خانه » اقتصاد هفته » آیا 13 آبان روز سرنوشت سازی است؟/دکتر منوچهر فرحبخش

آیا 13 آبان روز سرنوشت سازی است؟/دکتر منوچهر فرحبخش

باراک اوباما رئیس جمهورقبلی امریکا را میتوان از جمله رهبران رده اول درجا اندازی جریان نئولیبرالیسم در جهان غرب به شمار آورد. یکی از دلائل مشخص دراین رابطه تصمیم قابل تعمق او درتجدید نظر کلی نسبت به سیاستهای امریکا در خاور میانه بود که با کاهش نقش نظامی امریکا و باز گرداندن بخش اعظم نیروی نظامی این کشور از منطقه به اجرا گذارده شد. هرچند که این اقدام امریکا بار سنگینی را از دوش امریکا برداشت، ولی در مقابل منطقه را اسیرگسترش نفوذ دو نیروی اهریمنی حکومت اسلامی ایران و گروه داعش نمود. در واقع این تصمیم دولت اوباما موهبتی بود که نصیب حکومت اسلامی ایران گردید تا بتواند بدون موانع جدی فعالیتهای تبلیغاتی و تسلط سیاسی – ایده ئولوژیک خود را در کشورهای مسلمان منطقه به اجرا گذاشته، خلاء قدرت را پرکند.

در این رابطه شروع جدی ترمذاکرات بسیار سخت و پیچیده هسته ای که بین حکومت اسلامی با کشورهای معروف به ۵+۱ به رهبری امریکا و رسیدن به مرحله امضای توافقنامه برجام و رفع تحریمهای اقتصادی کمرشکن غرب برعلیه ایران در مقابل توقف فعالیتهای هسته ای ایران انجامید، سبب گردید تا دست حکومت اسلامی ایران در منطقه به ویژه در عراق و سوریه بازتر گردد، تا بتواند درغیاب امریکا با اقتدار بیشتری در منطقه نقش آفرینی کند.

با امضای برجام و رفع تحریمها همراه با ژست آشتی جویانه حکومت اسلامی نسبت به اتحادیه اروپا با انجام مذاکرات تجاری با فرانسه و ایتالیا، همچنین پیشنهاد خرید ۱۰۰ فروند هواپیمای بوئینگ از امریکا و افتتاح مذاکره با این شرکت امریکایی، سبب گردید تا موقعیت متزلزل حکومت اسلامی در داخل کشور نیز تا حدودی بهبود یافته نوعی امیدواری در جامعه خسته و فقرزده کشور پدید آید. البته ناگفته نماند که تبلیغات بدون وقفه دولت روحانی دردادن وعده های فریبنده مانند ورود میلیاردها دلار سرمایه های خارجی، همراه با بازگشت شرکتهای اروپایی به کشور، همچنین وعده های شیرین به دول غربی مبنی بر انعقاد قراردادهای میلیون و میلیارد دلاری شرکتهای اروپایی همه را به وجد آورده و امیدوار کرده بود، از اینرو هر روز هیات های تجاری و فنی بود که یکی پس از دیگری از اطراف دنیا روانه تهران میشدند. این روزهای خوش حکومت اسلامی ایران ناگهان با ظهور یک بلای زمینی بنام دونالد ترامپ دگرگون شد و رویاهای شیرین آیت الله خامنه ای که خود را پیروز منطقه تصور میکرد یک شبه نقش بر آب گردید.

دونالد ترامپ پس از رسیدن به مقام ریاست جمهوری امریکا، همانطور که در سخنرانیهای انتخاباتی خود وعده خروج از برجام را داده بود عمل کرد و با خروج امریکا از برجام، مخالفت جدی دولت خود با حکومت اسلامی ایران را رسما اعلام نمود. جهان غرب به ویژه پنج کشور درگیر در برجام که هنوز نسبت به جدی بودن تصمیم ترامپ در مقابله با حکومت ایران تردید داشتند، با وارد شدن ضربه دوم و اعلام درخواست دوازده ماده ای وزارت خارجه امریکا، به عنوان شروط مذاکره با حکومت اسلامی ایران متوجه آن است که تصور میشد.

دولت امریکا با ارائه خط مشی خود به حکومت اسلامی تفهیم کرد که یا خواسته دوازده گانه را می پذیرد و مذاکرات بین دو دولت آغاز میگردد، یا اینکه حکومت اسلامی آنرا رد میکند، که در آنصورت بایستی منتظر عواقب سخت آن باشد. مقاومت حکومت اسلامی به ویژه یک دندگی بی هدف و بسیار خسارتبار شخص خامنه ای که بین انتخاب چماق و شکلات، چماق را برگزیده، سبب گردیده تا اجرای دو مرحله ای تحریمهای جدید امریکا زودتر از انتظار به مرحله عمل درآید. سه ماه پیش دور اول با یک سری تحریمهای نرم به اجرا گذارده شد که سقوط ارزش ریال و افزایش موشک وار قیمتها را به دنبال داشت. مرحله دوم که به تحریم نفتی معروف شده اکنون به اجرا گذارده شده که اثرات مخرب آن که بزودی آشکار خواهد شد میتواند بسیار خسارتبارتر از حد انتظار باشد.

این شدت عمل دولت امریکا و سرعت بخشیدن به اجرای تحریمها نشان میدهد که نظام اسلامی با دولتمردی استثنایی مواجه است که شکست را نمی پذیرد و با خوی ناسیونالیستی که دارد در تصمیم گیریهای خود در جهت رام کردن حکومت اسلامی حد و مرز نمی شناسد و اگر لازم باشد تا سقوط نظام پیش خواهد رفت. ویژه گی دیگر او ذهنیت اقتصادی و تاجرپیشه بودن او است که مسائل و رویدادها را بیشتر با دید اقتصادی بررسی میکند تا سیاسی. از اینرو در سنجش عواقب اقتصاد بهمریخته کشور که تقریبا فروپاشیده است توجهی ویژه دارد. بدون تردید تاکنون گزارشات و بررسیهای متعددی هم توسط کارشناسان از وضعیت اقتصادی کشور و ادامه وضع موجود به وی داده شده که نتیجه آن پنج مورد تحریمهای مرحله دوم که خلاصه آن در زیر آمده میباشد:

دور اول تحریمها در قبل از برجام بطور خلاصه عبارت بودند از:
تحریمهای امریکا عبارتند از:
قطع درآمدهای ارزی دولت، از فروش نفت و گاز و پتروشیمی. به عبارت دیگر بانک مرکزی ایران از دسترسی به ارزهای معتبر خارجی محروم میکردد و عملاً ایران مجبور است تا در برابر فروش نفت، از خریدار کالا هایی مانندغذا و دارو دریافت کند.

فعال شدن ” قانون آیسا” که در سال ۱۹۹۶ به تصویب رسیده بود. براساس این قانون دولت امریکا مجاز بود تا شرکتهای غیر امریکایی را هم در صورت عدم رعایت تحریمها جریمه کند. این قانون در سال ۲۰۱۰ در کنگره امریکا به تصویب رسید. بر اساس این قانون سرمایه گذاری خارجی در حوزه نفت و گازایران نمیبایستی از ۲۰ میلیون دلار تجاوز میکرد.

ممنوعیت فروش هرگونه سلاح و فن آوریهای متعارف و پیشرفته، ممنوعیت مشارکت دربهره برداری از معادن اورانیوم، ممنوعیت فروش بنزین و قطعات پالایشگاهی درارتباط با تولید بنزین، ممنوعیت فروش کالا و خدمات بالاتر از یک میلیون دلار در سال برای بخش پتروشیمی
امکان تحریم نفتکش هایی که نفت ایران را حمل میکنند، همچنین امکان توقف پروژه های مشترک نفتی ایران با خارج پس از سال ۲۰۰۲
طرح جامع تحریمهای ایران که در سال ۲۰۱۰ در کنگرۀ آمریکا تصویب شد، وزارت خزانه داری آمریکا را ملزم کرد، تا تمامی مؤسسات مالی جهان را که با مؤسسات مالی تحریم شدۀ ایران ارتباط مالی داشته باشند را تحریم نماید. در سال ۲۰۱۲ تحریمهای دیگری به اجرا گذارده شد که روابط پولی بین ایران و موسسات مالی و اعتباری در خارج را مشگل تر میکرد. در بودجه دفاعی سال ۲۰۱۲ امریکا، بخشی به تحریم ایران اختصاص داده شده بود که سخت ترین دور تحریمها را برای فشار برحکومت اسلامی نسبت به پرونده هسته‌ای اِعمال میکرد، بطوری که کلیه نقل و انتقالات بانک مرکزی متوقف شد.

در دور اول تحریمهای جدید (۱۵ مرداد) تقریبا تمام تحریمهای گذشته بازگشت، بطوریکه برای مرحله دوم که در ۱۳ آبان ( چهارم نوامبر) بطور کامل به اجرا گذارده شد علاوه بر تحریمهای گذشته تحریمهای جدیدی مانند اضافه شدن ۳۰۰ نام جدید از افراد و موسسات به لیست ۴۰۰ نفره قبلی تحریمها، همچنین تحریم بخش انرژی و محدودیتهای تجاری، تحریم سازمان بنادر و کشتی رانی و سایر خطوط دریایی مانند شرکت کشتیرانی جنوب، شرکتهای وابسته و غیره. وزیر خزانه داری آمریکا اعلام کرده که در صورتیکه سوئیفت با طرفهای تحت تحریم آمریکا تعامل داشته باشد، قطعاً تحریم میشود.

حکومت اسلامی با توجه به سوابق وتجربه چندین ساله زندگی در سایه تحریم سیاستهای تبلیغاتی و مبارزاتی خود را حول دورزدن تحریمها متمرکز کرده است و میخواهد به جامعه چنین الغا کند که ما میدانیم تحریمها را چگونه دور بزنیم، نفت خود را صادر خواهیم کرد و امریکا را با مفتضحانه شکست خواهیم. متاسفانه ملت ایران گرفتارحکومتی بیسواد و متحجری شده که قادر نیست حتا ساده ترین فعل و انفعالات نتایج ناشی از تحریمها راشناسایی کند. جهت اطلاع آقای خامنه ای جلوگیری از صدور نفت بزرگترین خدمت امریکا به ملت ایران است. زیرا که این امر سبب میگردد تا این ثروت ملی به جای بخشیدن آن به ثمن بخس به دولتهای بیگانه ویا تاراج آن توسط حکومتگران فاسد برای آیندگان درزیر خاک باقی بماند تا در شرائط بهتری صرف آبادانی کشور گردد.

این حکومت دزد و نالایق تصور میکند با دور زدن تحریمها و فروش نفت و فراورده های نفتی با تخفیف ها و حیف و میل های آنچنانی معجزه کرده است. درحالیکه فرو رفتن حکومت اسلامی به این گرداب، بخشی از تاکتیک مبارزاتی امریکا به شمار میرود که با موفقیت عمل شده. ولی بزرگترین خیانت حکومت اسلامی، ضربات نابود کننده این تحریمها بر پیکر بخش تولید، به ویژه بخش نقت و گاز وپتروشیمی است. بخش تولید نفتی و غیر نفتی برای سرپا ماندن و قابل رقابت شدن میبایستی مرتب نوسازی و باز سازی شده، فن آوریهای جدید را بکارگیرد تا بتواند بقا و توسعه خود را میسر سازد.

در حالیکه با وجود اجرای تحریمها رابطه بخش تولید با جهان فن آوری و بازار جهانی قطع خواهد شد. این سبب میگردد تا همان در صد بسیار محدود از سهم صادرات جهانی هم که در اختیار بخش تولید ایران است به رقبا سپرده شود و خود در ته صف صادر کنندگان قرار گیرد. در حال حاضر بیش از ۷۰ هزار پروژه ملی و محلی نیمه کاره رها شده، چندین هزار واحد تولیدی دولتی نیاز به تکنولوژی جدید، لوازم یدکی و مواد اولیه دارند که بایستی وارد شود. بر اساس پیش بینی کارشناسان بخش تولید کشور هم اکنون یه یک سرمایه گذاری دویست میلیارد دلاری نیاز دارد و این سوای سیصد میلیارد دلاری است که بایستی در نوسازی، بازسازی وانجام پروژه های ضروری در صنایع نفت و گاز کشور سرمایه گذاری شود. متاسفانه هرچه درباره خلافکاریها، ندانم کاریها، حیف و میلها و اقدامات ضد مردمی و ضد ملی این حکومت گفته شود کم است و قلم کم میاورد.