خانه » مقاله » ایران و جهان در هفته ای که گذشت؛ خبر و تفسیر از ف. م. سخن

ایران و جهان در هفته ای که گذشت؛ خبر و تفسیر از ف. م. سخن

وقتی رهبر مسلمین جهان مثل یک آدم معمولی مطلب اش از توییتر حذف می شود

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

در دوران قدیم، که از اینترنت و اطلاع رسانی های بدون سانسور فردی و گروهی خبری نبود، حاکمان و سیاستمداران، به نظر ما، تافته هایی جدا بافته می آمدند و با ما مردم عادی فرق بسیار داشتند.

شأن اجتماعی افراد تقریبا ثابت و غیر قابل تغییر بود خاصه در رتبه های بالای اجتماعی و سیاسی.

اما همان طور که اهمیتْ پیدا کردنِ کاسب کاران و صنعت گران و مردم شهرنشین، موقعیت اجتماعی فئودال های با اصل و نسب را متزلزل کرد و طبقه ی بسته و غیر قابل رسوخ آن ها را در هم شکست، امروزه نیز، با ورود اینترنت به عرصه ی اجتماع و سیاست، دیگر از «خدایگان سازی» و عرش های اجتماعی خبری نیست، و هر کس بخواهد به سبک دوران ماقبل اینترنت، خود را موجودی مجزا از مردم جوامع عادی نشان دهد، با تمسخر و استهزاء، از مقام خدایی به مقام بندگی، و از عرش به فرش سقوط خواهد کرد و انگشت نمای خاص و عام خواهد شد.

خدایگانی به نام «آسد علی خامنه ای» که در کشور ما هر امری کند لازم الاجراست و با او رفتاری ورای انسان های عادی می شود، اخیرا پُستی به نام اش در توییتر منتشر شده که در آن فتوای قتل نویسنده ی خوش قریحه ی انگلیسی را «حکمی قطعی و غیر قابل تغییر» خوانده است.

کاربران توییتر هم، که انسان هایی عادی و بدون قدرت سیاسی هستند صفحه سید علی را ریپورت کرده اند و به مسوولان توییتر اطلاع داده اند که شخصی به نام خامنه ای دعوت به خشونت و قتل کرده است.

توییتر هم بر اساس قواعد ضد خشونت خود، پست فتوا را پاک کرده و گفته می شود مانع از گذاشتن پست جدید توسط دفتر خامنه ای شده است.

زمانی که انقلابیون رومانی، نیکلای چائوشسکو و همسرش را برای تیرباران کردن بیخِ دیوار گذاشتند، چائوشسکو، که او هم مثل خامنه ای احساس خدایی می کرد، با تیرباران کنندگان مثل زیر دست خود سخن گفت و احتمالا لحظه ای که خودش و زن اش با تحکم در حال اعتراض به حکم شان بودند و داغی اولین گلوله را که پوست و گوشت شان را شکافت احساس کردند تازه متوجه شدند که هیچ نیستند جز دو انسان معمولی و منفور، که تن و بدن شان مثل هر موجود زنده ای با یک گلوله ی سربی کم ارزش دریده می شود و آن ها را به دیار عدم می فرستد.

شاید اگر چائوشسکو هم در عصر اینترنت حکومت می کرد، دست کم صدای اعتراض مردم اش را با گوش خود می شنید و شاید تجدید نظری در اَعمال و رفتارش می کرد.

ولی تجربه ی دیروز و امروز به ما نشان می دهد که عاشقان کور و کر شده ی «قدرت» نه با فریاد مستقیم مردمان، نه با فریاد اینترنتی، و نه با هیچ وسیله ی دیگری، چشم شان به حقایق باز نمی شود.

می گویند کسی که خواب است را می شود بیدار کرد ولی کسی که خود را به خواب زده نمی توان.

حرف کاملا غلط و یاوه ای ست این مثال و انقلاب های بشری نشان داده است که کسی را که خود را به خواب زده، اگر با مشت و لگد به جان اش بیفتی چنان از خواب دروغین بیدار می شود و چنان از جا می جهد که خداوند نصیب هیچ ابوالبشری نکند!

 

امریکا نیازی به تایید اروپا برای اِعمال قدرت اقتصادی و نظامی ندارد

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ما این وضعیت را در زمان حمله ی «توفان صحرا» به چشم دیده ایم:

امریکا اگر اراده کند، روس و چین هم توانایی عمل، علیه اراده ی او را ندارند چه برسد به متحدان اروپایی اش که هزاران بند سیاسی و اقتصادی آن ها را به هم وصل کرده است.

دورانْ دیگر دوران انزوای کشورها نیست. حتی کره ی شمالی و ج.ا. به عنوان منفورترین و جزیره ای ترین کشورهای جهان نیز آلوده ی صدها ارتباط بین المللی هستند. شاید قطع این ارتباط ها آسیب کمتری به این دو کشور وارد کند ولی بالاخره آسیب می زند و آن ها را هم تا حدی مراقب اَعمال و رفتار بین المللی شان می کند.

در جهان فعلی، همه ی کشورها به همه ی کشورها وابسته اند. قطع هر ارتباطی، آسیب های جبران ناپذیر به کشورها می زند.

با تغییر و تحولاتی که در دهه ی نود میلادی در اتحادیه اروپا به وجود آمد و به هم پیوستن ارگانیک کشورهای مهم اروپایی، این قاره تبدیل به قدرتی واحد و جهانی شد. ارتباط نظام مند این قدرت در داد و ستدهای اقتصادی و اشتراک منافع سیاسی، در وهله ی اول با ایالات متحده ی امریکا بود.