خانه » اقتصاد هفته » ترامپ جنگ اقتصادی علیه حکومت اسلامی ایران را کلید زد/دکتر فرح بخش

ترامپ جنگ اقتصادی علیه حکومت اسلامی ایران را کلید زد/دکتر فرح بخش

سرانجام دقیقه نود فرا رسید و دونالد ترامپ رئیس جمهورامریکا در ساعت دوبعد از ظهر سه شنبه هشتم ماه مه ۲۰۱۸ با سخنرانی تاریخی خود جنگ اقتصادی امریکا برعلیه حکومت اسلامی ایران را به بهانه خروج از توافقنامه برجام کلید زد. این تصمیم رئیس جمهور امریکا درحالی اعلام شد که روسای سه کشور اروپایی امضا کننده برجام به شدت درصدد بودند تا ترامپ را از این اقدام خود منصرف سازند، تا آنجا که در دو روز مانده به پایان زمان تعیین شده برای خروج از برجام ، امانوئل ماکرون رئیس جمهور فرانسه ، اندره مرکل صدراعظم آلمان و در نهایت بوریس جانسون وزیر خارجه انگلستان با حضور خود در واشنگتن تلاش زیادی کردند تا نظر ترامپ را نسبت به خروج از برجام تغییر دهند که مثمر ثمر واقع نشد.

موضوع جنجال برانگیز برجام از همان ابتدای ورود دونالد ترامپ به صحنه مبارزات انتخاباتی برای کسب مسند ریاست جمهوری امریکا در اواسط سال ۲۰۱۶ به عنوان یکی از پایه های اصلی برنامه تبلیغاتی ترامپ تبدیل گردید. بطوریکه جمله خروج از برجام روی بادکنک های تبلیغاتی بیرون آمده از ستاد انتخاباتی ترامپ بسیار برجسته به چشم میخورد و از همان ابتدا نیز بسیار سریعتر از آنچه تصور میرفت به یکی از شعارهای اصلی مطرح گردید و ترامپ را واداشت تا در بیشتر سخنرانیهای خود به یکطرفه بودن برجام به نفع حکومت اسلامی اشاره کند و بر خروج از آن انگشت گذارد. زمانی هم که از مبارزات انتخاباتی پیروز بیرون آمد، در اولین سخنرانی خود به عنوان رئیس جمهور باز مخالفت علنی خود از برجام را بر زبان آورد و خروج از آنرا به ملت امریکا بشارت داد.

اما اینکه چرا موضوع برجام درذهن ترامپ اینگونه برجسته شکل گرفته است را بایستی در شخصیت ذاتی ترامپ و برنامه کاری ویژه ای که برای عظمت امریکا ترسیم کرده است جستجو کرد. در واقع یکی از علل پیروزی باور نکردنی ترامپ در انتخابات ریاست‌ جمهوری سال ۲۰۱۶ بر هیلاری کلینتون همین دو خاصیت و وعده های شیرین و امید بخش او برای آینده درخشان جامعه امریکا بود. او برپایه قول خود به مردم امریکا در همین مدت کوتاه یک ساله ریاست‌جمهوری‌ بیشتر قول‌های انتخاباتی خود را به اجرا گذارده که در این رابطه میشود به خروج از پیمان همکاری ترانس پاسیفیک، خروج از پیمان تغییرات آب و هوایی پاریس، کاهش نرخ مالیات، لغو بیمه درمانی ” اوباماکر”، ایجاد محدودیت در ورود غیر قانونی خارجیها، خروج از پیمان نفتا، افزایش بودجه ارتش، کاهش نرخ بیکاری به حدود ۴ درصد، طرح احیای استخراج ذغال سنگ، کاهش پرداخت مقرری به سازمان ملل، خروج از یونسکو، شروع ساخت دیوار مرزی امریکا – مکزیک و حالا خروج از برجام اشاره داشت. اشاره به موارد فوق به منظور تعریف و یا دفاع از ترامپ نیست، بلکه هدف بیشتر آشنایی با روحیات این پر حاشیه ترین دولتمرد در میان ۴۴ رئیس جمهور در تاریخ کوتاه امریکا است.

در رابطه با تصمیم دولت امریکا مبنی بر خروج از برجام، هرچند که ذهنیت به شدت منفی ترامپ نسبت به حکومت اسلامی ایران و همچنین فشار فزاینده دو لابی قدرتمند یهودیان و دولت عربستان سعودی نقش موثری داشته اند، ولی دو هدف دیگر نیز مد نظر است که دنبال میشود. هدف اول به نمایش گذاردن بازگشت نفوذ وعظمت خدشه دار شده امریکا نزد جهانیان است تا نشان دهد این کشورهنوز قدرت اول جهان به شمار میرود. هدف دوم به تاجر مسلک بودن او مربوط میشود که در عین مبارزه با حکومت اسلامی در پی آن میباشد که چگونه میتواند از بحرانی که به دنبال تحریم های ایران پیش میاید حداگثر بهره برداری اقتصادی را بنماید. ترامپ برای دستیابی به این دو هدف تاکنون چنان تعصبی از خود نشان داده که اصلی ترین وزرای کابینه اش، یعنی معاون او، وزیر خارجه، وزیر دفاع، وزیر خزانه داری و به ویژه جان بولتون مشاور خارجی از دشمنان قسم خورده حکومت اسلامی به شمار میروند. البته نباید نقش کنگره امریکا فراموش شود، مجلسی که دربست مخالف حکومت اسلامی است که اثبات آن رای این مجلس به تحریمهای جدید علیه ایران به دلیل نقض حقوق بشر است که با ۴۱۰ رای موافق در مقابل دو رای مخالف به تصویب رسید. در واقع در حال حاضر یک حکومت یک دست در امریکا شکل گرفته که هدف اصلی اش به زانو درآوردن حکومت اسلامی ایران است که با طرح خروج از برجام به اجرا گذارده شده است.

نکته حائز اهمیت دیگر تشدید جو ضد حکومت اسلامی ایران در منطقه پس از روی کار آمدن ترامپ است. او تنها به تجهیز جامعه امریکا بر علیه تهران اکتفا نکرده، بلکه در تماس های مستمر خود با نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل که حکومت اسلامی را دشمن قسم خورده کشورش میداند و همچنین ملاقات های متعدد با سران کشور عربستان و سایر دولتمردان منطقه نوعی اتحاد نا نوشته ای را بر علیه ایران شکل داده است. کما اینکه بلا فاصله پس از پایان سخنرانی ترامپ در رابطه با برخروج امریکا از برجام، نتانیاهو بر صفحه تلویزیون ظاهر شد و خوشحالی خود را از این تصمیم ترامپ بیان کرد و چند ساعتی پس از آن، وزارت خارجه عربستان نیز از اقدام ترامپ استقبال کرد و امارات و بحرین نیز آن را ستودند.

دراین رابطه جبهه گیری حکومت اسلامی در مقابله با این ضربه خرد کننده امریکا ابتدا اظهار نظر رسمی دولت در سخنرانی روحانی، دقایقی پس از نطق ترامپ در مخالفت با تصمیم امریکا و تاکید بر اینکه ایران در برجام باقی مانده و مذاکرات با پنج دولت امضا کننده برجام را دنبال خواهد کرد. سپس سخنرانی خشم آلود و توهین آمیز آیت الله خامنه ای و همچنین عگس العمل مجلس شورای اسلامی با آتش زدن پرچم امریکا در صحن مجلس بود که بیشترعصبانیت وناخرسندی شدید حاکمیت اسلامی را از این تصمیم امریکا به نمایش گذارد تا اینکه یک برنامه مدون و مستدل که وعده آن از مدتها پیش داده شده بود ارائه شود. به

هرحال سونامی برجام که ابعاد مخرب آن به این زودیها قابل سنجش نخواهد بود در برخورد با اقتصاد کشور یک تصویر روشنی را به نمایش میگذارد و آن برخورد بسیار خشن و دردآور امریکا با حکومت اسلامی درعرصه اقتصادی خواهد بود. شروع این مصاف اقتصادی بین دو کشور هم با تعیین دو ضرب العجل سه ماهه و شش ماهه امریکا برای شرکتهای خارجی طرف قرارداد با ایران کلید خورده است. یعنی شرکتهای خارجی فعال در ایران بایستی در ظرف این مدت تکلیف خود را روشن کرده و یکی از دو راه را انتخاب کنند، یا میخواهند در بازارامریکا باقی بمانند که در آنصورت بایستی با بازار ایران خداحافظی کنند. یا به همکاری با حکومت اسلامی ادامه خواهند داد که در آنصورت جایگاه خود در بازار امریکا را از دست خواهند داد. هم اکنون دوشرکت بویینگ و ایرباس قراردادهای میلیارد دلاری خود را با حکومت اسلامی فسخ کرده اند و چندین شرکت معتبر جهانی دیگر مانند خودرو سازی رنو و پژه، همچنین زیمنس و توتال مشغول بررسی شرائط هستند.
ولی آنچه که کمر اقتصاد کشور را خواهد شکست تحریم دو ستون اصلی اقتصاد کشور، یعنی بانک مرکزی ایران و شرکت ملی نفت است که با محدود کردن فعالیت آنها نجات کشور از فروپاشی اقتصادی را غیر محتمل میسازد. تحریم این دو بنگاه اقتصادی مهم کشور یک بار در دوره ریاست جمهوری دولت احمدی نژاد با تصمیم کشورهای ۵+۱ و شورای امنیت سازمان ملل متحد به اجرا گذارده شد. این اقدام به شدت خسارتبار غرب که احمدی نژاد آنرا کاغذ پاره ای بی ارزش نام نهاد چنان خرابی به بار آورد که آثار مخرب آن هنوز براقتصاد کشور سنگینی میکند.
ولی این بار تاثیر تحریمهای امریکا باتوجه به اقتصاد از هم پاشیده موجود کشور بسیار ضربه پذیرتر و مخرب تراز دوره احمدی نژاد اثر خواهد داشت. در این رابطه کافی است به بخش تولید که پایه اصلی اقتصاد کشور به شمار میرود توجه شود که تقریبا از نفس افتاده است. همچنین درسیستم بانکی بقدری دزدی و اختلاس صورت گرفته که در حال حاضر چندین بانک کشور عملا ورشکسته اند. بدهی دولت به سیستم بانکی و پیمانکاران و سایر موسسات به تریلیون تومان رسیده است و این درحالی است که دولت هیچ منبع مالی برای پرداخت این بدهی خود در اختیار ندارد. براین مشگلات اگر خشک سالی که علاوه بر کاهش باران، بیشتر حاصل سدسازیهای غیراصولی، غیر فنی و بعضا غیرضروری بوده است و همچنین برداشت بیرویه از منابع آب کشور، بخش وسیعی از اراضی زراعی را خشکانده و کشاورزان و باغداران را با معضل لاینحل بی آبی مواجه کرده است اضافه شود آنوقت بحران اقتصادی و زیست محیطی ابعاد دیگری پیدا میکند. افزون برهمه اینها بی عرضگی و ندانم کاریهای مدیریت اجرایی کشور و ابعاد بسیار گسترده دزدی و فساد در میان حکومتگران نیز مزید بر علت شده، ضمن آنکه نفرت از حکومت اسلامی دیگر به دسته و گروه خاصی محدود نمیشود و ابعاد ملی به خود گرفته است.

از طرف دیگر آیت الله خامنه ای در این نبرد نابرابر با دولتمردی بنام دونالد ترامپ در رزم است که اولا برچم و خم اقتصاد جهانی تسلط کامل دارد و میداند چگونه میتواند ایران را با فشارها و مانورهای اقتصادی نقره داغ کند، دوم اینکه نفرت عمیق او به حکومت اسلامی او را مصمم کرده است تا پاسخ دندان شکنی به مرگ بر امریکا گفتن ها و پرچم آتش زدن های حکومت اسلامی در طول چهار اهه گذشته بدهد و در این رابطه به قدری جدی است که پایان خط را سقوط رژیم اسلامی تعیین کرده است. در این رابطه بدون تردید همکاری سه کشور اروپایی هم پیمان، یعنی انگلستان، آلمان و فرانسه که در حال حاضر خرج خود را از امریکا جدا کرده اند ضروری میباشد، که آنهم به مرور زمان و رد و بدل کردن آوانیهای اقتصادی رایج بین این دول عملی خواهد شد.