خانه » هنر و ادبیات » رنگ قایق ها مال شما/رضا اغنمی

رنگ قایق ها مال شما/رضا اغنمی

نام کتاب: رنگ قایق ها مال شما
نویسنده: اورهان ولی.
مترجم: شهرام شیدایی
ناشر: تهران کلاغ سفید. ۱۳۸۲

این کتاب دویست و شصت برگی که چندسال پیش به دستم رسیده بود، به تازگی ها دراثر خانه نشینی «کرنای نکبتی»، وخانه تکانی کتاب ها پیدا شد.متاسفم که چند سالی ازچشم پیرانه ام پنهان مانده بود!
دفترسروده های شاعری ست ازاهالی ترکیه که درعمرکوتاهش «۱۹۵۰ – ۱۹۱۴» آثارخوبی به یادگار گذاشته است.
اورهان [ اورخان] ولی، شاعری پُرکارواندیشمند که با اندک تأملی در مفهوم سروده ها، وسعت اندیشه در زمان، شناخت طبیعت و مهمتر، اشنایی اوبا فضای خفقان برای خوانندگان اثرش آشکار می شود. همو، فرآیند پنهان ماندۀ «سرحوردگی اجتماعی» را با زیان ملایم و پخته، درسروده ها و داستان ها یادآور می شود.
دفتر شامل ۱۱۷ سروده تا ص ۱۶۵ و ازان پس داستان های کوتاه ومتنوع وسپس با نظرات برخی نویسندگان به پایان می رسد.

پیشاپیش بگویم که اورهان ولی از پیشگامان «شعر نو» درادبیات تِرک بوده و براین اعتقاد نیزتلاش او دردگرگونی های ادبی«کهنه و نو» جایگاه ویژه ای دارد ومورد توجه نوپسندگان وشاعران وهنرمندان نوگرا بوده است.
مقدمه کتاب باعنوان «غریب» شروع شده است. تقریبا درهیجده صفحه. باچنین آغاری:
«شعر یعنی سخن گفتن [هنر زبانی]، درطول قرن های گذشته. دست خوش تفسیر و تحولات زیادی شده و درنهایت، به نقطۀ امروزی رسیده است»
ازسنت شعر ونظم و قافیه می گوید وزیبایی های کلام و تکامل آن ومهارت سرودن با سابقۀ کهن. غافل از زمان و زمانه نیست، و سپس اضافه می کند:
«گمان نمی کنم انسان امروزی در به کار بردن وزن و قافبه، دست وپایش را گم کند و خود را چندان به زحمت و اذیت بیندازد. با این که برای دست یابی به زیبایی، متوسل به جوش وخروش هایی عظیم شود؛ چرا که آنانی که این حقیقت آزار دهنده را دریافته اند به وزن و قافیه «آهنگ» می گویند و آن را عنصر جدید پدر ومادر شعر می دانند و دودستی به این نعمت جدید چنگ انداخته اند»
از صنایع لفظی و معانی می گوید و از خصیصه های متغیر وعادت های عادت شدۀ نویسندگان. پیداست که بیششر، نویسندگان و شاعران سنتی را مخاطب قرار داده ونکات مهم و همگام با دنیای روز و اندیشۀ نو سخن می گوید :
« برای انسانی که دانش اش را تعالیم اش را مدیون اعصار گذشته می داند چیزی طبیعی تر ازاین نمی توان یافت تشبیه. تلاش و اجباری ست برای این که بتوان اشیاء را متفاوت ازآن چه هستند دید. کسی که این کاررا می کند احساس نمی کند که دارد کاری عجیب و غریب و غیرطبیعی می کند و نمی تواند تهمت هیچ گونه غیرطبیعی بودن به خود بزند . . . . . . امیدوارم که غنای تخیل حاصل از تشبیه و استعاره ومبالغه و این جور چیزها، چشمان گرسنۀ تاریخ را دیگر سیر کرده باشد.»

اورهان ولی، شاعر نوگرای تُرک زبان، درپایان این مقدمه با سخنان سنجیده وچه بسا بنیادی، با پیامی از “ذهنیت مصرع گرا” می نویسد این ذهنیت:
«علاوه برخودمصرع ها، امکان بررسی وتحلیل قسمت هایی ازآن، یعنی کلمه ها، را هم به مامی دهد. فکر کردن به کلمه، سعی دراثبات زیبایی یا زشتی آن، برای شعر، دروضعیت کلمه، یک تلقی مطلقِ «عنصر شعری» به بارآورده. کسانی هستند که درشعر صد کلمه ای به دنبال صد زیبایی می گردند»
مقدمه به پایان می رسد.

سرآغاز سروده ها از صفحه ی۲۹ شروع ودر ص۱۶۴تمام می شود. پس ازآن داستان ها و مقاله هایی در بارۀ حوادث زمانه امده است.
برخی ازاشعاراین دفترپُرباررا برای معرفی برگزیدم.

«به طزف کشتی سازی که می روی!
دریا را خواهی دید
دست وپایت را گم نکن»

«هوی لو – لو
دلم می خواهد من هم دوستان سیاه پوستی داشته باشم
با اسم های عجیب و غریبی که کسی نشنیده باشد
دلم می خواهد ازبنادر ماداگاسگار
تا چین با آن ها سفر کنم
دلم می خواهد ازبین آن ها یکی شان
روی عرشۀ کشتی هرشب رو به ستارگان
ترانۀ «هوی لو — لو» را بخواند

و یک روز ناگهان
به یکی بربخورم
درپاریس . . .»

«بیهوده مشغول کردن دیگران

تمام زن های زیبا فکر کرده بودند
که هرشعرعاشقانه ای که نوشته ام
برای آن ها نوشته شده
ومن دائما اذیت می شدم
ازاین که نوشته هایم
آن ها را بیهوده به خود مشغول کرده»

«مثل ما
«آیا یک تانک
دررؤیاهایش، آرزوی چیزی را دارد
و طیاره به چه فکر می کند
وقتی که تنها و بی کس می ماند؟
آیا ماسک های گاز
درمهتاب
دوست ندارند هم صدا با هم ترانه ای بخوانند؟
وتفنگ ها به اندازۀ ما انسان ها
رحم ومروت ندارند»

«مجانی
مجانی داریم زندگی می کنیم؛
هوا مجانی. ابرمجانی؛
دره وتپه مجانی،
باران و گِل مجانی،
بیرونِ اتوموبیل ها،
درسینماها ،
ویترین ها مجانی ،
نان وپنیر اما نه،
آب خالی مجانی،
آزادی به قیمت سر.
اسارت مجانی،
مجانی داریم زندگی می کنیم، مجانی»

«پیش به سوی آزادی

آفتاب نزده
لحظاتی که دریا سفید سفید است راه خواهی افتاد،
شهوتِ گرفتن پاروها درکف دست هایت،
و دردرونت خوشبخی این که کاری خواهی کرد،
پیش خواهی رفت،
باموج برداشتن تورهای ماهی گیری پیش خواهی رفت،
ماهی ها در راه به ااستقبالت خواهندآمد،
. . . . . .
. . . . . .
زمانی که روح مرغان دریایی، درمزارهاشان
درمیان صخره ها، ساکت و خاموش است،
ناگهان،
قیامتی درافق ها به پا خواهد شد.
حدس می زنی چه اتفاقی دارد می افتد
این پری های دریایی، این پرنده ها؟
این جشن و سرور و شادی وبزن وبکوب؟
. . . . . .
. . . . . .
پس چرا وایستادی پسر! بندار خودترا تودریا،
کسی چشم انتظازته، اهمیت نده،
مگه نمی بینی، همه جا آزادی یه،
بادبان شو، پاروشو، سکان شو، ماهی شو، آب شو،
برو تا هرجایی که می تونی

«زندگی
tمی دانم زندگی کردن آسان نیست
اما
رخت خواب یک مُرده هنوز گرم است
ساعت مُرده ای دیگر روی مُچش کار می کند»

عنوان “زندگی” آخرین سروده های این دفتراست. درپس یک گفتگوی صمیمانه با مخاطبان، عنوان
«برای غریب» است و سپس اولین داستان را با عنوان «کبابی خوشبین بین » ادامه می دهد.
شش داستان از اورهان دراین دفتر آمده با این عناوین :
«کبابی خوش بین. خون. کارهایی که بهار می کرد. بعدازظهر. آب و تشنه گی. به سوی دریا»
هریک ازاین داستان های زیبا و پُربار، نشانگر فضای واقعیت و خیال زمانۀ هستی نویسنده است، که درگسترۀ قلم خاطره های خود را با مخاطبین درمیان گذاشته است.
آخرکتاب شامل نظرات گوناگون دوستان و نویسندگان درمقام ادبی اورهان ولی ست، که با این یاد آوری مترجم فاضل به پایان می رسد :
«حیفم آمد نقل قول عزیزنسین را دربارۀ اورهان ولی نیاورم. عزیزنسین می گفت:
اورهان ولی می خواست شعرهایش را تکثیر کند وباهواپیما برفرازاستانبول پخش کند» ش ش»
با سپاس ازمترجم آگاه با آرزوی موفقیت شان.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*