خانه » مقاله » مبانی پان ایرانیسم /خسرو سیف

مبانی پان ایرانیسم /خسرو سیف

این نوشتار برای آن است که دانسته شود “پان ایرانیسم” چیست و بر پایه چه
مکتبی استوار گشته است. از این رو نخست به اختصار، مکتب “ملت گرایی”
(ناسیونالیسم) را شناسانده و سپس بنیادهای پان ایرانیسم مورد بررسی قرار
داده می شود و آنگاه با آگاهی این دو مبحث، مبانی پان ایرانیسم آشکار
گردد.
الف- مکتب ملت گرایی (ناسیونالیسم)
ملت گرایی مکتب اصالت ملت است، چرا که در این مکتب “ملت” به عنوان یک
واحد ایستاده به خود (قائم به ذات) شناخته می شود.
گاه مکتب ملت گرایی را به دو بخش تقسیم می کنند:
۱- ملت گرایی به گونه یک مکتب تاریخی
(چگونگی) پدیده های تاریخ جزیی است از سرنوشت ملت ها و تاریخ جز سرگذشت و
شرح تغییر و تحول های زندگی ملت ها چیزی نیست و بنابراین در این مکتب
برای شناخت هر چیز رابطه آن را با ملت می سنجند. برای نمونه یک ملت گرا،
ملت را توده ای از مردمان نمی داند، بلکه مردم را به مانند سلول های
ناپایداری از پیکر ملت می شناسد. در مکتب ملت گرایی تاریخی هر رویداد
دگرگون ساز در زندگی ملتی ناشی از نیاز ملی آن ملت می باشد؛ چنانچه از
دیدگاه ملت گرایی تاریخی، ملی شدن نفت، تنها یک موضوع اقتصادی نیست، بلکه
گرایش ملت ایران را به استقلال و بیرون راندن بیگانگان از میهن آشکار می
سازد.
۲- ملت گرایی به گونه یک مکتب
باید دانست هر یک از مکتب های اجتماعی، هنگام وضع قانون، منافع واحد ویژه
ای را مورد توجه قرار می دهند. در مکتب فرد پرست ها (ایندیویدوآلیست ها)
واحد مورد نظر فرد است و در قانون های آن ها، همیشه تلاش بر آن است که
آزادی های افراد محدود نشده و هر کس هر چه بخواهد انجام دهد. در این مکتب
قانون تنها از کردار شخصی جلو می گیرد که آن کردار حقوق فرد دیگری را از
میان ببرد. «ژان ژاک روسو» نمونه این گونه اندیشمندان بود و حتی ملت را
از فردها می دانست که به موجب یک پیمان واهی با یکدیگر زیست می کنند.
در مکتب های اجتماع گرایان (سوسیالیست ها) ابتدا سخن از آن بود که واحد
مورد نظر اجتماع است و در قانون ها و مقررات به جای پاس داشتن حقوق فردی
باید حقوق اجتماعی را پاس داشت و آن را به منظور پیشرفت و تکامل اجتماع
وضع نمود. این اندیشه، در تحول خود، زیر ماسک “مارکسیسم” به سختی تغییر
یافت؛ به شکلی که جنبه ماده گری محض یافت و زندگی اجتماعی را خالی از
جلوه های معنوی انسانی تلقی کرد (چنان که مارکسیسم بر این باور می باشد
که هر فرد در پی منافع روزمره خویش است) و پایه تمامی رویدادهای گیتی را
بر همین باور استوار می داند.
به این ترتیب در این شکل سوسیالیسم نیز هدف همان فرد می باشد و فرد است
که باید در هر شرایطی در تلاش و حفظ منافع خود بر آید. عیب اصلی در مکتب
سوسیالیسم آن است که نمی تواند حدود جامعه و یعنی واحد مورد نظر خود را
تعیین کند، از این رو برخی از اندیشمندان این مکتب مانند «فروید» واحدهای
ویژه ای را از خود می سازند و برای نمونه واحد اجتماع را عده هزار و
دویست نفری به نام “فالانستر” می دانند و برخی دیگر برای جامعه حدی
ندانسته و جامعه بشری را دور از واحدهای ملی تصور کرده و به جامعه های
نخستین و کمال یافته به یک چشم می نگرند.
در مکتب ملت گرایی اجتماعی چنان که از نام آن پیداست، قانون برای پیشرفت
و تعالی ملت می باشد. از دیدگاه این مکتب، هر فرد بخشی از یک ملت است و
وظیفه ای بر عهده دارد که باید آن را با تمام نیروی جسمی و دماغی خود
انجام دهد. از نظر مکتب ملت گرایی، جامعه برای تن آسایی افراد نیست بلکه
هر فرد عهده دار بخشی از پیشرفت ملت خود است که باید بر پایه برنامه ویژه
ای آن را انجام دهد و از دیدگاه این مکتب، وظیفه دولت، تنها پاس داشتن
حقوق فردها و جلوگیری از برخورد منافع آن ها می باشد. بلکه حکومت برای
رهبری ملت به سوی پیشرفت و تعیین وظیفه های یک فرد وابسته به آن ملت است.
در مکتب ملی گرایی حفظ خانواده بر حفظ تمامی حقوق دیگر برتری دارد و
خانواده به گونه کوچک ترین واحد تشکیل دهنده ملت شناخته می شود. به این
ترتیب در مکتب ملت گرایی تنها کردارهایی قانونی هستند که به خاطر پیشرفت
ملت باشند.
ب- پان ایرانیسم و پایه های آن
پان ایرانیسم اندیشه ای است که بر یگانگی تمام ایرانیان در میهن راستین
خود و در زیر یک درفش باور دارد. این اندیشه ناشی از وضع تاریخی کنونی
ملت ایران است؛ چرا که در دویست سال گذشته ایران زمین تجزیه گشته و
ایرانیان در بخش هایی جدا از هم و با حکومت هایی گوناگون زیست می کنند.
برای درک بیشتر پان ایرانیسم باید دو پرسش اساسی را پاسخ گفت:
۱- ایران کجاست؟
در دو سده گذشته، سیاست های استعماری بیگانگان و خیانت های کاربدستان
حاکم بر کشور سبب شد که ایران زمین تجزیه شود و بخش های بزرگی از سرزمین
های شمالی، جنوبی، باختری و خاوری آن جدا گردد و میلیون ها تن از فرزندان
این سرزمین خدایی، از دیگر خواهران و برادران خود به دور افتند.
۲- ایرانی کیست؟
برای پاسخ به این پرسش باید برگ های تاریخ پر افتخار این ملت دیرینه سال
را ورق زد؛ زیرا تاریخ ایران بهترین معرف کسانی است که ایرانی بوده و در
پدید آوردن فرهنگ ایرانی دست داشته اند.
پ- ملت گرایی پایه پان ایرانیسم
شالوده پان ایرانیسم از دیدگاه آرمانی همان مکتب ملت گرایی تاریخی است و
همان گونه که در پیش گفته شد، مکتب ملت گرایی باور دارد هر هنگام جنبشی
دگرگون ساز در یک کشور روی می دهد، بر زمینه نیاز ملی در زمانی خاص می
باشد. به طور کلی می توان گفت ملت مرحله های گوناگون پیشرفت و گسست
(فترت) را طی می کند و رویدادها در هنگام پیشرفت بر زمینه بهزیستی و
والایندگی اجتماعی و در هنگام گسست بر زمینه دگرزیستی و خویشتن یابی
استقرار دارد.
گفته شد در مکتب ملت گرایی “ملت” یک مقوله تاریخی است نه یک قرارداد
سیاسی؛ بنابراین اگر بخشی از مردم ایران را در قطعه خاکی محصور کنند و
نام آن را “ایران” بگذارند و به ویژه چنین کشوری را به تصویب مجمع های
بین المللی هم برسانند، ساکنان این قطعه خاک ملت ایران در مکتب اجتماعی و
ساخته ای نخواهند شد زیرا ملت بنا بر تعریف سیاستمداران به وجود نمی آید
بلکه یک رده بندی است که به یاری تاریخ شناخته می شود. پس مکتب ملت گرایی
ایرانیان را آن گونه که یک رده بندی تاریخی است، معرفی می کند و شور
یگانگی را در قلب هر ایرانی بر می انگیزد و اگر پان ایرانیسم از دیدگاه
مکتب ملت گرایی، تعبیر گردد باید گفته شود، پان ایرانیسم نیاز ملی
ایرانیان در دوره گسست و جدایی است.
پاینده ایران

منبع: نشریه بین المللی کورش- شماره ۳۰