خانه » اقتصاد هفته » استقلالی که آقای خامنه ای به آن افتخار میکند/دکتر منوچهر فرحبخش

استقلالی که آقای خامنه ای به آن افتخار میکند/دکتر منوچهر فرحبخش

آقای خامنه ای در سخنرانی اخیر خود در برابر جمعی از افسران و همافران نیروی هوایی کشور که هر سال به مناسبت حضور همافران درچنین روزی، یعنی چهار روز قبل از انقلاب ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ در بیت آیت الله خمینی برپا میشود، مانند همیشه به تعریف از انقلاب پرداخت و پس از ذکر مصیبت و نثار نفرین های آبدار بر محمد رضا شاه پهلوی تحت این عنوان که استقلال کشور را بر باد داد و کشور را مستعمره امریکا کرد، همچنین حملاتی جانانه به امریکا که بدون آن سخنان رهبر مزه پیدا نمیکند، یکی از مهمترین ثمرات و دست آوردهای ” انقلاب شکوهمند اسلامی” را حصول ” استقلال سیاسی – اقتصادی” نام برد. هرچند که مدتها است که این سخنان تکراری و نخ نما شده رهبری گوش خراش شده است ، معهذا هنوز برای مدعی رهبری مسلمین جهان جذابیت خود را حفظ کرده است.

آقای خامنه ای هنگام صحبت از استقلال دچار غرور خاص میشود و به نوعی خود را بانی آن تصور میکند، در واقع به علت درک متفاوت او از مقوله “استقلال” است. از نگاه ولی امر مسلمین جهان، اینکه دیگر سفارت خانه های خارجی حق مداخله در امور جاری کشور را ندارند نشان از استقلال کشور است. به عبارت دیگر رهبرحکومت اسلامی هنوز در حال هوای دوران قاجار سیر میکند و بر این باور است که اگر دو سفارت خانه انگلیس و امریکا مهار شوند و در مقابل نفوذ امریکا در خاور میانه عرض اندام کند،
استقلال حاصل شده است. متاسفانه از میان خیل مشاوران ریز و درشت بیت رهبری هم کسی پیدا نمیشود که توضیح دهد زمانه فرق کرده و در عصر اینترنت و مناسبات سرمایه داری مدرن روابط بین کشورها وارد فاز جدیدی شده و تعریف کلاسیک از استقلال معنای خود را از دست داده است. بنا بر تعریف آقای خامنه ای از استقلال بسیاری از کشورها به نحوی از انحاء در مقابل امریکا استقلال باخته به شمار میایند. همین موضوع برجام آزمونی است در معنی کردن استقلال مورد نظر آقای خامنه ای.

دولت جدید امریکا برجام را قبول ندارد و پنج کشور دیگر را هم از نظر خود با خبر کرده است. بنابراین طبق برداشت آقای خامنه ای چنانچه سه کشور انگلستان، فرانسه و آلمان به نظر امریکا تن دهند عدم استقلال خود را نشان داده اند. بزرگترین عامل انزوا و عقب ماندگی جامعه جوان و پویای ایران که بسیار مستحق پیشرفت است از جهان مترقی به عدم شناخت حکومتگران اسلامی از مسائل پیچیده در روابط بین الملل و تقسیم کردن جامعه به خودی و غیر خودی با معیار مذهبی – سیاسی باز میگردد. عدم درک آقای خامنه ای و سایر اسلام نمایان حاکم بر کشور از این واقعیت که جوامع امروزی به آن درجه از عقلانیت رسیده اند که به دنبال بهتر زیستن باشند و ابایی هم ندارند که آنرا در اتحاد با امریکا یا کشوری دیگر بدست آورند، تبدیل به ترمز پیشرفت کشور گردیده است. اگر طرز فکر سران جوامعی مانند چین ، ویتنام ، ژاپن ، کره جنوبی ، تایوان و بسیاری کشورهای دیگر مانند حکومتگران اسلامی ایران می بود و روابط تنگاتنگ با امریکا ضد استقلال تعریف میشد، آیا این کشورها قادر بودند به چنین رتبه ای از توسعه برسند.

نکته دیگر اینکه حکومت اسلامی، به ویژه شخص آیت الله خامنه ای با الگو برداری از ذهنیت قرن نوزدهمی، استقلال را هنوز در چارچوب اتخاذ تصمیمات سیاسی بطور مستقل و با رنگ و لعاب مذهبی معنا میکند. درحالیکه امروزه این اقتصاد است که حرف اول و آخر را میزند و استقلال واقعی را رقم میزند. از اینرو مدت ها است که اقتصاد مرزها را در نوردیده و سبب گردیده تا استقلال معنای دیگری پیدا کرده، توسعه و پیشرفت را عامل استقلال واقعی معرفی نماید. امروزه در جوامع توسعه یافته، از تحرکات وسیاست های استقلال طلبانه به عنوان وسیله ونیروی حمایتی برای حصول به اهداف اقتصادی استفاده میشود. شکل گیری اتحادیه اروپا و سایر اتحادیه ها نشان از نگاه جدید جامعه جهانی به مقوله استقلال است که نمونه بارزی از در نوردیدن مرزها و ایجاد نوعی همزیستی جمعی را به نمایش میگذارد. این دگرگونی سازنده که حاصل رشد نیروهای مولده و ورود به دوران اینترنت و نظام سرمایه داری نوین را بشارت میدهد، مسئولین و اداره کنندگان جوامع را وا داشته تا به زیستی، پیشرفت و آینده سازی را هدف قرار دهند.

حکومت اسلامی که در حال شنا کردن در جهت خلاف جریان آب است، برداشت ویژه خود را از استقلال عرضه میکند که از آیت الله خمینی به ارث رسیده است. خمینی تحت تاثیر تبلیغات حزب توده ، کمونیست جهانی و همچنین دشمنی با محمد رضاشاه به بهانه دست نشانده بودن امریکا، استقلال را در ضدیت با امریکا و قطع ارتباط با این کشور معنا و خلاصه کرد. او برای محکم کاری وحفظ این ضدیت آنرا حتا در وصیت نامه سیاسی خود نیز مورد تاکید قرار داد. این نظریه که توسط آقای خامنه ای هم با شدت و حدت تمام تعقیب میشود نه تنها راه هرگونه نزدیکی به امریکا را مسدود ساخته، بلکه عاملی گردیده تا هر اقدام حکومتی و غیر حکومتی با معیار ضد امریکایی سنجیده شود.

تعریف این چنانی از استقلال سبب گردیده تا نظام حکومتی ایران به شدت سیاست محور گردد و برخلاف کشورهای پیشرفته که اقتصاد هدف اصلی و موتور حرکت جامعه مطرح شده است، عملا به تابعی از سیاست تبدیل شود. خساراتی که حکومت اسلامی از بابت استقلال طلبی این چنینی، از جمله تحریم های اقتصادی برکشور وارد آورده از محاسبه خارج است واین در حالی است که استقلال واقعی هم نه تنها حاصل نشده، بلکه کشور جولانگاه روسها و چینی ها گردیده است. یک مورد بارز نبود استقلال موضوع تقسیم دریای خزر میباشد که حکومت اسلامی به آسانی تسلیم روسها شد و سهم ۵۰ درصدی ایران از این دریا به حدود ۱۳ درصد کاهش پیدا کرد. تعجب آور اینکه آقای خامنه ای رهبر که معمولا استقلال کشور را افتخار حکومت اسلامی میداند و همواره در سخنرانی هایش عنوان میشد در رابطه با حق کشی دریای خزر سکوت اختیار کرده و تاکنون کمترین اشاره ای به این مهم ننموده و فراموش کرده که از استقلال کشور در مقابل این ناحقی کشور شمالی به دفاع پردازد.

در همین رابطه عدم استقلال حکومت اسلامی در مقابل اتحادیه اروپا نیز آشکارتر از آن است که نیاز به اثبات داشته باشد. بطوریکه قرارداد های به شدت یکطرفه دو شرکت خود رو سازی فرانسه با ایران خود رو و سایپا، همچنین قرارداد اخیر توتال با شرکت ملی نفت ایران و بسیاری قراردادها و موافقتنامه های دیگر با ایتالیا و آلمان و بالاتر از همه درخواست های التماس آمیز دولت اسلامی از بانکهای اروپایی برای سرمایه گذاری در ایران که با بی اعتنایی آنها مواجه گردیده قابل پرده پوشی نیست. آیا سرمایه گذاریهای خارجی که بیشتر فروش کالا و تبعیت بخش تولید از تکنولوژی خارجی که قطعا بخش اعظم آن به سرمایه داری امریکا مربوط میشود خدشه دار کردن استقلال کشور به زعم حکومت اسلامی معنا نمیدهد.

رویترز در گزارشی به قلم جان آیریش، مروری داشته بر وضعیت روابط و سیستم بانکداری و اقتصاد فرانسه و ایران در سایه توافق هسته ای. در این گزارش آمده است که شرکتهای فرانسوی خود را برای ورود به بازار ایران در صورت حفظ برجام آماده میسازند. این درحالی است که دونالد ترامپ، رئیس جمهور ایالات متحده به دنبال بهانه است تا تحریم های امریکا علیه ایران را مجددا به راه اندازد. جافری اوربین، مدیر رواب-ط دوجانبه وزارت امور خارجه فرانسه، در کنفرانس مالی اروپا در خصوص ایران گفت: ما جزو مشوقین جدی شرکت ها برای ادامه فعالیت در ایران هستیم.اما نمی توانیم صحنه دیپلماسی بین الملل را نیز نادیده بگیریم . هیچ فردی نیست که دقیقا بداند پس از ماه مه چه اتفاقاتی خواهد افتاد و همین عدم اطمینان است که شرکت های فرانسوی ما با آن درگیر هستند. بنا براین اگر شما مایل به تجارت در ایران باشید ، باید این حقایق را نیز بدانید و هوشیارانه گام بردارید. آیا گذاردن اینگونه شرط وشروط های حقیرانه در مورد بزرگترین، ثروتمندترین و مهمترین کشور خاور میانه و تحمل آن توسط حکومت اسلامی به معنای استقلال است.

اینکه تهران امیدوار است و به شدت تلاش میکند که مجددا به تجارت جهانی بازگردد حق مسلم او است، ولی آیا جواز ورود مجدد بانک های ایران به سیستم مالی و تجارت بین المللی در اختیار حکومت اسلامی است یا خزانه داری امریکا. آقای خامنه ای نمیداند که جواز ورود ایران به تجارت جهانی و ورود سرمایه های خارجی به بازار ایران، قرار داد بیست میلیارد یورویی «ایرباس» برای فروش هواپیما به ایران، موافقتنامه چهار صد میلیون یورویی پژو – سیتروئن با «ایران خود رو» به منظور ایجاد یک «جوینت ونچر»،امضای قرار داد گازی میان «توتال» و ایران برای توسعه فاز یازده پارس جنوبی (که به تازگی از سوی مدیر کل این شرکت زیر پرسش رفت)، موافقتنامه مربوط به همکاری میان دو شرکت فرانسوی «بوییگ» و «فرودگاه‌های پاریس» با ایران برای گسترش فرودگاه تهران، مقاوله نامه همکاری با شرکت «ونسی» برای سرمایه گذاری و بهره برداری از فرودگاه‌های اصفهان و مشهد، امضای قرار داد همکاری میان شرکت ملی راه آهن فرانسه و راه آهن ایران، انجام چندین پروژه توسط کره جنوبی و آمادگی شرکت های آلمانی برای ورود به ایران، همه به مشروط به موافقت امریکا گردیده است، موافقتی که تنها به برجام منتهی نمیشود. واشنگتن در مورد فعالیت بانک‌ها در رابطه با تحریم‌های غیر برجامی که به تروریسم، برنامه‌های موشکی یا حقوق بشر مربوط میگردد هم حساسیت دارد.

اینکه آقای خامنه ای اینگونه تحقیرها که عمق ضعف و وابستگی رژیم اسلامی به جهان غرب، به ویژه امریکا را نشان میدهد، تحمل نموده وبه قول معروف زیر سبیلی در میکند نه از روی نادانی که از روی استیصال است. از اینرو است که میخواهد در پناه حضور نیروهایی از سپاه پاسداران در سوریه و یمن و حزب الله لبنان نفوذ و قدرت سیاسی خود را در منطقه به نمایش گذارد و باین وسیله خود را مستقل و ” ناجی استقلال کشور” معرفی کند. غافل از اینکه استقلال از قدرت اقتصادی حاصل میشود و نه از لوله تفنگ.