خانه » هنر و ادبیات » جستجویی درمبانی تاریخی ولایت فقیه/رضا اغنمی

جستجویی درمبانی تاریخی ولایت فقیه/رضا اغنمی

نویسنده: محمدحسین صدیق یزدچی
پاریس: ۱۳۹۶ – ۲۰۱۷
چاپ: باقرمرتضوی ( آلمان)

کتاب شامل : بجای پیشگفتارو بخش اول و دوم است.

نویسنده درسرآغاز گفتارش با نگاهی انتقادی باعنوان« بجای پیشگفتار» برآمدن «ولایت فقیه» با ضابطه های اسلامی برمحوریت نقش ربوبی «امام» و نایب امام را مطرح می کند. خواننده ازگشودن فصلی تازه از بازخوانی فلاکت های ملتی درمانده و «درانتظار ناجی»، پژوهش های نویسنده را با علاقه دنبال می کند.
از یادآوری و خواندن برخی رفتارهای همگانی که نویسنده به درستی آورده، خواننده اندکی حیرت زده وگیج می شود. وقتی به فکرش می رسد که خود درمیان همان انبوه جماعتی بوده که شعارسرنگونی می دادند. یا بین آن عده که به تماشای عکس “نادیدنی” امام درماه، ایستاده ولی جرآت نداشت بگوید من چیزی نمی بینم! شرمگین درخود فرو می رود و می خواند:
«این سقوط تاریخی که درحاکمیت «ولایت فقیه» تحقق یافت،عقب گردی بود که عناصر تباه و پنهان تاریخی چهارده قرنی این سرزمین را آشکار گرداند».
نویسنده اهداف استبدادی ومادی حکومت ولایت فقیه را درنهایت صداقت و تیزبینی می شکافد. با استناد به دیدگاه های متفاوت وچه بسا متضاد فقها دربستر تاریخی، ازچند دستگی مجتهدان شیعه واختلاف نظر آنان سخن می گوید.
براین باور است که ولایت فقیه خمینی، به استناد آیات قرانی ست:
«توجه من دراین پژوهش برمبنای آموزه های قرآنی ست که آن سند نخسین دین اسلام است و آنگاه براصول اعتقادات تشیع مکث می کنم که برامر سیاست و حکومتگری تکیه می کند و به دنبال پیدایش حکومت فقیهان شیعی یا همان
ولایت فقیه را بازتاب بی چون وچرای راه و روش محمد پیامبر و آموزه های قرآن ونظام دینی قدسی مآب شیعی می بینیم».
ازپیدایش مکتب های گوناگون اسلام :
«که دوقرنی بعد از صدر اسلام و حیات محمد پیدا می شوند» سخن می گوید.
وسپس با اشاره به خیزش ها و مبارزات گذشته:«تلفات و ویرانی دوانقلاب» [انقلاب مشروطه و انقلاب بهمن ۵۷] در نهایت صداقت براین باوراست که در جامعه هرگونه دین وایمان:
«واعتقادات را در حوزه خصوصی یعنی فقط و فقط در وجدان فردی و پنهان انسان ها منحصر داریم».
خواننده را می کشاند در وادی این اندیشه:
برما چه رفته که هنور هم در پس چهار دهه ای که از فاجعِۀ سقوط گذشته است، معلوم نشده چگونه ملتی با تجربۀ انقلاب بزرگ مشروطیت، در آستانه آشنائی با مدرنیته، در سیاه چال زندگی گذشته ها غلتید و چه مشتاقانه درمرداب فرهنگ جاهلیت فرو رفت!

بخش اول: جستجویی درمبانی تاریخی ولایت فقیه

پژوهشگر، با اشاره به جهان نگری شیعه که “قدوسیت و ربوبیت” عنصر ذاتی آن است و دروجود حضرات پیامبر و علی و فاطمه و اولادشان نهادینه شده، درمذهب شیعه تجلی پیدا کرده است را مهمترین عامل:
« زوال های پی درپی تاریخی جامعه ایران» معرفی می کند.
دراین که تقدس شیعه گری وستایش امامان بخشی از بنیادهای فکری وایمانی مردم شده و هرگونه راهِ های تفکر و اندیشه گری و حرکت های نوپای ترقی داخلی وخارجی را روی مردم بسته جای تردید نیست. ویران کردن مدارس نوپا در دوران دگرگونی های قرن گذشته درکشور، توسط طلاب مذهبی به فرمان ملایان درتبریز و فرار شاد روان رشدیه از دست اوباشان عمامه دار از شهر به جرم دایرکردن مدرسه وتعلیم و تربیت اطفال، نمایش ننگینی ازقدرت تخریبی و ویرانگر ملایان درتاریخ مستند و ثبت شده است.
پژوهشگز با درایت کامل، سیاسی بودن دین اسلام، به ویژه مذهب شیعه را با تکیه به رخدادهای مستند تاریخی به درستی توضیح می دهد:
«مذهب شیعه درتمام گرایش های آن: زیدی، اسماعیلی، اثنی عشری و غیره ذاتا سیاسی ست. تاریخ روحانیت شیعی نشان می دهد که ملایان ایران درهمیشۀ تاریخ نشان ازدین ورزی و قدسی جوئی به عنوان ابزار دسترسی به قدرت سیاسی یا مشارکت درقدرت حکومتی بهره گرفته اند».
درتأیید این بازخوانی مستند وتکرارش پس از قرن ها، به سال یکهزار وسیصد و پنجاه وهفت، غفلت وخوابرفتگی های ملی دیگری رقم خورد که تازگی نداشت. پس از سلطنت پنجاه و هفت سالۀ پهلوی ها درکشور، با درنظر گرفتن همۀ مشکلات وناهنجاری ها، پیشرفت های بیسابقۀ تاریخی هماهنگ با تمدن جهانی دنبال می شد که برآمدن حکومت اسلامی آزمون سیاه و فاجعه باری شد از انجماد فکری سنتگرایان مذهبی و از طرف دیگر، اهداف نهایی ملایان را عریان کرد. گسترش بیسابقۀ فساد و فحشا، تاراج اموال عمومی، خفقان و زندان وچوبه دارهای سیار، فصل تازه ای از استبداد مذهبی قرون وسطای کلیسا را درخاطره ها زنده نمود!
نوبسنده با تمیز این دگرگونی هاست که به صراحت اعلام می کند:
«روحانیان وفقیهان یا مجتهدان واذناب ایشان مثل پیشنمازان مساجد یا واعظان یا مسئله گویان یا دعاخوانان یا متولیان امام زاده ها و غیره، نیرومندترین ومؤثرترین عامل بقای موهومات و خرافه پرستی دینی و مانع رشد عقلائی ایرانی بوده و هست».
ذهن آشفتۀ مردم انباشته با موهومات بود که خمینی را درماه دیدند. با اطمینان به خرافه پرستی جامعه بود که همو، با دست پُر وارد میدان شد. ازاندوخته های مذهب در اذهان موریانه ای و پایگاه قدرتمند عوام آگاهی درستی داشت. لغزش های قدرت حاکم را به درستی ارزیابی کرده بود. دریافته بود که آزادترین قشرجامعه پیروان مسجد و منبر و سینه زنان همیشه گریانند. در زمانه ای که ساواک، درتعقیب و بازداشت کتابخوان ها به ویژه دانشجویان بود، در مساجد و نشست های مذهبی هرگونه اظهار نظرهای ناروا و بدگویی های مغرضانه از حکومت ومقامات دولتی با آزادی کامل درجریان بود. عجبا که از نظرگاه سنتگرایان سیاه اندیش سرانجامِ هرگونه اصلاحات بنیادی کشور، به ترویج فحشای جامعۀ مسلمان تعبیر و تفسیرمی شد! خمینی بااعتماد به این نهادها و تفکرات جاهلیت بود که در فردای ظهور تصویرش درماه! برگ برنده را زمین زد و از شاهکار کهن آخوندی پرده برداشت و بی کمترین پروایی گفت :
«اقتصاد مال خراست!».
طلم وستم بیسابقه حکومت اسلامی، نا چیز شمردن قوانین مدنی، تجاوز به مال و ناموس مردم، کشتار انبوه بی پناهان به ویژه قتل عام زندانیان به بند کشیده شده وراه افتادن سبعیت فرهنگ سیاه باستانی، تلنگری بود برای بیداری جامعه، حتی عوام، پاک ترین باورمندان عدل خداوندی را تکان داد.

پژوهشگر، با آگاهی و شناخت ذات پیشوایان مذهب که درکسوت ملایان، ازقرون گذشته، با داشتن هرگونه امکانات مادی و معنوی پیشگام وهادی جان و روان اکثریت هستند؛ با توضیح نقش «ولی» درجهان نگری شیعه با توجه به آیۀ قران « . . . والله ولی المؤمنبن . . .» ۳/۶۸» معانی تفسیری کلمه ولی را یادآور شده می نویسد آن ولی که :
«معادل «وصّی» یا وارث «بالاستحقاق پیامبر» هم ریاست و حکومتگری او وهم وجه قدسی وی و هم نقش مفسر شریعت و ادامه دهندۀ نقش پیامبری محمد را القا می کند. اما «اولیا» که از ولایت ناشی می شود، با گسترش تصوف به مؤمنان راستینی اطلاق می شود که سر درسودای ایمان به الله دارند».

در مبانی اعتقادی شیعه کدامند؟

مسئلۀ بنیادی و ریشۀ ایمانی شیعه را دراسلام شرح می دهد:
«شیعۀ امامیه الهیات خودرا درباب جایگاه ومقام علی و دوفرزند پسراو، حسن وحسین و پسرو نوادگان حسین تا امام غایب مهدی موعود که فرزند فرضی و ناپیدای حسن عسگری تلقی می شود وجمعا دوازده تن امامان شیعی اند»، نهاده شده است. سپس با نگاهی ژرف مفهوم عترت را برای خوانندگان توضیح داده می دهد.

درعنوان «پدیدۀ غیبت امام» سنگ چرخشیِ بقاء تشیع».

بااشاره به نخستین:
«کشمکش های خونین قرن اول و دوم هجری میان بازماندگان خاندان های قریش [بنی هاشم و بنی امیه] درجهت تصرف قدرت سیاسی اسلام»، گفتمان بسیار مهم جالبی ست که پژوهشگر با صبرو حوصله، تاریخ پرتلاطم زمانه و جنگ وجدال های مرسوم اقوام جامعۀ عشیرتی را برای امروزیان روایت می کند تا، در پس چهارده قرن پایه های جنگ قدرت در اسلام را بکاوند و بشناسند. ریشه های ایمان به نبوده ها و نشدنی ها را دریابند. و تمیز رابطه های گذشته و حال، و تغییرات زیستگاه هارا. دربستر همین روایت های مستند راوی ست که مفهوم غایی : « بقاء تشیع» درآینۀ ذهن جان می گیرد و گستردگی مکاتب اوهام و فلاکت های تاریخی، درشک وتردید همیشگی با بیم وهراس، در گیجی “افسانه”ی نهایی جنگ های هفتاد و دو ملت، تا فرو رفتن درسیاهچالۀ جهل و تباهی و سیاهی ها!
درزمانه ای که تمدن جهانی در راه کشف کهکشانهاست، منادیان خیالاتی وهمیشه معتاد به اوهام بهشت وجهنم، علت وقوع زلزله و خشکسالی را، در تارموی دختران و مانیکور زنان و چشم نا محرمان دانسته، جهل و سیاهفکری خود را با بوق وکرنا اعلام می کنند! شگفتا که دردوران رواج چنین فریبکاریهای منبری، رهبر مسلمین جهان! بی اعتنا به دادخواهی چند خانوادۀ شاکی، قاری قرآن بچه باز را مقابل دوربین خبرنگاران بغل می کند و می بوسد!

پژوهشگر، با بررسی زوایای ساختاری تشیع از:

«تعریف حدیث. خاندان نوبختی .«غیبت امام». چگونه شیعۀ امامیه را بقای تاریخی می بخشد. مسلۀ غیبت چگونه می آغازد؟. نیابت امام غائب یا اجتهاد عامل بقاء وتداوم تشیع . تعریف حدیث. اصولیان و اخباریون. نیابت عامه ونیابت خاصه. در بخش دوم: تشیع آئینی. «اسطوره ای» وفراتاریخی و مبانی نظری تئوریک تشیع. مفهوم «زمان» در بینش شیعی. مفهوم زمان در بینش مدرن» را به دقت مورد بحث قرارداده با یادآوری حوادث تاریخی، این پیام را صادقانه با مخاطبان درمیان گذاشته که:
هدف بنیادی حکومت ولایت فقیه، نبرد با مدرنیته وپناه بردن به آغوش دوران جاهلیت است و بس!
کتاب به پایان می رسد.
پژوهش این کتاب پرمایۀ دینی — تاریخی، امانتداری و شایستگی نویسنده را توضیح می دهد. با احترام از زحمات ایشان، مطالعۀ این کتاب با ارزش را به دوستان و علاقمندان توصیه می کنم.