خانه » هنر و ادبیات » بازارچه کتاب… کافکای عاشق /بهارک عرفان

بازارچه کتاب… کافکای عاشق /بهارک عرفان

بازارچه‌ی کتاب این هفته‌ی ما سرکی‌ست به پیشخوان کتاب‌فروشی‌های گوشه‌گوشه‌ی جهان کتاب. عناوین برگزیده‌ی ما در این گذر و نظر اینهاست:

 

شکوه زندگی
نویسنده: میشائیل کومپفمولر
مترجم: محمد همتی
ناشر: نو
تعداد صفحات: ۲۶۴ صفحه
قیمت: ۲۵ هزار تومان

نسخه اصلی این کتاب در سال ۲۰۱۲ چاپ شده و نشر نو در سال ۲۰۱۷ امتیاز انتشار ترجمه فارسی آن را از ناشر آلمانی اش خریداری کرده است. میشائیل کومپفمولر در این رمان، شخصیتی دیگر برای فراتنس کافکا نویسنده اهل چک طراحی کرده و کافکای عاشق را در سطور خود به تصویر کشیده است. او در این رمان، شکوه زندگی را زیر سقف خانه های محقری نشان می دهد که کافکا و دورا دایامانت مدام از یکی به دیگری اسباب کشی می کردند. این شکوه به قول کافکا همیشه و همه جا هست. تنها کافی است او را فرا بخوانیم.
رمان «شکوه زندگی» یک رمان عاشقانه درباره زندگی کافکا است که به ۲۴ زبان ترجمه شده و موفق شده جایزه ژان مونه را در سال ۲۰۱۳ از آن نویسنده اش کند. میشائیل کومپفمولر متولد سال ۱۹۶۱ است. فرانتس کافکا نیز یک نویسنده اهل چک بود که کومپفمولر در بخش «موخره و سپاسگزاری» رمانش، درباره اش چنین می نویسد:
اثری از نامه نگاری فرانتس کافکا و دورا دیامانت باقی نمانده است. دورا دایامانت در تابستان ۱۹۲۴، تعداد ۲۰ دفتر یادداشت و ۳۵ نامه کافکا را با خود به برلین برد که در ماه اوت ۱۹۳۳، گشتاپو در تفتیش خانه اش آن ها را مصادره کرد و از آن تاریخ گمشده به شمار می آیند. دورا دایامانت تا سال ۱۹۳۶ در آلمان زندگی کرد و پس از آن سه سال در اتحاد جماهیر شوروی ساکن بود. اندکی پس از شروع جنگ جهانی دوم به انگلستان مهاجرت کرد و همان جا در سال ۱۹۵۲ در سن ۵۴ سالگی درگذشت. پدر کافکا تا سال ۱۹۳۱ و مادرش تا سال ۱۹۳۴ زنده بودند. خواهران کافکا، الی و والی و اوتلا و همچنین خواهرزاده ای به نام هانا در سال های ۱۹۴۲ _ ۱۹۴۳ در اردوگاه های شلمنو و آشویتس کشته شدند.
این کتاب فصل های زیادی دارد اما این فصول در ۳ بخش اصلی با عناوین «یک/آمدن»، «دوم/ماندن»، «سوم/رفتن» طبقه بندی می شوند.
در قسمتی از این کتاب می خوانیم:
چند روزی همه چیز به خوبی و خوشی پیش می رود و دخترک خوشحال است و تمام اتفاقات را به خاطر می سپارد و خود را برای شاه رخداد قصه آماده می کند، برای روزی که عروسک اعتراف می کند که به این زودی بر نمی گردد. فکرش را بکن، شاهزاده از من خواستگاری کرده! نوشته است که بیست و چهار ساعت فرصت دارد که فکر کند، اما نیازی به این همه فرصت ندارد و دلش می خواهد با شاهزاده ازدواج کند. دورا پایان دیگری را برای این قصه ترجیح می دهد. می شود عروسک تازه ای خرید و گفت که این همان عروسک قدیمی است و میا در طول سفر تغییر کرده و این همان میای قدیمی است. نه، فرانتس؟ دکتر با او موافق نیست. داستان باید پندی هم داشته باشد. پس عروسک در آخرین نامه اش می نویسد که خیلی خوش بخت است و اگر دختربچه بیشتر از او مراقبت کرده بود، هرگز با شاهزاده آشنا نمی شد. با این حساب آیا اینکه تو خوب مراقبم نبوده ای خوب است، یا خوب نیست؟ این حرفِ دل فرانتس هم هست: اگر من سال ها پیش ناگهان دچار بیماری سل نشده بودم و ازدواج کرده بودم، حالا کنار تو در برلین نبودم. حالا این که من دچار بیماری سل شده ام خوب است یا بد؟
زندگی شان چیزی کم ندارد. با هم هستند، وقت دارند و همین مهم است. تنها نگرانی شان اجاره خانه بالایی است که هر ماه می پردازند، درست است که در منطقه خیلی زیبایی هستند، اما این همه کرایه برای یک اتاق زیاد است. هرچند روز یک بار هم صاحب خانه دم در ظاهر می شود و مبلغی بر کرایه می افزاید. آخر ماه اوت، چهار میلیون مارک داده اند و در این فاصله کرایه نیم میلیون مارک بیشتر شده است.

 

کابوس ماهان

 

نویسنده: مجید شفیعی
ناشر: کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان
تعداد صفحات: ۱۵۶ صفحه
قیمت: ۳۵ هزار ریال

 

 

رمان «کابوس ماهان» که به بیان وقایعی از زمان خوارزمشاهیان پرداخته، دارای یک شخصیت محوری است که پس زمینه آن در هفت پیکر نظامی گنجوی وجود دارد و البته مواردی به این شخصیت اضافه شده است.
شخصیت اصلی این کتاب، ماهان نام دارد و طبیب ویژه خوارزمشاه است. او تعدادی صندوقچه دارد که این صندوقچه‌ها در اصل، نماد هستند و مردم درد دل های خود، رازها و رویاهایشان را برای آنها واگویه می‌کنند. به عبارتی صندوقچه ها می‌خواهند دردها و آلام مردم را کاهش بدهند.
رمان «کابوس ماهان»، بازنویسی «هفت پیکر» نظامی نیست بلکه نویسنده برای شخصیت مورد نظر، فضا، داستان و موقعیت جدیدی آفریده و به بازآفرینی پرداخته است.
مجید شفیعی، پیش از این هم به بازآفرینی قصه های کهن و ادبیات کلاسک ایرانی پرداخته و از جمله آثار او می توان به «نریمان و راز سیمرغ» و «ماه پیشونی قصه ما» اشاره کرد.
به گفته شفیعی، افسانه‌های ایرانی، گنجینه‌های بی‌پایانی هستند که ما از آن، بهره چندانی نبرده‌ایم. اما بسیاری از نویسندگان غربی، تحت تاثیر کتاب مقدس و «ایلیاد» و «اُدیسه» هومر نوشته‌اند اما ما آن‌گونه که باید و شاید از قصه‌های خود بهره نبرده‌ایم.

 

روحِ گریان من

نویسنده: کیم هیون هی
مترجم: فرشاد رضایی
ناشر: ققنوس
تعداد صفحات: ۲۳۹ صفحه
قیمت: ۱۵ هزار تومان

کتاب «روح گریان من» به غیر از فصل های مقدمه و موخره، در ۱۸ فصل نوشته شده است. این اثر، داستان و روایت اتفاقاتی است که برای کیم هیون هی رخ داده اند؛ زنی که در حکومت کره شمالی و در زمان نوجوانی اش از خانواده جدا شد و سخت ترین آموزش های نظامی را دید تا به عنوان جاسوس به بسیاری از کشورهای دنیا سفر کند.
کیم هیون هی از عملیات های وحشتناک و همچنین از یکی از خوف ناک ترین ماموریت های جاسوسی می گوید و اتفاقات دردناک، سرشار از ترس و رنج خود را در این کتاب روایت می کند. این کتاب پس از نگارش و چاپ، به ۱۱ زبان دنیا ترجمه شد. بسیاری از مردم جهان پس از چاپ این کتاب بود که با این شخصیت آشنا شدند و او را شناختند.
«روح گریان من» با مقدمه ای که هیون هی درباره دادگاهش آورده شروع می شود و پایان و موخره اش خطاب به پدر و مادرش و آرزو برای متحد شدن کره های شمالی و جنوبی است. پایان مطالبی که این جاسوس نوشته و در قالب کتاب چاپ شده اند، مربوط به سال ۱۹۹۱ است.
در قسمتی از این کتاب می خوانیم:
روزهای بعد با کُندی عذاب آوری پیش می رفت. ما در قلب شوروی و در میانه شب سوخت گیری مجدد کردیم. زمین پوشیده از برف بود و چند چراغی که از سمت شهر بهمان چشمک می زدند انگار تنها برای اضافه کردن به غم و اندوه این مکان کار گذاشته شده بودند. یک روز مشقت بار را در مسکو گذراندیم و بعد به بوداپست رفتیم.
بوداپست هم مثل مسکو به پیشواز زمستان پیش رو رفته بود. آخر شب رسیدیم و فهمیدیم هیچ کس در سفارتمان در آن جا از ورود ما خبر ندارد. ظاهرا ماموریت ما آن قدر فوق محرمانه بود که تنها معدود افرادی از آن خبر داشتند. کیم با سفارت تماس گرفت و با گفتن یک کلمه رمز خاص به یک مامور مخفی وصل شد. نیم ساعت بعد یک راننده از طرف سفارت رسید و قرار بود ما را به خانه ای تیمی ببرد که باید چند روز آتی را در آن سپری می کردیم یا حداقل سعی کرد این کار را انجام دهد. بعد از چند دقیقه راننده اعتراف کرد که تازه سرِ این کار آمده و بوداپست را خیلی خوب نمی شناسد. برف ریزی می بارید و ما ساعت ها در خیابان های متروک بوداپست می چرخیدیم تا این که خانه تیمی را پیدا کردیم.
آن چند روز در بوداپست بدجوری حوصله سربر بودند. کیم سونگ ایل خیلی ضعیف تر و پریشان تر از آن بود که بتواند بیرون بیاید و چون هنوز زیر پوشش گردشگران ژاپنی نرفته بودیم کار جالبی نداشتیم که انجام دهیم. من هر از چندگاهی در محله چرخ می زدم تا کمی با این شهر جدید آشنا شوم ولی هوا مزخرف بود و جز افسردگی حس دیگری به آدم دست نمی داد. تلویزیون هیچ برنامه سرگرم کننده ای نداشت و من یک کلمه از حرف هایشان را هم نمی فهمیدم..

داستان‌ها و افسانه‌های مردم پاکستان

نویسنده: کومال لاکسمن
مترجم : مهرداد مهدویان
بازنویس: حسین فتاحی
ناشر: ذکر
قیمت: چهار هزار تومان

قصه‌ها و افسانه‌ها هم سفر می‌کنند و از سرزمینی به سرزمین دیگر می‌روند و همواره جذابیت‌های خاص خود را دارند چراکه قصه‌ها و افسانه به مکان و زمان خاصی تعلق ندارند و مردم از شنیدن آن لذت می‌برند. از سوی دیگر قصه‌ها نشان دهنده آداب و رسوم و فرهنگ و غم‌ها و شادی‌های یک قوم یا یک ملت اند.
انتشارات ذکر به گردآوری «داستان‌ها و افسانه‌های ملل» پرداخته که بخشی از این داستان‌ها به مردم پاکستان تعلق دارد. در پشت جلد «داستان‌ها و افسانه‌های مردم پاکستان» آمده: «در ادبیات مردم، قصه‌های مردمی- قومی‌جایگاه خاصی دارند. تاریخ روایت این قصه‌ها به دوران کتاب مقدس «ودا» می‌رسد.
داستان‌های مردمی‌نه وابسته تاریخ هستند و نه دارای پیش زمینه مشخص و معلوم. نشانه‌های مبهم نژاد انسان اولیه، بقایای ارزش‌ها و آداب اجتماعی اولیه، اعتقاد به قدرت‌های شگفت‌انگیز آن زمان در آن داستان‌ها به گونه ای پنهان و مبهم انعکاس دارند.
شخصیت‌هایی که در مجموعه «داستان‌ها و افسانه‌های مردم پاکستان» آمده، خیال انگیز و رمانتیک هستند و برخی از آنان بر مبنای پاره ای حقایق تاریخی نوشته شده اند. اما در بعضی داستان‌ها با قدرت‌های فوق انسانی رو به رو هستیم.