خانه » هنر و ادبیات » روز جهانی زبان مادری(زبان اول) گرامی باد! /محمود کویر

روز جهانی زبان مادری(زبان اول) گرامی باد! /محمود کویر

زبان مادری با تمام تلاش های بشری پیوند دارد. ملتی که زبانش ممنوع باشد، در واقع حیاتش ممنوع شده است.
*

 

منظور از زبان مادری اولین زبانی است که کودک در محیط قبل از تولد و بعد از چشم گشودن به جهان با آن زبان دنیای دنیای اطراف خود را تجربه می کند، زبانی که اجزا آن را هنگام تولد با خود دارد و در آتمسفر آن زبان رشد می کند. زبانی که زبان اکثریت اطرافیان کودک است. فراگیری زبان مادری یا زبان اصلی و به سخن برخی زبان شناسان اجتماعی”زبان اول” برای کودکان از اهمیت حیاتی در زندگی، رشد روانی و سلامت روحی برخوردار است. چرا که زبان مادری یا زبان اصلی سرمایه ایست که کودک هنگام تولد با خود اجزا آن زبان را به همراه دارد. در این نوشتار به جایگاه زبان مادری و ضرورت آموزش آن در پی ریزی یک جامعه سالم اشاره کرده و مطلب را پی می گیریم..در این مورد خلاصه ای از تحقیقات زبان شناسان نیز به زبان ساده نقل می شود:

زبان مادری تنها دارائی کودک هنگام تولد است، ظرفیتی است که کودک آن را به همراه خود دارد.
زبان مادری یا زبان اول بستری است آماده که کودک بر آن بستر می خرامد و با آن نیازهای خود را هنگام رشد برطرف میکند.هر گونه خلل در این دارائی زبان مادری، کودک را از مسیر رشد طبیعی باز می دارد. فراگیری زبان مادری توسط کودک همان مسیر و فرایند را طی نمی کند که بعدها جوان میل به یادگیری زبان دوم یا زبان بیگانه را می کند.مفهوم هویت و پیوند آن با زبان مادری از همین نکته آغاز می گردد که کودک در بستر زبان مادری تمام صداها، گریه ها و اشارات خود را سازمان میدهد؛ زبانی که از درون به کودک الهام می گردد، زبانی که درونی است. همین جا به یک نکته اشاره شود که یادگیری زبان مادری همان روندی را دنبال نمی کند که فرد در بزرگسالی بخواهد زبان دیگری را یاد بگیرد ، چرا که یادگیری مهارتهای بیرو با استخراج سرمایه زبانی از درون متفاوت است؛ موضوعی که بیشتر به آن پرداخته می شود.
زبان مادری همچون دایه ای است که کودک را لحظه به لخظه نوازش می دهد و کودک با موسیقی صداها و الحان زبان مادری تنفس کرده رشد می کند.
کودک زبان مادری خود را بعدا بر نمیگزیند بلکه با این زبان و اجزا آن زاده می شود. خواه این زبان به حالت فعال و دینامیک در آید و یا اینکه در درون کودک خاموش و پاسیو گردد. کودک در مرحله یادگیری زبان مادری دنبال فعل و فاعل و درست کردن گرامر و ساختار ئستوری نیست. زبان مادری مرحله فراگیری مهارت کلامی، مکالمه و دریافت پیامهاست که کودک در درون خود نهفته دارد.
یادگیری زبان مادری و شکوفائی کودک در دامن این زبان نوعی ضرورت محسوب می گردد که در ذات یادگیری کودک وجود دارد و در روند یادگیری، کودک به مرحله سلاست زبانی می رسد. در صورتی که این روند مختل نگردد ومراحل خود را به طور طبیعی سیر نماید.
روشن است که چشمه جوشان زبان مادری، کودک را همواره در درون خویش می پرورد و کودک به طور غریزی این میراث مادری را با خود حمل میکند هر چند که به مرحله شکوفائی نرسد. این همان زبان مادری است که کودک همچون روخانه ای در آن شناور است.بی جهت نیست که سازمان ملل و ارگانهای آن روزی را به عنوان روز جهانی زبان مادری (۲۱ فوریه) نام نهاده اند.
– تمام کودکان زبام مادری خود را، بی توجه به میزان بهره هوشی شان، فرا می گیرند.
– کودکان زبان مادری را به راحتی و بی هیچ اموزگاری یاد می گیرند و جملات و کلماتی بیان می کنند که قبلا از کسی نشنیده اند.
– کودکان زبان مادری را در یک دوره کوتاه یاد گرفته و به سلاست می رسند.زبان مادری را جزئی چدائی ناپذیر از خود می دانند.
– لازم نیست کسی زبان مادری را به کودکان یاد بدهد و به طور رسمی آموزش ببینند، تنها آموزش زبان کتبی و مهارتهای بعدی است که نیاز به آموزشگر دارد.
-زبان یک سیستم پیچیده است که کودکان این سیستم پیچیده زبان مادری را به آسانی فرا می گیرند.
کودکان سیستم زبان مادری را از یک مقدار داده های کم و ناچیز و غیر سیستماتیک یاد می گیرند.
– زبان مادری را کودکان تنها از طریق تقلید دیگران یاد نمی گیرند؛ و آموزش زبان مادری از طیق تقلید بزرگسالان نقش کمتری در این روند دارد.
– پروسه یادگیری زبان اصلی پروسه ا ی است فعال که نیازمند و در برگیرنده ریاضیات مغز است.
کودکان وقتی به دنیا می آیند دارای ابزار فراگیری زبان مادری در مغز خود هستند.این قسمت را نمی توان در مغز نشان داد اما به نظر می رسد که در شبکه های نورولوژیک مغز جا دارد.
–تنها ارتباط با محیط کافی است که کودکان زبان مادری را یاد بگیرند.
زبان مادری همان طور که بیان گردید جز لاینفک هر کودکی است.غیر رسمی بودن زبانی از رسمیت آن نمی کاهد. نمونه اش هندوستان و آفریکای جنوبی است که دهه ها زبانهای مردم این ممالک حالت غیر رسمی داشتندو استعمار با محرومیت زبانی در صدد هویت زدائی و استحاله فرهنگی بود که در پایان کار مردم به پیروزی دست یافتند و صاحب خانه وزبان خویش شدند.
زبان چون سند موجودیت ملل و اقوام است نوعی در استمرار تمدن بشری و غنای آن نیز سهیم است. ادبیات رنگارنگ و غنی جهان امروز حاصل خلاقیت و شکوفائی زبانهای جهانست.زبانها در کنار همدیگر موزائیک زیبائی از اشتراک مساعی تمدنها را به نمایش می گذارند. زبانها و هویتها نه در برابر و تقابل با یک دیگر بلکه در کنار همند وخواهان همزیستی و وام دهی و وام گیری از یک دیگر. این تنها جباران تاریخند که هویتها را در برابر هم قرار می دهند و بر طبل خشونت قومی می کوبند. آموزش زبان مادری حق مسلم هر کودک است و این مقوله هیچ رابطه ای با مسائل سیاسی ندارد.
کودک در رشد طبیعی خود نیاز به تکلم دارد و زبان مادری به طور طبیعی با ویژه گیهای ارثی و فرهنگی خود این نعمت را در اختیار کودکان قرار می دهد. کودک با ارتعاش صداها هم تنفس می کند و هم زیر و بم عواطف و نیازهای خود را ابراز می دارد. پس باید توجه داشت که زبان مجموعه ای از علائم بی جان نیست. زبان اندام اندیشه ورزی کودک نیز هست. کودک بر پایه این زبان رشد میکند.