خانه » ضمیمه سیاسی هفته » آیا نوروز ، ریشه پیوند ما ، درخطر است؟ دکتر علیرضا نوری زاده

آیا نوروز ، ریشه پیوند ما ، درخطر است؟ دکتر علیرضا نوری زاده

asd-sofre-eid1

*رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی در آدیس آبابا پایتخت اتیوپی ، به مناسبت شب چهارشنبه سوری مراسم باشکوهی ( در چهارچوب امکانات و جایگاه و وسعت نمایندگی فرهنگی و سفارت ) برپاکرده بود که علاوه بر خانواده کارکنان ایرانی سفارت و کارکنان محلی ، شماری از دوستان خارجی سفیر (آقای بحرینی ) و رایزن فرهنگی (سید کاظم مهرنیا ) در آن شرکت داشتند . مراسم با پریدن از روی آتش ، آتشبازی ، در کنار سفره گسترده سفیر با آش رشته و انواع و اقسام اطعنه و اشربه ایرانی ، تا پاسی از شب گذشته ادامه یافت . این همان رایزنی است که سه سال پیش به نوشته سایت تابناک سردار دکتر محسن رضائی ، تدریس زبان فارسی را متوقف و به جای أن تدریس زبان عربی را آغاز کرده بود . و با آنکه کارشناس آگاه رایزنی آقای محمد رضا تارتار نسبت به این کار سخت به رایزن پیشین اعتراض کرده بود اما وی با این توجیه که وزیر اطلاعات حیدر مصلحی در این مورد بخشنامه مستقیم صادر کرده اند به اعتراض او پاسخ داده بود . همینجا بگویم که در میان وابستگان فرهنگی رژیم که اغلب نماد بی فرهنگی و تظاهر و تزویر هستند این کاظم خان مهرنیا و محمد رضا تارتار حقا از جنس دیگری هستند و از زمین تا آسمان با اراذل بیت علی محمد تسخیری معاود و آصفی الدعوه و الهاشمی ها و الموسوی ها … که رایزنی های بی فرهنگی را سی و شش سال است در تیول دارند خیلی فرق میکنند .محمد رضا تارتار در زمانی کوتاه دهها تحقیق در باره ایران و اتیوپی تهیه کرده که میتواند منبع بسیار مهمی برای پژوهشگران باشد . من چند نوشته اورا به دقت خواندم . و برایم تردیدی نماند که این یکی از ذوب شدگان نیست و دل فقط با دارا دارد و در دلش جائی برای سکندر نیست .
باری این یک نمونه را آوردم تا آشکارکنم در سرزمین عجایب ولایت فقیه ، “ألیس ” های مذکر و مؤنث بسیاری داریم که دلشان با دارای ایران است اما گاه مجبورند مدح سکندر فقیه کنند و به عتبه بوسی حضرتش ، سری به چها راه آذربایجان ولو شفاهی ، بزنند .


1604797_226147427592167_1792786625_nآلیس هائی که به ظاهر هم قبیله ای جنتی و فلاحیان و اکبر خوشکوشک و صادق لاریجانی هستند اما تا فرصتی به دست میآورند به کنایتی و اشارتی آواز میدهند که ما از خودی های اینها نیستیم و ارادتمان به ” آقا ” و اسلام ناب انقلابی محمدی ولائی از سرتقیه است.
خبر مراسم چهارشنبه سوری رایزنی فرهنگی در آدیس آبابا را میخواندم و تصاویر را می نگریستم ، پریدن جناب سفیر مقام معظم رهبری و حاج خانم از روی آتش ، بدون توجه به اینکه نورچشم امام راحل و ثمره حیاتش مرتضی مطهری به این مراسم توهین کرده و برگذار کنندگانش را طی دوسه هزارسال ، جاهل و احمق خوانده است جناب سفیر و رایزن فرهنگی اش انگار حرفهای عضو خبرگان رهبری ، و خطیب پرهیبت جمعه سید احمد خاتمی راکه چهارشنبه سوری را حرام میداند گوش نکرده بودند و اعتنائی هم به سخنان سردار نقدی فرمانده بسیج و سپهسالار نایب امام زمان نداشتند . همچون ملیونها ایرانی که طی ۳۶ نوروز، بی اعتنا به حرفهای خمینی و جانشینش و صدها ملای نخراشیده و جمیل و قبیح ، هم چهارشنبه سوری را با شکوهی بیشتر از سالهای قبل از انقلاب و هم نوروز را در همه سیزده روزش با سیزده به در جشن گرفته اند و مراسمش را حتی اگر در جابلقا و جابلسای شرق و غرب عالم بوده اند برپاکرده اند . فکر میکنید پس از فتح ایران به دست لشکریان اسلام ، اوضاع بهتر از سال ۵۷ بود ؟ اگر مطهری بعد از ۱۴۰۰ سال کمر به قتل چهارشنبه سوری بست ، در آن روزگار ارباب قدرت وارث آئینی بودند که هنوز چند دهه بیشتر از ظهورش نگذشته بود . مسلمانها متعصب تر و درنفی آنچه غیر اسلامی بود سخت کوش تر بودند . آن روز و روزها و سالها و قرنهای بعد نوروز با همه شکوهش به جا ماند و امروز ۱۱ کشور برپایش میدارند و در دوکشور دیگر “أمریکا ” و “بریتانیا ” رهبرانش هفت سین می چینند و نوروز را به ایرانیان و همه ملتهائی که در پرتو فرهنگ و تمدن نوروزی ایرانی ، به استقبال بهار و سال نو خورشیدی میروند شادباش میگویند .
در همان صد ساله نخست اسلام عباسیان نوروز را به شیوه امپراتوران ساسانی جشن میگرفتند . و نیاکان ما بودند که پسران و نوادگان تموچین را برسر سفره هفت سین نشاندند و سلیمان قانونی عثمانی را واداشتند تا در نوروز عیدی دهد و می ناب ارومی نوش جان کند .

asd22d2fr2e

بزرگترین سفره هفت سین جهان در دامنه بیستون

فرقی نمیکرد که سلطان ، امیر سامانی عاشق ایران باشد یا رویگرزاده سیستانی دلبسته به زبان فارسی ، محمود غزنوی ترک باشد یا طغرل سلجوقی ، جلال الدین خوارزمشاه باشد که به گاه عبور ازسیحون درنگ کند تا سال نو تحویل شود و یا تیمورگورکانی که قرآن را درسینه داشت و نوروز را در جان ، افشاری دلاور بود و یا خان لر زند رند عادل ، شاه خوشگذران ترکمن قاجار بود و یا نبیره تبعیدی اش … مهم نبود که نوروز به وقت جنگ از راه میرسید و یا در روزگار صلح از در، در میآمد. پیش از مشروظه بود یا بعدش ، در عصر پهلوی اول بود یا روزگار دومی شان . عصر امام بود و یا عهد منزل نشین بارگاه ولایت در چهارراه آذربایجان ، مردمانی عاشق تاریخ و فرهنگ و سرزمینشان ، نوروز را و همه ی سنتهایش را حفظ کردند و خواهند کرد .

نوروز مال کی است ؟

این درست که نوروز حالا عید رسمی در ۱۱ کشور است اما ما ایرانیها پاسدار نوروز و بنیانگزارش بوده ایم . فرقی نمیکند کرد ایرانی باشیم یا بلوچ ، ترکمن باشیم یا آذری طالشی باشیم یا گیلک ، مازندرانی یا عرب ایرانی ، لر یا قشقائی ، بختیاری یا بویر احمدی ، ریشه در فارس داشته باشیم یا خراسان ، نصف جهانی اصفهانی باشیم یا شیرازی سرخوش از عشق حافظ باشیم . اصلا مذهب ما در عشقمان به نوروز تاثیری نداشته است . هم در حضرت میترا و هم در پیشگاه وخشور بزرگ زرتشت ، نوروز را جشن گرفته ایم . با موسی و مسیح و مانی و مزدک چنان چنگ در چشمه نوروز زدیم که با محمد عربی و علی و حسین که دختر شاهمان را هم ( راست یا دروغ ) به عقدش در آوردیم . با میرزای شیرازی و سرکار آقای کرمانی ، صفی علیشاه عارف و شیخ عزالدین حسینی زاهد و شیخ عثمان نقشبندی صوفی ، با موبد موبدان اردشیرخورشیدیان و ارباب کیخسرو و حاخام یوسف کهن و آقای القانیان ، با سید بروجردی و آقای حوزه شریعتمداری ، با شیخ حسنعلی مقدادی اصفهانی معروف بنخودکی ، و پیش از آنها با شیخ بهائی صدر جبل عاملی لبنانی با ملازعفران افغانی و سیدباب شیرازی و حبیب ثابت ، با صالح علیشاه گنابادی وامروز با آقای دکترتابنده بزرگ حقوقدان و شیر پیر درویشان ، با کاظمینی بروجردی زندانی و آقای طاهری اوین نشین ، با همه اینها نوروز را جشن گرفته ایم.

1509019_277590999067252_2060785038_n

آرامگاه کورش بزرگ در لحظه سال تحویل

میگویند سرداران بلوچ روز عید به هم ظایفه ای هایشان بدره زر میدادند و شیخ مزعل و خزعل ، سیزده روز نوروز را جشن میگرفتند . آقای کعبی و فرزندان خزعل لباس رسمی میپوشیدند و در سلام عید شاهانه شرکت میکردند . هرگز رنگ و نژاد و مذهب و قبیله در این سرزمین جانش به عشق شسته ، نوروز را از اعتبار نینداخت .

تنها حالاست که من نگرانم و در این دوسه روزه بارها و بارها به کانالهای تلویزیونی اهل سنت ایران ، و دوسه کانال که مدعی اند از زبان حال عربهای ایران سخن میگویند و نیز دکانهای تصویر و صدای ناصرابوالمکارم شیرازی و آل قزاونه و اخباری های عراق نشین و کالیفرنیا گزین ، ملای جاهل شیعه افغانی نسب و شیخ جاعل کربلائی صفت ، سرزده ام به این امید که شاید آنها نیز هم چون سناتور ریگی بلوچ و کعبی عرب و شریعتمداری شیعه و استاد عبدالکریم خلیلی شیعه هزاره ، حداقل پیامکی به رسیدن نوروز به هموطنانشان به شادباش بفرستند . چقدر منتظر بودم از وصال حق ، واژگانی پراز مهر و امید خطاب به هموطنان ایرانی به گاه تحویل سال بشنوم . چرا دعای یا مقلب القلوب و الابصار برزبان گویندگان این کانالهای تلویزیونی جاری نشد ؟ قهرشان بارژیمی که از همان روز نخست علیه نوروز و چهارشنبه سوری شمشیر کشید و فرمان قتل نوروز را خلخالی شان روزی که قصد ویران کردن تخت جمشید را داشت صادر کرده بود ، قابل درک است چنانکه بیزاری ملیونها ایرانی از جمهوری ولایت فقیه اما قهر با نوروز چرا؟ گناه نوروز چیست . وقتی آقایان به نام بلوچ و عرب و سنی و شیعه ایرانی سخن میگویند ، به چه حقی فرمان حذف نوروز را صادر میکنند . کدام عرب و بلوچ و سنی و شیعه ایرانی به آنها وکالت داده تا حکم اعدام عمو نروز را صحه گذارند ؟ آیا مولوی عبدالحمید عتابشان نخواهد کرد که به کدام منطق پاسدار نوروز، همشهریمان رستم دستان را از یادبرده اید ؟

دکتر علیرضا نوریزاده

دکتر علیرضا نوریزاده

هیچ دین و مذهبی در طول سه هزارسال یا بیشتر عمر نوروز نتوانسته و یا نخواسته با نوروز سرشاخ شود . اسلام هم مثل باقی مذاهب با نوروز کنار آمد ملیونها کرد سنی نوروز را مهمترین عید خود میدانند . یهودیان مهاجر ایرانی در اسرائیل نه فقط نوروز را جشن میگیرند ، بلکه اغلب هنرمندان غیر یهودی را به مجلس خود میخوانند . میگویند مراسم نوروری که آقای هژبر یزدانی در کاستاریکا میگیرد زبانزد خاص و عام است
آریس ارمنی ، جشنهای نوروزی را در کالیفرنیا پرجلوه میکند و در لندن ما ژیرار شادی بخش ما در نوروزهای تبعیدی بوده است . دکتر حسین بر و دکتر دوشوکی، بلوچ و اهل سنتند و جلوه هفت سین و مبارک گوئی گرمشان اینهمه سال با من بوده است . مسعود اهوازی با دوستان عرب ایرانی اش ، حالا به اجبار در حاشیه آنسوی خلیج فارس نوروز را جشن میگیرند و آقای سیستانی در نجف دعای تحویل سال را میخواند . روژه لت و تیشک کانالهای کومله و حزب دمکرات کردستان ایران ، با چنگ و تار و سرود و رقص ، نوروزانه گرفته اند ، و آذریهای ایران به کوری چشم ناصر پورپیرار تاریخ نویس ولایت فقیه و نوکران باکو که ایران و نوروز را انکار میکنند امسال نوروز را با شکوه بیشتری برگزار کردند .
با اینهمه من نگرانم وقتی هموطنم به صرف داشتن باور مذهبی متفاوت ، نوروز را انکار میکند و زیباترین آئین انسانی را و سرشارترین مراسم ملی را ، از یاد میبرند .
نوروز پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در آسیای میانه بودم . در تاشکند مطلوبه شیر علی آوا نماینده بعدی بی بی سی و تاجی بای روزنامه نگار به من گفت در روستایشان باغستان دو نوروز میگیرند یکی اول فروردین و دومی وقتی برفها آب میشود معمولا در روزهای پایانی نخستین ماه سال . مارا به روستا دعوت کردند تا در مراسم نوروزی شان شرکت کنیم با بهروز آفاق که امروز از مدیران ارشد بی بی سی است ماشینی کرایه کرده و رفتیم .نیمه شب رسیدیم اما روستا بیدار بود همه جا دیگهای حلیم و سمنو بر آتش بود . بامدادان در یگانه مدرسه روستا نیمکتها را در حیاط چیده بودند و زن و مرد و کودک با لباسهای رنگی ، در هم میجوشیدند و پیران بر نیمکتها نشسته بودند . کودکانی آمدند سرودخوانان . جوانی با ارگ کوچکی مینواخت . ناگهان اشک مثل باران جاری شد . کودکان میخواندند ؛ ما فرزندان ایرانیم . در دل کوه ، چهارصد کیلومتر آنسوی تاشکند و در ازبکستان بودیم . جائی که از زمان

استالین با جدا کردن سمرقند و بخارا از تاجیکستان ، کوشیده بودند زبان و ادب فارسی و سنتهای ایرانی را برکنند .
این بهترین نوروز همه عمرم بود .

لندن ۲۳ مارس ۲۰۱۵