

اکنون مشخص شده است که از دهم بهمن ماه مقامات پزشکی و سیاسی کشور میدانستند که بیماری کرونا وارد ایران شده است ولی آن را کتمان کردند. این کتمان و حتی انکار آن به احتمال قوی برای تشویق مردم به شرکت بیشتر در راهپیمائی بیست و دوم بهمن و بویژه انتخابات دوم اسفند ماه بود. این قصور عمدی و در معرض خطر قرار دادن جان میلیونها انسان، با نسلکشی عمدی پهلو میزند و عدم صلاحیت جمهوری اسلامی برای حاکمیت را به خیرهکنندهترین نحوی به نمایش میگذارد.

شیوع بیماری کرونا محدود به ایران نیست و تلفات انسانی آن نیز همین طور. اما در ایران است که سیاست عامدانه حاکمیت و دیدگاههای ایدئولوژیک آن موجب گسترش کنترلنشده این بیماری شده و تصمیم به دروغ گفتن و گمراه کردن مردم نیز در بالاترین مراجع گرفته شده است. کاملاً ممکن است که سایر کشورها نیز در اتخاذ سیاست بهداشتی صحیح و درمان به موقع آن کوتاهیهائی کرده و یا بکنند، اما تنها کشوری که این کوتاهی مرگبار را نه بخاطر یک خطای بهداشتی و فنی بلکه به عنوان یک تصمیم سیاسی در بالاترین مراجع گرفته، ایران جمهوری اسلامی است. چه کس دیگری در دنیا حاضر است این چنین خبیثانه آش یک تراژدی بزرگ ملی را برای مردم کشور خود بپزد و نامسئولانه با جان و زندگی میلیونها نفر بازی کند؟

البته حضرات خودشان را هم از تک و تا نینداخته و ایران را شفافترین کشور در زمینه اطلاعرسانی از بیماری کرونا معرفی میکنند. کسانی که از تأمین وسائل حفاظتی حتی برای کادر و پزشکی و درمانی کشور عاجز بوده و هستند و هنوز هم نمیتوانند دستکش و ماسک و مواد ضدعفونیکننده اولیه به دست مردم و به داروخانهها و مراکز بهداشتی برسانند، از قمپز درکردن در مورد پیشنهاد کمکرسانی به چین غافل نبودند و از لودگی و مزهپراکنی و پیام دادن به زبان چینی دریغ نمیکردند.

آنها که خودشان را در پس ضخیمترین حلقههای حفاظتی قرار داده و قرنطینه کردهاند، بیاعتنا به تلفات روزانه مردم و نگرانیهای آنها، اعلام میکردند که این بیماری چندان مهم هم نیست و کافی است مردم با استمداد از امامان و بخصوص دعای هفتم صحیفه سجادیه به مقابله آن بروند. در حالی که ویروس کرونا داشت ایران را در مینوردید و بسیاری از پزشکان و کادر درمانی میدانستند و میگفتند که باید هرچه زودتر باید به اقدامات پیشگیرانه از قبیل قرنطینه و لغو تجمعات دست زد، سوداگران دین مدتها مانع از این اقدامات ضروری شده و «رئیس جمهور» مملکت اعلام میکرد که «به تعطیلی کشاندن کشور» توطئه آمریکا و استکبار جهانی است.

فرماندهان سپاه پاسداران شیوع این بیماری را راحت به «جنگ بیولوژیک» آمریکا نسبت میدهند، مقامات مذهبی اعلام میکننند که فلز ضریح حضرت معصومه در مقابل ویروس کرونا مقاوم است و پائیینتریها به ضریح لیسی میافتند. تشخیص اینکه آیا گویندگان این دروغها خودشان به آنچه میگویند باور دارند و یا صرفاً دستگاه خرافهپردازی تاریخی روحانیت برای تحمیق مردم و تحریف حقیقت این کار را میکند، دشوار است، چرا که بهراستی جهالتشان با خباثتشان همسنگ است.

این بیماری باعث شده تا همه معایب جمهوری اسلامی دست به دست هم بدهند و یک تراژدی انسانی برای مردم ایران خلق کنند: فساد و دزدی فراگیر در بالاترین سطوح، عدم صداقت و عدم شفافیت، دروغهای عمدی و گمراهکننده از طرف بالاترین مقامات، سوء مدیریت و ناکارامدی، ناتوانی و بیلیاقتی، بیمسئولیتی وبیتوجهی به زندگی و سلامت و امنیت میلیونها نفر از شهروندان، شلختگی و بیبرنامگی و ندانمکاری، خرافهپردازی و جلوگیری از روال کار صحیح علمی. آری، بیماری کرونا همه این «ویژگیهای» جمهوری اسلامی را در یک نقطه کانونی فشرده و جلوی چشم همه عیان کرد.

اما حال که با ترکیبی از جهالت و خباثت موجبات پخش گسترده این بیماری را در ایران فراهم آوردهاند، این بیماری میتواند تمام زندگی اجتماعی و سیاسی جامعه و از جمله خود حاکمیت را تحت تأثیر قرار دهد و پیامدهائی با خود داشته باشد که هنوز حتی به ذهن ما هم خطور نمیکند. به هرحال این وضعی است که دچارش شدهایم. چه باید بکنیم؟

الف. قبل از هرچیز، باید این بیماری را جدی گرفت. مردم، خانوادهها، افراد باید از خودشان مواظبت کنند. رهنمودهای بهداشتی را با دقت و پیگیرنه اجرا کنند، از دید و بازدیدهای غیرضروری خودداری کنند، در اجتماعات، از جمله نمازجمعهها، مدارس و دانشگاهها شرکت نکنند. پیشنهاد میکنم آئینهای نوروزی هم امسال برگزار نشود. بخصوص توصیه میکنم در کردستان «مرکز همکاری احزاب کرد» از مردم بخواهد که امسال هیچ نوع مراسم و تجمعات نوروزی برپا نکنند. مردم ایران دست بگریبان یکی از بزرگترین بحرانهای زندگی خود هستند. هستی و امنیت و سلامت خود را در خطر میبینند و این را به اولویت اولشان تبدیل کردهاند. ما هم باید اولویتمان همین باشد. برخورد مسئولانه، علمی و دلسوزانه باید راهنمای رفتار ما باشد. پانیک و اقدامات نسنجیده از سر وحشت، کمکی به کسی نمیکند.

ب. در این شرائط باید همبستگی روحی و عملی بین مردم را تقویت کرد. باید ابتکارات و اقدامات مردمی علمی و صحیح برای کمک به همدیگر، کمک به خانوادههای کمبضاعت، افراد آسیبپذیر و مسنترها را تشویق کرد و سازمان داد. پارهای از این اقدامات هم الآن از طرف مردم و فعالان اجتماعی و پزشکی دارد انجام میگیرد.

ج. در سطح دیگری باید قبل از هرچیز ابعاد فاجعه و ابعاد قصور جمهوری اسلامی و خطری را که از روی تصمیمات غلط برای مردم خود و مردم سراسر جهان ایجاد میکند، به جامعه بینالمللی شناساند. جهان باید بداند که ابعاد گسترش بیماری کرونا در ایران بسیار بیشتر از اینهاست، آمارهای جمهوری اسلامی غیرواقعی است، سیاستهای آن غلط است و کارامدی آن برای روبرو شدن با این بحران بشدت ضعیف است.

باید جمهوری اسلامی را وادار به پذیرش کمکهای مستقل جامعه جهانی و ورود پرسنل پزشکی و تخصصی آنها به کشور نمود. آمریکا بودجه عظیمی برای مبارزه با کرونا در ایالات متحده و کمک به سایر کشورها تصویب کرده و به ایران هم پیشنهاد کمک داده و شاید تنها کشوری است که میتواند در مقیاس بزرگ و تعیینکننده به کنترل این بیماری و جلوگیری از تبدیل آن به یک فاجعه در ایران کمک کند. ناتوانی و بیکفایتی جمهوری اسلامی در جلوگیری از یک فاجعه انسانی را باید به شورای امنیت سازمان ملل کشاند.

همه اپوزیسیون ایران و بویژه شورای مدیریت گذار باید تلاش کنند بحث بحران کرونا در ایران را به شورای امنیت بکشاند و خواستار کمک مستقل بینالمللی بشوند. جمهوری اسلامی حق ندارد مردم کشور و سلامت و جان میلیونها نفر از شهروندان خود را گروگان سیاستهای جهانستیزانه، غربستیزانه و آمریکاستیزانه خود قرار داده و ایران هم را به مرکز صدور این بیماری به سایر نقاط جهان تبدیل کند. باید تلاش کرد جامعه بینالمللی این خطر را بشناسد و در مورد آن اقدام کند. باید یک مرجع بینالمللی صاحب صلاحیت جهانی متکی به مشروعیت بینالمللی برای ارائه کمکهای درمانی و پزشکی مستقل به مردم ایران ایجاد شود.

میگویم «مستقل» و «دارای صلاحیت بینالمللی» چونکه مقامات رژیم جمهوری اسلامی عدم صلاحیت و عدم کفایت خود را برای این کار نشان دادهاند. این مرجع بینالمللی باید با جامعه پزشکی و درمانی ایران، در همکاری با آنها و از طریق آنها کار خود را به پیش ببرد و همه تلاشهای خود را برای مهار سریعتر این بیماری و نجات مردم ایران از یک فاجعه بزرگ به عمل آورد.

این بیماری نه ساخته و پرداخته رژیم است و نه در ایران آغاز شده است، اما بیکفایتی، سوء مدیریت و فساد فراگیر رژیم حاکم مانع حل شایسته این بحران است. این بیماری تا هم الآن دامن مردم را گرفته و میرود تا ابعاد بزرگتری هم پیدا کند و تمام جامعه را با سیاست و اقتصاد و معیشت و همه چیز تحت تأثیر قرار دهد.

آنچه ما نیاز داریم احساس مسئولیت اجتماعی، مراقبتهای اکید خانوادگی و فردی، تقویت همبستگی بین مردم و سازماندهی ابتکارات مردمی صحیح برای کمک به همدیگر، توأم با شناخت از خیانتهای بزرگ و نابخشودنی حاکمیت جمهوری اسلامی، در جریان قرار دادن جامعه جهانی از ناتوانی حاکمیت در مهار این تراژدی و متقاعد ساختن آن به اقدام مستقل انساندوستانه، وارد آوردن فشار داخلی و بینالمللی به این رژیم برای در پیش گرفتن سیاستهای بهداشتی درست و تن دردادن به کمکهای مستقل بینالمللی است.

اینها باید در رأس تلاشهای اپوزیسیون ایران باشد. به طور قطع رژیمی که با بیکفایتی و نادانی و سودجوئی و سوء نیت خود این بلا را سر مردم آورده، خود نباید سرپا بماند و جان سالم از این بحران بدر ببرد. اما لولائی که در شرائط کنونی وظیفه انسانی و اخلاقی ما را با کار سیاسیمان متصل و مرتبط میکند، به نظر من، اینها است.