خانه » ضمیمه سیاسی هفته » درخت سیب نوفلوشاتو ، به بار نشسته است! دکتر علیرضا نوری زاده

درخت سیب نوفلوشاتو ، به بار نشسته است! دکتر علیرضا نوری زاده

drnourizadeh3452

دکتر نوری زاده

دکتر نوری زاده

تردیدی ندارم شما نیز مثل من در این چند روزه که فرانسه سراپا و جهان کم و بیش، سوگوار قتل وحشیانه نویسندگان و کاریکاتوریستهای “شارلی هبدو” و شماری انسان بیگناه از جمله احمد، مسلمان الجزایری الاصل که تازه کارش را به عنوان پلیس آغاز کرده بود، میباشد؛ با یک چرای بزرگ روبرو بوده اید.

آیا انتشار کاریکاتور و یا طرحی با قلمی سیاه از پیامبری که هیچ تصویری از او به جا نمانده است ویا شیخی که بر در بهشت به علت بسیاری انتخاری ها، شکوه از کمبود باکرگانی میکند که قرار است انتحاری ها به محض ارتکاب جنایاتشان تا روز “کن فیکون” در آغوش آنها به کامجوئی مشغول باشند، و در نهایت تصویر سیاه قلم ابوبکر بغدادی ، جنایتکاری که در موصل پرچم جهل و جنایت و فساد را به نام اسلام و پیامبر برافراشته است، میتواند توجیه گرجنایتی باشد که آتش به جان همه ما زده است؟


اگر پیامبر اسلام زنده بود . کاریکاتور خود را میدید، آیا ما شاهد رفتارمشابهی با کاریکاتوریستهای شارلی هبدو میشدیم که او با “کعب بن اشرف “داشت؟ شاعری که پیامبر را هجو میکرد و اصحاب نبی از جمله برادر رضاعی کعب جگرش را دریدند؟ و یا شاهد بزرگواریش در رابطه با آن یهودی می بودیم که بر سرش خاکستر میریخت و چون دوسه روزی بر بام نیامد و خاکستر فرو نریخت پیامبر دلیل غیبتش پرسید و چون دریافت بیمار است به دیدارش شتافت؟

مردم بهت زده پاریس بعد از حمله تروریستی به چارلی ابدو

مردم بهت زده پاریس بعد از حمله تروریستی به چارلی ابدو

ساده تر بگویم، اگر خدای بخشنده مهربان زمامدار دل و عقل ما بود، آیا حتی نفی کنندگان خودش را به سرنوشت نویسندگان و کاریکاتوریستهای شارلی هبدو، دچارمیکرد و یا به کاریکاتورها میخندید و رسامش را تحسین میکرد؟ و به شورای گزینش جوایز هنری بارگاه الهی توصیه میکرد جایزه بهترین کاریکاتور را به نشریه شارلی هبدو و کاریکاتوریستهایش بدهند.

حداقل ما در وطنی که دوستش داریم و در اوطانی که در همسایگی ما هستند خدای قاصم و جبار را نمی شناختیم . اگر اخوان المسلمین در مصر و فدائیان اسلام در ایران و دنبالیچه های آنها از جهادی ها تا اتباع مسعود میرزا ولی فقیه سابقا در جوار وطن ، از ملا عمر طالبان تا اسامه بن لادن القاعده ، از ابومصعب زرقاوی معدوم تا هادی العامری نورچشم نایب امام زمان و فرمانده سپاه بدر و از سید البطاط جیش المختار مقبور تا ابوبکر البغدادی منفور … نام قاصم و جبار را برافراشتند و به یادش کشتند و ویران کردند و نفرت و کین انباشتند . اکثریت آنهائی که اسلام را از پدر به ارث بردند و یا خود از طریق عرفان و یا حس و حال پیدایش کردند، تا پیش از ظهور سید روح الله مصطفوی در زیر درخت سیب در نوفلوشاتو، خدای قاصم جبار مکار را نمی شناختند. خدای کلک بازی که با مخلوق خود شیطان، به رقابت ابدی مشغول است و عین دکانداران سالهای دور در بازار چرتکه و ترازوئی در برابر گذاشته تا روزانه حساب و کتاب ملیاردها مخلوق خود را برسد و در ترازوی عدلش ثواب و گناهشان را وزن کند تا اگر ریششان را دوتیغه زدند در بست جهنمی شان کند و اگر طره از گیسوی بنده مؤنثش بیرون افتاد در دوزخ، به همان طره آویزانش کند و تا آخر عالم روزی سه هزار شلاق نصیبش کند. این خدا در مقابل، به احمد جنتی و صادق خلخالی و محمد محمدی ریشهری و اسامه بن لادن و ابومصعب زرقاوی و گوهرالشریعه دستغیب و فاطمه آلیا و همشیره محمود احمدی نژاد و صفی ناز کاظم مصری ذوب شده در ولایت صدام حسین در دهه ۸۰ و ولایت ولی فقیه پس از آن و …، حور و غلمان از نوع آنجلا جولی و هانیه توسلی و محمدرضا گلزار و برت پیت و … ارزانی میکند تا شب و روز بابت عملکرد اسلامی خود در جهان فانی، در دنیای باقی حال کنند. أنکس که جامی شراب انگور به سلامتی زندگی به کام ریخته، در درگاه این خدا باید تا ابد، مجازات شود. زیرا شراب طهورا را حضرتش فقط برای کسانی مقرر کرده است که سه روز پس از انقلاب بر بام مدرسه علوی چهار ژنرال ارتش را تیرباران کردند و ۳۵ سال است که میدرند ومیکشند و میبرند و با نامش، ملیونها انسان را به بند کشیده اند.

در سال ۵۷ ما و ۷۸ / ۷۹ کافران !! مردی را در قریه نوفلوشاتو پاریس زیر درخت سیبی نشاندند که امروز فرانسه و غرب (و البته شرق گرفتارتر خدای قاصم و جبار و مکار و …) سبد سبد از سیبهای درشت این درخت بهره مند میشوند.

سلمان رشدی

سلمان رشدی

بگذارید بی پرده بگویم ، زمانیکه در جزیره گوادلوپ سران غرب با این منطق که شاه رفتنی است و خطر به قدرت رسیدن کمونیستهای ضد غرب ، جدی است حاضر میشوند سردسته اصحاب کهف را از حجره غبار گرفته نجف به زیر درخت سیب در پاریس برسانند و راه رسیدنش را به تخت طاووس هموار کنند، هرگز گمان نمی بردند غولی را از شیشه بیرون میآورند که خیلی زود نفسشان را میگیرد و بلائی به سرشان میآورد که قرنها با نمونه آن روبرو نشده اند. آقای کارتر، هرگز باور نداشت که این غول، ۵۴ دیپلمات آمریکائی را ۴۴۴ روز به گروگان بگیرد، چهار سال بعد بیش از سیصد آمریکائی و لبنانی و … را در دو انفجار در مقر تفنگداران و سفارتش در بیروت به قتل برساند، دهها شهروندش را به گروگان بگیرد ، با بمبهای کنار جاده ای در عراق ، توسط تروریستهای دستاموزش ، جان حداقل دو هزار افسر و سربازش را در عراق بگیرد. در افغانستان نوکرانش را به شکار کافران ینگه دنیائی فرا خواند و … آقای کالاهان باور نداشت که غول مربوطه بساط ترور را در خیابانهای انگلیس میگسترد بیژن فاضلی و توکلی و پسرش را میکشد ، برای سر سلمان رشدی جایزه تعیین میکند و سفارتش به جاسوس خانه و مرکز طرح توطئه ترور و آزار رسانی تبریل میشود و در مرکز اسلامی اش صدها نو جوان و جوان ایرانی و عرب و پاکستانی شستشوی مغزی داده میشوند که سر از مهر خدای رحمان و رحیم بر تابند و به قاصم جبار مکار، ایمان آورند ….هرهلموت اشمیت که ابدا فکر نمیکرد سرسپردگان اسلام ناب انقلابی محمدی ولائی، دهها تن را در کشورش به قتل برسانند ، جنایت میکونوس را مرتکب شوند وخلبان محمدی را در برابر خانواده اش گلوله باران و فریدون فرخزاد را کارد آجین کنند و بعد وزیر امنیتشان را بفرستند تا با معشوقه اش به فرانکفورت بیاید و بر سر نحوه ی محاکمه جانیان میکونوس چانه بزند.

روح الله خمینی

روح الله خمینی

موسیو ژیسکار دستن نیز نمیدانست چه تحفه ای را راهی تهران کرده است که از پیاله اول بدمستی اغاز میکند، شهریار شفیق و اویسی را میزند و وقتی انیس نقاش نمیتواند مأموریتش را در کشتن شاپور بختیار به خوبی انجام دهد یازده سال بعد شورای عالی امنیت ملی اش، نخست ، یار همیشه شاپور یعنی عبدالرحمن برومند را میکشد و بعد شاپوربختیار را به تیغ وکیلی راد و محمد آزادی وفریدون بویراحمدی حواله میدهد. وحید گرجی شان در ۸۶ پاریس را به آتش و خون میکشد و بعد با بدرقه و دعای خیر راهی ام القری میشود چنانکه انیس نقاش میرود و مزد جنایت میگیرد دار التحقیق در لبنان برپا میکند و کارشناس تلویزیون المنار و العالم و المیادین میشود و قاتل بختیار را قشقاوی، معاون وزارت خارجه ولی فقیه ثانی، با حلقه گل در فرودگاه امام خمینی، مورد استقبال قرار میدهد … و تازه این پایان کارنیست که بعد رضا مظلومان وسیروس الهی و …نیز به صف قربانیان می پیوندند. در اطراف نیز وضع بهتر نیست که خون عبدالرحمن قاسملو و عبدالله قادری و کاظم رجوی و نقدی و چیتگر و … بر دیوارهای وین و برن و رم و قبرس و … خشکیده است.

در الخبر عربستان دهها تن کشته میشوند و در بیروت شریفترین آزادگان اهل سیاست و قلم و اندیشه به توسط حزبی که نام خدای قاصم جبار را بر پیشانی دارد و از چشمه اسلام ناب انقلابی محمدی ولائی در ام القرای تهران سیراب میشود به قتل میرسند. اکثر آنها مثل رفیق الحریری، وسام الحسن، فلیحان، عیدو، حسین مروه و … مسلمانند منتها مثل ما، خدای بخشنده مهربان را باور دارند نه قاصم جبار خونریز مکار را.

از قربانیان در وطن میگذرم که صفشان طویلترین است. از کدام بگویم؟ از کسروی که قربانی عصر طلبگی و مدرس جزء بودن روح الله بود، یا پرویز نیکخواه و محمدرضا عاملی تهرانی و علی اصغر امیرانی و … در هنگامه به تخت نشستن او؟ از سعیدی سیرجانی بگویم یا از مختاری و پوینده و میرعلائی و غفار جسینی؟

از فروهرها یاد کنم یا از حاجی زاده شاعر و پسرک ناکامش ؟ از چهارهزارقربانی ۶۷ اوین بگویم یا از دوهزاربه خون نشسته ی قصر و قزل حصار؟

علی وکیلی راد قاتل دکتر شاپور بختیار پس از معامله پشت پرده با فرانسه از زندان آزاد شد و به ایران بازگشت

علی وکیلی راد قاتل دکتر شاپور بختیار پس از معامله پشت پرده با فرانسه از زندان آزاد شد و به ایران بازگشت

فرانسه دچار شک بعد از زلزله است و انگار کسی نمیداند ما ایرانی ها و اهالی حوزه جغرافیائی که بعد از ظهور خمینی، تحت سلطه ی خدای قاصم جبار مکار قرار گرفت، از بسیاری شوک دچار لرزش مدام شده ایم. جهان متمدن، غرب سکولار، با آسایش وجدان؛ هر نیم لبخند جانشینان سید روح الله مصطفوی را با قهقهه و پایکوبی پاسخ داده و میدهد. (خنده ملیح وزرای خارجه بریتانیا و آلمان و فرانسه و دکتر شیخ حسن روحانی در برابر کاخ سعدآباد در یادتان هست و یا خندهای آشکار و پنهان عالیجنابان جان کری و کاترین اشتون و محمدجواد ظریف در وین ؟) در های عراق و افغانستان را برایش میگشاید، بی خیال از اینکه حضور غول ولائی ، باعث ظهور هماورد سلفی سنی اش خواهد شد.

اینرا در افغانستان تجربه کرده اند اما بازهم آماده اند با غول بسازند و امتیازش دهند شاید اندکی دست از طراری و آدمکشی بردارد. سی و دوسه سال پس از آنکه غول را در نجف از خواب بیدار کردند و به پاریس بردند تا همراه با مومنان کراواتی به تختش نشانند ، ناگهان نسخه مشابه او را برای برپائی دمکراسی اسلامی کراواتی در شرق در جمع اخوان المسلمینی مصری و تونسی و لیبیائی و … یافتند و حالیشان نبود که در محضر خدای قاصم و جبار، مردمسالاری کفر است و سی ملیون رأی مردم، تا مهر مبارک نماینده خدای قاصم و جبار متبرکش نکند هیچ ارزشی نخواهد داشت. (همین دیروز رهبر آدمخواران بوکوحرام در نیجریه با زبان عربی مغلوط و تهوع آور مردم کامرون و غرب افریقا را تهدید کرد اگر به دنبال دمکراسی بروند که کفر مطلق است زنان و دخترانشان را میربایند و سرخودشان را هم می برند)

مصری ها خود را تا حدودی نجات دادند تونسی ها هم ، عراقی ها گرفتارند که هم در چنگ پیروان سنی قاصم جبارند و هم زیر تیغ اتباع ولائی او. سوریها کم و بیش وضعی مشابه دارند با این تفاوت که حکومتشان آدمخوار سکولار است که دست در دست سربازان و سپاهیان الله قاصم و جبار گذاشته است تا بر لشگر پیروان اسلام ناب انقلابی سلفی داعشی و القاعده ای غلبه کند . پرزیدنت باراک حسین اوباما متاثر از حادثه پاریس پیام همدردی میفرستد و دفتر یادبود سفارت فرانسه در واشنگتن را به امضای خوش نقش خود مزین میکند . وزیرش را هم به پاریس میفرستد تا در راه پیمائی همبستگی فرانسویها شرکت کند. پیداست که او اصلا حوصله آن را ندارد که به ریشه های ماجرا بیندیشد و یکبار هم شده از سلف صالح خود بادام کار جورجیائی ( جیمی کارتر ) سوال کند چرا در سال ۱۹۷۹ ، از شاپور بختیار ، یک ایرانی آزاده ملی سوسیال دمکرات که فارغ التحصیل سوربن بود و با سابقه طولانی مبارزه در راه دمکراسی و عدالت اجتماعی، اگر دوسه ماه از او قاطعانه حمایت میشد و ارتش را وادار به پشتیبانی او میکردند، امروز در پاریس فاجعه شارلی هبدو رخ نمیداد، حمایت نکردی و به جایش رسولانی برای اطمینان بخشیدن به غول بیرون آمده از غار اصحاب کهف، به پاریس فرستادی؟

علی خامنه ای - ایمن الظواهری

علی خامنه ای – ایمن الظواهری

رمزی کلارک به نیابت از تو، چه در گوش خمینی گفت که او را به شتاب به وسط میدان کشاند و راهی تهران کرد؟ کار اصلی هویزر در تهران چه بود که نه شاه از آن خبر داشت نه پس از رفتنش به مصر، بختیار به کنه آن پی برد؟

پاریس و لندن و برلین هم باید به این سوالها پاسخ دهند. شما فکرش را بکنید فردا اگر ارکان جمهوری ولایت فقیه؛ شروط غرب را بپذیرند و آرزوهای اتمی نایب امام زمان و نماینده الله قاصم جبار را با شکوه تمام تشییع کنند آنوقت دیگر چه کسی میتواند به یاد غرب بیاورد که چرا به همین سرعت پرونده های سیاه جرائم پیروان اسلام ناب انقلابی محمدی ولائی را بستید! گیرم قربانیان ایرانی و عرب و افغان و پاکستانی و … نزد شما ارزشی نداشتند با هزاران شهروند قربانی خودتان چه میکنید که میدانید چه کسانی و با دستور چه مقاماتی جانشان را گرفتند و یا بدترین رفتار را نسبت به آنها به اجرا در آوردند؟

آیا اگر فردا ایمن الظواهری و ابوبکر بغدادی هم حاضر به معامله شدند، گذشته ها را به فراموشی می سپارید و حتی از خون کاریکاتوریستها و نویسندگان شارلی هبدو و احمد پلیس الجزایری الاصل، در میگذرید؟ و همانطور که بارها اعلام آمادگی کرده اید که حاضرید با آدمخواران ملا عمر طالبان کنار بیائید و آنها را در اداره افغانستان شریک کنید، البغدادی و الظواهری را هم به شرط کوتاه کردن ریش و بستن کراوات در حکومت کشورهایشان، سهیم خواهید کرد؟

ماه آینده سی و ششمین سالروز آن هیچی بزرگ که به صورت ملت ایران توسط سید روح الله، در راه بازگشت به وطن در هواپیمای ارفرانس پرتاب شد، تحت عنوان دهه فجر جشن گرفته میشود. رهبران غرب منهای پرزیدنت اوباما که عادتا برای آیت الله خامنه ای نامه و پیام میفرستد، این سالروز فرخنده را به پرزیدنت حسن روحانی تبریک خواهند گفت.

گفت و محال است از او سوال کنند به عنوان دبیر شورای امنیت در گذشته و رئیس آن در حال حاضر، چه مسئولیتی در عملیات سربازان اسلام ناب در داخل و خارج کشور داشته است!

دکتر علیرضا نوریزاده

دکتر علیرضا نوریزاده

ما پیروان خدای رحمان و رحیمی که بدون ترازو نه به ریش ما کار دارد نه بی و یا بد حجابی زنانمان آزارش میدهد، نه دوزخی دارد که مثل زندان اوین باشد و نه بهشتی که باغ ملک آباد و ویلای ولایت را در لواسان، به یادمان بیاورد با دهه زجر دیدار میکنیم و بعد البته، دوره میکنیم شب را و روز را به این امید که سرانجام خودمان حساب قاصم جبار را برسیم و بار دیگربا حضورحضرت باری بخشنده مهربان در زندگی هامان، آرام گیریم.

در این روزها برای من شگفتی آور بود که کمتر کسی از احمد مسلمان الجزایری الاصل سخن گفت که با گلوله پیروان اسلام ناب انقلابی محمدی داعشی در گوشه خیابان، به قتل رسید. همه از تروریست های الجزایری الاصل میگفتند. احمد هم پیرو خدای مهربان عاشق بخشنده بود. خبرنگار العربیه به زادگاهش رفت و با خانواده و دوستانش سخن گفت. همگی میگفتند احمد عاشق دریا، شعر، طبیعت و زیبائی بود . به شوخ طبعی معروف و شادزیستن را باور داشت. دخترکی که روزگاری عاشقش بود یاد آورشد که هیچگاه بدون شاخه ای یاسمن به دیدارش نرفته بود . از کافه ای گفت که در سفرش به پاریس برای دیدن احمد ساعتها در آن می نشستند و از عشق و سینما و موسیقی و زیبائی شبانه شانزه لیزه میگفتند . عموی احمد هم یادآورشد برادرزاده اش؛ خیلی به خدا ایمان داشت اما خدایش با خدای تروریستهای هموطنش متفاوت بود. خدای احمد عاشق بوستان پر از گل و ریاحین شهرش بود .خدای تروریستها اما منزل نشین قبرستانی است که احمد از آن میگریخت . بسیاری از بستگانش که در جریان رویاروئی تروریستهای بنیاد گرای پیرو عباسی مدنی و علی بلحاج با پلیس و مردم عادی شهر به قتل رسیده بودند در آنجا خفته بودند.

میماند یک یادآوری، عباسی مدنی چنانکه خود بارها گفته بود با الهام از ” زیردرخت سیب نشین نوفلوشاتو” مبارزه را آغاز کرده بود. او نیز به خدای قاصم جبار ایمان دارد و به نامش فرمان جهاد را صادر کرده بود.

لندن ۱۲ ژانویه ۲۰۱۵

۱) بمب گذاری در پاریس در سپتامبر ۱۹۸۶ م: در جریان این بمب گذاری ۹ نفر کشته و بیش از ۱۵۰ نفر زخمی شدند. پلیس در این رابطه مقر گروهی از مسلمانان شیعه را که خود را حزب الله می نامیدند کشف نمود. به دنبال آن ۵۷ عرب بازداشت و ۲۷ تن از آنان از فرانسه اخراج شدند. در این رابطه هشت دانشجوی ایرانی نیز از فرانسه اخراج شدند.

۲) درخواست فرانسه مبنی بر بازجویی از وحید گرجی دیپلمات ایرانی: با این که دولت فرانسه به عدم دخالت ایران در بمب گذاری سپتامبر ۱۹۸۶ پی برده بود، اما خواهان بازجویی از وحید گرجی بود. این امر با اعتراض ایران روبه رو شد. زیرا گرجی از کارمندان سفارت ایران بود و این امر مخالف کنوانسیون وین بند ۱، ماده ۳۰ بود. در این زمان به خانه گرجی حمله شد و دیپلمات دیگر ایرانی به نام محسن حسین زاده در قسمت فرانسوی فرودگاه ژنو مورد ضرب و شتم قرار گرفت.[۶] در این زمان فرانسه دستور ترک خاک ایران را به فرانسویان مقیم ایران داد، و پلیس فرانسه از ۲۹ ژوئن ۱۹۸۷ سفارت ایران را محاصره کرد. ایران هم مقابله به مثل انجام داده و سفارت فرانسه در تهران را محاصره کرد. به دنبال این حادثه و هم چنین مورد اصابت قرار گرفتن چند کشتی فرانسوی در خلیج فارس (۲۲ تیر ۱۳۶۶)، در تاریخ ۲۶ تیرماه ۱۳۶۶ وزارت خارجه فرانسه بیانیه ای را مبنی بر اعلام قطع مناسبات دیپلماتیک با ایران منتشر ساخت و روابط دو کشور به طور کامل قطع گردید.

۳)پس از قطع روابط، بحث در مورد چگونگی بازگرداندن دیپلمات ایرانی، وحید گرجی و کنسول فرانسوی ژان پل توری ادامه داشت. در نتیجه مذاکرات، گرجی و توری با یکدیگر مبادله شدند و بعد از گذشت حدود ده ماه، راه برای حل اختلافات تا حدودی هموار گردید.[۷] جهت گیری ژاک شیراک برای رفع اختلافات دو کشور در روزهای پایانی جنگ و تصمیم دولت ایران مبنی بر جداسازی حساب آمریکا از کشورهای اروپای غربی باعث شد تا روابط دو جانبه براساس تفاهم و منافع متقابل برقرار و تقویت گردد. شیراک در اولین سخنرانی خود در مجمع ملی فرانسه از ایران به منزله کشوری بزرگ یاد کرد و اظهار امیدواری کرد که بتواند با ایران وارد مذاکره شود. ایران در این زمان برای عادی سازی روابط خود با فرانسه سه شرط داشته و بر آنها تأکید می کرد

۴)در تیر ماه ۱۳۵۹ انیس نقاش خواست اورا بکشد یازده سال بعد در سال ۱۳۷۰ اورا و قبل از او دکتر عبدالرحمن برومند و سروش کتیبه را به قتل رساندند … دکتر عبدالرحمن قاسملو و کاک عبدالله قادری …. میکونوس شرفکندی اردلان دهکردی

۵)بختیار ۶ اوت۹۱ / ۱۵ مرداد ۱۳۷۰

۶)۲۳ اکتبر ۱۹۸۳ ، ۲۴۱ آمریکائی در بیروت کشته شدند

ساعت یک و پنج دقیقه بعد از ظهر روز ۲۹ فروردین ۱۳۶۲، کامیونی با بیش از ٩٠٠ کیلو مواد منفجره به ساختمان اصلی سفارت آمریکا در بیروت کوبید. در این انفجار مهیب، بخش مرکزی ساختمان هفت طبقه سفارتخانه در هم فروریخت و ۶۳ کشته و دست کم ۱۲۰ زخمی بر جای گذاشت. بنا بر اطلاعات موجود، در این انفجار ۱۷ آمریکایی، ۴۳ لبنانی، ۱ مصری، ۱ تونسی، و ۱ شهروند اردنی کشته شدند.

۷)آوریل ۱۹۸۳