خانه » مقاله » جمهوری اسلامی و مشروعیت بر باد رفته /رضا اکبری

جمهوری اسلامی و مشروعیت بر باد رفته /رضا اکبری


معاون نخست رئیس جمهور نظام اسلامی به حقیقت تلخی اشاره می کند: سرنوشت ایران، نظام و حکومت همه بهم گره خورده است. با در نظر گرفتن این حقیت که نظام و حکومت، هیچیک مشروعیت و توان خارج کردن ایران در منجلابی که گرفتار شده است را ندارند، از این رو این نتیجه که مدتهاست ثابت شده، می رسیم که مشروعیت ایران بعنوان یک کشور، در سطح جهان مورد تردید قرار گرفته است. بسخن دیگر نظام و حکومت، ایران را همراه خود به سوی سرنوشت مشترک محتومی که در پیش دارند، هدایت می کند. برای ایران تنها یک راه باقی مانده و آن قطع رابطه میان ایران با رژیم و حکومت آن است. هیچ اقدام دیگر نمی تواند ایران را از راه پیمودن برلبه تیغ باز دارد. زیرا نظام و حکومت تراوش کرده از آن قابلیت اصلاح ندارند. تلاش در راه انداختن مسئولیت اوضاع کنونی کشور برگردن قدرت های خارج و یا چسبیدن به یک قرار داد و توافقنامه، هرچقدر هم که از نظر حقوقی و اخلاقی صحیح باشد، بجز تلاش در راه تثبیت این نظام و در نتیجه کشاندن ایران به مسلخ، نتیجه دیگری ببار نخواهد آورد.
***
از هر سو حلقه محاصره ایران تنگ تر می شود. بنگاه های تولیدی و بازرگانی جهانی بسرعت رابطه ی خود با کشور را قطع می کنند. هند، کره جنوبی و روسیه، افزون بر کشورهای غربی آخرین قدرت های جهانی هستند که سرمایه گذاری در طرح ها و خرید نفت از ایران را قطع کرده اند. تلاش های نظام برای جلب نظر اروپائی ها برای ادامه در طرح های اقتصادی در ایران، مجبور به شکست است. همگان آگاه هستند که منافع اقتصادی در رابطه با ایران که ممکن است عاید گردد، در مقایسه بسیار کوچک تر است تا بده و بستان میان آنان با آمریکا و حتا با عربستان + متحدین. عربستان به شرکت های آلمانی اخطار کرده است که در صورت ادامه ی فعالیت اقتصادی با ایران، آنان در باره ادامه مناسبات بازرگانی و مالی خود با آلمان تجدید نظر خواهند کرد.

حتا روسیه “متحد” نظام اسلامی، پس از وارد کردن ضربات سیاسی بر نظام در سوریه، مشارکت دومین شرکت نفتی خود در ایران را “در دست بررسی مجدد” قرار داده است. شواهد چنین دلالت می کند که با پادرمیانی و فشار روسیه، تقسیم دریای مازندران مطابق خواست آن کشور به پایان رسیده باشد. با این حال مرد هزار چهره ایران و یار همیشه حاظر سفره افیون رهبر، آقای ولایتی اعلان کرده که “روسیه بنا ندارد به ایران زور بگوید” . او که تا چندی پیش نه تنها از یقه دران برجام بود بلکه نخستین گام های این توافق بنا به دستور رهبر نظام، وسیله ی او در عمان برداشته شد، اکنون به یکی از منتقدان سفت و سخت آن بدل شده است. روشن است که ستون پنجم روسیه و خود آن کشور از روز نخست، در راه بهم خوردن تفاهمی بودند که امکان داشت رابطه با غرب را تا اندازه ای بهبود بخشد. اما چنین امری با منافع روسیه در تضاد بود. به احتمال بسیار بالا، گروهی که به روسیه گرایش دارند و آن کشور را نه تنها یگانه حافظ نظام خود می دانند و به آن نظام به عنوان یگانه پناهگاه در صورت اخراج از ایران نگاه می کنند، از تنش روابط با غرب حتا تا مرحله ی برخورد نظامی، استقبال کرده و می کنند. روسیه در حالی که مایل به تنش بیش تر در روابط خود با غرب نیست، اما بنا به رویای خروشچف از این که ایران مانند سیبی گندیده بدامان آنان افتد، نمی تواند خرسند نباشد.

ما به عنوان ایرانی، تنها می توانیم از ملت، کشور، نظام و حکومت خود انتظار پاسداری از منافع ملی ایران را داشته باشیم و بس. هرگونه ناله و زاری و حتا طلب حق، برگوش های کر منافع کشورهای دیگر، سودی نخواهد داشت. تا هنگامی که ملت ایران نتواند اراده خود را، تنها حاکم بر روند سیاسی داخلی نماید، نمی توان انتظار همدردی تا چه رسد به یاری از دیگران را داشته باشد. این وظیفه ی ملت و تنها ملت ایران است که حق طبیعی خود را برای اداره امور و سیاستگذاری بدست آورد. اما بدون تردید اقدامات دیگر قدرت های جهانی و ناحیه ای دارای اثر مستقیم بر جهت گیری اراده ملی دارد. نخست و بالاترین هدف پاسداری از یک پارچگی سرزمینی کشور است. چون تنها حمله ی مستقیم خارجی می تواند برعلیه اولویت نخست عمل نماید و ایران را به مرحله ی تجزیه بکشاند، روشن است که هر کشور و قدرتی که ایران را به پای جنگ برد، دشمن ملت ایران است.

از این رو در درجه اول نظام اسلامی و پس از آن روسیه و قدرت های غربی و متحدان آنان در منطقه، بترتیب قرار دارند. در این مورد آخر بازهم نظام اسلامی را متهم ردیف اول باید شناخت که با مداخله در اوضاع داخلی قدرت های منطقه و بخطر انداختن منافع حیاتی کشورهای غرب، آنان را به صفوف دشمنان قسم خورده نظام و به تبع آن ایران، هل داده اند. ایران نه با عربستان و نه با اسرائیل و نه با آمریکا و غرب، برخورد منافع حیاتی ندارد. ایران و قدرت های نامبرده متحدان طبیعی همدیگر هستند. افزون برآن ایران و کشورهای نامبرده از وجود تنش در منطقه سودی نمی برند. این نظام اسلامی ست که دون کیشوت وار برای خود دشمن تراشیده و چهل سال برعلیه آن می جنگد، بدون آنکه بتواند محرک جنگ را مشخص کند، آنهم جنگی که توان ایستادگی در برابر آن را ندارد.

با وجودی که بسیاری از قدرت ها خواستار تجزیه ایران با توان بالفعل کوچک تر هستند، ملت ایران بیش از آن بهم پییوسته است که بشود به سادگی مانند عراق، سوریه و لیبی آن را چند تکه کرد. از این رو بسیاری از خواستاران تجزیه ایران، با تامل و احتیاط با این مساله روبرو می گردند که دارای این امکان است که تا سال های سال بی ثباتی، جنگ و آشوب در منطقه را حاکم کند. به ویژه غرب، جنگ جدیدی در خاورمیانه و آنهم با وزنه ی بسیار سنگین تری، را خواستار نمی باشد. از این رو، غرب تا آنجا که بتواند از حمله ی مستقیم به ایران خود داری خواهد کرد. چنانکه در چهل سال گذشته کرده است. احتمال درگیری نظامی غرب با ایران، احتمالی ست ضعیف (به ویژه پس از ویران کردن توان هسته ای) اما هیچگاه غیرممکن. اما بازهم تجربه ثابت کرده که توان نظام اسلامی برای ایجاد بحران فوری و تنش، پایان ناپذیر است.

مانند همیشه، نظام اسلامی هر لحظه می تواند و در موارد بسیار مایل است که ایران را به لبه جنگ خارجی بکشاند. براین خواست نظام اسلامی باید ناتوانی رژیم برای پیش گیری از حرکات خودسرانه صاحبان متعدد قدرت در ایران، را در نظر داشته باشیم. بسیاری از سرداران سپاه و دیگر مراکز قدرت در نظام اسلامی می توانند در داخل و خارج از کشور، شرایط ایجاد جنگ با غرب را برخلاف حتا خواست نظام، فراهم کنند. شاهدی در دست نیست که بتوانیم به توان و آزادی عمل کانون قدرت در ایران برای پیش گیری از چنین وقایعی، اطمینان کنیم. پس نظام اسلامی نه تنها گرایش به تشدید تنش دارد، بلکه همزمان قادر به جلوگیری از ایجاد و تشدید تنش اضافی وسیله ی سرسپردگان خود نیست.

حال باید تنش ایجاد شده و افزایش تحریم های اقتصادی بیش تر که باید انتظار آن را داشته باشیم، چه اثری می تواند بر تلاش ملت در راه برقراری اراده ملی و دمکراسی، داشته باشد را بررسی کنیم. بدون تردید، هر تحریم اقتصادی نه تنها بر توسعه اقتصادی و اجتماعی و سطح زندگی ملت اثر منفی خواهد داشت، بلکه بخشی از استقلال کشور که آزادی دادو ستد با کشورهای دیگر می باشد، را با زور از میان برمی دارد. ایران و ایرانی نمی تواند، خواستار چنین شرایطی بر کشور باشد. اما در برابر نقض بخشی از حاکمیت ملی وسیله ی تحریم، نظام اسلامی ما را به سوی جایگزین وحشت ناک تری که حمله نظامی به ایران و احتمال تجزیه باشد، رانده است. بدون تردید فشار تحریم های اقتصادی بر دوش طبقات کم و میان درآمد خواهد افتاد.

سرسپردگان نظام با چپاول اموای عمومی، به چنان درآمدهائی دست یافته اند که همانند دوقلوی خود صدام و یا مادورا در ونزوئلا، باکی نخواهند دید. واکنش فشارهای پدید آمده بر ملت چگونه بازتاب خواهد داشت؟ بدون تردید، تمام توان تبلیغاتی دستگاه اسلامی، منحرف کردن مسایل از مسیر داخلی خود و متوجه کردن آن به خارج خواهد بود. اما مدت هاست که دیگر تقصیر را بگردن خارجیان و “استکبار” جهانی انداختن، در داخل ایران خریداری ندارد. ملت ایران به طور کامل تشخیص داده است که دشمن اصلی و نابود کننده امید به آینده، نظام اسلامی ست. اکنون زمانی رسیده است که تا هنگامی که قدرت های خارجی دست به اقدامی که امنیت ملی ایران را از راه دخالت نظامی بخطر نمی اندازد، از نظر ملت ایران مشروع است. چنین موضع گیری ملت یعنی برآورد تمامی مسایل از دید نظام، در چند سال پیش تر وجود نداشت. این تصور جا افتاده در جامعه ایران بود که تمامی وقایع اثر گذار بر اثر خواست خارجی انجام می گردد.

امر واقع، چیزی بیش از خواست قدرت های بزرگ نیست. این اسارت فکری در ایران جای خود را به استقلال فکری داده است. شاید بالاترین استقلال، استقلال فکری باشد که پیش شرط هر توسعه می باشد. یعنی ملت برای درک مسایل خود نه دنبال نیروهای الهی و نه دنبال نیروهای خارجی بلکه به دنبال اثر خود بر وقایع و واکنش قدرت های خارجی در برابر آن اعمال باشد، می گردد. این تحول فکری و یا استقلال واقعی، در ایران کنونی تا اندازه زیاد بدست آمده است. همبستگی ملی همراه با استقلال فکری که در دوران نظام اسلامی و برخلاف نظر آنان، فراز بسیار یافته است، همراه با شرایط عینی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی موتور محرک رساخیز ملت خواهد بود که بدون شکایت و یا انتظار از خارج، صورت خواهد گرفت.

——————————————————————————–
– اوج جدید ذلت برای ایران
– در مورد همراهی با اسرائیل در بمباران مواضع سپاه در سوریه و در نهایت خواست خروج نیروهای وابسته به سپاه از آن سرزمین.
– وزیر خارجه آران (جمهوری آذربایجان) این خبر را اعلان کرده است. به احتمال نزدیک به یقین، چنین توافقی بایستی اصل مالکیت ۵۰% ایران بر دریای مازندران را زیرپا گذاشته باشد.
– تارنمای انتخاب، سی اما ماه مه ۲۰۱۸
– شایعه قوی در ایران، مرگ رفسنجانی، فردی که بنوبه خود عامل جنایت و فساد بسیار، را در رابطه با نفوذ روسیه در ایران و وسیله ی ستون پنجم آن کشور (مانند رهبر، طائب و شاید هم ولایتی و همپالگی ها) می دانند.
– یک واقعیت بسیار تلخ از زبان نتن یاهو که شاید بیش از هر رهبر سیاسی در جهان هوادار تجزیه ایران باشد، این است که مردم ایران موفق و خلاقند، اما تنها وقتی که مهاجرت می کنند (یعنی خارج از حیطه قدرت نظام اسلامی هستند). رادیو فردا روز نخست ماه ژوئن ۲۰۱۸