خانه » اقتصاد هفته » دومینوی خروج شرکتها از ایران/دکتر منوچهر فرح بخش

دومینوی خروج شرکتها از ایران/دکتر منوچهر فرح بخش

چنین پیدا است که نهیب دونالد ترامپ به شرکتها و سرمایه گذاران بین المللی مبنی بر عدم فعالیت در بازار ایران زودتر و بیشتر از آنچه که تصور میرفت اثر داشته است، بطوریکه تا هم اکنون تعدادی از موسسات اقتصادی مطرح در عرضه بین المللی یکی پس از دیگری ارتباط تجاری خود با حکومت اسلامی ایران را متوقف کرده اند، که بعضی رسما اعلام نموده و تعدادی هم بدون سروصدا بیرون رفته اند، که آخرین آن لوک اویل دومین شرکت نفتی روسیه است که با وجود همکاری بسیار نزدیک دو دولت ایران و روس اعلام نمود فعالیتهای اقتصادی خود را در ایران متوقف میکند. پس از امضای برجام فعالیت

گسترده ای چه توسط دولت ایران، به ویژه شخص روحانی و ظریف وزیر خارجه اش و چه توسط بسیاری از شرکتهای خارجی به عمل آمد که اقدام شاخص در این رابطه سفر روحانی به ایتالیا و فرانسه بلافاصله پس از امضای برجام بود. روحانی در این سفر چندین پروتکل در زمینه های فاینانس و خرید، از جمله توافقنامه بر سر سفارش خرید صد فروند هواپیمای مسافربری بوئینگ و ایرباس را امضا نمود، پروتکل ها و توافقنامه هایی که اکنون تقریبا تمام آنها بی اعتبار شده اند.

در رابطه با خرید هواپیما حکومت اسلامی با توجه به وضعیت اسفبار ترابری هوایی کشور تبلیغات زیادی کرده و وعده های امیدوارکننده ای مبنی بر نوسازی ترابری هوایی به مردم داده بود که تماما نقش بر آب شد. دو شرکت هواپیما سازی بویینگ و ایرباس اولین شرکتهایی بودند که توافقنامه ۳۸ میلیارد دلاری برای خرید ۱۰۰ فروند هواپیماهای مسافر بری سفارش ایران را از دستور کار خود خارج کردند. به دنبال آن شرکتهای قول پیکری مانند زیمنس آلمان، کشتی رانی مرسک دانمارکی، شرکت نفت ایتالیایی انی، بیمه آلیانس آلمان؛ دوبانک بزرگ ایدوس ایند و یو سی او از هند، یک بانک سوئیسی، شرکت فولاد دانیلی ایتالیا ( سفارشات ایران به مبلغ ۱.۸ میلیارد دلار را متوقف کرده است)، شرکت نروژی ساگا که در حوزه انرژی خورشیدی فعال است و در اکتبر ۲۰۱۷ قرارداد ۲.۵ میلیارد یورو برای ادامه خدمات انرژی خورشیدی به مدت پنج سال با شرکت توسعه انرژی امین امضاء کرده بود، خروج خود از ایران را خبر داده است. شرکت دایلم کره جنوبی قرار داد دومیلیارد دلاری توسعه پالایشگاه اصفهان را فسخ نمود. شرکت جنرال الکتریک امریکا نیز فروش محصولات خود به ایران را متوقف کرد. همچنین نایک که وسائل ورزشی اش معروف است استفاده تیم ایران از کفش هایش را در مسابقات جام جهانی فوتبال ممنوع کرده است که البته بیشتر نقش تبلیغاتی و سمبلیک دارد.

دو شرکت خودروسازی فرانسوی پژو و رنوکه سالها است در ایران فعالیت دارندهمکاری خود را معلق کرده اند، شرکت نفت توتال فرانسه که طی آخرین قرارداد گازی قرار است با سرمایه گذاری دو میلیارد دلاری قرار است فاز یازده پارس جنوبی را به اتمام رساند، نیز ادامه رابطه تجاری با حکومت اسلامی را مشروط به موافقت امریکا در ادامه کار در ایران کرده که بعید است امریکا با آن موافقت کند، منتها توتال تلاش خواهد کرد تا دردوماه آینده نظر امریکا نسبت به ماندن در ایران را با این استدلال که قرارداد فی مابین یک سال ونیم پیش امضا شده جلب کرده و مجوز ادامه فعالیت دریافت نماید.

این در حالی است که اتحادیه اروپا و به ویژه خانم موگرینی مسئول اتحادیه همه تلاش ونفوذ خود را به کار گرفته تا با ایجاد فضای همکاری با حکومت اسلامی ایران توافقنامه برجام را نجات دهد. آیت الله خامنه ای در آخرین جبهه گیری خود نسبت به باقی ماندن در برجام هفت شرط را پیش روی اتحادیه اروپا قرار داده که مهمترین آن گرفتن ضمانتنامه اجرایی از اتحادیه اروپا است. هرچند که اتحادیه اروپا در این رابطه جلسات متعددی تشکیل داده و تصمیماتی هم گرفته شده است. ولی گویا نهیب دونالد ترامپ قوی تر از آن است که سه دولت اروپایی درگیر در برجام و شخص موگرینی که تعصب عجیبی در حفظ برجام از خود نشان میدهد موفق شده باشند جلوی ریزش شرکتها از قطع ارتباط تجاری با ایران را بگیرند.
آنچه که در این میان تعجب بسیاری از کارشناسان رابر انگیخته تصمیم لوک اویل دومین شرکت بزرگ نفتی روسیه مینی بر خروج از پروژه های نفتی ایران ایران است. لوک‌اویل یک شرکت خصوصی است و پروژه‌های بسیار عظیمی خارج از روسیه دارد. از قرار این شرکت در حال مذاکره و نزدیک به امضای دو قرارداد برای انجام دو پروژه نفتی میدان منصوری و آب تیمور را در استان خوزستان با شرکت ملی نفت ایران بود که به مقامات شرکت نفت اطلاع داده که از این دو پروژه بیرون خواهد آمد. این دو، حوزه نفتی عظیمی هستند که مشخص شده بیش از ۳۰ میلیارد بشکه نفت را در خود ذخیره کرده اند. در حال حاضراز این دو میدان روزانه بیش از ۶۰ هزار بشکه نفت در روز استخراج میشود که بنا بود لوک‌اویل ضریب بازیافت را در این میادین افزایش دهد. یک مقام مسئول شرکت لوک‌اویل گفت: به دلیل تحریم‌های آمریکا علیه ایران فعلا روی پروژه‌های نفتی ایران کار نمی‌کنیم و قرار نیست پروژه‌های جدیدی هم بگیریم.

نکته حائز اهمیت اینکه لوک اویل تنها شرکت نفتی روسی نیست که مذاکرات نفتی خود را با حکومت اسلامی متوقف میکند. بلکه شرکت‌های روسی دیگر مانند زاروبژنفت، گازپروم، گازپروم‌اویل که در زمان اجرای تحریم های غرب علیه حکومت اسلامی در قبل از برجام بازار نفتی ایران بسیار فعال شده و توافقنامه های متعددی را با شرکت ملی نفت ایران به امضاء رسانده بودند، اکنون گزارش‌های سالانه و چشم‌انداز فعالیتها در سال‌های آینده این شرکتها که منتشر شده اشاره‌ای به ادامه اجرای پروژه‌های ایران نشده است.

مشکل اینجاست که شرکت‌های بزرگ نفتی در جهان که ایران علاقمند به همکاری با آنها است، بیش از آنکه وابسته به دولت‌های خود باشند، نیازمند حمایت آمریکا و بانک‌ها و سازمان‌های بین‌المللی هستند. یک نمونه آن شرکت توتال است که گفته میشود بیش از ۱۰ میلیارد دلار در آمریکا سرمایه‌گذاری کرده است. ضمن آنکه ۳۰ درصد از سهام این شرکت متعلق به آمریکایی‌هاست و در بسیاری از حوزه‌های انرژی در بازار امریکا حضور فعال دارد. بنابراین سه دولت اروپایی درگیر در برجام درچنان موقعیتی نیستند که بتوانند اعتبارات چند صد و بعضا میلیارد دلاری در اختیار شرکت‌های خود بگذارند تا از بازار امریکا کنار کشند. این شرکتها نیاز دارند تا در فعالیتهای بین المللی خود ازحمایت بانک‌ها و موسسات عظیم مالی بین المللی که اگثرا زیر فرمان سرمایه داری امریکا هستند برخوردار باشند.

یک نکته بسیار حائز اهمیت دیگر در جریان برجام که برای بعضی از کشورها حکم ورقه امتحانی پیدا کرده، جبهه گیری دولتها است. یک مورد بسیار قابل تعمق به عنوان مثال جبهه گیری دولت هند که خریدار بزرگ نفت ایران به شمار میرود، میباشد. روحانی رئیس جمهور قبل از خروج امریکا از برجام سفری به ظاهر بسیار موفقیت آمیز به هند داشت. در این بازدید چندین توافقنامه همکاری بین دو کشور به امضا رسید به مقامات ایرانی قول داده شد که خرید نفت از ایران در سطح فعلی همچنان باقی خواهد ماند. نخست وزیر هند نیز در جبهه گیری نسبت به برجام آشکارا اعلام کرد که هند مستقل است و تصمیمات مملکتی را براساس منافع ملی اتخاذ میکند و بسیار تعارفات دلخوش کننده دیگر که نثار رئحانی کرد. ولی همین نخست وزیر بلافاصله پس از خروج امریکا از برجام و انتشار خواسته دوازده ماده ای وزارت خارجه امریکا توسط پمپئو؛ اعلام داشت که خرید نفت از ایران کاهش پیدا میکند و پرداخت آن نیز به وسیله روپیه که به معنای خرید اجباری از هند خواهد بود صورت میگیرد.

آقای خامنه ای در جریان برجام بار دیگرنشان داد که پس از ۴۰ سال هنوز در یادگیری حتا مقدمات مکانیسم دیپلماسی جهانی بسیار بی استعداد و کوته فکراست. ملت ایران بایستی خون گریه کند که چرا بایستی مسند محمد رضا شاه که بنا به تصدیق دوست و دشمن واساتید و بزرگان فن سیاست تسلطش بر دیپلماسی جهانی ممتاز و از استعداد و خلاقیت ویژه ای برخوردار بود به چنین رهبر بی خردی واگذار گردد. اگر روند فعالیت هسته ای ایران که زیر نظر مستقیم شخص ولی فقیه قرار دارد، در طول سه دهه گذشته بطور کارشناسانه و بدون حب و بغض سیاسی مورد ارزابی قرارگیرد، بدون تردید در همان ابتدای کار و پرداخت هزینه های اولیه آنچنانی به دلالان داخلی و خارجی مردود شناخته میشد. تصور نمیرود که هیچ دولتمرد عاقل وحتا هیچ انسان غیر متخصص با کمترین شعور سیاسی در جهان که دغدغه منافع ملی کشورش را داشته باشد بخواهد سازنده بمب اتم باشد و درهمان زمان هم خود را با بزرگترین قدرت نظامی و مالی جهان که به شدت هم روی ساختن بمب اتم توسط هر کشوری حساسیت دارد، سفارتخانه اش را اشغال کند، ۵۶ کارمند سفارت را مدت ۴۴۴ روز زندانی کند هر روز به مناسبتی پرچم کشور را بسوزاند و صدای مرگ بر امریکا بلند باشد و در منطقه نیز دست به ترور فردی و جمعی سربازانش زند، درگیر سازد. این خطاهای کشور بر باد ده که در ابتدای انقلاب با موافقت آیت الله خمینی به اجرا گذارده شد، در دوره رهبری آقای خامنه ای به جا اینکه خاتمه یابد، برعگس با شدت و حدت بیشتری سازماندهی شد تا به ساخت بمب اتم رسید.

در دوره ریاست جمهوری اوباما، با توجه به شیوه مدیریت صلح جویانه و پیروی از سیاست مدارا و نرمشی که او داشت، موقعیت ممتازی برای حکومت اسلامی بوجود آمده بود تا با امریکا مستقیما وارد مذاکرات جدی وهمه جانبه شده وامکان حل مشگلات فی ما بین راممکن سازد، تا آنجا که بشود مانند مذاکرات هسته ای به یک تفاهم برد – برد در همه زمینه ها برسند. آقای خامنه ای با تصورغلط خود که امریکا را ببر کاغذی به حساب میاورد و برموضع ضعف میدید به شیوه بازی موش و گربه، همراه با زیاده خواهی، بد اخلاقی و استفاده از الفاظ رکیک غیرعادی و بیگانه در عرف دیپلماسی شروع به وقت کشی و بازی دادن امریکا نمود. متاسفانه زمان به سرعت گذشت اوباما این شانس حکومت اسلامی کنار رفت و اکنون سرو کار آقای خامنه ای با رئیس جمهوری مانند دونالد ترامپ است که به کمتر از سقوط حکومت اسلامی رضایت نمیدهد و با سیاست نقره داغ کردن حکومت اسلامی از طریق تحریمهای اقتصادی حرکتی گاز انبری را شروع کرده که پایان آن نمیتواند شکست بزرگترین کشور قدرتمند جهان باشد. متاسفانه در این نبرد نابرابر این ملت ایران است که صدمه دیده، ضمن انواع فشارهای اقتصادی فاصله اش هم از پیشرفتهای جهانی بیشتر و بیشتر میشود.