خانه » ضمیمه سیاسی هفته » یک نیمه عراقی در راه رهبری / دکتر علیرضا نوری زاده

یک نیمه عراقی در راه رهبری / دکتر علیرضا نوری زاده

54d5d

fsd

دکتر علیرضا نوریزاده

باآنکه ماشین تبلیغات رژیم از لحظه ورود ولی فقیه به بیمارستان برای عمل جراحی پروستات ،موفق شده است با عرضه ی تصویرهای ایشان گاه در کوه و زمانی در مسجد؛ ساعتی با نوکر عراقی نوری المالکی و دقایقی با نوکران هموطن ، این پیام را جا بیندازد که حال “آقا” عالی است و حضرتش حالا حالا ها قصد عروج ملکوتی ندارد اما تأمل در احوالات ارکان نظام و نشست و برخاستهای پیش و پس پرده به اضافه اخباری که از بیت و دفتر مبارک میرسد همه وهمه ، حکایت از آن دارد که خواندن غزل خداحافظی آغاز شده است . در این میان تلاشهای دوتن ، نیاز به بررسی و نگرشی دقیق دارد که در پرتو آن میتوان به قول علما “قرائت عمیقه ” از متن داشت .


در طول ربع قرن اخیر تنها یکبار موضوع جانشینی رهبر به طور جدی در اجلاس غیر علنی مجلس خبرگان مطرح شده است و آن در زمانی بود که آقای خامنه ای بعد از یک عمل جراحی مدتها دچار ضعف شدید بود و بیش از یکماه در قصر رامسر و سپس ملک آباد دوران نقاهت را طی میکرد . این ایام به دعوت هیأت رئیسه خبرگان ،جلسه ای بسته با حضور تنها شماری از محارم در خبرگان تشکیل شد که طی آن تنی از خبرگان از جمله محمد یزدی پیشنهاد انتخاب قائمقامی را برای “آقا ” مطرح کردند و نظرشان به محمود الهاشمی اولین رئیس مجلس اعلای انقلاب اسلامی در عراق بود که بعد از استبدال عبای عراقی به عبای نائینی لقب شاهرودی را بر نام خود افزوده بود . در این جلسه هاشمی رفسنجانی به شدت با این فکر مخالفت کرد و با اشاره به “تجربه تلخ آقای منتظری ” مانع از آن شد که این فکر از مرحله یک پیشنهاد خام به مرحله ای جدی تر منتقل شود . من آن هنگام خبر را از منبعی مورد وثوق دریافت کردم و در الشرق الأوسط به تفصیل نوشتم ، و در کیهان لندن نیز در ستون هفتگی ام “یکهفته باخبر ” جزئیات امر را قلمی کردم . بعضی از مطبوعات داخلی مطلب الشرق الأوسط را به اشاره و کنایه نقل کردند و سپس تو گوئی که بهرام هرگز نبود .

54fs

خبرنامه خلیج فارس

سرنوشت ولایت

محمدرضا مهدوی کنی صاحب قول مشهور “من محمدرضا پهلوی نیستم ، محمدرضا مهدوی کنی هستم ” در روزهائی که ریاست دولت را داشت و جنگ با مجاهدین مغلوبه بود و آقای کنی میخواست بفهماند ایشان در کشتن ابا ندارد و شاه نیست که طراحان قتلش و یا ربودن فرزندش را با یک نامه و پوزش ببخشد، با آنکه روی صندلی چرخدار رئیس “بفرموده” خبرگان شد تا روی هاشمی رفسنجانی کم شود و هفته ها حیات گیاهی اش را دوام بخشیدند که آقا گفته بود موقع رفتنشان مناسب نیست ، با حضور نمادین خود در رأس خبرگان ،میتوانست موضوع جانشینی را به نحوی عقب بیندازد . او هرگز ارتباط ویژه خود با هاشمی رفسنجانی را که بیش از ۵۰ سال قدمت داشت ؛ قربانی ریاست خبرگان نکرد و هربار زمزمه ای در باره جایگاه “سید محمود الهاشمی” و جانشینی برمیخاست به شدت با آن مقابله میکرد و همصدا با هاشمی رفسنجانی میشد.مرگ او و بیماری “آقا” باعث تغییراتی در روند جانشین سازی شد . پیش از این نوشته ام که چگونه بعد از رحلت آیت الله روح الله مصطفوی ملقب به خمینی ، وقتی رفسنجانی دریافت خبرگان حاضر به رکاب دادن به خامنه ای نیست و موسوی اردبیلی سخت دنبال شورای سه نفره است مهدوی کنی را که در سفر به لندن بود فراخواند.

در یک جلسه پر از ناله و گریه ، مهدوی کنی جعلیاتی را به عنوان کلام آخر “امام خمینی ” هنگام سفرش به لندن عنوان کرد بی آنکه کسی بپرسد حضرت ! امام مربوطه که یکماه است در کماست و اغلب بیهوش و بیخبر از عالم پس چگونه ایشان یاسین در گوشت به وقت سفر خواندند؟

4fs4s

خبرنامه خلیج فارس

مهدوی کنی گفته بود وقتی عازم لندن برای معالجه بودم خدمتشان رفتم و با دیدنشان روی تخت بیماری و دستگاههائی که به ایشان وصل بود به گریه افتادم . فرمودند میدانم برای من گریه نمیکنی چون به دیدن جدم میروم. نگرانی تو برای آینده نظام و انقلاب است . اصلا ناراحت نباش وقتی خامنه ای را دارید نگران چه هستید؟ قبلا نیز هاشمی رفسنجانی و احمد خمینی که عزل آقای منتظری را بر پایه طرح ریزی با رفسنجانی ، خامنه ای ، ریشهری و محسن رضائی به اجرا در آورده بودند در باب توصیه های امام در باب سید علی آقا گفته بودند اما این مهدوی کنی بود که با دروغش ۵۳ یا ۵۴ رأی به نفع آقای خامنه ای از خبرگان بگیرد . یادمان باشد آن خبرگان با دستگاه بی خاصیت نوکرصفتی که امروز می بینیم فرق داشت . علی فلاحیان و احمد خاتمی و نمایندکان با هزار وصد رأی در آن راه نداشتند . ۲۰ تن رأی منفی دادند و هزینه اش را هم در دوره بعد پرداختند . امروز اما مشتی دلال مظلمه و صاحبان کارخانه لاستیک و کاندوم سازی عضو مجلسند . در جایگاه مرجعیت نیز مرحوم گلپایگانی و مرعشی نجفی و سید محمد روحانی و سید محمد شیرازی ننشسته اند . همه دکاندارند یکی مکارم شکرفروش شیرازی است و آن دگری که پخش تصویر حضرت عباس در تلویزیون چهارستون بدنش را میلرزاند ریش میکند و عمامه برزمین میزند اما تجاوز به بچه شیعه ها در کهریزک و کشتن ندا و سهراب و محسن حتی خواب بعداز ظهرش را بهم نمیزند با ریاست دامادش برقوه قضائیه و برادر داماد برقوه مقننه به مشروطه اش رسیده و وحید وار کوس خراسانی میزند حیف که عمامه اش سپید است و ارباب ؛ لقب سید خراسانی را از آن خود کرده است . فیلسوف المراجع هم بعد از پابوسی مقام ولایت و دریافت مقرری ۷ میلیارد تومانی ، با سابقه فساد اخلاقی ؛ اعتباری به جز نزد رعایایش همچون حمید رسائی و روانبخش و آهنگر خرم آبادی مرحوم که مصباح یزدی ، حائریش کرده بود، نداشته و ندارد. شبیری ساکت ، سید صادق شیرازی دلبسته بحرین و کویت و عراق ، علوی بروجردی مقید ، آقارضی شیرازی صاحب اهلیت وبیزار از حکومت جائر ، دستی کوتاه و زبانی خاموش دارد . مرجع اصلاح طلبان حضرت یوسف خان صانعی نیز با پرونده خونین دوران دادستانی و نقاظ ضعف بسیار در دست دادگاه ویژه و امنیت خانه مبارکه ، پس از مدتی شیرشدن ، ناچار به مرغ خانگی شدن تن در داده است . با این علما هنوز مردم …

5sdf4

خبرنامه خلیج فارس

بهر روی با نگاه به احوالات خبرگان و نابودی عملی مرجعیت ( فکرش را بکنید حجت الاسلام سید جواد شهرستانی داماد و نماینده آیت الله سیستانی برای اینکه بتواند در ایران به امور مربوط به مرجعیت اعلا بپردازد ؛ شهریه بدهد و برای طلبه هاخانه و مدرسه بسازد و موقوفات و مبرات آقای سیستانی را اداره کند ، موظف است یک پنجم از وجوهات شرعی را که دریافت میکند تحویل دفتر ولی فقیه بدهد وگرنه برایشان همان رود که برداماد مرحوم خوئی آقای فقیه ایمانی و فرزندانش رفت ) به ظاهر پیاده کردن طرحی که در زیر میآید نباید چندان مشکل باشد. اما مسائلی هست که همچنان خواب راحت از دیدگان طراحان و ماموران تنفیذ این طرح میرباید .

برپایه استمزاجاتی که آقای خامنه ای از طریق وزارت اطلاعات و اطلاعات سپاه و عواملش در حوزه به عمل آورد برایش مسلم شد که به تخت نشاندن سید مجتبی نورچشمی محبوب بلافاصله پس از به لقاء الله پیوستنشان ممکن نیست وکاتالیزوری باید تا ترکیب “فنل فتالئین” مجتبی را با رهبری ممکن سازد . حال چه کسی مناسبتر از سیدمحمود الهاشمی که بفرمان مطاع نایب امام زمان ؛ برایش شناسنامه ایرانی در کنسولگری کربلاء درست کردند با تاریخ صدور ۱۳۲۷ شمسی و البته با آنکه متوجه نبودند که در آن تاریخ مرحوم بهنام کنسول نبوده بنابراین نمی توانسته شناسنامه را امضا کند ، تا حدودی موفق شدند لقب جد همسرالهاشمی یعنی ” شاهرودی” را کنار اسمش بگذارند . به فرمان رهبر جارچیان در شهر جارزدند این سیدمحمود الهاشمی دیگر نیاز به الف لام ندارد و از این پس باید آسیدمحمود هاشمی شاهرودی خطابش کنید (همزمان با ما در خارج کشور؛ در ایران نیز بحث عراقی بودن سید محمود درگرفته بود و به مجلس ششم کشید که طرف عراقی است و نمیتواند رئیس قوه قضائیه شود زنده یاد احمد بورقانی بدجوری پیگیر قضیه شد . رژیم مدتی بی اعتنائی کرد اما سرانجام بعد از سرنگونی صدام حسین و حضور رژیم در همه شئونات عراق همانطور که آمد برایش شناسنامه درست کردند که ایشان ایرانی ابا عن جد هستند .)

655fsd

البته پدر شاهرودی ، بقالی که مورد اعتماد جد مادریش مرحوم آیت الله شاهرودی بود و به مرور به پیشکاری او مشغول شد به طور قطع ایرانی و اهل شاهرود بوده اما وقتی کسی رئیس مجلس اعلا میشود که میخواهد صدام را سرنگون کند وخودش در بغداد و نه تهران به تخت بنشیند نمیتواند بگوید هم ایرانی و هم عراقی است . در ایران اکثریت مردم او را عراقی میدانند و در دستگاه حکومتی نیز چندان اعتباری برای او به عنوان یک ایرانی قائل نیستند . جدای از این دو ، شاهرودی در رأس مافیای معاودین و بین الحرمین ها ( کسانی که بین قم و کربلا و نجف زندگی میکنند و تعدادشان روز به روز بیشتر میشود ) به یکی از قارونهای پس از انقلاب تبدیل شده است . آلودگیهای فرزندان و بستگان او ( منهای برادری که حاضر به نوکری ولی فقیه نشد ، قناعت وار در شاهرود زیست و با خوشنامی خاموش شد ) چنان است که دیگر خانداهای آلوده حاکم پیش آنها لنگ انداخته اند .

شاهرودی پس از آنکه به رهبر درس خارج داد و بعد به نامش رساله دوزبانه نوشت که مرجعیتش تثبیت شود ، به امتیازاتی دست یافت که کمتر نوکری در بارگاه ولایت بدان دست یافته است. سیگار وینستون به انحصار او درآمد همچنین تورهای مسافرتی به عراق و سوریه ( که بعد از شدت گرفتن جنگ داخلی سوریه متوقف شد ) در اختیار پسر او وشرکایش قرار گرفت . شاهرودی بر امپراتوری اقتصادی بزرگی فرمانروائی میکند که فقط مافیای آستان قدس هم عرض آن است . با این مقدمات از چند سال پیش نخست مطرح شد که شاهرودی به عراق برود و با توجه به ارتباط تنگاتنگش با محمد مهدی آصفی نماینده خامنه ای و پدرخوانده حزب الدعوه و نوری المالکی که مقلد أصفی بود و اخیرا در سفر به تهران با شاهرودی به عنوان مرجعش بیعت کرد ، تمرین مرجعیت کند تا روزی که آقای سیستانی سرش را زمین میگذارد با امکانات مالی و حمایت رژیم ایران ، کرسی مرجعیت اعلا را تصاحب کند . شاهرودی وکلائی نیز تعیین کرد و از سال ۲۰۱۰ شهریه دادن به حدود ۶۰۰ طلبه را در نجف از طریق وکلایش آغاز کرد همه این طلبه ها عراقی و دنباله رو الدعوه هستند.

باوجود رابطه بسیارنزدیک شاهرودی با خامنه ای که به او اعتماد مطلق دارد ، اصغرحجازی مسئول امور امنیت دفتر و بیت رهبر و محمدی گلپایگانی مدیر دفتر و پدر یکی از دامادهای رهبر رژیم ، در کنار کادرهای قدیمی سپاه به شدت با شاهرودی مخالفند اما معتقدند رفتن او به عراق و اعلام مرجعیتش به نفع رژیم و رهبری است . این تعبیر میتوانست درست باشد اما هم اکنون در نجف حداقل سه آیت الله یکی عرب ، سعید حکیم از خاندان یکی از مهمترین بیوت مرجعیت ، یکی افغانی ، آیت الله فیاضی و یکی پاکستانی ، بشیر النجفی به مراتب از شاهرودی با سابقه تر و دارای موقعیت محلی بهتری برای مرجعیت هستند به طوریکه پول کلان شاهرودی و حمایتهای رژیم هم نتوانسته ، شاهرودی را همطراز آنها کند .

دکتر علی رضا نوریزاده

دکتر علی رضا نوریزاده

طرحی که پیش از این از آن یاد کردم بدستور رهبر پیاده خواهد شد مگرآنکه هاشمی رفسنجانی بتواند آنطور که نزدیکانش میگویند طرح را خنثی کند . در اسفند آینده خامنه ای امیدوار است شاهرودی با حداقل ۶۰ رأی بریاست خبرگان انتخاب شود و به محض آنکه حس کرد شرایط مساعد است دستور رأی دادن برای قائمقامی رهبری را به خبرگان ابلاغ کند . بقیه سناریو هم که روشن است با به لقاء الله پیوستن آقا ، السید محمد الهاشمی میشود نایب امام زمان ، قائد امت و ولی فقیه و آسیدمجتبی حسینی خامنه ای هم چندی بعد به عنوان قائمقامش به خبرگان معرفی میشود . فکر نکنید آنچه نوشتم یک احتمال است . آقای خامنه ای همه زمینه ها را دارد آماده میکند . او با سه مشکل بزرگ روبروست ، نخست آنکه بازی رفسنجانی را نمیداند بهمین دلیل احمد خاتمی را وتداشت اعلام کند هاشمی رفسنجانی قصد رئیس خبرگان شدن راندارد و از احتمال ریاست شاهرودی گفت . به روزی نکشیده دفتر رفسنجانی حرفهای او را تکذیب کرد یعنی اینکه بهرمانی پیر به این آسانی کنار نمیرود .( زمانی که علی مشکینی درگذشت ، شیخ محمد یزدی و محمد مؤمن از پیران خبرگان نزد او رفتند و با اشاره به جایگاه شرعی و فقهی خبرگان گفتند بهتر است رئیس خبرگان وجهه سیاسی کمتری داشته باشد و دارای جایگاه فقهی و شرعی بالائی باشد بهمین دلیل اگر شما از نامزدی آیت الله احمد جنتی حمایت کنید ایشان رئیس میشود و شورای نگهبان راهم رها خواهد کرد تا نگرانیهای شما برای انتخابات مجلس آینده برطرف شود . رفسنجانی از این فکر استقبال کرده بود برای همین در روز انتخاب رئیس خبرگان وقتی نامزدی جنتی اعلام شد و آیت الله نورمفیدی نماینده گرگان و امام جمعه این شهر برخاست و هاشمی رفسنجانی را به عنوان نامزد ریاست معرفی کرد یزدی با اطمینان رو به هاشمی گفت : مگر شما قبول نکردید که آقای جنتی رئیس شود ؟ رفسنجانی پاسخ داده بود اولا من خودم را نامزد نکردم آقای نورمفیدی مرحمت کردند درثانی خوب نیست فقط یکنفر نامزد شود مردم میگویند به فرموده طرف رئیس شد بنابراین اشکالی ندارد اسم منهم باشد خب ما به آقای جنتی رأی میدهیم . وقتی رأی گیری به عمل آمد جنتی ۱۴ و یا ۱۶ رأی داشت بقیه هاشمی رفسنجانی را انتخاب کردند . به این ترتیب بر خلاف رأی رهبر و نوکرانش ، رفسنجانی ریاست را از آن خود کرد . ) میگویند به موازات تطمیع بعضی از نمایندگان خبرگان از سوی شاهرودی و اشارات رهبر ، هاشمی رفسنجانی هم مشغول است . ر این میان مخالفت اعضای دفتر رهبر و شماری از کادرهای قدیمی سپاه با هاشمی شاهرودی نیز از دغدغه های رهبری است . آقای خامنه ای که بعد از رویدادهای سال ۸۸ ، بیش از سپاه روزبروز بیشتر بر بسیج تکیه میکند اخیرا دست محمود هاشمی شاهرودی را در آوردن افراد عصائب اهل حق عراق به ایران بازگذاشته است . رهبران این گروه آدمکش منشق از جیش المهدی مقتذی صدر ، اخیرا در سفر به ایران با شاهرودی ملاقات و با او بیعت کردند . یکی از آنها به خبرگزاری اهل بیت گفته بود مرجع ما آقای سید محمود الهاشمی است ما از مرجعمان جواز کشتن نظامیان أمریکائی را گرفته ایم البته با اعضای سفارت آمریکا در بغداد کاری نداریم .
نتیجه آنکه طرح خطرناکی در دست اجراست . از عراق غرامت نگرفتیم و هزار ملیارد از دستمان رفت چون سید علی آقا با به قدرت رسیدن شیعیان شادمان بودند که امپراتوری ایشان دارد تکمیل میشود . به گفته رستم قاسمی سرکرده مافیای نفت و مأمور روابط تجاری با عراق و سوریه ، برقمان را از هموطنانمان دریغ میکنیم و به ثمن بخس به عراق میدهیم چون بگفته ایشان مصالح ملی را لحاظ نمیکنیم که شیعیان عراق برای رژیم از ملت ایران حتی شیعیانش با اهمیت تر است . حالا هم رهبری را به آنها واگذار میکنیم و و البته زمینه رهبری آ سید مجتبی را هم فراهم میسازیم . این خیانت را دیگر فرزندان ما بر ما نخواهند بخشید هر طور شده باید جلوی این توطئه خطرناک را بگیریم . در این باب بازهم سخن خواهم گفت .

لندن ۱۶ نوامبر ۲۰۱۴