خانه » هنر و ادبیات » بخ بهانه ی سالروز تولد تام جونز هنر همرنگ زیستن و متفاوت بودن /محمد سفریان

بخ بهانه ی سالروز تولد تام جونز هنر همرنگ زیستن و متفاوت بودن /محمد سفریان

هفتم ژوئن به روایت صفحات تاریخ سالروز تولد تام جونز، ستاره ی بزرگ موسیقی مردمی بریتانیاست. هم او که صدایی مردانه و باور پذیر داشت و قدرتی تحسین برانگیز در اداره ی صحنه؛ مردی که در سالهای متفاوت دهه ی هفتاد از شیوه ای معمول اما کاملا یگانه در نحوه ی پوشش بهره می برد و به سالیان بلند مدت فعالیت هنری اش تجربه ی هم آوازی با بسیاری از مشاهیر موسیقی دنیا را در کارنامه ی هنری اش ثبت کرده… به همین بهانه نگاهی گذرا به زندگی پر بار او انداخحتهخ ایم که با هم می خوانیم…

سر تام جونز، مرد خوش آوازه ی موسیقی مردیم انگلستان با نام شناس نامه ای ” توماس جونز وودوارد ” و در ” ولژ جنوبی ” دیده به دنیای غریب زنده ها باز کرد؛ در روزهای آخر بهار سال ۱۹۴۰ و خانواده ای از طبقه ی کارگر و در میان مصائب لاجرم اهل زحمت…

نخستین نشانه های استعداد او در هنر آواز اما مثال بسیاری از چهره های همیشه ماندگار موسیقی در همان روزگار کودکی معلوم شد. هم آن وقت که او در میهمانی های خانوادگی و محافل دوستانه؛ و گروه کر مدرسه، هم با صدای خوب و هم با توانایی های ذاتی اش در سرگرم کردن جمع، متمایز از دیگر هم سن و سال هایش شده بود…

در میان روزهای شور و شر کودکی، نخستین حادثه ی مهم زندگی او، با اتفاقی در ذات میمون و در ظاهر ناخوش آیند ممکن شد. ماجرا به بیماری سل توماس مربوط می شد که در دوازده سالگی او به سراغ ش آمده بود. اما همین بیماری مجالی شد برای در خانه نشستن و تنها و تنها به موسیقی گوش کردن. او در این ایام شیفته ی موسیقی لیتل ریچارد و جکی ویلسن شد و الویس پریسلی را هم چونان چون یک بت ذهنی به خاطر سپرد…

دومین حادثه ی مهم در روزگار نوجوانی او، قصه ی عاشقی و ازدواجش بود. او و ملیندا که هر دو ۱۶ ساله بودند، پس از چند ماه به انتظار نشتن برای تولد فرزندشان، عاقبت یک ماه پیش تر از تولد کودک ازدواج کردند تا توماس پبش تر از ۱۷ سالگی پدر شدن را هم تجربه کند و برای تحصیل خرج خانه بیشتر از قبل با مفاهیم زندگی و کار و خیابان اخت شود…

تام جونز در این برهه از زندگی اش، کارهای متفاوتی را تجربه کرد و از جمله در یک کارگاه دستکش بافی و چند پروژه ی ساختمانی کارگری کرد. او بعدها عنوان کرد که تجربه ی آن روزها در برخورد او با دنیای شهری و موفقیت های اقتصادی اش تاثیر فراوان داشته اند…

در این میان و در سالهای اولیه ی سومین دهه ی زندگی اش، نخستین گام های موسیقی حرفه ای را تجربه کرد و به عضویت گروه ” تامی اسکات و سناتورها ” در آمد. این گروه که در کلاب ها و محافل موسیقیایی ولژ برنامه اجرا می کردند هیچگاه موفق به بسط آوازه شان نشدند، با این همه اما توماس در همان مجال به چشم اهل موسیقی آمد و از همان طریق در مسیر پیشرفت قرار گرفت…

گردون میلز؛ که از جمله مدیران هنری به نام در بریتانیا بود، با دیدن یکی از اجراهای گروه به استعداد توماس پی برد و او را با خود به لندن آورد. او در گام بعد برای پسر جوان نام هنری تام جونز را برگزید و اسباب نخستین قرار داد حرفه ای اش را هم فراهم آورد…

با فروش خوب اولین تک ترانه های تام و شهرت نسبی اش در خاک جزیره، گردون مسبب ارتباط او با دنیای سینما هم شد تا صدای تام به تم موسیقی متن برخی از فیلم های بنام وقت سنجاق شود. در این میان موسیقی متن فیلم ” گلوله آتشین ” از سری فیلم های جیمز باند، شهرت فراوانی برایش به ارمغان آورد و نامش را از مرزهای بریتانیا آن سو تر برد…

دیگر اتفاق مهم زندگی هنری او در میانه های سال ۱۹۶۵ رخ داد. هم آن وقت که او برای قرار داد یک موسیقی متن در استودیوی پارامونت فیلم هالیود بود و از سر اتفاق با الویس پریسلی بت روزگار کودکی اش آشنا شد.این آشنایی که خیلی زود به رفاقتی صمیمی انجامید دروازه های بازار پر زرق و برق موسیقی آمریکا را به روی این جوان تازه کار باز کرد و او را در مسیری تازه قرار داد…

تام جونز که حالا در ردیف نزدیکان مرد اول موسیقی آمریکا قرار گرفته بود به همراه الویس به کاباره ها و هتل های وگاس رفت و در همان منزل، متوجه دیگر استعداد ذاتی اش شد. او این بار در لباس یک شو من حرفه ای داخل شد و چند سالی را در این حال و هوای تازه سپری کرد…

او که در تالارهای وگاس تجربیات فراوانی از اجرا اندوخته بود، در سالهای ۶۹ تا ۷۱ میزبان یکی از پربیننده ترین شوهای موسیقی دنیا شد و برنامه ی ” دیس ایز تام جونز ” را به روی صحنه برد. این برنامه که همزمان در انگلستان و آمریکا به روی صحنه می رفت مجالی برای معرفی بسیاری از خواننده های جوان به دنیای موسیقی شد و تام جونز را بدل به یک چهره ی محبوب جهانی کرد…

او که در سال ۶۶ جایزه ی گرمی بهترین هنرمند تازه کار را گرفته بود به واسطه ی این اجراهای در خور توجه نامزد جایزه ی معتبر گلدون گلاب به عنوان بهترین آکتور سال هم شد تا علاوه بر موسیقی در صحنه و اجرا هم در ردیف بهترین ها قرار گیرد…

موفقیت های جونز در سالهای دهه ی هفتاد هم ادامه داشت. او در این ایام با زنجیره ای از تک ترانه های پر فروش و آلبوم های استودیویی همچنان در صدر اخبار باقی ماند. دیگر از فعالیت های او در این دهه خلقه دوئت های فزون از شمار و ماندگاری بود که نام او را در کنار بسیاری از چهره های آشنای وقت قرار می داد…

تام جونز که در پانزده سال اولیه ی فعالیتش، در سبک های پاپ، آر ان بی، و سول فعالیت کرده بود، در دهه ی هشتاد به سبک کانتری هم روی آورد و چند ترانه ی محلی اش را در جدول ۴۰ ترانه ی برتر ار ان بی دنیا دید تا از این منظر هم صف ممتازها بایستد…

تام جونز علاوه بر مجامع موسیقیایی از جانب محافل سیاسی هم ستوده شده. او که در سال ۹۹ موفق به دریافت نشان فخر ملی انگلستان شده بود در سال ۲۰۰۶ مفتخر به دریافت نشان شوالیه از دربار ملکه الیزابت دوم شد تا به اقرار خودش شیرین ترین لحظه ی زندگی اش را تجربه کند…

جالب اینکه تام جونز در تمامی سالهای فعالیت ش علی رغم کسب این همه موفقیت و شهرت آنقدرها در امور خیریه فعالیت نکرد و آنقدرها در محافل مردمی آفتابی نشد… با این وجود اما او همچنان در ردیف محبوب ترین هنرمندهای دنیا ایستاده و هیچگاه شهرت ش را رو به اوفل ندید…

او در سالهای عصر جدید هم همچنان فعال است و با تک ترانه ها و آلبوم های استودیویی و همچنین شوهای استعداد یابی تلویزونی در محافل موسیقیایی حاضر می شود تا این طور از جمله ی معدود خواننده ی دنیا باد که از سالهای پر شکوه هنر در دهه های شصت و هفتاد تا هم امروز در ردیف اول موسیقی ایستاده اند…