خانه » هنر و ادبیات » نگاهی به چاله عنکبوت/رضا اغنمی

نگاهی به چاله عنکبوت/رضا اغنمی

 

نام کتاب: سوریه: چاله عنکبوت

 

نویسنده: حامد محمدی
ناشر: کیهان لندن
تاریخ: سپتامبر ۲۹۱۸ (شهریور ۱۳۹۷)
چاپ: ازانتشارات ساتراپ (لندن)

 

 

در پس دوپیشگقتارانتقادی و بسی سنجیده ی آقایان رضا تقی زاده استاد اقتصاد دانشگاه کلاسگو و حسن شریعتمداری ومقدمه ی نُه برگی نویسنده، نخستین فصل کتاب با عنوان:

آغاز بحران درسوریه و ورود سپاه به جنگ شروع می شود.

با استناد به روایت نویسنده سرآغازشعله های حنگ خانمانسوز سوریه درماه مارس ۲۰۱۱:
«تعدادی دانش آموز که درشهر درعا درجنوب سوریه علیه بشار اسد اقدام به شعارنویسی بر در و دیوار مدرسه کردند بازداشت شدند و صدها نفر از مردم خشمگین برای نشان دادن اعتراض خود به خیابان ها آمدند».
این اعتراض دیکتاتور را خوش نیامد وکشتار مردم و ویرانی کشوررا برگزید. تا اعتراض ها علیه اسد به دمشق پشت دیوارهای نشیمن گاه دیکتاتور رسید.
نوینسده، دیدگاه های جمهوری اسلامی را زیر ذره بین برده به درستی نقد می کند. اقلیت علوی حاکم درسوریه به سبب همخوانی باتشیع را از طیف بهارعربی جدا می کند. سرکوب اسد را «فتنه شام» و«اعتراضات خیابانی علیه حسنی مبارک، معمر قذافی و زین العابدین بن علی را «بیداری اسلامی» می نامیدند.
بااشاره به سرکوب «جنبش سبز» توسط سپاه پاسداران، درتقلبات نتایج ریاست جمهوری ۱۳۸۸، که سال پیش ازشروع اعتراض های سوریه، با تجربه دلخواه حکومت جمهوری اسلامی ازآن سرکوب، اعزام سپاه پاسداران به سوریه شروع می شود: «که نه زیارتی بود و نه سیاحتی».
جنگ های خیابانی درسوریه شدت پیدا کرده. مردم مسلح شده اند. سربازان،افسران و ژنرال ها از پادگان ها شروع وبه مردم پیوسته اند.
از انفجاراتوبوس زائران ایرانی دریک پمپ بنزین دردمشق و حمله افراد مسلح به اتوبوس دیگری درجاده حلب به دمشق سخن رفته:
«درهمین گیروداراعلام شد که شش زائرایرانی درمنطقه مرزی ادلب سوریه نزدیک خاک ترکیه ربود شد . . . در۱۴مردادسال ۱۳۹۰گزارش شدکه ۴۷ ایرانی درمنطقه ریف دمشق ربوده شده اند».
این گونه خبرهای ناگوار نشانگر نفرتِ معترضان سوری ازایرانی ها نیست؟!
از زیاد شدن آمد ورفت های سپاهیان به سوریه:
«حتی فرودگاه پیام کرج به سوریه نیرو و تجهیزات اعزام می کند . . . خبر اعزام نیرو به سوریه همچنان سانسور می شد. اما بازگشت اجساد کشته شدگان که”مدافع حرم نامیده می شدند” و تشییع و تدفین پیکرآن ها درشهرهای مختلف ایران قابل پنهان کردن نبود و واقعیت را آشکار می کرد».
ازضد و نقیض گوئی های مستند مسئولین سخن رفته است.
فصل نخست با حادثۀ«محرم تُرک»، پاسداری که دی ماه ۱۳۹۰اولین شهید مدافع حرم بوده، دریک مصاحبه با همسر اودرسال ۱۳۹۴ به پایان می رسد .

فصل دو باعنوان: کاریکاتور ناسیونالیسم و شیعه گری

ازقول برترآند راسل روایت می کند که درحکومت های خودکامه:
«وطن پرستی یعنی آمادگی کشتن وکشته شتن به دلایل ناچیز.البته نگاه تندی است. اما وقتی ابزاری دردست حکومت های خودکامه باشد ازآنچه راسل می گوید هم خطرناک تر می شود».
تجربه ی مثبت روایت بالارا درجنگ ایران و عراق یادآور می شود. ازمراسم تدفین اتباع افغان و پاکستان می گوید که با جنازه های کشته شدگان در جنگ سوریه به ایران آورده بودند. آنها فاقد پاسپورت و کارت اقامت بودند. روی تابوت ایرانی ها پرچم جمهوری اسلامی بود روی چنازه آن ها یاحسین و یا زینب بود. این خبر شنیدن دارد:
«عطش اعزام به سوریه آنقدر بین بسیجیان نوجوان زیاد شده بود که دریکی از مساجد هیئت های میدان خراسان درجنوب تهران به طور غیررسمی، داوطلبان فرم اعزام پُر می کردند تا با واسطه یا سفارش یکی ازمداحان مشهور یا نیروهای رده میانی سپاه و بسیج فرصت کنند به سوریه بروند و بجنگند»
درفصل سوم ازمسابقات المپیک ۲۰۱۶درپایتخت برزیل یادکرده وشرکت«ورزشکاران بدون ملت». ورزشکاران ایرانی:
«تحت تآثیرباورهای شخصی وتبلیغات حکومتی مدالهای خودرا به کشته شدگان مدافعان حرم یا خانواه های آنان تقدیم کردند».
این فصل باداستان شرم آور بازی برگشت فوتبال ایران وسوریه دراستادیوم آزادی تهران به پایان می رسد.

فصل ششم باعنوان : ارتش چطورسر از سوریه درآورد؟

این فصل از پا گرفتن وبرقراری داعش، قبل از سوریه درعراق شروع می شود. ازقوت گرفتن در عراق وحرکت آن ها به سمت ایران:
«حتی منابع خارجی گزارش دادند که به ۴۰ یا ۳۰کیلومتری مرزهای ایران هم رسید. همان زمان که به شهربغداد نزدیک شده بودند وبیم آن می رفت که پایتخت عراق را اشغال کنند».
از ورود احمدرضا پوردستان فرمانده وقت ارتش ایران به خاک عراق می گوید که برای شناسائی درسال ۱۳۹۳ شخصا وارد خاک آن کشور می شود. نزدیک شدن داعش به مرزهای ایران درخرداد ۹۳ را در صفحه ی هفتاد شرح داده است.
درباره اعزام نیرو به سوریه می نویسد:
«سپاه به طورگسترده در رده های مختلف به سوریه نیرو اعزام می کرد اما مدعی بود که نظامیان اعزامی تنها مآموریت مستشاری آموزشی دارند به تدریج افزایش تلفات سپاه و«درجه نظامی» کشته شدگان نشان داد که بسیاری ازآن ها جوانانی بوده اند که با رده های پائین خدمت می کردند و نه تنها سابقه ی تدریس علوم وفنون نظامی را نداشتند بلکه با طی کردن دوره های آموزشی سه ماهه به سوریه اعزام می شدند».
تآسف باراینکه : «درمیان تمام کشورهای خارجی که به سوریه نیروی نظامی اعزام کردند هیج کشوری به اندازه ایران تلفات نداد».
اشاره جالبی دارد به تلفات سنگین سپاه درسوریه ومقایسه آن با تلفات ارتش که«هشت نفر» آمده. «سپاه که بدنه آن را مکتبی های حامی رهبر جمهوری اسلامی تشکیل داده اند در ارتش متفاوت است وکم نیستد افسرانی که در رده های مختلف منتقد یا مخالف سیاست های علی خامنه ای و حتی خود او هستند به ویژه به دلیل معیشتی».
ازنیازها و کمبودها و ناهماهنگی های لجستیکی: «آسمان، تنها گزینه مناسب بود» سخن رفته و از پریشانی ها؛ که به حکم عقلانیت، ازعدم درک و شناخت سیاهی های گذدشته و سرچشمه نهادی شده آشفتگی ها درمُرداب های فکری وتاریخی فرهنگ جاهلیت، امروزه روزنمی توان درمقابله با فنون جنگی مُدرن، به تیر وکمان و شمشیر، حتی با دعا وخیرات به کارزار پرداخت!
ازبه کار گرفتن هواپیماهای مسافربری وتجاری در حمل و نقل وسایل جنگی وبدنام شدن شرکت ها هوائی: «این که جنگ درعراق و سوریه چه بلایی برسرایرلاین های ایران آوزد برگ سیاهی در تاریخ جمهوری اسلامی است».
ازفشار روسیه و سپاه قدس برای کشاندن ارتش ایران به جنگ می گوید و افتضاح سپاه دراستان حلب و سقوط خانطومان. پرواز جنگنده های روسی ارپایگاه شاهرخی همدان که :
«تعدادی از نمایندگان مجلس با استناد قانون اساسی ازادامه ی این همکاری جلوگیری کردند».
از تفاوت های ظاهری برخی ارتکاوران ارتش با دیگر رزمندگان سخن رفته، اما بلافاصله آمده:
«دربسیاری ازتصاویر می شد دید . . . که تکاوران به جای «کلاه خود»جفیه یا لُنگ به سربسته اند و به جای پوتین ازکفش های ورزشی استفاده می کردند».
سرانجام این که :«جنگ سوریه یک جنگ عادی نبود. جنگ «قناسه بود» وآن را توضیح می دهد.

فصل ۷عنوان: «استفاده ابزاری ازکودکان وتقویت روحیه شهادت طلبی واسرائیل ستیزی درآن ها»

همان طوری که عنوان شده، آگاه کردن مردم اززمینه سازی حکومت درپرورش نسلی ست که مفهوم غائی هستی وزندگی را درراه شهادت وایثارباید سپری کرد ولاغیر! تلاش این فرهنگ درفصل هشتم برگ ۹۵ تا۹۷ به صورت قانون به تصویب می رسد:

« مجمع تشخیص مصلحت نظام به ریاست اکبرهاشمی اقدام به بررسی و اصلاح آن کرد. . . . این قانون ۷۶ ماده دارد که ماده ۶۲ و۶۳ آن اختصاص به ترویج فرهنگ ایثار و شهادت. ماده ۶۲- دانشکده ها ومؤسسات آموزش عالی دولتی، دانشگاه آزاد اسلامی وآموزش عالی غیرانتفاعی موظفند با رعاریت مقطع تحصیلی . . . . . . . اقدام نمایند».

فصل ۹عنوان: ایرلاین های تجاری به خاک سیاه نشستند.

از فعالیت شرکت هواپیمایی قشم درسال ۱۳۷۲ شروع می شود. سپس واگذاری شرکت به بابک زنجانی را شرح می دهد. همکاری های سپاه و زنجانی در دادگاه معلوم می کند که شرکت هواپیمائی قشم را ازسپاه خریده است. اشاره ای دارد به فعالیت شرکت هواپیمائی ماهان که:
«سید حسن مرعشی برادرعفت مرعشی[همسرهاشمی رفسنجانی] ازاعضای مؤسس آن است». فعالیت شدید ماهان در پروازها به سوریه وحمل تجهیزات و سلاح جنگی، موجبات تحریم بین المللی ماهان را فراهم می سازد.
ازبدنام شدن شرکت های هواپیمایی ایران، دل پُری دارد:
«ایرلاینی مثل هما با آن سابقۀ درخشان عملا وارد یک جنگ تمام عیارشد و بخشی از مآموریت آن انتقال نیرو به سوریه شد».

عنوان: «داعش درتهران»

بااشاره به حوادث ۱۷ خرداد ۱۳۹۶حمله داعش به مقبره آیت الله خمینی و مجلس شورای اسلامی که «این حملات تروریستی ۱۶ کشته برجای گذاشت و پُرازابهامات کوچک وبزرگ بود وازضعف: نیروها ولایه های امنیتی گرفته تا دست پاچگی درمقابله با تروریست ها که به سرعت اثر خود را گذاشت موجب تغییرات در رده ی فرماندهی یکان های حفاظتی شد وهمین طور درمیان نفوذی ها در میان نیروها».
معلوم نشد مهاجمین که باعث کشته شدن آن عده شدند؛ داعش بودند یا داعش های خودی! رهبربابیان: «حادثۀ تروریستی ۱۷خرداد درتهران را «ترقه بازی» نامید. اما برداشت وحس ترقه بازی خواندن رهبررا: «نیروهای سپاه ضربتِ ذوالفقارسپاه گذاشته بودند . . . بسیاری از مقامات ارشد و نیروهای امنیتی به دلیل موفقیت آنها تقدیر و تشکر کردند».
چندروزپس ازحادثۀ آن کشتار داعشی، فرمانده ی حفاظت مجلس تغییر می کند! ازدستگیری و محاکمه ۱۰۰ نفر ومحکومیت هشت نفر به اعدام، به اتهام عضویت درداعش می گوید. بنگرید به برگ های ۱۲۹– ۱۲۸ کتاب.

عنوان: حمله به التیفور، شخم زنی درسکوت.

درفصل ۱۲ازپرواز دو جنگنده ی رادار گریز اسرائیلی برفرار ایران می گوید ودرگیری سپاه و اسرائیل در سوریه. که به کشته شدن:
«سردار پاسدار محمدعلی الله دادی واکیپی از نیروهای حزب الله درحنوب سوریه . . . کشته شد».
ازهدف قرارگرفتن وسقوط یک فروند جنگنده ی اسرائیلی ونجات دوخلبان، واستفاده ی اسد ازبمب شیمیائی برای چندمین باردرکشتار غیر نظامیان، حمله ی دیگراسرائیل یک روزپس ازخروج امریکا ازبرجام که به کشته شدن هغت پاسدار می انجامد. از حمله به پایگاه موشکی درغرب حُمص ودیگر پایگاه ها درسوریه سخن رفته است.
دراین فصل گذشته از مسائل ویرانگرجنگی، نویسنده به نقل از روزنامه «جوان» مصاحبه ای که با همسر جوان یک پاسدارشهید انجام داده، خواننده را دردنیایی ازغم واندوه فارغ ازدلبستگی های مادی و معنوی، درنگاهی به مقولات: درک واحساس، وِهم وخیال، خِرد وخردگرائی غرق می کند.
حجت الله نوچمنی شوهرمریم مطوایی درسوریه کشته می شود. آن دو دارای دو فرزند علیرضا شش ساله و النا سه ماهه هستند که شوهر به عنوان دفاع ازحرم ال الله در۲۰ اسفند۹۶ به سوریه می رود.
درفروردین سال بعد جنازه اش را همراه دیگرشهدا به کشوربرگردانده می شود. زخمدل مصیبتبار و سراسرسوگوارانه ی مریم، بخشی ازفرهنگ سیاه ملتی عزادار وهمیشه گریان را عرضه می کند!

فصل سیزدهم باعنوان : سوریه عمق استراژیک یا مرداب روسوفیل ها

این فصل طولانی ترین فصل کتاب است با برخی روایت های تکراری اما مفید. با سخنان رهبر آغاز شده درباره جنگ سوریه وموجبات مشارکت و کمک های جمهوری اسلامی به آن کشور:
«بیشتر از ۱۸هزارنیروی افغان و پاکستان درسوریه با حمایت ایران جنگیدند. طوری که ابتدای حضورشان گردان بودند وآنقدر تعدادشان زیاد شد که به تیپ و لشکر تبدیل شد . . . مجموع تعداد کشته های تحت عنوان «مدافع حرم» بیش از سه هزار نفر رسید . . . بعضی ازآنها سواد خواندن و نوشتن کافی نداشتند چه رسد به این که بتوانند . . . تا مستشار شوند».
ازحضورداعشی هادرکردستان بین کُردهاسخن رفته.ازقول نماینده حزب دموکرات دراربیل می گوید:
«اعضای داعش دراکثر مساجد کردستان حاضر بودند و تبلیغات گسترده می کردند اما هیچکدام از آن ها توسط جمهوری اسلامی دستگیر نشدند».
درتوافق اسرائیل و روسیه، وقول و قرار بین آن ها:
«دست آخررژِیم ایران وسپاه پاسداران درسوریه رودست خوردند. صدها میلیارد دلارهزینه درجنگی که پس ازهفت سال سرنوشت آن نامشخص بود با لشکری از تلفات انسانی چیزی عاید رژِیم اسلامی شیعه ایران نکرد و روسیه واسرائیل برای حل بحران سوریه توافق کردند».
نویسنده با نگاهی به مسائل درون رژِیم ضعف ها را می شکافد. با تمیز بلوف های سیاسی طرفین جدال، از خروج آمریکا ازبرجام، آغاز تحریم ها:
«افشای هزاران فایل و سند ازفعالیت های اتمی مخفی ایران توسط اسرائیل وبحران های داخلی . . . ترس و اضطراب و کابوسی فروپاشی» را توضیح می دهد.
درتوهم اقتدارصدام حسین ومعمرقذافی وسرنوشت پایانی آن ها تا ژنرال های نظام مقدس ومُلایان، از هریک روایتی درعظمت، شکوه وجلال نظام سخن رفته؛ سرخورده ومآیوس ازپشتیبانی رهبر موعود چاه نشین چندین قرنی! برارعاب وخفقان وفشار می افزایند تا باعُل و زنجیر ملت، مسند قدرت حفظ شود!
گفتنی ست که این فصل، ازبهتربن ترین فصل های کتاب با اطلاعات وخبرهای به یادماندنی جالب و پُرمایه می باشد.

فصل پایانی کتاب با عنوان گفتگوهاست:

دربارۀ ارتش، سپاه وداوطلبان ونفرات افغانی و پاکستانی. با نظرات گوناگون و بیشترافشاگر اختلافات درونی. به چند نمونه اکتفا می کنم:
«درواقع ادامه همان اعتراض ها برای تفاوت حقوق ارتش و سپاه . . . حقوق بخشی ازماجراست. امروز آنچه برای ارتشی ها روشن شده عدم اطمینان به آنهاست. یعنی ترجیح می دهند اگربودجه ای هم باشد برای سپاه خرج کنند و نمونه آن تآسیس هوانیروز برای سپاه است . . . وخرید هلی کوپترها از روسیه و . . .».
در رابطه کُردها: «کلا رابطۀ سپاه و بسیج با کُردها آنقدر دوستانه نیست که داوطلبین خود را به آن مناطق برسانند. ترجیح شان این است که باحزب الله همکاری کنند».
ازهزینه سنگین جنگ سوریه و حضور«هفت تاهشت هزار نیروی ایرانی درسوریه که حداقل ماهانه هرکدام شان با حقوق حدود پنچ تا شش میلیون تومان هزینه دارند. کمکهای دارویی، غذایی، پشتیبانی لجستیکی وخیلی خرج های دیگررابه این لیست اضافه کنید . . .». و همچنین هزینه نگهداری حرم.
گفتگوبا یک افغانی و پاکستانی و محسن سازگارا کتاب ۲۱۰برگی به پایان می رسد.