خانه » اقتصاد هفته » پیدا کنید مرد هزار چهره رژیم را/دکتر منوچهر فرحبخش

پیدا کنید مرد هزار چهره رژیم را/دکتر منوچهر فرحبخش

سرانجام روحانی به سکوت معنادار خود در رابطه با بحران اقتصادی موجود خاتمه داد و با انتصاب عبدالرضا همتی رئیس سابق بیمه ایران به ریاست بانک مرکزی و ارائه سیاستهای ارزی جدید این بانک که شناور ساختن نرخ ارز بطور نیم بند و تعیین آن بر اساس عرضه و تقاضا و ظاهرا بدون دخالت دولت چنین وانمود کرد که مصمم است برای بازگشت ثبات و آرامش به بازار به مقابله با بحران ارزی پرداخته آنرا مهار کند. بر اساس سیاستهای ارزی جدید ارائه شده توسط بانک مرکزی ظاهرا چنین هدف گذاری شده که همراه با اعلام نرخ رسمی دلار درمرز ۴۲۰۰ تومان، حرکت در جهت شناور کردن ارز سرعت گیرد و قیمت تعیین شده دلار فقط برای واردات کالاهای اساسی که لیست آن منتشر شده است تثبیت گردد. واضح است که هدف دولت از اعلام این نرخ و مورد مصرف آن در درجه اول جلوگیری از افزایش قیمت مواد غذایی، دارو و سایر کالاهای ضروری مورد نیازخانوارها است که البته اجرای آن در دزد بازار حکومت اسلامی بسیار نا امید کننده به نظر میرسد.

یکی از ویژه گیهای منحصر به فرد حکومت اسلامی ایران وقاحت گردانندگان رژیم در دروغگویی و قلب واقعیات است. گویی دروغ یک وظیفه الهی است و مسئولین نظام موظفند مانند نماز و روزه مکرر در مکرر و در هر موردی به خورد مردم دهند. ولی آنچه که امروزه در فضای سرشار از دروغ بسیار جلب توجه میکند ربودن گوی سبقت دروغ توسط حجت الاسلام ول مسلمین دکتر حسن روحانی رئیس جمهور محترم حکومت اسلامی ایران از دیگران میباشد که جایگاه ویژه ای پیدا کرده است، تا آنجا که به جرات میتوان گفت که لقب دروغگوی بزرگ تاریخ معاصرکشور را برازنده او کرده و به گوبلز حکومت اسلامی مفتخر گردیده است. این گوبلز کوچولو در مصاحبه اخیر خود با تلویزیون حکومتی چنان تعاریفی از وضعیت موجود کشور ارائه داده و به چنان امار و ارقامی اشاره دارد که گویی ایران تحت مدیریت این تهفه سمنان به سوئیس خاورمیانه تبدیل شده است.

روحانی در پاسخ به سوال خبرنگار در باره بحران ارزی موجود میگوید: ما یک سری مشکلات و بیماری‌های اقتصادی داریم که مربوط به این دولت و دولت قبل نیست. برخی مربوط به قبل از انقلاب است. موضوع نقدینگی یکی از مواردی است که وقتی این نقدینگی حرکت می‌کند، تخریب‌هایی ایجاد می‌شود. چرا حرکت می‌کند؟ چون اعتماد مردم به آینده تزلزل پیدا می‌کند. او سپس در تکمیل استدلال بی پایه و اساس خود مردم کوچه و بازار را نیز مقصر معرفی کرده میگوید: دو عامل باعث ایجاد مشگل ارزی گردید وهر دو در دی ماه پارسال شروع شد. در پنجم دی یک اعتراضاتی از یک شهری در ایران آغاز شد و بعد به شهرهای دیگر سرایت کرد. این اعتراضات شرایط خود را داشت. برخی معترض بودند، برخی دنبال اغتشاش بودند.

اینها مهار شد و مردم احساس کردند اگر اعتراض به‌حقی دارند عده‌ای سوءاستفاده می‌کنند. این فعالیت مردم به داخل علامت مثبت داد ولی خارجی‌ها به خصوص امریکایی‌ها پیامی که دریافت کردند، نگه داشتند. فکر کردند با فشار بیشتر می‌توانند مشکلات اقتصادی را بیشتر کنند، لذا ۲۲ دی ماه ترامپ اعلام کرد اگر دیگران نمی‌آیند من به تنهایی از برجام خارج می‌شوم.

روحانی با این قصه بافی ساده لوحانه تلاش میکند تا اقدام نابخردانه و به شدت زیانبار ولی جهت دار خود مبنی بر افزایش حجم نقدینگی از ۴۰۰ هزار میلیارد تومان به ۱.۶ تریلیون تومان در مدت زمانی کمتر از پنج سال و تخصیص درصد بالایی از آن به بخش تجاری، بجای تقویت بخش تولید که به شدت نیازمند به سرمایه گذاری است را توجیح کند. او در زمان شروع کار دولت خود به امید حل مشگلات مبتلابه و در راس آنها مسئله انرژی هسته ای با امریکا و غرب، همچنین کاهش نرخ تورم که به ۵۰ درصد رسیده بود اقدام به چاپ اسکناس نمود، با این امید که برجامی امضا خواهد شد، روابط با کشورهای غربی از جمله امریکا بهبود خواهد یافت و موج سرمایه های خارجی به سوی ایران سرازیر میگردید که در آن صورت مشگلی بنام نقدینگی وجود نخواهد داشت. شاید اگر ترامپ به ریاست جمهوری امریکا انتخاب نمیشد، رویای روحانی تاحدودی واقعیت پیدا میکرد. ولی محاسبات روحانی غلط از آب درآمد و اکنون قدرتی در مقابل حکومت اسلامی ظاهر شده که به هیچ چیز جز قبول شرائطی سخت و دردآور برای رژیم اسلامی قانع نیست.

افزایش نقدینگی در جامعه چنانچه کارشناسانه عمل شود نه غیر عادی است و نه غیر قابل کنترل، بلکه چنانچه آگاهانه و کارشناسانه برنامه ریزی شود میتواند در مواقعی و مراحلی حلال مشگلات بوده و بسیار مفید و موثر واقع شده و مشگل گشا گردد. درحالیکه اگر از آن به عنوان وسیله ای برای رسیدن به اهدافی غیر اقتصادی استفاده گردد، درآنصورت چه بسا که تبدیل به عامل بی نظمی اقتصادی شده و تا فروپاشی اقتصادی پیش رود. این دقیقا همان کژراهه ای است که روحانی طی کرد و با افزایش بی مطالعه نقدینگی و اجرای سیاستهای اقتصادی پراشتباه، آنهم مکرر در مکرر به این مرحله یعنی فروپاشی اقتصادی رسیده است . اولین اشتباه روحانی در این رابطه چاپ اسکناس بدون پشتوانه و بی توجهی به حجم آن در تامین بی حساب و کتاب هزینه های جاری دولت بود. ولی اشتباه بسیار بزرگتر او که در واقع اشتباه هم نبود و آگاهانه صورت گرفت، تخصیص بخش اعظم نقدینگی به بخش تجاری به شدت رانتخوار در جهت ایجاد تسهیلات برای واردات بود. این اشتباه نزدیک به خیانت نقطه عطفی شد تا کلید فروپاشی اقتصادی موجود زده شود.

نقدینگی چنانچه از طریق سیستم بانکی وارد بخش تولید شود و از کانال تولید در جامعه توزیع گردد، یعنی مطابق با قانونمندیهای علم اقتصاد عمل شود در آنصورت نقدینگی نقش خرابکارانه پیدا نمیکند و اقتصاد یک کشور مانند امروز ایران اینگونه دچار تلاتم نمیگردید تا بحران ارزی موجود شکل گیرد و پول ملی یکشبه این چنین بی ارزش شود . نعمت زاده وزیر صنعت و معدن و تجارت دوره چهار سال اول دولت روحانی در دادن مجوز ورود کالاهای خارجی به کشور چنان دست و دلبازی از خود نشان داد که حتا مهر و تسبیح و فضولات حیوانات هم وارد میگردید. این درحالی بود که هزاران واحد تولیدی کوچک و بزرگ به علت کاهش نقدینگی به کم کاری و حتا توقف تولید مجبور شده بودند و جناب وزیر که حالا معلوم شده یکی از غارتگران اصلی منابع مالی کشور است بقول معروف ککش هم نمی گزیده است.

تخصیص یک چنین حجم عظیمی از نقدینگی به یک جماعت چند هزار نفره رانتخوار و مافیا صفت سبب گردید تا ارقامی نجومی که سر به صدها هزار میلیارد تومان میزند نصیب آنها گردد. این ارقام میلیاردی برای مدتی جذب سود بانکی بیست و چند درصدی بانکها و موسسات مالی شده و در حسابهای پس انداز جا خوش کردند. تا اینکه دو اتفاق رخ داد که سبب گردید تا نقدینگی ها از حسابهای سپرده خارج شده و دنبال منابع سودآوربهتری روانه بازار شوند. اتفاق اول دستور ناگهانی کاهش سود بانکی به پانزده درصد توسط سیف رئیس بی لیاقت بانک مرکزی بود که جذابیت حسابهای پس انداز را به شدت کاهش داد و سبب گردید تا نقدینگی ها از حسابهای سپرده خارج شده دنبال منابع سودآور بهتری روانه بازار شوند که سر از بازار ارز و سکه و ساختمان و خودرو در آوردند. اتفاق دیگر انتخاب ترامپ به ریاست جمهوری امریکا و مخالفت بی امان او با حکومت اسلامی است که اوضاع سیاسی کشور را به شدت منقلب کرده، تا آنجا که خواب خوش را از چشمان رانتخواران و مافیاهای وطنی ریوده و همه شان به فکر تبدیل ریالهای خود به دلار وچند ارز مطرح دیگر و انتقال به بانکهای خارج واداشته است.

متاسفانه دولت روحانی مدعی منتخب مردم تاکنون نهایت همکاری را با گروه های مافیایی داشته و همه گونه تسهیلات را در حد مقدورات دولت فراهم کرده تا این غارتگران بیت المال بتوانند نقدینگی های خود را به ارز تبدیل کرده و به خارج انتقال دهند. در این رابطه کافی است به خبرهایی که جسته گریخته از زبان بعضی از مسئولین شنیده میشود استناد کرد که یک مورد آن برملاشدن خروج بیش ۳۰ میلیارد دلار در ماه های پایانی سال گذشته از کشوراست که مطرح شد و بعدا هم حساب شده تبدیل به جوک و شوخی گردید و به فراموشی سپرده شد. اخیرا نماینده ای در مجلس فریاد برآورد که ۹ میلیارد دلار ارز در محاسبات دولتی گم شده. روحانی برای رد گم کردن بساط ارز قاچاق در خیابان فردوسی را بهانه قرار داد و هر روز هم به آن آب و تاب میداد تا اذهان عمومی را بیشتر مشغول کند، تا بزرگ غارتگران بتوانند از طریق صرافان مورد اعتماد خود در دوبی و ترکیه برنامه های خود را پیش برند.

با توجه به نوع مدیریت روحانی در پنج سال گذشته که نه هیچگونه برنامه اقتصادی و توسعه مدون قابل اجرایی ارائه داده و نه اصولا به فکر آن بوده که برنامه ای ارائه دهد، نشان میدهد که گویی میبایستی مسیر اقتصادی کشور همین گونه پیش میرفته. او حتا تحمل یک وزیر مانند طیب نیا را هم که قصد انجام اصلاحاتی هرچند سطحی و محدود در حوزه اقتصاد و مالیات داشت را برنتابید و در دور دوم ریاست جمهوری به کار نگرفت، همچنین گماردن فرد ضعیف و بی هدفی مانند ولی الله سیف به ریاست بانک مرکزی همراه با گله ای از معاونین غیر متخصص ومسئله دار را نمیتوان امری عادی تصور کرد. در اینجا شاید ذکر مورد زیر بی مناسب نباشد و شباهتی به وضعیت موجود کشور پیدا کند.

در رژیم گذشته شاه برای تسلط بر اوضاع از چندین مرجع مانند ساواک، ستاد ارتش، سازمان برنامه و چند مرجع دیگر وقایع واطلاعات روز را دریافت میکرد و به آنها رسیدگی مینمود. تا اینکه در سفری به انگلستان متوجه شد که دفتری در نخست وزیری انگلستان وجود دارد که اطلاعات مملکتی را روزانه از مراجع مختلف دریافت کرده و سپس خلاصه آنرا به نخست وزیر میدهد تا وقت نخست وزیر زیادی هدر نرود. شاه در بازگشت به ایران به فکر تشکیل چنین دفتری افتاد و سپهبد امیرصادقی رامامور تشکیل چنین دفتری کرد. او نیز با یک تیم شش نفره مشغول به کار شد. ولی قبل از اینکه این دفتر سرو سامان گیرد امیر صادقی جایش را به سپهبد فردوست میدهد و او رسما مسئولیت ریاست یازرسی شاهنشاهی را برعهده میگیرد.

به عبارت دیگر او که بعدها ارتباطش با دستگاه امنیتی دولت فخیمه انگلستان به اثبات رسید در جایگاهی می نشیند که منبع اخبار مهم مملکتی بود. اتفاقا تبدیل زمزمه های مخالفت با شاه به فریادهای مرگ بر شاه از همین زمان شروع شد تا به انقلاب اسلامی انجامید. حال در این رژیم هم بایستی فردوست یا فردوست های فعال در دستگاه خامنه ای را جستجو کرد که نکند خدای نکرده رئیس جمهور محترم ، که مانند فردوست عمری را در دستگاه امنیتی کشور گذرانده ” خودش” باشد. این نقل تاریخی را بایستی جدی گرفت، زیرا که شرائط مملکت به سرعت به سوی شرائط سال ۱۳۵۷ زمان انقلاب پیش میرود. مضافا به اینکه در آن زمان رئیس جمهور امریکا فردی ضعیف و متزلزل مانند کارتر بود و در حال حاضر مردی بر صندلی ریاست جمهوری امریکا تکیه زده که هم مبارز است و هم به شدن مخالف حکومت اسلامی.