خانه » آن سوی خبر » بازارچه کتاب ساز شکسته/ بهارک عرفان

بازارچه کتاب ساز شکسته/ بهارک عرفان

بازارچه‌ی کتاب این هفته‌ی ما سرکی‌ست به پیشخوان کتاب‌فروشی‌های گوشه‌گوشه‌ی جهان کتاب. عناوین برگزیده‌ی ما در این گذر و نظر اینهاست:

 

ساز شکسته

 
2061
 

 

نویسنده: منوچهر سهیلی شمیرانی
مترجم: علیرضا حسنی
ناشر: موسیقی عارف
قیمت: ۲۰۰۰۰ تومان
تعداد صفحات: ۱۱۸ صفحه

 

۳سبک در نواختن ساز ویلن شناخته شده است که هنرآموزان از این سه سبک پیروی می‌کنند. اول سبک استاد صبا، دوم سبک استاد حسین یاحقی و سوم سبک مهدی خالدی. زنده یاد خالدی را در عرصه موسیقی اصیل ایرانی، یکی از بدعت گذاران سبک نو می‌دانند. زیرا روال همیشگی پیش درآمد، چهارمضراب، آواز، تصنیف و گاهی قطعه‌های رنگ را در برنامه های موسیقی به هم ریخت و تصانیفی ساخت که به جای پیش درآمد، دوبند شعر داشت و ارکستر با تصنیف شروع و با تصنیف خاتمه پیدا می‌کرد.
کتاب «برگ خزان» اثر پیشین منوچهر سهیلی، ۳۵ قطعه آهنگ از ساخته‌های زنده یاد پرویز یاحقی را در بر گرفت و سهیلی بعد از پرداختن به آثار زنده یاد مرحوم خالدی، پس از ۲ سال کتاب «ساز شکسته» را نوشته که ۳۰ قطعه از آهنگ‌های ماندگار این استاد موسیقی را در بر می گیرد. نت‌نویسی آهنگ‌های مذکور با موافقت فرزندان استاد خالدی، و به مدد نرم افزار سیبیلیوس انجام شده است.
سهیلی همچنین آهنگ‌های این کتاب را اجرا کرده که فایل صوتی‌شان در قالب یک لوح فشرده در کنار کتاب، عرضه می شود.

 
 

وقتی گنجشکی جیک‌جیک یاد می‌گیرد

 
2062
 

نویسنده: حمدرضا یوسفی
ناشر: کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان
قیمت: ۹۷۰۰ تومان
تعداد صفحات: ۲۰۸صفحه

 

مهاجرت و آسیب‌ها و مشکلات آن موضوع‌هایی است که در این اثر به آن‌ها پرداخته شده است.
جمیل پسری تاجیکستانی است که به افغانستان و ایران سفر می‌کند و در این سفر طولانی مشکلات عجیبی را پشت سر می‌گذارد. جنگ، قاچاق‌ و بردگی بخشی از واقعیت‌هایی است که این نوجوان با آن‌ها روبرو می‌شود و به تنهایی آن‌ها را پشت سر می‌گذارد.
«جمیل که مرگ، کشتن، انفجار، شلاق و فروش خودش به عبدل و چیزهای دیگر را دیده بود، از این‌که توی معده‌اش پر از مواد بود دیگر نمی‌ترسید. خسته بود. فکر می‌کرد، چقدر ساده راز محمد به هوا رفت. بکتاش را خالدخان بی‌زبان کرده بود. میرویس به راحتی شمس را به رگبار بست. ملا قادر باغ را خمپاره‌باران کرد. خالدخان مثل آب خوردن او و نظیر را فروخت. دلش خواست دوتار را از روی متکا بیرون بیاورد و بزند. حسی به او می‌گفت آخرین دقایق زندگی‌اش را می‌گذراند…»
نویسنده کوشیده است با روایت زندگی بخشی از کودکان و نوجوانان خاورمیانه تصویری از شیوه‌ی زندگی متفاوت آنان را به مخاطبان ایرانی ارایه دهد. مهاجرت و پناهندگی یکی از مسایل مهم سال‌های اخیر است که بسیاری از کودکان و نوجوانان آن را تجربه می‌کنند، بی‌آنکه رسانه‌ها و ادبیات به آن بپردازند. یوسفی در آثار اخیر خود بیش از پیش به کودکان و نوجوانان در معرض خطر پرداخته است و موضوع‌های اجتماعی را دستمایه‌ی خلق آثارش قرار داده است.

 

دیوانه های فوتبال

 
2063
نویسنده: دومینیک آتون و دنی دایر
مترجم: وحید نمازی
ناشر: چشمه
قیمت: ۲۳۰۰۰ تومان
تعداد صفحات: ۳۰۶ صفحه

 

این کتاب دربرگیرنده داستان های واقعی از سرسخت ترین و متعصب ترین هواداران فوتبال در سراسر دنیاست. این کتاب، چهل و سومین عنوان مجموعه «علوم انسانی» است که چشمه منتشر می کند.
این کتاب ۹ فصل دارد که هرکدام مربوط به داستان های هواداران فوتبال در کشورهای مختلف دنیا می شوند. عناوین فصول این کتاب به ترتیب عبارت است از: بازگشت به خانه، بالکان ها، لهستان، هلند، برزیل، آرژانتین، روسیه، ترکیه، ایتالیا.
آن چه مخاطب در این کتاب می خواند، داستان هایی درباره بی رحم ترین، وحشتناک ترین و پرشورترین تشکیلات هواداران فوتبال جهان است. ممکن است مخاطبان کتاب به اشتباه فکر کرده باشند که انگلستان، سرسخت ترین و سازمان یافته ترین تشکیلات طرف داران و تماشاگران فوتبال را در جهان داشته باشد اما نویسندگان این کتاب، کاری کرده اند که دید چنین مخاطبی را تغییر می دهد. آن ها به دیدار دسته هایی از بچه های شرور رفته اند و در قلمرو و تحت شرایط سخت حکم فرمایی شان، با رهبران تشکیلات شان دیدار کرده اند. این دیدار و مصاحبه ها، همیشه خوب و به یادماندنی از آب در نیامده اند…
اتفاقاتی که در این کتاب آمده اند، اکثر به صورت مکتوب و گاهی هم به صورت تصاویر ضبط شده در دوربین فیلم برداری ثبت شده اند.
مترجم کتاب هم برای ترجمه آن، داستان خاصی دارد که در ابتدای نسخه ترجمه این کتاب به آن اشاره کرده است. وحید نمازی در مقام مترجم اثر می گوید اولین بار که متن و عنوان اصلی این کتاب را دیدم، ترکیبی از تردید و اطمینان به سراغم آمد. تردید به این خاطر که موضوعی نگاهی جامعه شناسانه و دقیق تر به زندگی و منش های هولیگان ها می توانست پنجره ای به بخش تاریک و نه چندان جالب فوتبال جهان باز کند اما پرده برداری از همین تاریکی ها هم برای خودش جذابیت های فراوانی داشت که برای ترجمه این اثر، ثابت قدم ترم کرد.
در قسمتی از متن این کتاب می خوانیم:
استن تقریبا داشت به دنی می گفت که امشب دیگر نباید آن قدر حماقت کند تا مثل شب پیش و برخورد با آدم های تشکیلات دیگر تیم کراکوویا مسئله ای برای مان پیش بیاید که نگاه به صورت دنی متوقفش کرد. شاید او نسبت به بقیه جلوتر [و با تجربه تر] بود ولی در آن لحظه، بیشتر از تمام ما ترسیده بود. دنی گفت «دارم شوخی می کنم پسر. واسه چی باید اون کار رو بکنم؟ بیا. یه جرعه دیگه می زنیم و بعدش می ریم سر کارمون.» بطری را به دست پیتر داد و گفت «باید دستام رو بالا بگیرم. من هیچ کاری ندارم فقط دلم قاروقور می کنه. قصد بی ادبی هم ندارم…»
ناگهان مجموعه ای از چراغ های جلو ماشین ها پدیدار شدند که هیکل سه انسان را که کنار دیواری ایستاده بودند، مشخص می کردند. تمام شان لباس هایی یک شکل پوشیده و زیپ کاپشن های شان را بالا کشیده بودند؛ هیچ کدام شان هم حرف نمی زدند. هراس انگیز به نظر می آمدند. تمام صحنه دقیقا متعلق به یک فیلم ترسناک بود.
دنی گفت «چه جهنم خفنی پسر! یا مسیح مقدس. این مزخرفه. این بدجوری خفنه…»
 
 

ناگازاکی

 
2064
 

نویسنده: اریک فی
مترجم: محمود گودرزی
ناشر: هیرمند
تعداد صفحات: ۸۰ صفحه

 

«ناگازاکی» با روایت ماجرای مرد پنجاه و شش ساله‌ای به نام «شیمورا»، کارمند اداره هواشناسی آغاز می‌شود. او مجرد است و تنها هم زندگی می‌کند. اما شیمورا از زمانی به بعد کم‌کم احساس می‌کند بعضی لوازم خانه‌اش خیلی کم جابه‌جا شده‌اند؛ ظرف ماست داخل یخچال اندکی از جایی که دیروز گذاشته بود، تکان خورده است. وقتی ظرف محتوی آبمیوه‌ای که در یخچال بود را با خط‌کش اندازه می‌گیرد متوجه می‌شود از نوشیدنی داخلش که موقع رفتن پانزده سانت بود، حالا تنها هشت سانتیمتر باقی مانده است!
شیمورا دچار تشویق می‌شود، از یخچالش عکس می‌گیرد، فاصله اشیاء و حجم‌شان را اندازه می‌گیرد و در دفترچه‌ای می‌نویسد. به خودش شک می‌کند. آیا ذهنش دچار این وسواس شده است؟ او سرانجام تصمیم می‌گیرد به این وسواس‌ها خاتمه دهد؛ شیمورا دوربینی در آشپزخانه نصب می‌کند تا وقتی سر کار است، بتواند در مربع گوشه کادر مونیتور هر آنچه را در آشپزخانه می‌گذرد، ببیند. روز اول، شیمورا تنها احساس می‌کند در فاصله رفتن و آمدنش بطری آب روی کابینت کمی جابه‌جا شده است. اما روز دوم تصویر زنی در کادر مربع گوشه مونیتورش ظاهر می‌شود؛ زنی که آب را می‌جوشاند تا برای خود کمی چای بنوشد…
رمان «ناگازاکی»، برگرفته از رویدادی واقعی‌ است که روزنامه‌های ژاپنی بسیاری در ماه میِ ۲۰۰۸ شرح آن را نوشتند. «اریک فی» نویسنده این کتاب که مدرک تحصیلی‌اش را در رشته روزنامه‌نگاری از مدرسه عالی روزنامه‌نگاری لیل گرفته و در حال حاضر در آژانس خبری رویترز کار می‌کند، از این ماجرا یک رمان می‌نویسد. «ناگازاکی» در ۲۸ اکتبر ۲۰۱۰ جایزه بزرگ رمان آکادمی فرانسه را از آنِ نویسنده‌اش می‌کند.
اریک فَی در سال ۱۹۶۳ در لیموژِ فرانسه به دنیا آمد. کتاب اول وی رساله‌ای درباره «اسماعیل کادره» نویسنده آلبانیایی بود که در سال ۱۹۹۱ منتشر شد. اولین اثر داستانی اریک فَی اما، داستان کوتاهی بود به نام «ژنرال انزوا» که در سال ۱۹۹۲ در مجله «لو سرپان اَ پلوم» به چاپ رسید. او سه سال بعد این داستان کوتاه را بسط داد و به شکل رمانی منتشر کرد.
از آثار فَی، می‌توان به رمان «ژنرال انزوا» (۱۹۹۵)، رمان «پاریژ» (۱۹۹۷، برنده جایزه لاتن)، مجموعه داستان «من نگهبان فانوس دریایی‌ام» (۱۹۹۷، برنده جایزه‌ دو مَگو)، رمان «رازِ سه مرز» (۱۹۹۸)، رمان «سفر در دریای باران‌ها» (۱۹۹۹، برنده جایزه یونسکو – فرانسواز – گالیمار)، مجموعه داستان «روشنایی‌های فسیل و قصه‌های دیگر» (۲۰۰۰)، رمان «خاکسترهای آینده‌ام» (۲۰۰۱)، رمانِ «مدت یک زندگی بدون تو» (۲۰۰۳)، رمان «انجمن آدم‌های بیچاره» (۲۰۰۶)، رمان «مردی بدون اثر انگشت» (۲۰۰۸)، مجموعه داستان «چند قصه از انسان» (۲۰۰۹) و رمان «ناگازاکی» (۲۰۱۰) اشاره کرد.
از محمود گودرزی، مترجم رمان «ناگازاکی» نیز پیشتر کتاب‌هایی چون «همه صبح‌های دنیا» نوشته پاسکال کینیار، «خیابان بابل» اثر ژان ماری بسه و «ملاقات‌های ناگوار» نوشته الیزابت اورم منتشر شده است.