خانه » اقتصاد هفته » ” حمایت از کالای ایرانی” شعار امسال ولی فقیه/دکتر منوچهر فرحبخش

” حمایت از کالای ایرانی” شعار امسال ولی فقیه/دکتر منوچهر فرحبخش

انتخاب شعار مناسب و نام گذاری هرسال به مناسبتی، ابتکاری است که آیت الله خامنه ای چند سالی است به آن عمل مینماید و در اولین روز فروردین هر سال در یک سخنرانی مبسوط که در حرم امام رضا در مشهد ایراد میکند و در واقع به نوعی شکل حکم حکومتی به خود گرفته است رسما اعلام و به اجرا گذارده میشود. امسال نیز آقای خامنه ای مانند سالهای گذشته پس از یک سخنرانی نسبتا طولانی و خسته کننده که بسیاری را به خمیازه انداخته بود، ” حمایت از کالای ایرانی” را به عنوان شعار سال جدید معرفی کرد.

سخنرانی امسال رهبری در مقایسه با سالهای گذشته، بدون تردید، عوام فریبانه ترین، غلوآمیزترین و در عین حال بی محتوا ترین سخنرانی بود که وی تاکنون در یک چنین روزی داشته است. سخنان ولی فقیه در رابطه با مسائل مختلف جامعه ۸۰ میلیونی ایران که در اثر سوء مدیریت شخص ولی فقیه با انواع مشگلات و معضلات داخلی و همچنین در مناسبات با خارج مبتلا گردیده بقدری ساده لوحانه، بدون هدف و غیر کارشناسانه بوده است که میشد آنرا تنها در حد انشای شطح متوسظ یک دانش آموز دبیرستانی ارزیابی کرد. جامعه ای که بنا به گفته مسئولین بیش ار ده میلیون فارغ التحصیل دانشگاهی دارد، مستحق آن است که در مراسم مهمترین سخنرانی رهبر کشور از زبان او سخنانی کارشناسانه ، سنجیده و صادقانه و واقع بینانه بشنود که متاسفانه چنین انتظاری برآورده نشد.
آقای خامنه ای از همان ابتدای سخنرانی خود چشم در چشم جمعیت حاضر در صحنه و بینندگان تلویزیون چنان به دروغگویی گوبلز وار پرداخت که همه حتا حامیان خود را به تعجب واداشت. یک مورد از گفته بسیار بی ارزش و خلاف واقع او که با صدایی رسا و بسیار واضح بیان کرد، اشاره او به آزادی بیان در کشور بود که اظهار داشت : در کشور هیچکس به خاطرمخالفت با حکومت مورد اذیت و آزار قرار نمیگیرد و اینکه مخالفین زندانی میشوند یک دروغ محض است. یا اینکه گفت در رژیم گذشته ۴۶ درصد از مردم زیر خط فقر زندگی میکردند، درحالیکه این رقم در حکومت اسلامی حدود ۹ درصد است. البته بسیاری اینگونه برخوردهای خلاف واقع، یعنی ارائه آمارهای غیرواقعی و یزرگ نمایی های فریبنده وی را به حساب شیوه مبارزاتی او که ” بهترین دفاع حمله است” معنا میکنند، ولی نکته قابل تامل در آن است که ملت ایران در طول چهار دهه حکومت اسلامی بقدری از اینگونه سخنرانی های بی محتوا و سراپا دروغ شنیده که دیگر ارزشی برای انها قائل نیست، بلکه برعگس اینگونه سخنرانیها تنها میتواند نفرت جامعه از حکومت اسلامی را عمیق تر کند.
آقای خامنه ای در این سخنرانی در رابطه با مسائل روز کشور به موارد مختلفی اشاره کرده که در اینجا به آن بخش از گفته های وی که به اقتصاد و طرح شعار ” حمایت از کالای ایرانی” مربوط میگردد پرداخته میشود. اینکه این شعارملی بایستی به عنوان یک اصل در جامعه جا افتد و مورد استقبال مردم قرار گیرد جای تردید نیست. ولی برای اینکه چنین هدفی را بشود در جامعه امروز ایران از شعار به واقعیت تبدیل کرد، بایستی راهی دراز طی شود وموانع بسیاری برطرف گردد. به عبارت دیگر حمایت از کالای ایرانی که قرار است با راه اندازی موج تبلیغات به موضوع روز تبدیل شود اگر در مسیر درست خود حرکت نکند نه تنها به تقویت بخش تولید داخلی نمی انجامد، بلکه نقش تخریبی پیدا میکند.
دراین رابطه ضروری است که از یک طرف ساختار جمعیت و سطح درآمد آحاد جامعه مورد بررسی قرار گیرد و از طرف دیگر امکانات بخش تولید و شرائط کمی و کیفی و قیمت تولیدات داخلی در رقابت با کالاهای مشابه وارداتی ارزیابی شود. از لحاظ ساختار جمعیت و میزان درآمد اقشار مختلف متاسفانه آخبار و آمار بسیار مایوس کننده است. در حال حاضر بنا به گفته مسئولین بیش از ۴۵ میلیون نفر زیر خط فقر زندگی میکنند و بیش از ۲۵ میلیون نفر هم حول و حوش خط فقر قرار دارند. به عبارت دیگر این جمعیت ۷۰ میلیون نفری از ۸۰ میلیون نفر جمعیت کشور تنها مسئله ای که برایشان مطرح میباشد این است که بتوانند با درآمد ناچیز خود امروز را به فردا برسانند. امروزه برای دها میلیون نفر از انسان های این مملکت خوردن یک وعده غذای گوشتی تبدیل به یک رویا شده است. این درحالی است که مشگلات ناشی از کمبودهای بهداشتی و آموزشی جای خود دارد. بنابراین آنچه که برای بیش از ۸۰ درصد افراد جامعه مطرح است تهیه مایحتاج زندگی به ارزانترین قیمت ممکن است . از اینرو آنچه که برای این جماعت حیاتی است قیمت است ونه کیفیت و اینکه این کالا از چین است یا هند و یا ایران.
بنا براین توصیه رهبری به ملت ایران که کالای ایرانی مصرف کنند، در واقع بیشتر دادن خوراک به دستگاه تبلیغاتی رژیم است تا بدین وسیله موج جدید تبلیغاتی، این بار حول کمک به جریان تولید و مصرف در کشوربه راه افتد. راه اندازی این جریان تبلیغاتی هرچند که برای مردم نان نمیشود ، ولی برای بسیاری از اطرافیان آقا قاتق خواهد شد. شاید شخص رهبر بهتر از هرکس بداند که توصیه او به حمایت از کالای ایرانی برای این بخش هشتاد درصدی از جمعیت محروم از شرائط استاندارد زندگی، نمیتواند معنا و مفهومی در جهت بیدار شدن حس ملیت پیدا کند. از اینرو تنها آن ده میلیون نفر انسان های نیمه مرفه و اشرافیان اسلامی هستند که بعضا دارای منابع عظیم مالی آنچنانی هستند و میتوانند خواسته رهبری را برآورده سازند.
در بعد از انقلاب جمع کثیری از معممین، مداحان، بازاریان، میدانیها و دلالان با استفاده از ظاهر اسلامی به درون رژیم راه یافته و با تسلط بر بخش اجرایی، دسترسی به انواع رانت ها، دزدیها، رشوه گیریها، قاچاق کالا و بسیاری فجایع مالی دیگر موفق شدند به ثروتهای نجومی باورنکردنی دست یابند و در حال حاضر قشر سرمایه دار اسلامی را شکل داده اند. این اقلیت انسانی نه تنها ثروت که کنترل دستگاه حکومتی را نیزاز طریق اتکای به سپاه پاسداران وسازمانهای امنیتی که سران آن از سردمداران قشر ثروت و قدرت محسوب میشوند در اختیار دارند. شاید اگر این مجموعه قدرت و ثروت در خدمت بخش تولید قرار میگرفت، این بخش اکنون در فضای دیگری سیر میکرد و به طور قطع دوران شکوفایی خود را تجربه میکرد. ولی متاسفانه چنین نشد و همه امکانات این نیروی عظیم که در واقع تجلی حکومت اسلامی است در راه توسعه بخش تجارت آنهم از نوع یکطرفه آن، یعنی واردات از خارج به کارگرفته شد، که دلیل آنهم روشن است و آن تفاوت بین تفکر تولید کننده با یک تاجر میباشد. ایجاد یک دستگاه تولیدی علاوه بر سرمایه، تخصص، فن آوری و ماشین آلات علاقمندی به تولید و تحمل کارآفرین و زمان برای رسیدن به تولید که گاه ممکن است چندین سال به طول انجامد، نوعی علاقمندی به تولید را میرساند که تنها در سودآوری خلاصه نمیشود و عشق عمیق به تولید را می طلبد. متاسفانه قشر سرمایه داری در حکومت اسلامی ایران، از آنجا که بیشتر به ثروت اندوزی علاقمند است تا خلاقیت و صنعتی شدن کشور، لذا نفع خود را در آن می بیند تا با حبس سرمایه برای مدت طولانی در بخش تولید، آنرا در بخش واردات، حتا از طریق قاچاق کالا به کار اندازد و چندین برابر سودآوری داشته باشد. از اینرو بسیار بعید است که سرمایه داران اسلامی این سود آوری بی دردسر را کنارگذشته و دربیعت با رهبری به تولید روی آورده، صداقت در کار و اخلاقیات را هم رعایت کرده و با افزایش کیفیت کالا و کاهش قیمت به مقابله با کالاهای مشابه خارجی پردازد.
اکنون با توجه به این توضیحات فوق که در واقع تنها به بخشی از وضعیت موجود تولید و تجارت در حکومت اسلامی ایران اشاره شده، آیا توصیه و یا حکم حکومتی آیت الله خامنه ای میتواند محلی از اعراب پیدا کند. آیا وقتی شخصی که خود را ولی فقیه و رهبر یک حکومت اسلامی معرفی میکند و به خیال خودش هدایت و خوشبختی امت اسلامی را در رسالت خود میداند، نباید در یک سخنرانی بسیار مهم که فقط سالی یک بار صورت میگیرد، به آن منطقی تر، کارشناسانه تر و واقع گرایانه تر میپرداخت و اینگونه بی محتوا، سراپا دروغ و به دور از واقعیات جامعه امروز ایران تهیه نمیگردید. برای بسیاری این توهم پیش آمده بود که آقای خامنه ای در زمان ایراد این سخنرانی و صحبت های عجیب و غریب خود یا گرفتار داروهای آرام بخش بوده و یا به کلی بی اطلاع از شرائط روز کشور. نمیشود تصور کرد، ایرانی که از پای بست ویران شده، رهبر را وا دارد که در فکر رنگ ایوان باشد. مملکت در حال از هم پاشیدگی است، کارگر و کشاورز و فرهنگی و بازنشسته و مال باخته با اعتراضات خود در خیابانها به دنبال احقاق حق هستند، بی آبی بیداد میکند، ظلم و نابرابری جامعه را هزار پاره کرده، پنج میلیون جوان بیکار در خیابانها ویلان هستند و آقای خامنه ای راه نجات را در حمایت از کالای ایرانی خلاصه کرده است. به این گویند رهبر فرزانه و رهبری داهیانه. شاید هم بایستی چنین باور داشت که آقای خامنه ای گزارشات واقعی از اوضاع کشور را هم دریافت میکند و کما بیش از نابسامانی ها اطلاع دارد، منته در کار مملکت داری درمانده که چه کار کند.
انسان ها به ویژه کسانی که مدیریت و یا رهبری جامعه ای را برعهده دارند، موقعی میتوانند از خود نام نیکی برجای گذارند که بتوانند در بزنگاه های تاریخی و برای نجات کشور تصمیمات بجا و به نفع جامعه گیرد، تصمیمی که چه بسا پایان حیات سیاسی اش را رقم زند و یا حتا به قربانی شدن خود منجر شود. آقای خامنه ای اکنون در چنین بزنگاهی قرار گرفته که یا باید ذلت و بدنامی بیشتر را با ادامه حکومت خود تحمل کند و عواقب بسیار ناگوار آنرا هم بپذیرد، یا با عزت و احترام به اشتباهات و خیانت های خود اعتراف کرده و مردانه در انتظار تصمیم ملت باشد.