خانه » مقاله » شش ماه ترامپیِ سرنوشت ساز برای ایران/اکبر گنجی

شش ماه ترامپیِ سرنوشت ساز برای ایران/اکبر گنجی

می توان خطر کرد و گفت که شش ماه اول ریاست جمهوری ترامپ می‌تواند برای ایران سرنوشت ساز باشد. زمامداران ایران باید از هرگونه اقدام تحریک آمیز که بهانه به دست جنگ طلبان آمریکا دهد به شدت بپرهیزند.

خطای استراتژیک خامنه‌ای می‌تواند این باشد که احمدی نژاد دیگری را به جای حسن روحانی بر سر کار آورد. این عمل اروپا و بقیه جهان را مقابل ایران قرار خواهد داد. ایران راهی جز این ندارد که وارد فرایند دموکراسی سازی شده و وضعیت حقوق بشر را به شدت بهبود بخشد. آزادی کلیه زندانیان سیاسی و عقیدتی شرط لازم مشروعیت بخشیدن به چهره جهانی ایران است.♦

4055

قرار است از ۳۰ دی (۲۰ ژانویه ۲۰۱۷) دونالد ترامپ کارش را به عنوان رئیس جمهور آغاز کند. چهار ماه بعد روز برگزاری انتخابات ریاست جمهوری در ایران است. انتخابات ریاست جمهوری آمریکا این کشور را دو قطبی کرده و با این که براساس آرای شمارش شده- انتخابات دموکراتیک به معنای هر نفر یک رأی- هیلاری کلینتون با یک میلیون رأی بیشتر از ترامپ، پیروز انتخابات است، اما براساس نظام انتخاباتی کهنه آمریکا، دونالد ترامپ رئیس جمهور شد. دموکرات‌ها به این سیستم اعتراض داشته و خواهان تغییر آن هستند.

اکثریت مردم آمریکا از نظام سیاسی کشورشان ناراضی بوده و هستند. میزان اعتماد به کنگره آمریکا فقط ۷ درصد است. میزان نفرت از هیلاری کلینتون و دونالد ترامپ در دوران انتخابات در حدود ۶۰ درصد بود.

فاصله طبقاتی یک درصد بالایی و ۹۹ درصد پائینی در آمریکا به شدت افزایش یافته است. میزان بدهی دولت آمریکا از حدود ۱۲ تریلیون دلار در سال ۲۰۰۹ که اوباما آغاز به کار کرد، به حدود ۲۰ تریلیون دلار در آغاز سال ۲۰۱۷ که ترامپ آغاز به کار خواهد کرد، می‌رسد.

مسائل واقعی جامعه آمریکا توسط ترامپ قابل حل و فصل نیست. سیاست‌های او بر تعداد فقرا خواهد افزود و یک درصد پولدار جامعه را ثروتمندتر خواهد کرد. سیاست‌های مالیاتی، حداقل دستمزد و بیمه‌ای او تماماً به سود اقشار به شدت ثروتمند و به زیان طبقه متوسط و کارگران است.

با این همه، جمهوری خواهان که اینک قوه مجریه و مقننه را در اختیار گرفته اند، با نصب یک قاضی محافظه کار به دادگاه عالی آمریکا (Supreme Court) خیال خود را از جهت قضایی و قانون اساسی هم راحت خواهند کرد.

ترامپ شناسی

ریحان سلام در وال استریت جورنال ۱۲ نوامبر ۲۰۱۶ نوشته که بهترین راه شناخت ترامپ، مقایسه او با عملکرد ریچارد نیکسون و تحولات دوران اوست. در دهه ۱۹۶۰ نیکسون فرصتی را برای یک ائتلاف جدید دید که ترکیبی‌ بود از جمهوری خواهان سنتی‌، و رأی دهندگان در جنوب و غرب آمریکا که قبلا طرفدار سیاست‌های روزولت بودند. نیکسون از نارضایتی‌ مردم از نخبگان مراکز قدرت استفاده نمود. او معتقد بود که نخبگان آمریکا خیانت کرده و اجازه داده بودند که کشور در آشوب فرو رود. نیکسون خیلی‌ ماهرانه از جنایات و نارضایتی سفید پوستان از رفع تبعیض نژادی [با پایان دادن به جدائی نژادی] استفاده کرد. او قول داد که از قدرت دولت برای مردم نجیب و تابع قانون استفاده کند، ولی‌ [بر خلاف جمهوری خواهان سنتی‌] دولت را کوچک نکند و یا قدرت آن را از بین ببرد. اگر این ها به طور مبهم شبیه ترامپیسم است، باید باشد. ترامپ وارث نیکسون می باشد. نیکسون خودرا به عنوان ضدّ منتخبان و طرفدار دولت به مردم معرفی‌ نمود [همان طور که ترامپ این کار را می‌کند].

می دانیم که جنگ ویتنام در دوران ریاست جمهوری نیکسون شدت بی سابقه ای یافت، از جمله گسترش آن به کامبوج و شدت یافتن بمباران ویتنام شمالی، با این توجیه که آن کشور را وادار به مذاکره کند و این رویکرد موجب کشته شدن تعداد بیشتری از سربازان آمریکایی و مردم ویتنام شد.

اگر ترامپ نتواند تحولی در نظام سیاسی و اقتصاد آمریکا به سود اکثریت مردم و به زیان الیگارشی حاکم صورت دهد- که به نوشته فرانسیس فوکویاما نمی‌تواند– نارضایتی و اعتراض سیاسی افزایش خواهد یافت. راست افراطی در همه جوامع گناه مسائل و مشکلات درونی را به گردن دولت‌های خارجی، مهاجران و اقلیت‌های قومی و مذهبی می‌اندازد. ترامپ هم در طول مبارزات انتخاباتی از همین ترفند استفاده کرد.

بیگانه ستیزی برای به حاشیه راندن مسائل واقعی جامعه است. بیگانه ستیزی ممکن است تا به راه انداختن یک جنگ خارجی برای ایجاد اتحاد ملی داخلی و فعالیت‌های اقتصادی مربوط به بخش نظامی پیش رود. این احتمال، برای ایران بسیار مهم است، چرا که ایران دشمن مشترک جمهوری خواهان و اطرافیان دونالد ترامپ است.

واشنگتن پست ۱۳ نوامبر ۲۰۱۶ پیروزی ترامپ را آغاز پیروزی پوپولیسم راست افراطی در جهان به شمار آورده و نارضایتی مردم از منافع اقتصادی که برای عده اندکی سود دارد و باقی مردم را در رکود و فرورفتگی نگه می‌دارد، ناراحتی عامه مردم از پیامدهای فرهنگی یک جهان کاملاً به هم پیوسته و بیگانگی از یک طبقه سیاسی که تنها به قیمت از بین رفتن زندگی طبقه متوسط و کارگر جامعه به طبقه ثروتمند گرایش دارند، را از جمله علل به راه افتادن موج پوپولیستی جهانی به شمار آورده است.

اقلیت‌ستیزها

در جهان معاصر، یک عامل فرهنگی، یعنی مهاجران و اقلیت‌ها که با ساکنان یک کشور “تفاوت” دارند، توسط راست‌های افراطی برجسته شده و به عنوان “دیگری” ای که باید به مبارزه با آن پرداخت، ملاک شکاف اجتماعی قرار گرفته است. به تعبیر دیگر، اینها شکاف‌های اصلی اجتماعی را به شکاف با متفاوت‌ها فرو می‌کاهند.

ترامپ در ۱۳ نوامبر اعلام کرد که استیو بنن را به سمت مشاور ارشد و استراتژیک اصلی‌ خود انتخاب کرده است. او به شدت ملی گرا، ضدّ مهاجران، مسلمان ستیز و یهودی ستیز است. راست افراطی آمریکا، رئیس حزب نازی و رئیس سابق کوکلاکس کلان‌ها به شدت از این انتخاب استقبال کرده اند.

کلر لوپز یکی از نیروهای مورد علاقه ترامپ است که احتمالا معاون مشاور امنیت ملی خواهد شد. او به شدت اسلام ستیز بوده و بر این باور است که مسلمانان به داخل دولت آمریکا نفوذ کرده‌اند. لوپز پیشنهاد کرده است که آمریکا به دوران مک کارتیسم بازگردد و به جای شکار کمونیست ها، به مقابله با نفوذ مسلمانها بپردازد.

در یک هفته پس از اعلام پیروزی ترامپ، اعتراض‌های سراسری در آمریکا علیه او ادامه داشته است. به گزارش هاآرتص اسرائیل، دو سازمان مهم مذهبی “کمیته یهودی آمریکایی” و “جامعه اسلامی آمریکای شمالی‌” اعلام کرده‌اند که با یکدیگر در مبارزه با ایدئولوژی نژاد پرستانه و دفاع از حقوق اقلیت‌ها متحد خواهند شد.

ایران‌ستیزها

افرادی چون جان بولتون، باب کورکر، ژنرال استنلی مک کریستال، نیوت گینگریچ، رودی جولیانی، و….سوابق ضد ایرانی شدیدی داشته و برخی از آنها برای شرکت در تجمعات سازمان مجاهدین خلق بین ۱۰ تا ۵۰ هزار دلار از این سازمان دریافت کرده و از آنها حمایت به عمل می‌آورند.

رودی جولیانی، در دوران مذاکرات توافق هسته‌ای در مصاحبه با رادیو ای-ام ۹۷۰ نیویورک گفت که خامنه‌ای “دیکتاتور و جنایتکاری بیرحم و خونخوار” است و بعید است که به توافق هسته‌ای احترام بگذارد. او افزود:

“ما داریم با یک جانی دیوانه که قصد نابودی کشور اسرائیل و نابودی ایالات متحده آمریکا را دارد توافق می‌کنیم. حتی اگر بخواهید با ایران معامله کنید- که به خودی خود مورد سوال است- این یک توافق خطرناک است. روحانی که به جهان چهره‌ای اصلاح طلب از خود ارائه می‌دهد، بیش از احمدی نژاد افراد را اعدام کرده است. این یک اصلاح طلب نیست. ایران بزرگترین کشور حامی تروریسم در جهان است. آنها از حماس، حزب الله، حوثی‌های یمن و دیگران حمایت می‌کنند.”

سرمقاله ۱۵ نوامبر نیویورک تایمز به مخالفت با انتصاب جولیانی به پست وزارت خارجه اختصاص یافت. در بخشی از آن نوشته‌اند جولیانی :

“در سالهای ۲۰۱۱ و ۲۰۱۲ برای گروه ایرانی درتبعید سازمان مجاهدین خلق که در آن هنگام در فهرست سازمان‌های تروریستی وزارت خارجه آمریکا قرار داشت سخنرانی کرد و بابت آن مبالغ هنگفتی پول دریافت کرد.”

جان بولتن- دیگر نامزد پست وزارت خارجه- در مقاله‌ای که در ۱۳ نوامبر ۲۰۱۶ در نیویورک پست منتشر کرد، با تجویز سیاست‌های ایران ستیزانه نوشت:

“ایران اکنون در مسیر حصول به سلاح‌های هسته‌ای است و این موضوع با تایید و مشروعیت توافق تاسف ‌بار اوباما روبرو شده است…یک اقدام مهم، لغو توافق هسته‌ای ایران در اولین روزهای آغاز به کار ترامپ خواهد بود.”

بسیاری از این افراد در گذشته به صراحت از “تغییر رژیم” در ایران دفاع کرده‌اند. “تغییر رژیم” در جهان مفهومی نئو محافظه کاران معنایی جز تغییر رژیم از راه دخالت نظامی آمریکا ندارد.

سناتور راند پل، عضو حزب جمهوریخواه، ضمن مخالفت شدید با انتصاب جولیانی و بولتون، گفته است که جولیانی در سال ۲۰۱۵ از بمباران ایران حمایت کرده بود.

علائم مثبت برای ایران

ترامپ در طول مبارزات ریاست جمهوری ضمن محکوم کردن حملات نظامی به عراق، لیبی و سوریه، مخالفت خود را با مداخله نظامی در کشورها اعلام کرد و تا آنجا پیش رفت که گفت مسئله اصلی دیکتاتوری چون بشار اسد نیست، مسئله اصلی “اسلام رادیکال” و گروه‌های تروریستی چون داعش هستند. آمریکا باید هماهنگ با روسیه- و حتی دولت اسد- با داعش بجنگد. به تعبیر دیگر، دولت‌هایی چون روسیه، سوریه، عراق، ایران، و…با داعش بجنگند و آمریکا فقط از آنها حمایت بعمل آورد، نه این که خود وارد جنگ شود.

منتقدان ترامپ، سیاست خارجی او را “انزواجویانه” و رها کردن رهبری جهان توسط آمریکا به شمار آورده‌اند.

استراتژی نابودی داعش و دیگر گروه‌های تروریستی اسلام گرا موضوعی است که می‌تواند آمریکای تحت رهبری ترامپ را با دولت‌های روسیه، عراق، ایران و سوریه در یک جبهه قرار دهد. موضوعی که حتی در داخل حزب جمهوری خواه مخالفان جدی زیادی دارد.

علائم منفی برای ایران

ترامپ در مبارزات ریاست جمهوری، در عین مخالفت با مداخله نظامی، حملات بی امان خود را متوجه ایران کرد. این امکان وجود دارد که وقتی او با مشکلات لاینحل ساختاری داخلی روبرو شود، به سرعت به سیاست مداخله نظامی پناه برد تا اجماع پدید آورد.

از سوی دیگر، بدون شک، اسرائیل، کشورهای عربی به رهبری عربستان سعودی و حتی ترکیه اردوغان هم بر ترامپ فشار وارد خواهند آورد که به مقابله با ایران برود. گذشته از توافق هسته‌ای که ترامپ همیشه علیه آن سخن گفته، محورهای دیگری نیز وجود دارد که می‌تواند ترامپ را به مقابله با ایران سوق دهد.

ظهور ایران به عنوان یک قدرت منطقه ای، حمایت ایران از گروه‌هایی چون حزب الله لبنان و حوتی‌های یمن، موشک‌های دوربرد ایران، و موضوعاتی دیگر، همگی بهانه‌های لازم را به یاران ترامپ و دولت‌های منطقه می‌دهند تا او را به جنگ با ایران بکشانند.
سیاست‌ها و عملکرد ایران

می توان خطر کرد و گفت که شش ماه اول ریاست جمهوری ترامپ می‌تواند برای ایران سرنوشت ساز باشد. زمامداران ایران باید از هرگونه اقدام تحریک آمیز که بهانه به دست جنگ طلبان آمریکا دهد به شدت بپرهیزند.

الف- خطای استراتژیک خامنه‌ای می‌تواند این باشد که احمدی نژاد دیگری را به جای حسن روحانی بر سر کار آورد. این عمل اروپا و بقیه جهان را مقابل ایران قرار خواهد داد. ایران راهی جز این ندارد که وارد فرایند دموکراسی سازی شده و وضعیت حقوق بشر را به شدت بهبود بخشد. آزادی کلیه زندانیان سیاسی و عقیدتی شرط لازم مشروعیت بخشیدن به چهره جهانی ایران است.
ب- باید از شعارهای توخالی و زیان آور “مرگ بر آمریکا، “مرگ بر اسرائیل”، نفی فاجعه هولوکاست، و…دست شست. اینها مرغوبترین بنزین برای آتش جنگ طلبان هستند.
پ- در سطح منطقه باید به سوی سازش و بهبود روابط با کشورهای منطقه گام برداشت. بدون سازش- بده/بستان- با آمریکا مسائل خاورمیانه قابل حل و فصل نیست. مگر روسیه چنین نمی‌کند؟ مگر روسیه دارای بهترین روابط با اسرائیل نیست؟ تنها تخصص دونالد ترامپ کاسبی، پول به جیب زدن و فرار از پرداخت مالیات است. او زبان پول را از هر زبان دیگری بیشتر می‌فهمد. به عنوان مثال، در دوران انتخابات بارها این دروغ را مطرح کرد که ما- یعنی اوباما- ۱۵۰ میلیارد دلار به ایران داده ایم و آنها به جای این که از ما هواپیما بخرند، قصد دارند از اروپا هواپیما بخرند.

می توان با تاجر معامله کرد. معامله برای فرار ایران از جنگ و حفظ تمامیت ارضی آن است. ایران با هزاران خطر مهلک دست بگریبان است. در این شرایط نباید بر خطرها افزود. اگر نظامی دموکراتیک و ملتزم به آزادی و حقوق بشر در ایران مستقر بود، بسیاری از مسائل و مشکلات حل و رفع می‌شدند. مسئله اصلی ایران، مسئله داخلی- دیکتاتوری به شدت فاسد- است که اگر حل نشود، علل خارجی نقش اصلی را در ویرانی آن بازی خواهند کرد.