خانه » هنر و ادبیات » بازارچه کتاب با بهارک عرفان

بازارچه کتاب با بهارک عرفان

صفحه‌ی بازارچه‌ی کتاب ما؛ بیشتر از هر مطلب دیگری بوی ایران و امروز و کتاب می دهد. باز هم به همراه خبرنگارمان بهارک عرفان در تهران؛ سری به پیشخوان کتاب فروشی‌های شهر زده ایم و عناوین تازه را برگزیده ایم. با هم بخوانیم…

sd0023sd+a6dewجادوسخن جهان، نظامی
نویسنده: بهروز ثروتیان
ناشر: معین
قیمت: ۴۰۰۰۰ تومان
تعداد صفحات: ۷۵۲ صفحه
بهروز ثروتیان یکی از بزرگ ترین نظامی شناسان ایران است که آثار زیادی درباره این شاعر بزرگ دارد. «جادوسخن جهان، نظامی» آخرین کار تحقیقی است که ثروتیان درباره نظامی انجام داده‌است. این کتاب درباره کل آثار نظامی است و زنده یاد ثروتیان در آن، اشعار نظامی را تشریح کرده است. کتاب دو بخش دارد که یکی درباره «مخزن الاسرار» و دیگری درباره آثار موجود در «هفت پیکر» است. این اثر، تصحیح نسخه نیست بلکه تفسیر و تشریح است.

sdfdd06sd6f3edsقاتل غمگین
نویسنده: فردریک دار
مترجم: عباس آگاهی
ناشر: جهان
قیمت: ۱۰۰۰۰ تومان
تعداد صفحات: ۱۶۰ صفحه
در ادبیات معاصر فرانسه، نام فردریک دار به‌عنوان نویسنده‌ای پرکار ثبت شده است. دار متولد سال ۱۹۲۱ و درگذشته در سال ۲۰۰۰ است. زندگی پرماجرای او، موضوع آثار زیادی شده و مصاحبه های فراوان و آموزنده این نویسنده پلیسی، در سامانه‌های مختلف اجتماعی و فرهنگی در اختیار علاقه مندان به رمان پلیسی قرار دارد. این نویسنده هم با نام اصلی و هم با ۲۰ نام مستعار مختلف، نزدیک به ۳۰۰ رمان و داستان بلند و کوتاه از خود به جا گذاشته است و علاوه بر آن‌ها، حدود ۲۰ نمایشنامه و ۱۶ فیلمنامه سینمایی نیز در کارنامه خود دارد. «سن آنتونیو» یکی از نام‌های مستعاری است که دار بسیاری از رمان های ماندگار خود را با استفاده از آن، منتشر کرده است.
پیش از این، رمان های «آسانسور»، «مرگی که حرفش را می زدی»، «کابوس سحرگاهی»، «قیافه نکبت من»، «بزهکاران»، «بچه پرروها» و «زهر تویی» عناوین کتاب‌هایی هستند که از فردریک دار با ترجمه آگاهی در قالب مجموعه نقاب به چاپ رسیده اند.
در رمان «قاتل غمگین» سه مرد با استفاده شلوغی و سروصدای کارناوال نیس به یک جواهرفروشی دستبرد می زنند. اما موریس راننده جوان گروه، الماس های ربوده شده را بر می دارد و فرار می‌کند. لینو تبهکار خشن ایتالیایی تبار که معرّف موریس به همدستانش بوده، مامور می شود او را پیدا کند. جست و جوها لینو را به خانه پدری موریس می کشد؛ خانه ای شهرستانی واقع در پشت یک کارگاه صورتک سازی. لینو در ادامه ماجرا، ۲ بار با موریس روبرو می شود و هر بار، با تردستی فرار می کند. لینو برای گرفتن موریس و جواهرات، مادر و دو خواهر جوان او را در خانه شان گروگان می گیرد. لینو تبهکار وقیحی است که اعضای پیر و جوان خانواده را آزاد می دهد و به آن ها بی احترامی می کند. اما در این میان خودش نیز از زندگی در یک خانواده سنتی و درستکار که از آن محروم بوده، تاثیر می گیرد.در ادامه داستان، روی دیگر شخصیت آدم کش ایتالیایی مشخص می شود و قهرمان منفور داستان، ظرف چند روز به موجودی ترجم انگیز و قابل احترام مبدل می شود که حتی از به خطر انداختن جانش برای دیگران نیز دریغ ندارد.
در قسمتی از این رمان می‌خوانیم:
همه چیز جلوی چشمایم تیره و تار شد. به مدت ده ثانبه، چنان عصبانی شدم که عنان اختیار را از دست دادم. فراموش کردم که با یک دختر رو به رو هستم و ضربه‌ای با مشت به پهلویش زدم. ضربه نفسش را قطع کرد. او دهانش را باز کرد، ولی هیچ صدایی از آن خارج نشد. بالاخره توانست نفسش را که شبیه خرناسه ای بود، بیرون بدهد. و نقش زمین شد. آن وقت پرده سرخ رنگی از جلوی چشم هایم کنار رفت. متوجه شدم که دستم را روی زنی بلند کرده‌ام. نمی‌شود گفت که شرمنده شدم؛ نه، می‌دانید، من و شرمندگی… ولی کمی دلم به حالش سوخت…

fsd003s+df6sde

ما یک خانه آبی داریم
مترجم: سیروس نورآبادی
ناشر: شورآفرین
این کتاب، کتاب دوم از مجموعه «تجربه‌ها»ست که شامل تجربه‌ حضور زندگی و مرگ در داستان کوتاه است و با مقدمه فتح‌الله بی‌نیاز منتشر شده‌است.
مجموعه‌ «تجربه‌ها» شامل دو کتاب است که کتاب دوم این مجموعه «ما یک خانه آبی داریم» هم‌زمان با چاپ سوم کتاب اول مجموعه، «اگر یک مرد را بکشم، دو مرد را کشته‌ام» (تجربه‌ زندگی مشترک در داستان‌های کوتاه) منتشر شده است.
مجموعه‌ «تجربه‌ها» امکان زیست زندگی‌ «همه‌ ما» در جمهوری جهانی ادبیات است. تجربه‌ زندگی و مرگ در بهترین داستان‌های کوتاه جهان؛ داستان‌هایی که هر کدام، پنجره‌یی است بر دیوارهای محفظه‌ دربسته‌یی از فضا و زمان، که «همه‌ ما» در آن زندگی می‌کنیم. این داستان‌ها، به ما اجازه می‌دهد تا در ذهن‌های یکدیگر وارد شویم، نه‌تنها از طریق همذات‌پنداری با شخصیت‌ها، بلکه با مشاهده‌ی دنیا از منظر بزرگ‌ترین نویسندگان جهان. و این همان قدرت ادبیات است که بیش‌ترین توان را برای همدلی دارا است؛ داستان‌های خوب، از ما انسان‌های بهتری می‌سازد. داستان‌های خوب، از نیروی فرهنگی شگرفی برخوردار است، و به ما اجازه می‌دهد تا با کسانی همدلی کنیم که گوشه‌یی از زندگی‌ «همه‌ ما» را در دنیای کلمات بازی می‌کنند: و این‌گونه شما به کشف تاریکی‌ها و ناشناخته‌های خود و دیگری، و تجربه‌ مرگ و زندگی من دیگرتان می‌روید: یک سفر مکاشفه‌آمیز، برای لذت آگاهی.
«ما یک خانه‌ آبی داریم» مجموعه‌ ده داستان کوتاه مدرن با مضمون زندگی و مرگ است از ۱۰ نویسنده‌‌ بزرگ جهان: آلیس مونرو، جان آپدایک، ترومن کاپوتی، شرلی جکسون، ردیارد کیپلینگ، فرانک اوکانر، پریمو لوی، کیت والبرت، نوئل روآز و الیستر مورگان. نویسندگان این مجموعه، با محوریت‌قراردادن زندگی‌های فردی، خانوادگی و اجتماعی، و سپس جنگ و آسیب‌های آن و درنهایت مرگ، کاراکترهای خود را به سمت یک نوع خودآگاهی سوق می‌دهند تا خواننده را با داستان و کاراکترهای‌شان در گریز از دنیای کلمات به جهان واقعی همراه کنند؛ گویی کاراکترها روی دیگر «همه‌ ما» هستند، تا با ما از زندگی روزمره‌یی بگویند که مرگ روی دیگر آن است؛ چراکه عظمت انسان در این است که با این‌که می‌داند می‌میرد، اما باز می‌زید، و به زندگی ادامه می‌دهد؛ گویی تصویر حزن‌انگیز دلپذیر این شعر است: زاده‌شدن برای آزادی، و بزرگ‌شدن برای مرگ.

sad00212asd+-+3ew
به شوهرم چیزی نگو
نویسنده: مهدی نورعلیشاهی
ناشر: ماه باران
قیمت: ۸۰۰۰ تومان
تعداد صفحات: ۵۰۰ صفحه
نویسنده این داستان ها که از اهالی مطبوعات است، درباره داستان های این کتاب نوشته است: روایت های این مجموعه همه واقعی هستند. مانند همه آدم هایش.آدم هایی که در کوچه خیابان های شهرم هر کدام داستانی دارند برای خودشان. آدم هایی که در سال های سال روزنامه نگاری ام با آنان روبرو شده ام و دلم نیامده آهسته از کنارشان عبور کنم؛ یا نگاهی از روی ترحم به آنها بیاندازم.
اکثر داستان های این کتاب طی دهه ۸۰ در قالب ستونی در آخرین صفحه روزنامه جام جم به چاپ رسیده اند. نورعلیشاهی همچنین درباره این داستان ها می گوید: داستان های این مجموعه از دریچه نگاه بی طرف یک روزنامه نگار به جامعه پیرامون خود نگاشته شده است. می خواستم با حذف زمان و مکان و حتی اسامی، راوی صرف باشم و بس. اساسا معتقدم آدم های بی تفاوت مرده های متحرک هستند.
برخی عناوین داستان های این کتاب عبارت اند از: به شوهرم چیزی نگو، نوزده قدم، ماهی گیر، زندان شیشه ای، تلفن، کوهی از جنس توتون، شاخک های سوسک مرده، آقای خان بزرگ، کاسه قرمز، آقا آتیش داری؟، چند کلاس درس خوندی؟، چارتا هزاری، بینی ها در مقابل فولوتوس ها، لطفا یک لیوان پلاستیکی، طعم خوب خرس بودن، میت هایی که مرده اند، لطفا یک گاو و پسر می خواهی چیکار!
در قسمتی از داستان «شاخک های سوسک مرده» می خوانیم:
دختر جوان با دست سوسک مرده را از زمین برداشت و مقابل چشمانش گرفت و رو به پسر گفت: «می دونستی سوسک ها برای زندگی کردن باید اول عاشق هم بشن؟» پسر نیش خندی زد و در حالی که ته لیوان چای اش را مزه می کرد گفت: «چند ماهه ما ازدواج کردیم؟ هان؟ به نظرت بس نیست هی واسه هم شعر بگیم؟»
دختر نگاهش را از پسر برگرداند و گفت: «ببین من نمی ترسم از سوسک؟ اصلا حواست هست من با دست گرفتمش؟» پسر سر برد به تلفن همراهش و گفت: «دستت کثیفه ها نری به ظرف و ظروف دست بزنی ها.»…