خانه » ضمیمه سیاسی هفته » آیا حضور رژیم در بغداد و دمشق و صنعا یک پیروزی ملی است ؟ دکتر علیرضا نوری زاده

آیا حضور رژیم در بغداد و دمشق و صنعا یک پیروزی ملی است ؟ دکتر علیرضا نوری زاده

دکتر علیرضا نوریزاده

دکتر علیرضا نوریزاده

*دوست جوانی از رهروان مکتب پان ایرانیسم ، در پیامی تلفنی روی پیامگیر تلویزیون “ایران فردا ” به گلایه گفته بود ، شما که خود را رهرو راه بختیار و مصدق میدانید و با زنده یاد عاملی تهرانی و فروهر و پزشکپور دوستی و همدلی داشته اید چرا از گسترش نفوذ ایران در منطقه و حضور پررنگ سپاه در عراق و سوریه و لبنان و یمن شادمان نیستید؟ مگر بحرین مال ما نیست پس چرا به تلاشهای دولت ایران برای سرنگونی آل خلیفه و بازگرداندن بحرین به دامان وطن ، با تردید مینگرید و آن را خلاف مصالح ملی میدانید ؟

dsasssd4ret5

به گمانم موضوع آنقدر اهمیت دارد که نه تنها در یک نوشته بلکه در یک بحث و فحص عمیق باید به آن پرداخت . این سخنان که بعضا از دلهای پاک سرشار از عشق به وطن سرچشمه میگیرد ، حرفهای خطرناکی است . از آن دست که جوانان ألمانی را در دهه ۳۰ قرن بیستم میلادی به زیر پرچم هیتلر و بستر نازیسم کشاند . ما همه سرفرازی ، اقتدار و پیشرفت سرزمینمان را در پرتو برپائی مردمسالاری در یک حکومت ملی و سکولار که حقوق آحاد ملت ایران را بی توجه به جنس و نژاد و مذهب به رسمیت بشناسد و تنوع فرهنگی ایرانیان را ارج نهد ،در صلح و آرامش با همسایگان و عالمیان باشد ، آرزو میکنیم و شماری از ما ۳۶ سال است هریک بقدر کفایت و قابلیتهای خویش در راه تحقق این آرزو کوشیده ایم . اما هیچگاه راضی نمیشویم فراشدن پرچم اسلام ناب انقلابی محمدی از ئوع ولائیش را در قتلگاه های سوریه و عراق و مزار دوطفلان مسلم در کوفه و پارک امام در جنوب لبنان و حالا در خیابانهای صعده و صنعا ، به عنوان پیروزیهای “ایران ” و گسترش نفوذ “تهران ” در منطقه ( آنگونه که کارشناسان بی بصیرت و نادان غربی به خورد جهان میدهند ) ، به ما قالب کنند. اگر تجاوزات داعش را محکوم میکنیم و با مردم عراق و سوریه همدردیم که در برابر آدمخوارانی از نوع داعش قرار گرفته اند باید این حقیقت را نیز برزبان آوریم که در نگاه سنی های عراق و سوریه و یمن ، وابستگان رژیم ولایت فقیع اعم از سپاه بدری و جیش المجاهدین عراقی و حزب الله لبنانی و انصار الله یمنی و اهل بیت ولایت سپاه ، داعشیان دیگری هستند که همان کارهای داعش را منتها با رندی و تزویر بیشتر میکنند .


ولادت داعش
جانباختگان فاجعه سینما رکس

جانباختگان فاجعه سینما رکس

پرانتزی باز میکنم پر از اشک چشم و سپس به بحث اصلی باز میگردم .( کمتر از یکماه مانده به پیروزی انقلاب در دیماه ۵۷ خبرنگار اطلاعات از مشهد گزارشی برای من به سرویس سیاسی که دبیرش بودم فرستاد . گزارشی مصور که پشتم را لرزاند . چند ماهی با دیدن تصاویر کشته شدگان سینما رکس آبادان خواب راحت نداشتم و با آنکه میدانستم هاشم عبدالرضا آشورفرمان به آتش کشیدن سینمارا از نجف و یکی از یاران امام ! گرفته بودو تکبعلی زاده توسط محمد رشیدیان از سربازان امام در آبادان به او معرفی شده و فؤاد کریمی و محمد کیاوش ، همکاری نزدیک با او داشته اند چنانکه زنده یاد دکتر محمد رضا عاملی تهرانی در مقام وزیر اطلاعات و جهانگردی در آن جلسه ویژه با سردبیران و دبیران سیاسی روزنامه های اطلاعات و کیهان و آیندگان و… یکشب پیش از به آتش کشیده شدن سینماها و بعضی از مراکز دولتی از جمله ساختمان وزارت اطلاعات در خیابان کاخ که محل کار دکتر عاملی تهرانی بود، این حقایق را با ما در میان گذاشته بود اما هنوز هم توپخانه تبلیغات ضد شاه و رژیم سلطنتی که گلوله هایش را توده ای ها مهیا میکردند و توپچی هایش بر منبر شلیک آن را عهده دار بودند ، بیش از حقایقی که رژیم منفعل با شرم و حیا و زیر لبی عنوان میکرد ، بر عام و خاص اثر داشت . زنده یاد دکتر عاملی تهرانی به نقل از شریف امامی میگفت مردم که باور نمیکنند مقام قدسی – اشاره به خمینی – دستور کباب کردنشان را بدهد ما صد مدرک هم که رو کنیم میگویند ساختگی است پس بهتر است چیزی نگوئیم و دست بالا قصه حسین کرد شبستری را نقل کنیم –

باری تصاویر و گزارش ارسالی خبرنگارمان در مشهد ، از شکم دریدن ستوان جوانی بود که همسر در حال وضع حمل خود را به بیمارستان شاهرضای مشهد برده بود .

از آنجا که جلوی بیمارستان تظاهراتی بر پا بود و شمار زیادی از مردم به دعوت شاگرد برگزیده امام شیخ علی تهرانی همسر بدری خانم همشیره آقای خامنه ای در آنجا جمع شده بودند ، ستوان جوان بهمراه همسرش در داخل آمبولانس بیمارستان نشسته بود . وقتی آمبولانس جلوی در بیمارستان رسیده بود ، دربان به راننده آمبولانس گفته بود دور بزند و بیمار را به درب شرقی بیمارستان ببرد چون امکان بازکردن در وجود ندارد دربان میترسید با بازشدن در مردم به داخل بیمارستان هجوم ببرند . ستوان جوان که از درون آمبولانس شاهد این بحث بود و همسرش را میدید که دچار خونریزی شده و از درد به خود می پیچد دل به دریا زده و از آمبولانس خارج شده تا شاید بتواند دربان را به باز کردن در بزرگ بیمارستان راضی کند و مطمئن بود مردم نیز با دیدن وضع همسرش اعتراضی نخواهند کرد . باقی گزارش خبرنگارمان تکان دهنده بود به محض اینکه مردم فردی را در لباس نظامی دیده بودند فریاد ساواکی ساواکی بلند شده بود و در کوتاه زمانی این ستوان بیگناه را به دستور آشیخ علی تهرانی بعد از کتک زدن وحشیانه و دریدن یونیفرمش ، در میان ضجه ها و اشک همسر در حال زایمانش به درختی بسته و شکمش را دریده بودند . تصاویر ، چنان بود که نزد زنده یاد غلام حسین صالحیار سردبیر رفتم و پرسیدم آیا ما میتوانیم چنین تصاویر و گزارش همراهش را چاپ کنیم ؟ به لرزه افتاده بود داد زد نه ، فقط کوتاه خبر را بده و … تصویر دوم را خود از نزدیک دیده بودم و در دوربین عکاس روزنامه که همراهم بود نقش زده بود. بر پشت بام مدرسه علوی ، اجساد چهار ژنرال بر برف و پیرمردی بیرحم که به تماشای خون آمده بود تا نماز بامدادیش بر سجاده خون اقامه شود و کابوسی که تا امروز همراه من است تازه سه روز از به تخت نشستن نماد مسلم اسلام ناب انقلابی محمدی ناب ، گذشته بود .

تصویری از تخریب مقبره رضا شاه

تصویری از تخریب مقبره رضا شاه

تصویر سوم و چهارم و پنجم ، پیکر حونین و پاره پاره مرحوم سید جواد ذبیحی ، سینه و سر درخون غرقه دکتر سید محسن بهبهانی ، پیکر شکسته تقی روحانی و اعدامها و اعدامها و افتخار هادی غفاری برای گلوله در گلوی مرحوم هویدا زدن را داشتیم . تخریب مقبره رضا شاه و انتقال سنگ قبر تاریخی و گرانبهای ناصرالدینشاه را هم تماشا کردیم تا به لشکر کشی شیخ صادق خلخالی قاض القضات سید روح الله مصطفوی به شیراز رسیدیم . شیخ رفته بود تا شیراز اسلامی را از ننگ تخت جمشید و مزار کوروش کبیرپاکسازی کند. به زنده یاد دریادار مدنی تلفن کردم که صحت و سقم خبر را جویا شود . در سفر بود با دریادار علوی سخن گفتم و قرار شد از مدنی خبری بگیرد . مرحوم صفی پور مدیر مجله امیدایران که سردبیری اش را برعهده داشتم از ناراحتی به خود می پیچید . سرانجام به یاری بزرگمرد ملی و خویش پدری زنده یاد مهندس احمد زیرک زاده ، توانستم با مرحوم نصرت الله امینی استاندار فارس ، شهردار تهران در دوران حکومت ملی زنده یاد دکتر محمد مصدق و یکی از وکلای او تلفنی در شیراز در دفترش گفتگو کنم . آن بزرگمرد که در غربت در واشنگتن نیز به دیدارش رفتم و مهر همیشه اش گرمابخش أن دیدار در حضور همسر نازنین و دختر روشن اندیش و آزاده اش بود گفت مگر امینی مرده است که شیخ دیوانه به تخت جمشید آسیبی برساند . با اهل شیراز میرویم و جلوی بولدزرها و آدمکشانش را میگیریم و چنین کرد . نمادهای ظهور داعش را میدیدیم و باور هنوز نداشتیم که میوه باغ ولایت طعم مشابهی با میوه حدیقه زیتونی الجزایری وابن لادن و ابومصعب زرقاوی و ملاعمر طالبان و ابوبکر بغدادی دارد .

اعدام های وحشیانه اوایل انقلاب

اعدام های وحشیانه اوایل انقلاب

درکردستان در همان ماههای نخستین انقلاب ، تصاویر مردان و زنان دلاور دمکرات و کومله را دیدیم که گردنشان را با طناب و زنجیر به پنجره بسته بودند و بعد با چاقو سینه هاشان را میدریدند و یا با گلوله چشمهایشان را میدراندند . مدرسه اسلام ناب انقلابی محمدی مرتب فارغ التحصیل بیرون میداد . تجاوز به زندانیان باکره در شب اعدام ، شکنجه های غیر قابل باور به اسم تعزیر ،و موج موج کشتگان و آبادانی بهشتهائی که به تصرف زهرا و زینب و رقیه و رضا و حسین در آمده بود .سنگسار هم کردند ، دست و پا هم بریدند ، چشم درآوردند ، سر بختیار را بریدند پیکر فرخزاد را کارد آجین کردند ، شانه برومند و گلوگاهش را دریدند ، مختاری و یوینده را گردن شکستند و پروانه و داریوش را آماج ضربه هائی کردند که با ذکر علی و زهرا بالا و پائین میشد . وقتی به سراغ حاجی زاده شاعر رفتند کودکش را نیز سینه شکافتند تا چیزی از جدشان حرمله کم نداشته باشند . تفاوت داعش شیعه با داعش سنی تنها در این خقیقت دوگانه خلاصه میشود ، اول أنکه داعش و القاعده و جبهه نصرت و … به تقیه و تظاهر و داشتن رئیس جمهوری خوش پوش و وزیر خارجه تحصیلکرده آمریکا با متانت و ادب و دانش ، اعتقادی ندارند . آنها همانند که میبینیم و میشنویم .

یکباره همه آثار تاریخی را به اسم اینکه مظهر شرک است ، اگر نتوانند به دلالهای ترک بفروشند ویران میکنند . و وقتی میخواهند اسلام ناب را پیاده کنند خیلی راحت سرمیبرند و آتش میزنند و سنگسار میکنند و آدمهارا از طبقه ششم ساختمان به زیر می اندازند .
جزء بعدی حقیقت مستقیما به ما مردم برمیگردد . مقاومت فرهنگی ما ، ترس رژیم از یک واکنش غیر قابل پیش بینی ، و روحیه اکثریت مردم ایران که با افراط خاصه در دیانت سازگار نیست و بعد کارهای مؤثر و دگرگون ساز آن پدر و پسر در ۵۷ سال سلطنت پهلوی و مبارزات و افشاگری های اپوزیسیون در داخل و خارج کشور ، همگی در تخفیف تب داعشی شدن تمام عیار اهالی ولایت فقیه ، تأثیر جدی داشته است . وگرنه مطمئن باشید بساط برقع برای زنان و دختر بچه ها و ریش رهاکردن مردان و پوشیدن لباده برای رجال با سرپوش طالبانی و تعطیلی سینما و تئاتر و گردن زدن و دست و پا بریدن در چهارراهها و منع ورزشهای مدرن ، و منع تحصیل زنان بعد از دوره ابتدائی ،و ازدواج با نه سالگان ، امروز در وطن ما نیز ساری و جاری بود .

فیان دخیل

فیان دخیل

پرانتز پراشک چشم را با روایتی میبندم که بخشی برگرفته از سخنان خانم “فیان دخیل” نماینده پارلمان عراق از اقلیت ایزدی است که عنایات اسلام ناب انقلابی داعشی شامل حال هزارن تن از آنها شده است و بخش دیگر از سخنان یکی از همکاران سعید مرتضوی است که پس از گریز به خارج در دیداری دوساعته حرفهای تکان دهنده ای زد و بعد از سوی یکی از دولتهای اروپائی با توجه به اطلاعات ویژه ای که از بیت رهبر و آدمهای آنجا و ارتباطات با گروههای تروریستی داشت ، هویت جدیدی گرفت و در نقطه ای در حفاظت کامل استقرار یافت . از او با نام حمید یاد میکنم . خانم فیان دخیل که اشکها و ناله هایش در پارلمان بگاه سربریدن ایزدی ها و فروش زنانشان و تجاوز به دختران هشت و نه ساله شان را بسیاری از ما در تلویزیونهای محلی و بین المللی دیده ایم پس از آزادی جبل سنجار در کردستان عراق توسط پیشمرگه های کرد سفری به دیارکرد . در پی این سفر روایتی هولناک از جنایات داعش بازگفت از جمله اینکه ،
وقتی از کامجوئی با دخترکان خردسال سیر میشدند دست به بازی وحشتناکی میزدند ، با انگشت و یا چاقوت بکارت باقی مانئگان را میدریدند و به شکلی جنون آسا کیف میکردند . پیرترهایشان که دیگر توان کامجوئی نداشتند نیز با انگشتهای کبره بسته کثیف بکارت میدریدند .

دختران ایزدی با چشمانی نگران فردای نامعلوم خود را به تماشا نشسته اند

دختران ایزدی با چشمانی نگران فردای نامعلوم خود را به تماشا نشسته اند

حمید نقل میکرد آنشب که سعید مرتضوی به سلول دکتر زهرا کاظمی آمد ، بعد از مدتی چانه زدن و تهدید و کتک ، به داود (نعمتی ) از جلادان اوین که در اتاق بود اشاره کرد و گفت طرف چیز بدرد خوری نیست که اقلا حالی به ما بدهد فقط بطری حالش را جا میآورد . ساعتی بعد خانم کاظمی را که از درد تجاوز با باطری بیهوش بود به درمانگاه و روز بعد بیمارستان سپاه بردند و او در همان حال بر اثر پارگی رحم و خونریزی مستمر درگذشت .

پیروزی اسلام ناب یا ایران

باز میگردم به مطلع نوشته ، آیا گسترش نفوذ رژیم حاکم بر ایران در عراق و سوریه و لبنان و یمن و دخالتهایش در بحرین و عربستان سعودی و کویت و جابلقا و جابلسای عالم اسلامی ، دلیلی بر احیای امپراتوری ایران و نزدیک شدن به ابرقدرتی منطقه است؟

قاسم سلیمانی

قاسم سلیمانی

آیا تبدیل شدن قاسم سلیمانی به یک قهرمان در نجف و کوفه و بین میلیشیای بدر و عصائب اهل حق و جیش المجاهدین و حزب الله عراق و تولید مارشهای مذهبی که در آن اورا به عنوان سایه مهدی موعود خوانده اند و یا با دادن نیم میلیون دلار به شهردار نجف اسم خمینی را بر اتوبان فرودگاه به شهر گذاشتن و فرود ماهان ایر در فرودگاه صنعا را در یک قانون شکنی آشکار و بستن قرارداد ۱۴ پرواز هفتگی با شورشیان یمنی نشانه اعتبار ایران و ایرانی و پیروزی ایران بر دشمنان و مخالفان ایران است ؟
آیا امید لبنان رفیق الحریری و دهها تن از روشنفکذان و دولتمردان لبنانی را باکمک تروریستهای دستاموز سپاه به قتل رساندن و با تشویق حزب الله برای ربودن سربازان اسرائیلی ، لبنان را به ویرانی کشاندن و سپس با پول حلال ( به قول حسن نصرالله ) برای ۴ هزار شیعه حزب اللهی در لبنان خانه و بیمارستان ساختن و برای نجات یکی از خونریزترین دیکتاتورهای منطقه بشارالاسد ملیاردها پول از گلوی ملت ایران ربودن وصدها نظامی و غیر نظامی را به سوریه اعزام کردن و ماهیانه دهها میلیون دلار حقوق و مزایای مدافعان شیعه رژیم اسد را از لبنانی و عراقی و افغان و یمنی پرداختن ، نشانه عظمت ایران و نشستن سید علی خامنه ای بر کرسی امپراتوری ، چنان داریوش و شاپور و انوشیروان و شاه عباس صفوی میباشد ؟

دهها ملیون سنی وشیعه غیر وابسته و خیل عظیم سکولارهای جهان اسلام و عرب و مسیحیان و صابئه و ایزدی ها و … که از عصائب اهل حق همانقدر بیزارند که از داعش و نفرتشان از حزب الله و حوثی ها کمتر از نفرتشان از القاعده و داعش و جبهه نصرت نیست آیا بقدر شیعیان حق ندارند از حاکمیت ملی برخوردارشوند و سرنوشتشان را سیدعلی أقا و قاسم خان سلیمانی تعیین نکنند ؟

آیا ملت درد کشیده فلسطین که به رهبری پرزیدنت محمود عباس در جستجوی صلح و امنیت و آرامش است و هربار به این هدف نزدیک میشود رژیم ولایت فقیه با دادن پول و اسلحه به حماس و جهاد اسلامی و برپائی آشوب و جنگ ، بهانه به دست راستهای اسرائیلی داده تا از تعهدات خود شانه خالی کنند ، دوست مردم فلسطین و حامی آنهاست؟

محمود عباس

محمود عباس

باز بگذارید پرانتزی باز کنم ( انوشیروان به تقاضای سیف بن ذی یزن شاهزاده یمنی سپاهی از مزدکیان زندانی با فرماندهانی چون وهرز و شاهین به یاری او فرستاد این سپاه ابرهه امپراتور حبشه را شکست داد – قرأن و عام الفیل را به یاد دارید – و یمن تحت الحمایه ایران شد . ۱۴ قرن بعد که در معیت زنده یاد محمود جعفریان معاون مدیرعامل رادیو تلویزیون برای افتتاح تلویزیون یمن که کارگزارانش را خود ما در ایران آموزش داده بودیم به یمن رفتیم ، با شگفتی مشاهده کردیم رئیس جمهوری یمن به استقبال جعفریان آمده است . همچنین در این سفر با شگفتی دریافتیم که نامهای ایرانی در یمن بسیار متداول است بهزاد و بهرام و بهروز و شاهین و وهراز و بانو و دخت و میترا و … به یادگار آن لشکرکشی در کنار بقایای صدها آتشگاه و معابد زرتشتی و مزدکی در یمن باقی است . حتی لشکریان ایران که به اسم زندانی معروف شده بودند نام خود را برطایفه ای گذاشته اند که امروز یکی از بزرگترین مشایخ دینی یمن با یک الف لام آن را یدک میکشد – الشیخ الزندانی – . در زمانی که ایران با اعزام نیرو به سلطان نشین عمان در جنگ با شورشیان کمونیست موسوم به ظفار (جبهه دمکراتیک خلق برای رهائی عمان ) که مورد حمایت رژیم کمونیست وقت یمن جنوبی بودند ، هم تاج و تخت سلطان قابوس را نجات داد که به تازگی از آکادمی سنت هرست بریتانیا فارغ التحصیل شده و با کنار زدن پدر مرتجعش قدرت را به دست گرفته بود ، و هم مانع از آن شد جنوب تنگه هرمز به دست کمونیستها بیفتد تمام کشورهای حاشیه خلیج فارس از جمله عربستان سعودی ، پذیرفتند که در پناه برادر ایرانی در امنیت خواهند بود .. مصر و اردن و مغرب و تونس هم همزبان با ایران بودند .

سپهبد نادر جهانبانی

سپهبد نادر جهانبانی

آن روز که ناوچه ایرانی آبهای شط العرب را شکافت و راهنمای ایرانی کشتی خارجی را تا دهانه خلیج بصره برد و ۳۰ جت ایرانی به رهبری زنده یاد سپهبد نادر جهانبانی بدون شلیک گلوله ای برفراز بغداد مانور دادند ، آن لحظه ای که دیکتاتور شوونیست عراق صدام حسین قرارداد الجزیره را امضا کرد ، و باز آن روزی که شاه باشنیدن اظهارات سفیرش زنده یاد جعفر راند در پی کشته شدن ملک فیصل به ریاض رفت و برادران او را که در رابطه با مسأله ولایتعهدی و نایب دومی نخست وزیر اختلاف داشتند بر سر سفره ای نشاند و داستانی را که علامه قزوینی در روزگار جوانیش از پادشاهی با چهل پسر برایش گفته بود نقل کرد که وحدت شما راز ماندگاری شما خواهد بود اما تفرقه آغاز پایان است و سپس در مراسم بیعت شاهزادگان با ملک خالد و ولیعهدش فهد و نایبش عبدالله حاضر شده بود و نیز آن روزی که کامبیز آتابای رئیس فدراسیون فوتبال در اجلاس کنفدراسیون فوتبال آسیا با مشاهده نام مجعول خلیج عربی بر نقشه ای در سالن اجلاس ، به اعتراض بیرون آمده بود که تا این نقشه جعلی برداشته نشود من به سالن باز نمیگردم و قرار بود هیأت رئیسه کنفدراسیون در همان جلسه انتخاب شود .فهد الأحمد رئیس فدراسیون کویت و برادر امیر فعلی که در تجاوز عراق به کشورش بعد از مقاومتی جانانه به دست عراقی ها کشته شد بلافاصله نقشه را برداشته بود و یادآوری کرده بود جایگاه ایران والاتر از آن است که با یک اسم نماینده اش را آزرده کنیم … و آن روزهائی که کشتی بیمارستانی شیروخورشید سرخ در بازدید از سواحل امارات جنوبی خلیج فارس صدها بیمار را معالجه میکرد و بیمارستان پهلوی شیراز سالانه بیش از سه هزار بیمار را از حاشیه خلیج فارس پذیرامیشد ، آن روزهائی که امام موسی صدر در لبنان با داشتن گذرنامه سیاسی لبنانی ، گذرنامه ایرانی اش را برای تمدید به سفارت ایران میفرستاد و به هوشنگ معین زاده میگفت درخت دوستی ایران را من در بین شیعیان کاشته ام چون مسیحیان هم با ایران هستند حالا من احساس غرور و قدرت میکنم و احمد موسوی در جنوب لبنان فرصت پاسخگوئی به صدها جوانی که میخواستند فارسی یاد بگیرند و در کلاسهای او شرکت کنند ما صاحب نفوذ و اقتدار بودیم یا امروز ؟ روشنفکران چپ عرب نگاه دوستانه ای به ما نداشتند اما توده مردم از هر مذهب و طایفه ای با نگاه اعجاب و تقدیر به ایران مینگریستند . ما بحرین را که به صورت عملی از ما جدا شده بود به عنوان یک کشور مستقل برسمیت شناختیم اما در کمتر از دوسال پس از استقلال بحرین دستمان آنقدر در این کشور باز بود که شریک اول اقتصادی و حامی سیاسی بحرین شده بودیم . هیچ ایرانی الاصل و شیعه ای در بحرین آزار نمیدید و متهم به جاسوسی ایران نمیشد . شیخ زاید و راشد درد دلها و شکایات از فرزندانشان را با سفیر ایران در میان میگذاشتند و شیخ قطر از زنده یاد سناتور مسعودی در باب روابط خارجی اش مشورت میکرد . با عراق مشکلاتمان را حل کرده بودیم و استقبال عراقی ها از مرحوم هویدا چنان بود که فقط قلم سحار امیر طاهری میتوانست به آن بلاغت توصیفش کند .

طاغوت و یاقوت
دکتر علیرضا نوریزاده

دکتر علیرضا نوریزاده

طاغوتی که اینها جبار و وابسته اش خواندند مشکل چند قرنه ما با بین النهرین را به بهترین وجه با تضمین حقوق ایران در شط العرب و تعیین مرزها ، حل کرد . یاقوتی ها ۸ سال با صدام جنگیدند تا قدس را از راه کربلا بگشایند بعد صلح نیم بند کردند . بعد از سقوط صدام حسین دستاموزان و عمله جات سپاه ، در بغداد به قدرت رسیدند . ۸ سال فاجعه ای به نام جواد نوری المالکی بر عراق حکومت کرد و دستورات حسن کاظمی قمی و پس از او حسن دانائی فر و قاسم سلیمانی را مو به مو اجرا کرد اما ۲۶ سال پس از پایان جنگ و دوازده سال پس از سقوط صدام حسین ، هنوز مرزهای ما با عراق مشخص نشده است ، تکلیف قرارداد الجزیره با توجه به مخالفت کردها ، سنی ها و شماری از شیعیان با آن هنوز مشخص نیست کما اینکه عراق حتی یکریال از غراماتی را که به طور غیر رسمی بالغ بر هزار ملیارد دلار تخمین زده شده پرداخت نکرده است، چون رژیم با غیرت در مقابل پاسداری از مزار دوطفلان مسلم از غرامتها گذشته است در حالیکه کویت که فقط شش ماه در اشغال بود ملیاردها دلار تاکنون غرامت گرفته و هنوز هم میگیرد .
شهرهاو روستاهائی که به دست عراقی ها ویران شد هنوز رنگ آبادانی کامل را ندیده است و حتی سپاه ، مین روبی مزارع ایرانیان عرب خوزستان و بازگردان نهرهای منحرف شده را به اتمام نرسانده است در حالیکه مهندسی خاتم الأنبیاء و شرکاء دهها مزار شیعه و حسینیه در شهرهایعراق را باز سازی کرده و در نجف و کربلاء برای طلاب و نوکران رژیم خانه و مدرسه ساخته است . آیا اینها نشانه نفوذ و اقتدار است و آنچه در سالهای پیش از انقلاب بدست آمده بود از ضعف و وابستگی ایران نشان دارد ؟
یمن ، عبدالناصر محبوب یک ملیارد عرب و جهان سومی را به زانو درآورد و یکی از علل شکست جنگ شش روزه همین لشکرکشی به یمن با ۵۰ هزار نیرو بود . پرواز ماهان ایر به صنعا و برفراز شدن شعار مرگ بر آمریکا و اسرائیل و لعنت بر یهود در خیابانهای صعده و صنعا ،نشانه پیروزی و اقتدار نیست دوسوم یمنی ها، امروز رژیم ایران را لعنت میکنند . حوثی ها در پی برپائی نظام مرتجع امامت در یمن با کمک علی صالح رئیس جمهوری معزول فاسد یمن هستند که مطابق گزارش سازمان ملل طی ۳۰ سال ۶۰ ملیارد دلار ثروت کشور فقیرش را دزدیده است .یاری رساندن به تروریستها ودزدان و راهزنان و آدمکشان در یمن و سوریه و عراق و لبنان و فلسطین و به آشوب کشیدن امنیت مردم بحرین و تلاش برای برقرار ساختن سلطه هادی العامری و نوری المالکی بر عراق ، نشانه اقتدار و گسترش نفوذ نیست بلکه آغاز پایان است . خنجر یمن به خاصره رژیم نزدیک میشود . تحولات روزها و هفته های آینده یمن را زیر نظر داشته باشید صاحب این قلم هم یمن را میشناسد هم اهالی ولایت فقیه را .

لندن اول مارس ۲۰۱۵