خانه » بایگانی/آرشیو برچسب ها : داغ (برگ 18)

بایگانی/آرشیو برچسب ها : داغ

به بهانه ی سالروز خاموشی هانس ورنر هنتسه/ صدایی به رنگ زندگی … لیلا سامانی

هانس ورنر هنتسه

هانس ورنر هنتسه

روزهای پایانی اکتبر امسال مصادف است با دو ساله شدن خاموشی “هانس ورنر هنتسه” یکی از برجسته ترین آهنگسازان اواخر قرن بیستم . او که بیش از همه برای ساخت موسیقی تئاتر، اپرا و باله همین طور تعهد نسبت به هنر سیاسی شهرت داشت، در طول عمر حرفه ای خود ده سمفونی تاثیر گذار نوشت و بدین سان ارثیه ای وزین و پربار از خود برجای گذاشت.

“هانس ورنر هنتسه” در یکم ژوئیه ی سال ۱۹۲۶ در گوترزلوه در آلمان به دنیا آمد. پدراو معلم مدرسه بود و هنتسه از همان ابتدا با تفکرات سوسیالیستی آموزش دید، او در برانشوایگ آلمان نخستین آموزشهای موسیقی را آغاز کرد و گفته شده که نخستین قطعه موسیقی خود را در ۱۲ سالگی برای پیانو تصنیف کرد.

دوران کودکی و نوجوانی هنتسه مصادف بود با به قدرت رسیدن حزب نازی در آلمان و کشته شدن پدرش در دوران جنگ جهانی دوم در جبهه ی شرق. او در ۱۸ سالگی به خدمت سربازی اعزام شد و تجربیاتش از دوران اسارت در یک اردوگاه زندانیان جنگی بریتانیایی باعث نفرت ابدی او از فاشیسم شد.

هنتسه این نفرت عمیق را با عشق وافرش به موسیقی و با ساختن آهنگهایی در بزرگداشت هوشی مین و چه گوارا به صدا در آورد و برای همیشه جاودانه کرد.
پس از پایان جنگ و در سال ۱۹۴۵به هایدلبرگ رفت و به فراگیری نظریات موسیقی پرداخت و سپس در اوایل دهه ۱۹۵۰ در دارمشتات و سپس در پاریس در رشته آهنگسازی به تحصیل پرداخت.
در این دوارن هنتسه از آوانگاردهای کلاسیک مدرن به شمار می رفت، اما رفته رفته علاقه ی وافراو به ارتباط گسترده با مخاطبان موسیقی او را از نوگرایی افراطی بازداشت و به سمت و سوی ذائقه ی عمومی کشانید. او با تقویت زمینه‌های اجتماعی و سیاسی آثار خود در ونمایه ، محتوا و پیام آن را به عنوان محرک ذوق و سیاق هنری خود تعیین کرد و آثاری آفرید که طرفدارانش دیگر تنها به کارشناسان و منتقدان محدود نمی شد و مردم سراسر جهان را دربرمی گرفت.

موسیقی هنتسه مولفه های موسیقی مردمی را هم شامل می شود. موسیقی ای که از عناصر جاز تا مایه های ملودیک موسیقی سبک روز را در خود جای می دهد و تصاویری پدید می آورد که وجوه چندگانه و التقاطی آن دنیای رنگارنگی از موسیقی را به نمایش می گذاشت، چنان که خود او در زندگی نامه اش نوشته بود:

“در کارهایم تأکید دارم که رنگ‌های سرخ و سیاه، سبز و آبی وجود دارد، احساسات و عوالم روحی بسیاری که می‌توانند در موسیقی بیان شوند.”

هانس هنتسه هم چنین به خاطر تعداد شگرف آهنگ‌هایی که به صورت پیاپی برای تئاتر ساخته نیز جایگاه غیر قابل انکاری در نمایش معاصر اروپا دارد. موسیقی او سبک‌های بسیار گوناگونی دارد و از استراوینسکی، موسیقی ایتالیایی، موسیقی عربی و جاز، و همچنین مکاتب سنتی آهنگسازی آلمان تأثیر گرفته‌است.

این آهنگساز خلاق، در سال ۱۹۵۳ به دلیل عدم تحمل اطرافیانش نسبت به عقاید چپ او و هم‌جنسگرایی‌اش، آلمان را به مقصد ایتالیا ترک کرد و در آنجا به عضویت حزب کمونیست ایتالیا در آمد.
در میان نزدیک به ۱۴۰ اثر هنتسه، بیش از ۴۰ کار صحنه‌ای، ده سمفونی، کنسرت‌ها، موسیقی مجلسی، اوراتوریو و قطعات آوازی و یک رکوئیم (موسیقی مردگان) شامل نه کنسرت دیده می‌شود.

از جمله آثاراپرایی این هنرمند می توان به اپرای سوگنامه برای عاشقان جوان، اپرای بلوار تنهایی، اپرای شاهزاده هامبورگ و اپرای لرد جوان اشاره کرد.

نگاهی به کتاب بارانِ برهوتِ بوف کورها / رضا اغنمی

fsdfs2514

بارانِ برهوتِ بوف کور ها /  نویسنده: بهروز شیدا

بارانِ برهوتِ بوف کور ها /
نویسنده: بهروز شیدا

نویسنده: بهروز شیدا
ناشر: نشرباران
چاپ اول: ۲۰۱۴

بارانِ برهوتِ بوف کورها شامل هفت جستار است با هفت شعر کوتاه از ساموئل بکث، که نویسنده، پیش ازعنوان آثارِ مورد نظر با آوردن سروده ای ازبکث؛ هفت کتاب را به نقد وبررسی برگزیده است. نباید فراموش کرد که روش و نگاهِ بهروز به نقد و نقادی، حال و هوای تازه ای دارد با نوگرائی های قابل تأمل. بیشترین توجه او تیزبینی درخوانش هرمتن درگستردگی و تمیزِ چند گانگی مفاهیم است و برانگیختن حس مخاطبینِ خود دراین مسیر. بنگرید بعنوانِ هشدار دهندۀ همین دفتر. او میداند چه میکند وچگونه نشانه گیری هایش را درکانون هدف ها بنشاند. همو آگاهانه، سرچشمۀ تعبیراتش را درادبیات متمرکز کرده. برایش فرقی نمیکند معاصر وکلاسیک حتی ادبیات اسطوره ای. در بستر فکری او «نقد» و «نقدنگاری» باهمۀ تفاوت ها وشکاف های تاریخی وفرهنگی حضوردارد وهماهنگیِ های نانوشتۀ عده ای ازنویسندگان. شاید بی دلیل نباشد اشاره به تأثیر روانیِ پیام نهانیِ این شیوۀ نقادیِ علمی در خوانندگان: دقت کافی در مطالعهِ هرمتن و هرموضوع، و توجهِ مضاعف رویِ دیگر ابعاد متن، درکِ درست و شکافتن و کنجکاوی. با تأمل و گسترش فکری در مفاهیم. به یقین عبور ازهمین سدّهاست که گرفتاریِ خواننده به ویژه منتقدان، در دام تعصب و تک اندیشی ها را منتفی میکند؛ معضل بنیادی فرهنگی را. روش تحسین آمیزی که بهروز به درستی با دنبال کردن نشانه ها، یافته های تازۀ خود را در قالب روایت ها دراین دفتر با خوانندگان درمیان گذاشته است.

جستار اول : «سایه ی سنگین نیمه تمامی های ما» ست و روایتی از«رمان سانسور یک داستان عاشقانه ی ایرانی» اثرشهریار مندنی پور نویسنده سرشناس. که به فارسی نوشته شده و توسط خانم سارا خلیلی به انگلیسی ترجمه شده ولی هنوزنسخه فارسی منتشر نشده است. امید این که وزارت ارشاد و سوداگرانِ حاکمِ حوزه علمیه را فراغتی حاصل آید و به این گونه امورفرهنگی نیز برسند و نشر کتاب فوق فراهم شود.

متن روایت «سانسور داستان عاشقانه ی ایرانی» ست. دارا وسارا دوجوان عاشق. «سارا دردانشگاه تهران ادبیات فارسی میخواند درکتابخانه ای دارا او را میبیند که برای تهیه بوف کورآمده است. با یک نگاه عاشق سارا میشود در نزدیکی های خانه اش با پهن کردن بساط کتابفروشی با سارا آشنا میشود و کتاب بوف کور را به سارا میفروشد و با شگردی هنرمندانه، پیام عاشقانۀ خود را به او میرساند: «زیر بسیاری از حروف این کتاب هم علامت گذاشته است. این حروف درکنار هم نامه ی عاشقانه ای را می سازند… دیگرنامه های عاشقانه ی دارا اما از حروف کتاب هایی ساخته می شوند که سارا باید از کتاب خانه ی عمومی تهران قرض کند.»

و اما دارا دانشجوی هنرهای زیبا که به دلیل عضویت دریک سازمان چپ دستگیر و به دوسال زندان مجکوم شده. پس ازگذراندن دوران محکومیت، درتلاش معاش سرگرم پخش و فروش فیلم های مجاز وغیرمجاز میشود و این بار به جرم پخش فیلم غیرمجاز دستگیر و راهی زندان میشود برای یک سال. پس از رهائی از زندان « سارا را در مقابل در اصلی دانشگاه تهران باز می یابد».
سارا خواستگاری پیداکرده به نام سنباد. «سنباد هنگام پیروزی انقلاب اسلامی کارمند اداره ی ثبت احوال شیراز است» مانند خیلی از هموطنان شریف با رنگ عوض کردن های موسمی «به یکی از کارگزاران حکومت جدید تبدیل شده است» با کسب انحصاری وارد کرن مداد ازچین به ثروت رسیده وجزو تازه به دوران رسیده ها سری میان سران حاکم دارد. در همان دوران خواستگاری و درشبی برفی ست که «سارا ازدارا می خواهد برای اثبات عشق اش به او خطر کند و ازخانه بیرون بیاید دارا چنین میکند تاخانه سارا می آید.» در پشت خانه سارا را درآغوش میکشد و نوازش، که به ناگهان ماشین گشت پلیس سرمیرسد وآن دو را دستگیر میکنند. سارا درمقابل قول ازدواج با سبناد وسیلۀ او آزاد میشود، اما سنباد «چون به وسعت عشق سارا به دارا پی میبرد، سارا را برای همیشه ترک می کند.»

ازنقش آفرین های دیگراین داستان دکترفرهاد است. «دکترفرهاد پزشکی فقیرنواز است» مطبش مرکزمداوای لایه های پائین دست و فقیرترین های اجتماعی ست. روزی «جسد مردی قوزی را دردرمانگاه اش می یابد. جسد را یکی در مطب گذاشته فرارکرده است. دکترفرهاد جسد را در صندوق عقب ماشین می گذارد تا جائی از شر آن خلاص شود.» جسدِ مرد قوزی، اما از پشت ماشین کهنۀ دکترفرهاد، به بیرون از جائی که پنهانش کرده سایه گسترده است. تاجائی که هر از گاهی چشم های مرد قوزی در تیررس نگاه بازیگران داستان آرامش آنها را بهم میریزد. روزی که سارا درخانه داراست. درخلوت خانه سارا زیربوته یاسمن دوچشم پنهان را می بیند. «چشم های مرد قوزی است» به دارا میگوید و دارا «وحشت زده به حیاط می دود، جسد یک مردقوزی را می بیند که به درخانه خیره شده است.»
نگاهِ دارا به سارا، که چند باربا دکترفرهاد آن دورا درحال صحبت دیده، چشم های پیرمرد قوزیِ بوف کور است. دارا قبلا بوف کور هدایت را خوانده است.

دارا و سارا درسالن انتظاربیمارستانی نشسته اند که با ورود یک زن یسیار زیبارویی درحلقۀ : « چهارمرد با لباس های غریبی به تن دارند . . . و یادآور لباس فرماندهان نظامی ی ایران درهزار و پانصدسال پیش است.» سارا، عروس خونین را به بیمارستان آورده اند. دکترفرهاد عروس را نجات میدهد «دکترفرهاد کسی است که عروس “داماد وحشی” را جراحی کرده است» سارای نظامی کیست؟ بهروز با آوردن او به صحنه درمنظومه خسروشیرین، خوانندگان را با سارا، شاهراده ارمنی که با خسرو ساسانی ازدواج کرده و درشب زفاف هرآنچه براو رفته آشنا می کند : «همه ی مردان جزیورش وحشیانه بر زنان راه دیگری نمی شناسند». همه مردها خلق وخوی خسرو [ساسانی] را دارند. یورش وحشیانه درهمه مردهاست. دارا، درمجلس عروسی دخترعموی سارا، درباغی در دامنه البرز وقتی سارا را درحال صحبت با دکترفرهاد میبیند «به این فکرمی افتد که سارارا ترک کند. میگوید «توسارایی نیستی که من میشناختم» سارا پاسخ میدهد : « . . . تنها کسی که من را همان طور دید که هستم، شاعری بود که دست فروشی میکرد.»

«درتکه ای ازسانسوریک داستان عاشقانه ایرانی پتروویچ، مأمور سانسور وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی زیر واژه ها وجمله هائی خط می کشد» اسم مأمور سانسور ومأموریتِ پتروویچ بودار است و نیشدار، تداعیِ شایعۀ سلطۀ پنهانی وگستردۀ روسیان درحکومت اسلامیِ، رخنۀ اندیشه های سوسیالیستی مُدل شوروی و شیوه های امنیتیِ آن دوران؛ سانسورمطبوعات، ادبیات، بازداشت های مخالفین و کشتارها، انگار که کپی برابر اصل است! با این حال متوجه میشود که نویسنده داستان، رندتر ازاوست و به«جای رقص ازحرکات موزون استفاده کرده است».اما ازتناقض های مسلط نیز نباید غافل ماند. درچند سطر بالا، سارا میگوید « می خواهم برای توبرقصم». بهروز به هشیاری تضادها و تناقض های جاری را گوشزد میکند و میرود سراغ جوی آب و رقص وبوف کور تا نشانه های فرهنگ جاری در روایت های گوناگون را در قالب دیگربا بیانی تازه و نوشکفته مطرح کند.

درپیاده روبساط کتابفروشی پهن شده با کتاب های گوناگون. دارا وسارا به تماشای کتاب ها مشغولند. دارا کتاب فروش را میشناسد. نصرت رحمانی است – شاعر یک لاقبا که درهمان دهه های پرشور سرودۀ «کفر» ش اجازۀ چاپ پیدا نکرد؛ کفر برسر زبانها افتاد و بر درو دیوارها نوشته شد، اما طعنه هایش به آفرینش وآفریننده درخاطره ها ماند و ماندگار شد روانش شاد باد – به سارا پیش نهاد یک معامله را می دهد. «دستنوشته ی قدیمی خسرو وشیرین درمقابل روسری سارا» وبعد توضیح میدهد «این دستنوشته ها مال پانصد و سی و هشت سال پیش است» از مداخله دارا که میگوید ده بیست میلیون می ارزد عصبی شده زیرلب پاسخ میدهد «من هرگز درزندگی ام چیزجعلی نداشته ام» وسارا روسری را به شاعر میدهد. کتاب خسروشیرین را میگیرد و میروند. سارا قبلا درعروسی دخترعمویش به دارا گفته : «تنها کسی که من را همان طور دید که هستم، شاعری بود که دست فروشی میکرد.»

بهروز، دراین دیدار و گفتگوها، درنقش یک نقاد پرتوان از رازِ پنهان پرده برمیدارد: آن هم با چه فروتنی، تا درد و غم سنگینِ ساراهای روزگارانِ سیاه وخفقانِ همۀ دوران ها را روایت کند، با درستی و شرافتِ یک انسانِ متعهد به پاکی و پاکیزگی قلم تاهرجا که سارا هست « روسری ازسر بردارد» ازسرها بردارند. وهمه ساراهای جهان سیاه را از بندگی و طاعت برهاند.
درسانسور یک داستان عاشقانه ایرانی سارا درتظاهرات دانشجوئی با تابلوئی که به دست دارد:«مرگ بر آزادی، مرگ بر اسارت» ظاهر میشود. اولی شگفت انگیز است نه؟ اما شک وتردید راوی هم شنیدن دارد : « پلاکادری که سارا در دست دارد آزادی شاید تنهائی، یعنی شیرین بدون خسرو؛ . . . . یعنی جوی جدائی و وجوه مشترکِ عناصر فرهنگی با دیگرگوینده ها: خسرو وشیرین نظامی، سارا [ی] ناصر رحمانی و بوف کورهدایت»

پایان این جستار، یادآورتکرارها و وفاداری به عادت های سرسنگین است. «مقابل دانشگاه تهران هنگامه ای برپاست. و سارا از سخنان مرد قوزی خشمگین است که کسی او را صدا میکند. [. . . ] سارا به دقت پشت نرده ها می نگرد. چیزی آنجا نیست مگر از تنه ی چنارها وسروهای کهن محوطه ی دانشگاه [. . . ] بعد می شنود : دارا هستم [. . .] » درأیینه خیال سارا، بوف کور شکل میگیرد با سروکهنه و جوی آب پای درخت ، مردقوزی، زن سیاهپوش، نیلوفر کبود وسایه ای از جاودانگی که سیاهه ای نیست «جز تنهائی، جدائی، غریبه گی ثمرندارد.»

بررسی دیگر درباران برهوت بوف کورها، آخرین جستار باعنوان «که قلم وقلمدان هردو، درچمدان شماست» میباشد. بهروز دراین جستار نگاهی دارد به رمان عشق کُشی، نوشته ی محمد بهارلو. اینجا نیزبه شیوۀ دیگر فصل ها، متن با سروده ای از بکث آغاز میشود : «می آیند/ ناهمانند و همانند/ برای هریک ناهمانند و همانند است/ برای هریک غیاب عشق همانند است.»

دراین داستان نیر، بهروز نشانه های بوف کوررا کشف میکند. باتغییرهائی کم و بیش متفاوت با آنچه هدایت نقل کرده است. دربوف کورهدایت، راوی پس ازتریاک کشی وقتی ازخواب بیدار میشود «می خواهد «سرتاسر» زنده گی خود را برای سایه اش روایت کند» درعشق کشی بهارلو، راوی میگوید:« . . . من همان قدر نازک وشکننده . . . وقتی که بچه بودم. درست یادم بود سایۀ تنم روی دیوار عرق کردۀ حمام می افتاد.»

زن اثیری دربوف کورهدایت،«به خانه ی راوی می آید و دررخت خواب اوجان می دهد». درعشق کُشی بهارلو، «زن اثیری برتختی درزیر خانه فاروق نشسته است: « چشم های خسته اومثل این که چیزغیر طبیعی که همه کس نمی تواند ببیند، مثل اینکه مرگ را دیده باشد .» به روایت بهروز درعشق کُشی، نشانه هایی از “سگ ولگرد” و”سه قطره خون” هدایت نیز دیده میشود. درسگ ولگرد هدایت، پس از کشته شدن پات، توسط مأمورشهرداری، « حالا سه کلاغ گرسنه بالای جسد پات پرواز می کنند، به طمع دو چشم میشی اش.» درعشق کُشی، “چشمهای سگ” اندکی متفاوت روایت میشود: « درته چشمهای او یک روحِ انسانی . . . مثل همان چیزی که در چشمانِ آهوی زخمی دیده می شود.»

درسه قطره خون هدایت ” درتیمارستانی که «احمد بستری است» پس ازعجز والتماس کاغذ و قلمی گیرآورده مینویسد: سه قطره خون. دراین تیمارستان قفسی خالیست: «دراین قفس قناری ای زندانی بوده که گربه ای آن را دریده است. نگهبانان گربه را با تیرزده اند و سه قطره خون گربه زیردرخت کاج چکیده است. ناظم اما ادعا می کند خونی که زیر درخت کاج چکیده است خون مرغ حق است.» نشانه های سه قطره خون درعشق کُشی: «مرغ حق سه گندم از مال صغیر خورده و هرشب آن قدر ناله می کند تا سه قطره خون از گلویش بچکد.»

این نشانه های هماهنگ که همه اش با حروف ضخیم در داستان عشق کُشی آمده، تأمل انگیزاست. بهروز با مکثی گذرا این پرسش اساسی را مطرح میکند که :«صحنه هائی از سه قطره خون که درعشق کُشی حضوردارند به تمامی مطابق همان چیزی نوشته شده اند که درسه قطره خون می بینیم؟»، خود، پاسخ پرسشگونۀ خود را با «آیا این است که حضور سه قطره خون درعشق کُشی تنها نشانه ای ازحضور صادق هدایت را برجسته می کند؟ که با تغییر متن بوف کور، متن سه قطره خون نیز تغییر می کند.»

آخرین نگاه نویسنده دراین دفتر، روایت رضا براهنی است دربازنویسی یک اثر. با توجه به اینکه براهنی درتوضیحات خود واژه ی بوگام داسی رامیشکافد: «بوگام داسی درخدمت آلت رجلیت است» دایه با پستان های دولچه ای مرد شده ریش درآورده است. پدر راوی عاشق بوگام داسی شده. اما به وقت آبستنیِ او: «هیچ کس نمی داند جنینی که در زهدان او رشد میکند از پدر راوی ست یا عموی او.» جهت شناسائیِ پدر جنین به پیشنهاد بوگام داسی به اتاقی میروند برای آزمایش، که درآن اتاق مارناک قرار دارد. مارناک در زبان هندی یعنی دومار. مار یکی را میخورد و آن یکی را می اندازد بیرون. اما او «چنان مسخ شده است که هیچکس نمی داند پدر راویست یا عموی او.»

مار، دربوف کور نماد شیطان است به نماد بوگام داسی هم تبدیل می شود؛ به نماد زنی روسپی. و سرانجام اینکه : بنا «به روایت بازنویسی بوف کور، صادق هدایت هم دست راوی ی بوف کور است؛ که جهان مردانه ای ساخته است که درآن زنان یا روسپی اند یا مرده اند یا به سکوت محکوم شده اند.»

آیا این سرچشمه گی آثار هدایت برای نوشیدن وسیراب کردن نسل های بعدی در ادبیات، قابل بحث و نقد نیست؟ البته از این که که آثارهدایت منشاء افکار و اندیشۀ خیلی ازاهالی قلم شده تحسین آمیزاست، اما ازطرف دیگرحکایت ضعف و انفعال نسل های بعدی را روایت نمی کند؟ بهروز که با نقد نگاری درمکاشفه متونِ ادبی قلم میزند، با نقبی ازطریق آثار گوناگونِ ادبی، آرام آرام ازضعف ها و فرسودگی ها پرده برمیدارد و درنقش روایتگری صاحبنظرِ سختگوش، میراث های جامعه ی دربند امروزی راعریان میکند و به درستی، سرنوشتِ نسلِ معتاد به سانسور را در پای درختِ سرو با تمامیِ نیمه سنگینِ تمامیت ها به نمایش می گذارد : «سانسور یک داستان عاشقانه ی ایرانی را ببندیم. درخت سرو منزل آخرما است ؛ سایه ی سنگین نیمه تمامی های ما است.» ۳۳.

دردهای بیدرمان اقتصاد ایران / دکتر منوچهر فرح بخش

dasdasdasdsadasddddds

از قرار انواع بیماریهای مزمن اقتصاد ایران مسئولین اقتصادی دولت تدبیر و امید روحانی را کلافه کرده است ، این درحالی است که کاهش مداوم قیمت نفت نیز مزید بر علت شده ،دردی شدیدتر را بردردهای دیگر افزوده است. معمولا در چنین مواقعی است که بازار نسخه نویسان اقتصادی داغ میشود وانواع واقسام تجویزها توصیه میگردد. کما اینکه در ظرف این چندماه انواع راه حلها از حکم حکومتی اقتصاد مقاومتی بیرون آمده از بیت ولی فقیه گرفته تا دستورالعمل های مجلس ورهنمودهای مراجع و سفارشات بچه گانه ائمه جمعه و راهکارهای کارشنایان قد و نیم قد اصولگرا و غیر اصولگرا به دولت توصیه شده است که هیچکدام ارزش کارشناسانه ندارند . منتها اتفاقی که افتاده اینستکه تیم اقتصادی دولت که دست بر قضا تخصص و تجربه کافی درکارخود دارد ، در مقابل این فرمایشات و دستورالعملهای کم ارزش و بعضا غیر اصولی و دست و پا گیر قادر به انجام وظیفه موثر و کارساز خود آنهم با توجه به مقدورات و اختیارات محدودی که دارد نیست . بدتر آنکه باعث تشتت و چند فکری در میان آنها شده است. بعنوان مثال نوبخت سخنگوی دولت و سیف رئیس کل بانک مرکزی بدنبال کاهش نرخ تورم هستند و در این رابطه درجستجوی به کارگیری تدابیری میباشند تا برای مهار تورم رشد نقدینگی را کاهش دهند که تاکنون آنطور که باید و شاید موفق نبوده اند. در مقابل وزیر کشاورزی معتقد است که کاهش نقدینگی در بخش تولید گردش کار را کند و اقتصاد کشور را مسئله دار کرده است.
از طرف دیگر دکتر ربیعی وزیر کار و اموراجتماعی وهمچنین نعمت زاده وزیر صنعت ومعدن وتجارت از جمله مسئولینی هستند که از گسترش بخش خصوصی واقعی و آزاد سازی بازرگانی خارجی حمایت میکنند و راه چاره را در ایجاد یک بخش خصوصی مستقل و قدرتمند میبینند. اما در این میان طیب نیا که در واقع سکان اقتصاد کشور را در دست دارد مشگل اساسی اقتصاد کشور را در رقم نجومی یارانه ها تضخیص داده است و بدنبال اصلاح این معضل است، هرچند که تاکنون هم راهی برای آن کاهش آن پیدا نکرده است. در این میان زنگنه وزیر نفت که مهمترین پست کلیدی را در اختیار دارد و آنرا مدیریت میکند تاکنون از هرگونه اظهار نظر صریحی خودداری کرده و منتظر است تا نتیجه مذاکرات با دولتهای ۱ +۵ ووضعیت تحریمها روشن شود . دکتر نیلی مشاور اقتصادی رئیس جمهور که از قرار نسخه مقابله با رکود اقتصادی دست پخت او است یک تحول تدریجی و همه جانبه را در قالب برنامه ایکه ارائه داده مد نظر دارد که مورد تایید روحانی هم قرار دارد.
با وجود تضادهای نظری بین مسئولین اقتصادی دولت ولی آنها در یک مورد اتفاق نظر دارند و ان پرهیز از ورود به تغییرات ساختاری و زیر بنایی است . آنها در جهت اصلاح معلولهایی مانند کاهش تورم ، کنترل نقدینگی ، ایجاد اشتغال وافزایش صادرات ، تثبیت نرخ ارز و امثالهم هستند، آنهم تنها ازطریق اصلاحات روبنایی ونه پیگیری علل . اینکه نیمی از اقتصاد کشور در کنترل دستگاه ولی فقیه است ، یا اینکه مافیای سپاه و عوامل وابسته به آن کنترل بازرگانی خارجی چه بصورت قانونی ، یعنی واردات از دریق مرزهای رسمی کشور وغیرقانونی ، یعنی بصورت قاچاق دراختیار دارند، اینکه بانکها بجای بانکداری تجارت میکنند ، اینکه بیش از ۵۰% از اقتصاد کشور ازجمله دستگاه بیت رهبری و سپاه و اقمارش دارای پرونده مالیاتی نیستند به هیچوجه مورد نظر دولت نیست، درحالیکه تیم اقتصادی دولت بخوبی میداند که همه خرابیهای اقتصادی کشور از همین مراکز سرچشمه میگیرد. بنا برآمارهای ارائه شده توسط سازمان مبارزه با قاچاق رقم واردات غیر قانونی به کشور از ۲۰ میلیارد دلار متجاوز است ، یعنی تقریبا دو برابر صادرات کالاهای غیر نفتی و معادل یک سوم واردات قانونی به کشور.
دولت تنها دومنبع در آمدی قابل ملاحظه در اختیار دارد، مالیات و در آمد نفت و گاز. مالیات همانطور که گفته شد ۵۰ درصدی است، یعنی دولت تنها قادر است از ۵۰ درصد مردم که دارای شناسنامه مالیاتی هستند و اگثرا هم کارمندان وکارگران و اصناف و کارخانه داران شامل میشود مالیات دریافت کند. منبع درآمدی دیگر قعنی نفت هم که دچار بحران قیمت شده وبیش از بیست در صد نسبت به ابتدای سال ارزانتر شده و از حدود ۱۰۵ دلار هر بشگه به حدود ۸۰ دلار رسیده است . این درحالی است که بودجه سال جاری دولت که با محاسبه نفت بشگه ای ۱۰۰ دلار با کسری قابل ملاحظه ای مواجه است که الزاما اولین کاری که صورت میگیرد حذف بودجه عمرانی است که تبعات خاص خود از جمله افزایش بیکاری به دنبال دارد . اگر میزان تولید نفت مانند گذشته بالا بود و صادرات حول و حوش دو میلیون بشگه در روز قرارداشت باز تاحدودی جای امیدواری داشت. ولی صدور تنها یک میلیون بشگه نفت که درآمد حاصل در صورت ثابت ماندن قیمت موجود از رقمی حدود ۲۷ میلیارد دلار تجاوز نمیکند، که از این مبلغ حدود ۴۰% آن نیز بایستی به شرکت نفت و صندوق ذخیره ارزی واریز شود رقمی نیست که بتواند تاثیری بر دردهای بیدرمان اقتصاد کشور حتی در حد قرص ضد درد داشته باشد.
دولت حکومت اسلامی در حال حاضردرگیر یک حمله گازانیری از خارج شده است . این حمله عبارت است از تحریمهای گروه ۱ + ۵ از یکطرف و نرخ نفت از طرف دیگر و بدان معناست که حکومت اسلامی اکنون در پشت میز مذاکرات هسته ای با موقعیتی متزلزل تراز گذشته نشسته است و اگر نتواند خود را از این حمله گاز انبری که بسیار زیرکانه برعلیه حکومت اسلامی تدارک دیده شده نجات دهد بدون شک بایستی منتظر فروپاشی اقتصادی باشد.

ضمیمه اقتصادی هفته شماره سی و دو سال 93

kjfksdfnmmms

چین نقطه امید تجارت ایران
اسدالله عسگراولادی در نشست بررسی فرصتهای صادراتی ایران به چین در زمینه صنایع دستی گفت: در پنج‌ماهه نخست سال‌جاری ۲۳.۴ میلیارد دلار صادرات صورت گرفته ودر مهرماه حجم صادرات در حدود ۴/۵میلیارددلار بوده و پیش‌بینی میشود تا پایان سال حجم صادرات از مرز ۵۰ میلیارددلار عبور کند. عسگراولادی ادامه داد: مسایل حمل‌ونقل کامل حل نشده و کشتیرانی به مقاصد اروپایی و آمریکای‌جنوبی به سختی انجام میشود که در کنار آن زمان رسیدن کشتی به روسیه در حدود دوماه است و تنها کشتی‌ها به مقصد خاوردور به صورت منظم آماده فعالیت هستند. عضو هیات نمایندگان اتاق بازرگانی یادآور شد: قیمت بالای تمام‌شده محصول ایرانی قدرت رقابت در بازارهای صادراتی را از ایران سلب کرده و کشورهایی همچون ترکیه، افغانستان، شیلی، ونزوئلا، عراق و کشورهای CIS رقیب ایران در برخی از محصولات شده‌اند. وی گفت: در دنیا رسم بر این است که حداقل ۵۰درصد ارزش کالا وام بلندمدت با بهره هفت‌درصد در اختیار تولیدکننده و صادرکننده قرار گیرد اما در ایران بهره بانکی بسیار بالاست. رییس اتاق ایران و چین تاکید کرد: مشکلات بانکی در پی تحریم‌ها صادرکنندگان را به‌شدت اذیت میکند و در حال حاضر برای جابجایی پول برای عدم اطلاع سازمانهای آمریکایی صدمات زیادی را متحمل شده‌ایم. او با اشاره به اینکه با برخی کشورها همچون روسیه در رابطه با صدور روادید مشکل داریم، بیان کرد: باید اعتبار روادید حداقل یک‌ساله به صورت متعدد باشد تا افراد به‌راحتی به بازارهای هدف سفر داشته باشند. در حال حاضر کشورهای اروپای غربی از شش‌ماه تا سه‌سال برای تجار ویزا صادر می‌کنند

تولید فولاد ایران از ۱۲میلیون‌تن گذشت
انجمن جهانی آهن و فولاد در جدیدترین گزارش خود از رشد شش‌درصدی تولید فولاد ایران در ۹ ماهه نخست سال‌جاری میلادی خبر داد. تولید فولاد ایران که در ۹ ماهه نخست سال ۲۰۱۳ بالغ بر ۱۱/۳۱۹ میلیون ‌تن گزارش شده بود، در ۹ماهه نخست سال‌جاری میلادی به ۱۲/۰۷۶ میلیون‌ تن افزایش یافته است. تولید فولاد ایران در سال۲۰۱۳ نیز با رشد ۶/۶ درصدی نسبت به سال قبل از آن به ۱۵/۴۲۱ میلیون ‌تن رسید و ایران پانزدهمین فولادساز جهان دراین سال شد. ادامه روند صعودی تولید فولاد ایران در حالی است که کشورهای غربی این صنعت را تحریم و فروش تجهیزات و مواد اولیه ساخت فولاد به ایران را ممنوع کرده‌اند. براساس این گزارش در سپتامیر۲۰۱۴ تولید فولاد ایران بالغ بر ۱/۴۲۹ میلیون‌ تن بوده که این رقم با رشد چهاردرصدی نسبت به مدت مشابه سال قبل مواجه شده است. ایران در سپتامبر سال گذشته ۱/۳۶۴ میلیون‌تن فولاد تولید کرده بود. در سپتامبر سال‌جاری میلادی ۱۳۴میلیون‌ تن فولاد در جهان تولید شده است. تولید فولاد جهان در این ماه نسبت به‌مدت مشابه سال قبل کاهش ۱/۰درصدی داشته است.

افزایش تولید اوپک همزمان با کاهش قیمت
قیمت نفت از اواسط تابستان تاکنون ۳۰‌ دلار کاهش یافته است که تحلیلگران بازارانرژی، افزایش عرضه و کاهش تقاضا را یکی از مهم‌ترین علل سقوط قیمت نفت میدانند. با وجود این، اوپک در تولید نفت رکورد زده و ۶۰۰‌ هزار‌ بشکه در روز بیش از میزان توافق‌شده، نفت تولید میکند. البته تحلیلگران معتقدند ممکن است قیمت نفت به ۵۰ تا ۶۰‌ دلار درهر‌بشکه هم کاهش یابد که دراینصورت باید منتظر تبعات جدی این موضوع براقتصاد کشورهای اصلی تولیدکننده نفت هم بود. در این میان، اعضای اوپک سکوت کرده‌ و در مقابل کاهش قیمت نفت موضع خاصی اتخاذ نکرده‌اند؛ مگر افزایش تولید خود. تولید نفت‌خام کشورهای عضو اوپک در ماه گذشته با ۴۰۰‌هزار‌بشکه افزایش در روز به ۳۰/۶میلیون‌بشکه در روز رسیده است که این تولید رکوردی جدید در ۹ماه گذشته به حساب میا‌ید و اکنون هم میزان مازاد تولید آنها ۶۰۰‌هزار‌بشکه افزایش یافته است. در این میان، لیبی و عراق بیشترین نقش را در افزایش تولیدات نفتی داشته‌اند. ب‌طوریکه متوسط تولید نفت‌خام لیبی در ماه سپتامبر با ۲۳۰‌هزار‌بشکه افزایش در روز نسبت به ماه آگوست به ۷۸۰‌هزار‌بشکه در روز رسیده است. بر این اساس تولید نفت‌خام لیبی با بازگشایی مجدد پایانه‌های صادراتی اس‌سیدر و راس‌لنوف بسرعت افزایش یافته و حتی دراواخر این ماه به رکورد ۹۲۵‌ هزار‌بشکه در روز رسیده است. البته اکنون با اعتصابات شرق این کشور مجددا تولید نفت به ۷۶۵‌هزار‌بشکه در روز کاهش یافته که این موضوع تردیدهایی را در زمینه بالاماندن سطح تولید این کشور ایجاد کرده است. همچنین عراق با افزایش روزانه ۲۰۰‌هزار‌بشکه تولید نسبت به ماه آگوست به تولید ۳/۱۵میلیون‌بشکه در روز دست یافته است. این درحالی است که با وجود درگیری‌های شمال عراق با گروه تروریستی داعش و توقف صادرات نفت‌خام این کشور از طریق خط‌لوله کرکوک، صادرات نفت‌خام عراق صرفا از پایانه بصره در جنوب این کشور انجام می‌شود و به دلیل وجود محدودیت در سیستم‌های پمپاژ و ذخیره‌سازی نفت‌خام در این پایانه افزایش صادرات نفت‌خام این کشور تا حدودی محدود شده است.

اهداف توسعه پتروشیمی محقق نشد
دبیرکل انجمن صنفی کارفرمایی صنعت پتروشیمی با تشریح دلایل خروج سرمایه گذاران هند و عمان از طرحهای پتروشیمی ایران، گفت: با وجود لغو برخی از تحریمها هنوز میلیاردها دلار منابع ارزی حاصل از صادرات پتروشیمی در کره جنوبی بلوکه شده و کره‌ای ها هم اعلام میکنند هنوز بخشنامه لغو تحریمها به آنها ابلاغ نشده است . احمد مهدوی در جمع فعالان صنایع تکمیلی پتروشیمی با بیان اینکه در حال حاضر ایران ۱۶ % ذخایر گاز طبیعی و ۱۹ % ذخایر نفت خام جهان را در اختیار دارد، گفت: هم اکنون ایران بزرگترین دارنده ذخایر نفت و گاز جهان است . این مسئول از ذخایر عظیم نفت و گاز به عنوان مهمترین پتانسیل ومزیت توسعه صنعت پتروشیمی در کشور یاد کرد واظهار داشت: در طول چند سال گذشته بطورمتوسط سالانه ۱۰۰ میلیارد دلار درآمد از محل تولید و صادرات نفت خام در اختیار داشتیم اما این منابع عظیم ارزی هیچگاه در خدمت تولید و صنعت کشور قرار نگرفت. وی با یادآوری اینکه با ۱۰۰ میلیارد دلار درآمد ارزی می توانستیم کل زیر ساخت های توسعه را در کشور ایجاد کنیم، بیان کرد: این زیرساخت ها برای توسعه، تولید و رشد صنایع هیچگاه به طور کامل ایجاد نشد . مهدوی با بیان اینکه تا پایان برنامه پنجم توسعه باید ظرفیت تولید پتروشیمی ایران به بیش از ۶۰ میلیون تن افزایش پیدا می کرد، تبیین کرد: اما هم اکنون تولید محصولات پتروشیمی به حدود ۴۲ میلیون تن در سال رسیده که با اهدف برنامه پنجم توسعه مغایرت دارد

تجارت ۴۰ میلیارد دلاری ایران و چین
گمرک چین مبادلات تجاری ایران و چین در ۹ ماه نخست سال جاری میلادی را ۵۷۳/۴۰ میلیارد دلار اعلام کرد. مبادلات تجاری ایران و چین در ماه‌های ژانویه تا سپتامبر ۲۰۱۴ با رشد قابل توجه ۸/۴۶ درصدی نسبت به مدت مشابه سال قبل مواجه شده است . بر اساس این گزارش صادرات چین به ایران در ماه‌های ژانویه تا سپتامبر امسال رشد قابل توجه ۱۱۴ درصدی را تجربه کرده و به ۶۰۸/۱۸ میلیارد دلار رسیده است . این در حالیست که واردات چین از ایران دراین مدت تنها ۹/۱۵ % افزایش داشته است. واردات چین از ایران در ۹ ماه نخست امسال ۹۶/۲۱ میلیارد دلار اعلام شده است. رشد قابل توجه صادرات چین به ایران در سال ۲۰۱۴ برخلاف انتظار فعالان اقتصادی است که پیش‌بینی میکردند با امضای توافق موقت هسته‌یی محدودیتها در زمینه مبادلات تجاری ایران با اروپا کاهش یابد و در نتیجه واردات کالاهای عمدتا بی‌کیفیت چینی کمتر شود. نه تنها صادرات کالاهای چینی به ایران کمتر نشده است بلکه در سال ۲۰۱۴ شاهد رشد قابل توجه ورود کالاهای چینی به کشور بوده‌ایم. در نتیجه، فاصله تراز تجاری دو کشور که به نفع ایران بود بشدت کم شده استبر اساس این گزارش در ماه سپتامبر صادرات چین به ایران کاهش داشته است. چین دراین ماه ۷۱۲/۱ میلیارد دلار کالا به ایران صادر کرده است که این رقم نسبت به صادرات ۶۰۹/۲ میلیارد دلاری ماه قبل از آن افت ۳۴ درصدی داشته است. واردات چین از ایران در سپتامبر ۲۰۱۴ نسبت به ماه قبل از آن با رشد ۳۶ درصدی مواجه شده و به ۱۳/۲ میلیارد دلار رسیده است. چین در اگوست ۲۰۱۴ بالغ بر ۵۶۴/۱ میلیارد دلار کالا از ایران وارد کرده بود . همچنین گمرک چین اعلام کرد واردات نفت این کشور از ایران در ماه سپتامبر ۸/۵ درصد نسبت به مدت مشابه سال گذشته افزایش یافت و به روزانه ۵۰۳ هزار و ۲۶۱ بشکه رسید.

5 برابر نیاز کشور، برنج وارد شده است
نماینده مردم لنگرود در مجلس گفت: طبق آمار موجود، ۲ میلیون و۱۰۰ هزار تن برنج از ابتدای سال وارد کشور شده و این اقدام در حالی صورت گرفته که کل نیاز وارداتی کشور طی یک سال، ۴۰۰ هزار تن است. به نقل از مرکز پژوهش‌های مجلس، مهرداد بائوج لاهوتی در رابطه با وضعیت کشت راتون(کشت دوم) درشالیزارهای شمال کشور، گفت: در زمان برداشت اول برنج، مقداری از این محصول، حین برداشت به زمین ریخته میشود که ثمره آن رویش دوباره برنج، بدون کوچکترین نگهداری و آبیاری بوده که کیفیت این محصول بسیار بالاتر از برنج های معمولی است

افزایش ۴۰ درصدی چکهای برگشتی
درحالی دبیرکل بانک مرکزی آمار چک‌های برگشتی سیستم بانکی کشور را به‌طور متوسط روزانه بین ۱۷ تا ۲۰ هزار چک عنوان کرد که این رقم در مدت مشابه سال گذشته بطور متوسط ۱۴ هزار فقره چک بوده است و نشان از افزایش ۴۱ درصدی چک‌های برگشتی در یکسال اخیر دارد. دکتر رنجبر فلاح، مدیرعامل سابق بانک تجارت دلیل اصلی رشد آمار چک‌های بانکی را رکود اقتصادی یکسال اخیر عنوان کرده میگوید: بدلیل رکودی که در اقتصاد وجود دارد صادرکنندگان چک توانایی عمل کردن به تعهدات خود را ندارند زیرا درآمدهای آنان با هزینه‌هایشان تطابق ندارد . با توجه به اعلام این آمار همچنان نمیتوان بطور رسمی اعلام کرد که از رکود خارج شده‌ایم، زیرا وضعیت اقتصادی بنگاه‌ها تاسف برانگیز است ودر صورت ادامه این روند احتمال افزایش آمار چکهای برگشتی در ماه‌های آینده نیز وجود دارد . آمار رسمی منتشر شده در خصوص چکهای برگشتی نشان میدهد که سال ۹۲ با ۵ میلیون و ۸۲ هزار فقره چک برگشتی به پایان رسید و این آمار به معنای آن است که در سال گذشته به طور متوسط ۱۴ هزار فقره چک در طول روز برگشت می خورده است . در سه ماهه نخست سال ۹۲ و همزمان با پایان فعالیت دولت دهم و آغاز به کار دولت یازدهم یک میلیون و ۱۲۷ هزار فقره چک برگشتی در سامانه بانک مرکزی به ثبت رسیده که این آمار به معنای برگشت خوردن روزانه ۱۲ هزار فقره چک به طور متوسط در آن تاریخ است

ورود دوربین ها ممنوع شد، کمتر تماشاگری هم شکست پرسپولیس را دید! فریدون شیبانی

fffsssd

دوازدهمین هفته لیگ برتر ایران با یک رویداد بی نظیر در سالهای پس از ممنوعیت پخش تلویزیونی مسابقه های فوتبال تیمهای پرسپولیس و استقلال آغاز شد و سرانجام فدراسیون فوتبال با پشتیبانی وزارت ورزش از ورود دوربینهای تلویزیونی به ورزشگاه آزادی (و دو ورزشگاه دیگر) جلوگیری کرد. اما شکست یک بر صفر تیم بحران زده پرسپولیس از سایپا تماشاگرانی کمتر از همیشه داشت! سیمای جمهوری اسلامی اعلام کرده بود که این مسابقه از شبکه سه به صورت زنده پخش خواهد شد.
خبرگزاری فارس پیش از آغاز این مسابقه در حاشیه نگاری اش گزارش داد: با این که بازی پخش مستقیم نیست و انتظار می‌ رفت تماشاگران زیادی به ورزشگاه بیایند، اما فقط شش تماشاگر در ورزشگاه حضور دارند. تعداد ماموران انتظامی حاضر در ورزشگاه چند برابر تماشاگران است.

درگیری فدراسیون فوتبال با سیمای جمهوری اسلامی بر سر افزایش حق پخش مسابقه ها از آغاز این فصل، بحث داغ لیگ برتر سرد امسال بود. پافشاری سیما بر سر مبلغ پیشنهادی اش چند بار تهدیدهای فدراسیون فوتبال در مورد راه ندادن دوربین بدستان سیمای جمهوری اسلامی را بی اثر ساخت – به ویژه که شورای امنیت از سوی وزارت کشور هربار مانع عملی شدن تهدیدها شد. اما پیش از آغاز هفته دوازدهم علی کفاشیان (رییس فدراسیون فوتبال) با تهدیدی جدی تر نشان داد که این بار چراغ سبز از سوی شورای امنیت هم روشن شده است. روز دوشنبه بهرام افشارزاده (مدیرعامل استقلال) در خبرگزاری فارس اعلام کرد که پخش زنده مسابقه های فوتبال یک «فرمان حکومتی» است.
اما همین مدیر همیشه شماره دو در ورزش ۳۷ سال اخیر، پس از پخش نشدن سه مسابقه روز سه شنبه در خبرگزاری دانشجویان ایران گفت: “برای ورزش کشور متاسفم.” در صورتی که مساله پخش زنده تلویزیونی مسابقه ها چهارشنبه حل نشود، تیم استقلال هم در مشهد مسابقه ای با پدیده مشهد خواهد داشت، که اثرش تنها تصویرهای عکاسان خواهد بود و برنامه ۹۰ نمی تواند بحث کارشناسی داوری داشته باشد.
شمار تماشاگران بازی پرسپولیس با سایپا به حدی کم بود که فارس در حاشیه نگاری مسابقه از شوخی یکی از مسوولان هیات فوتبال تهران نوشـت که: دوربین‌ها را راه نمی‌ دهیم اما مردم فکر کردند تماشاگران را هم راه نمی ‌دهند و کسی به ورزشگاه نیامده است.
لیگ برتر در حالی بیش از یک سوم این فصل را پیش رفته است که باشگاه های ورشکسته، با ادعای درآمد سرشار سیما از آگهی های زمان پخش مسابقه ها خواهان دریافت بخشی از آن هستند. افشارزاده به عنوان مدیرعامل استقلال در گفت و گو با ایسنا گفت:”نمی‌دانم صداوسیما چه فکری می‌کند که حق مسلم تماشای رقابت‌های فوتبال را از مردم گرفته است. متاسفم برای افرادی که در این رابطه تصمیم‌ گیری کردند و موجب ضربه زدن به فوتبال و مردم علاقمند آن شدند.”

ضرغامی مقصر است

افشارزاده در پایان این گفت و گو تاکید کرد: “مسئول مستقیم این مساله آقای ضرغامی (مدیرعامل صدا و سیما) است.”
پیش از عملی شدن ممنوعیت ورود دوربینهای تلویزیونی به ورزشگاهها و حتی به تالارهای گفت و گوهای سرمربیان تیمها در یک روز پیش از مسابقه ها، مدیران عامل باشگاه لیگ برتری از کفاشیان حمایت کرده بودند.
روز سه شنبه رییس فدراسیون فوتبال در فارس گفت: “پادرمیانی شورای امنیت هم در حل حق‌پخش تلویزیونی فایده نداشت و مردم برای تماشای فوتبال به ورزشگاه بروند.” هرچند در هفته های سرد استقبال تماشاگران از مسابقه ها در ورزشگاهها، این بار سردتر از همیشه بود. در گذشته های دور ورزشگاه آزادی برای مسابقه های پرسپولیس و استقلال لبریز از تماشاگر بود و حتی آزادشدن پخش زنده تلویزیونی و تلاش برای کاهش دادن به شمار تماشاگران بی اثر می نمود.

ضمیمه اقتصادی هفته شماره 31 سال 93

dsadasdasdsad

دستور ویژه روحانی به زنگنه برای اجلاس اوپک
سیاست وزارت نفت ایران تا هفته اخیر در قبال کاهش قیمت نفت، سکوت بوده است. زمانی که نفت از مرز صد‌دلار به زیر آمد، موضوع درخواست ایران برای نشست اضطراری با اعضای اوپک مطرح شد که وزیر نفت اعلام کرد ضرورت انجام این کار هنوز وجود ندارد. بیژن زنگنه هفته گذشته هم در جمع خبرنگاران تاکید کرد فعلا برنامه‌ای برای برگزاری نشست فوق‌العاده توسط اعضای اوپک در دستور کار نیست. این در حالی است که رسیدن قیمت نفت به مرز ۸۰‌دلار گویا ضرورت تحرکات در بخش انرژی را مطرح کرده است؛ آن‌هم نه از سوی وزیر نفت که از سوی رییس‌جمهور. در جلسه هفته گذشته هیات‌دولت، روحانی دستورات ویژه‌ای به زنگنه داده است که گویا یکی از این دستورات، درخواست نشست فوق‌العاده اعضای اوپک از سوی ایران است. نوبخت درباره درخواست ایران برای برگزاری جلسه اضطراری اوپک، گفته ، رییس‌جمهور تاکیداتی در این رابطه داشت. بر این اساس این احتمال مطرح است که پیش از موعد برگزاری جلسه اوپک در نوامبر، به درخواست ایران جلسه‌ای زودتر برگزار شود. البته چندروز پیش رافائل رامیرز، وزیر فعلی امور خارجه و وزیر سابق نفت ونزوئلا نیز خواستار برگزاری نشست فوق‌العاده توسط اعضای اوپک شده و تاکید کرده بود: «ما باید جلوی سقوط قیمت‌ها را بگیریم، نباید بر سر قیمت منازعه‌ای باشد.» درخواستی که از سوی هیچیک از اعضا حمایت نشد. اینبار احتمالا نوبت درخواست ایران است و باید در انتظار واکنش دیگر کشورهای عضو بود. اگرچه عربستان و امارات‌متحده پیش از این موضع صریح خود را اعلام کرده و گفته‌اند با کاهش قیمت‌های جدید مشکلی ندارند. حتی عربستان در روزهای اخیر اقدام به کاهش قیمت نفت خود کرده است و آنطور که عصر ایران به نقل از کارشناسان گزارش داده، کاهش قیمت به‌دلیل افزایش تولید و عرضه نفت توسط عربستان‌سعودی و به دلیل اعمال فشار بر روسیه و ایران است.

کاهش کدام هزینه‌های اضافی از بودجه؟
قیمت صددلاری هر بشکه نفت در بودجه سال‌جاری به مرز ۸۰ دلار نزدیک شده است و این به معنای کسری شدید بودجه‌ است که در انتظار ماست. سخنگوی دولت یکی از راهکارها را کاهش هزینه‌ها اعلام کرده‌. اما سوال اینجاست که قرار است کدام هزینه‌ها کاهش داده شود؛ هزینه‌های جاری را یا هزینه‌های عمرانی را. اگر جواب مورد دوم است باز هم سوال دیگری مطرح می‌شود. آن‌هم اینکه مگر چیزی از بودجه عمرانی باقی‌مانده که دولت برای تامین کسری بودجه نفتی خود، دست به کاهش آن بزند. اگر هم منظور بودجه جاری است که نوبخت سخنگوی دولت چندی پیش گفته بود هزینه‌های جاری در سال۹۳ به اندازه کافی کاهش یافته است. وی چندروز پیش هم گفته بود قرار است از بودجه‌های جاری کم و به بودجه‌های عمرانی اضافه شود؛ گفته‌ای که شبیه معماست. وقتی منابع کافی وجود ندارد و دولت مجبوراست از هزینه‌های جاری کم کند چگونه می‌خواهد به اعتبارات عمرانی بیفزاید. کاهش قیمت نفت در یک بودجه نفتی و راهکار حل آن موضوعی است که سیاستمداران و دولتمردان باید راهکار آن را بیابند. اما چیزی که مسلم است این است که کاهش هزینه‌های جاری وجود ندارد. مگر اینکه دولت ردیف‌های نامعلوم و غیرقانونی را حذف کند، بودجه دستگاه‌های موازی را قطع کند و مانع فرار مالیاتی شود

توافق جدید نفتی ایران و اتحادیه اروپا
پس از تعلیق هشت ماهه با توافق جدید ایران و اتحادیه اروپا، فروش نفت خام، میعانات گازی و گاز مایع کشور به شرکتهای انی ایتالیا و استات اویل هیدرو نروژ در قالب باز پرداخت منابع قراردادهای بیع متقابل از سرگرفته شد . بر این اساس، با حل و فصل برخی از مشکلات حقوقی و اخذ مجوزهایی از سوی اتحادیه اروپا، شرکت استات اویل هیدروی نروژ و انی ایتالیا بار دیگر خریدار گاز مایع، میعانات گازی و نفت خام صادراتی ایران شدند . محسن قمصری مدیر امور بین الملل شرکت ملی نفت ایران با تائید تحویل نخستین محموله نفت خام ایران به شرکت انی ایتالیا، اعلام کرد: ایران مشکلی در فروش نفت به این شرکت ایتالیایی بر اساس توافق‌های قراردادی ندارد . تحویل نفت به غول نفتی ایتالیایی ها در حالی از سرگرفته شده است که پیشتر انی ایتالیا و استات اویل هیدروی نروژ از تحریم‌های نفتی و گازی ایران توسط اتحادیه اروپا معاف شده بودند . به عبارت دیگر، این دو غول اروپایی که سابقه مشارکت با ایران در طرح توسعه میدان نفتی دارخوین در غرب کارون و طرح توسعه فاز ۶ تا ۸ پارس جنوبی را دارند، این مجوز را از اتحادیه اروپا دریافت کرده‌اند تا بتوانند بار دیگر در قالب باز پرداخت منابع قراردادهای بیع متقابل اقدام به واردات نفت، میعانات گازی و گاز مایع از ایران کنند . بر این اساس، ماهانه ۲ تا ۴ محموله گاز مایع فازهای پارس جنوبی از اسکله‌های عسلویه بارگیری و به این شرکت نفت نروژی تحویل داده می‌شود . علاوه بر این، این شرکت ایتالیایی انی با وجود تحریم نفتی ایران توسط اتحادیه اروپا هم کماکان به خرید نفت خام ایران در قالب بازپرداخت منابع مایل قراردادهای بیع متقابل اقدام میکند و حتی از تحریم نفت هم توسط اتحادیه اروپا و وزارت خزانه داری آمریکا مستثنی شده است.

واردات شکر و برنج ممنوع شد
محمدرضا صفا، نایب‌رییس کمیسیون واردات اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی ایران اعلام کرد: واردات شکر و برنج برای تنظیم بازار داخلی توسط دولت ممنوع شده است. ممنوعیت واردات شکر توسط دولت برای ایجاد تعادل دربازار و کمک به تولید کارخانه‌های داخلی است. کارخانه‌های داخلی نمی‌توانند بطور کامل نیاز بازار را تامین کنند و واردات، لازمه بازار داخلی است اما در حال حاضر به اندازه ظرفیت بازار، موجودی شکر داریم و نیاز به واردات مجدد نیست. ویخاطرنشان کرد: واردات شکر که عمدتا توسط شرکت بازرگانی دولتی از کشورهای امریکای لاتین و با ارز مبادله‌ ای صورت میگیرد. واردات برنج هم مانند شکر برای تنظیم و تعادل در بازار انجام می‌شود. تفاوت واردات برنج با شکر این است که واردات برنج بطورکامل دراختیاربخش خصوصی قرار گرفته است. گفتنی است، واردات برنج طی سال‌های گذشته آنقدر بود که هیچیک از کارشناسان نمیتوانستند معیار مشخصی برای تنظیم میزان تولید داخلی و واردات آن پیدا کنند، چراکه با وجود اختلاف‌ نظر‌های بین وزارتخانه‌های جهاد کشاورزی و صنعت، معدن و تجارت برای میزان سرانه مصرف داخلی برنج (۳۶ یا ۴۵ کیلوگرم) هر ساله واردات برنج روند صعودی داشت؛ به گونه‌یی که در پایان سال گذشته بیش از دو میلیون تن برنج وارد شد اما امسال با وجود تولید حدود دو میلیون و ۳۰۰ هزار تنی برنج، واردات آن ۴۰ درصد نسبت به سال گذشته کاهش یافت..

گشایش «ال‌سی» بانک ژاپنی برای صادرات
مصطفی خسروتاج قائم مقام وزیر صنعت، معدن و تجارت از برقراری ارتباط یک بانک ژاپنی با ایران برای فروش کالاهای روسیه به ایران خبر داد و گفت: این بانک برای کارهای تجاری دو کشور ال‌ سی باز میکند. وی در همایش تجارت ایران و روسیه گفت: طی یک ماه گذشته کمیسیون مشترک ایران و روسیه توافقات خوبی را صورت داده‌اند تا بتوان بستر توسعه همکاری‌های تجاری را میان دو کشور فراهم کرد که بر این اساس مقرر شده تا سیستم بانکی خدمات لازم را به تجار دو کشور ارایه دهند. قائم‌مقام وزیر صنعت، معدن و تجارت افزود: در این میان یک بانک ژاپنی با برقراری رابطه با سیستم بانکی ایران برای تجار ایرانی ال‌سی باز می‌کند و اجناس روسیه را به ما می‌فروشد؛ البته برای توسعه روابط باید شبکه‌ای از بانک‌ها به خدمت‌رسانی بپردازند. وی تصریح کرد: توافق صندوق ضمانت صادرات ایران با یک شرکت روسی نیز از جمله توافقات صورت گرفته میان ایران و روسیه است که بر این اساس تا سقف یک‌میلیارددلار برای پوشش صادرات ایران به روسیه در نظر گرفته شده است. به گفته خسروتاج صدور ضمانت‌نامه‌های بانکی برای صادرات کالا به این کشور، حل مشکل صدور ویزا و تهاتر سالانه پنج‌هزارمترمربع فضای نمایشگاهی در آستاراخان و سنت‌پترزبورگ برای تجار ایرانی از دیگر توافقات دو کشور است.

12 هزار میلیارد تومان اعتبار برای حل مشکلات بخش صنعت
بهروز ریاحی مشاور وزیر صنعت و معدن در سفر به استان بلوچستان و بازدید از شهرک صنعتی زاهدان اظهار کرد: بسیاری از مشکلات صنایع استان در رابطه با تامین سوخت واحدهای تولیدی است که این موضوع هرچه سریعتر باید برطرف شود . وی در ادامه گفت: جهت حمایت و رفع مشکلات بخش صنعت کشور ۱۲ هزار میلیارد تومان اعتبار در نظر گرفته شده. ریاحی بیان کرد: یک مسئله مهم که در دستور کار وزارت صنعت، معدن و تجارت قرار گرفته، خروج از رکود است که تاثیرات آن در جامعه مشهود است . وی افزود: در بخش تورم، در ماه منتهی به مرداد تورم چیزی حدود ۲۱ درصد بود و کاهش چشمگیری داشته و کاهش تورم الزاما به معنی کاهش قیمت نیست و قیمت‌ها تثبیت شده و ثابت نگه داشته شده است . ریاحی گفت: در قیمت گذاری نباید دخالت کنیم به جز ۱۱ قلم کالای اساسی و بازار باید قیمت را تعیین کند و وظیفه اصلی دولت فقط نظارت است . مشاور وزیر صنعت در ارتباط با خروج از رکود، تصریح کرد: آماری داریم که برخی واحدهای مهم صنعتی در حال رونق گرفتن هستند و برای رونق واحدهای صنعتی و افزایش تولید از اعتبارات صندوق توسعه ملی استفاده شده و چیزی حدود ۲۸۵ طرح مهم در کشور در حال برنامه‌ریزی است و با برخورداری از منابع ارزی و ریالی باید از آنها استفاده بهینه شود.

تامین فاینانس ۵ پتروشیمی توسط چینی‌ها
عباس شعری مقدم مدیرعامل شرکت ملی صنایع پتروشیمی با اشاره گشایش خط اعتباری ۵ طرح جدید پتروشیمی توسط فاینانسورهای چینی، اعلام کرد: با توجه به مشکلات مالی، توسعه طرحهای پتروشیمی مستقر در فاز دوم عسلویه از مسیر فاینانس چین شتاب می‌گیرد. وی در مجمع عمومی شرکت ملی صنایع پتروشیمی یکی از چالش‌های پیش روی توسعه صنعت پتروشیمی در کشور را خصوصی سازی انجام گرفته عنوان کرد و گفت: هم اکنون سهم صنعت پتروشیمی ایران در منطقه خاورمیانه ۲۲.۴ درصد است. مدیر عامل شرکت ملی صنایع پتروشیمی با اعلام اینکه سهم صنایع پتروشیمی ایران در بازار جهانی حدود ۲.۳ درصد است، تصریح کرد: با وارد مدار تولید شدن چند طرح جدید پتروشیمی سهم ایران در بازار های جهانی افزایش خواهد یافت . معاون وزیر نفت با بیان اینکه در سال های گذشته به علت تحریم و مشکلات تامین خوراک از ۶۰ میلیون تن ظرفیت تولید در پتروشیمی‌ها ۴۰ میلیون تن مورد استفاده قرار گرفت اظهار داشت: پیش بینی می شود با افزایش خوراک مجتمع‌های پتروشیمی بتوان با تمام ظرفیت اقدام به تولید کرد . شعری مقدم همچنین با تاکید بر اینکه تکمیل ١۵ طرح‌ از ۶٢ طرح باقی‌مانده از برنامه های چهارم و پنجم که پیشرفت بالای ۶٠ درصد دارند در اولویت قرار دارد بیان کرد: از ١۵ طرح اولویت دار یاد شده، امسال پنج طرح شامل، پتروشیمی کاویان ٢، لرستان، مهاباد، تخت جمشید و اوره آ‌مونیاک مرودشت در مدار بهره برداری قرار می گیرند. وی، افزود: از سوی دیگر در تلاش هستیم تا مشکلات تامین منابع مالی تعدادی از طرح های پتروشیمی مستقر در فاز دوم عسلویه را یا از طریق صندوق توسعه ملی یا از مسیر فاینانس چین حل کنیم تا بتوانند فعالیت های خود را از سر بگیرند . معاون وزیر نفت با بیان اینکه شرکت ملی صنایع پتروشیمی علاوه بر ۶٢ طرح باقی‌مانده، با اجرای ٣۶ طرح جدید در مجموع به ظرفیت ۶٠ میلیون تن دیگر ظرفیت تولید کشور را بالا می‌برد خاطرنشان کرد: البته جذب سرمایه گذار برای احداث این طرح ها نیاز به سرمایه‌گذاری دولت برای احداث زیرساخت‌ها است.

35 درصد اشتغال کشور در بخش صنعت، معدن و تجارت
نعمت زاده وزیر صنعت، معدن وتجارت با بیان اینکه حداقل ۳۵ درصد اشتغال کشور و بیش از ۳۸ درصد از تولید ناخالص ملی تحت پوشش برنامه ریزی‌های این وزارتخانه است، گفت : بیش از یک ثلث از فعالیت اشتغال و اقتصاد کشور دراین وزارتخانه است . وی در مراسم امضای تفاهم نامه با وزات تعاون، کار و رفاه اجتماعی افزود: هر آنچه که در سازمان‌ها و بنگاه‌ها به آموزش هدفمند و مشخص هزینه شود، در واقع به دارایی کشور اضافه شده است . وی با انتقاد از اینکه بسیاری از فارغ التحصیلان دانشگاهی مهارت کاری ندارند، گفت: برای ایجاد اشتغال باید آموزش‌های فنی وحرفه ای در دستور کاری قرارگیرد و همه دانشگاهیان علاوه بر دروس تئوری باید کارورزی نیز کنند تا با مهارت و تخصص عملی وارد بازارکاری شوند. وی با بیان اینکه در ۵ ماهه سال ۹۳ حدود ۳۲ درصد از تسهیلات بانک‌ها به بخش صنعت و معدن اختصاص یافته است، گفت: انتظار داریم این رقم به بالای ۴۰ درصد برسد تا بتوانیم مشکل رکود را تا اندازه ای حل کنیم . وزیر صنعت، معدن و تجارت تصریح کرد: کارگروه خروج از رکود دولت پیشنهاد داده است که ۶۰ درصد تسهیلات کل بانک‌ها امسال به سرمایه درگردش اختصاص یابد و بانک مرکزی هم قبول دارد و باید تلاش کنیم این امر محقق شود تا با این سرمایه اشتغال بیشتری ایجاد شود.

به بهانه ی سالروز درگذشت فرانسوا تروفو / بی پدر …

لیلا سامانی

فرانسوا تروفو

فرانسوا تروفو

سی سال از مرگ “فرانسوا تروفو” کارگردان شهیر فرانسوی می گذرد، کارگردانی که بدنه ی سینمای سنتی فرانسه را پوسیده می دانست و خود را سردمدار موج نوی سینما لقب می داد.

” فرانسوا تروفو ” در روز ششم فوریه سال ۱۹۳۲ به دنیا آمد. او بچه‌ای “نامشروع” با پدری مجهول الهویه بود و سرپرستی اش را مادربزرگش بر عهده داشت. دوران کودکی و نوجوانی فرانسوا با شیطنت و شرارت در خیابان ها سپری شد، برهه ای که گرچه او را پسرکی ولگرد و یاغی معرفی می کرد اما تاثیر بی پناهی و تنهایی این سالها آن چنان عمیق و ماندگار بود که آثار هنری او را نیز تحت الشعاع قرار داد. تا جایی که بررسی فیلم های تروفو به گونه ای پرداختن به زندگی و احوال شخصی اوست. از این نمونه می توان به نخستین فیلم بلند او با نام ” چهارصد ضربه ” نام برد، فیلمی که در حقیقت مبدا رسمی موج نو در سینمای فرانسه به شمار می رفت و نمایشی بود از کودکی پر مشقت و سراسر اضطراب کارگردان آن.

زندگی تروفو با سینما و عشق دیوانه وار او به این هنر عجین شده بود، او که ازهمان کودکی پناه بردن به سالن سینما را مسکن دردهای روح ش یافته بود، می کوشید تا تصاویری از تاریکی ها و فراز و نشیب های زندگی خود را بر روی پرده ی عریان سینما ارائه دهد، تصاویری که با مسائل فلسفی، فرهنگی و اجتماعی گره می خوردند و مواردی چون تاثیر خانواده بر زندگی فرد، تنش میان فرد و جامعه، بحران شخصیتی و جستجوی دیوانه وار برای یافتن عشق را به نمایش می گذاشتند.

چهارصد ضربه

چهارصد ضربه

تروفو طی مدت بیست و چهار سال بیست و یک فیلم بلند کارگردانی کرد که به جرات نیمی از آنها درخشان اند و بعضی شان شاهکارهایی بی همتا. او با شور و شیدایی مثال زدنی اش نسبت به سینما، در عین پایبندی به سنن ادبی وسینمایی نویسندگان و کارگردانانی چون “بالزاک” و “هیچکاک” کلیشه ها و قراردادها را در هم می شکست و در حقیقت سینما را می زیست شاید از همین رو بود که خودش می گفت: ” من بازتاب زندگی را به خود زندگی ترجیح می دهم”

او در بیست و شش سالگی با اکران نخستین فیلمش، ” چهار صد ضربه” در جشنواره ی کن جایزه بهترین کارگردانی را از آن خود کرد. فیلمی که رها از سنتهای سینمای داستان گوی فرانسه و بدون استفاده از جمله های ثقیل ادبی، یک داستان ساده را به شیوه ای روان و طبیعی روایت می کرد و تنها به صراحت و القای زنده و موثر داستان به بیننده می اندیشید و در این راه تکنیکها و ترفند های سینمایی را نیز به کار می گرفت.

چهارصد ضربه، زندگی پسری با نام ” آنتوان دوانل” در آستانه ی بلوغ را روایت می کند که زیر فشارهای مدرسه، خانواده و جامعه به ستوه آمده و در صدد است تا این فقدان محبت را با عشق بی حدش به سینما و ادبیات جبران کند. این فیلم کاوشی بدیع در احوال نوجوانی به تنگ آمده از قید و بند خشک جامعه ی فرانسه ی بعد از جنگ است، این نوجوان که “ژان پیر لئو” ایفا گر نقش آن است طی مدت بیست و پنج سال در پنج اثر دیگر تروفو نیز رخ می نماید و با او می بالد. از جوانک خجول و بی دست و پای ” عشق در بیست سالگی” و جوان خام و بلند پرواز ” بوسه های ربوده شده” گرفته تا مرد متاهل ” کانون زناشویی” و سرانجام جوان بی قرار و سراسیمه ی ” عشق فراری”، عشق فراری که با صحنه ای مشابه صحنه ی دویدن در “چهار صد ضربه” به انتها می رسد، از تلاش ناکام آدمی برای رسیدن به قرار و آرامش حکایت دارد.

چهار صد ضربه

ژول و ژیم

اما در میان آثاری از تروفو که به شخصیت دوانل نمی پردازند، آثاری وجود دارند که از نظر ساخت و نوع نگرش تروفو به داستانی که روایت می کند شاخص و برجسته اند، از این جمله می توان به فیلم ” به پیانیست شلیک کنید” اشاره کرد، که در آن تلاش اولین، بر خلق شخصیتی خیالی استوار است؛ مشابه این مورد را می توان در مورد “کاترین” در فیلم ” ژول و ژیم ” هم مشاهده کرد، این فیلم یکی از غریب ترین عاشقانه های سینما به شمار می رود، فیلمی که تضادها، نیرنگها، سرخوردگی ها، توافق ها و تبانی های زندگی را به نمایش می گذارد و به آن ظرافتی حزن انگیز و دوست داشتنی می بخشد. دراین فیلم در هم تنیده شدن عناصر متضادی چون کمدی و غم در یکدیگر ژانرها را درهم محو می کند و هنرها را به پژواک می افکند.

اما فیلم دیگر تروفو “عروس سیاه پوش” در واقع ادای دینی آشکار و هشیارانه است به هیچکاک و سینمای دلهره ی او و هم چنین شاهدی ست بر تسلط بی چون و چرای تروفو بر زبان و ساختار این ژانر از سینما.

تروفو هم چنین فیلم “فارنهایت ۴۵۱″ را با اقتباس از کتاب “ری بردبری” کارگردانی کرد، این فیلم جامعه ای عاری از آزادی اندیشه را نشان می دهد که در آن کتابها سوزانده می شوند و تروفو این مساله را در ابعاد فاجعه ای چون هولوکاست به تصویر کشیده است.

لیلا سامانی - نویسنده مقاله

لیلا سامانی – نویسنده مقاله

تروفو در فیلم “سرگذشت آدل ه” از آدل روایت می کند که می کوشد تا وصول به مطلوب خود را در قالب کتاب خاطراتش محقق کند اما راه به جایی نمی برد پس به ورطه ی خیالبافی های عاشقانه ، گوشه گیری و جنون در می غلتد، این فیلم در حقیقت تجلی نگاه فیلم ساز است به احساسات انسانی از طریق عشقی ناکام.

“شب آمریکایی” دیگر فیلم تروفو ست که در حقیقت یکی از عاشقانه ترین و بی پرده ترین فیلم هایی است که درباره سینما ساخته شده است ، تصویری ناب از عالم سینما با همه ی شور ها و شکست هایش، سینما و زندگی در “شب آمریکایی” چنان به هم آمیخته شده‌اند که تفکیک‌شان از هم غیرممکن است و اندوهی که در فیلم موج می‌زند هنوز هم تأثیرگذار به نظر می‌رسد.

از دیگر فیلم های تروفو می توان به ” مردی که زن ها را دوست داشت”، ” پول تو جیبی”، “اتاق سبز” و “آخرین مترو” اشاره کرد.

فرانسوا تروفو در ۲۱ اکتبر ۱۹۸۴ در ۵۲ سالگی در بیمارستان نویی پاریس به بیماری سرطان مغزی درگذشت.

نگاهی به کتاب مجاهدان مشروطه اثر سهراب یزدانی…رضا اغنمی

مجاهدان  مشروطه

مجاهدان مشروطه

مجاهدان مشروطه
سهراب یزدانی
ناشر: نشر نی – تهران ۱۳۸۸
چاپ دوم ۱۳۸۹– ۳۴۱ صفحه

بازنگری به حوادث گذشته، و بازآفرینی تاریخیِ ملی از رفتارهای تحسین آمیزی ست که عده ای از فرهنگ دوستان درسال های اخیر پی گیری می کنند. آن هم درزمانه ای بس بحرانی که از برگزیده های حاضر درحاکمیت سیاسی، در نفی و انکار تاریخ گذشتۀ این سرزمین باستانی کمرهمت بسته تا هر آنچه رنگ و بوی ایران و ایرانیت داشته و دارد را نابود کنند، رفتار وکردار خائنانه ای که یادآور ظلم و ستم دولت های اشغالگر با مفلوک ترین قوم و قبیلۀ تحت سلطه می باشد.
درچنین دورانِ گذار در زمانه ای که توسری خوری ملی ازسوی حاکمان بامناسک مذهبی گره خورده است، بازنگری به هراثرفرهنگی – اجتماعی که از بیداری و رهائی مردم ازسلطۀ فکری اصحابِ طاعت و بندگی و جهلِ سنتی سخن می گویند؛ گزینه ها را باید ستود و ازگسترش هرگونه اثری که در راه روشنگری فرهنگِ ملی گام برمی دارند پشتیبانی کرد.
نویسنده با گشودن فصلی از «تبریز پیش از مشروطیت»، فضای عمومی شهر را با توجه به زمان، از دیدگاه های گوناگون روایت می کند: این که « آذربایچان به هنگام سلطنت قاجار مهمترین ایالت ایران . . . . . . وحکومت منطقه ازدوران سلطنت فتحعلی شاه به ولیعهد واگذار شده بود . . . . . . و مرکز فرمانفرمائی ولیعهد شهرتبریز بود که، به همین مناسبت، لقب «دارالسلطنه» داشت، ولی نمای شهر نشانگر آن مقام وعنوان نبود» به روایت ازمخبر السلطنه نقل می کند که در ۱۲۵۸ شمسی وقتی به آن شهرپا نهاد وگویی غبار غم بردلش نشست. او نوشت: « ورود به تبریز ابدا بدان نمی ماند که شخص به شهربزرگی ورود کرده است. کوچه ها تنگ، پیچاپیچ؛ مدتی باید بین دو دیوار گلی عبور کرد تا شخصی به مرکز برسد» با این روایت از بافت بدقواره و سیمای کسالت بار شهر «تبریز در ابتدای سده بیستم میلادی، پس ازتهران پرجمعیت ترین شهر کشوربود» جمعیت آن زمان شهرتبریز را بین ۲۰۰ هزار تا ۲۴۰ هزارروایت کرده اند. وسپس با ذکر نام های شانزده کوی تبریز، ازتنیدگی و درآمیختگی ساکنان هرکوی که مخلوطی از تاجر و پیشه ور و صنعتگر وپیله ور وکارگر بوده است و « دوچی [دَوَچی] (شتربان) بزرگ ترین کوی تبریز شمرده می شد» ساکنانش ازلایه های پائین شهری بودند و درعین حال عده ای از تجار توانگر هم دراین محل می زیستند. بیشترین محلات تبریز تا سال های اخیر همین وضع را داشت. و سپس اشاره ای دارد به رونق اقتصادی که به علت موقعیتِ جغرافیائی تبریز« از شمال با روسیه و ازغرب با عثمانی که دراین شهر بهم می پیوستند.» از سقوط اوضاع اقتصادی ایران با دخالت «روسیه راه عبور کالا ازقفقاز را به روی اروپائیان وایرانیان بست» اطلاعات درست ومستندی به اکنونیان می دهد. واین که تبریز یکی از راه های اصلی تجارت کشور بود، اضافه می کند که در۱۲۸۲ ش، درآستانه مشروطیت، ۲۵ درصد واردات کشور به تبریز می آمد و ۱۵ درصد صادرات ازاین شهر راهی خارج می شد.» درهمین دوران است که سراهای تازه ساز تجاری دربازار ساخته شده. با سنگفرش خیابان ها و احداث مغازه های نوساز سیمای شهرعوض می شود. با اتصال سیم تلگراف و تلفن و تأسیس کارخانه برق گام تازه ای درراه تحولات برداشته می شود.
یزدانی، آماری از ورود بازرگانان خارجی به تبریز و رونق کارقالیبافی وسایر رشته های تولیدی و اقتصادی ارائه کرده با اطلاعات تازه که حاکی از دقت و امانتداری او دربررسی اسناد اس. همو که از سلطۀ و رقابت دو دولت روس وانگلیس هرگزغافل نیست، مسائل ومشکلاتِ زمانه را می شکافد. در بازنگری تاریخ و روایت آن: «می توان گفت که اقتصاد شمال ایران – ازجمله آذربایجان – تحت تأثیر خواسته های سیاسی دولت روسیه شکل می گرفت. از ابتدای سدۀ بیستم روسیه کوشید تا امپراتوری خود را درخاور زمین بگسترد. . . . اتباع روسیه براقتصاد تبریز دست ائداختند و دامنۀ فعالیت شان به روستاهای آذربایجان کشید» اشاره ای دارد به رشد فکری وفرهنگی بازرگانان و تماس آن ها با قفقاز واسلامبول، که آبشخور اصلیِ رشد فکری وفرهنگی آن جماعت بود. نشریات عثمانی و «روزنامۀ شورای اُمت، نشریۀ “ترکان جوان” ونوشته های میرزاملکم خان درخانه حاج میرزا آقا فرشی» خوانده می شد. ازلوطیان تبریز و نقشِ آن ها در جنگ ها ی دوران استبداد صغیر روایت های شنیدنی دارد. «تبریز شهری لوطی خیز بود» این لوطیان، با همه خصلت های لمپن وار، درکنار مردم بودند. لوطیان با باورهای بنیادی به اجرای عدالت برای درماندگان و حمایت ازطبقات ضعیف جامعه بین مردم مشهوربودند «دربین لوطیان اعتقاد به عدالت ریشه داشت» هم ستارخان هم باقرخان پس از عبور ازتجربه های لوطی بازی ولوطیگری بر سر زبان ها افتادند و با دردهای اجتماعی آشنا شدند.
تشکیل گروه اجتماعیون وعامیون ایرانیان درباکو و شروع همکاری مبارزان قفقاز و ایران، آمدن حیدر تاری وردیف به ایران که بعدها به حیدرعمواوغلی معروف شد، و درتهران گروه زیرزمینی «اجتماعیون وعامیون را بنیاد نهاد». که پس ازمدتی «مرکزغیبی» نامیده شد : «تبریزی ها به جای اسم بردن از اجتماعیون عامیون، آن را مرکزغیبی یا مرکز می گفتند». گذشته از تهران با توسعۀ شعبه های این گروه در«شهرهای مشهد، رشت، اصفهان وخوی» به کارافتادند و به فعالیت پرداختند. همچنین اشاره شده به فعالیت های علی مسیو درمراکز غیبی. این ها بخشی ازمسائل مورد بحث فصلی ست که یزدانی دربازنگریِ تاریخ با مخاطبین درمیان نهاده است.
یزدانی، درتحلیل نهائی جهت تمیزتفکرسیاسی اجتماعیون تبریزوباکو آن دوگروه را مقابل هم می نشاند وتفاوت ها را می شکافد : «بیشتر اعضای آن مسلمانانی معتقد بودند، گروهی به لیبرالیسم سیاسی دلبستگی داشتند، وچند تنی شیفتۀ سوسیالیسم بودند ولی اعتقاد سوسیالیستی این گروه حتی کم رنگ تر از اجتماعیون باکوبود». و سپس اضافه می کند که اجتماعیون تبریز بیش ازهرچیز به نابودی استبداد، استواری حکومت مشروطه و پیشرفت اقتصادی کشور می اندیشیدند. میهن دوستی براندیشۀ آنان چیرگی داشت گاه نیز پشتیبانی ازفرودستان در رفتار آن ها نمود می یافت» .
این تحلیل آگاهانۀ پژوهشگر نشان می دهد آن برگزیده ها که ازلایه های گوناگون و بیشتر از طبقۀ زیرین متوسط جامعه بودند، به هشیاری ازبافت فکری مردم، ابزارها و رمز وراز برخورداری از دستاورد های ترقی و پیشرفت های اجتماعی بی خبر نبودند. اندک تأملی درآن محموله های فکری که بر شمرده نشان می دهد که آبشخور بنیادی هریک ازآنها ؛ ازبارفرهنگی – اجتماعی و نیازهای اصلی مردم زمانه مایه گرفته است .
درپیدایش مجاهدان
یزدانی، این فصل را از امضای فرمان مشروطیت توسط مظفرالدین شاه قاجار و پیوستن آذربایجانیان به پیکار مشروطیت آغاز می کند. زمانه ای که محمدعلی میرزا حکمران آذربایجان درتبریز با اقتدار استبدادی «نمی گذاشت اخبار پایتخت آرامش منطقه را برهم بزند». با شروع انتخابات مجلس اول در تهران ودیگر شهرها، بالاخره «مظفرالدین شاه به برگذاری انتخاب درآذربایجان تن داد.» و انتخابات درسراسرآذربایجان بانظارت نهادی به نام «مجلس ملی» که به همت و ابتکاراعضای فرقه اجتماعیون وعامیون شکل گرفته بود انجام گرفت. مجلس ملی که بعدا به «انجمن ایالتی آذربایجان» تغییرنام داد آن چنان گسترش پیدا کرد که : «درهمۀ امور دولتی ومملکتی» دخالت می کرد. با رفتن محمد علیشاه به تهران برای جانشینی مظفرالدین شاه، دسته های مسلح مجاهدین درتبریز به وجود آمد. با تشکیل این گروه که از لایه های گوناگون اجتماعی شکل گرفته بود، آموزش های نظامی و سوارکاری زیرنظر معتمدان هرمحل در سراسر محلات شهر شروع شد. چند نفری که ازباکو آمده بودند و«تهاجم دولت تزاری و انقلاب روسیه را به چشم دیده بودند وقوع ضدانقلاب را درایران ممکن می دانستند.» و به گردانندگان مراکز غیبی هشدار دادند که درآشنائی با خوی استبدادی محمدعلی شاه «برپائی سازمان مُسلح ملی ضروری ست. بقای مشروطیت نیازمند به چنین سازمان ملی است.
مجاهدین در جلوگیری از احتکارمواد غذائی و سایر مایحتاچ ضروری مردم وتأمین امنیت، البته با پشتیانی لایه های پائین دست اجتماع چنان قدرتی نشان داد وبه درستی عمل کرد که اداره امور شهرها را به دست گرفت. «حتی تأمین آذوقه شهر به یاری مجاهدان صورت می گرفت. . . . درروزنامه انجمن می خوانیم که مجاهدان درباب . . . اجبار محتکرین به فروش غله [ازانجمن] تکلیف می خواستند» .
اشاره به کشتار روستائیان درملک حاج میرزاحسن مجتهد اعلم تبریز درحوالی قره چمن، که به غارت خانه مجتهد ونفی بلد اوگردید، ازموارد دردناکیست که آزمندی روحانیت، این سخن بنیادیِ شادروان «حاج میرزا فتاح شهیدی» یک عمامه هم از روحایت دزدیده و به سرگذاشته اند»، را برای چندمین بار یادآور می شود. از زندگی ننگین و ظلم و ستم این روحانی وخانواده اش درتبریز که چندین روستا را درمنطقه به زور و تزویر تصاحب کرده بود، داستان های شرم آوری برسرزبان ها بود. محمدسعید اردوبادی که دردوران استبداد صغیر درتبریزحوادث را به دقت دنبال می کرد درکتاب «تبریزمه الود، روایتی دیگراز مشروطیت» غارت خانه حاج میرزاکریم آقا امام جمعه تبریز را شرح می دهد: «دراین موقع، ناگهان دم درغلغله ای برپا شد؛ صندوقچه ای را یک نفرکول کرده بود و باخود می برد، زدند؛ صندوقچه افتاد و شکست؛ داخل آن شیشه های کنیاک درآمد؛ غارتگران شیشه ها را بر می داشتند ودر جیب هایشان می چپاندند.» همان – ترجمه سعید منیری – جلد اول ص ۲۲۴– چاپ دوم – انتشارات دنیا بهار۱۳۶۴ تهران.
با ورود مخبرالسلطنه هدایت به عنوان والی آذربایجان به تبریز که « بی میل نبود مشروطه خواهان را به تسلیم بکشاند»، توطئه ها، با تفرقه اندازی در بین مجاهدین شروع شد. «مخبرالسلطنه مدعی بود که ستارخان او وانجمن ایالتی را عاجز کرده است. “هرچه وجود او دربلوا مفید بود، فعلا مضراست”» دنبالۀ آن شکایت را نماینده روس ها پی گرفت : «حضورآن دو سردار در تبریز موجب نا امنی شهرو اخلال کارها می شود.» و این درحالیست که نمایندگان سیاسی آن دولت های سه گانه : روس و انگلیس و عثمانی : «جبهۀ خارجی ستارخان و باقرخان را تشکیل می دادند.» به روایت مستندِ نویسنده، « رئیس الوزرای دولت تزاری روس و ایزولسکی وزیرخارجه آن کشور– از رفتار جسورانۀ مجاهدان نسبت به سربازان روسی خشمگین بودند»
یزدانی ازرنگ عوض کردن های قاتلان مشروطه خواهان و یک شبه مشروطه خواه شدن جنایتکارانی ماندد صمد خان شجاع الدوله، عین الدوله وصدرالاشراف، قاضی مزدور و آدمکش دادگاه باغشاه، که دوفرد اخیر درمشروطیت به نخست وزیری رسیدند حوادث دوران را به درستی توضیح می دهد.
با هجوم سربازان مجهز روسیۀ تزاری به اردبیل به بهانۀ خاموش کردن بلوای رحیم خان سرکرده ایلات، ستارخان باعده ای ازمجاهدان به اردبیل اعزام می شود. پس ازمدتی نه چندان موفق به تبریز برمی گردد. درمراجعت «مخبرالسلطنه را متهم کرد که برای مجاهدان دراردبیل دام گسترده و در فرستادن کمک به آن ها کوتاهی کرده است» اوبه درستی دریافته بود که حوادث رنگ دیگری به خود می گیرد و درحال شکل گیریست؛ تا دورکردن آن دو سردار از تبریزحتمی شد. ستارخان که با سرنگونی محمدعلیشاه کارخود را تمام شده می دانست و ازسادگی می پنداشت که استبداد، تنها در محمدعلی شاه متمرکز است و بس! : «اوهنگام اقامت در شهبندری عثمانی به رسول زاده چنین گفته بود: دیگر وظیفۀ ما به پایان رسید. کارما سربازی بود. وظیفۀ ما برانداختن وداغون کردن کهنه بود. . . . . . . اکنون زمان ساختن فرارسیده است. برای این کار به نیروهای دیگری یعنی به علما و متفکران احتیاج است باید سازندگان و بنا کنندگان را هرکجا باشند باید پیدا کرد و پشت شان ایستاد و گفت کار کنید . . . [اما] ستارخان به دو دلبل، درگیر مبارزۀ سیاسی شد. یکم – ترکیب و ماهیت حکومتگران جدید – دوم وضع مجاهدان».
پژوهشگر، این نکتۀ مهم را به درستی می شکافد و سرنوشت بد خیم وسازمان یافتۀ ضدِ مشروطیت را توضیح میدهد: «حکومتگران جدید تفاوتی با پیشینیان نداشتند. درواقع دگرگونی چشمگیری درترکیب گروه های حکومت کننده رخ نداده بود. ستارخان دربارۀ آن وضع به زبان ساده خود چنین می گفت: ما زحمت کشیدیم وخود را به کشتن دادیم نتیجه را دیگران بردند».
دراثرتهدید ایزولسکی وضرب الاجلی که او قائل شد: « اگردولت ایران تا بیست و هفتم اسفند ۱۲۸۸ خواسته های روسیه را درمورد ستارخان وباقرخان و سایرمجاهدان برنیاورد سپاهیان روس واردخاک ایران خواهند شد. سرادوارد گری ازاین خواست روسیه پشتیبانی کرد.» به زبان ساده، آن دو سردار تبریزی به زورفشار دولت های مداخله گر روس و انگلیس اززادگاه خود تبعید شدند. به تهران رفتند. «مخبرالسلطنه و ژنرال زنارسکی آن پیروزی رابهم تبریک گفتند» ص۲۱۸ استقبال مردم تهران ازآن دوسردار کم نظیربود. ستارخان بامجاهدین وارد پارک اتابک می شوند. چند روزبعد قوای نظامی روسیه وارد تبریز می شود. دولت با رأی مجلس به بهانۀ خلع سلاح مجاهدین درتهران، یپرم خان رئیس شهربانی را مآمور خلع سلاح و جنگ به پارک اتابک مآمورمی کند. درگیری چندساعتی طول می کشد وآن دوسردار تسلیم می شوند. «باقرخان بی حرمتی دید و کتک خورد. ستارخان را با زانوی تیرخورده دریکی ازراهروهای ساختمان یافتند. ۵ تن ازدولتی ها و ۱۵ مجاهد برخاک افتادند» گفتنی ست که قوام السلطنه که درنوجوانی درمقام معاون عین الدوله درتبریزخدمت کرده بود و درآن روزها نیز درمقام وزیرجنگ درتمام مدت توی کالسکه به تماشا نشسته پس ازختم ماجرا به نزد عین الدوله و فرمانفرما رفته «خبرشکست مجاهدان و زخمی شدن ستارخان را به آنها داد». هردوسردارتا نیمه های مهرآن سال درزندان نظمیه محبوس میشوند. «درحدود۲۷۰ مجاهد وغیرنظامی دستگیر وروانه زندان شدند». به نشانۀ نفرت مردم ازچنین رفتارناجوانمردانه دولت مستوفی الممالک، بازار تهران ۵ روز تعطیل می شود.
پایان کتاب، فصل دهم با عنوان «مجاهدان شورشی» بازگوئی فجایع غیرانسانی و وحشیانۀ نظامیان روس درتبریز، دستگیری مجاهدان و مشروطه خواهان وآزادیخواهان و تشکیل دادگاه های فرمایشی با محکومیت های ازپیش آماده شدۀ اعدام پیشگامان وبیداران، حمله شجاع الدوله به شهر ورفتارنوکرمأب اوباروسیان متجاوز؛ قتل یفرم درجنگ باطرفداران سالارالدوله دردهی به نام شورجه درحوالی همدان، درگیری های مجاهدان بختیاری با فرمانفرما وکشته شدن یارمحمدخان فرمانده نیروی شورشی، فرار سالارالدوله و پناهنده شدن او به کنسولگری روسیه درکردستان وسرانجام این که با برکناری صمصام السلطنه و برآمدن علاءالسلطنه «پایتخت شاهد زد وخوردهای بختیاری ها با افراد ژاندارمری شد . . . و واپسین نیروی نظامی ملی این گونه ازمیان رفت.»
کتاب را می بندم. غرقه درسیاهی های گذشته، ازبازنگری هشیارانۀ پژوهشگر به گذشته های تاریک وطن، در نخستین دهۀ مشروطیتِ نوپای ایران. فریاد وجدان تاریخ درگوشم می پیچد که سوگوارانه از تباهی آرزوها؛ عواملِ شکست مشروطیت را از زبانِ پاکِ یزدانی توضیح می دهد.

آیا فقط خامنه ای بار عملکرد رژیم را بر شانه میکشد ؟دکتر علیرضا نوری زاده

fd65sf4sd5f2

دکتر علیرضا نوریزاده

دکتر علیرضا نوریزاده

اگر در جاده شمال ، چرخ ماشینمان پنچر میشد ،لعنت و نفرینی به مسبب و باعثش ( شاه ) میکردیم تو گوئی او مسئول میخی بود که به چرخمان فرو رفته است . و اگردر محل کارمان به علت بی توجهی یا بی لیاقتی توبیخ میشدیم و یا ارتقاء درجه مان به تأخیر میافتاد باز این کاستی را از چشم شاه میدیدیم و در خیالپردازی هایمان تا آنجا میرفتیم که رئیس مملکت را مسئول همه ی مشکلات و مصائبی میدانستیم که گرفتارش بودیم . آبادانی را نمیدیدیم اما اگر زاغه ای را مشاهده میکردیم لعنتی نثار شخص اول میکردیم تا دلمان خنک شود . یادم هست شبی با تنی از دوستان شاعر و نویسنده به شبکده دکتر رفته بودیم که کنار زایشگاه تهران در خیابان سنائی قرار داشت . صاحب میکده دندانپژشکی ارمنی بود به همین دلیل دکتر صدایش میزدیم . او ظاهرا ترسای پیرهن چرکین و سنگ صبور ما بودن را بر دندان پرکردن و کشیدن ترجیح داده بود .

بیشتر بخوانید »

ناکام ماندن سودای سفر سران استقلال به آمریکا – فریدون شیبانی

fsdfsdf2532sdf

تلاش سران باشگاه استقلال برای سفر به آمریکا به بهانه برای برپایی اردوی تیم پرهوادار تهرانی در تعطیلات نوروزی، به بن بست خورد و در حالی که رسانه های داخلی سفر تیم نیم بند آبی پوش به ایروان ارمنستان برای اخذ روادید را حرکتی مضر در جریان رقابتهای لیگ برتر و جام حذفی داستند، مدیران استقلال دلیل منتفی شدن سفر به آمریکا را غیرمنطقی اعلام کردند. پس از انقلاب سال ۵۷ سران نظام اسلامی در حالی آمریکا را همواره «شیطان بزرگ» و سرزمین کفر نامیدند، که برای سفر به آن سر و دست شکسته اند!

استقلال در شرایطی که شش بازیکن در اردوی تیم ملی در پرتغال داشت، و بازیکنان کلیدی چون حنیف عمران زاده و جاسم کرار هم همراه تیم نبودند، به گفته میرشاد ماجدی (سرپرست تیم) با ۱۲ بازیکن به اردوی چهار روزه ارمنستان و به دیدار شیراک رفت. این تیم در تعطیل کوتاه مدت لیگ برتر بازی تدارکاتی با تیم آرارات تهران را منتفی و به جای آن به یکباره به ایروان و دیدار یک تیم دیگر ارمنی اما در آن سوی مرزها رفت: تیم شیراک ارمنستان.

دیری نپایید که خبرگزاری مهر سودای سفر سران باشگاه استقلال به آمریکا به همراه تیم فوتبال این باشگاه را فاش کرد. سفر به آمریکا به منظور شرکت در یک تورنمنت چهارجانبه اعلام شده بود که تیمهای شرکت کننده در آن مشخص نبودند. شورای برون مرزی وزارت ورزش هم هنوز موفقتش را برای صدور مجوز سفر به آمریکا اعلام نکرده بود. مسوولان باشگاه آبی پوش اعلام کردند که ملی پوشان این تیم در بازگشت از پرتغال در سفری یک روزه برای گرفتن روادید آمریکا به ارمنستان اعزام خواهد شد. در سفر به ارمنستان گرچه بسیاری از بازیکنان، به ویژه یاران اصلی نبودند، اما مدیرعامل، هیات مدیره باشگاه و بعضی مسافران ویژه غیر فوتبالی برای گرفتن ویزای آمریکا مسافر ایروان بودند!

پس از بازی در ارمنستان و شکست از شیراک، استقلال به سفر کوتاه مدتش پایان داد و روز چهارشنبه اعلام کرد که سفر به آمریکا منتفی شد.
بهرام افشارزاده،مدیرعامل استقلال در خبرگزاری دانشجویان ایران دلیل لغو سفر را همزمانی آن با لیگ برتر اعلام کرد و پندار توفیقی، عضو هیات مدیره استقلال به عنوان مسوول سازماندهی این سفر به خبرگزاری فارس گفت که برنامه های فرهنگی ویژه ای در آمریکا مورد نظر بوده است و “ما قویا روی موضع و خواسته‌های باشگاه استقلال هستیم ولی تا این لحظه با توجه به درخواست‌های آنها و مذاکرات ما حضور تیم در کشور آمریکا منتفی شده است.”

پندار توفیقی در این گفت و گو چند بار از شرکت طرف قرار داد استقلال یاد کرد که نامی از آن نبرد و همچنین توضیحی نداد که خواسته های طرف آمریکایی چه بوده است.
به دلیل حضور تعداد پرشمار ایرانی در آمریکا، و به ویژه در کالیفرنیا، برنامه های این چنینی معمولا توسط ایرانیانی سازمان داده می شود که از نظر اخذ ویزا و پاره ای اقدامهای دولتی دارای نفوذ سازمانهای رسمی مانند فدراسیون فوتبال آمریکا نیستند. در پایان سفر به ارمنستان نیز اعلام نشد که استقلالیها موفق به اخذ روادید آمریکا شدند و یا نه.

به بهانه روز بزرگداشت حضرت حافظ

حافظ؛ آینه آمال ما
غلامرضا امامی

adsd23
اشاره: شمس الدین محمد شیرازی که در اشعارش ” حافظ ” تخلص اختیار کرده و با همین نام هم به شهرت رسیده، بی هیچ تردیدی شهره ترین شاعر ادب کلاسیک ایران در میان مردم کوچه و بازار است و دیوان اشعارش قداستی در میان خلق دارد چونان چون کتاب مقدس.

اشعار او در درازای تاریخ ایران، همواره وسیله ای بوده اند برای عبور از بزنگاه های زندگی و مرهمی بر دردهای لاجرم گردش چرخ؛ گاه وسیله ای برای گمان نیک نسبت به آینده شده اند، گاه دلخوشی حالا و دیگر گاه هم شیرینی خوب به یاد آوردن روزگار شده.

بیستم مهرماه، در تقویم ایران با عنوان روز حافظ نام گذاری شده، روزی گه به گمان قوی سالروز تولد محمد شمس الدین هم بوده؛ بخش فرهنگی خبرنامه ی خلیج فارس به همین بهانه، یادداشتی جذاب و خواندنی از ” غلام رضا امامی ” نویسنده و مترجم ساکن رم را تجدید چاپ کرده تا هم یاد حافظ را زنده کرده باشد و هم قلم این یار بی ادعای ادب امروز را؛ با هم بخوانیم…

زان پیشتر که عالم فانی شود خراب…

«در غزل‌های سبک‌خیز و تند آهنگ تو
خنکای سیال دریاست
و فوران کوه‌وار آتش نیز». نیچه

امروز، روز حافظ است. رند عالم‌سوزی که چونان سرو سرسبز ستبر شیراز، استوار و پایدار‌ رو به آسمان آبی آگاهی و آزادی با جام جهان‌بینی در دست ره می‌سپرد. حجاب ابرهای سیاه تعصب و تحجر را می‌درد با سرود خوشش بر سر زلف سخن شانه می‌زند، زهره و فلک را به رقص می‌آورد و بانگ می‌زند:

آدمی در عالم خاکی نمی‌آید به دست / عالمی دیگر بباید ساخت وز نو آدمی

عطر کلامش همچون بوی بهارنارنج کوچه‌باغ‌های قصرالدشت شیراز به بهاران جان را به پرواز می‌آورد. حافظ، حافظه تاریخی ماست از پس صدها سال، سد زمان و مکان را می‌شکند و آینه‌ای از احوال و آمال ما را روبه‌رویمان به نمایش می‌گذارد و حتی خود به زایران مزارش ندا می‌دهد:

بر سر تربت ما چون گذری همت خواه
که زیارتگه رندان جهان خواهد شد

حافظ نمونه و نمودار و تجسم پررازورمز ماست؛ پایی در زمین و دستی در آسمان، نگاهی به گذشته و چشمی به آینده. سر در جیب اندیشه فرو برده و دل به زیبایی از کف داده و در این نبرد میان دل و دماغ، میان عشق و عقل، مهر را برگزیده:

فدای پیرهن چاک مهرویان باد
هزار جامه تقوا و خرقه پرهیز

شعر حافظ به کاشی‌های اصفهان می‌ماند و به قالی کرمان؛ ساده در اوج پیچیدگی، زیبا در نهایت و عمق، هماهنگی در کمال استقلال و… . بیهوده نیست که عارف عالم میرزا جواد ملکی تبریزی در قنوت نماز شبش به فارسی به ترنم می‌خواند:

زان پیشتر که عالم فانی شود خراب
ما را ز جام باده گلگون خراب کن

سروده‌های او سال‌ها و قرن‌هاست که در هر مسجد و مدرسه و مسندی خوانده می‌شود و هرکس از آن باغ گلی می‌چیند، از دیوانش فالی می‌گیرد و در آن رویاگونه و آرزویی چشم می‌دوزد:

حافظم در مجلسی دُردی کشم در محفلی
بنگر این شوخی که چون با خلق صنعت می‌کنم

حافظ راز دوام پیوستگی فرهنگی ماست، در شب‌های سرد، در روزهای گرم، در فراق و وصال، در امید و نومیدی، در شادی و غم، در عزا و عروسی، همه‌جا در کنار ماست؛ چونان رنگین‌کمانی زمین را به آسمان پیوند می‌دهد، جسم را به جان، گذشته را به حال و حال را به‌آینده، قال را به حال، ایهام و ابهام را به روشنی و خود می‌داند که بر چه قله‌ای ایستاده است که چنین خوش می‌خواند:

ندیدم خوش‌تر از شعر تو حافظ
به قرآنی که اندر سینه‌داری

شگفتا که او چون همشهری‌اش، سعدی، سیر آفاق نکرد. حافظ در مدت عمر خود، سفری کوتاه به یزد کرد و گفت دلم از وحشت زندان سکندر بگرفت، گذری به هرمز کرد، دریا را دید و به شیراز بازگشت و گفت:

شیراز و آب رکنی و این باغ خوش نسیم
عیبش مکن که خال رخ هفت کشور است

اما شاعر شیدای شوریده شیرازی ما سیر انفس کرد، دل آدمی را دید، به سرای ابدی و اسم اعظم هستی دست یافت و ماندگار شد و جاودان ماند. گوته برای آنکه به گلشن شعر او سر زند و معنی «رند» را دریابد، فارسی فراگرفت. من نمونه خط فارسی او را در سندی دیده‌ام. تاگور که نزدیک مزارش رسید، به زانو به دیدارش رفت و سلامش گفت؛ همان حافظیه زیبا که روزها و شب‌ها عاشقان گردش می‌آیند و سخنش را می‌شنوند که:

بر سر تربت ما چون گذری همت خواه
که زیارتگه رندان جهان خواهد شد

گویی هنوز شاعر ما در کار آفریدن نقش‌هاست. درحال خواندن نغمه‌هاست و همه عاشقان و دلدادگان جهان را به میهمانی خویش می‌خواند و مائده‌ای آسمانی بر سفره گسترده عشق می‌نهد. همان میهمانی که گوته خطاب به حافظ ما گفت:

میخانه‌ای که تو برای خویش پی افکنده‌ای
فراخ‌تر از هر خانه‌ای است
پرنده‌ای که روزگاری ققنوس بود در ضیافت توست…
در خود فرو می‌روی ابدی
از خود پرواز می‌کنی ابدی
رخشندگی همه عمق‌ها
و مستی همه مستانی.

نگاهی به بهترین کتاب های کودک تاریخ

گنجهای ناب در افسانه های پریان…
لیلا سامانی

تصور دوران کودکی بدون در نظر گرفتن دنیای خیال و رویا تقریبا محال است، کودکانی که می کوشند با کند و کاو در محیط اطراف و آدمهای پیرامونشان هستی را بشناسند؛ برای آنها دنیای فریبنده و سراسر رمز و راز داستانهای سرزمین پریان و افسانه های کهن دریچه ای می گشاید به سوی تفکر، خلاقیت و اندیشیدن. قصه های پادشاهان نادان و رعایای زیرک، دخترکهای یتیم و شاهزاده خانمهای زیبا، پری های مهربان و جادوگران دسیسه گر… همین عناصرند که کودک را به سرزمین خیالات مهیج می سرانند و به او اندیشیدن ورای چارچوبهای معمول را می آموزند. این داستانهای خیال انگیز و پر حکمت که عموما با عباراتی چون “روزی روزگاری در سرزمینهای دور” آغاز می شوند، درعین حال که از مسائلی خارق العاده سخن می گویند اما در همان حال با ظرافتهایی نغز مرز میان داستان و واقعیت را تفکیک می کنند.

لیلا سامانی - نویسنده مقاله

لیلا سامانی – نویسنده مقاله

تعیین تاریخ دقیق ادبیات کودکان به شکل کلی را شاید بتوان به تلاشهای « شارل پرو» نویسنده و شاعر فرانسوی مربوط دانست، او به عنوان یکی از نخستین گردآورندگان و بازنویسان قصه های پریان، اندیشه های مدرنیستی اش را با مضامین این قصه ها در آمیخت. قصه هایی که امروزه همگی از جمله‌ی آثار کلاسیک و محبوب کودکان به شمار می روند. اگرچه پرو این قصه ها را برای بزرگسالان نوشت اما همین داستانها پس از بنا شدن ادبیات کودک در قرن هجدهم به این حیطه ی ادبیات راه یافتند. «شنل قرمزی» ، «زیبای خفته»، «سیندرلا»، «گربه ی چکمه پوش»، «ریش آبی» و «بند انگشتی» از بهترین آثار پرو محسوب می شوند.

اما نقطه ی آغاز تاریخ ادبیات کودک به شکل مدون را شاید بتوان به آغاز قرن نوزدهم و تلاشهای برادران « گریم» مرتبط دانست. آنها داستانهای فولکلوریک ژرمن را از روی روایت شفاهی قصه پردازان بومی گرد آوردی و ویرایش کردند و برای عرضه به کودکان انتشار دادند.

با این حال، ادبیات کودکان به مفهومی که امروز به آن معتقدیم را « هانس کریست اندرسن » پایه گذاری کرد، مردی که نامش امروز زینت بخش بزرگ ترین جایزه ی ادبیات کودکان جهان است.
داستان های اندرسن در بسیاری از موارد از افسانه های عامیانه الهام گرفته شده است و آن چه آثار او را جاودانه ساخته است، تخیل بسیار قوی ، هنر در پرداختن مطالب و از همه مهم تر احترام عمیق او نسبت به اصالت نیکی و محبت در ذات انسان ها است. کارهای اندرسن چه از لحاظ قالب و چه از لحاظ شخصیت متنوع است از جمله آثار وی « جوجه اردک زشت» ، « لباس جدید پادشاه» و «دخترک کبریت فروش » و « سرباز حلبی » اشاره کرد.

اما مارینا وارنر نویسنده و منتقد آمریکایی طی یادداشتی که در روزنامه ی گاردین به چاپ رسیده است، ده داستان قدرتمند و تاثیر گذار از گذشته تا امروز را در حیطه ی داستانهای کودکانه معرفی کرده است، با هم این فهرست را مرور می کنیم:

۱- درخت سرو اثر برادران گریم ( آلمان)
این داستان، به طبیعت ماهیت داستانهای برادران گریم، قهرمان داستان در معرض خطراتی سخت قرار می گیرد اما به مدد نیروهای خیر و پاکی نجات می یابد.

fgdg2562

۲- ملکه ی برفی اثر هانس کریستین اندرسن ( دانمارک)
این داستان یکی از تحسین بر انگیز ترین داستان های اندرسن است، این داستان به مقوله ی نبرد جاویدان میان خیر و شر می پردازد و داستان دو کودک به نامهای « کای» و «گردا» را روایت می کند. کای در چنگ ملکه ی برفی اسیر شده ، قلبش یخ زده و احساسات در او مرده است؛ اما گردا در صدد است با نیروی عشق و شجاعت و وفاداریش یخ ها را آب کند و کای را نجات دهد.

۳ – کرّه الاغ طلایی یا تناسخ‌های آپولیوس اثر لوسیوس آپولیوس (رم باستان)

 سردر کتابخانه بوهن از یکی از آثار آپولیوس: پرتره‌ای اثر پامفیل که لوسیوس پاتراسی را در حال تبدیل به جغد و الاغ طلایی نشان می‌دهد


سردر کتابخانه بوهن از یکی از آثار آپولیوس: پرتره‌ای اثر پامفیل که لوسیوس پاتراسی را در حال تبدیل به جغد و الاغ طلایی نشان می‌دهد

الاغ طلایی داستان جوانی است که در جامعه رم وارد اجتماع می‌شود و می‌خواهد که از جایی شروع کند اما از آنجایی که جامعه خود فاسد شده است و از درون دارد می‌پوسد و همه فکر و ذکرها متوجه غرایز حیوانی شده است جوان هم به آن سمت می‌رود و جز ماده و مادینگی چیزی نمی‌بیند و تا آنجا پیش می‌رود که کالبد انسانی را از دست می‌دهد و به الاغ تبدیل می‌شود.
اما شعور و قوه ادراکش محفوظ می‌ماند و دراین مسخ و تبدیل کالبد به قعر حضیض می‌رسد و ژرفای تباهی و فساد خود و جامعه روم و اشرافیت آن را می‌بیند و با تمامی ذرات وجود حس می‌کند و آنگاه که به منتهای فساد و تباهی می‌رسد به خود آمده از این خویشتن خود زده می‌شود و با تمامی وجود می‌خواهد که کالبدی انسانی و رفتاری انسانی داشته باشد. سرانجام آرزوی او برآورده می‌شود و او به کالبد انسانی برمی‌گردد و از پس این زایش دوباره از مادیت (مادینگی و نرینگی) می‌برد و به روحانیت رو می‌آورد. داستان الاغ طلایی داستان سیر و سلوک سالکی است که به حضیض می‌رسد و پس از آن بلند می‌شود و بالا و بالا و بالاتر می‌رود تا به اوج برسد.
شکسپیر از این داستان برای خلق شاهکارش « رویای نیمه شب تابستان» الهام گرفته است.

۴- عروس ببر اثر آنجلا کارتر
آنجلا کارتر، نویسنده‌‌ی انگلیسی با نگرشی فمینیستی و با استفاده از سبک رئالیسم جادویی متلها و افسانه های شیرین کهن را استحاله می کند، داستان عروس ببر در حقیقت شکل دگرگون شده ی داستان عامیانه ی دیو و دلبر است.
آثار کارتربازگویی‌های بازیگوشانه و ویرانگرانه ی او از افسانه‌های پریان «شارل پرال»، زنان کاردان، تبهکاران سیاه‌دل، حیوانات مکار و دگرگونی‌هایی باورنکردنی را شامل می‌شود. داستانهای او مملوند از طنازی‌های بی‌پرده و زمینی و خیال‌پردازی‌های گوتیک .

۵- قمرالزمان و ملکه بدور
«قمر الزمان و ملکه بدور» یکی از داستان‌های هزار و یک شب است. در این داستان به موضوع سندرم زن‌هراسی یک شاهزاده و مردهراسی شاه‌دختی جوان پرداخته شده است. قمرالزمان و بدور هریک در مکان جغرافیایی جداگانه و دور از یک‌دیگر به سر می‌برند و حتی نام سرزمین یکدیگر را نمی‌دانند، اما هر دو به یک بیماری دچارند و سرانجام با تجربه‌ای رویاگونه از آن رها می‌شوند. بخشی از داستان به چگونگی بیدار شدن شاهزاده و شاهدخت به وسیله‌ی دیوان اختصاص یافته است. در حقیقت این دیوها باعث رهایی آن دو از بیماری غیر هم‌جنس هراس می‌شوند.

cinderella_3

سیندرلا

۶- سیندرلا
این افسانه ی محبوب بازگوکننده قصه ی قدیمی رسیدن به پاداش پیروزمندانه پس از دیدن ظلم و بی‌عدالتیست. هزاران گونه متفاوت از این افسانه در همه‌جای دنیا وجود دارد که محبوبترین آن به قلم نویسنده فرانسوی شارل پرو در سال ۱۶۹۷ میلادی به رشته تحریر درآمده است.
امروز «سیندرلا» به معنی کسی است که پس از دورانی از گمنامی و بی‌خبری ناعادلانه، به کامیابی و سرشناسی می‌رسد.

۷- مالکیت اثر ای اس بیات
این رمان که مهم ترین اثر این نویسنده ی انگلیسی به شمار می رود در سال ۱۹۹۰ منتشر شد و برای او جایزه ی بوکر را به ارمغان آورد. این رمان زندگی دو عضو آکادمی معاصر را دنبال می‌کند، که هرکدام مشابه چهره‌ی ادبی داستانی خیالی ( و نه واقعی) قرن نوزدهمی هستند، که بر روی‌شان تحقیق می‌کنند.

۸- عزیز مثل نمک اثر ایتالو کالوینو
این داستان، تنها یکی از صدها افسانه از گنجینه‌‌ی غنی داستانهای فولکلوریک ایتالیاست. کالوینو، این داستان را در مجموعه داستان مشهورش با نام « قصه های ایتالیایی» گنجانده است، کالوینو گرچه تحت تاثیر ادبیات فولکلوریک و عامیانه است، جنبه های ادبیات آوانگارد نیز در آثارش مشاهده می شوند. او ضمن گردآوری عناصر قصه گویی و افسانه سرایی، در آثارش به ترکیب انگیزه های ادبیات ماجراجویی کلاسیک با عناصر قصه گویی فرهنگ عامیانه می پردازد.

۹- آقای فاکس اثر ژوزف ژاکوب
قهرمان این داستان فولکلور انگلیسی یکی از خشن ترین، خودستاترین و شیادترین مردان ستمگر و زن کش افسانه های فولکلور است.

۱۰- هارون و دریای قصه ها اثر سلمان رشدی

سلمان رشدی

سلمان رشدی

نادین گوردیمر، برنده جایزه ادبی نوبل درباره ی این کتاب گفته است:
“هارون و دریای قصه ها داستانی جذاب و زیبا است که در آن خوبی و زشتی در قالب درامی طنزآمیز با هم در نبردند. ماجراهای پر حادثه و شخصیت های خوب و بد داستان چنان هنرمندانه و زیبا ساخته و پرداخته شده اند که جذابیت آن را هم طراز افسانه های هزار و یک شب ساخته اند.”
این داستان مشابه دیگرآثار رشدی به سبک رئالیسم جادویی نوشته شده است، واقعیتی که رشدی در پوشش افسانه هارون و دریای قصه ها توصیف می کند همان مشاجره ای است که میان هنر و ادبیات از یک طرف و مذهب و ایدئولوژی سیاسی از طرف دیگر در جریان است.

اتهام سران پرسپولیس به ارتباط با عامل موساد! – فریدون شیبانی

654f6sd1f

تعطیلی مسابقه های فوتبال لیگ برتر ایران، حاشیه های همیشگی تیم پرسپولیس را از سرمربی و بازیکنان به سطح مدیران این تیم محدود کرد – آن هم با اتهامی که در ایران مفهوم خط قرمز نظام اسلامی را دارد. ماجرای یک بازی دوستانه ولی چند میلیون یورویی با تیم نامدار رئال مادرید اسپانیا، در زمان مدیرعاملی سردار محمد رویانیان کلید خورد و پس از برکناری علیرضا رحیمی (جانشین سردار) و علی دایی (سرمربی) با سفر ناگهانی و سریع امیرحسین سیاسی (رییس هیات مدیره و مرد اول کنونی مدیریت باشگاه) و بهروز منتقمی (قائم مقام زمان رویانیان و جانشین کنونی رحیمی) به اسپانیا و جلسه با فلورنتینو پرز، رییس باشگاه رئال این موضوع وارد «فاز» تازه ای کرد تا این بار سران پرسپولیس را با مساله ای فراورزشی برای تندروهای بیگانه با ورزش دست به گریبان کند.

امیرحسین جهانشاهی، تاجر ایرانی مقیم اروپا و از دوستان نزدیک رییس باشگاه رئال، در هنگام مدیرعاملی سردار رویانیان عامل ارتباطی برگزاری این بازی شد و در همان موقع هم رسانه های داخلی به این اشاره کردند که او از فعالان ضد جمهوری اسلامی است. این ماجرا در گیرودار برکناری سردار رویانیان به فراموشی سپرده شد.

اما با سفر روز چهارشنبه سران پرسپولیس به مادرید، این ماجرا به گونه ای گسترده تر بازتاب یافت. خبرگزاری دانشجویان ایران روز شنبه با اشاره به خبری در خبرگزاری دولتی جمهوری اسلامی در بهار سال ۱۳۹۰ باعنوان «دلسوزی فریب خوردگان “الماس” برای پرسپولیس؟» نقل قول کرد: خبرنگار از امیرحسین جهانشاهی پرسید که آیا آن طور که قبلا عنوان کرده، او صراحتا در ایران به دنبال “ترور، بمب‌گذاری و تخریب علیه مردم” است؟ و او پاسخ می‌دهد: برای سرنگون کردن نظام جمهوری اسلامی از هر شیوه ممکن استفاده خواهم کرد.

در این گزارش به تلاش گروهی به سرکردگی جهانشاهی برای سرنگونی رژیم اسلامی اشاره شده است و با وصل کردن او به سازمان موساد (سازمان ضد جاسوسی و امنیت اسراییل)، در سفر کنونی سران پرسپولیس و به ویژه امیر حسین سیاسی آشکارا متهم به ارتباط با عامل موساد شدند – اتهامی که در دوره سردار رویانیان چنین شدتی نداشت!

امیرحسین سیاسی در بازگشت به تهران بی درنگ نشستی مطبوعاتی تشکیل داد که به نوشته خیرگزاری فارس با کیک و ساندیس از نمایندگان رسانه ها پذیرایی شد. در این نشست سیاسی در موضع ضعف تا حد لغو کردن مسابقه حاشیه دار و گران قیمت پیش رفت.

دفاعیات سیاسی در ۴۵ دقیقه و تجمع اعتراضی بسیج دانشجویی

خبرگزاری فارس در گزارشی از این نشست ۴۵ دقیقه ای به پذیرایی نمایندگان رسانه ها با کیک و ساندیس اشاره کرد و از زبان سیاسی به بازتاب جلسه با ردئال پرداخت که نکته های زیر قابل اشاره بود:

– در خصوص جهان‌ شاهی باید بگویم ما مذاکره‌ای با او نداشتیم و فقط در دفتر تریل با او آشنا شدیم که او هم آنجا بود و از منافع ما حمایت کرد اما من سوابق قبلی او را نمی‌ دانستم و هنوز هم نمی ‌دانم و فقط حدود ۲۰ دقیقه در دفتر پرس با او آشنا شدیم و حدود ۲۰ دقیقه هم در فرودگاه او را دیدیم.
– در مورد اینکه بسیج دانشجویی اعلام کرده قرار است فردا تجمع اعتراض‌ آمیز مقابل باشگاه پرسپولیس برگزار کند، موضع من شفاف‌ سازی است برای این که آنها متوجه شوند موضوع خاصی نبوده است شفاف‌سازی می ‌کنم. این که افراد نزدیک به نظام حساسیت‌ های خاص دارند، چیز قابل اعتنایی است. من فقط می ‌توانم شفاف‌ سازی کنم و برای افرادی که در این خصوص برایشان شبهاتی پیش آمده را توضیح دهم وظیفه من شفاف‌سازی است.
– مورد مهم در مذاکرات ما استفاده از علم صنعت فوتبال در بخش‌های اسپانسرینگ و مارکتینگ بود. در این بخش آنها پیشرفت‌های زیادی کرده‌اند و در فوتبال از آب هم کره می ‌گیرند ما در راستای این مسائل در ابتدایی‌ ترین مسائل آن گیر هستیم.
– در مورد اینکه رئیس کمیسیون شورای امنیت ملی گفته که باید دیدار پرسپولیس و رئال لغو شود، اگر شورای امنیت و مقامات حکومتی به لغو این بازی دستور بدهند ما تابع قانون هستیم و مقامات کشوری آنچه را صلاح بدانند ما انجام می ‌دهیم و تابع خواهیم بود.
– در پاسخ به این که پرسپولیس بالغ بر ۱۰۰میلیارد بدهی دارد و این بازی نمایشی سه میلیون یورویی چقدر می‌تواند برایش مفید باشد، باید گفت: بدهی یک مسئله دیگر است و این بازی نمایشی چیز دیگری است. بازی‌های نمایشی واسطه دوستی در سطوح مختلف هستند ما تا کنون با پرسپولیس در سطح رئال بازی نداشته‌ایم و بازی در این سطح می‌تواند خیلی مهم باشد. (گفتنی است که کشتی گیران طرف قرارداد با پرسپولیس و همچنان طلبکار از زمان رویانیان اعلام کردند که دوشنبه بار دیگر دست به اقدامهای قانونی خواهند زد.)
– جهان‌شاهی با رئال مادرید هیچ ارتباطی ندارد و من اگر باز هم به جلسه بروم و جهان‌شاهی آنجا باشد، هیچ صحبتی با او درباره پرسپولیس نمی ‌کنم. (این ادعا در حالی بود که در زمان رویانیان نیز واسط بودن امیرحسین جهانشاهی برای بازی پرسپولیس با رئال مادرید از سوی رسانه ها انتشار یافت.)
– در مورد این که ظاهراً رویانیان هم با واسطه جهان‌شاهی با رئال مذاکره کرده، خبر ندارم. قبلاً هم گفته بودم اگر این مسئله با واسطه باشد ما این کار را نمی‌کنیم و قرار نبود که با واسطه این کار انجام شود.
– من با اسم جهان‌شاهی آشنا نبودم و اصلاً ایشان را ندیده بودم و هیچ وقت اسمش را هم نشنیده بودم و گر آن پشت چیزی بود نتوانستم تشخیص بدهم.
– در مورد این که گفته می‌شود او (امیرحسین جهانشاهی) عامل موساد است، من نمی ‌توانم عامل موساد را شناسایی کنم. آیا شما او را قبلاً می‌ شناختید؟ من که با موساد و عواملش در ارتباط نیستم. عامل موساد بودن او را قبول ندارم. جهان‌شاهی بسیار فرد موفقی از نظر سرمایه و ثروت بود. انگ جاسوسی به او نمی ‌چسبد. می‌ تواند ضد انقلاب یا ضد جمهوری اسلامی باشد.
در پایان این جلسه بهروز منتقمی سرپرست باشگاه پرسپولیس در مورد این که گفته می‌ شود او در زمان مدیرعاملی علیرضا رحیمی در پرسپولیس سفری حدود ۱۰ روزه به اسپانیا داشته تا این ملاقات شکل بگیرد، گفت: “ما هیچ مذاکره‌ ای چه با واسطه و چه بی ‌واسطه نداشته‌ ایم و تنها جلسه ‌ای که برگزار شد با سیاسی بودیم که مستقیماً با پرز وارد جلسه شدیم و مکاتباتی هم که انجام شد به همین نحو بود و هیچ مذاکره‌ای حتی تلفنی هم در این رابطه نداشتیم.”

حصر رهبران جنبش سبز و دیگر اقدامات خامنه‌ای قانونی است / اکبر گنجی

sdff2563

gdf

اکبر گنجی

سبزها و اصلاح طلبان، حصر رهبران جنبش سبز را- با استناد به قانون اساسی و قوانین عادی جمهوری اسلامی- “غیر قانونی” به شمار می‌آورند. آیا این مدعا صادق است؟

غلامعلی حداد عادل گفته بود که حصر رهبران جنبش سبز به دستور رهبری صورت گرفته و این نشانه لطف ایشان است، چرا که اگر آنان محاکمه می‌شدند، مجازاتی بسیار شدیدتر به آنان تعلق می‌گرفت. آیت‌الله خامنه‌ای در دیدار آیت‌الله موسوی اردبیلی با او در همین زمینه، گفته بود: شما رئیس قوه قضائیه و من رئیس جمهور دوران امام بودیم. شما به خاطر دارید که امام چگونه با مخالفان برخورد می‌کرد. نحوه برخورد دوران زمامداری من با مخالفان بسیار نرم‌تر از دوران امام و برخوردهای ایشان است.

بیشتر بخوانید »