خانه » اقتصاد هفته » پیشنهاد دن کیشوت وار رهبری برای شکست امریکا/دکترمنوچهرفرحبخش

پیشنهاد دن کیشوت وار رهبری برای شکست امریکا/دکترمنوچهرفرحبخش

آیت الله خامنه ای به تقلید از آقای خمینی همواره مواظب است تا چهره خود را مراسم و به ویژه در برابر مقامات و مسئولین رژیم بسیار جدی و اخم آلود نشان دهد، منتها با این تفاوت که برخلاف آقای خمینی که بطور طبیعی دارای چهره ای جدی و اخمو بود. آقای خامنه ای از این نعمت اسلامی بطور طبیعی برخوردار نیست ولذا بایستی همواره رل رهبر اخمو را بازی کند. در این میان مواردی استثنایی پیش میاید و در مواقعی ویژه تبسمی بر لبان رهبر و نور شادی در چشمان وی مشاهده میشود، از جمله زمانی است که با ولادیمیر پوتین رییس جمهور روسیه ملاقات کرده و با وی خلوت میکند. پوتین در سفر اخیر خود به تهران که کمتر از یک روز به طول انجامید و با اسکورتی که تاکنون در حکومت اسلامی بی سابقه بود به ملاقات آقا رفت شادابی و نشاط را بار دیگر بر چهره رهبر باز گرداند و “امت اسلامی” را به وجد آورد.

اما سوای این دلدادگی گویا رهبر حکومت اسلامی حرفهای بسیار خوش آیندی هم که کسی از جزییات آن اطلاع ندارد به پوتین زده است. در این رابطه تنها موردی که اجازه درج در رسانه هارا پیدا کرد پیشنهاد ولی فقیه مبنی بر کنار گذاردن دلار از مبادلات تجاری بین دو کشور و جایگزین کردن پول ملی یعنی روبل و ریال است. استدلال آقای خامنه ای در ارائه این پیشنهاد، بر این پایه اتکا دارد که استدلال میکند، دوکشور ایران و روس دچار تحریم های امریکا هستند و این جابجایی ارزی میتواند تاحدی تحریمها را بی اثر سازد. این پیشنهاد که از قرار با موافقت ضمنی پوتین مواجه شده آقای خامنه ای دچار توهم کرده و خوش خیالانه تصور میکند، پوتین از این پیشنهاد به وجد آمده است و فردا است که پوزه دلار به خاک مالیده شود. پوتین بر خلاف آقای خامنه ای که تربیت یافته و دوره دیده حوزه علمیه قم است وتا چهل سالگی سر و کارو دل مشغولی اش مسائل فقهی و سوالات و معماهای مربوط به صدر اسلام و روضه خوانی بوده است، تعلیم دیده دستگاه اطلاعاتی کی جی بی شوروی سابق است. ضمن آنکه از هوش سرشاری هم برخوردار بوده و در جامعه بین المللی هم به عنوان یک بند باز سیاسی بسیار ماهر شناخته شده که توانسته با مانورهای بجا و حساب شده خود جامعه از هم پاشیده روسیه را سامان بخشیده و زیان های ناشی از تحریم های آمریکا را تقریبا بی اثر سازد. اتفاقا از جمله مانورهای موفق وی، رفتار چندگانه اش با حکومت اسلامی در رابطه با عدم اجرای تعهدات دولتش بوده است که از موارد عمده آن میتوان تاخیر چندین ده ساله در اتمام نیروگاه هسته ای بوشهر، بد عهدی نسبت به تحویل سفارشات نظامی دولت اسلامی و هم صدایی با غرب در زمینه هسته ای را بر شمرد.
ارائه پیشنهاد بسیار ساده لوحانه آقای خامنه ای به چنین سیاستمدار ورزیده ای هر چند که ممکن است در ظاهر به لحاظ احترام مورد تایید قرار گیرد، ولی درعمل با آن برخورد جدی نخواهد شد. طرح پیشنهاد حذف دلار از تجارت بین دو کشور و جایگزینی ریال به جای دلار در شرائط و زمانی مطرح میگردد که ریال در سراشیبی قرار گرفته و ارزش ان نسبت به ارزهای برتر روز به روز کمتر میشود، ضمن انکه حجم مبادلات تجاری دو کشور که به کمتر از یک میلیارد دلار بالغ میشود، رقم قابل ملاحظه ای نیست که تاثیر ارزی اثرگذاری داشته باشد. همچنین روبل هم در شرائط مناسبی قرار ندارد که بتواند عرض اندامهای خارج از قاعده را تحمل کند.
اینکه ولی فقیه در کوران حوادث سیاسی و اجتماعی بیشمار چهار دهه گذشته از یک ملای منبری به رهبر و سیاستمداری پر تجربه تبدیل شده است شکی نیست، ولی اینکه ذهنیت وی در حوزه اقتصاد نیز همانند سیاست رشد کرده باشد بسیار جای تردید دارد، زیرا که اقتصاد یک علم است که علاوه براینکه بایستی بصورت علمی و عملی فراگیری شود، استعداد و علاقمندی شخصی هم در این فراگیری نقش به سزایی دارد. با نگاهی به گذشته مشاهده میشود که آقای خامنه ای در دودهه اول رهبری کمتر به مسائل اقتصادی میپرداخته و شاید در اثر همین بی توجهی بوده که اقتصاد مافیایی در کشور این چنین رشد یافته و شخص رهبر راهم به درون خود کشانده و آلوده کرده است. در چند سال اخیر هم که در مواردی توجه به مسائل اقتصادی کشور پیدا کرده و شروع به رهنمود و صدور حکم حکومتی کرده است، دستورات و احکام در عمل چنان دستکاری شده که حاصل آن بیشتر تخریب اقتصادی بوده تا بهبود آن. در این رابطه موارد مختلفی را میتوان برشمرد ، از جمله حکم حکومتی در مورد اصلاح اصل ۴۴ قانون اساسی و واگذاری ۸۰ درصد از سهام شرکتهای دولتی به عامه مردم بود که نصیب مافیای تجاری و دستگاه رهبری شد. یا انحلال سازمان مدیریت و برنامه ریزی در دوره ریاست جمهوری احمدی نژاد، که آن باقیمانده نظم اقتصادی در دولت را هم بر هم زد و با سکوت رهبری مواجه شد. دیگری حکم حکومتی ” اقتصاد مقاومتی” است که به دولت ابلاغ شده، بدون آنکه اصولا زمینه اجرایی داشته باشد.
حال آقای خامنه ای به خیال خود میخواهد فیلی دیگر، یعنی حذف دلار از تجارت بین المللی را هوا کند. کسی نیست که به آقای خامنه ای بگوید که دلار علاوه بر وسیله معامله تجاری، خود یک کالا محسوب میشود که ارزش کالایی و ذخیره سرمایه ای دارد. در حال حاضر بیشتردولتها ذخائر سرمایه ای کشور را بصورت شمش طلا و دلار نگهداری میکنند. فرض را براین میگذاریم که رقم حدود یک میلیارد دلار معاملات تجاری دو کشور ایران و روس با روبل و ریال انجام شود. این رقم ناچیز چه تاثیری میتواند برمناسبات اقتصادی با امریکای دارای ۱۷.۵ تریلیون دلار تولید ناخالص داخلی داشته باشد.
هنوز تصمیم بی خردانه احمدی نژاد در سال ۱۳۸۶ از یادها نرفته که یکباره و بدون مقدمه با یک دستور دیکته شده از بالا به وی از بانک مرکزی خواست تا بخشی از ذخیره ارزی کشور را از دلار به یورو تبدیل کند. اقدامی که تاثیر بسیار زیانبار مالی آن بسیار زودتر از انتظار، یعنی پس از چند ماه نمایان گردید و از زبان پاشایی فام معاون اقتصادی وقت بانک مرکزی شنیده شد که این نقل و انتقال ارزی از دلار به یورو، بیش از چهار میلیارد دلار زیان متوجه بانک مرکزی کرده است، که البته این خبر در همان زمان در لابلای سانسورهای دولتی گم شد.
پس از توافق هسته ای حکومت اسلامی با شش کشور طرف مذاکره و امضای توافقنامه برجام دولت روحانی در نهایت خوش خیالی در انتظار ان بود تا سیل سرمایه داران خارجی به سوی ایران روان شود. البته در این رابطه چراغ سبزهایی هم از غرب روشن شد و در یک برهه کوتاه زمانی آمد و رفت های تجاری سران دولتهای غربی و مقامات حکومت اسلامی هم شدت گرفت. این تحرکات اقتصادی که از طرف غربیها از حد یک ارزیابی از موقعیت وامکانات جدید حکومت اسلامی تجاوز نمیکرد، توسط دولت اسلامی بسیار خوشبینانه و امیدوارکننده تعبیر شد و از سخنان روحانی و سایر مسئولین چنین فهمیده میشد که گویا تنها مشگل امضای پروتکل های سرمایه گذاری است که وقتگیر شده است. این امیدواریها و نشان دادن دربهای باغ سبز به دولت روحانی با یک اشاره رئیس جمهور جدید امریکا به خزانه داری وایجاد گرفتاری دلاری برای حکومت اسلامی نقش بر آب شده است. گرفتاری که تنها در حد فعل و انفعالات ارزی خلاصه نمیشود و کل اقتصاد کشوررا هدف قرار داده است که انتهای آن میتواند خطر فروپاشی اقتصادی باشد. اینکه آقای خامنه ای در شرائط اقتصادی به شدت بحران زده موجود که اقدامات خصمانه دولت جدید امریکا آنرا تشدید بیشتری بخشیده و نوک کوه یخ تحریم ها را نمایان ساخته، که میتواند تا لبه پرتگاه جنگ هم کشانده شود، صحبت از حذف دلار آنهم در مقیاس جهانی میکند، بی سیاستی و ساده نگری وی به مسائل پیچیده جهانی را میرساند. سایه بحران بر کشور چنان فراگیر و چند جنبی پیش میرود که برنامه مبارزه ارزی نمایشی، که اقتصاد دانان بی تجربه اطراف ولی فقیه آنرا از زبان رهبری تجویز میکنند، تنها میتواند به تشدید بحران بیافزاید.
تغییر واحد پول جهانی از دلار به هر ارز دیگری مستلزم آن است که ابتدا جایگزین آن اعتبار جهانی داشته باشد. اینکه این جایگزین یورو و یوآن، پوند و یا روبل باشد، نیاز به گذار از یک مسیر بسیار پیچیده و طولانی اقتصادی دارد که هیچ یک از ارزهای مطرح جهان درحال حاضر، آمادگی قدم گذاردن در این راه را ندارند. هنوز خیلی زود است تا یورو یا یوآن بتواند در فروش هر اونس طلا یا یک بشگه نفت جای دلار را بگیرد و از اعتباری مانند دلار برخوردار گردد. مضافا به اینکه هیچ ضمانتی وجود ندارد که ارز جایگزین مشگلاتی به مراتب بیشتر از دلار را به دنبال نداشته باشد. بنا براین حذف دلار از مبادلات تجاری حداقل در سال های آتی نمیتواند عملیاتی گردد، چون اصولا ضرورت آن محسوس نمیباشد.
آقای خامنه ای برای فراراز زیر بار مسئولیت و فشار اقتصادی موجود دائم مترصد ان است تا وسیله ای پیدا کند و خود را نجات دهد. در حالیکه امروز زمان جا خالی دادن و میدان را خالی کردن نیست، بلکه برعگس انتظار آن میرود تا مانند مصدق، قوام السلطنه، مشیر الدوله و یا بختیار، یعنی سیاستمداری ماهر، مبارز و نترس که به فکر منافع ملی بوده و برنامه نجات کشور را تدوین کند و به اجرا گذارده و مدافع جدی منافع ملی باشد. از آقای خامنه ای که عمری را در حجره های فیصیه قم گذرانده و “شیعه پرستی ” تمام وجودش را فرا گرفته، نمیتوان انتظار داشت که درک درستی از میهن دوستی داشته باشد و ازبازیهای سیاسی پیچیده دولتهای غربی سر در آورد. تنها سلاح در دست وی تهدید های شعارگونه ضد امریکایی است. اقای خامنه ای با اشتباهات مملکت بر باد ده خود بار دیگر کشور را طعمه قدرتهای جهانی کرده که فرجام آن در بهترین شرائط، خسارات جدی بر اقتصاد کشور خواهد بود. در درگیری جدید حکومت اسلامی با امریکا و کشورهای منطقه، بازنده اصلی بدون تردید حکومت اسلامی خواهد بود. لذا برای به حد اقل رساندن هزینه های شکست نیاز به یک برنامه ریزی بسیار دقیق، بسیار حساب شده و کارشناسانه است، نه اینکه اینگونه ساده لوحانه برخورد کرده و دن کیشوت وار به مبارزه با دلار و حذف آن از نظام اقتصادی کشور مطرح گردد.