خانه » مقاله (برگ 2)

مقاله

شرط روشنفکری در ایران، مبارزه علیه اسلام است

جلال ایجادی

روشنفکران گروهی از نخبگان جامعه می باشند که نقش انتقادی نسبت به قدرت سیاسی دارند و با الگوی روایی و بازنمایی و روشن سازی، مفهوم تازه می آفرینند تا به چالش های دوران و جامعه خود بپردازند. روشنفکر آزاد اندیش است و برای آزادی سخن می گوید و برای تاثیر گذاری می نویسد. روشنفکران در جامعه های گوناگون یکسان نیستند و متناسب با دوره تاریخی و ویژگی جامعه تعریف مشخص پیدا می کنند. روشنفکران و فیلسوفان سده هیجدهم فرانسه در مبارزه علیه کلیسا و ضد استبداد مطلقه و توسعه خردگرایی نقش برجسته داشتند. امیل زولا در پایان سده نوزدهم مبارزه علیه دروغ دولت و دستگاه دادگستری و دفاع از دریفوس در فضای یهودستیزانه را به پیش برد و به این خاطر نقش روشنفکری در شجاعت روشنفکرانه تعریف می شود. در سالهای ۵۰ و ۶۰ میلادی موضع گیری و مبارزه علیه توتالیتاریسم استالینستی معیار برجسته روشنفکری بود و ژان پل سارتر در دفاع از شوروی به روشنفکری پشت کرد و آلبر کامو نمونه برجسته جسارت روشنفکرانه و آزاد اندیشی بود.

روشنفکر ایرانی در زمان مشروطه، با مبارزه علیه خرافه پرستی و مشروطه خواهی تعریف می شود. روشنفکر در دوران پهلوی با نهاد سازی مدرن و رویکرد به ادبیات غرب و توجه به نظریه مارکسیستی مشخص می گردد. و بالاخره روشنفکر در زمان جمهوری اسلامی با چالش ها و پارادایم یا الگوواره های تازه مواجه است. بدنبال یک تجربه چهل و پنجساله فاشیسم اسلامی، جامعه ایران در مسیر یک گسست تاریخی و فرهنگی و هویتی و جامعه شناختی و روانشناختی قرار گرفته است و در محور این گسست، طرد توتالیتاریسم اسلامی و همه ارزش های ناشی از آن و پیشروی در مدرنیته است. نقش روشنفکر ایرانی امروز، در بستر این گسست و چالش های بزرگ آن تعریف می شود. تاریخ ایران، ۴۵ سال دشمنی قدرت سیاسی اسلام علیه جامعه و مبارزه اجتماعی زن زندگی آزادی، این گسست را در دستور کار قرار داد. روشنفکر محوری واقعی معنای این دوران و پارادایم آن را درک می کند و پرسش گری اساسی خود را روی این محور گسست قرار می دهد. با توجه به دوران و سد اصلی جامعه ایران، رجوع به مارکسیسم فقط یک «ایدئولوژی زدگی» خطرناک است. روشنفکری که درمانده است و در مورد اسلام سکوت مماشات جویانه می کند، به بیماری بیهوشی ضدروشنفکری دچار شده است. روشنفکری در ایران امروز مشروط به مبارزه علیه اسلام و فرهنگ قرآنی است زیرا راه گشایی در جامعه مستلزم بیرون آمدن از بن بست و پوسیدگی اسلامی است.

چالش های روشنفکرانه

یکم، چالش تاریخی. روشنفکر نمی تواند نگاه انتقادی به تاریخ سرزمین خود نداشته باشد. نظریه های اسلامی و مارکسیستی تاریخ ایران را تحریف نمودند. تاریخ یک علم برای درک پیدایش و توسعه و تحلیل از داده های واقعی است. درک تمدن ایرانیان پیش از تجاوز اسلام و نظام فرهنگی و سیاسی آن دوران، یک ضرورت است. ایدئولوژی اسلامی و کینه ورزی اسلامگرایان، برای توجیه حقانیت اسلام تمام گذشته تاریخی را مورد قضاوت خصمانه و نفی گرایانه قرارداده اند. همه ملت ها دارای تاریخ هستند و آنچه اسلامگرایان با تاریخ ما کرده اند، نفی تاریخ بوده است. روشنفکر نمی تواند در برابر این تحریف ساکت بماند.

دوم، چالش فرهنگی. فرهنگ ایرانیان دربرگیرنده: دین ها و آئین هایی مانند مهرپرستی و آئین مانی و آئین زرتشت، و نیز زبان فارسی و دیگر زبانهای ایرانی، و نیز جشن های ملی نوروز و شب یلد، و نیز هنر و ادبیات و شعر و معماری، و نیز فرهنگ های اقوام ایرانی و موسیقی سنتی، و نیز شیوه زندگی و خوراکهای ایرانیان، و نیز فلسفه و دانش اندوزی، می باشد. در تمام این زمینه ها ضربه های اسلام مهلک بوده است زیرا استعمار اسلامی و امامپرستی و مرده پرستی جای فرهنگ شادمانه ایرانی قرار گرفت. روشنفکر ایرانی فقط با نقد اسلام و سنت های شیعه گری می تواند فرهنگ خود را حفظ نموده و یا گسترش بدهد.

سوم، چالش فلسفی. فلسفه نور و روشنایی و فلسفه پندار نیک و گفتار نیک و کردار نیک، از آئین های مهر زرتشتی و مانوی و زروانی و مزدکی ریشه گرفته اند. تلفیق انها با فلسفه یونان منجر به برآمد اندیشه فارابی و رازی و ابوعلی سینا و فردوسی و خیام گردید. تهاجم قوم عرب در سال ۶۵۱ میلادی و مغول‌ها در سال ۱۲۲۱ میلادی پهنه فراخی از اندیشه‌های فلسفی را پوشاند و یا نابود کرد. دین اسلام با احکام ارتداد و تکفیر علیه اندیشه فلسفی به جنگ پرداخت و با تقدس کور و دگماتیسم ویرانگر خود ذهنیت ایرانی را بطور وسیع از خردگرایی و اندیشیدن بازداشت. روشنفکر ایرانی برای باروری فلسفه باید علیه قرآن و اسلام و شیعه گری، شورش فکری را گسترش بخشد.

چهارم، چالش علمی. تئوری بیگ بنگ یا مه بنگ یا انفجار بزرگ معتبرترین نظریه علمی جهان شناختی است که پیدایش جهان بی انتها را از زمانی نزدیک به ۱۴ میلیارد سال پیش نشان می دهد. شکل گیری اتم های اولیه تا میلیاردها ستارگان و میلیاردها کهکشانها اجزای یک روند پیچیده هستند. تئوری فرگشت چارلز داروین راه کشف های علمی و تحول در مورد گیاهان و حیوان ها را نشان داد و سپس دانش ژنتیک و فسیل شناسی ها و دیرینه شناسی روشن ساختند که انسان از تیره حیوان هستند. بیش از شش میلیون سال پیش تیره انسان از میمونهای بزرگ جدا می شود و دانش نشان می دهد تفاوت ژنتیکی انسان و شامپانزه فقط یک درصد است. در جامعه ایران اسلام و خرافه پرستی مانع گسترش علم است و روشنفکر برای هموار سازی دانش علمی و رفتار سکولار و پژوهش علمی باید علیه اسلام و تمامی شگردهای پروپاگاند مذهبی مبارزه کند.

پنجم، چالش سکولاریستی جامعه و قدرت. فرهنگ اسلامی، رفتارها و ارزش ها و ذهن ها را با مضمون و محتوای دینی عجین ساخت. این فرهنگ منحط، پست ترین و خرافه ترین باورها را مقدس جلوه داد و پیوسته همه آخوندها و نواندیشان دینی، روند گیتی مداری را کند کردند. باوجود عوامل بازدارنده دینی، روند گیتی مداری حرکتی را که از دوران مشروطه آغاز کرده بود ادامه داد. ولی آسیب ها و زیانهای مهلک ناشی از دین فراوان بوده است. امروز تمام قدرت سیاسی و نظام قضایی و نظام آموزشی و ساختار اداری و نظامی زیر منگه اسلام قرار گرفته است. توتالیتاریسم دینی در ساختار ایدئولوژیک خود، اسلامی و شیعه است. روشنفکر ایرانی با مبارزه علیه دین اسلام و اسلام سیاسی می تواند هموار کننده توسعه گیتی مداری و استقرارقدرت سیاسی لائیک باشد.

ششم، دمکراسی و حقوق بشر. اسلام و قرآن یک کلیت توتالیتر تبعیض گرا می باشد. در این نظام دینی حقوق شهروندان پایمال شده، پلورالیسم منحل شده و شخصیت زن منکوب شده است. هرگز اسلام با دمکراسی و آزادی و حقوق بشر خوانایی ندارد و ایدئولوژی دینی ضد اومانیسم و حقوق بشر است. دمکراسی به همه شهروندان باورمند و ناباور حقوق برابر ارائه می کند ولی قرآن فقط مومنان را برسمیت شناخته و فرمان به قتل و شکنجه دیگران می دهد. توسعه فرهنگ شهروندی و دمکراسی در تضاد با فرهنگ امتی و ضد مدرن اسلام است. روشنفکر ایرانی در دفاع از حقوق برابر شهروندی و در دفاع از اخلاق لائیک و مداراجویانه باید تمام ایدئولوژی های تبعیض گرای توتالیتاریستی و دین توتالیتر اسلام را مورد انتقاد و طرد قرار دهد.

جلال ایجادی
جامعه شناس، دانشگاه فرانسه
—————————————————–
جلال ایجادی در کتابهای گوناگون در باره جنبش های اجتماعی در جهان و انقلاب های ایران و جنبش های روشنفکری نوشته است. آخرین کتاب او «انقلاب برای گسست، جامعه شناسی انقلاب زن زندگی آزادی»، ۳۳۰صفحه انتشارات فروغ. این نویسنده تا کنون کتاب «نواندیشان دینی، روشنگری یا تاریک اندیشی»، ۳۱۰ صفحه، نشر مهری، کتاب «جامعه شناسی آسیب‌ها و دگرگونی‌های جامعه ایران»، ۴۰۰ صفحه، انتشارات نشرمهری، کتاب «بررسی تاریخی، هرمنوتیک و جامعه شناسی قرآن»، ۳۸۰ صفحه، و کتاب «اندیشه ورزی‌ها در باره جامعه شناسی، فلسفه، زیستبومگرایی، اقتصاد، فرهنگ، دین، سیاست»، ۷۲۰ صفحه، چاپ نشر مهری، منتشر شده است. جلال ایجادی هر هفته پنج برنامه تلویزیونی در زمینه انقلاب، لائیسیته، دمکراسی، فلسفه، جامعه شناسی و نقد قرآن و اسلام، تهیه و پخش می کند. این برنامه ها را در یوتوب میتوانید مشاهده کنید. ایجادی آخرین اثر خود را بنام «بحران بزرگ زیستبوم جهان و ایران» در ۴۸۰ برگ، انتشارات فروغ، منتشر نمود.

رهبر رژیم ولایت فقیه و تجدید حج خونین / علیرضا نوری زاده

بی‌اعتباری در وطن و ماورای وطن ولی فقیه را به ماجراجویی خطرناکی می‌کشاند
علیرضا نوری‌زاده نویسنده و روزنامه‌‌نگار
پنج شنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۳ برابر با ۹ مه ۲۰۲۴ ۸:۴۵

دیدار علی خامنه‌ای با کارگزاران حج- اردیبهشت ۱۴۰۳- وبسایت خامنه‌ای

رهبر رژیم ولایت فقیه در سخنان اخیرش به مسئولان سازمان حج و زیارت و نمایندگی ولی فقیه و تنی از چهره‌های نزدیک به حکومت بار دیگر شیپور را از سر گشادش نواخت. شکست پروژه غزه خون‌آلود و ویران در کسب اعتبار و جایگاه برای او در غیاب رهبران عرب و فلسطینی، که دیگر به جنگ نمی‌اندیشند و فردای سرزمین و ملت‌های خود را در پرتو صلح پایدار و توسعه و پیشرفت و تحکیم مبانی جامعه مدنی می‌دانند، خامنه‌ای را بار دیگر به این فکر واداشته است که حال که بنیامین نتانیاهو ۳۵ هزار فلسطینی را کشته است و حماس هم به اراده مقام معظم ما حاضر به پذیرش شرط‌های اسرائیل نیست، صحنه حج و حرمین شریفین بهترین فرصت است تا با آشوبی دیگر حج را به غزه وصل کنیم و به‌عنوان امپراتور فقیه اسلام ناب خاطره حج خونین ۱۹۸۷ را تجدید کنیم.

وزارت خارجه رژیم نتایج سیاست خامنه‌ای را می‌داند. حتی برادر عروسش، صادق خرازی چندی پیش برای او به‌تفصیل شرح داده بود مصالحه با عربستان سعودی دستاورد بزرگی است که راه را برای بازگشت ایران به جایگاه تاریخی‌اش به‌عنوان قدرت اصلی منطقه در کنار عربستان سعودی هموار می‌کند.

ولی فقیه اما در جهان دیگری است. او از همان آغاز رهبری‌اش، نخست کوشید از خمینی در انقلابی‌گری جلو بیفتد. در زمان خمینی برادر داماد آیت‌الله منتظری، مهدی هاشمی، ۱۵۰ کیلو “سی ۴ ” به‌واسطه حجاج اصفهانی به مکه فرستاد تا حج به خون کشیده شود، اما مواد منفجره در فرودگاه جده کشف شد.

سال بعد ۳۰۰ ایرانی بیگناه قربانی نمایش تروریستی سپاه شدند. تمام اطراف حرم را سیم‌کشی کردند و بلندگو نصب کردند. از ده صبح زن‌ها، کودکان و معلولان را روی صندلی چرخ‌دار جلو انداختند و خود فریاد مرگ سر دادند و به‌سوی فتح کعبه خیز برداشتند. چه روز تلخ غم‌انگیزی بود. حداقل تا خمینی زنده بود حج را برای ایرانیان ممنوع کرد. بعد از او رفسنجانی به‌شتاب روابط را تجدید کرد و تا زنده بود مانع از آشوب در حج شد. سعودی‌ها نیز پذیرفتند برائت از مشرکین در داخل چادر بعثه حج خامنه‌ای در صحرای منا برگزار شود. با این‌همه هربار سعودی‌ها با حوصله و صبر و گذشت با مراسم برخورد کردند، ستاد حج سپاه کوشید تظاهرات را به بیرون چادر بعثه حج بکشانند.

حالا در دوران ریاست جمهوری رئیسی، و با توجه به آبروریزی موشک‌ها و پهپادهای قاره‌پیما و نقطه‌زن خامنه‌ای بر آن است که حج امسال را با ماجراجویی خطرناکی به صحنه نمایش قدرت بدل کند.

در طول تاریخ شاید فقط شاه سلطان حسین را بتوان با خامنه‌ای مقایسه کرد. در روزگار آن سلطان مشتی دجال شیاد، بعضی با عمامه و جمعی با کلاه‌خود و عده‌ای نیز با کلاه دوازده‌پر قزلباش جان و مال و ناموس مردم را در تصرف داشتند و با رساندن سلطان صفوی به عرش اعلی و هم‌نشین کردنش با اولیا و انبیا چنان کردند که دو سه هزار ازبک و پشتون، نصف جهان را به آن صورت مفتضح تسخیر کردند و از کشته پشته ساختند.

آقای خامنه‌ای خیال می‌کند سوارکار است و به اشاره ابروی مبارکش زنده‌خواران دربار معدلت‌گستر می‌توانند بایدن و نتانیاهو و آل حسین و حسن را با اشاره‌ای فرواندازند. اتاق فکر خیال آقا را راحت کرده است، که با بودن مشاوران وفادار فدایی و نظارت مجتبی بر همه چیز حضرتش از حرکت پشه‌ها نیز دربیت مبارک نیز باخبر است. روز شرف‌یابی رییس و کارکنان سازمان حج و زیارت، آشکارا طعم و بوی جنگ داشت. حضرتش فراموش کرد که بعد از ۷ سال التماس و واسطه‌تراشی عربستان اصل مصالحه را پذیرا شد. آقای خامنه‌ای بی‌آنکه متوجه آثار مخرب حرف‌های خود و بازتاب آن نزد دولت میزبان حج باشد چنین گفت: «امسال، حج ما حج برائت است، بنابر تعالیمی که جناب ابراهیم به ما داده است. البته از اول انقلاب برائت در حج وجود داشته است، باید هم بماند و باشد، لکن حج امسال بالخصوص حج برائت است.»

«این حوادثی که در غزه پیش می‌آید و این حادثه‌ عجیب، عظیم، این آشکار شدن چهره‌ خون‌آشام یک مجموعه‌ برخاسته‌ از تمدن غربی، این‌ها چیزهایی است که توجه به آن مخصوص امروز و این‌ روزها نیست، این در تاریخ خواهد ماند…نمی‌شود با این دشمن با روی خوش برخورد کرد. نمی‌شود با آن‌ها با ملایمت رفتار کرد، چه آنی که مباشر قتل است، چه آنی که معاون قتل است، پشتیبان قتل است، چه آنی که خانه را ویران می‌کند، چه آنی که از ویران‌کننده‌ خانه پشتیبانی می‌کند. «وَمَن یَتَوَلَّهُمْ فَأُولئِکَ هُمُ الظَّالِمُونَ» آیه‌ قرآن است. اگر کسی با این‌ها دست دوستی داد، این ستمگر است، ظالم است. «أَلَا لَعْنَهُ اللَّهِ عَلَی الظَّالِمِینَ» این است. نص قرآن، آیات قرآن این‌هاست. پس برائت امسال از همیشه بارزتر است. حج امسال حج برائت است.»

این سخنان از یک ذهن متوهم بیرون آمده، ذهنی که می‌پندارد هم‌اکنون میلیون‌ها مسلمان در جهان سراز پا نشناخته به صحنه نبرد رو می‌کنند و به فرمان خلیفه المسلمین، ابراهیم‌وار، بت می‌شکنند و از مشرکین محمدوار اظهار برائت می‌کنند. در میان این‌همه ملا و حجت و آیت آیا کسی نیست به رهبر رژیم حاکم بر وطنمان حالی کند که آن روز که در مکه بانگ برائت برخاست صدها تن از ساکنانش کافر بودند، ولی امروز اهل مکه و زائران مکه همگی از اهل ایمان‌اند و شهادتین بر لبشان جاری است. چه کسی به تو حق داده که باز هم به‌دنبال معرکه‌گیری در مراسم حج باشی؟

تردیدی ندارم دولت میزبان حج با حکمت و درایتی که دارد اجازه نخواهد داد خامنه‌ای بتواند آبرو و حیثیت ازدست‌رفته‌اش دربرابر نتانیاهو را در مکه احیا کند!

آرزو می‌کنم حج با آرامش برگزار شود و یک بار دیگر رژیم جمهوری اسلامی نتواند صفای روحانی حج را به اغراض سیاسی رهبرش بیالاید.

پیش‌شرط ریاض و قبول ضمنی واشینگتن / علیرضا نوری زاده

«سعودی‌ها پیش‌شرطی گذاشته‌اند: تشکیل دولت فلسطین، توافقنامه امنیتی با آمریکا، آنگاه چراغ صلح را در ظلمت جنگ روشن کردن. اگر رهبران اسرائیل شجاعت ملک عبدالله و برادرش سلمان و فرزندش محمد را داشته باشند، تحقق صلح دور از دسترس نخواهد بود»
علیرضا نوری‌زاده نویسنده و روزنامه‌‌نگار
جمعه ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۳ برابر با ۳ مه ۲۰۲۴ ۸:۴۵

آنتونی بلینکن، وزیر خارجه ایالات متحده، در دیدار با شاهزاده محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی، ریاض، ۲۹ آوریل ۲۰۲۴- Reuters

آیا توافق واشینگتن و ریاض بر یک پیمان است، یا آن‌گونه که در رسانه‌های عربی می‌گویند، قراردادی زمان‌دار برای ملتزم شدن آمریکا در صیانت از زمین و آسمان عربستان سعودی است؟ هر اسمی بر آن بگذاریم در این واقعیت تغییری ایجاد نمی‌شود که آمریکا این قرارداد را در ابعاد کوچک‌تری از قرارداد دفاعی ابدالدهر خود با اسرائیل، و پیمان عجیب‌وغریبش با قطر، بررسی می‌کند. قطر، امارتی که اگر طول و عرضش را بکشید در جیب شهریار خودمان جا می‌گیرد، با میزبانی بیش از ۲۴۰ جنگنده بمب‌افکن آمریکایی عملا کارت سفیدی در دست دارد که نصیب دیگر متحدان آمریکا نشده است. ایران عصر شاه فقید و در زمانی که دوست ایران و باورکننده نقش و جایگاه ایران در منطقه و آسیا و افریقا، یعنی ریچارد نیکسون، در کاخ سفید بود توانست حضور پررنگش را در خلیج‌فارس و اقیانوس هند چنان جا بیندازد که رویدادها را به نفع مصلحت ملی خود هدایت کند. چه آن روز که به بحرین مجال داد سرنوشتش را خودش مقرر کند، چه زمانی که سه جزیره تا ابد ایرانی ابوموسی و تنب بزرگ و کوچک را به زیر پرچم ملی خود باز آورد، و چه آن‌گاه که به تقاضای سلطان قابوس به یاری‌اش شتافت تا لقمه چپ کمونیست‌های ظفار و اربابان عدنی آن‌ها نشود. معمولا کودکانی که می‌کوشند نقش بزرگ‌ترها را بازی کنند با بینی زخمی و گردن شکسته از بازی خارج شده‌اند، حالا یا به‌زور یا با حماقت‌های خود. روزگاری کویت دست به بازی‌هایی بزرگ‌تر از جایگاه خود زد. پس از اینکه صدام حسین آنجا را اشغال کرد تنها آرزو داشت دوباره بر پای خویش بایستد. دیگر نه میانجی رفع اختلاف‌های روسیه و چین شد و نه وسیله آشتی سوریه و غرب؛ به خود پرداخت و امروز از ثبات و اعتبار بسیار برخوردار است. اما قطر پا را در گالشی کرده است که سه چهار نمره از پایش بزرگ‌تر است. بامدادان، سر بر حریم آقای آمریکایی‌اش دارد، ظهر نماز وحشت به‌سوی قبله تهرانی‌اش می‌خواند، عصر با هنیه و زهار و موسی ابومرزوق عصرانه می‌خورد، غروب احوال ابومازن را می‌پرسد و سری به‌سوی برادر بزرگ در ریاض خم می‌کند و شامگاه با ساقی اسرائیلی نرد محبت می‌بازد، و همه اینها برای این است که قد بکشد و اندازه برادر بزرگ‌ترش سعودی شود. گویی نمی‌داند که «سرو و آلوچه ز یک خاک برون می‌آیند/ سرو بر عرش نظر دارد و آلو بر فرش». اگر رژیم ولایت فقیه ره به رقابت با سعودی زد و تا نقطه یک درگیری پیش رفت با آنکه حداقل عرض و طولی وسیع داشت و پول و نوکر و موشک بسیار، اما درنهایت دست توسل به‌سوی چین دراز کرد و با واسطه به ریاض گفت، «چون دایره ما ز پوست‌پوشان توایم/در دایره حلقه‌به‌گوشان توایم!»

بازی ۷ اکتبر در غزه خطایی استراتژیک بود که ولی فقیه، خلاف عهد و پیمانش، مرتکب آن شد و این کلاه بزرگ‌تر از دستارش سرانجام سرش را خواهد بلعید. همان‌طور که کفش گشاد قطر پایش را آسیب خواهد زد.

جمال عبدالناصر هزینه بلندپروازی‌های خود و اتحاد نامبارک با سوریه و لشکرکشی به یمن را با خفت جنگ ژوئن و صدام حسین پاسخ واقعی تجاوز به کویت را در گور پس داد. همان‌‌طور که معمر القذافی مجازات طرح کشتن ملک عبدالله، پادشاه فقید سعودی، و دخالت‌هایش در آفریقا و خاورمیانه را با گلوله‌ یک تپانچه طلا پرداخت کرد که امیر قبلی قطر به یک سروان لیبیایی هدیه داده بود.

دولت‌ها و شخصیت‌های بین‌المللی جایگاه و اعتبار خود را با تعارف و هدایا تحویل نمی‌گیرند، بلکه در پرتو عملکرد خود و نه در زمانی کوتاه اعتبار کسب می‌کنند. بعد از جنگ شش‌روزه عرب‌ها و اسرائیل ملک فیصل فقید به یاری مصر و سوریه و اردن رفت که سرزمینشان را از دست داده بودند. گفت آرزویش نماز در مسجدالاقصی در بیت‌المقدس است. با آنکه جان بر این آرزو گذاشت اما برادرانش خالد و فهد و عبدالله و سلمان، پی‌گیر تحقق آرزوی برادر بزرگ‌تر شدند، اما نه با تیر و تفنگ، بلکه با طرح صلحی که تحققش نیازمند رهبر شجاعی مانند اسحاق رابین بود که در واشینگتن و وای‌ریور دست دشمنش عرفات را فشرد و با گلوله‌های یک دست راستی افراطی یهودی به قتل رسید. طرح صلح میان فلسطینی‌ها و اسرائیل (درواقع عرب‌ها و اسرائیل ) نخستین‌بار در کنفرانس سران عرب در مغرب مطرح شد و فلسطینی‌های زیر پرچم عرفات تلویحا پذیرایش شدند، اما وابستگان عراق و سوریه و قذافی با آن مخالفت کردند. بار دوم نیز در کنفرانس سران عرب در ۲۰۰۲ در بیروت مطرح شد. عمرو موسی، دبیرکل وقت اتحادیه عرب، در کتابش با عنوان «سال‌های اتحادیه عرب» می‌نویسد: «جنگ به بن‌بست رسیده است. سادات و ملک حسین به صلح رسیده بودند. درواقع، ملت‌های عرب ما را مکلف کرده بودند راهی پیدا کنیم. حادثه ۱۱ سپتامبر به ما یادآور می‌شد با چهره آشفته‌ای که تروریست‌ها از عرب و مسلمان به دنیا ارائه داده‌اند ما باید ردای صلح بر تن می‌کردیم، زیرا حمله به ما با عنوان تروریست یا، حداقل مسئول تربیت آن‌ها، در پی حوادث ۱۱ سپتامبر، ما را در موقعیت دشواری قرار داده بود. این سعودی بود که با اعتبار و جایگاه و نفوذ خود در جهان عرب و اسلام می‌توانست مبشر صلح باشد. به راه انداختن یک جنگ دیپلماتیک که ما را از رویارویی دور کند بدون دادن امتیازات دردناک و متقابل ممکن نبود. تفکر ولیعهد سعودی در آن زمان تفکر درستی بود برخاسته از منطق (بده و بستان) و شاهزاده عبدالله (ملک عبدالله بعدی) تنها کسی بود که می‌توانست صلح را عملی کند. او اعتبار فوق‌العاده‌ای در افکار عمومی عرب، دولت‌های اسلامی و جامعه بین‌المللی داشت، بنابراین پیشنهاد یا ابتکار او گامی تاریخی بود که ارزش حمایت همه‌جانبه را داشت.»

برپایی دو کشور با خروج اسرائیل از سرزمین‌های اشغالی در ژوئن ۱۹۶۷، تشکیل دولت فلسطین با پایتختی بیت‌المقدس شرقی در مقابل به رسمیت شناخته شدن اسرائیل از سوی ۲۲ کشور عربی و ۵۴ کشور اسلامی ( در بیانیه ای که در مورد طرح صلح ولیعهد وقت سعودی در نشریات معتبر جهان ازجمله تایمز لندن و واشینگتن پست و … به چاپ رسید ، نام جمهوری اسلامی ایران نیز در کنار نام دیگر کشورهای اسلامی ذکر شده بود)، خلاصه طرح صلح ملک عبدالله بود. توافق‌های پیشین مانند «کمپ دیوید» و «وادی عربه» بین طرف‌های عربی و اسرائیل با میانجی‌گری بین‌المللی منجر به صلح عمدتا دوجانبه میان مصر و اسرائیل و اسرائیل و اردن شده بود. اسلو پای فلسطینی‌ها را به‌سرعت به دایره صلح کشاند اما رابین نماند تا به توافق‌ها بُعد عملی بدهد. در این مرحله رژیم ولایت فقیه مشغول بازی با فلسطینی‌ها شد، همان بازی که سال‌ها عبدالناصر و صدام حسین و حافظ الاسد دست در کار آن بودند؛ اختلاف‌اندازی میان فلسطینی‌ها و نبردهایی که طی بیش از ۴ دهه خسارت‌های مالی و انسانی زیادی برای فلسطینی‌ها به بار آورده است. در عین حال لبنان نیز به اسارت حزب‌اللهی درآمده است که شیر از سینه ولایت فقیه نوشیده و پول از خزانه ملتی ربوده است که از سال ۱۳۸۸ فریاد می‌زند «نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران». هفتم اکتبر هم به اسرائیل و هم به کشورهای عرب نشان داد که تنها همان طرح ملک عبدالله می‌تواند با یک روند آرام و با مردانی از نوع رابین، مانند اسحاق هرتزوگ از حزب کارگر، ایهود اولمرت (ایهود اولمرت و خانم تسیپی لیونی از احزاب لیبرال میانه) و در سوی فلسطینی‌ها محمود عباس، نبیل ابو ردینه مسیحی، مروان برغوثی، زندانی سرفراز و مورد حمایت غرب، و حنان عشراوی می‌توانند زمینه‌ساز صلحی پایدار بر پایه طرح ملک عبدالله شوند.

علاوه بر این، این واقعیت که عربستان سعودی در هر یک از مراحلی که «ابتکار صلح عربی» را با اعتبار بی‌سابقه‌ای در سطح بین‌المللی و عربی ارائه کرد، از تایید بین‌المللی برخوردار شد، امروز نیز بهترین ضامن خروج خاورمیانه از میدان جنگ و ره کشیدن به مزرع سبز صلح همان طرح صلح عبدالله است، صلحی که با نیروی جوان در رهبری سعودی بخت توفیقش بسیار است. بدیهی است که بازگویی بندهای طرح صلح درک این حقیقت را که این طرح یگانه بخت صلح در شرایط فعلی است آسان‌تر می‌کند.

در پاییز ۲۰۰۲، بعد از ۲ انتفاضه خونین در ساحل غربی رود اردن و نوار غزه، جورج دبلیو بوش تلاش کرد در آتش رویارویی آتش‌بسی برقرار کند تا راه را برای نشست سران عرب در بیروت باز کند، اما تلاش‌های او ناکام ماند. دولت بوش امیدوار بود که توجه جهان عرب را از بحران خلع سلاح عراق، که بعدا به حمله به این کشور منتهی شد، منحرف کند.

بسیاری درمورد دستور اجلاس تردید داشتند. رابرت فیسک، نویسنده و کارشناس انگلیسی خاورمیانه، درباره غیبت حسنی مبارک، رییس جمهوری مصر، و ملک عبدالله دوم، پادشاه اردن، گفت: غیاب آن‌ها بوی شکست را از راه دور به مشام می‌رساند. با این حال، توماس فریدمن این بار از آمریکا در نشستی لبریز از صراحت در فوریه ۲۰۰۲ با ملک عبدالله ملاقات کرد، سپس در یک مقاله‌ خلاصه‌ای از مصاحبه‌اش در ریاض را منتشر کرد و از طرح صلح شاهزاده عبدالله پرده برداشت. در این طرح ولیعهد سعودی به اسرائیل پیشنهاد داد در ازای عقب‌نشینی از سرزمین‌های اشغالی فلسطین در سال ۱۹۶۷ و تاسیس کشور فلسطین با پایتختی بیت‌المقدس شرقی صلح کامل بین عرب‌ها و اسرائیل برقرار شود. با توجه به ملاحظات سوریه و عراق درمورد عادی‌سازی، فرمول اصلاح شد و چندی بعد عنوان «ابتکار ملک عبدالله» را گرفت و از اصطلاح عادی‌سازی پرهیز شد.

این ابتکار در حالی صورت گرفت که عربستان سعودی با یک کمپین رسانه‌ای غربی مواجه شد که این کشور را به مسئولیت حوادث ۱۱ سپتامبر متهم می‌کرد و این کارزار تا زمانی که آمریکایی‌ها و جهان با حمله به عراق و پیامدهای فاجعه‌بار آن در منطقه سرگرم شدند، فروکش نکرد.

در طرح یا ابتکار صلح سعودی آمده بود:

– اتحادیه عرب از اسرائیل می‌خواهد که در سیاست‌هایش تجدیدنظر کند و به سوی صلح مایل شود و صلح را به‌منزله گزینه‌ای راهبردی بپذیرد.

همچنین باید موارد زیر را پذیرا شود:

– عقب‌نشینی کامل از اراضی اشغالی عربی، ازجمله جولان سوریه تا خط ۵ ژوئن ۱۹۶۷، و مناطق تحت اشغال در جنوب لبنان (روستای شبعا و تپه‌های اطرافش).

– دست‌یابی به یک راه حل عادلانه درمورد مشکل پناهندگان فلسطینی که براساس قطعنامه شماره ۱۹۴ مجمع عمومی سازمان ملل متحد پیشاپیش مورد توافق سازمان ملل قرار گرفته است.

– پذیرش تشکیل یک کشور مستقل فلسطینی در اراضی اشغالی فلسطین (که در چهارم ژوئن در کرانه باختری و نوار غزه به تصرف اسرائیل درآمد) و به رسمیت شناختن بیت‌المقدس شرقی پایتخت فلسطین آزاد. در مقابل کشورهای عضو اتحادیه عرب ملتزم خواهند بود، با توجه به پایان یافتن مناقشه اعراب و اسرائیل و انعقاد توافقنامه صلح میان آن‌ها و در عین حال تامین امنیت برای همه کشورهای منطقه، روابط کامل دیپلماتیک میان طرفین قرارداد صلح برقرار شود.

– تضمین رد همه اشکال اسکان مجدد فلسطینیان در خارج فلسطین که با وضعیت ویژه در کشورهای عربی میزبان مغایرت داشته باشد.

– اتحادیه عرب از دولت اسرائیل و همه اسرائیلی‌ها می‌خواهد که این ابتکار را بپذیرند تا از فرصت‌های صلح و حق خون ما محافظت کنند و کشورهای عربی و اسرائیل را قادر به زندگی در صلح در کنار یکدیگر کنند و برای نسل‌های آینده شرایط مناسبی فراهم آورند؛ آینده‌ای امن، با ثبات و با رفاه برای ملت‌های عرب و اسرائیل.

– کنفرانس سران عرب از جامعه بین المللی با همه کشورها و سازمان‌هایش می‌خواهد که از این ابتکار حمایت کنند.

– کنفرانس از ریاست خود درخواست می‌کند که کمیته ویژه‌ای از تعدادی از کشورهای عضو ذی‌ربط و دبیرکل تشکیل دهد تا درمورد این طرح تماس‌های لازم را برقرار کند و برای تایید حمایت آن در همه سطوح، به‌ویژه سازمان ملل متحد و شورای امنیت، ایالات متحده، فدراسیون روسیه، کشورهای اسلامی و اتحادیه اروپا، تلاش کند.

اما تنها ۱۰ نفر از ۲۲ رهبری که دعوت‌نامه‌ اجلاس بیروت را دریافت کردند در بررسی طرح صلح در کنفرانس سران در بیروت شرکت کردند. یاسر عرفات، رییس تشکیلات خودگردان فلسطین، حسنی مبارک، رییس جمهوری مصر و عبدالله دوم بن الحسین، پادشاه اردن، در این مراسم شرکت نکردند. دولت آریل شارون به یاسر عرفات گفته بود که با وجود فشارهای آمریکا و اروپا، اگر در این اجلاس شرکت کند به او اجازه بازگشت نمی‌دهند.

بنابراین نرفتن عرفات به‌دلیل مخالفت او با طرح نبود. او بعدها به ریاض رفت و مقرری‌اش را گرفت و دست پادشاه سعودی و بندهای طرحش را بوسید. این مناخیم بگین بود که همراه با ژنرال اریل شارون و شاگرد دست‌‌آموزش بنیامین نتانیاهو، اعتقادی به صلح نداشت و بارها از او نقل می‌کرده‌اند که «صلح برای چه، فعلا که سواریم تا ربع قرن آینده، بعدش هم بچه‌های ما تصمیم خواهند گرفت.»

حالا اما سعودی‌ها پیش‌شرطی گذاشته‌اند: تشکیل دولت فلسطین، توافقنامه امنیتی با آمریکا، آنگاه چراغ صلح را در ظلمت جنگ روشن کردن. اگر رهبران اسرائیل شجاعت ملک عبدالله و برادرش سلمان و فرزندش محمد را داشته باشند، تحقق صلح دور از دسترس نخواهد بود.

خاورمیانه در آتش اسلام و استعمار خامنه ای

جلال ایجادی
بحران و جنگ در خاورمیانه قطب‌بندی جهانی را تشدید کرده است. تجاوز روس ها به اوکرائین نشانگر آنستکه صلح جهانی پایدار نیست و پوتینیسم می تواند جهان را به سوی جنگ اتمی سوق دهد. پهپادهای جمهوری اسلامی به پوتین قدرت جنگی بیشتری بخشیده و حمله جنگی رژیم خامنه ای علیه اسرائیل، ترکیب کشورهای درگیر را دقیقتر نموده و نشان میدهد که رژیم خامنه ای در جنگ افروزی جهانی نقش فعال و پررنگی ایفا می کند. آشکارا پوتینیسم، اسلامگرایی شیعه و متحدانش از یکسو و از سوی دیگر دنیای غرب و متحدان آن در برابر یکدیگر قرار گرفته و تنش بحرانی حاد و فزاینده ای را تجربه می کنند.

جنگ خامنه ای علیه اسرائیل
رژیم خامنه‌ای با وجود ایجاد شبکه های تروریستی در خاورمیانه، آشوب در کشورهای همسایه و توسعه سیاست موشکی علیه اسرائیل، در چند سال اخیر رهبران نظامی بسیاری را از دست داد و ضربه های سنگینی در سوریه متحمل شد. رژیم اسلامی از همان فردای تصرف قدرت در سال ۱۳۵۷ خورشیدی علیه جهان کفر و علیه اسرائیل اعلام جنگ کرد و ثروت ملت ایران را چپاول کرد تا فاشیسم شیعه را تحکیم و جاه طلبی دیکتاتور فساد، خامنه ای، را سیراب کند. بحران سازی و تروریسم حکومتی و بسیج نیروهای تروریستی مزدور مانند حزب الله و حماس، بیش از پیش بی امنیتی در منطقه را دامن زد.
حماس با ایدئولوژی فاشیسم اسلامی فرصت را مناسب شمرد تا هجوم تروریستی ۷ اکتبر ۲۰۲۳ علیه اسرائیلی ها را با مشاورت سیاسی نظامی جمهوری اسلام سامان دهد. پس از این حمله جنایتکارانه و قتل عام ۱۲۰۰ یهودی، اسرائیل در ۱ آوریل ۲۰۲۴، در ساختمان مجاور کنسولگری ایران در دمشق یک حمله انفجاری بوجود می آورد که منجر به کشتن ۷ نفر از مسئولان سپاه قدس در دمشق می گردد.
در مرحله بعد فرستادن ۳۵۰ موشک و پهپاد از جانب سپاه بسوی اسرائیل نشاندهنده مرحله جدیدی از جنگ بین ایران و اسرائیل بود. این حمله در نیمه‌شب ۲۵ فروردین ۱۴۰۳ (۱۳ آوریل ۲۰۲۴)، توسط سپاه پاسداران صورت گرفت. از این لحظه نه فقط نیابتی ها به سوی اسرائیل حمله می کنند، بلکه جمهوری اسلامی برای اولین بار از خاک ایران به اسرائیل حمله ور می شود. البته حمله موشکی ایران با شکست مواجه شد زیرا اسرائیل با همکاری و شرکت آمریکا و فرانسه و انگلیس و اردن و عربستان، میزان ۹۹ درصد حمله ها را خنثی ساخت. پس از آن، اقدام تلافی جویانه اسرائیل در شمشین روز پس از حمله ایران، در ۱۹ آوریل ۲۰۲۴، ساعت ۵:۲۳ بامداد انجام می شود. اقدام نظامی اسرائیل بر روی پایگاه هوائی اصفهان و تخریب رادار پدافند اس ۳۰۰ ضربه دقیق و مهلکی به رژیم خامنه ای بود. اسرائیل نمی خواست یک جبهه بزرگ جنگی ایجاد کند ولی نشان داد که میتواند به راحتی سیستم راداری ایران را خنثی نماید و مراکز نظامی را در قلب ایران نشانه بگیرد.
هدف جمهوری اسلامی چه بود؟ حکومت خامنه ای در برابر اقدام های نظامی اسرائیل در سوریه برای تخریب دستگاه های نظامی ایران و قتل نیروهای قدس در موضع دفاعی بود و نمی توانست واکنش نشان دهد. ولی با کشته شدن سردار زاهدی و گروه اش، برای رژیم دیگر قابل تحمل نبود. خامنه ای با زخم ناشی از قتل قاسم سلیمانی توسط آمریکا و سپس نابودی زاهدی، تصمیم گرفت با اقدام به موشک پرانی، صحنه آرایی نموده تا آبروی خود را حفظ کند. رژیم با اطلاع قبلی به آمریکا، به اسرائیل حمله کرد. هدف حمله نظامی تبلیغاتی جمهوری اسلامی چنین بود:
یکم، لایه های اجتماعی طرفدار رژیم انتظار پاسخ نظامی داشتند. سپاهیان و بسیجی ها و خانواده های متعصب ضدیهود و دسته های اوباش آتش به اختیار، در انتظار واکنش خامنه ای بودند تا دلشان «خنک» شود.
دوم، رژیم ولایت فقیه به دیپلوماسی جهانی اعلام کرد که فقط با نیروهای تروریست نیابتی عمل نمی کند بلکه میتواند با تکنولوژی نظامی خود بطور مستقیم به اسرائیل حمله کند.
سوم، رژیم اعلام جنگ ضدیهودی کرد تا افکار عمومی کشورهای مسلمان را بسیج کرده و پشتیبانی آنها را بدست آورد و به رژیم های سیاسی سنی نشان بدهد که «لیدر جهان مسلمان» است.
چهارم، افزون برآنچه گفته شد رژیم آخوندی در پی گسترش نفوذ در آفریقاست. اقدام تروریستی موشکی در پی جذب متحدین کشورهای درمانده و جریانات تروریستی در آفریقاست
جمهوری اسلامی با حمله خود یک شوک برای اسرائیلی ها بوجود آورد ولی موفقیت نظامی نداشت و اقدامش توسط ایرانیان مورد تمسخر قرار گرفت و مردم ایران علیه حکومت ولایت فقیه به انتقاد دست زدند. این حمله، افکار عمومی ضدیهود در کشورهای عربی را تا اندازه ای جلب کرد ولی منجر به همکاری بیشتر رژیم های کشورهای عرب با اسرائیل شد. تناسب قوا در خاورمیانه بر علیه منافع جمهوری اسلامی چرخید.

وضع آشفته و شکننده نیروی هوائی
حمله اسرائیل به پایگاه اصفهان و تخریب سیستم رادار «اس۳۰۰» یک هشدار بزرگ بود و شکنندگی دفاع نظامی رژیم ملایان را آشکارا نمایان ساخت. سیستم پدافندی ایران نتوانست حمله اسرائیل را ردیابی کند. رژیم در کنار فعالیت های گسترده اتمی و موشکی خود و نیز تعرض های تروریستی دریایی خود، دارای نیروی هوائی بزرگ است. ولی این نیرو زمان جنگ ایران و عراق ضربه های سنگینی خورد. در زمان حمله امریکا به عراق در سال ۱۹۹۱ میلادی تعداد ۱۳۳ هواپیمای جنگی یا هواپیمای حمل و نقل نظامی به ایران پناهنده می شوند. ناوگان هوایی ایران براساس آمار منتشر شده در برگیرنده تعداد ۱۵۰ جنگنده می باشد و اغلب آنها از تکنولوژی مدرن محروم بوده و نمی توانند مورد بهره برداری عملی قرارگیرند. حال آنکه یک آمار غیر رسمی ادعا دارد که ایران ۳۴۵ فروند هواپیمای جنگی دارد. بااین وجود، ساختار ناوگان هوایی ایران بطور عمده کهنه و شکننده است.
براساس اطلاعات موجود ناوگان هوایی ایران از هواپیماهای فانتوم های آمریکایی زمان شاه و تعدادی از جنگنده های سوخوی ۳۴ روسی تشکیل شده است. همه جنگنده های ایران نمی توانند پرواز کنند و دارای فرسودگی تکنیکی هستند. ولی با این وجود کل ناوگان هوایی ایران چنین ارزیابی می شود:
تعداد ۴۰ فروند هواپیما اف ۱۴ امریکایی از دوران پهلوی
تعداد ۲۰ فروند میگ ۲۹ روسی از سال های ۹۰ میلادی
تعداد ۹ فروند میراژ فرانسوی از سالهای ۹۰ میلادی
تعداد ۱۷ فروند چنگدوجی۷ چینی از سالهای هشتاد میلادی
تعداد ۵۰ فروند فانتوم آمریکایی از سالهای هفتاد میلادی
تعداد ۳۰ فروند سوخو ۳۴ روسی از دوران سالهای ۲۰۰۰ میلادی
تعداد ۳۰ فروند هواپیمای ایرانی صاعقه، کوثر و آذرخش دوران جمهوری اسلامی.
تولید پهپادها از میانه سالهای هشتاد میلادی در زمان جنگ ایران و عراق شروع شد. جنگ تجاوزی روسها علیه اوکرائین مرحله جدیدی در تولید و مصرف پهپادهای «شاهد ۱۳۶» را باز نمود. جمهوری اسلامی در پی توسعه نسل جدیدی از پهپاده می باشد. افزون برآن رژیم خامنه ای در انتظار سوخوی ۳۵ روسی است و اعلام نموده که در سرمایه گذاری برای پروژه سوخوی ۷۵ شرکت میکند. مشارکت مالی ایران مبلغ ۱۰ میلیارد دلار تخمین زده می شود.

اسرائیل در جنگ های متعدد با کشورهای عربی دارای تجربه ۷ جنگ هوائی می باشد. ویکپیدیا تعداد جنگنده های اسرائیل را ۳۵۰ فروند ارزیابی می کند. برپایه نظر کارشنان همه این جنگنده ها مدرن بوده و قابل استفاده هستند. افزون بر نیروی هوایی اسرائیل، آمریکا از نیرو هوائی پرقدرتی در خاورمیانه برخوردار است. جنگنده های اف-۱۵، اف-۱۶، اف-آ-۱۸، اف-۲۲، و نیز پهپادهای جنگی و بمب افکن های «ب-۱» و بالاخره بالگردهای جنگی و هواپیماهای جاسوسی و ماهواره های خبرگیری و غیره، یک مجموعه ابزارهای جنگی پرقدرت و مدرن را تشکیل می دهد. در صورت درگیری جدی درخاورمیانه همه پایگاه های هوائی آمریکا در منطقه و ناوگان هوایی و دریایی آمریکا در مدیترانه و خلیج فارس، در کنار اسرائیل وارد عمل می شوند.

حال رژیم اسلامی ادعا دارد که میتواند در برابر آمریکا و اسرائیل مقاومت کند و پیروز شود. نتیجه حمله موشکی و پهپادی۱۳ آوریل ۲۰۲۴ چیست؟ به گزارش نیویورک‌تایمز به نقل از مقامات اسرائیلی، جمهوری اسلامی ایران در این حمله از ۳۳۱ تسلیحات شامل ۱۸۵ پهپاد، ۳۶ موشک کروز و ۱۱۰ موشک زمین به زمین استفاده کرده است. به گزارش تایمز اسرائیل به نقل از دانیل هاگاری، سخنگوی ارتش اسرائیل این تسلیحات در مجموع حامل ۶۰ تن مواد منفجره بوده است. بنابر گزارش‌ها، اسرائیل به کمک متحدانش موفق شده است تا ۹۹ درصد این پهپاد‌ها و موشک‌ها را رهگیری و سرنگون کند و به گزارش سی‌بی‌اس به نقل از یک مقام آمریکایی تنها تعداد هفت موشک به خاک اسرائیل اصابت کرده است. بنابر ویدیویی که ارتش اسرائیل منتشر کرده است این حملات تنها خسارت اندکی به زیرساخت‌های پایگاه هوایی «نواتیم» واقع در «صحرای نگب» زده است و بنابر برخی گزارش‌ها یک دختر ۷ ساله در پی این حملات مجروح شده است. حال در آینده رژیم ایران در یک جنگ علیه اسرائیل پیروز گردد؟ جنگ، انتخاب ملت ایران نیست بلکه انتخاب جنگ طلبان شیعه حاکم بر ایران است. درگیری نظامی در منطقه از جانب خامنه ای برای ملت ما فلاکت و بی سامانی بوجود می آورد و برای منطقه خرابی و کشتار را دامن می زند. ما نمی توانیم چشم خود را نسبت به دولت دست راستی نتانیاهو و مرتجعین مذهبی ائتلافی او و جنایات آنها در قبال غیرنظامیان غزه ببندیم. ولی میدانیم که حماس جنایتکار مسبب اصلی فلاکت فلسطینی ها می باشد. افزون بر آن حماس تبهکار متحد رژیم اسلامی خامنه ای است. حماس و خامنه ای ضدیهود هستند و با الهام از آیات جنایی قرآن محمد، همسو علیه اسرائیل می باشند. آنها مانند نازی های هیتلری در پی یهودکشی هستند.

هزینه ایران در حمله به اسرائیل
ثروت های ملت ایران غارت می شود. الیگارشی آخوندی و سپاهی تمام ثروت ایران را به شکل مخفی به تاراج می برد. تمام پولهایی که رژیم دینی برای توسعه شبکه های تروریستی در خاورمیانه بکار می برد و تمام هزینه نظامی جنگ افروزی و فعالیت هسته ای و موشکی جمهوری اسلامی از چشم ملت پنهان است. هزینه حمله به اسرائیل چقدر ارزیابی می شود؟
بنابر گزارش‌ منتشر شده توسط «یورونیوز» (۱۵/۰۴/۲۰۲۴)، جمهوری اسلامی ایران در این حمله از ۱۸۵ پهپاد انتحاری شاهد ۱۳۶ و ۱۳۱ استفاده کرده است. قیمت هرکدام از این پهپادها بین ۲۰ تا ۵۰ هزار دلار است در نتیجه میانگین هزینه‌ای که طی این حملات صرف این پهپاد‌ها شده چیزی حدود شش میلیون و ۴۷۵ هزار دلار است. به گفته سخنگوی ارتش اسرائیل، تهران در این حمله از ۳۶ موشک کروز استفاده کرده است. هزینه هر یک از این موشک‌ها بین پنج تا ۱۲ میلیون دلار است و در نتیجه به طور میانگین نزدیک ۳۰۶ میلیون دلار هزینه استفاده از این موشک‌ها شده است. همچنین به گزارش نیویورک‌تایمز در این حمله از ۱۱۰ موشک زمین به زمین میان‌برد استفاده شده است. بنابر منابع اینترنتی قیمت هرکدام از این موشک‌ها بین یک تا پنج میلیون دلار است و در نتیجه به طور میانگین هزینه‌ای حدود ۲۷۵ میلیون دلار هزینه این موشک‌ها شده است. در نتیجه به نظر می‌رسد تنها ابزارهای جنگی مانند پهپادها و موشکهای مورد استفاده ایران در این حمله نظامی هزینه‌ای حدود ۵۸۷ میلیون دلار ببار آورده است.
ارزیابی دیگری همین هزینه را تائید می کند. بر اساس اعلام ارتش اسرائیل در شبکه اجتماعی ایکس در این حمله از پهپاد‌های شاهد آرش به ارزش ۷۵ هزار دلار، شاهد غزه به ارزش ۷۰ هزار دلار، کمان ۲۲ به قیمت ۴۵ هزار دلار و شاهد ۱۳۶ به بهای ۲۰ هزار دلار استفاده شده است. همچنین سپاه پاسداران از موشک‌های خیبر به ارزش ۳۰۰ هزار دلار و قدیر به بهای دو میلیون دلار در این حمله هوایی استفاده کرده است. بر اساس تخمین ارتش اسرائیل، هزینه کلی حملات به اسرائیل توسط سپاه پاسداران۵۰۰ مبلغ میلیون دلار بوده است.
البته باید به این مبلغ هزینه ابزارهای جنگی ایران، هزینه‌های لجستیکی و انسانی را افزود. با توجه به مجموعه هزینه های گوناگون می توان به طور تخمینی اعلام داشت برای ایران، کل هزینه ها به بیش از یک میلیارد دلار رسیده است.
هزینه دفاع اسرائیل چقدر بود؟ رام آمیناخ، مشاور مالی سابق رئیس ستاد کل ارتش اسرائیل در گفتگو با نشریه اسرائیلی یدیعوت آهرونوت هزینه دفاعی اسرائیل را برای حمله جمهوری اسلامی حدود ۱.۳۵ میلیارد دلار برآورد کرد.
چه کسی به خامنه ای اجازه داده تا این همه هزینه جنگی بکار گرفته شود؟ ملت ایران؟ هرگز. شخص علی خامنه ای فاسد تمام تصمیم ها را گرفته است.

حمله نظامی و نفوذ استعماری در آفریقا
خامنه ای نزدیک به مرگ است ولی او میل شدید خود در انحصار قدرت سادیستی و خونریزی را حفظ کرده است. خامنه‌ای بشدت نگران فردای رژیم آخوندی و منافع مادی خود و فرقه خود است. او برای سرکوب زنان، فروپاشی ناگهانی، آماده باشی در برابر کودتای احتمالی و یا جنبش انفجاری در جامعه، نیروهای امنیتی و نظامی را در خیابان‌ها بسیج نموده است. چه رویداد بزرگی در انتظار ماست؟ ملت ایران دمکراسی و حکومت لائیک سکولار میخواهد و به انقلاب مهسا ادامه می دهد و ولایت فقیه با وحشی ترین روش ها جامعه را سرکوب می کند. دسته های فاشیستی حزب اللهی «ایرانی افغانی و لبنانی و عراقی» به صحنه می آیند تا فضا را نظامی تر ساخته و در صورت بروز حرکت اعتراضی بشدت و بسرعت سرکوب کنند.
رژیم امپریالیستی پوتین نه تنها به تجاوز علیه اوکراین ادامه می‌دهد، نه تنها حامی فعال آخوندها و جاسوسان خود در ایران هست و پهپادهای جنگی ایران را دریافت میکند تا به جنایت جنگی ادامه دهد، بلکه همچنین در آفریقا به گسترش استعمار خود ادامه میدهد. از ژوئیه ۲۰۲۳ کودتاچیان کشور مالی و نیجر با حمایت روس ها به قدرت رسیدند. نظامیان از فرانسوی ها خواستند تا نیروهای نظامی خود را بیرون ببرند و نیز از آمریکا خواستند تا ۱۲۰۰ نظامی آمریکایی کشور را ترک کنند. چندی پیش نخست وزیر نیجر به تهران رفت تا قراردادی در مورد فروش اورانیوم به ایران بسته شود. ایران به اندازه کافی اورانیوم ندارد و برای فعالیت نظامی اتمی آشکار و پنهان خود به اورانیوم نیاز دارد. ایران دومین کشور ذخائرگازی جهان و دومین کشور منابع نفتی جهان و کشوری با سیصد روز آفتابی است. حال چنین کشوری نیاز به تولید اتمی برق دارد؟ نه هرگز. هدف جنایتکاران اسلامی، بمب اتم شیعه است.
رژیم اسلامی برای ساختن بمب به اورانیوم آفریقا نیاز دارد و به این خاطر شبکه سازی نفوذی خود در آفریقا را ادامه می دهد. شبکه سازی برای گسترش شیعه گری و آخوندپروری و ملا سازی مستقر در آفریقا، برای یارگیری سیاسی نظامی، برای تقویت جبهه ضدغربی و برای توطئه چینی، فعالانه ادامه دارد. تعرض علیه اسرائیل نمایش قدرت برای جلب کشورها و نیروهای سیاسی مزدور است. سیاست خارجی حکومت اسلامی خامنه ای، سیاستی استعماری امپریالیستی است. خاورمیانه و آفریقا میدان تاخت و تاز روس ها و آخوندهای ایرانی شده است. استعمار غرب در این مناطق با نیروهای رقابتی جدیدی روبرو هستند. استعمار اسلامی پیروان محمد و نیز برده داری قرآنی، از دیرباز در این مناطق عمل کرده است. امروز رژیم ایران و عربستان، شیعه گری و وهابی گری را با مسجدسازی و خرافه های اسلامی و جاسوس پروری، این مناطق را تسخیر می کنند. رژیم ایران با آخوندسازی در قم و انتقال آنها به کشورهای آفریقایی و با گستری شبکه های نفوذ فعالانه عمل می کند. پس حمله نظامی به اسرائیل با رویاهای شوم توسعه طلبی خامنه ای گره خورده است.
رژیم خامنه ای به آفریقا به عنوان یک «میدان نبرد» نفوذ، قدرت و قلمرو علیه عربستان سعودی می نگرد و همچنین در پی مقابله با نفوذ غرب و بویژه ایالات متحده آمریکا در آفریقاست. خامنه ای با عناصری همکاری می کند که مخالف عربستان و آمریکا هستند و میتوانند جذب استعمار ولایت فقیه بشوند. دخالت ایران در جنگ داخلی اتیوپی و فروش مهاجر۶ به ارتش این کشور، روابط سه کشور شاخ آفریقا یعنی سودان، جیبوتی و سومالی و روابط با کنیا، اوگاندا و زیمبابوه همه و همه نشان دهنده اشتهای امپریالیسم اسلامی شیعه است. خامنه ای فاسد و توتالیتر و استعمار گر است. خامنه ای خواهان سلطه استعماری در خاورمیانه است. او نیازمند آدمکشان و مزدوران نیابتی مانند حسن نصراله و اسماعیل هانیه و نیز حامیان آفریقائی شیفته قدرت سیاسی بمب اتم شیعه می باشد.
جلال ایجادی
جامعه شناس، دانشگاه فرانسه
—————————————————-
جلال ایجادی در کتابهای گوناگون در باره جنبش های اجتماعی در جهان و انقلاب های ایران نوشته است. آخرین کتاب او «انقلاب برای گسست، جامعه شناسی انقلاب زن زندگی آزادی»، ۳۳۰صفحه انتشارات فروغ. این نویسنده تا کنون کتاب «نواندیشان دینی، روشنگری یا تاریک اندیشی»، ۳۱۰ صفحه، نشر مهری، کتاب «جامعه شناسی آسیب‌ها و دگرگونی‌های جامعه ایران»، ۴۰۰ صفحه، انتشارات نشرمهری، کتاب «بررسی تاریخی، هرمنوتیک و جامعه شناسی قرآن»، ۳۸۰ صفحه، و کتاب «اندیشه ورزی‌ها در باره جامعه شناسی، فلسفه، زیستبومگرایی، اقتصاد، فرهنگ، دین، سیاست»، ۷۲۰ صفحه، چاپ نشر مهری، منتشر شده است. جلال ایجادی هر هفته پنج برنامه تلویزیونی در زمینه انقلاب، لائیسیته، دمکراسی، فلسفه، جامعه شناسی و نقد قرآن و اسلام، تهیه و پخش می کند. این برنامه ها را در یوتوب میتوانید مشاهده کنید. ایجادی آخرین اثر خود را بنام «بحران بزرگ زیستبوم جهان و ایران» در ۴۸۰ برگ، انتشارات فروغ، منتشر نمود.

بررسی ساختار قدرت توتالیتاریستی اسلامی در ایران

 جلال ایجادی

سازماندهی ساختار قدرت سیاسی جمهوری اسلامی چگونه است؟ هنگامیکه از قدرت سیاسی سخن می گوئیم منظور مجموعه دستگاه ها و نهادهایی می باشد که دارای خصلت سیاسی و نظامی و پلیسی و امنیتی و قضائی و جاسوسی است. این مجموعه با دستگاههای ایدئولوژیکی رسانه ای و پروپاگاندی و دستگاه آموزشی پیوند محکم و ارگانیک داشته و با ساختار اجتماعی و اقتصادی ویژه خود ارتباط دارد. قدرت سیاسی در نظام توتالیتر از یکسو دارای قواعد قانونی رسمی است ولی از سوی دیگر تابع زیاده طلبی های شخصیت تمامیت خواه است. قدرت سیاسی در ایران با ماهیت فاشیسم اسلامی است و آیت الله ها، خمینی و خامنه ای، هرگاه که میل کرده با طرح اراده الهی با زبانی پیامبرانه، یا با طرح مصالح فرمانروایی خود و یا با طرح ضرورت مقابله با «دسیسه امپریالیسم»، سیاستها را خودسرانه به اینسو یا آنسو کشانده اند.

دستگاه ها و سازمان ها و نهادهایی که قدرت سیاسی رسمی در ایران را تشکیل می دهند کدامند؟ قدرت سیاسی جمهوری اسلامی دارای نهادهایی است که بظاهر منطبق بر قواعد متعارف و منطقی کشورهای مدرن است. شکل صوری این سازماندهی ها با مدل های موجود در برخی از کشورها نزدیکی و شباهت دارد. بعنوان نمونه وجود پارلمان و کابینه دولتی و دادگاه ها در حکومت اسلامی در نگاه اول همچون پدیده مشترکی در بسیاری از کشورهاست. ولی زمانی که تحلیل ما به رابطه این نهادها مانند قوه قضائیه و مجلس با ولایت فقیه توجه می کند و زمانی که تحلیل ما به ماهیت درونی و ژرف نهادها نفوذ می کند، ما به توتالیتاریسم در اعماق پی می بریم. جمهوری اسلامی یک توتالیتاریسم مذهبی فردی است که با مرتجع ترین ایدئولوژی یعنی اسلام قرآنی و شیعه گری و با مدرنترین دستگاه ها و روش های ترور و پروپاگاند و دروغپردازی و لابیگری و گروگانگیری اجتماعی و دیپلوماتیک مجهز است. خامنه ای، رهبر توتالیتر در داخل مرزها انحصار مطلق می خواهد و در خارج از مرزها جهان را تابع منافع و ایدئولوژی خود میخواهد. او در داخل مهره چینی می کند، شطرنج خودی و ناخودی را تنظیم می نماید، علیه دیگران توطئه می کند و اعتراض های اجتماعی را بسرعت منکوب می کند. در عرصه جهانی او با هدف نارسیسیک با سیاست نیرنگ عمل کرده و هرگز هدف واقعی را اعلام نمی کند.

نهادهای رسمی حکومت اسلامی

یکم، ایران دارای یک ساختار قانون‌گذاری بنام مجلس شورای اسلامی است. این ساختار با اتکا به قانون اساسی اسلامی امکان می‌دهد تا نمایندگان مجلس برای دوره‌های چهارساله، به شکل مستقیم انتخاب شوند و برخی اقلیت‌های مذهبی و قومی رسمی، دارای نمایندگانی در مجلس باشند. مجلس اسلامی قوانین کشور را تصویب می‌کند و در شرایط ویژه، این امکان را دارد که رئیس‌جمهور را با دو سوم آرا استیضاح کند. شرط انتخاب نمایندگان مذهب شیعه است و در نهایت، آنها توسط شورای نگهبان و ولی فقیه باید تائید شوند. در مواردی که عملکرد مجلس مطابق میل ولی فقیه نیست بیدرنگ او از طریق افرادی مانند غلامعلی حداد عادل، یا «توصیه حکیمانه» و سفارشهای مانند «کش ندهید» دستور خود را اعلام کرده و مجلس با خودسانسوری و اطاعت خود را با خواست دیکتاتور منطبق می کند.

دوم، مجلس خبرگان رهبری همچنین به عنوان مجلس خبرگان یا شورای خبرگان نیز نامیده می‌شود و بر اساس اصل ۱۰۷ قانون اساسی اسلامی مسئولیت تعیین، عزل و نظارت بر رهبر جمهوری اسلامی را دارد. اعضای این مجلس از میان نامزدهای تائید شده توسط ولی فقیه انتخاب می شوند، متشکل از ۸۸ مجتهد بوده و دورهٔ آن هشت سال است. تعیین حسینعلی منتظری به عنوان قائم مقام رهبری در سال ۱۳۶۴ و انتخاب علی خامنه ای پس از مرگ خمینی به عنوان رهبر جمهوری اسلامی در سال ۱۳۶۸ و تائید و حمایت مداوم از خامنه ای کار اصلی این مجلس بوده است. انتصاب خامنه ای با توطئه و باندبازی رفسنجانی و دروغپردازی و حقه بازی او تحقق یافت. بحث های اعضای این مجلس مخفی بوده و در اجتماع هرگز انتشار نمی یابد. این نهاد فقط در خدمت بازتولید ولایت مطلقه فقیه است. علی خامنه ای که هیچگونه مشروعیتی ندارد پیوسته مورد تائید این مجلس مذهبی قرار دارد.

سوم، دفتر خامنه ای یا بیت رهبری یک سازمان موازی همه دستگاههای کشوری است. این سازمان به‌طور کلی مرکز مدیریت همه سازمان‌ها، نهادها، ادارات کل، مؤسسات و سایر دستگاه‌هایی است که زیر نظر مستقیم علی خامنه ای است. بیت رهبری محل اقامت رسمی، دفتر دیوان سالاری و محل کار اصلی خامنه ای است. این دستگاه انحصاری توسط خامنه ای برای ارتباط و اجرای دستورها به سایر سازمانهای نظامی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی استفاده می‌شود و شماری از مشاوران سیاسی، نظامی و مذهبی زیر نظر این دفتر کار می‌کنند. دفتر ولی فقیه با تشکیلات موازی عریض و طویل اداری، سیاسی، اقتصادی، ارتباطات، نظامی، حفاظتی، فرهنگی و حوزوی با هزاران کارمند به نوعی «دولت در سایه» است و از چنان قدرت و توانایی فرا قانونی برخوردار است که سایر قوای سه‌گانه را به حاشیه برده‌است و در صورت هر کمبود و بحران و خللی در قوای مجریه، می‌تواند امور را در دست بگیرد. دیکتاتور مذهبی به وسیله این بیت مخفی و غیرقانونی همه امور را زیر نظر دارد.

چهارم، نهاد دیگر، شورای نگهبان است. شورای نگهبان ۱۲ عضو شامل فقها و حقوقدان اسلامی دارد که نیمی از آنان را ولی فقیه و نیمه دیگر را رئیس قوه قضایی گزینش می‌کند. البته رئیس قوه قضایی توسط ولی فقیه تعیین می شود. مصوبات مجلس شورای اسلامی پیش از اجرایی شدن، نظر موافق شورای نگهبان را باید بدست بیآورد. معیار بررسی قوانین جدید، قانون اساسی اسلامی و شرع اسلام است. شورای نگهبان بر انتخابات نیز نظارت می‌کند و تمام نامزدهای انتخاباتی، حتی برای ریاست ‌جمهوری، باید تأیید صلاحیت از شورای نگهبان را به دست آورند. رئیس قوه قضائیه که توسط رهبر جمهوری اسلامی تعیین شده، رئیس دیوان عالی کشور و دادستان عمومی را منصوب می کند. دادگاه ویژه روحانیت نیز فقط به ولی فقیه پاسخگو است. ترکیب شورای نگهبان مطابق چینش رهبری است و این نهاد فاقد استقلال در تصمیم است. اسلام و خواست خامنه ای، میزان و معیار رفتار آخوندها و ایدئولوگ های فقه شیعه می باشند و روشن است که خواست رهبر بر دین ارجحیت دارد.

پنجم، جمهوری اسلامی دارای نیروهای مسلح گوناگون است: سپاه پاسداران و ارتش و بسیج و نیروی قدس که شاخه سپاه پاسداران در برون مرز است. نیروهای انتظامی جمهوری اسلامی همان پلیس است. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به دستور خمینی در ۲ اردیبهشت ۱۳۵۸ تأسیس شد. این نیروی نظامی با ویژگی ایدئولوژی دینی است. نام ایران در آرم سپاه پاسداران وجود ندارد چرا که فعالیت سپاه پاسداران محدود به مرزهای ایران نمی‌شود و مداخله نظامی در کشورهای دیگر و ایجاد شبکه های جاسوسی و تروریستی در جهان از جمله وظایف آن است. تا سال ۲۰۱۱ میلادی سپاه پاسداران حداقل ۲۵۰٬۰۰۰ پرسنل نظامی دربرگیرنده نیروی دریایی و نیروی هوافضا و نیروی زمینی است.(ویکیپدیا). در همین سایت نامبرده، گفته می شود: «نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران با در اختیار داشتن ۶۱۰ هزار نفر کارکنان فعال و بیش از ۳۵۰ هزار نفر نیروی ذخیره، بزرگ‌ترین سازمان نیروهای مسلح در غرب آسیا محسوب می‌شود. در برخی منابع کارکنان فعال نظامی ایران ۵۲۳ هزار نفر، ذخیره ۱ میلیون و ۳۰۰ هزار تن و نیروهای شبه نظامی ۲ میلیون و ۶۰۰ هزار نفر جمعاً با بیش از ۴٬۵۰۰٬۰۰۰ نفر ذکر شده‌است و ایران را پنجمین نیروی بزرگ جهان از جهت تعداد نیروهای فعال، ذخیره و شبه‌نظامی ذکر کرده‌است.» این آمار حتمن می تواند کاملتر شود ولی در حال حاضر به آنها استناد میشود. سپاه پاسداران افزون به نقش نظامی در کشور، در آموزش و سازماندهی حزب الله و حماس و حوثی ها و حشدالشعبی نقش اساسی داشته است. فرمانده کل هر یک از سه قوای نظامی بطور مستقیم توسط ولی فقیه خامنه ای انتخاب می‌گردد و جانشین و فرماندهان ستاد مشترک و نیروها، به پیشنهاد فرمانده کل و با تصویب و حکم خامنه ای انتخاب می‌شوند.

ششم، سازمان بسیج مستضعفین، یک سازمان شبه نظامی است که در ۵ آذر ۱۳۵۸ به فرمان روح الله خمینی با هدف «دفاع از کشور، نظام جمهوری اسلامی و همچنین کمک به مردم هنگام بروز بلایا و حوادث غیر مترقبه» بوجود آمده ولی در حقیقت امر این سازمان پرشمار و پر هزینه همیشه علیه جنبش های اجتماعی و اعتصاب ها بکارگرفته شده و نقش جاسوسی و سرکوب و ارعات در سازمان های دولتی و کارخانه ها و دانشگاه ها و مدرسه ها را به عهده داشته است. هم‌اکنون بسیج مستضعفین دارای «اقشار ۲۳ گانه» است: بسیج دانش آموزی، بسیج دانشجوئی، بسیج جامعه پزشکی، بسیج مهندسین، بسیج مداحان، بسیج کارگری، بسیج هنرمندان، بسیج ورزشکاران، بسیج فرهنگیان، بسیج اصناف، بسیج فرهنگیان، بسیج طلاب و روحانیون، بسیج کارمندان، بسیج مساجد و محلات، بسیج جامعه عشایری، بسیج رسانه، بسیج جامعه زنان، بسیج پیشکسوتان، بسیج سازندگی. همه این واحدهای سازمانی در پی کنترل فاشیستی همه حرفه ها و لایه های اجتماعی بوده و بمحض اینکه هنجارها و نرم های دینی و سیاسی مورد توجه حاکمان توسط جامعه مورد تردید قرار می گیرند، باندهای فاشیستی وارد عمل می شوند. در سال ۱۳۹۹ نمایند خامنه ای اعلام کرد که ۱۵۰ هزار نفر طلبه در بسیج و شبکه های اجتماعی آن فعالیت دارند.
رژیم از این نیروهای «خودسر» استفاده می‌کند تا جامعه آگاه و قشر تحصیل کرده را مرعوب نماید. نمونهٔ این اقدام ها نیز حمله به تظاهرات خیابانی، حمله به زنان بدون حجاب، حمله به سینما و سینماگران و حمله به دختران انقلاب زن زندگی آزادی و کور کردن آنها است. گفته می شود هر سال ۴۰۰ میلیارد تومان برای بودجه بسیج در نظر گرفته می شود. این نهاد ایدئولوژیک نه تنها شبکه تبلیغاتی و پروپاگاند در خدمت دفاع از توتالیتاریسم اسلامی آخوندی است و بلکه سازمانده باندهای متعصب و اوباش آتش به اختیار است تا با سرعت مبارزان و مخالفان را سرکوب کنند.

ولایت مطلقه فقیه

تمام نهادهای رسمی برشمرده، به اراده یک فرد بستگی دارد. در نازیسم هیتلر مطلق است، در استالینیسم استالین مطلق است و در فاشیسم حکومت اسلامی، خمینی و خامنه ای مطلق مقدس هستند. تمام سیاست ها و اقدام ها و قوانین باید مطابق خواست رهبر مقتدر باشد. توتالیتاریسم فساد سیاسی را به اوج می رساند و همه قدرت را به یک فرد می سپارد. ویژگی اساسی قدرت سیاسی در ایران ولایت مطلقه فقیه است. در قانون اساسی جمهوری اسلامی قدرت مطلقه ولی فقیه به این صورت تعریف شده است:

بر پایه نظریهٔ ولایت مطلقهٔ فقیه، پذیرش حکومت اسلامی، بمعنای پذیرش اختیارات مطلق برای فقیه‌است. فقیه، حاکم مطلق است و همهٔ اختیارات امام «معصوم» شیعه را دارا است. ولایت مطلق، به معنای سرپرستی جامعه و مصالح همگانی‌ و سرنوشت «رعیت»هاست و یک آیت الله نماینده پیامبر و امام و در نهایت الله است. ولایت حوزهٔ حکومت و مصالح و خیر عمومی را در بر می‌گیرد، بدون ولایت مطلق برپایی حکومت اسلامی و اجرای احکام دین و اجرا اراده الهی ممکن نیست. چند اصل قانون اساسی جمهوری اسلامی قدرت فقیه را چنین توجیه و بیان می کند.
اصل ۵
«در زمان غیبت حضرت ولی عصر «عجل الله تعالی فرجه» در جمهوری اسلامی ایران ولایت امر و امامت امت برعهده فقیه عادل و باتقوا، آگاه به زمان، شجاع، مدیر و مدبر است که طبق اصل یک صد و هفتم عهده‌دار آن می‌گردد.». در اینجا نماینده امام غایب موهوم و نماینده جهل و فساد، آخوند «باتقوا و آگاه و مدیر» معرفی می شود.
اصل ۵۷
«قوای حاکم در جمهوری اسلامی ایران عبارتند از: قوه مقننه، قوه مجریه و قوه قضائیه که زیر نظر ولایت مطلقه امر و امامت امت برطبق اصول آینده این قانون اعمال می‌گردند. این قوا مستقل از یکدیگرند.». در اینجا سه قوه بظاهر مستقل هستند ولی در واقع هر سه نهاد، فرمانبر میل آخوند سلطه گر می شوند.

اصل ۱۱۰ وظایف و اختیارات رهبر بطور گسترده داده می شود و هیچ عرصه ای از قدرت ولی فقیه مستبد بیرون نیست. انحصار طلبی سیاسی و دینی فردی در اصول «قانونی» و رسمی کشور به رسمیت شناخته شده است. این اصول، مطلقیت قدرت فردی را مشروعیت قانونی و الهی می بخشد. قدرت مطلقه الله، در روی زمین به قدرت مطلقه فقیه منجر می گردد. دیکتاتور اسلامی، همه نهادها را کنترل می کند و بر آنها فرمان می راند. در واقع دیکتاتور از زمین جدا می شود و خود را فرا زمینی نشان می دهد و در همان زمان، همه عرصه های کوچک و بزرگ جامعه را به ابزار قدرت و اعمال نفوذ و تجاوز خود قرار می دهد.
اختیارات رهبر مطلقه بنحوی تنظیم شده که هرگونه فساد و جنایت و خیانت به کشور براحتی توسط یک فرد پوشش داده می شود و هیچ نهادی قادر نیست او را مورد پرسش قراردهد و علیه او اعلام جرم کند. هنگامی که به قانون اساسی جمهوری اسلامی و واقعیت روزمره فرماندهی دیکتاتور بزرگ توجه می شود، درمی یابیم که او دارای قدرت نامحدود است و بر جان و مال هشتاد و پنج میلیون ایرانی و برتمام نهادها و امور کشوری سلطه دارد. تنها مرکز تصمیم گیرنده اصلی، شخص خامنه ای است. گستردگی قدرت او چنین است:

«تعیین فقهای شورای نگهبان
نصب عالیترین مقام قضایی کشور
فرماندهی کلی نیروهای مسلح به ترتیب زیر
نصب و عزل رئیس ستاد مشترک ارتش جمهوری اسلامی
نصب و عزل فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
تشکیل شورای عالی دفاع، مرکب از هفت نفر از اعضای زیر است:
رئیس جمهور
وزیر دفاع
رئیس ستاد مشترک
فرمانده کل سپاه پاسداران
دو مشاور به تعیین رهبر
تعیین فرماندهان عالی نیروهای سه‌گانه به پیشنهاد شورای عالی دفاع
اعلام جنگ و صلح و بسیج نیروهای به پیشنهاد شورای عالی دفاع
امضای حکم ریاست جمهور پس از انتخاب مردم صلاحیت داوطلبان ریاست جمهوری از جهت دارا بودن شرایطی که در این قانون می‌آید باید قبل از انتخابات به تأیید شورای نگهبان و در دوره اول به تأیید رهبری برسد. عزل رئیس‌جمهور با در نظر گرفتن مصالح کشور، پس از حکم دیوان عالی کشور به تخلف وی از وظایف قانونی یا رأی مجلس شورای ملی به عدم کفایت سیاسی او.
عفو یا تخفیف مجازات محکومین، در حدود موازین اسلامی، پس از پیشنهاد دیوان عالی کشور
پس از اعمال اصلاحات در قانون اساسی اختیارات زیر به اصل ۱۱۰ افزوده شد.
تعیین سیاست‌های کلی نظام جمهوری اسلامی ایران پس از مشورت با مجمع تشخیص مصلحت نظام
نظارت بر حسن اجرای سیاست‌های کلی نظام.
فرمان همه‌پرسی.
نصب و عزل و قبول استعفای رئیس سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران.
حل اختلاف و تنظیم روابط قوای سه گانه.
حل معضلات نظام که از طرق عادی قابل حل نیست و از طریق مجمع تشخیص مصلحت نظام ممکن است.»
همه این اختیارات، در شرایط عدم استقلال سه قوه، در شرایط سانسور رسانه ها و روزنامه ها، در شرایط وجود قدرت مطلقه خدائی برای ولی فقیه، در شرایط وجود سران سپاهی مطیع و ایدئولوژیک، جز بمعنای یک استبداد مخوف فردی، چیز دیگری نیست.

استبداد مطلقه

همانگونه قرآن توسط کاتبان گوناگون در چند سد سال، نوشته و تنظیم شد، سپس یک مجموعه خشونت بار و ضد خرد و سرشار از خرافه پرستی انتشار یافت و کتاب جهل الهی مقدس شد؛ همانگونه که شیعه گری با روایت های جعلی و ساختگی و منحط ترین احکام در طی سده ها به رشته تحریر کلینی ها و مجلسی ها و آخوندها درآمد؛ همانگونه که از نقطه صفر قصه امام زمان درست شد؛ پس ولایت فقیه مطلقه هم توسط تبهکاران دین در یک دوران دراز تولید شد، پرداخته شد، زینت بخشیده شد و به مغز انسانهای شیعه تحمیل شد. البته هستند «علمای» اسلام در حوزه و نزد «نواندیش» مشاطه گر، که از «تحولات اندیشه» شیعه بگویند و «هرمنوتیک» نیرنگ باز خود را در خدمت ایدئولوژی منحط شیعه گری قرار دهند و تلاش کنند تا دنیا را «مانیپوله» کنند و فریب بدهند. ولی پژوهش علمی و تاریخی تمام روایت های شیعه گری را بی پایه می داند.
نظریه خمینی در درس ولایت فقیه ۱۳۴۸ چنین بیان شده است:
«هدف بعثت و کار انبیا تنها مسئله گویی و بیان احکام نیست. این‌طور نیست که رسول اکرم و ائمه مسئله گوهایی باشند که خداوند آنان را تعیین فرموده تا مسائل و احکام را بدون خیانت برای مردم نقل کنند و آنان نیز این امانت را به فقها واگذار کرده باشند و معنای «الفقهاء آمن الرسل» این باشد که فقها در مسئله گفتن، امین باشند. در حقیقت مهم‌ترین وظیفهٔ انبیا برقرار کردن یک نظام عادلانهٔ اجتماعی از طریق اجرای قوانین و احکام است که البته با بیان احکام و نشر تعالیم و عقاید الهی ملازمه دارد… و این با تشکیل حکومت و اجرای احکام امکان‌پذیر است، خواه نبی خود موفق به تشکیل حکومت شود مانند رسول اکرم و خواه پیروانش پس از وی توفیق تشکیل حکومت و برقراری نظام عادلانهٔ اجتماعی را پیدا کنند.» (خمینی کتاب ولایت فقیه، ص ۴۹ ).

خمینی می گوید او مانند رسول الله است و حکومت تعیین می کند. ولایت مطلقه فقیه، حکم ولی فقیه را بالاتر و برتر از قواعد عرف و دین قرار می‌دهد. خمینی در نامه مورخ ۱۶ دیماه ۱۳۶۶ به رئیس‌جمهور خامنه‌ای آن را بدین گونه تعریف کرد: «… حکومت، که شعبه ای از ولایت مطلقهٔ رسول‌الله (ص) است، یکی از احکام اولیهٔ اسلام است؛ و مقدم بر تمام احکام فرعیه، حتی نماز و روزه و حج است.»

در تابستان ۱۳۶۸ پس از بازنگری قانون اساسی، «ولایت مطلقه فقیه» جانشین ولایت فقیه گردید و اختیارات فقیه بیشتر شد. هدف نظریه‌ولایت فقیه، اجرای احکام شریعت از سوی حکومت است، اما نظریه «ولایت مطلقه‌فقیه» برای امکان فسخ و الغای شریعت است. بنابراین رهبر جمهوری اسلامی برپایه این اصل مطلقیت و با اعلام اجتهاد و حفظ نظام می تواند «آیه ها و روایت های» تازه ای در دستور کار خود قرار دهد. با طرح مطلق بودن ولایت فقیه، خمینی و سپس خامنه ای راهی برای رهاشدن از چارچوب فقه و شریعت یافتند. در نظریه‌ولایت مطلقه، فقیه بیش از آنکه بر اساس فقه اسلام عمل کند، بر پایه «تشخیص خود» از «مصلحت نظام» فرمان می‌راند و «حق دارد» مصلحت نظام را بر احکام اسلام مقدم دارد و «ضرورت» به او اجازه می‌دهد از «احکام اولیه» دست بردارد و به «احکام ثانویه» چنگ بزند و افزون بر آن قانون اساسی جمهوری اسلامی را نیز نقض کند. شخصیت ولی فقیه مطلقه هر چه دلش خواست و مطابق با انگیزه های متفاوت شخصی و فرقه ای و جاه طلبی های فردی حکم می دهد و قدرت سیاسی را تابع فرمان خود می کند. استالین و پول پوت و هیتلر هم قدرت را تابع اراده شخصی خود می کنند اما فقیه مطلقه اعلام می کند حکم و اراده او الهی و آسمانی است.

قرآن و ولایت مطلقه

پشتوانه قرآنی ولایت فقیه چیست؟ آیه اطاعت که بیانگر یک استراتژی ناب برای اداره هر فعالیتی است توسط بسیاری از حاکمان اسلامی مصادره به مطلوب شده و خود را ولی امر خوانده‌اند. محمد برای تصرف ثروت و قدرت، گفت من نماینده الله هستم. خلفای عرب خود را امیر مومنان و نماینده رسول الله معرفی کردند. حاکمان اسلامگرای ایران مانند خمینی خود را روح الله خواندند و امام نامیدند و خود را مدافع اسلام و قرآن و در جایگاه اولی الامر اعلام نمودند. حاکمان ایران، برای تثبیت و توجیه قدرت خود، برای پیشبرد اعمال خشونت و سرکوب و برای غارت اقتصادی خود، به اعمال قتل و غارت و غزوات پیامبر و ولایت علی بن ابی طالب، رجوع میدهند. آنها می گویند اعمالشان مطابق اعمال پیامبر و امام اول شیعیان است. مسلم است که الگوی رفتاری آنها از رفتار رسول پیروی می کند. الله موهوم به محمد می گوید تو رسول هستی و در قرآن از جانب محمد گفته میشود که الله و محمد با «اولیای امر» تکمیل می شوند. اولیای امر در قرن بیستم و بیست یکم، خمینی و خامنه ای و البغدادی و ملاعمر هستند. کسی که ادعا می کند و پول و اسلحه دارد جانشین پیامبر اسلام می گردد. افزون برآن آیه ۴۴ و آیه ۴۸ سوره مائده، پایه قرآنی ولایت فقیه به حساب می آیند و اولیای امروزی که تسلیم الله هستند و بر قوم خود حکومت دارند، حکم الهی را اجرا می کنند. هر آخوندی که نیرنگ بازتر و قدرت طلب تر و قوی تر است ادعا می کند: من بهترین هستم.

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ أَطِیعُواْ اللّهَ وَأَطِیعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِی الأَمْرِ مِنکُمْ فَإِن تَنَازَعْتُمْ فِی شَیْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللّهِ وَالرَّسُولِ إِن کُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَالْیَوْمِ الآخِرِ ذَلِکَ خَیْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِیلاً. النساء۵۹.
ای کسانی که ایمان آورده‌اید، خدا را اطاعت کنید و پیامبرو اولیای امر خود را [نیز] اطاعت کنید؛ پس هرگاه در امری اختلاف نظر یافتید، اگر به خدا و روز بازپسین ایمان دارید، آن را به [کتاب] خدا و سنت پیامبر او عرضه بدارید، این بهتر و نیک‌فرجام‌تر است. (ترجمه: فولادوند)
مفسران شیعه اتفاق نظر دارند که واژهٔ «اولی‌الأمر» بر امامان شیعه دلالت دارد و افرادی اولی الامر هستند که دارای عصمت هستند و فقط به دوازده امام محدود می شود. برخی دیگر مانند محمد حسین طباطبایی در تفسیر المیزان اولی الامر را به چهارده معصوم گسترش می دهد. حال زمانیکه به انقلاب اسلامی و حاکمان جمهوری اسلامی می رسیم، منافع آنان چه حکم می کند؟ سلسله مراتب مذهبی و منافع دینی و سیاسی و اقتصادی و دولتی و تمایل خودکامگی و اقتدارگرایانه آخوند، نظریه ولی مطلقه را کاملن توجیه کرده و ادعای اولی‌الأمر را مطابق وضع خود میداند. ولی مطلقه اعلام ولایت و امامت کرده و خود را در اطاعت الله نشان داده و بعنوان اولی الامر بر جامعه چیره می شود و مخالفان و کافران و مرتدان و شرک کنندگان را قتل عام می کند. این ولی مطلقه به حکم قرآن و برای ستایش الله اعلام میکند: «ما برای کافران غل و زنجیر و آتش سوزان مهیا ساخته ایم»(سوره الانسان آیه ۴). فقیه مطلقه نماد فاشیسم اسلامی می گردد و در برابر او همه انسانها باید رعیت و بنده باشند.

سخن پایانی
این گفتار در باره ساختار قدرت سیاسی توتالیتر اسلامی با موضوع های دیگر کامل خواهد شد:
بررسی دستگاههای ایدئولوژیک دینی مانند حوزه ها و رسانه ها، که ایدئولوژی توتالیتاریسم حکومتی را بطور مداوم تولید و بازتولید می کنند.
بررسی نظام جاسوسی و تفتیش عقاید و کنترل روانی هر فرد جامعه، که در پی شکل دادن به روان و ناحودآگاه انسان ها و مطیع ساختن آنهاست.
بررسی شبکه های فساد مالی درهم تنیده، که با منافع سیاسی و مالی و اقتصادی آیت الله ها و تکنوکراتها و نظامیان گره خورده اند.
بررسی ویرانگری اسلام و قرآن در عرصه فرهنگی و تاریخی، که منجر به ازخودبیگانگی و مسخ ایرانیان شده است.
بررسی نقش نواندیشان دینی و روزنامه نگاران دینی در تخریب خردگرایی در جامعه، که عقب ماندگی و خرافه پرستی را پاسداری نموده اند.
بررسی گرایش آفرینندگی و پایداری تاریخی و فرهنگی جامعه ایران، رشد گرایش مدرنیته فلسفی و سکولاریزاسیون و گیتی مداری جامعه، ژرف نمودن گسست از انحطاط اسلامی قرآنی و ضرورت یک قدرت سیاسی دمکراتیک سکولار لائیک برای آینده ایران.

جلال ایجادی
جامعه شناس، دانشگاه فرانسه
—————————————————-
جلال ایجادی در کتابهای گوناگون در باره جنبش های اجتماعی در جهان و انقلاب های ایران نوشته است. آخرین کتاب او «انقلاب برای گسست، جامعه شناسی انقلاب زن زندگی آزادی»، ۳۳۰صفحه انتشارات فروغ. این نویسنده تا کنون کتاب «نواندیشان دینی، روشنگری یا تاریک اندیشی»، ۳۱۰ صفحه، نشر مهری، کتاب «جامعه شناسی آسیب‌ها و دگرگونی‌های جامعه ایران»، ۴۰۰ صفحه، انتشارات نشرمهری، کتاب «بررسی تاریخی، هرمنوتیک و جامعه شناسی قرآن»، ۳۸۰ صفحه، و کتاب «اندیشه ورزی‌ها در باره جامعه شناسی، فلسفه، زیستبومگرایی، اقتصاد، فرهنگ، دین، سیاست»، ۷۲۰ صفحه، چاپ نشر مهری، منتشر شده است. جلال ایجادی هر هفته پنج برنامه تلویزیونی در زمینه انقلاب، لائیسیته، دمکراسی، فلسفه، جامعه شناسی و نقد قرآن و اسلام، تهیه و پخش می کند. این برنامه ها را در یوتوب میتوانید مشاهده کنید. ایجادی آخرین اثر خود را بنام «بحران بزرگ زیستبوم جهان و ایران» در ۴۸۰ برگ، انتشارات فروغ، منتشر نمود.

معجزه‌ای در کار نیست؛ اسرائیل ما را آزاد نمی‌کند / علیرضا نوری زاده

ایران با همه دردهای تاریخی‌اش آماده احیای دیروز در بستر فردا است
علیرضا نوری‌زاده نویسنده و روزنامه‌‌نگار
پنج شنبه ۶ اردیبهشت ۱۴۰۳ برابر با ۲۵ آوریل ۲۰۲۴ ۸:۰۰

تصاویری از پس از حمله در دمشق و خامنه‌ای

۳۰۰ یا ۴۰۰ موشک و پهپاد از ۱۱ نقطه ایران و چند نقطه در یمن و عراق و سوریه به سوی اسرائیل پرتاب می‌شود. «فرمانده کل قوا» از پناهگاه بتنی لتیان فرمان می‌دهد. سرداران باقری، سلامی، حاجی‌زاده، احمدیان، آقا مجتبی، یحیی رحیم صفوی، شیرازی، وحید و تیمسارها موسوی، آشتیانی و حیدری دریادار ایرانی، صباحی‌فرد و… دست به سینه در خدمت‌اند. قرار است امشب نتانیاهو به لرزه افتد و کشور کوچک اسرائیل زلزله‌ای فراتر از تحملش را تجربه کند. تمام شب بیدارم، از این تلویزیون به آن یکی، اما کم‌کم آشکار می‌شود که بلوف ولی فقیه و سردارانش به دیوار خورده است.

روز بعد آشکار می‌شود که پاتریوت‌ها نه فقط در اردن که از بر و بحر منطقه موشک‌های «فرمانده کل قوا» را هدف قرار داده‌اند. از دریای سرخ تا مدیترانه و آسمان سامرا و از کربلا تا نجف و بام بیت‌ المقدس. ستاره‌های مقام ولایت چشمک‌زنان در پی نابود کردن صهیونیست‌ها در پی هم روان‌اند اما خود شکار می‌شوند. سه چهار موشک و پهپادی هم که به آسمان اسرائیل وارد می‌شوند، دخترک عرب چادرنشین را مجروح می‌کنند و در پایگاه نقب خراشی بر دیوار می‌کشند و نتانیاهو را که حالا دیگر به توضیح و توجیه عملکردش برای بایدن و بلینکن و اروپا نیازی ندارد، راضی‌تر می‌کنند.

فرض کنیم عربستان سعودی در پی بن لادن و مصر به دنبال ایمن الظواهری موشک‌هایی را به سمت افغانستان پرتاب می‌کردند که از فراز آسمان ایران می‌گذشت. آیا ولی فقیه فرماندهی کل قوا را فعلا به حال تعلیق در می‌آورد و مشغول روضه‌خوانی می‌شد؟ یا نه، حاجی‌زاده را صدا می‌زد و می‌گفت همان‌طور که هواپیمای مسافربری اوکراینی را سرنگون کردی، موشک‌ها و پهپادهایی را که حریم فضایی ما را شکسته‌اند، سرنگون کن! نظامی که ۴۵ سال است شعار «جنگ جنگ» از دهانش نیفتاده، چه انتظاری از همسایگانش دارد؟

فقط ما نیستیم که ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ را با تصاویر پشت‌بام مدرسه رفاه از یاد نبرده‌ایم؛ خاورمیانه و در ابعادی جهان، از ایران بعد از ظهور خمینی تصویری جز مرگ و خون و ویرانی و جنگ به یاد ندارند.

این را بسیار بار نوشته و گفته‌ام؛ غرب از روح‌الله خمینی، گاندی ساخته بود اما او شب چهارم به تخت نشستنش سر برید و سینه درید.

در بحرین، رژیم تا ۱۰ سال پیش پیاپی امنیت این پادشاهی کوچک، پیشرفته و دارای زندگی اجتماعی شبیه به ایران قبل از فتنه خمینی را به خطر می‌انداخت. همین دلیل بحرین حتی بعد از مصالحه ایران و عربستان سعودی حاضر نشد «وکر التجسس» یا لانه جاسوسی رژیم ایران را در منامه باز کند.

از لبنان چه گویم که بیش از ۱۰۰ خانوار شیعه و مسیحی و درزی داغدار عزیزانشان‌اند که به فرمان مقام ولایت ۱ و ۲ در خون غلطیدند و همه از بزرگان سیاست و رسانه و مذهب و پارلمان و نیروهای نظامی و پلیس بودند. سلسله‌ای که سلسله‌دارشان رفیق حریری بود و سایر آزادگان لبنان از جمله سمیر قصیر، جبران توینی، مصطفی جحا و دوست روزنامه‌نگارم لقمان سلیم و هر دو شیعه، پیرجمیل، نماینده پارلمان و پسر رئیس‌جمهوری سابق امین جمیل و ده‌ها تن دیگر از جمله علمای بزرگ شیعه همچون مهدی عامل که ردیه‌ای بر نظریه ولایت فقیه نوشت و قاتلانشان همگی سرسپرده رژیم ولایت فقیه، بعثی‌های سوریه و حزب‌الله بودند.

۳۵ سال بعد هشام الهاشمی، متفکر و روزنامه‌نگار شیعه عراقی، به گناه نفی ولایت خامنه‌ای در عراق به قتل رسید. از زمان سقوط صدام تا امروز مطابق آمارهای شبه‌رسمی سه هزار نویسنده و دولتمرد و نظامی و حقوقدان عراقی به دست سپاه یا عواملش به قتل رسیده‌اند.

آگاهی و سیستم امنیتی قدرتمند سعودی تاکنون به دفعات توانسته است با خنثی کردن ده‌ها توطئه و پیشگیری از عملکرد ماشین ترور رژیم مانع از وقوع فاجعه‌های تکان‌دهنده شود. از بردن ۱۵۰ کیلو ماده سی۴ به حج در سال ۱۹۸۶ و حج خونین ۱۹۸۷ که شاهدش بودم تا انفجار برج‌های خبر و دهران، توطئه در یمن و تلاش برای اخلال در امنیت این کشور، نمونه‌هایی از تلاش‌های رژیم برای ضربه زدن به عربستان سعودی بوده است. آموزش ده‌ها شیعه سعودی در قم با خطرناکترین تجهیزات ترور و تحریک شیعیان و میلیون‌ها دلار هزینه کردن علیه جزیره العرب، همه و همه دوستی با رژیم ولایت فقیه را عملا زیر سوال برده است. اگر رژیم در مصالحه با سعودی صادق بود، چرا از هدایت حوثی‌ها در ضربه زدن به امنیت دریای سرخ و هل دادن یمن هم‌مرز سعودی به ادامه آشوب، دست برنمی‌دارد؟

یکی از امنیتی‌های رژیم در صداوسیمای جبلی به امارات اخطار می‌کند که «یادت باشد فقط یک ضربه، یک ضربه …همه ابهتت را دود می‌کند و به هوا می‌فرستد.» شنیدن این عبارات از صداوسیمای ولی فقیه برایم تکان‌دهنده بود.

خامنه‌ای می‌خواست تل‌آویو و حیفا (مهم‌ترین شهر عرب و مسلمان‌نشین در داخل خاک اسرائیل) را ظرف دو دقیقه با خاک یکسان کند به جایش، اسرائیل سامانه پدافندی اس ۳۰۰ پایگاه بابایی (هشتم شکاری اصفهان ) را نابود کرد.

جوانان سعودی و امارات و کویت و بحرین و عمان و لبنان و مصر به فردایی می‌نگرند که زندگی به رویشان لبخند می‌زند اما جوان میهن من تصاویر دیروز ندیده را در دفتر خاطرات پدر و مادر جست‌وجو می‌کند و آرزوی او بازآفرینی دیروز است.

هنوز هم دیر نیست. ایران با همه دردهای تاریخی‌اش آماده احیای دیروز در بستر فردا است. سه روز به همه تفسیرها و ادعاهای بلندگوهای رژیم گوش می‌دادم و دنیای خیالی سید علی و محتسبان و سلحشوران کاغذی‌اش را می‌دیدم. همه سو دشمن بود و ذلت او و توطئه‌های چپ و راست و تنها مقام ولایت و بندگانش اعتبار زیستن و برخورداری از مواهب آسمانی و زمینی داشتند.

نیروهای نظامی ولی فقیه، بی‌آبرویی در برابر اسرائیل را با کوبیدن بر سر و روی دختران و زنان ایران تلافی می‌کنند. آیا ما هنوز هم منتظریم اسرائیل نجاتمان دهد؟

آیا ولی فقیه گزینه سامسون را اختیار می‌کند؟ / علیرضا نوری زاده

وقتی یک فرد برای ۸۵میلیون انسان صاحب خرد تصمیم می‌گیرد، حکایت بخت‌النصر و نرون و چنگیز وسلطان حسین صفوی، بابا خان قاجار، و روح‌الله خمینی تکرار می‌شود
علیرضا نوری‌زاده نویسنده و روزنامه‌‌نگار
جمعه ۳۱ فروردین ۱۴۰۳ برابر با ۱۹ آوریل ۲۰۲۴ ۱۵:۱۵

علی خامنه‌ای در بازدید از نمایشگاه دستاوردهای نیروی هوافضای سپاه پاسداران، آبان ۱۴۰۲- khamenei.ir

سرانجام اسرائیل بی‌سروصدا و بدون اعلان ساعت حمله و نمایش پهپادهایش بر آسمان منطقه از نقب تا اصفهان و به گواه بعضی ایضا تا تبریز، سیلی محکمی به گوش مقام ولایت زد که او همچنان در سرگیجه هضمش دست و پا می‌زند.

***

در جمع خانواده‌های روحانی – بی‌توجه به سید (از نوادگان اهل بیت) بودن و یا عام بودنشان (عمامه سفیدها) – سلسله‌مراتبی هست که از روزگار شیخ صدوق و علامه و غزالی و حجت الحق، بی هیچ تغییری برجا مانده است. در انقلاب مشروطه، به‌دلیل پیوستن علمایی چون طباطبائی و بهبهانی به این جنبش، خاندان‌های صدر و نائینی و شیرازی در بیرون از دایره حوزه اعتبار بسیار یافتند و بعضیشان تا امروز حکم و حکومت را در دست دارند. در دوران پهلوی اول، خاندان حائری یزدی و صدر و در عصر شاه فقید بروجردی و ارباب و صدر و کاشانی و سپس میلانی و شریعتمداری، مرعش نجفی و حاج آقا احمد خوانساری سلسله‌مداران مرجعیت شدند. به قول مرحوم سیدهادی خسروشاهی که این اواخر پیاپی می‌گفت روزگاری علامه حجت مدرس ما بود، حالا حجت کوه‌کمره‌ای مقتدای نسل ما است.

در دوران قاجار در جنبش‌های فکری علما و حوزویان جوان پیش‌قدم بودند، اما امروز با غیبت بزرگان حوزه‌ها، مقتدی‌ صدر و علم‌الهدی و رئیسی و احمد خاتمی پیشگامان مرجعیت شده‌اند. بیت شیرازی نسل بعد از نسل عالم دینی به حوزه‌ها فرستاد، بیت ناصر ابوالمکارم شیرازی حالا افتخار می‌کند که دزدان قهار و مافیای جبار تحویل حوزه و جامعه می‌دهد.

حتی در دوران مراجعی که عنوان مطلقه ومرجع اعلا را داشتند (مانند بروجردی، حاج آقاحسین قمی، حکیم، شیرازی، شاهرودی و…) هیچ‌گاه صاحب عنوان مرجع اعلا، صاحب اختیار سرنوشت مردم در تاریخ مذهب شیعه نبوده است. پایان تلخ سلاله صفوی و فساد عام ملایان عملا راه را بر”دولت ملایی ” بست. خمینی اما با فریب این راه را دوباره گشود و خامنه‌ای توسعه‌اش داد. در ضدفرهنگ حاکم بر اندیشه ولی فقیه، تنها کسانی لیاقت لقب هموطن را دارند که از پای تا سر ذوب‌شده در ولایت اویند. خامنه‌ای در سخنرانی نوروزی‌اش هیچ عبارتی بر زبان نراند که از آن عطر و طعم امید و همدلی و توسعه برخیزد. مرگ و خون و ویرانی از واژگانش همچون بخاری چرکین بر برگ نازک اندیشه می‌نشست و ما محو شدن رویاها را می‌دیدیم. راستی ولی فقیه مطلق‌الاراده با چه بی‌رحمی قضیه را به بنیامین ناتنیاهو سپرد تا غزه‌ای راکه رو به آبادانی داشت به تلی از خاک و خاکستر بدل کند؟ در جهان کوتوله‌ها او چنان احساس قدرتی می‌کرد که به یک اشاره خطبه پیوند مرگ با اسرائیل را قرائت کرد. دنیا شوکه شد اما بازنده بازی مرگ سلطان فقیه بود نه اسرائیل.

سه روز و سه شب رقص و پایکوبی برای ویرانی بلاد صهیون تدارک دیده شد اما جشن پیروزی رنگ ختنه‌سوران گرفت. جانشین عرفاتی، که نخستین میهمان سید روح‌الله بعد از پیروزی‌اش بود، فردای آتش‌افروزی در غزه لعنتی به طول تاریخ دردهای ملتش نثار سید علی کرد. ابومازن در اشک و درد بار دیگر گفت: تا امروز هرگز جمهوری ولایت فقیه حتی یک گام مثبت برای کمک به مردم فلسطین برنداشته است … دل ابومازن پر بود، همان گونه که دیگر رهبران فلسطینی نیز بیزار از فریب‌کاری‌های اهل ولایت فقیه بارها تاکید کرده‌اند رژیم حاکم بر ایران دشمن واقعی ملت فلسطین و متحد حقیقی دست‌راستی‌های اسرائیل است … هر بار که آمریکا اسرائیل را برای ملتزم ماندن به تعهداتش زیر فشار قرار داده است، به‌اشاره ولی فقیه یک عمل انتحاری که با مرگ چند شهروند غیرنظامی و ویرانگری روبه‌رو بود به‌ یاری اسرائیل آمد تا زبان آمریکا کند شود و امید به صلح و آشتی و برپایی دولت مستقل فلسطین رنگ ببازد و ولی فقیه شعبده‌اش را از نو ساز کند.

از سوی دیگر، درست هنگامی که شان و جایگاه ولی فقیه به بدترین شکل آسیب دیده است، او فرمان حمله به زنان را به دست آبروباختگان سپاهش می‌دهد و این دختران با شکوه ایران زمین‌اند که دلاورانه دربرابر عمله‌ی ظلم او می‌ایستند.

آنچه به‌شدت مرا نگران می‌کند تهور و دلباختگی خامنه‌ای به “خیار شمشون یا گزینه سامسون است “. او در روزهای دور نیز یک بار گفته بود اگر به آنجا رسیدم که پایانی جز ویرانی نیست من و دشمنانم با هم می‌رویم (معبد بیت مقدس را در فیلم سامسون و دلیله به یاد آورید، آنگاه که معبد را برسرخود و دشمنانش ویران می‌کند).

بسیاری می‌گویند (من نیز بر همین عقیده‌ام) که ولی‌فقیه ترسو است، اهل مواجهه نیست، از معرکه فرار می‌کند، اما بی‌آبرویی اخیر و طرحی که ناتنیاهو برای تنبیهش به اجرا درآورد – اگرچه درحد معقول و بدون تندروی بود – ممکن است درصورت پاسخ‌گویی نظام، برای مردم ما و منطقه جهنمی برپا کند. نزدیک به ۴۰۰ موشک کروز و بالستیک و پهپادهای انتحاری و نقطه‌زن که خامنه‌ای به‌سمت اسرائیل فرستاد، اسباب مزاح دوست و دشمن شد. صدای نیابتی‌ها را هم بلند کرد. حالا حوثی‌ها از احتمال ورود به فهرست سیاه تروریست‌های وزارت خزانه‌داری آمریکا نگران‌اند. حزب‌الله نیز می‌داند از این مهلکه به سلامت نخواهد جست. مقام معظم حالا چه گزینه‌هایی دارد؟

نخست، ضربه انتقامی اسرائیل را تحمل کند و به‌قولی پشت سبیلی در کند و رویش را برگرداند. اما مگر می‌شود این بی‌آبرویی را تحمل کرد؟ در این صورت نوه جان عزیزش هم به او خواهد خندید.

راه دوم، زدن یک سیلی به دشمن دربرابر مشت اوست. اسرائیل به هیچ روی آماده نیست که ضربه پایانی را ولی فقیه نثارش کند.

در این میان باید به گزینه‌های روی میز کابینه جنگ اسرائیل هم نگاهی انداخت: از آن جمله هدف قراردادن فرماندهان سپاه و تلاش برای جلوگیری از حمله‌های مشابه در آینده، با ترور فرماندهان و تصمیم‌گیرندگان سپاه پاسداران در داخل و خارج از کشور است. واضح است کسانی که در حملات ایران به اسرائیل مشارکت داشتند بیش از دیگران با خطر چنین ترورهایی مواجه‌اند. فعلا ناتنیاهو به خراشی مختصر بر چهره مقام ولایت بسنده کرده است .هدف قراردادن پایگاه هوایی در اصفهان (به احتمال زیاد در خیار دستگرد ) آن ضربه‌ای نیست که کابینه جنگی اسرائیل ترسیم کرده است.

گسترش جنگ سایبری و افزایش خراب‌کاری در زیرساخت‌های ایران گزینه دیگر اسرائیل است که برای آن بسیار مقرون به صرفه است، اما برای ایران اثرات مخربی دارد. احتمال وقوع این سناریو بسیار زیاد است و شاید هم‌اکنون نیز ارتش اسرائیل با تمام قوا تلاش می‌کند از این طریق به ایران ضربه بزند.

اسرائیل گزینه‌های دیگری نیز دارد که از آنها سود خواهد برد. از آن جمله گزینه‌های دیپلماتیک است. مسلم است که این کشور به تلاش خود برای تشکیل ائتلاف سیاسی علیه ایران ادامه خواهد داد. تلاش‌ها در این زمینه، در سال‌های اخیر به نتایج مهمی منجر شده، برای مثال روابط این کشور با امارات و بحرین عادی شده است.

این کشور تلاش خواهد کرد تا این روابط را تقویت کند. علاوه بر این، پس از حمله به ایران، ارزش عادی‌سازی روابط اسرائیل و عربستان سعودی برای این کشور به میزان قابل توجهی افزایش یافته است.

افزایش حملات مخفی و خراب‌کاری مخفیانه تاسیسات نظامی و فنی ایران، چه در کوتاه‌مدت و چه در درازمدت، راهکار کم‌هزینه دیگری برای حمله به ایران است. احتمالا چنین عملیاتی افزایش یابد.

درنهایت، اسرائیل این گزینه را خواهد داشت که با تقویت نیروهای نظامی و تعمیق اتحادش با قدرت‌های بزرگی مانند ایالات متحده، انگلیس و فرانسه، از قرار گرفتن در معرض حملات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بکاهد.

در سال ۱۹۹۱، در پی حملات موشکی عراق، ایالات متحده تجهیزات دفاع موشکی مدرن و قدرتمند پاتریوت را به اسرائیل عرضه کرد. پس از دو دهه همکاری نظامی آمریکا و اسرائیل، که پس از حملات صدام آغاز شد، سپر دفاع موشکی گنبد آهنین به طور خاص برای اسرائیل و نیازهای آن ساخته شد.

جای تعجب نیست که اسرائیل در تلاش است تا به‌سرعت سپر دفاع موشکی ایجاد کند. گنبد آهنین برای مقابله با موشک‌های کوتاه‌برد طراحی شده است و دربرابر تسلیحات دوربرد، به‌ویژه موشک‌های بالستیک، ناکارآمد است.

علاوه بر این، تجربه فشار غرب و حمایت مشروط کشورهایی مانند بریتانیا و فرانسه بار دیگر این باور را در اسرائیل تقویت کرده است که این کشور درنهایت باید برای تامین امنیت خود تنها به خود متکی باشد. این ذهنیتی راهبردی و کلیدی است که بخشی از جامعه نظامی و دفاعی اسرائیل را در ۷۰ سال گذشته هدایت کرده است تا همیشه گوش به زنگ جدیدترین و بهترین تجهیزات نظامی باشند. برخلاف اسرائیل که ماشین جنگی پروپیمان و هماهنگی دارد، در جمهوری ولایت فقیه در روز ارتش ماشین آب‌پاش سپاه جایگاه سرلشکر موسوی، فرمانده کل ارتش، معاونانش و سایر فرماندهان را با وضع موهنی هدف قرار می‌دهد. در هر کشور منظمی چنین حادثه‌ای ممکن است به برکناری و تنبیه مسئولان بلندپایه منجر شود، اما در جمهوری ولایت فقیه تصمیم‌گیرنده مهدی موعود است و نایبش.

ملتی که امروز زنانش بیشترین احترام را در جهان کسب کرده‌اند، با پیوستن زنان به مردان در صحنه نبرد، قادر است بر کابوس خامنه‌ای و افکار جنون‌زده‌اش نقطه ختام گذارد. فضای بین‌المللی این آمادگی را پیدا کرده است که با ایران منهای نظام ولایت فقیه تعامل داشته باشد. آیا ما برای این تعامل آماده‌ایم ؟

شیعه های 5 هزار دلاری سودان / علیرضا نوری زاده

احیای دوباره یک جنون
رژیمی سرگشته و سرشکسته در جستجوی نوکر
علیرضا نوری زاده

*روزیکه سردار محمد باقر ذوالقدر(دبیر فعلی مجمع تشخیص مصلحت نظام و نفر دوم سپاه درآن روزگار؛ با ۸۰۰ سپاهی به سودان رفت و همسایه مزرعه تربیت تروریست بن لادن شد ، هرماه در گزارشهایش از حضورملموس مهدی موعود ؛ درقلب پابرهنه های سودانی ؛ یاد میکرد . دوسال بعد سال بعد ۴ هزار سودانی با دریافت نفری۵هزار دلار شیعه شدند .امروز از ان جمع ۱۱ نفر در ام درومان باقی مانده اند که روزبازدید چند نماینده رژیم که از کنیا به خرطوم آمده بودند تا سفارت دیرین را ببینند و ابعاد خسارتهایش را ارزیابی کنند ؛ جلوی سفارت خالی رژیم جمع شدند و فریاد یا رهبر سردادند. اینها نمادهائی از پیروزیهای ذوالقدر و شیخ المشاغل رژیم علی محمد تسخیری در خرج کردن صدها میلیون دلار برای تسخیرسودان بودند.
**************************************
در ۱۶ مارس، دولت نظامی نیجر قرارداد نظامی با ایالات متحده را که به این کشور اجازه می داد پرسنل نظامی و غیرنظامی در نیجر مستقر کند، لغو کرد.
این تصمیم پس از ابراز نگرانی واشنگتن از گسترش روابط نیجر با ایران و روسیه و برنامه های این کشور برای امضای توافقنامه با تهران با هدف دسترسی ایران به ذخایر اورانیوم در نیجر اعلام شد
دولت نظامی نیجر “اتهامات نادرست” ایالات متحده را رد و از “رویکرد خودخواهانه” واشنگتن انتقاد کرد
آمریکایی ها پس از یک سری تحولات مثبت در روابط تهران و نیامی (پایتخت نیجر) پس از کودتای ژوئیه ۲۰۲۳ در نیجر ابراز نگرانی کردند. این کودتا یکی از جدیدترین کودتاهای نظامی است که کشورهای آفریقایی در سال‌های اخیر شاهد آن بوده‌اند و منجر به تشکیل «کمربند کودتا در منطقه ساحل» شده است.

تعدادی از این کشورها، از جمله بورکینافاسو، مالی و نیجر، با مستعمرات سابق فرانسه درگیر شده اند و شروع به جستجوی شرکای جدید در میان سایر کشورها از جمله روسیه و ایران کرده اند
تهران از ابتدا از دولت‌های نظامی این سه کشور حمایت کرده و انگیزه‌های «ضد امپریالیستی» آنها را دلیل حمایت خود عنوان کرده است
درحالیکه به نظر می رسد حمایت ایران از این دولت ها تنها به
جاه طلبی های سیاسی یا افزایش روابط اقتصادی محدود نمی شود و گزارش ها حاکی از آن است که قراردادهای نظامی جدیدی بین تهران و کشورهای آفریقایی شکل می گیرد
تهران بارها تایید کرده است که پس از پایان تحریم تسلیحاتی بین المللی علیه ایران در اکتبر ۲۰۲۳، برنامه فروش تسلیحات خود را گسترش خواهد داد
در نوامبر ۲۰۲۳، سفیر ایران در بورکینافاسو با وزیر امور خارجه این کشور درباره افزایش همکاری‌های دفاعی که شامل صادرات تجهیزات نظامی، تعمیر بالگردهای نظامی و آموزش نیروهای امنیتی بورکینافاسو بود، گفتگو کرد
در ماه مه ۲۰۲۳، محمدرضا آشتیانی، وزیر دفاع و نیروهای مسلح ایران، میزبان سادیو کامارا، وزیر دفاع مالی بود و درباره تجهیز و آموزش نیروهای نظامی مالی برای مبارزه با تروریسم گفتگو کرد
در ژانویه ۲۰۲۴، علی لمینه زین، نخست وزیر نیجر برای امضای چند قرارداد همکاری با ایران به تهران سفر کرد. در تصاویری که از تلویزیون دولتی ایران پخش شد، محمدرضا آشتیانی از جمله مقاماتی بود که این اسناد را امضا کرد، اما نه ایران و نه نیجر در مورد امضای قرارداد دفاعی و نظامی صحبت نکردند

ایران هنوز جزئیاتی در مورد همکاری نظامی خود با کشورهای ساحل یا سایر کشورهای آفریقایی ارائه نکرده است
پهپادهای ساخت ایران توجه کشورهای مختلف جهان به ویژه روسیه را به خود جلب کرده است که از این پهپادها در جنگ اوکراین استفاده می کند
پهپادهای نظامی به بخش مهم و حیاتی جنگ مدرن تبدیل شده‌اند و در درگیری‌های قاره آفریقا از آنها به عنوان “کارت برنده” نیز یاد می‌شود
اخیرا گزارش هایی مبنی بر استفاده از پهپادهای ایرانی در سودان منتشر شده است. در ماه ژانویه، نیروهای پشتیبانی سریع، یک شبه نظامی در سودان، اعلام کرد که یک پهپاد ساخت ایران را که تحت کنترل ارتش سودان بود، منهدم کرده است

به گزارش رسانه های سودانی، پهپادهای ایرانی از جمله مهاجر ۶، مهاجر ۴ و ابابیل “نقش تعیین کننده” در پیشروی نیروهای مسلح سودان در ماه مارس داشتند. با وجود این، خارطوم دریافت کمک های نظامی از تهران را رد می کند و می گوید از سلاح های نظامی ساخت سودان استفاده می کند
ایران و سودان پس از هفت سال جدائی در اکتبر ۲۰۲۳ روابط دیپلماتیک خود را از سر گرفتند. علی الصادق علی، وزیر امور خارجه سودان، فوریه گذشته برای اولین بار به تهران سفر کرد و برخی رسانه ها گزارش دادند که عبدالفتاح البرهان، رهبر نظامی سودان که عملا قدرت را در این کشور در دست دارد، ممکن است به زودی به ایران سفر کند

گزارش هایی نیز در مورد استفاده از پهپادهای ایرانی در سایر مناطق آفریقا منتشر شده است. ایران متهم شده است که طی دو سال جنگ داخلی در شمال منطقه تیگری اتیوپی، پهپادهای نظامی خود را در اختیار ارتش این کشور قرار داده است. گروه روزنامه نگاری تحقیقی نیز در تحلیل سال ۲۰۲۱ خود به این موضوع اشاره کرد، اتیوپی نیز مانند سودان با خرید هواپیماهای بدون سرنشین از ایران یا استفاده از آنها در جنگ موافقت نکرده است.

فعالیت‌های اخیر ایران در آفریقا را می‌توان در راستای چندین منافع کلیدی ایران ارزیابی کرد. نخست اینکه تهران همواره خواهان حل مسائل منطقه ای بین کشورهای منطقه و خروج نیروهای غربی از خاورمیانه و آفریقا بوده است.
نکته دوم این است که تهران سعی دارد انزوای خود در غرب را با افزایش روابط خود با کشورهای آسیایی، آفریقایی و آمریکای لاتین جبران کند
ابراهیم رئیسی در سال ۲۰۲۲ از کنیا، اوگاندا و زیمبابوه بازدید کرد که اولین سفر یک رئیس جمهور ایران به کشورهای جنوب صحرای آفریقا در حدود یک دهه گذشته بود.

تحولات جدید و بازآرایی‌های ژئوپلیتیکی در منطقه ساحل آفریقا، ایران را به دنبال دستیابی به هدفی بزرگ‌تر از برآوردن جاه‌طلبی‌های سیاسی خود در آفریقا کرده است.

اگر ایران واقعاً به دنبال استفاده از ذخایر اورانیوم نیجر است، امضای توافقنامه با نیامی به تهران کمک می کند تا برنامه هسته ای خود را تقویت کند که یکی از محورهای اصلی اختلافات ایران با غرب است
تهران ذخایر اورانیوم غنی شده خود را در سال های اخیر به طور چشمگیری افزایش داده است و مذاکرات برای احیای توافق هسته ای ۲۰۱۵ بیش از یک سال است که متوقف شده است

منابع سودانی گزارش دادند که تهران بر خارطوم برای ایجاد یک پایگاه دریایی دائمی در دریای سرخ در ازای ارسال پهپادهای مدرن به سودان فشار میآورد، اگرچه این تلاش‌ها هنوز به نرسیده ولی با ادامه جنگها وعدم توانائی یکی از طرفها برای از میدان خارج کردن طرف دیگر بخت ژنرال برهان روز به روز برای برقراری حکومتی فارغ ازلباس دین و درعین حتا بیشتر میشود.
زژیم همچنین از خارطوم خواسته است خود را از تعهدات دولت عمرالبشیر به «مشارکت در جنگ» علیه حوثی‌ها پایان دهد و گروه‌های افراطی اسلامی را برای مبارزه با خلیفه حفتر، فرمانده ارتش ملی لیبی مستقر در لیبی، مجهز و مسلح کند
با این حال، هدف رژیم «تثبیت حضور خود در آفریقا و دسترسی به منابع استراتژیک آن» است.
علاوه بر برقراری روابط راهبردی و نظامی و ایجاد شبکه ای از قدرت های شیعه متحد و وفادار در نیجریه،تانزانیا ، نیجر ، ماداگاسکار ؛ مالی ، گینه ، أوگاندا و کنیا و غنا ، بسرعت بر حضور منحوس خود در آفریقا افزوده است و با گسترش روابط اقتصادی و سرمایه گذاری، راه های تازه ای ر برای دور زدن تحریم ها و جلب مشارکت های تجاری از شمال آفریقا تا جنوب صحرای آفریقا و جنوب آفریقا؛ تجربه میکند . به دماغه امید نیک رسیدن نیزاز هدفهای مهم رژیم جهل و جور و فساد کاکم بر خانه پدری است . سفر ابراهیم رئیسی به سه کشور زیمبابوه، اوگاندا و کنیا در تیرماه سال گذشته در این زمینه انجام گرفت . با گروهبانهای یکشبه ژنرال شده آفریقا که فاسدتر و هوشمندتر از نسل قبلی خود ، آیدی امین دادا و جعفر نمیری و موبوتو و…هستند کار رژیم ولایت فقیه برای به خدمت درآوردن مزدورهای مثل خودش ، خونریز و وحشی ، آسانتر شده است .
در عین حال سودان با توجه به حضور پررنگ جنبش‌های اسلامی در گذشته وسرمایه گزاری های ریشه دار در عهد عمرالبشیر توسط رژیم ؛ مورد توجه ویژه بنیاد ولایت فقیه است تا این کشور را به محلی برای اعمال فشار بر اسرائیل وعربستان سعودی ، مصر و مهمتر از همه إیالات متجده در آورد . نتیجه سیاستهای دولت نیم بند نظامی سودان در آغاز تداوم روابط سیاسی و اقتصادی با اسرائیل و همچنین روابط خوب با غرب بود که موانع جدی در برابر اهداف ایران به شمار میرود . برقراری روابط نظامی بین سودان و اسرائیل نیز می تواند برنامه های ایران را مختل کند
اما اگر ارتش سودان در سیاست فعلی خود تجدید نظر کند و به سمت روسیه و چین روی آورد، راه را برای حضور نظامی ایران در سودان در چارچوب همکاری و به شرط کمک مالی و تجاری باز خواهد کرد. اما به دلیل قدرت مالی بسیار بالاتر آمریکا و اروپا، برای جمهوری اسلامی ایران سخت است که نظر سودان را در ازای دریافت بودجه اندکی جلب کند

به نظر می رسد پس از شکست انقلاب و جنگ داخلی، سودان به نقطه فراموش شده جهان تبدیل شد و همین موضوع ایران را به فکر بهره برداری سیاسی و استراتژیک انداخت
اما نگرانی در مورد گسترش پشتیبانی تسلیحاتی ایران می تواند معادلات را تغییر دهد. به خصوص اگر دلیل اصلی دریافت پهپاد از ایران باشد.

در هر صورت آنچه مشخص است دور جدیدی از تلاش های ایران است که برای بازیابی موقعیت سابق خود در سودان و آزمایش احتمال پیوستن سودان به «محور مقاومت» روند روبه افزایشی گرفته است. که به نوبه خود باعث افزایش تنش با غرب و اسرائیل می شود. نتیجه این تلاش ایران نامشخص است و قضاوت در مورد آن مستلزم زمان است . اما در دوتجربه اریتره و اتیوپی که فقرشان رژیم را به طمع انداخت تا از آنجا سرپلی به یمن برقرارکند ، با حضور سریع امارات و عربستان سعودی با سرمایه گزاریها و دلارهای بیشتر، سر جمهوری ولایت فقیه در نهایت به سنگ خورد. عربستان نیز حالا بسادگی سودان را به رژیم ولایت فقیه پس نخواهد داد.

روزه‌خوران در ایران و روزه‌داران در قاهره و بحرین و ریاض / علیرضا نوری زاده

ما بر مزار کوروش به استقبال عید رفتیم، روزه داران شیعه افغان پیش پای تندیس‌های بودا به عید خوشامد گفتند
علیرضا نوری‌زاده نویسنده و روزنامه‌‌نگار
پنج شنبه ۲۳ فروردین ۱۴۰۳ برابر با ۱۱ آوریل ۲۰۲۴ ۹:۰۰

یک نوجوان مصری که در ماه رمضان به ایران آمده بود، بدین گمان که همه روزه‌اند و مثل ریاض و قاهره و کویت و… افطار که می‌شود، هزاران صائم بر سفره و میز اهل سخا و کرامت افطار می‌کنند و نیمه‌شب‌ با بانگ دعای سحر، سحری می‌خورند، فیلمی گرفته بود از روزه‌خواران پیر و جوان. قابل‌تامل بود و او همه سوال… مگر اینجا به ادعای رژیم ام‌القرا و رهبرش زعیم امت نیست؟! فیلم را از تلویزیون مصر پخش کردند و از من پرسیدند که قصه چیست؟

گفتم: ما پادشاهی داشتیم که خمینی و دارودسته او طاغوتش می‌خواندند اما سراپا اعتقاد بود، چنانکه بانویش و فرزندانش و دل در گرو مهر شاه خراسان داشت، چنانکه پدرش. در ماه رمضان، رنگ وطن رنگ عشق بود و مهربانی و دستگیری از صاحبان سفره خالی. گاه افطار ایرج گرگین بود و مولانا دکتر محسن بهبهانی و صحیفه سجادیه و ربنای ذبیحی.

سحرگاهان آوای الهی ذبیحی و «امن یجیب» او قلب‌های ما را جلا می‌داد و شب‌های جمعه راشد بود و آوای پرطنین خراسانی‌اش اما خمینی رمضان را مصادره کرد و سیدعلی محرم را هم با فاطمیه رویش گذاشت. جوان مصری حق داشت شگفت‌زده شود. خمینی و خامنه‌ای نه برای مذهب آبرویی گذاشتند نه برای رمضان اعتباری. چنانچه محرم نیز نمایشنامه‌ای نفرت‌آور شد، در گِل و قمه و صحنه‌های فریب و ریا.

رژیم طی ۴۵ سال حتی نتوانست یک ذبیحی و بهبهانی و راشد و حتی فلسفی ارائه کند. دست توسل به سوی زنده‌یاد استاد شجریان دراز کرد تا «ربنا» را با صدایش پخش کند. استاد با خونخوارگان رمضانی هم پیاله نبود و نمی‌شد. پس از آن بازار نوحه‌خوان‌های فاسد را رونق دادند اما دریغ از یک ذبیحی و بهاری و محمودی.

در همسایگی ما، اما رمضان رونقش را حفظ کرد. میزهای بزرگ سحری و افطاری در خیابان‌ها چیده شد و مردمان علاوه بر عبادت، به شادی‌های رمضانی پرداختند. ده‌ها سریال رمضانی با موسیقی و جذابیت رمضان را به روزهایی خوش و شیرین تبدیل کرد. امسال با هوای معتدل منطقه، بعد از افطار علاوه بر تماشای سریال‌ها و کنسرت‌ها، گردش‌های فامیلی، سرزدن به مراکز خرید و بازار و رستوران‌ها و سپس روزهای عید و شادی‌های عید، حقا که ماه مبارک را به ماه خوش عبادت و تفریح بدل کرده بود.

اما رژیم ولایت فقیه در وحشت به خاک افتادن سرداران فتنه و آشوب و دلاوران قدسی‌اش در لبنان و سوریه و عراق و یمن و البته مقر خاتم‌الانبیای ۲ و۱، با احیا و ناله و شیون و توی سر زدن لبخند را از لبان مردم قیچی کرد. سریالش هم ناله بود و اشک و بازی‌ها و مسابقات صداوسیمایش لوس بود و خنک. سردار جبلی رشوه میلیاردی به ستاره‌ها می‌داد که مزه‌پراکنی کنند و شیخ سیمایش، پناهیان، پیامبری را که ۱۴۰۰ گفته بودند رحمت دو دنیا است، «عبوس و گوشت تلخ» می‌خواند و علی را در قهر ابدی با همه عالم می‌پنداشت، به‌ گونه‌ای که حتی حوزه خواب‌رفته بی‌حال را هم به صدا درآورد.

چند سال پیش رمضان را در جده و کویت و بحرین گذراندم. بحرینی که رژیم از روز نخست درصدد بلعیدنش بود. یک پادشاهی کوچک اما شاد و مغرور. با پلی که عبور از آن دقایقی بیشتر را نمی‌طلبد، جهان ناگهان رنگ و معنایی دیگر گرفت. چقدر کوچه‌ها و خیابان‌ها آشنا بودند. انگار به شیراز و بوشهر و بندرعباس رفته بودم. بعد از استقلال نیز زنده‌یاد داریوش همایون با حمایت زنده‌یاد دکتر محمود جعفریان دیداری از بحرین را ترتیب داد. همه رفتیم و در مدرسه ایرانیان سرود «ای ایران» خواندیم. امیر پر از لطف بود و مهر و احترام.

تا پیش از حضور حضرت در ژانویه ۱۹۷۹ در تهران، ایرانی‌تبارهای مقیم بحرین و شیعیان این کشور بیش از دیگر شهروندان احترام و اعتبار یافته بودند. امیر وقت بحرین به نوعی خود را وامدار دولت ایران می‌دانست که پیشنهاد رفراندوم را پذیرفته بود و وقتی سازمان ملل اعلام کرد اکثریت مردم بحرین خواستار استقلال این شیخ‌نشین‌اند، ایران اولین دولتی بود که بحرین مستقل را به رسمیت شناخت و امیرش را برای دیداری رسمی به تهران دعوت کرد.

با ظهور «حضرت آقا» اما فضای بدبینی و نگرانی از اهداف و مقاصد هیئت حاکمه جدید ایران روزبه‌روز گسترده‌تر شد. در همان هفته‌های نخست انقلاب، سیدصادق روحانی از ضرورت باز پس گرفتن بحرین سخن گفت و از سوی دیگر سیدهادی مدرسی، برادر سیدمحمدتقی مدرسی، رهبر حزب عمل اسلامی عراق‌ با تشکیل جبهه آزادی‌بخش اسلامی بحرین مشغول مغزشویی جوانان شیعه‌ای شد که تصویر مار بر دیوار انقلاب ولی فقیه ایرانی را باور کرده بودند.

چندین عملیات خرابکاری که عاملانشان دست‌پروردگان برادر پاسدار احمد وحیدی، از اطلاعات سپاه (بعدا سپاه قدس) و امروز وزارت کشور، بودند و کشف چندین توطئه آشوب و ترور در کنار تظاهراتی که در تهران برنامه‌ریزی می‌شد، چنان ضربه‌ای به ایرانی‌تبارها و شیعیان در بحرین وارد کرد که طی چند سال اخیر همه تلاش آن‌ها معطوف به این بوده است که ثابت کنند اعتقاد و ایمان آن‌ها پیش از آنکه از ولایت سید روح‌‌الله و سیدعلی شعله گرفته باشد، جانمایه در وطنشان دارد.

بحرین که پیش از دیگر کشورهای حاشیه خلیج فارس به آبادی و آبادانی رسید و امروز یک مرکز معتبر اقتصادی و بانکداری در منطقه و جهان است، هیچ تکیه‌ای بر درآمد بسیار ناچیزش از نفت ندارد، بلکه درآمد عمده‌‌اش از طریق خدمات بانکی و اداری، توریسم، صنایع پتروشیمی و صنایع مونتاژ به دست می‌آید. سالانه بیش از دو میلیون سعودی و شهروندان دیگر کشورهای شورای همکاری‌های خلیج فارس از بحرین دیدن می‌کنند.

پادشاه ملک حمد که امارت بحرین را به مملکت پادشاهی مشروطه بحرین تبدیل کرد، برخلاف عمویش که موردغضب بحرینی‌ها بود، دست در دست پسرش، ولیعهد محبوب، با برنامه آشتی ملی، شیعیان را از وسوسه‌های شیطانی صادره از قم و کربلا و صور و صیدا مصون داشت. به طوری که حتی اسلامی‌های سلفی سنی و شیعیان جام برگرفته از چشمه ولایت فقیه هم نمی‌توانند به برنامه‌های اصلاحی او ایراد بگیرند.

از دهران تا کراچی و از بامیان تا باماکو، شیعه ولایتی در رمضان اخیر بی‌رنگ و رونق‌تر از همیشه بود. شیعیان مرتضی علی در بامیان سفره عید را پنهان از چشم طالبان، پیش پای تمثال‌های بلند و نیمه‌ویران بودا پهن کردند.

در بحرین و کویت و برادر بزرگشان سرزمین سعودی، مردم ده‌ها سازمان مردم‌نهاد (ان‌جی‌او) یعنی سازمان‌های سیاسی و فرهنگی و حقوق بشر و… غیر دولتی دارند و روشنفکرانی که نه دل در گرو مارکس دارند و نه سر در اطاعت ولی فقیه و اهل بیتش در منطقه.

رمضان امسال در خانه پدری با تقارنش با نوروز و سیزده بدر، با شکوه بیشتری به ستایش آیین نوروزی پرداختند و به مزار کوروش و زیارت حضرت فردوسی و مزار حافظ رفتند و در دماوند فریدون را آواز دادند که کاوه در راه است.

در قاهره و ریاض و بغداد و بحرین و کویت و … در دوشنبه و تاشکند، در باکو و اربیل نوروز بر بام عشق پرواز کرد اما در تهران، شهردار ولایی پارک امین‌الدوله را بعد از قیطریه تصرف می‌کرد و ویلای دیگری برای دخترش در ژنو سفارش می‌داد، در حالی که هزاران ایرانی در چهار سوی جهان، زنجیره یاس‌های امین‌الدوله را صبح عید بر دیواره‌های خانه تبعیدی می‌گستردند.

سر هنیه بر شانه مقام ولایت، سر پاسداران زیر خرابه‌های شام / علیرضا نوری زاده

آیا بین سفر هنیه و نخاله به تهران و عملیات دمشق ارتباطی بود؟
علیرضا نوری‌زاده نویسنده و روزنامه‌‌نگار
پنج شنبه ۱۶ فروردین ۱۴۰۳ برابر با ۴ آوریل ۲۰۲۴ ۸:۱۵

دیدار اسماعیل هنیه با علی خامنه‌ای- ۷ فروردین ۱۴۰۳- وبسایت علی خامنه‌ای

سفر اسماعیل هنیه و زیاد نخاله به تهران سفری با نتایج محدود و تا حدودی ناامیدکننده برای این دو نفر بود. هرچند هر یک جداگانه با مقام‌های تهران دیدار و وعده بالا رفتن مواجب دریافت کردند، ارباب دیگر آن اربابی نبود که میل نبرد داشت و می‌خواست بنی‌موسی را یک‌شبه به شیوه احمد شقیری به دریا ریزد، بلکه حالا «خلیفه صلح و آشتی» شده بود و «الحذر الحذر» می‌گفت و دوباره تاکید می‌کرد که فصل رویارویی نیست.

هنیه با خامنه‌ای، رئیسی، دریادار احمدیان، دبیر شورای‌عالی امنیت ملی و حسین امیرعبداللهیان، وزیر امور خارجه، دیدار کرد. سرلشکر سلامی، فرمانده سپاه، سرتیپ محمد کاظمی، سرلشکر باقری، سیداصغر حجازی و محمدباقر قالیباف نیز با هنیه دیدار کردند.

خامنه‌ای در دیدار با اسماعیل هنیه ضمن تمجید از موقعیت منحصربه‌فرد نیروهای مقاومت فلسطین و مردم غزه، تاکید کرد که از حمایت از آرمان فلسطین و غزه دریغ نمی‌کند و صبر تاریخی مردم غزه در قبال جنایات و وحشی‌گری‌های رژیم اسرائیل پدیده بزرگی است که واقعا جایگاه اسلام را اعتباری فراتر بخشیده و مسئله فلسطین را به موضوع اول جهان تبدیل کرده است و با وجود شرایط سخت و بسیار دردناک نوار غزه، مردم فلسطین و مقاومت به پیروزی‌های زیادی دست یافته‌اند!

وزیر امور خارجه رژیم هم سفر هنیه به تهران را در سایه پیروزی‌های میدانی و سیاسی مقاومت و در آستانه روز جهانی قدس، مهم دانست و گفت که بزرگداشت و فعالیت‌های روز قدس امسال نسبت به سال‌های گذشته، قطعا متفاوت و شگفت‌انگیزتر خواهد بود.

امیرعبداللهیان افزود: «رژیم صهیونیستی با وجود جنایات بی‌سابقه و بی‌شمار علیه مردم فلسطین در غزه و کرانه باختری، به هیچ یک از اهداف راهبردی اعلام‌شده خود و آمریکا و متحدانش دست نیافته و امروز بر این باور است که حذف حماس و مقاومت از غزه و صحنه فلسطین یک ایده دور از ذهن است.»

از سوی دیگر، اسماعیل هنیه، رئیس دفتر سیاسی حماس، با تشکر از حمایت جمهوری اسلامی ایران از فلسطین، گفت: «با وجود تداوم جنایات وحشیانه و نسل‌کشی رژیم صهیونیستی علیه مردم فلسطین در منطقه فلسطین، نوار غزه و کرانه باختری، مقاومت و مردم فلسطین همچنان قوی و استوارند.»

هنیه همچنین تاکید کرد: «بیت‌المقدس و مسجدالاقصی محور اصلی مسئله فلسطین‌اند و روز قدس امسال با توجه به تهدیدهای روزافزون رژیم صهیونیستی به یاد امام خمینی است و امیدواریم روز قدس امسال روزی تاریخی برای حمایت از فلسطین و مسجدالاقصی باشد.»

این چهره رسمی دیدار هنیه است اما چهره واقعی او در گفت‌وگو با سردار سرتیپ کاظمی، فرمانده اطلاعات سپاه قدس، اصغر حجازی، سرلشکر باقری و سرلشکر سلامی نمایان شد که خواستار آن شد که رهبر جمهوری اسلامی با انتقال موقت تعدادی از همکاران او به ایران تا زمانی که اسرائیل در مقابل آمریکا متعهد شود جان آ‌ن‌ها را به خطر نیندازد، موافقت کند.

هنیه به قالیباف از تخریب نظام اجتماعی غزه گلایه کرد و نیاز این بخش به متخصصان روانشناسی و جامعه‌شناسی ایرانی و عرب را برای برگزاری دوره‌هایی برای التیام زخم‌های مردمش از طریق ارتباط و برگزاری سخنرانی‌ها و سمینارهای ویدیویی مستقیم از طریق شبکه‌های خصوصی ایرانی در غزه یادآور شد.

او در دیدار با دریادار علی اکبر احمدیان بر سر مسائل اصولی از جمله پرهیز از هرگونه رویارویی با اسرائیل بدون مشورت و هماهنگی با جمهوری اسلامی و بهره‌برداری از فضای همدلی بین‌المللی با ملت فلسطین به توافق رسید.

رهبر سازمان جهاد اسلامی، بر خلاف هنیه که سرش را بالا گرفته بود، به عنوان یک نیازمند پول و مهربانی به تهران آمد. به قول یکی از دوستان نویسنده فلسطینی، میزان تمجید او نه‌تنها از خامنه‌ای، بلکه از قاآنی، کاظمی، باقری و امیرعبداللهیان نیز شرم‌آور بود.

هنیه و نخاله تهران را با وعده و وعید و دعوتی محدود برای حضور در روز قدس ترک گفتند و جمهوری اسلامی مطمئن بود با توصیه‌هایش به هنیه و نخاله، مصونیتش را در برابر حملات اسرائیل تضمین کرده است اما به فاصله چند روز، سنگین‌ترین ضربت بر پیکر نظامی‌امنیتی‌اش در بولوار مزه دمشق فرود آمد.

فاجعه در بولوار مزه

۱۷ کشته از جمله هفت نظامی از سپاه، دو تکنیسین پهپاد، سه سوری و دو افغان از جمله کشته‌شدگان حمله دوشنبه عصر اسرائیل بودند.

محمدرضا زاهدی، یکی از فرماندهان نیروی قدس سپاه پاسداران، از نظر رتبه و اهمیت در صدر کشتگان بود که به عماد مغنیه و احمد کاظمی و قاسم سلیمانی پیوست.

سردار محمدرضا زاهدی (معروف به حسن مهدوی) ۲۰ آبان ۱۳۳۹ در اصفهان به دنیا آمد و در سال ۱۳۵۹ عضو سپاه شد. او در دوران جنگ با عراق از فرماندهان میانی سپاه بود و به مدت سه سال فرماندهی لشکر ۴۴ قمربنی هاشم را بر عهده داشت. در سوریه همه در خدمت زاهدی بودند. در ایران نیز بین سال‌های ۱۳۸۴ تا ۱۳۸۷ زاهدی فرماندهی نیروی زمینی سپاه را بر عهده داشت و شایع بود که طرح کشتن سردار احمد کاظمی، فرمانده نیروی زمینی سپاه، را او به دستور خامنه‌ای به اجرا در آورد و مزدش هم جانشینی او بود. زاهدی از سال ۱۳۸۴ تا ۱۳۸۵ فرمانده قرارگاه ثارالله شد و به «قصاب جوانان» شهرت یافت و سپس به معاونت فرماندهی کل سپاه ارتقا یافت. او از سال ۱۳۸۷ تا ۱۳۹۵ در سپاه قدس خدمت کرد و فرمانده لشکر قدس شاخه سوریه و لبنان بود.

علاوه بر زاهدی، فهرست کشته‌شدگان از این قرار بودند:

ــ سردار محمدهادی حاج‌رحیمی، معاون سردار زاهدی که پیش از این معاون هماهنگ‌کننده سپاه قدس بود. او جانشین فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در سوریه و همراه همیشگی او در کنار حسن ارلو، سفیر رژیم در نیمچه دولت عبدالملک حوثی و… بود.

ــ سرهنگ رضا زارعی

ــ محسن صداقت

ــ سرهنگ میلاد حیدری

ــ سرهنگ مهندس مقداد مهقانی جعفرآبادی (تکنسین پهپاد)

ــ علی آقابابایی

ــ سیدعلی صالحی روزبهانی

ــ سرهنگ حاج صادق، افسر اطلاعات سپاه قدس

ــ سعید علیدادی، سرگرد سپاه قدس از واحدهای کوماندویی

ــ سرتیپ حاج رضا موسوی

ــ حسین امان‌اللهی (ابو امیر)

این‌ها اعضای تیم ضربت سپاه قدس تحت فرماندهی سپاه قدس بودند که اسرائیل در دمشق آن‌ها را کشت.

زاهدی و همکارانش در جنگ ۳۳ روزه حزب‌الله با اسرائیل آموزش و سازماندهی نیروهای امنیتی حزب‌الله، جهاد و نقشه‌‌برداری از مناطق درگیری را بر عهده داشتند. در آمدوشدهای زاهدی بین سوریه لبنان و عراق، او شهلایی و محمد هادی حاج رحیمی را به یمن فرستاد که به سبب موفقیت‌هایش در یمن، در بازگشت به سوریه درجه سرتیپ کاملی و مدال مقاومت را گرفت.

انتقال وابستگی نظامی و نمایندگی امنیتی رژیم به ساختمان کنسولگری در کنار ساختمان سفارت، با هدف امنیت بیشتر و تامین پوشش انجام شد و زاهدی بعد از قتل شماری از معاونانش در خانه‌های تیمی شام و بیروت در حملات اسرائیل، برای جلساتش در دمشق با اسماعیل قاآنی، فرمانده سپاه قدس، به ساختمان کنسولگری بین سفارت جمهوری اسلامی و سفارت کانادا نقل مکان کرد. در روز انفجار در ساعت ۲ بعدازظهر هم با دریافت گزارش سفر اسماعیل هنیه و نخاله به تهران، با معاونان و فرماندهانش مذاکرات مهمی را دنبال می‌کرد.

زاهدی به عنوان وابسته نظامی از ۱۸ ماه پیش معمولا ملاقات‌هایش را در ساختمان کنسولگری برگزار می‌کرد و پس از حملات اسرائیل در دسامبر ۲۰۲۳، به طور کامل با تیمش به کنسولگری اسباب‌کشی کرد.

آیا «نایب امام زمان» اسرائیل و خاک بلاد یهود را با دو سوت به توبره خواهد کشید؟ ۴۵ سال پیش از کربلا می‌خواستند به قدس بروند، حالا از غزه. خمینی ایران را به ورطه جنگی هولناک انداخت و جانشینش ایران را به ورطه هلاکت کشاند. همین‌جا بعد از ۷ اکتبر نوشتم که اسرائیل سر مار را در غزه ، سر افعی را در جنوب لبنان و سر اژدها را در تهران هدف قرار داده است. به قول مفسر رژیم در صداوسیما، «اسرائیل هم مرد است و هم نامرد. به تهدیدهایش مردانه و با نامردی عمل می‌کند و ما فقط حرف می‌زنیم».

روز جهانی زن و امید به آینده‌ای بهتر!

صمیمانه‌ترین تبریکات خود را به مناسبت روز جهانی زن به زنانی تقدیم میکنم که با از خود گذشتگی و فداکاری، جامعه ما را به سوی دموکراسی و سکولاریسم هدایت می‌کنند. جنبش انقلابی ژن ژیان آزادی با قتل حکومتی ژینا، روند بازگشت‌ناپذیر تغییر و تحول را در کشورمان رقم زده است. بدنبال آن، نیکا، سارینا، حدیث، اسرا، آرمیتا و از طرف دیگر پیام سپیده رشنو با گفتن “پدر زندان رفتنم ننگ نیست” و شعار دادن رویا حشمتی در زیر ضربه‌های شلاق، و صحه‌گذاشتن جهان براهمیت مبارزات زنان با برنده شدن جایزه صلح نوبل توسط نرگس محمدی و ادامه مبارزات زنان در کشور، حاوی این پیام است که نیروی تغییر از پای نایستاده و نخواهد ایستاد. ایران ما را نسلی تغییرمی‌دهد که اهل عمل است و مماشات را نمی‌داند، در رویا نیست و خود را با جوانان دنیا در یک سطح می‌بیند، مانیفست زندگی نرمال این نسل توسط شروین و توماج نوشته شده است.
جنبش انقلابی زن زندگی آزادی، به‌عنوان یک چشم‌انداز پویا و تحول‌آفرین مطرح است. این جنبش باعث ظهور آرمان‌های زنانه‌تر شده است. زنان اکنون به دنبال حقوق و آزادی‌های بیشتر و مشارکت فعال در تصمیم‌ گیریهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی هستند. همانطور که در فرانسه، حق سقط جنین در قانون اساسی به‌رسمیت شناخته شد، زنان ایرانی نیز باید صاحب این حق بشوند. همانطور در جهان، زنان حق انتخاب نوع پوشش خود را دارند، زنان ایرانی نیز باید از این حق برخوردار شوند، همانطور حق برابر تحصیل و اشتغال در جاهای دیگر برای زنان برسمیت شناخته شده است، حکومت حق ندارد قیم زنان در این عرصه شود.
با برشمردن ویژگی‌های انقلاب ژینا، یعنی رهبری زنانه، شرکت فعال نسل زد، غیر ایدئولوژیک بودن آن، عمومی شدن و جهانی شدن آن و نتیجتا ایجاد یک انقلاب فرهنگی عمیق در تار و پود جامعه را فراهم کرده است. ادامه مبارزات زنان و جوانان و عدم شرکت فعال مردم در انتخابات اخیر، زمینه‌ساز یک فرصت تاریخی دیگر برای گرفتن تصمیم نهایی است. به جرأت می‌گویم اگر جهان بخواهد از تأثیر اسلام سیاسی رژیم رهایی یابد، تنها راه موجود، حمایت از جنبش زن زندگی آزادی است تا به انقلاب واقعی یعنی براندازی حکومت اسلامی در ایران منجر شود تا دستاوردهای دموکراتیک که نتیجه قرن‌ها مبارزه در جهان بوده است، بتواند ادامه پیدا کند. بگذارید ما زنان این بار تاریخ را بنویسیم، اگر در سال ۱۳۵۷، اسلام سیاسی رهبری اعتراضات مردم را در دست گرفت، در سال ۱۴۰۲ شمسی، جنبش انقلابی ژینا، با شعار زن زندگی آزادی، گورستان اسلام سیاسی را در ایران بنا نهاده و میرود تا تاریخ از آن به عنوان اولین انقلاب زنانه یاد کند. همین امروز قلم را بر داریم و بنویسیم…
۸ مارس ۲۰۲۴
ناهید حسینی- لندن

نوروز پس از پیروزی / علیرضا نوری زاده

ملت ایران در ۱۱ اسفند از خامنه‌ای سلب رهبری کرد
علیرضا نوری‌زاده نویسنده و روزنامه‌‌نگار

تصویری از حوزه‌های رای‌گیری در انتخابات مجلس شورای اسلامی- Nazanin Tabatabaee/WANA/REUTERS

از این پس در تاریخ ما، به جز سوم اسفند، آغاز حضور رضا شاه، و ۲۹ اسفند که نفت ملی شد (در کنار روزهای زن، درخت‌کاری، استقلال کانون وکلا، و…) بر پیشانی یازدهمین روز این ماه نیز خطی تاریخی نشسته است؛ روز سلب کامل مشروعیت از سیدعلی خامنه‌ای.

از حوزه‌های خالی رای‌گیری در سرتاسر خانه پدری بسیار دیدم و شنیدم و منتشر کردم اما دو ویدیو این روز را جاودانه کرد. در اولی ذوب‌شدگان در ولایت، در حوزه‌ای خالی در پایتخت، با جارو و لنگه‌کفش دنبال موشی بودند که زیر منبر پنهان شده بود. نبرد شیرمردان نایب امام زمان با موش کوچک وحشت‌زده دقایقی ادامه داشت. ویدیو دوم در حوزه چابهار بود که ناظران صندوق‌های خالی را برمی‌گرداندند، همه خالی از رای که از زوال حکومت خبر می‌دادند.

در هیچ‌یک از انتخابات بیش از سه دهه اخیر، ولی‌فقیه و کارگزارانش این مقدار در ضرورت رای‌دادن سخن نگفته و دین و مذهب و حضرت عباس و صاحب زمان را وسیله جذب و جلب مردم نکرده بودند. خامنه‌ای در جنبش زن زندگی آزادی با ۵۰۰ کشته، اعدامی‌های جوان، دختران زیبای بی‌چشم و هزاران زندانی، گمان برد پیروز شده است اما هم به سامان رساندن حجابش با زنان شجاع سرزمینمان با سر به دیوار خورد و هم در حکایت مهندسی‌شده انتخابات روز ۱۱ اسفند ۹۰ درصد از رای‌دهندگان (چیزی نزدیک به ۷۳ درصد) نه‌تنها ضربه فنی‌اش کردند که با سلب اعتبار از او رویای به تخت نشاندن سید مجتبی را به کابوس بدل کردند.

ملت ایران در ۱۱ اسفند از خامنه‌ای سلب رهبری کرد. برای اولین بار اپوزیسیون خارج کشور، هم‌صدا با داخل، بدون پرونده‌سازی انتخابات را تحریم کردند. این دستاورد بزرگ پیامدهایی خواهد داشت، پیامدی که، حتی پیش از مرگ سیدعلی، بازی به نفع ملت بزرگمان پایان خواهد گرفت.

در طول دوران ریاست‌جمهوری خاتمی، آقا روز‌به‌روز بیشتر به اطلاعاتی‌ها وابسته شد. تیمی که آنها درست کرده بودند از هر نظر کامل بود. آن‌ها آدم عملیاتی داشتند مثل رمضانی، الیاس محمودی، احمد وحید، پورفلاح و ذوالقدر و… آدم رسانه‌ای داشتند مثل حسین شریعتمداری، حسین صفار هرندی، یوسف‌پور، حاج غفور و حاج عزت، آدم باسابقه داشتند با عبا و عمامه مثل فلاحیان و حسینیان و پورمحمدی و احمد وحیدی اولین فرمانده سپاه قدس و وزیر کشور فعلی. راهبردشناس هم داشتند از تیره حسن عباسی و حسین الله‌کرم و الیاس نادران و مهدی چمران، دیپلمات و سیاستمدار هم داشتند مانند علی‌اکبر ولایتی و محمدحسن اختری. اصغر حجازی هم آقای کل بود و مغز و قلب آقا را در اختیار داشت و هنوز هم دارد. این‌ها به اضافه یک جمع سی نفره از بچه‌های مرکز استراتژیک سپاه و دانشکده امام باقر و اطلاعات سپاه و ستاد کل، ازجمله سرتیپ دکتر موسوی، از همان سال‌های نخست حکومت خاتمی به‌دلیل وحشت و نگرانی که بر آقا مستولی شده بود بنا را بر این گذاشتند که کار خلافت را پیش از آنکه جناب عزرائیل سر برسد فیصله دهند. برای این کار همان‌طور که هاشمی رفسنجانی و خامنه‌ای و ری‌شهری از یکی دو سال پیش از درگذشت خمینی قاپ احمدآقا را دزدیدند و او را با خود همراه کردند این‌ها نیز از میان فرزندان آقا مجتبی را که خیلی احساس ولیعهدی می‌کرد انتخاب کردند. میثم انتخاب اول آنها بود ولی این آقازاده بعد از حضور پای منبر درس آقا رضی شیرازی عابد و گوشه گیر و اهل درس و فحص شد.

از فردای ۱۱ اسفند ۱۴۰۲ نه ولی‌فقیه همان سید علی قهار و جبار بی‌ترس است، نه مجتبی آن أقازاده امیدوار.

چه قدر خوب بود اگر حرف‌های درگوشی نیروهای سپاه روز شنبه بعد از انتخابات به گوشمان می‌رسید. حالا آن‌ها نیز وحشت‌زده‌اند. در هر جنبش یا انقلاب سه عامل اصلی پیرو زی را رقم می‌زنند. نخست بریدن مردم از رژیم است. این بیزاری و بریدن در جنبش سبز، سپس در جنبش باشکوه انسانی زن زندگی آزادی، و امروز در نه بزرگ به اصل و فرع نظام تجلی یافته است. عامل دوم وجود یک رهبری منسجم با حضوری چشمگیر در داخل و خارج کشور، و عامل سوم، تضاد مصالح رژیم با مصالح ابرقدرتها و نیروهای مؤثر خارجی است. به عبارت دیگر، آقای جیمی کارتر و ژیسکار دستن و کالاهان و اشمیت درگوادلوپی دیگر ننشینند و برای ملت ما تصمیم نگیرند، بلکه برعکس از جنبش ملت ما حداقل در ابعاد معنو‌ی‌اش حمایت کنند.

مردم ازرژیم نه یک بار که چندین بار اعلام برائت کرده‌اند، براین بیزاری و نفرت مردم را هم بیفزایید. حمایت نکردن خارجی نیز تحصیل حاصل است. جنبش زن زندگی آزادی دنیا را به سر فرو آوردن دربرابر ملت بزرگ ما واداشت و حالا در اسفند ۱۴۰۲ آمریکا نیز عدم مشروعیت رژیم را اعلام می‌کند. تکلیف رژیم با اروپا و خاورمیانه نیز روشن است. تظاهرات نیم ملیونی برلین و تورنتو و لندن و واشینگتن را به یاد دارید؟ در لس آنجلس صدها هزار نفر حضورداشتند. شاهزاده رضا پهلوی هم آمد و چه شوری بود و چه امیدی که متبلور شده بود. همه بودند، افراد مشهور، ورزشکاران، فعالان سیاسی و اجتماعی و فرهنگی، روزنامه‌نگاران و شاعران و …

اینک حکایت ازنو تکرار می‌شود. آیا تکرار می‌کنیم دیروز و امروز و هنوز را، یا میتوانیم ضربه نهایی را وارد کنیم؟

مجری تلویزیون جمهوری اسلامی نماینده مجلس بریتانیا شد

در یک اتفاق تعجب برانگیز جورج گالووی سیاستمدار چپ و پیشین بریتانیا در انتخابات میان‌دوره ‌ای شهر “روچدیل” انگلیس به پیروزی دست یافت و بعنوان نماینده حزب رادیکال و چپ کارگران بریتانیا به مجلس عوام بریتانیا راه یافت. جورج گالووی حمایت از غزه را به محور اصلی تبلیغات انتخاباتی خود در این شهر مسلمان نشین تبدیل کرده بود.

جورج گالووی که مجری برنامه شبکه پرس تی ‌وی (شبکه انگلیسی زبان جمهوری اسلامی) می باشد با قریب به چهل درصد آرا بعنوان نماینده این شهر انتخاب شد. این انتخابات میان دوره ای بعد از مرگ ناگهانی نماینده حزب کارگر (حزب اصلی مخالف دولت) برگزار شد. کاندید حزب کارگر در این انتخابات که از مردم فلسطین دفاع و علیه اسرائیل سخن گفته بود, توسط حزب کارگر طرد شد. لذا حزب کارگر در این انتخابات هیچ کاندیدی نداشت. جورج گالووی قبلا نیز نماینده مجلس بوده است. وی علاوه بر کارمند رسمی بودن و مجری گری در تلویزیون انگلیسی زبان جمهوری اسلامی (پرس تی وی), در سالهای اخیر مجری تلویزیون انگلیسی زبان روسیه (Russia Today TV) نیز بوده است. اما بعد از تحریم های شدید و گسترده در سال ٢٠٢٢ میلادی علیه روسیه وی ناچار شد از تلویزیون روسیه کناره گیری کند.

جورج گالووی که اصالتا زاده اسکاتلند است در نطق پیروزی خود به رهبر حزب کارگر و نخست وزیر (رهبر حزب محافظه کار) حمله کرد و گفت: “کی‌ یر استارمر و ریشی سوناک دو روی یک سکه هستند و هر دوی آنها امشب در اینجا در روچدیل یک سیلی خوب و واقعی خوردند”. رسانه های جمهوری اسلامی این پیروزی را تحت پوشش گسترده خود قرار داده اند. سی سال پیش (در سال ١٩٩۴) وی بعد از سفر به نوار غزه به دیدار صدام حسین در بغداد رفت و از وی حمایت کرد. علاوه بر صدام حسین, وی از خامنه ای و بشار اسد و چاوز نیز حمایت و تمجید کرده است. ظاهرا وی توانسته بود مسلمانان شهر “روچدیل” انگلیس را به طرز بی سابقه ای بسیج کند که حضور حداکثری در انتخابات داشتند. در حالی که بقیه مردم نسبت به این انتخابات بی تفاوت بودند.

عبدالستار دوشوکی

مافیای حرم و موقوفات ده‌ها شرکت و موسسه در جایگاه شاه خراسان / علیرضا نوری زاده

خراسانی‌ها امروز ولیان را تقدیر می‌کنند و برایش دعای رحمت می‌خوانند
علیرضا نوری‌زاده نویسنده و روزنامه‌‌نگار
پنج شنبه ۱۰ اسفند ۱۴۰۲ برابر با ۲۹ فِورِیه ۲۰۲۴ ۹:۱۵

علی خامنه‌ای در حرم امام هشتم شیعیان در دهه ۶۰ خورشیدی- مرکز اسناد انقلاب اسلامی

انقلاب هنوز امام رضا را مصادره نکرده بود. ولیان استاندار و نایب تولیت بود و شاه، تولیت آستان و سالی دوسه بار زائر مزار شاه خراسان. حرم حال و صفایی داشت و چهره شاه‌ شاهان آن دم که خاشعانه چشم به ضریح ثامن‌الائمه دوخته بود، بی‌نیاز از توصیف، خبر از انسانی می‌داد که از ته دل با امام هشتمش حرف می‌زند.

در آن روزگار، آستان قدس یک واحد تجاری نبود و شیعیان عراقی و پاکستانی و دیگران برای صیغه کردن به مشهد نمی‌آمدند. مشهد اعتبار خودش را داشت و سالی دو سه میلیون زائر را پذیرا می‌شد. نه هرگز گرفتار قحطی بود و نه اسیر دست ملایان. امروز اما در خراسان سکه به نام سیدعلی می‌زنند و نایبش، علم‌الهدی، بساط امارتش را در ولایت حضرت بر پا کرده است. آستان قدس رضوی دیگر نه از رضا نشان دارد و نه از بارگاه قدس بلکه کنسرسیوم عظیمی است که صدها آخوند و تاجر به جانش افتاده‌اند.

آستان قدس رضوی اگر ثروتمندترین مجموعه اقتصادی ایران نباشد، به گفته مسئولان آن بزرگ‌ترین موسسه وقف در جهان اسلام است. این نهاد غول پیکر مدیریت تمامی نذورات و موقوفات امام هشتم شیعیان را بر عهده دارد اما علی‌رغم فعالیت اقتصادی گسترده مالیاتی به دولت پرداخت نمی‌کند و برای این معافیت مجوزی از خمینی، بنیان‌گذار رژیم حاکم، دارد که هنوز هم دست دولت‌هایی را که به این نهاد نگاه می‌کنند، بسته است. تولیت آستان قدس نه‌تنها مالیات نمی‌دهد، بلکه می‌گوید دولت بابت استفاده از زمین‌های متعلق به این موسسه باید سالانه بین ۳۰۰ تا ۴۰۰ میلیارد ریال هم بپردازد.

بیش از ۱۳ هزار هکتار از ۳۱ هزار هکتار مساحت شهر مشهد یعنی بیش از ۴۳ درصد از مساحت کل شهر موقوفه روضه رضوی است. اما این موقوفات به مشهد و خراسان منحصر نیست. آستان قدس در سراسر ایران زمین، باغ‌، چاه‌ و کانال‌ آب دارد، از آذربایجان شرقی و غربی و گلستان و گیلان گرفته تا تهران، سمنان، یزد و کرمان. ۳۰۰ هزار مستاجر برای زمین‌هایش دارد و براوردها نشان می‌دهد که ارزش تقریبی زمین‌های روضه رضوی معادل ۲۰ میلیارد دلار است.

آستان رضوی و تولیت آن که نامش ۳۵ سال است با شیخ عباس واعظ طبسی و سپس احمد علم‌الهدی گره خورده است، به دوران صفویه می‌رسد. در آن زمان، شاهان متولی روضه ​​رضوی را انتخاب می‌کردند یا خود تولیت را عهده دار می‌شدند. اکنون هم رهبر رژیم این وظیفه را برعهده دارد. اما علی‌رغم تاریخچه چندصد ساله روضه رضوی، در دوران حکومت عباس واعظ طبسی حدود روضه از حرم امام رضا بسیار فراتر رفت و به نهادی تبدیل شد که بیشتر به «امپراتوری» روضه رضوی می‌ماند تا آستان قدس رضوی.

گاهی به بعضی شرکت‌ها و موسسات این امپراتوری آشکار می‌کند که رژیم بر چه ثروت هنگفتی چنگ انداخته است.
اجتماعی، آموزشی

دانشگاه امام رضاــ این دانشگاه غیردولتی در دهه ۱۳۹۰ تاسیس شد و در حال حاضر در سه دانشکده فنی‌مهندسی، معماری، هنرهای اسلامی و تربیت بدنی نزدیک به چهار هزار دانشجو دارد.

دانشگاه علوم اسلامی رضوی‌ــ این دانشگاه در دهه ۱۳۵۰ تاسیس شد و بر معارف اسلامی، فقه و حقوق تمرکز دارد. هم‌زمان با تدریس دروس مقطع کارشناسی، دروس حوزوی نیز برای طلاب تدریس می‌شود. این دانشگاه کمی بیش از هزار دانشجو دارد و تحصیل در آن رایگان است.

دارالقرآن‌ــ انواع دروس معارف دینی در این مرکز برگزار می‌شود.

موسسه تربیت بدنی روضه رضوی‌ــ این موسسه اواسط دهه ۱۳۵۰ تاسیس شد و در حال حاضر در چهار مجتمع مختلف به مساحت حدود ۲۵ هکتار فعالیت می‌کند. سه زمین چمن، چندین سالن چندمنظوره، بزرگ‌ترین سالن تیراندازی ایران و چندین استخر در اختیار موسسه تربیت بدنی است.

رسانه‌های فرهنگی

فعالیت‌های فرهنگی مختلف در حرم رضوی زیر نظر شورای عالی فرهنگی هماهنگ می‌شود. بسیاری از نهادهای فرهنگی و رسانه‌ای تحت نظارت این نهادند.

موزه‌هاــ در حرم امام رضا سه موزه وجود دارد که در آن‌ها گنجینه‌هایی از آثار تاریخی، تمبر، اسکناس، اسلحه و فرش نگهداری می‌شود. نسخه‌های قدیمی قرآن کریم، اسناد تاریخی، سایر نسخ خطی و خوشنویسی بخشی از گنجینه این موزه‌ها است. بخش دیگری از گنجینه هم مدال و نشان‌های چهره‌های ورزشی، هنری و علمی است. چهار موزه و چندین کتابخانه دیگر هم در آستان قدس وجود دارد.

روزنامه قدس‌ــ انتشار روزنامه قدس از سال ۱۳۶۷ آغاز شد. این روزنامه در سراسر ایران توزیع می‌شود. روزنامه قدس یک پایگاه تحلیلی خبری هم دارد و مطالب آن روی گوشی نیز قابل‌دریافت است.

آستان نیوزــ خبرگزاری الکترونیک آستان قدس رضوی که عمدتا به اطلاع‌رسانی امور این نهاد می‌پردازد.

انتشارات‌ــ موسسه انتشارات الروضه الرضویه که تاکنون بیش از یک هزار و ۷۰۰ عنوان کتاب منتشر کرده است.

بنیاد پژوهش‌های اسلامی‌ــ در این گروه حدود ۱۷۰ نفر در نزدیک به ۲۰ گروه پژوهشی مختلف(از قرآن و حدیث گرفته تا نجوم، جغرافیا و ترجمه زبان‌های اروپایی) فعالیت می‌کنند.

امور پزشکی و دارویی

دارالشفای امام رضا‌ــ این مرکز در زمینی ساخته شد که زمانی وقف شده بود. دارالشفا مجموعه‌ای بیمارستانی است که در زمینی در جوار حرم امام رضا با مساحتی بیش از چهارهزار مترمربع واقع شده و عمدتا برای ارائه خدمات پزشکی به زائران در نظر گرفته شده و به گفته یکی از مسئولان این مرکز روزانه پذیرای سه‌هزار زائر است. این مرکز کلینیک‌های تخصصی نیز دارد.

بیمارستان رضوی‌ــ بیمارستان رضوی اواسط دهه ۱۳۸۰ افتتاح شد و زیربنای آن حدود ۹۰ هزار مترمربع است که در زمینی به مساحت ۳۹ هکتار بنا شده است. این بیمارستان خدمات جامع پزشکی از جمله روش‌های پزشکی هسته‌ای برای درمان سرطان را ارائه می‌دهد و بخش‌های ویژه نیز دارد.

موسسه خدمات دارویی رضوی‌ــ این موسسه شامل داروخانه‌ای است که به صورت ۲۴ ساعته و هفت روز هفته در جوار حرم امام رضا فعالیت می‌کند و روزانه به حدود هزار نفر خدمات ارائه می‌دهد. تمرکز این موسسه ارائه داروهای شیمی‌درمانی به بیماران مبتلا به سرطان است. این موسسه واحد گیاهان دارویی نیز دارد که به تولید و توزیع گیاهان دارویی و همچنین آموزش طب سنتی می‌پردازد.

شرکت داروسازی ساما‌ن‌ــ شرکت داروسازی سامان در سال ۱۳۷۶ افتتاح شد. تولید داروهای بیوتکنولوژی یکی از فعالیت‌های این شرکت است.

سه کارخانه قند و ۸۹ واحد صنعتی و اقتصادی آموزشی و فرهنگی و موسسه صندوق نذورات که سالیانه میلیاردها تومان پول وارد آن می‌شود.

سازمان اقتصاد رضوی وظیفه ساماندهی شبکه اقتصادی پرپیچ‌و‌خم کلانشهر رضوی را بر عهده دارد.

این سازمان ۸۹ شرکت و موسسه را که در ۴۴ تا از آن‌ها بیش از ۵۰ درصد سهام دارد، مدیریت می‌کند. قدمت برخی از این شرکت‌ها به چند دهه قبل می‌رسد اما این شرکت‌های قدیمی در دهه ۱۳۵۰ در اوایل دهه ۱۳۶۰ و سپس در دهه ۱۳۷۰ شکل یا نام جدیدی پیدا کردند و به شرکت‌های جدیدی «برای ارائه و ایجاد فعالیت‌های مالی و اقتصادی قابل‌اعتماد برای فعالیت‌های فرهنگی و اهداف عالی» تبدیل شدند.

در سال ۱۳۷۷، فعالیت‌های اقتصادی به طور رسمی از سایر فعالیت‌ها جدا شد و پس از آن، در اوایل سال ۱۳۸۳ «سازمان اقتصادی رضوی» به ثبت رسید و در حال حاضر این موسسه با حدود ۱۲ هزار نفر کارمند برای کسب عنوان «بزرگ‌ترین مجموعه اقتصادی ایران» با قرارگاه خاتم‌الانبیای سپاه پاسداران و بنیاد تعاون ناجا نیروی انتظامی رقابت می‌کند و یکی از بزرگ‌ترین هلدینگ‌های اقتصادی ایران به ویژه شرق کشور است.

فعالیت‌های اقتصادی روضه رضوی آن را به گروهی تبدیل کرده است که به نظر می‌رسد تقریبا در هر زمینه‌ای قادر به رفع نیازهایش است. همین امر آستان قدس را به «دولتی مستقل و خودکفا» تبدیل کرده است.

معافیت این شرکت‌ها از مالیات حتی صدای شخصیت محافظه‌کاری مانند احمد توکلی را هم درآورده است. او می‌گوید: «کلیه شرکت‌های تولیدکننده فرش، خودرو یا صنایع دارویی و غذایی در ایران موظف به پرداخت ۲۵ درصد مالیات بر درآمد سالانه موظف‌اند اما شرکت‌های صنعتی تولیدی رضوی اعم از داروسازی سامان، شهاب خودرو یا شرکت صنایع غذایی رضوی از این هزینه معاف‌اند و بنابراین می‌توانند قیمت محصولاتشان را کمتر از رقبا تعیین کنند. فراموش نکنیم که اکثر این شرکت‌ها از زمین‌های وقفی یا زمین‌هایی با اجاره ناچیز و تسهیلات بانکی ارزان استفاده می‌کنند که حاشیه سود آن‌ها را افزایش داده و رقابت را نابرابر کرده است.»

فعالیت‌های عمرانی و راهسازی در آستان قدس که قبلا به مشهد و در نهایت خراسان محدود می‌شد، اکنون به خارج از ایران نیز رسیده است. در ابتدای سال ۱۳۹۳، حدود دو میلیون مترمربع پروژه جدید عمرانی در مناطق مختلف آستان در حال اجرا بود. تابستان ۱۴۰۱ یکی از مسئولان شرکت مسکن و عمران بیت‌المقدس رضوی گفته بود که استانداری در ۳۶ سال گذشته، ۱۳۰ پروژه عمرانی و عمرانی را به اتمام رسانده و بیش از ۱۰۰ پروژه از آن‌ها به بهره‌برداری رسیده است.

فرودگاه بین‌المللی سرخس، بخشی از راه‌آهن مشهد‌ــ‌بافق، بزرگراه شمال مشهد، پارکینگ طبقاتی صحن رضوی، ساخت مراکز خرید بزرگ مانند «مشهد مال» بخشی از پروژه‌های عمرانی داخلی و ساخت آستان قدس است.

شرکت مسکن و توسعه قدس رضوی در تابستان ۱۳۹۳ اعلام کرد که این موسسه اقدام‌هایی را برای مشارکت در فعالیت‌های خارجی شرکت بین‌المللی عمران رضوی انجام داده و دامنه فعالیتش را به خارج از مرزهای ایران نیز گسترده است. از جمله پروژه‌های خارجی این شرکت می‌توان به احداث پل ریلی به طول هزار متر بر رودخانه فرات در سوریه اشاره کرد.

شرکت کارگزاری رضوی بورس کالا و اوراق بهادار آستان آستان قدس است و ارائه خدمات مشاوره‌ای در زمینه مالی و سرمایه‌گذاری به ویژه در حوزه انرژی از جمله فعالیت‌های اصلی این شرکت اعلام شده است. به گفته مدیر کل شرکت کارگزاری رضوی، این شرکت در سال ۱۳۹۲ حدود ۹ هزار میلیارد ریال اوراق بهادار و مشارکت خریدوفروش کرده است و عمدتا در چهار حوزه پتروشیمی، قیر و فراورده‌های نفتی، کشاورزی، صنعت و معدن فعال است.

منطقه ویژه اقتصادی سرخس به مساحت پنج هزار و ۲۰۰ هکتار در مرز ترکمنستان و در مجاورت شهرستان سرخس ایجاد شد. اولویت فعالیت این منطقه که پروانه تاسیس آن در سال ۱۳۷۵ صادر شد، حمل‌ونقل و نگهداری کالا است. به گفته مدیرعامل منطقه ویژه اقتصادی سرخس، آستان قدس رضوی بیش از ۵۰۰ میلیارد تومان برای ایجاد واحدهای صنعتی و تامین زیرساخت‌های منطقه هزینه کرد. سرمایه‌گذاری بخش خصوصی در آن حدود ۳۷۰ میلیارد تومان براورد شده است.

موسسه دامپروری صنعتی قدس رضوی

علاوه بر زمین‌های کشاورزی و تاسیسات دامپروری، مقدار زیادی چاه، کانال آب‌های زیرزمینی در سراسر ایران به آستان بیت‌المقدس رضوی اختصاص یافت. بر اساس براوردها، آستان قدس رضوی حدود ۴۰۰ هزار هکتار باغ و زمین کشاورزی دارد که تنها در استان خراسان نیست و در مناطق مختلف از جمله استان‌های شمالی، کرمان، یزد، قزوین، تهران، فارس و اصفهان پراکنده است.

به گفته مدیرعامل موسسه کشاورزی رضوی، سالانه ۳۰ هزار تن محصولات کشاورزی و دامی در این موسسه تولید می‌شود. موسسه دامپروری قدس رضوی بیش از ۱۳ هزار راس گاو دارد و می‌گوید ۲۵ درصد شیر مصنوعی استان خراسان را تولید می‌کند و حدود ۷۰۰ هکتار از زمین‌های مشهد و اطراف آن باغات موقوفات روضه رضوی است.

از درآمدهای سالیانه آستان قدس، بین ۴۰ تا ۵۰ درصد سهمیه «نایب امام زمان» است. از سال ۱۳۸۴، نخست ۲۰ درصد و امروز ۵۰ درصد از سهمیه خامنه‌ای به فرزندش سیدمجتبی می‌رسد تا برای تثبیت زعامتش بعد از پدر، سرمایه کافی داشته باشد .

مسافری می‌گفت مشهد همه جلوه مذهبی‌اش را از دست داده است و بسیاری از مشتاقان زیارت با تحقیق و مطالعه و مشاهده فسادی که در آستان قدس وجود دارد، از آستان حضرت روی برگردانده‌اند. علم‌الهدی به‌عنوان سلطان مشهد، اجازه برگزاری کنسرت و اکران بعضی فیلم‌ها را نمی‌دهد و وصف پارتی‌های شبانه مشهد با حضور آقازاده‌ها و خانم زاد‌ه‌ها هم بر زبان خاص و عام جاری است.

در آن سال‌های خردی که در مشهد بودم، بوی گلاب، مغازه‌های دور حرم، خیابان خسروی و کوچه عدلیه، جایی که محضر و در خانه ما بود، زیباتر از همیشه در دل و جانم حاضرند. حالا اما مشهد با علم‌الهدی، زائران تشنه صیغه، بوی گند فساد، شاندیز و شرکای سید ابراهیم رئیسی در برابر ما است. به دهه‌ای دیگر اگر این‌ها باشند، دین و مذهب نیز به خاطره‌ای از دوران پهلوی تبدیل می‌شود که همه‌شان «رضا» بودند حتی دخترانشان.

انتخابات؛ حکایت عبرت آموز شیر و اُلاغ و روباه مکار و سروش

عبدالستار دوشوکی (مرکز مطالعات بلوچستان ـ لندن)

حکایت سلطان جنگل و روباه و اُلاغ در ادبیات زبانهای مختلف از جمله کلیله و دمنه و مثنوی مولانا آمده است. اما “نسخه انتخاباتی” آن بدین شرح است : شیر که مدتها غذا نخورده بود به روباه مکار می گوید برای من غذا (طعمه ای) بیاور, یا وگرنه ناچارم از فرط گرسنگی تو را بخورم. روباه به دنبال طعمه در جنگل می گردد اما همه حیوانات از او فرار می کنند, الا الاغ. روباه به الاغ می گوید سلطان جنگل تصمیم گرفته است تو را بعنوان حاکم جنگل برگزیند. الاغ بعد از وعده و وعید های فراوان و بیشمار و چرب زبانی های روباه قانع می شود تا به دیدار سلطان جنگل برود. شیر با دیدن الاغ بسوی سر او می پرد و از قضا دو گوش الاغ کنده می شوند ولی الاغ موفق به فرار می شود. شیر باز هم به روباه می گوید من همچنان گرسنه هستم و باید برای من حیوان دیگری را بیاوری. روباه مجددا در جنگل مشغول جستجو می شود. اما همه حیوانات که با مکاری و حیله گری او آشنا هستند از وی می گریزند. روباه همان الاغ قبلی را می یابد و از او می پرسد چرا فرار کردی؟ شیر صادقانه می خواهد تو را حاکم جنگل بکند و اگر گوش های تو را کند, دلیلش آن بود تاج سلطانی را بر سر تو بنهد و با دو گوش دراز این امکان وجود نداشت. اکنون همه چیز آمده است. الاغ که تجربه تلخی داشت حرف روباه را نپذیرفت. اما روباه مکار با چرب زبانی یک بار دیگر او را فریفت و به نزد شیر برد. شیر بجای سر این بار از دُم به الاغ حمله ور شد و دُم او را کند. اما باز هم الاغ بی گوش و دُم توانست در ثانیه آخر بجهد. شیر مجددا به روباه می گوید من همچنان گرسنه هستم و باید برای من حیوان دیگری را بیاوری. کما فی السابق حیوانات جنگل که چهار پا داشتند چهار پای دیگر قرض می کنند و الفرار. در نهایت روباه فقط همان الاغ را می یابد و از او می پرسد چرا فرار کردی؟ الاغ در جواب می گوید مگر ندیدی اینبار به قصد کُشت دُم مرا کند و ادامه داد: “من دیگر با چرب زبانی های تو خر نمی شوم”. روباه مکار شروع کرد به حیله گری و چرب زبانی و گفت باور کن شیر صادقانه می خواهد “حاکمیت” جنگل را به تو بسپارد. گوش هایت را کند تا تو را بر تخت سلطانی بنشاند و تاج سلطانی بر سر تو بگزارد؛ اما با آن ُدم دراز امکان جلوس بر تخت سلطانی وجود نداشت لذا آن را نیز کند. الاغ برای چهار ساعت (بخوان ۴ سال) تمام حرف های روباه را باور نکرد و تاکید می کرد آنقدرها هم که روباه فکر می کند ساده و “خر” نیست. اما بعد از چرب زبانی های فراوان الاغ پذیرفت که آخرین شانس و فرصت را به روباه و شیر بدهد.

هر دو در محضر شیر حاضر می شوند اما این بار شیر بسوی گلوی الاغ حمله می برد و وی را نابود می کند. سپس به روباه می گوید الاغ را پوست بکن و مغز و دل و جگر آن را برای من بگذار تا من چند دقیقه ای استراحت کنم. خلاصه داستان اینکه روباه مکار که خودش نیز گرسنه بود مغز الاغ را می خورد و قلب و جگر را برای شیر می گذارد. شیر خشمگین می شود و می پرسد چرا مغز آن را خورده ای؟ روباه با ترس و لرز جواب می دهد: “عمر سلطان دراز باد, وقتی جمجمه اش را شکافتم دریغ و هیهات اصلا مغزی در کار نبود. سلطان تصدیق می فرمایند اگر الاغ مغز می داشتی چندین بار (بخوان ۴۵ سال) پی در پی علیرغم خطرها و خلف وعده ها به پای خویش به کشتارگاه نمی آمدی. شیر با کمی تامل می گوید راست می گویی, حرف تو کاملا مستدل و منطقی است و به مصداق نظریه “آنتی نومی” کانت اگرچه عقلانی نیست اما منطقی است.

این داستان ما را به استدلال به اصطلاح “عقلانی و فلسفی” عبدالکریم سروش در مورد علت شرکت نکردن وی در انتخاب آخر این هفته می رساند. اصلاح طلبان در مورد شرکت کردن یا نکردن در انتخابات مجلس و خبرگان رهبری به دو دسته تقسیم شده اند. آن ١١٠ نفری که سوراخ (روزنه) دعا را گُم کرده اند و به سوراخ صندوق رای جمهوری اسلامی دخیل بسته اند تا روزنه‌گشای مصلحان اصلاح طلبان باشد؛ و گروه ١۴ نفره نواندیشان دینی که بعد از ۴۵ سال به این نتیجه شالوده شکن رسیده اند که نباید طبق معمول گوشت قربانی حاکم جنگل بشوند و تصمیم گرفته اند در انتخابات شرکت نکنند. عبدالکریم سروش که در اسفند ماه ١۳٩٧ گفته بود: “خمینی، مردمی‌ترین و باسوادترین رهبری است که در تاریخ ایران از ایام اولیه حکومت هخامنشیان تا روزگار حاضر ظهور کرده است و هیچکس به لحاظ علمی به پای او نمی‌رسد”؛ از ره سفسطه با استناد به نظریه و فلسفه تئوریک آنتی نومی (antinomy) کانت که به زبان ساده می گوید دو نتیجه گیری متضاد یا دو موضع پارادُکس یا استدلال متناقض, متغایر, و متعارض همزمان می توانند عقلانی و مستدل و هر دو درست باشند. یعنی هم آن ١١٠ نفر که شرکت می کنند, موضع درستی دارند و هم این ١۴ تن نواندیش دینی از جمله سروش دباغ و یوسفی اشکوری و عبدالعلی بازرگان و صدیقه وسمقی و رضا علیجانی که تحریم کرده اند موضع درستی را اتخاذ کرده اند. به این می گویند فیلسوف آتش به اختیاری که می خواهد نه سیخ بسوزد و نه کباب!

فتوای فلسفی و عوامفریبانه و فرصت طلبانه سروش این است: مردم آزادند در انتخابات شرکت بکنند یا نکنند, چون هر دو گزینه بر اساس نظریه “آنتی نومی” ایشان صحیح می باشند. اما فتوا داده که خودش این بار در روز جمعه در انتخابات شرکت نخواهد کرد. باید گفت یا جل الخالق ! ابن الوقت بودن و عوامفریبی تا این حد؟ که بقول معروف روغن ریخته را نذر امامزاده کرده. زیرا بجز طرفداران “مشنگ” او, همه می دانند بر خلاف انتخابات ریاست جمهوری, انتخابات مجلس و خبرگان و شورای شهر که جنبه حوزه ای مشخصی دارند, در خارج از کشور برگزار نمی شوند. لذا در خارج از کشور امکان رای دادن وجود ندارد. ظاهرا ایشان بعد از ۴۵ سال تکتازی و لفاظی و سفسطه بازی به کوچه بن بست فکری خودشان رسیده اند؛ و بقول معروف وقتی به کوچه بن بست رسیدی فرقی نمی کند چه به “چپ” بپیچی چه به “راست”؛ هر دو گزینه طبق نظریه “آنتی نومی” عبدالکریم سروش صحیح و راهگشا هستند. التماس تفکر !

عبدالستار دوشوکی

مرکز مطالعات بلوچستان ـ لندن

پانویس: امیدوارم از “حکایت” سوء تعبیر نشود. زیرا قصد هرگز توهین به رای دهندگان نبوده و نیست؛ بلکه تاکید بر تبلیس و حیله بازی روباهان مکار است که به طُرُق مختلف خدعه گری و مغالطه از جمله سفسطه های فیلسوف مابانه و آمار الکی نه تنها عوام الناس بلکه سلطان جنگل را هم فریب می دهند.