خانه » هنر و ادبیات » رُم، اکران شکوه و افول زندگی/لیلا سامانی

رُم، اکران شکوه و افول زندگی/لیلا سامانی

آقای عبدی موضوع این گفت و گو بناست که راجع به ” رم در سینما ” باشد؛ همین است که برای ورود به بحث، اگر موافقید از خود ” رم ” شروع کنیم… همین طور که می دانید این شهر بستر بسیاری از فیلم ها بوده و با دانش اندک من بسیار بیشتر از باقی شهر های مهم دنیا سوژه ی سینما شده؛ سوال اول من هم در همین مورد است، به نظر شما این ادعا اساسا درست است که رم مثلا نسبت به پاریس یا برلین بیشتر سوژه ی فیلم ها شده؟

به دلیل گستردگی سینما، آمار مشخصی ندیده ام که چه شهری چند بار مورد توجه مستقیم فیلمسازها قرار گرفته و با تار و پود قصه آمیخته. اما اگر به حافظه رجوع کنیم، تعداد فیلم هایی که مثلاً پاریس در آنها نقش بسیار اساسی ای دارد اصلاً کم نیست؛ مثلاً از همان دهه سی در شاهکار رنه کلر،” زیر بام های پاریس”. برلین البته کمتر از پاریس، اما نمونه های درخشانی هست مثل “زیر آسمان برلین”( یا بال های اشتیاق) ساخته ویم وندرس که فراموش نشدنی است. نیویورک و فضای شگفت انگیزش هم بارها و بارها سوژه فیلم ها شده. اما به هر حال رم بسیار مورد توجه فیلمسازان بزرگ ایتالیایی قرار گرفته و به جزء غیر قابل تفکیکی از برخی از شاهکارهای تاریخ سینما بدل شده، شاید به همین دلیل در نگاه اول به نظر برسد که بیشتر از بقیه در سینما نقش داشته.

به صورت اجمالی چه عواملی در این بیشتر به چشم آمدن رم دخیل بوده اند؟

این که سینمای ایتالیا بخصوص در دهه شصت یکی از بهترین سینماهای دنیا بوده و بسیاری از فیلم های بزرگ تاریخ سینما در این شهر ساخته شده، بخصوص فیلم های فدریکو فلینی که برخی شان به شدت با این شهر گره خورده.

جایگاه سیاست و نقش حکومت ها در پررنگ شدن رم تا کجا بوده؟ یعنی چه میزان از این آثار هنری را در خدمت سیاست و وسیله ی تبلیغ می دانید؟

سیاست ها و حکومت ها به نظرم تاثیر چندانی در سینما نداشته اند. آنهایی هم که خواسته اند داشته باشند، فیلم ساخته شده ماندگار نشده و خیلی زود فراموش شده. فکر می کنم عشق فلینی به رم است که این شهر را در فیلم هایش جاودانه کرده. البته در سال های اخیر شهرداری های چند شهر در سینما فعال شده اند و مثلاً همین شهر رم بودجه فیلم وودی آلن را تامین کرده تا فیلمی داستانی آمیخته با فضای این شهر بسازد که فکر می کنم به اندازه دو فیلم دیگر وودی آلن درباره شهرها- درباره پاریس و بارسلون- موفق نیست.

برویم سراغ چند فیلمی که برای این گفت و گو در نظر گرفته ایم و از ” رم، شهر بی دفاع ” روسلینی شروع کنیم، جایگاه رم در این فیلم از نگاه شما تا چه اندازه بود؟

حواشی و داستان مخفی ساخته شدن این فیلم در دوران جنگ خیلی شنیدنی است و در عین حال فضای شهر نقش اساسی ای در آن دارد. نئورئالیست ها بسیار به رم پرداخته اند و پس از جنگ فیلم های بسیاری داریم که فقر حاکم بر این شهر و مصائب جنگ را نمایش می دهند. رم شهر بی دفاع کمی قبل تر از آنهاست، از سردمداران نئورئالیسم که دوره اشغال را نمایش می دهد، جایی که شهر واقعاً بی دفاع مانده و فضای خفقان را می شود حس کرد. بعدتر خود روسلینی هم باز به رم برگشت و چهره های دیگری را از آن نشان داد و مثلا در اروپای ۵۱ یک زن و شوهر ثروتمند را در این شهر پس از جنگ تصویر کرد که به نظرم به همراه دو قسمت دیگر سه گانه اش فیلم های قدرتمندتری هستند از رم شهر بی دفاع و همان فیلم ها هستند که فیلمسازان موج نوی سینمای فرانسه را شیفته روسلینی کردند.

و “زندگی شیرین”؟

آن داستان دیگری است…. میان فیلمسازان خوب ایتالیایی- که کم هم نیستند- فلینی محبوب ترینم است. کاری که او با فیلم هایش بخصوص در دهه شصت می کند شگفت انگیز است. زندگی شیرین آغاز این راه است، هرچند کامل نیست و فلینی فیلم های بهتری دارد؛ از جمله هشت و نیم و جولیتای ارواح. اما زندگی شیرین در تاریخ سینمای ایتالیا – و دنیا- فیلم بسیار مهم است. حواشی جنجالی زیادی دارد که بسیاری از آنها برمی گردد به همین شهر رم. همین سر و صداها و عکاس پاپاراتزی باعث فروش شگفت انگیز فیلم شد که مثلاً شد پرفروش ترین فیلم خارجی در آمریکا تا آن زمان. فکر می کنم زندگی شیرین با جان رم آمیخته و برخی میدان ها و مراکز توریستی شهر با خاطره این فیلم برای مردم دنیا زنده شده است؛ از جمله آن میدان معروف و فواره ها و در آب رفتن آنیتا اکبرگ که می دانید…

برسیم به ” رم ” فلینی که اساسا در مورد رم ساخته شده، شهری که از نظر او سکوی پرواز رویاها نامیده شده بود، ” رم ” در این فیلم کجای قصه است؟ جایگاه مستندات را در این فیلم چطور عرض یابی می کنید؟

فیلم رم به گمانم دنباله ای است بر زندگی شیرین. اگر در آنجا رم به طور مستقیم به عنوان داستان فیلم مطرح نمی شد، این بار فلینی می خواهد به شهر مورد علاقه اش به طور مستقیم ادای دین کند. حق هم دارد؛ این شهر واقعاً شگفت انگیز است و بی شک یکی از دو سه تا زیباترین شهرهای دنیاست؛ یک موزه سرباز. حالا فلینی در یک شیوه بسیار شخصی به شهر نزدیک می شود. از در و دیوار تا آدم ها، از فاحشه خانه ها تا آنیا مانیانی که فلینی می گوید سنبل شهر رم است. همه این ها خیلی شخصی هستند. فلینی علاقه ای به وفادار ماندن به واقعیت و آوردن سند و مدرک و حتی اطلاعات دادن ندارد. او یک شهر را به شکل بسیار شخصی و دلی روایت می کند؛ همان طور که هشت و نیم را شاید بتوان شخصی ترین شاهکار تاریخ سینما نامید.

و سر آخر هم فیلم ” زیبایی بزرگ “؛ که بسیاری از منتقدین این فیلم را نسخه ی امروزین زندگی شیرین نامیده اند؛ نظر شما در این باره چیست؟

البته فیلم به زندگی شیرین شباهت دارد و وجه شباهت شان در ارتباط شان با شهر رم است، اما از لحاظ تماتیک و موضوع به شدت شبیه هشت و نیم است. من واقعاً تعجب می کنم که منتقدان غربی چطور متوجه شباهت این فیلم به هشت و نیم نیستند و همه بدون استثناء به زندگی شیرین اشاره می کنند؛ شاید هم از روی دست هم کپی می کنند. اما فیلم برای من یک ادای دین تمام عیار به هشت و نیم است؛هر دو فیلم درباره هنرمندی هستند که به بن بست فکری رسیده و هر دو فیلم پایان مشابهی دارند.

اتفاقا مورد سوال دقیقا هم این است؛ این طور که پیداست ( شاید حتی به دلیل عنوان فیلم، که شرحی بر رم است ) خود موضوع ” رم امروز ” بیشتر برای اهالی سینما جالب آمده تا نویسنده ی سرگشته ای که نمی داند چه بنویسد؛ (نویسنده ای که در هر کجای دیگر هم می توانست باشد)… یعنی به نظر شما این داستان را می شد در هر شهر دیگری هم جلوی دوربین برد؟

با این که زیبایی بزرگ به شدت با رم آمیخته، اما به نظرم بحث اش درونی تر است؛ درباره مفهوم زیستن و خلق و به بن بست رسیدن. اگر سورنتینو این شخصیت را در شهر دیگری می گذاشت، قطعاً با فیلم کاملاً متفاوتی روبرو بودیم، اما او در عین ستایش از شهر، به هشت و نیم فلینی و جهان شخصی او ادای دین می کند. جالب است که من در جشنواره کن و بعدتر در اکران عمومی فیلم ندیدم که حتی یک منتقد انگلیسی یا آمریکایی به هشت و نیم اشاره کند، در حالی که چند دوست سینمادوست ایتالیایی من در فیس بوک شان به ادای دین این فیلم به هشت و نیم اشاره داشتند و نه زندگی شیرین. نمی دانم اما شاید خیلی ها هشت و نیم را ندیده باشند، حتی همان منتقدان شناخته شده! زندگی شیرین در دنیا بسیار بیشتر دیده شده.

ممنون، تنها در آخر می خواهم تا از حال و هوای این روزهای رم هم بپرسم، پس از دوران اوج سینمای ایتالیا در دهه های شصت و هفتاد و فیلم های فراوانی که در این شهر ساخته می شدند، اوضاع و احوال رم را در روزهای اخیر چطور پیش بینی می کنید؟

خب به هر حال دوران رونق رم همان سال ها بود با استودیوی چینه چیتا و انبوهی فیلمساز طراز اول که نامشان با تاریخ سینمای جهان گره خورده. حالا اوضاع تغییر کرده. این روزها البته در سینمای ایتالیا فیلم خوب هم ساخته می شود و اتفاقاً برخی از آنها با رم گره خورده اند، اما اغراق نیست که بگوئیم که خیلی ها در جهان با یاد و خاطره فیلم زندگی شیرین به دیدن شهر رم می آیند.