خانه » اقتصاد هفته » وضعیت دو سر باخت روحانی / دکتر منوچهر فرحبخش

وضعیت دو سر باخت روحانی / دکتر منوچهر فرحبخش

بازی موش و گربه بین مجلس و دولت که به بهانه سوال نمایندگان از رئیس جمهورمطرح شده بود سرانجام با حضور روحانی در مجلس و خواندن انشای بی سر و ته خود که نه خودش فهمید چه میگوید و نه مجلسیان را قانع کرد که بتوانند رضایت خاطرخود را از عملکرد دولت اعلام کنند ظاهرا بدون نتیجه به پایان رسید. در واقع تنها تاثیر و اهمیت این نمایش سیاسی مضحک در همان جمله اول روحانی خلاصه شد که نقل به مضمون گفت: قبل از آمدن به مجلس با رهبری جلسه داشته و نطق امروز نتیجه رهنمودهای رهبری میباشد که امیدوار است بتواند به خوبی اجرا کند. با

نگاهی به اظهار نظرهای دولتیان در قبل و بعد از جلسه مجلس و نیز نظرات نمایندگان از جمیع جهات در نهایت به این واقعیت میرسیم که سناریوی سوال از دولت بایستی از بیت رهبربیرون آمده باشد. چنین به نظر میرسد که آقای خامنه ای با یک برنامه ریزی دقیق و حساب شده، یعنی با انداختن مجلس و دولت به جان یکدیگر خواسته تا باد روحانی را که ادعا دارد از رای ۲۴ میلیونی مردم برخوردار است و گاه و بیگاه با نیش و کنایه های خود اشارات معنی داری را نثار مقام رهبری میکند را بخواباند و آشکارا قدرت خود و آبدارچی بودن رئیس جمهور در حکومت اسلامی را به نمایش گذارد. در

چند ماه اخیر که اوضاع اقتصادی کشور با اوجگیری ناگهانی بازار سیاه ارز و سکه از روند طبیعی خود خارج شده این سوال را پیش آورده که دولت چکاره است، چرا قادر به مهار کردن بحران نیست و چرا این چنین دست بسته و شکست خورده عمل میکند؟ سوال دیگر اینکه چرا در حکومت اسلامی موجود که همه سر نخ ها به بیت رهبری وصل میشود از دخالت مستقیم رهبری در جهت مبارزه با بحران پیش آمده خبری نیست، تا آنجا که حتا تصور میشود کشور رها گردیده تا ارز در اثر نوسانات بازار و افزایش تقاضا به فاز حبابی فعلی و به لحظه انفجار ارزی برسد. بسیار ساده لوحانه است که تصور شود بیت رهبری درجریان این گذار اقتصادی بسیار پر خطر قرارنگرفته باشد. امروزه هر دانشجوی اقتصاد میداند که علت بازار سیاه ارز افزایش نقدینگی درجامعه است. بنا براین چگونه میشود قبول کرد که دولت پنهان مستقر در بیت رهبری از تحرکات ارزی مافیاهای زر و زور دست پرورده خودکه درصد قابل ملاحظه ای از نقدینگی را در اختیار دارند مطلع نبوده باشد!

گویا دستگاه رهبری در پیدا کردن یک مسبب که بتواند بروز مشگلات پیش آمده را گردن بگیرد دچار مشگل بوده، تا اینکه قرعه فال بنام روحانی اصابت میکند. لذا بایستی دولت او به عنوان گرداننده کشور سپر بلای نظام گردد و پاسخگوی اعتراضات مردم که فضای جامعه را فراگرفته و روز به روز هم گسترده تر میشود باشد. البته اینکه دولت در این باره مقصر است تردیدی نیست، ولی تنها مقصر به شمار نمیرود و نقش اثر گذار دولت پنهان نباید فراموش شود. در این بلبشوی اقتصادی نمایندگان مجلس هم از کما بیرون آمده و با اشاره رهبری به جمع اعتراض کنندگان پیوسته دولت را به پاسخگویی واداشته اند. دولت هم برای دفاع از خود وعده داد که پرده ها را کنار زده و ناگفتنی هایی را بازگو خواهد کرده، حقایقی را به سمع مردم ایران خواهد رساند. این تهدید روحانی بر مذاق رهبری خوش نیامد و در اینجا بود که ترمز دستی دولت در بیت رهبری کشیده شد و روحانی به بیت احضار گردید تا به جای افشاگری، به رهنمودهای رهبری توجه کرده و سخنان خود را بر آن اساس تدوین کند که حاصل آن سانسور حقایق و آن انشاء خوانی مبتذلی بود که در بالا به آن اشاره شد.

تردیدی نیست که روحانی مصمم بود برای نجات خود و راضی کردن نسبی جامعه کمی از پرده ضخیم بین حکومت و ملت را کنار زده، قطره چکانی حداقل هایی از عملکردهای مخرب در رابطه با علل پیش آمدن بحران اقتصادی موجود را برملا سازد که احتمالا اسامی تعدادی از رانتخواران و محتکرین و خریداران بزرگ ارز و سکه برده میشد. گویا این تصمیم روحانی با مخالفت و نهیب رهبری مواجه شده و مجبور میگردد تا در بازی شطرنج حکومتی بین دستور رهبری که بازگو نکردن واقعیات است و گردن نهادن به خواسته جامعه که افشاگری است، شاه شطرنج را در قلعه رهبری نشاند و برای کسب رضایت فقیهانه به مردم پشت کند.

روحانی در سخنرانی منبری نسبتا طولانی خود در صحن مجلس از هر دری سخن گفت به جز بررسی مشگلات اقتصادی مملکت. او به ویژه از پرداختن به اصل قضیه که بررسی معضل بازار سیاه ارز و دادن توضیحات به ملت و مجلس که بیصبرانه منتظر شنیدن حقایق بودند با دقت خودداری کرد. فقط در جایی از توضیحات خود موضوع را به امریکا کشاند و به گونه ای که مورد پسند ولی فقیه قرار گیرد، بحران ارزی پیش آمده را بخشی از نقشه از قبل طراحی شده توسط امریکا مربوط دانست که مقدمات آن با اجرای تظاهرات مردم در پنجم دیماه سال گذشته که در اگثر شهرهای کشوررخ داد کلید خورده بود. روحانی با تلاشی مذبوحانه میخواست چنین القا کند که بزرگترین مشگل اقتصادی موجود کشور به امریکا شیطان بزرگ مربوط میشود. طبیعی است که اگثریت جامعه ارزشی برای این دروغهای سریالی روحانی ارزشی قاعل نخواهد شد. منتها این ترفند حیله گرانه سبب میشود تا مافیاهای زر و زور را که بساط بازار سیاه ارز را به راه انداخته اند تا بتوانند هزاران میلیارد تومان نقدینگی خود را که به دلار تبدیل کرده و به خارج از کشور انتقال داده اند در حاشیه امن قرار دهد. اینکه چه دلیلی وجود دارد که رهبری اینگونه بیدریغ تلاش میکند تا مافیاهای شناخته شده درون حکومت در حاشیه امن قرار گیرند در ردیف صدها رازهای سربسته و پنهان حکومت اسلامی است که بعد از سقوط رژیم افشا خواهد شد.

در این میان مجلس هم به همان دوراهی دولت رسیده که بایستی بین ملت و بیت رهبری یکی را انتخاب کند. یا آمدن به سوی ملت یعنی استیضاح روحانی یا سر در مقابل رهبری فرود آورده پرونده را در نهایت شرمندگی مختومه اعلام کند و چنین پیدا است که مجلس راه دوم را انتخاب کرده و تسلیم نظر رهبری خواهد شد. علی الظاهر لاریجانی در نامه ای به روحانی نظر مجلس را چنین اعلام کرده که از پنج سوال مطرح شده از رئیس دولت، یعنی:

۱ – عدم موفقیت دولت در کنترل قاچاق کالا و ارز
۲ – استمرار تحریم‌های بانکی
۳ – عدم اقدام شایسته دولت در خصوص کاهش نرخ بیکاری
۴ – رکود اقتصادی شدید چندین ساله
۵ – افزایش شتابان نرخ ارزهای خارجی و کاهش شدید ارزش پول ملی

تنها در پاسخ به سوال “موفقیت در کنترل قاچاق” رضایت مجلسیان حاصل شده است و در چهار مورد دیگر قانع نشده اند.
قدم بعدی چنین خواهد بود که ابتدا مدتی بازی با زمان میشود. سپس دولت پاسخ های پی در پی دیگری به مجلس میدهد، پاسخها به کمیسیونهای مربوطه ارجائ میگردد، مدتی هم در کمیسیونها بحث و گفتگو میشود تا سرانجام مسائل حاد دیگری مانند شروع تحریمهای امریکا یا احتمالا تظاهرات خیابانی مردم شروع میشود، یا استیشاح بعضی از وزرا مطرح میگردد و خلاصه اینکه موضوع سوال مجلس از روحانی به بایگانی تاریخ سپرده خواهد شد. آما در بدترین حالت زمانی است که روحانی سر ناسازگاری گذارد. در آنصورت است که وجود روحانی به عنوان رئیس جمهور زائد و در جهت خلاف منافع ذات فقیهانه واقع شده که در آن صورت است با یک اشاره آقا به لاریجانی رئیس سر سپرده مجلس ترتیب روحانی داده خواهد شد.