یادداشت های سردبیر

حاشیه های خبری مجله خلیج فارس

نودوچهارمین ماهنامه ادبیات داستانی چوک(خردادماه سال 97)

برای دانلود تمامی شمارگان این ماهنامه ها و فصلنامه ها به سایت مراجعه کنید
www.chouk.ir
www.khanehdastan.ir


www.khanehdastan.ir
داستان­های ایرانی

داستان های ترجمه

نگاه به فیلم «دزد دوچرخه»

داستان عکس «جنگ جهنمی»

بررسی اسطوره«ریشیده پای»

بررسی داستان «خانه آستریون»

نگاهی به سریال «سرگذشت ندیمه»

بررسی مجموعه داستان «مرغ آمین»

معرفی«برندگان جایزه ادبی پولیتزر»

یادداشتی بر کتاب «خندستان خدایی»

خوانشی از داستان «گرای صفر درجه»

یادداشتی بر داستان «بانوی کوچه ذغالی»

ایده پردازی در رمان «زنی با موهای قرمز»

یادداشتی بر رمان «غروبِ پروانه؛ بختیار علی»

تحلیل دوگانه «امید و ناامیدی» در رمان ملکوت

بررسی عناصر روایی در مجموعه شعر «تعریض»

معرفی برنده جایزه نوبل «پار فابیان لاگر کوئیست»

مقاله: چگونه خاطراتِ خود را تبدیل به داستان کنیم؟

مقاله «گذری چند بر مفهوم خرد در شاهنامه فردوسی»

این شماره همراه با: عباس عطار، مرتضی غیاثی، فرزانه کاوه، میرجلال الدین کزازی، آرمان میرزانژاد، سیمیندخت حسینیان خسرو عباسی خودلان، امیرمحمد بامداد ماچیانی، مرضیه محمدپور، مریوان حلبچه ای، بختیار علی، کاوه سیدحسینی، بهرام صادقی، مجتبی تجلی، ساناز سیداصفهانی، جمیله سنجری، مهنار رضایی لاچین، مسعود عباسپور، فرهاد قبادی، مرتضی فضلی، میثم صمدی، سمیرا گیلانی، ایمان صناعتی، مینا عذاری، ریحانه کرد رجبی، سعادت حسن منتو، پروفسور. فرح بورگول آدوگوزل، جاناتان ارل فرانزن، پار فابیان لاگر کوئیست، خورخه لوئیس بورخس، اورهان پاموک، مارگارت اتود، ویتوریو دسیکا، فلوید دل، حسن بلاسم، فرانسیس آلگود، شارلوت برونته، آلیاس وست، جان آپدایک
«چوک» نام پرنده‌ای است شبیه جغد که از درخت آویزان می‌شود و پی‌درپی فریاد می‌کشد.

سردبیر: مهدی رضایی

مشاور: حسین برکتی

هیئت تحریریه

تحریریه بخش داستان

بهاره ارشدریاحی (دبیر بخش نقد، مقاله، گفتگو) طیبه تیموری‌نیا (دبیر بخش داستان)، ریتا محمدی غزال مرادی، شهناز عرش‌اکمل، امیر کلاگر، علی پاینده، محمود خلیلی، مصطفی بیان، مریم ایلخان، مریم رضایی لاچین، مریم غفاری جاهد، گیتا بختیاری، وفا کشاورزی، سمیه سیدیان، سعید زمانی، مریم پژمان، بابک ابراهیم‌پور، میترا قاضوی، نعیمه زنگنه، الهام زارعی، علی علیخانی

تحریریه بخش ترجمه

پونه شاهی (دبیر بخش ترجمه)، اسماعیل پورکاظم، مریم نوری‌زاد

تحریریه بخش سینما و تئاتر

زهرا آذر (دبیر بخش سینما و تئاتر)، علی علیخانی

خانه داستان چوک با دوره های داستان نویسی، ویراستاری، نقد ادبی، اسطوره شناسی
www.khanehdastan.ir
نخستین بانک مقالات ادبی، فرهنگی و هنری چوک
http://www.chouk.ir/maghaleh-naghd-gotogoo/11946-01.html
دانلود ماهنامه‌های ادبیات داستانی چوک و فصلنامه شعر چوک
http://www.chouk.ir/download-mahnameh.html
دانلود نمایش رادیویی داستان چوک
http://www.chouk.ir/ava-va-nama.html
دانلود فرم پیش ثبت‌نام دهمین دوره آکادمی داستان نویسی چوک
http://www.chouk.ir/tadris-dastan-nevisi.html
فعالیت های روزانه، هفتگی، ماهیانه، فصلی و سالیانه کانون فرهنگی چوک
http://www.chouk.ir/7-jadidtarin-akhbar/398-vakonesh.html
بانک هنرمندان چوک صحفه ای برای معرفی شما هنرمندان
http://www.chouk.ir/honarmandan.html
شبکه تلگرام کانون فرهنگی چوک
https://telegram.me/chookasosiation
اینستاگرام کانون فرهنگی چوک
http://instagram.com/kanonefarhangiechook
بخش ارتباط با ما برای ارسال اثر
http://www.chouk.ir/ertebat-ba-ma.html
گزارش همایش روزجهانی داستان کوتاه و بزرگداشت «قباد آذرآیین»
http://www.chouk.ir/maghaleh-naghd-gotogoo/7-jadidtarin-akhbar/12607-2016-02-18-11-32-59.html
گزارش، عکس‌های همایش«روزجهانی داستان کوتاه» و شب «جمال میرصادقی»
http://www.chouk.ir/maghaleh-naghd-gotogoo/7-jadidtarin-akhbar/1115-2012-01-07-06-26-37.html
گزارش و عکس‌های جشن یازدهمین سال فعالیت کانون فرهنگی چوک
http://www.chouk.ir/maghaleh-naghd-gotogoo/7-jadidtarin-akhbar/12003-2012-09-23-08-41-27.html
گزارش جلسات ادبی- تفریحی کانون فرهنگی چوک
http://www.chouk.ir/maghaleh-naghd-gotogoo/7-jadidtarin-akhbar/1236-2012-01-21-06-13-06.html



کانون فرهنگی چوک تریبون همه هنرمندان و حامی همه انجمن ها و کانون های فرهنگی است.این ایمیل توسط گروه گوگل کانون فرهنگی چوک برای شما ارسال شده است مدیران سایت ها و انجمن ها می توانند ازطریق این گروه گوگل به صورت
هفتگی یا ماهیانه فعالیت های کلی و آثار منتشر شده درسایت را به هزاران نفر اطلاع رسانی کنند . همچنان اطلاع رسانی ایمیل های فردی و وبلاگی قابل تایید

به جنبش ها خیره شویم و از آن ها بیاموزیم!/تقی روزبه

مهم ترین مسأله تاکتیک و استراتژی کنونی تقویت و شکل گیری یک جنبش عمومی ضداستبدادی در پیوند تنگاتنگ با مطالبات پایه ای جامعه و زحمتکشان است. در این راستا اکنون با دو ضرورت خطیرتحکیم خشت پایه های این جنبش ( سلول های پایه) و نیزخمیرمایه های یک گفتمان ترقی خواهانه مواجهیم. در همین راستا بی گمان معلمان با داشتن ماهیت و خصلت سراسری و ویژگی مطالباتی و خواست های شفاف و ترقی خواهانه از بالفعل ترین حلقه های استراتژیک در این خشت پایه هستند.

خشت پایه ای که در آن می توان هم طرح مطالبات ترقی خواهانه و هم سازمان یابی سراسری را توأمان مشاهده کرد. خشت پایه هائی که شالوده مهمی برای شکل گیری ساختمان یک جنبش ضداستبدادی و مطالباتی هستند. استراتژی و تاکتیک اگر بخواهد از آفت تجرید و از زندانی شدن در کلیشه ها و مقولات سترون و بی سروته بیرون بیاید و پایش را به زمین بگذارد بی تردید جنبش معلمان یکی از آن حلقات استراتژیک والهام بخش و حی و حاضری است که می تواند به موازات گسیخته شدن انسجام رژیم پوسیده ومنحط و گشوده شدن و انبساط فضای سیاسی، نقش تعیین کننده ای در جلوگیری از فروپاشی جامعه و جهت گیری ترقی خواهانه داشته باشد.

معلمان در بندمبارزه در چهارچوب مطالبات منفرد در این یا آن واحد (مدرسه) و در این شهر یا آن شهرنیستند. آن ها با کارفرمائی به نام دولت سرمایه داری و استبدادایدئولوژیک -مذهبی ( که نظام آموزشی از مهم ترین تجلی های آن است)، با جوانان دانش آموز و خانواده ها یعنی یک مجموعه دهها میلیونی سروکاردارند. اهمیت استراتژیک آن ها نه فقط بدلیل ظرفیت های بالقوه و نسیه، که بالفعلی است که بطور پیوسته خود را در اقدام و خواست های مشترک میلیون ها نفر، به شکل یک نیروی سراسری و حامل آگاهی و ترقی خواهی نشان می دهد. هم چنین این اهمیت استراتژیک، از جایگاه و موقعیت طبیعی آن ها در پیوندبا میلیون ها خانواده و دانش آموز در تمامی نقاط کشوری با همه رنگارنگی های خود سرچشمه می گیرد.

چنین موقعیتی است که به آن ها نقش استراتژیک و ظرفیت هژمونیک در صفوف مزدوحقوق بگیران و بیکاران و زحمتکشان می دهد. حلقه ای کلیدی که می تواند در شرایط برآمد و انبساط سیاسی و توان اقدام سراسری، بدلیل پیوندش با میلیون ها خانواده و جوانان دانش آموز، به سهم خود نقش مؤثری در به حرکت در آوردن آن ها حلقه های دیگر داشته باشد. این نقش ویژه نه از آسمان، که از تمرین و مارش مداوم آن ها در میدان مبارزه و در متن یک مقاومت و مبارزه واقعی در طی سالیان متمادی ساخته و پرداخته می شود. آن ها مشخصا از مبارزات پراکنده این یا آن واحد فراتررفته اند و به یک نیروی جمعی فراروئیده اند.

معلمان و کارگران و دانشجویان و زنان و.. عناصر اصلی- و نه البته تمامی- شالوده و خشت پایه های جنبش ضداستبدادی-مطالباتی معطوف به رهائی را تشکیل می دهند. اگر چنین یاخته هائی از پیوند آن ها از هم اکنون در جای جای کشور شکل بگیرد می توانند هم چون شالوده و یا اسکلت محکمی قوام بخش جامعه مستعدفروپاشی و پر از گسست ها و ابر چالش ها باشند. اگر چنین خشت پایه هائی که اکنون شاهدرویش جوانه های آن هستیم شکل بگیرند و تکثیرشوند چه بسا بتوانیم از این گردنه های خطرناک و نفس گیر، و در منطقه در حال اشتعال و انباشته از باروت و بحران عبورکنیم… هم چنین بتوانیم خود را از گنداب باتلاق فرقه گرائی ها بیرون بکشیم. می توانیم باعنایت به سیرحرکت جنبش ها و خیره شدن به روندهای پیشرو در آن ها و جوانه های در حال رویش، به تاکتیک واستراتژی واقعی و معطوف به جامعه و شکل گیری یک قطب مستقل و ضدسیستم، گوشت و پوست بدهیم.

تقی روزبه ۲۰۱۸-۰۵-۱۱
از شعارهای معلمان:

مطلبی در مورد ادعای اولیه و سپس تکذیب صادق زیبا کلام/عبدالستار دوشوکی

جناب آقای دکتر زیبا کلام

مطلب منتسب به جنابعالی را در مصاحبه با سایت ایران وایر خواندم، که در آن به نقل از جنابعالی نوشته شده است “حاضرم برای جلوگیری از سقوط نظام، اسلحه به دست بگیرم و در مقابل مردم از نظام، از جمله شورای نگهبان، روزنامه کیهان شریعتمداری و بقیه ارکان نظام دفاع کنم”. دقایقی پیش نیز مطلب جنابعالی را در تصحیح (و نه الزما رد آن مصاحبه) خواندم که علیرغم اینکه تاکید کرده اید که اگرچه سایت ایران وایر دروغ ننوشته است؛ ولی ایران وایر را متهم کرده اید که در نهایت بی‌اخلاقی حرفه‌ای و بدون رعایت کوچک ‌ترین احترامی برای معیارهای حرفه‌ای مصاحبه را “تنظیم” کرده اند. اما در حین حال در تصحینامه خویش مجددا تاکید کرده اید: “فروپاشی نظام سیاسی مستقر به فروپاشی کشور و میهن خواهد انجامید. همه استدلال من این است که برای حفظ استقلال و یکپارچگی ایران، حتی گاه باید به سخت ‌ترین انتخاب‌ها تن داد و آن مثال اسلحه است”

من هم از صحبت های منسوب به جنابعالی تعجب کردم. اما اکنون که جوابیه یا توجیه حضرتعالی را می خوانم. به نوعی محتوا و فحوای ادعای ایران وایر را تائید کرده اید. شما می نویسید منظورتان از بدست گرفتن اسحله برای جلوگیری از فروپاشی کشور، و حفظ یکپارچگی ایران است. از نظر استدلال علمی و عقلانی از فحوای کلام شما اینگونه بر می آید که فروپاشی نظام به فروپاشی کشور(ایجاد هرج و مرج گسترده) و نقض استقلال و در نهایت فروپاشی به معنای از بین رفتن یکپارچگی کشور منجر خواهد شد. حضرتعالی یک فرد علمی و دانشگاهی هستید؛ و نیک می دانید که وقایع پیوسته و به هم مربوطه همانند سلسله کنش ها و واکنش های شیمیایی در نهایت از نظر علمی مجموعه ای از یک پدیده تفکیک ناپذیر محسوب می شوند. جنابعالی به خوبی به مولفه “علیت” آگاه هستید، که رابطهٔ بین یک رویداد (علت) و رویدادی دوم (اثر یا معلول) است که در آن، رویداد دوم نتیجهٔ رویداد نخست است. توجیه زیرکانه، اما بظاهر علمی، اینگونه است که اگر نمی خواهید رویداد دوم اتفاق بیفتد، باید از رخ دادن رویداد اول جلوگیری نمود”. بقول مثنوی مولوی و به روایت معممین “کلموا الناس علی قدر عقولهم لا علی قدر عقولکم حتی لا یکذبوا الله و رسوله”.

حضرتعالی همانند بسیاری از شارحان اصلاح طلب که برای حفظ نظام عامدانه هراس پراکنی می کنند، فروپاشی (سقوط) نظام جمهوری اسلامی را مساوی با فروپاشی و نابودی کشور می دانید. در نتیجه اسلحه را، به زعم خویش، برای جلوگیری از فروپاشی تمامیت ارضی ایران توجیه می کنید و نه الزاما برای حفظ نظام جمهوری اسلامی در مقابل مردم.

جناب آقای دکتر زیباکلام گرامی، جنابعالی اگر یک سر چوب را بردارید، خود به خود آن سر دیگر چوب را نیز برداشته اید. نمی توانید دو سر یک چوب ممتد و پیوسته را بردارید، و ادعا کنید که فقط یک سر چوب را برداشته اید و اینکه آن سر دیگر چوب به من ربطی ندارد. این به نوعی آگاهانه یا صادقانه خلط مبحث خواهد بود. اگر توضیح حضرتعالی در مورد “اسلحه به دست گرفتن برای رویارویی با مردم به ‌منظور حفظ و حراست از نظام” را بپذیریم، که بنده نیز علیرغم انتقادات تند احتمالی برخی از هموطنان با سعه صدر و خوشبینی و نیک اندیشی و احترامی که برای شما قائلم، تمایل به پذیرش آنرا دارم، اما توضیح جنابعالی در مساوی پنداشتن فروپاشی نظام با فروپاشی و نابودی کشور را قابل توجیه نمی دانم. زیرا در طول تاریخ ایران سلسله های حکومتی بیشماری آمدند و رفتند، اما ایران همچنان باقی است. بیاد دارم قبل از انقلاب نیز طرفداران نظام پادشاهی تبلیغ می کردند که اگر رژیم پهلوی سقوط کند، ایران “ایرانستان” خواهد شد و ابرقدرت هایی مانند اتحاد جماهیر شوروی و آمریکا آن را تجزیه خواهند کرد. این یک شگرد شناخته شده حکومت ها بوده و است. از انسان فهیم و دانشگاهی و علمی مانند جنابعالی انتظار نمی رود تبلیغات نادرست و هراس آفرین جمهوری اسلامی مبتنی بر شیوه “وحشت پراکنی” را بازتکثیر کنید؛ زیرا نتیجه آن حفظ نظام جمهوری اسلامی به هر قیمتی خواهد شد.

یعنی جنابعالی و بقیه اصلاح طلبان استمرارطلب در عمل و صراحتا از مردم می خواهید از ترس عقرب جراره تجزیه ایران همچنان در پناه دهشتکده “مار غاشیه” جمهوری اسلامی بمانید. آن هم در حالتی که اصولا عقرب جراره تجزیه وجود ندارد. و حیات جمهوری اسلامی ارتباطی به حیات مملکت ایران و منافع ملی و استقلال آن نداشته و ندارد. چه بسا تاریخ تلخ چهل سال گذشته عکس آن را ثابت کرده است. از دست دادن بخش بزرگی از دریای خزر و منافع ملی ایرانیان در میادین مشترک نفت و گاز در خلیج فارس (بین ایران و عربستان و ایران و قطر)، دریای خزر و در مرز مشترک ایران و عراق، بقول فردوسی یکی داستان است پر آب چشم.

شوربختانه با توجه به خروج آمریکا از برجام، و آنچه که از سخنان امروز آیت الله خامنه ای می توان استنباط کرد، تا قبل از پایان امسال برجام در کلیت خویش سرانجامی نافرجام خواهد داشت. و بعد از آن ممکن است خطر جنگ و درگیری کشور را تهدید کند که حداقل بخش قابل ملاحظه ای از مسئولیت خطر جنگ و نابودی منابع و منافع ایران متوجه عملکرد جمهوری اسلامی و رفتار پرخاشگرایانه و جنگجویانه آن بر علیه خودی و غیر خودی می باشد. در نتیجه باید اذعان داشت که تمامیت ارضی ایران و منافع ملی و استقلال (بخصوص از روسیه و چین) به دلیل ادامه حیات پر تنش و متحارب جمهوری اسلامی متضرر خواهد شد؛ و نه بر عکس آن. شوربختانه در رابطه با تمامیت ارضی کشور، انگشت اتهام همیشه بسوی ما بلوچها و کردها و غیره نشانه می رود. این در حالی است که ما در عرصه عمل و در تقارب و تعامل تنگاتنگ با بقیه هموطنان، کذب و پوچی این اتهامات را ثابت کرده ایم و با تحریم و جنگ و حمله نظامی نیز مخالف نموده ایم. و در این شرایط حساس در اتحاد و همگرایی ملی با بقیه هموطنان، روشنگری و مقابله با تبلیغات ناروا و هدفمند جمهوری اسلامی و ناصحان طرفدار آن را وظیفه خود می دانیم. زیرا بلوچ و کرد و عرب ایرانی بیشترین ضررها را از ادامه حیات جمهوری اسلامی متحمل گشته اند؛ و نمی توان و نباید از نارضایتی آنها بعنوان ابزاری برای هراس افکنی، ایجاد شکاف در صفوف ملت ایران و در جهت استمرار جمهوری اسلامی استفاده یا سوءاستفاده نمود.

عبدالستار دوشوکی

مرکز مطالعات بلوچستان ـ لندن

چهارشنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۷

انجمن اسلامی جهانی آمریکا و نزدیک به جمهوری اسلامی به ” دانشگاه هاروارد ۵۰۰ هزار دلار کمک کرده

خیلی پرسیده می‌شه که نایاک و امثال موسویان از کجا پول می‌گیرن. یکیش پول‌هاییه که بنیاد علوی به اسم کمک به دانشگاه‌ها می‌داده، مثل ۶۰هزار دلاری که در سال ۲۰۱۴ به پرینستن و درواقع موسویان داد. یا ۳۷۵هزاردلار کمک به دانشگاه کاتولیک امریکا که می‌ره به جیب آخوندی به اسم احمد ایروانی


یک نمونه دیگه: انجمن اسلامی جهانی امریکا که یک انجمن شیعه‌ست و نزدیک به ج.ا، به پروژه ایرانِ “بلفرسنتر” دانشگاه هاروارد ۵۰۰هزار دلار کمک کرده. سحر نوروززاده (عضو سابق نایاک و عضو شورای امنیت ملی امریکا در دولت اوباما) اخیرا به این مرکز اضافه شده. مدیرش هم پیام محسنیه

“رایان مورو” خبرنگار امریکایی در سال ۲۰۱۶ گزارشی نوشته بود که بنیاد علوی به انجمن اسلامی جهانی امریکا، بارها کمک مالی کرده ازجمله ۱۰۰هزاردلار در سال ۲۰۰۵. گزارش “مورو” درباره شبکه مخفی بنیاد علوی در دانشگاه‌ها و خیریه‌های امریکا رو از دست ندین