خانه » مقاله » سرانجام تلخ و شومی که روحانیت ایران خواهدداشت

سرانجام تلخ و شومی که روحانیت ایران خواهدداشت

روحانیت ایران موقعیت کم نظیری را در جامعه باخته است. آنچنان که عاقل ترین و هوشیارترین آنها، امروز بیش از روحانیون مست قدرت، از آینده بیم دارند. بیم از آن که هم عمامه را بدهند و هم قم و مشهد و اصفهان را. شورش مردم در یکصد شهر، در دیماه گذشته طشت این سقوط اعتبار وموقعیت را از بام این شهرها به زمین انداخت و آنها که باید آن را می شنیدند، شنیدند.

آخرین سخنان آیت الله جوادی آملی که نه اصلاح طلب است و نه روحانی حکومتی در دیدار با وزیر کار؛ در آستانه روزکارگر، نشانه بارزی از این شنیدن سقوط طشت از بام بود. حجت الاسلام فاضل میبدی که از جمله روحانیون نزدیک به اصلاح طلبان است نیز همان را گفته است که جوادی آملی گفته، البته به زبان دیگری. آیت الله طالقانی همان را پیش بینی کرده بود که امروز شاهدیم. آیت الله منتظری نیز به گونه ای دیگر امروز ایران را دیده بود. روحانیتی که در انقلاب ۵۷ مرجع و مرشد مردم بود، امروز اگر شورشی گسترده تر از شورش دیماه ایران را در بگیرد، چه سرنوشتی جز آن سرنوشتی را خواهد داشت که آیت الله جوادی آملی پیش بینی کرده است:
«ما جائی برای رفتن نداریم و مردم ما را به دریا خواهند انداخت»
با این هشدارها بیدار خواهند شد ؟
در این آتش، تر و خشک با هم خواهند سوخت. چه احمد خاتمی ها و مصباح یزدی ها و جنتی ها باشند و چه صانعی ها و فاضل میبدی ها و جوادی آملی ها.