خانه » آن سوی خبر » رد پای ابتذال پیشین هنوز برقرار است…/رهیار شریف

رد پای ابتذال پیشین هنوز برقرار است…/رهیار شریف

نگاهی به پرفروش‌ترین فیلم‌های سال گذشته

اشاره…
سینمای ایران در سال گذشته؛ قریب به صد و سی اثر سینمایی تولید کرد و سالی پرکار را از سر گذراند. در این میان حضور چشم‌گیر فیلم های خوب و جمع و جورهای هنرمندانه از جوان‌های تازه به صحنه آمده بیشتر از هر چیز خود نمایی می کرد. حضور چند اثر از سینمای فاخر ایران در میان این فهرست ده نفره هم نمایانگر بهتر شدن ذائقه‌ی مخاطبین است و مخاطبینی که در ده سال گذشته، به شدت از معانی راستین سینما فاصله گرفتند و همراه ابتذال سینمای ایران در سالهای دهه‌ی هشتاد هر چه بیشتر و بیشتر از سخت‌پسندی‌ها و ذائقه‌ی سالهای قبلشان فاصله گرفتند. همکارمان «رهیار شریف» در بخش فرهنگی خلیج فارس، نگاهی انداخته به ده فیلم پرفروش سال. نگاهی نقادانه با توضیحاتی کوتاه و مختصر. با هم بخوانیم.

یک – فروشنده ۱۵٬۷۱۴٬۹۱۹٬۰۰۰ تومان

جایگاه اول؛ آن سینمای خوب


ایستادن فیلم اصغر فرهادی در جایگاه پرفروش‌ترین فیلم سال خود خبر میمونی‌ست. هم برای سینما و هم برای مخاطبین. مخاطبینی که در سالهای دهه‌ی هشتاد بیش از همیشه در معرض اتهام «کم دانشی» و بد بودن ذائقه قرار گرفته بودند؛ این بار نشان دادند که اگر محصول فرهنگی درخوری دور از ادا و اطوارهای افراطی روشنفکرانه، در اختیار باشد؛ ذائقه‌شان آنقدرها هم مشکلِ «پسندیدن» ندارد. فروشنده البته بعد از دیده شدن و شهره شدن در جشنواره‌های جهانی در اکران ایران هم موفق بود و درست همزمان با افکار راست گرایانه‌ی منسوخ «دونالد ترامپ» رئیس جمهور تازه به قدرت رسیده آمریکا در بزرگترین ضیافت سینمایی دنیا هم شرکت کرد و دومین اسکار سینمای ایران را برنده شد. تا بعد از مانور تبلیغاتی فراوان دولت احمدی نژاد بر روی اسکار اول، حالا مسئولین فرهنگی دولت روحانی هم این موفقیت فرهنگی را پای خودشان بنویسند و تا جای ممکن از یک اثر هنری، بهره‌برداری سیاسی کنند.

 

دو – من سالوادور نیستم۱۴٬۳۳۰٬۴۹۱٬۰۰۰تومان
رجعت به ابتذال دهه‌ی هشتاد


جایگاه دوم؛ آن هم با فاصله بسیار کم؛ در اختیار فیلمی ست که به گفته ی بسیاری از اهل سینما حتی ارزش یک بار تماشا را هم نداشت. باز هم طنزهای خالی از معنای دهه‌ی هشتاد و باز هم ستاره‌گرایی. رسیدن به فروشی بالا با اتکا به داستان های کم مایه و سرگرم کننده و اتکا به ستاره‌های نام آشنا که حضورشان تا حدبسیاری امضای موفقیت فیلم است؛ به علاوه‌ی ارائه‌ی تصاویری پرزرق و برق از ممالک آن سوی دنیا، برای تماشاگری که هنوز بعد قریب به چهل سال، زنان سینمای خودش را حتی در خواب هم روسری به سر می بیند؛ انگار که شوربختانه هنوز هم خواهان فراوانی دارد. فروش فراوان من سالوادور نیستم در کنار بسیاری دیگر از فیلم های اینچنینی گواهی بودند بر زنده بودن و رونق سینمایی که اهل فکر آرزوی کم رنگ تر شدنش را دارند.

 

پنجاه کیلو آلبالو ۱۳٬۶۵۵٬۹۴۸٬۰۰۰تومان
فروش زیاد در مدت کوتاه


باز هم حکایتی کاملا مشابه. این بار هم طنزی عامه پسند در کنار ستاره های نام آشنا و دست گذاشتن بر سوژه ای تقریبا ممنوعه. این فیلم که تنها مدت کوتاهی بر روی پرده بود و بعد به دلایل متفاوت از جمله سپرده شدن تبلیغاتش به تلویزیون های ماهواره ای، با ممنوعیت اکران مواجه شد؛ علی رغم حضور کوتاه مدت؛ به فروشی در خور دست پیدا کرد تا باز هم جای سینمای فاخر و هنری در میان فیلم های پرفروش کم و کمتر باشد.

 

سلام بمبئی ۱۳٬۵۸۹٬۹۸۱٬۰۰۰تومان
یک عشاقانه ی بالیودی


عاشقانه‌ای بالیوودی از مردان خوش چهره ی سینمای اران. محمد رضا گلزار که با نگاه سختگیرانه‌ی مسعود فراستی؛ بیشتر از یک بازیگر به یک «مانکن» مانند شده و از نگاه او حتی راه رفتن هم بلد نبوده؛ پس از چند سال دوری از سینما؛ بار دیگر با یک فیلم عامه پسند به سینماها برگشته. برخی این‌طور می گویند که سینما صنعت است و هر آنکه بتواند مردم را به سینماها بیاورد و چرخه‌ی اقتصاد سینما را بگرداند؛ بی گمان فردی سودمند برای سینما به حساب می آید. با این حساب محمد رضا گلزار چهره‌ای مفید برای سینما و اطرافیانش و خاصه تهیه کننده ها و سرمایه گذارها به حساب می‌آید. فردی که لااقل در قیاس با چهره‌های مشابه خودش در سالهای قبل فرق‌های بسیاری دارد. هم در نحوه‌ی بازی و هم در میزان درک از مفهوم هنر… انگار که مسئولیتی که سالها قبل با امثال محمد علی فردین؛ شروع شد حالا به گلزار و رفقا رسیده باشد. از این فرق و فاصله گفتن اما در مجال این مقال است و نه در حوصله ی کلام.

 

ابد و یک روز ۱۱٬۴۸۲٬۸۸۶٬۰۰۰ تومان
سینما؛ همین و تمام


یک فیلم تر و تمیز از یک کارگردان به اصطلاح فیلم اولی. فیلمی که در جشنواره ی فجر نود و چهار بسیاری از جایزه های را جارو کرد و توجه بسیاری از اهل قلم را متوجهیک کارگردان تازه ظهور کرده. فیلمی که متهم به سیاه نمایی شد و در گرفتن نقدهای نامنصفانه حتی تا آنجا رفت که «ضد زن» نامیده شد. اما در نگاهی عادلانه و به دور از هیجانات کاذب؛ ابد و یک روز؛ فیلمی بود به غایت “سینمایی ” . سوژه ای مناسب؛ بازی هایی دلچسب و باور کردنی و حتی چاشنی خیال و احساس همدردی با قهرمان‌های بی قدرت. فروش خوب این فیلم و حضورش در جایگاه پنجم، کمی بر بر سینمای فاخر در میان آثار پر رونق گیشه می‌افزاید و به قول معروف چه بهتر از این؟

 

بارکد ۱۱٬۱۸۷٬۳۷۹٬۰۰۰تومان
یک طنزشهری


 

بارکد هم ملودرامی طنازانه بود با ساختن آدمک هایی بی‌عرضه و تقریبا کم هوش که خیال دزدی‌های بزرگ در سر دارند. قهرمان های داستان اما در پی شکست های فراوان عاقبت موفق می شوند تا پوزه‌ی ضد قهرمان اول را به خاک بمالند. این فیلم عامه پسند لااقل در رعایت کردن المان‌های سینمایی نشانه های خوبی داشت. داستان اگر دلکش و گیرا نبود و به عمق زندگی نمی رفت، لااقل زننده و آزاردهنده هم نبود. همین طور کارگردانی و بازی ها و دیالوگ ها…

بادیگارد ۶٬۶۹۰٬۳۷۷٬۰۰۰تومان
آقای ارزشی خیال نو شدن ندارد

 

 

اثر تازه‌ی ابراهیم حاتمی کیا؛ باز هم یک فیلم ارزشی بود. فیلمی باز هم مثل همیشه در حال و هوای جنگ. با قهرمانی از جنگ برگشته و به نظام و آرمان های اول انقلاب وفادار مانده. فیلمی که علی‌رغم سرک کشیدن به مسایل روز و گفتن از انرژی اتمی و … باز هم بوی کهنگی و حرف های دیروز می داد. با این همه اما فیلم حاتمی کیا این بار هم مثل همیشه، رها از ارزش های تبلیغاتی بری نظم و باروهای شخصی او، از منظر سینمایی و داشتن یک کارگردانی منسجم، انتخاب نماها و تصویر برداری؛ لااقل در استانداردهای سینمای ایران فیلم خوبی به حساب می آمد و چشم از دیدن آنچه می دید، پشیمان نمی شد.

لانتوری ۶٬۲۹۶٬۹۰۲٬۰۰۰تومان
اسید پاش فرهنگی

 

 

کارگردان «من عصبانی نیستم» پس از توقیف فیلم قبلی؛ باز هم با یک سوژه‌ی جنجالی به پرده ی سینماها و برگه های روزنامه ها آمد. او این بار از پدیده ی شوم«اسید پاشی» گفت و با اتکا به ستاره‌های جوان و سوژه ی روزش فروش در خوری را هم تجربه کرد. این فیلم البته پس از یک رکود چند هفته‌ای و با خبرسازی آمنه بهرامی دختری که چند سال پیش قربانی این حادثه شده بود، دیگر بار در گیشه و فروش رونق گرفت. چرا که خانم بهرامی معتقد بود که این فیلم برگرفته از زندگی اوست و کارگردان برای این استفاده‌ی بی اجازه می بایست که یک میلیارد تومان به او غرامت بپردازد. خانم بهرامی حتی آقای درمیشیان را یک اسید پاش فرهنگی نام کرد. هرچند که شکایت او در نهایت سود بیشتری را نصیب عوامل فیلم کرد و لانتوری را بیشتر از قبل در معرض نقد و حرف قرار داد.

 

زاپاس ۴٬۸۱۶٬۱۱۴٬۰۰۰تومان
در هم و برهم و بی نظم

 

عوامل فیلم؛ در رویایی ترین خیال هایشان هم گمان نمی کردند که در جدول پروفروش های سال قرار بگیرند. فیلمی به غایت سطحی که بنا به گفته ی اهل فن تنها با اتکا به تبلیغات فراوان از رسانه ملی و تلویزیون‌های ماهواره‌ای؛ در حال و هوای عید و بهار به صحنه آمد و به فروشی غیر قابل باور رسید…

 

خوب، بد، جلف ۴٬۶۴۶٬۰۹۲٬۰۰۰ تومان
یک کمدی تلویزیونی

 

 

 

آخرین فیلم این فهرست ده گانه همچنان فرصت افزایش فروش دارد. این فیلم که با قلم و کارگردانی پیمان قاسم خانی به بار نشسته؛ سوژه‌ای طنز دارد و با بهره گرفتن از نام های آشنا و شوخی های تلویزیونی؛ مردم عادی و شب نشینی‌های خانگیرا به سینما ها آورده

ایستاده در غبار…
افسوس اهل فکر

 

 

چه حیف که این فیلم جایی در فهرست فیلم های پر فروش ندارد. ایستاده در غبار که از نگاه چهره های مذهبی به عنوان رقیب فرهادی برای حضور در اسکار معرفی می شد؛ داستان زندگی یکی از سردارهای جنگ را روایت می کند؛ آن هم با روایتی کاملا نو و تازه که حتی در سینمای جهان هم بدعتی جدید به حساب می آمد. این همه نو آوری و ریزه کاری سینما تنها با قهر بودن مردم؛ از شخصیت‌های مذهبی؛ راهی به جدول پرفروش ها پیدا نکرد. گفتند که این فیلم یک فیلم تبلیغاتی ست. غافل از اینکه سینمای ایران پیشتر از این هم فیلم‌های سفارشی کم نداشته؛ این همه فیلم از سینمای جنگ و دیگر فیلم‌های مذهبی و سفارشی؛ کدام‌شان بار سینمایی این چنینی داشتند؟ کدامشان می‌توانستند مرزی اینگونه محو شده میان واقعیت و داستان برقرار کنند؛ تا که داستانت بوی زندگی بدهد و زندگی‌ات طعم قصه… حیف؛ از این فیلم به غایت سینمایی که راهی به دیده‌ی مردم میانی جامعه پیدا نکرد.