خانه » هنر و ادبیات » علی اشرف درویشیان و ممنوعیت مدام /رهیار شریف

علی اشرف درویشیان و ممنوعیت مدام /رهیار شریف

آبان امسال مصادف است با نخستین سالگرد درگذشت علی اشراف درویشیان، نویسنده عدالت جو، پژوهشگر ادبیات کودک و نوجوان و از اعضای دیرین کانون نویسندگان ایران. او سال گذشته در سن هفتاد و شش سالگی و پس از یک دوره طولانی بیماری در گذشت.
امسال اما شهناز دارابیان، همسر و فرزندان علی اشرف درویشیان از پیش اعلام کرده بودند که قصد دارند مراسم یادبود این نویسنده فقید را بر سر مزار او در «بهشت سکینه» کرج برگزار کنند. اما مقامات امنیتی در یک تماس تلفنی از شهناز دارابیان خواستند که این مراسم را لغو کند و دلیل این جلوگیری را «سو استفاده مخالفان نظام» عنوان کرده اند

این در حالی ست که مراسم بزرگداشت این نویسنده خوش قریحه و دردآشنا سال گذشته هم به دستور مقامات امنیتی برگزار نشد .
کانون نویسندگان ایران با انتشار متنی در شبکه‌های اجتماعی این خبر را تأیید کرده است. کانون نویسندگان نوشته است:
«به گفته‌ مطلعان بهانه‌ وزارت اطلاعات برای برهم زدن مراسم «سوءاستفاده‌ی ضد انقلاب از مراسم» بوده است. این وزارت تأکید داشته که “به هیچ وجه نباید مراسم برگزار شود. فقط خانواده و فامیل نزدیک می‌توانند ساعت ۱۰– ۱۱ صبح جمعه بر سر مزار رفته و فاتحه بخوانند”. در پی این ممانعت تهدیدآمیز خانواده‌ درویشیان اطلاعیه‌‌ منتشر کرد و خبر داد که به “اجبار” مراسم لغو شده است.»
خبرگزاری هرانا هم به نقل از یک منبع مطلع نوشته است که وزارت اطلاعات در تماس تلفنی با خانواده علی اشرف درویشیان از آن‌ها خواسته که «بیش از یک ساعت» بر سر مزار این نویسنده نمانند.

درویشیان با تأثیر‌ پذیـری‌ از‌ جـریان «گـرایش به روستا» در دهه چهل،نویسندگی را آغاز کرده بود، در این دهه‌ جریانهای روشنفکری نوپایی‌ که‌ به گـونه‌ای از مذهب و زندگی مذهبی مـردم ایـران رو برگردانده بودند،دست به ایجاد نهادها،سازمانها و حرکتهایی می‌زدند که هم در دهه چهل و هم در دوره‌های پس از آن کشاکشها و بازتابهای‌ اجتماعی فراوانی را پدید می‌آورد.
او در گذر از تنگنای خفقان هرگز از بر دوش کشیدن صلیب رنج مشترک ِ استبداد، شانه خالی نکرد و در آزمونی سخت نشان داد که چطور می شود با قلم زندگی کرد و جانش را به بهای منفعت نفروخت. پای فشاری و استقامت او در راه نوشتن و هیچ انگاشتن سنگلاخ سانسور، پاسخی رساست برای همه ی کسانی که می پرسند: چگونه می شود پاسبانی را به خلوت خلقت اثر ادبی راه داد و باز هم نوشت؟
درویشیان دردها و آلام مردم سرزمینش را در لفافه ی شیرین داستان میپیچید، داستان هایی که گاه با طنزی گزنده آمیخته می شوند و بر ذهن خواننده اثری ژرف می گذارند. او با زبانی ساده و اغلب کودکانه از “فقر” ی می گوید که بر جان مردم سرزمینش چنگ انداخته است. اما او این فقر را تنها منحصر به تنگدستی مادی ِ طبقه ی فرودست جامعه نمی داند ، بلکه با ظرافتی هنر مندانه، گونه ی دیگری از فقر را نیز به نمایش می گذارد، تصویری که در آن عقب ماندگی فکری و فرهنگی ، جهل و قشری نگری طبقات متوسط و ثروتمند جامعه هم به سخره گرفته می شود.
درویشیان، در مدت زندگی حرفه ایش بهای آفرینش زیبایی و داستان را با کوه رنج پرداخت و حتی حتی در بستر بیماری هم ، آرزویش، زیستن به شرط نوشتن درد بود.
«سال‌های ابری»، «درشتی»، «فرهنگ افسانه‌های مردم ایران»، «واژه ‌نامه گویش کرمانشاهی»، «یادمان صمد»، «شب آبستن»، «از این ولایت»، «قصه‌های آن سال‌ها»، «هفت مرد، هفت داستان»، «خاطرات صفر خان» و «دانه و پیمانه» از جمله آثار این نویسنده و پژوهشگر ادبی است.
این نویسنده ایرانی درسال ۲۰۰۶ جایزه «هلمن همت» سازمان دیده بان حقوق بشر را دریافت کرد. این جایزه به نویسندگانی تعلق می گیرد که در رژیم‌های مختلف، آثارشان سانسور و خود مورد سرکوب واقع شده اند.
گفتنی ست ۱۱ آبان سال گذشته وزارت ارشاد اسلامی رسماً انتشار «شناخت‌نامه علی اشرف درویشیان» نوشته آرش سنجابی را بعد از ۹ سال بلاتکلیفی در اداره کتاب ممنوع اعلام کرد. قرار بود این کتاب را انتشارات مروارید منتشر کند.