خانه » اقتصاد هفته » صنعت فولاد کشور در آستانه سقوط/دکتر منوچهر فرحبخش

صنعت فولاد کشور در آستانه سقوط/دکتر منوچهر فرحبخش

ایجاد صنعت فولاد که در رژیم گذشته بنام ذوب آهن معروف شده بود، از جمله آرزوهای رضاشاه به شمار میرفت که از همان ابتدای رسیدن به قدرت در دستور کار خود داد. در این رابطه دولت ایران تحقیقات اولیه را آغاز و با شرکتهای آلمانی وارد مذاکره شد، تا اینکه سرانجام با شرکت کروپ آلمان توافق حاصل شد و اولین قرارداد احداث یک کارخانه ذوب آهن ۶۰ هزارتنی با این شرکت به امضا رسید.

پس از آن برنامه ریزی های اولیه به عمل امد واولین محموله ماشین آلات و تجهیزات هم به سوی ایران حمل گردید که بر اثر دسیسه و کارشکنی های دولت انگلیس که مخالف صنعتی شدن کشور بود به ایران نرسید. در دوره محمدرضاشاه تلاش ها برای ایجاد این صنعت ادامه یافت و مذاکراه با المانها مجددا شروع شد که باز با کارشکنی انگلستان مواجه گردید. شاه ناچار به شوروی روی آورد و در چهارچوب پروتکل همکاری های فنی و اقتصادی بین دولت ایران و شوروی سابق، احداث کارخانه ذوب آهن مورد توافق قرار گرفت.

براین اساس و پس از تصویب این موفقتنامه در ۲۳ دی ماه ۱۳۴۴ توسط مجلس شورای ملی، شرکت ملی ذوب آهن ایران قراردادی با موسسه ( تیاژپروم اکسپورت شوروی ) برای تهیه طرح، ایجاد کارخانه و تجهیز معادن سنگ آهن و زغال سنگ و سنگ آهک منعقد کرد. کارشناسان شوروی با توجه به محدودیت منابع مالی و مواد اولیه خصوصاً ذخایر شناخته شده زغال سنگ، ظرفیت کارخانه را در فاز اول ۵۵۰ هزار تن فولاد در سال تعیین کردند که مورد موافقت قرار گرفت و پس از پنج سال، درسال ۱۳۵۰ اولین تولیدات ذوب آهن کشور وارد بازار شد و یکی از آرزوهای ملت ایران به دست محمدرضاشاه تحقق یافت. از آن تاریخ صنعت فولاد به یکی از ارکان اصلی بخش تولید در کنار نفت و گاز، پتروشیمی و خودرو تبدیل گردید.

برنامه ریزان اقتصادی کشور بقدری نسبت به پیشرفت این صنعت که آنرا کلیدی و زیربنایی به حساب میاوردند امیدوار بودند که پیش بینی کرده بودند در پایان برنامه ششم توسعه، تولید فولاد از مرز خودکفایی عبور کرده و به کالای صادراتی سودآور تبدیل گردد. دلیل این این نظر وتصمیم سنگین وعظیم ودرعین حال سازنده برنامه ریزان کشور در توسعه آن بیشتر متوجه وجود معادن وسیع سنگ آهن کشور به عنوان پشتوانه ای غنی و مطمئن و نیروی کار ارزان میشد که صنعت فولاد را قادر میساخت تا با دراختیار داشتن تکنولوژی مدرن تولیدات فولاد کشور را در بازار جهانی به لحاظ قیمت، کیفیت و تنوع محصولات قابل رقابت سازد. در این رابطه ایجاد دیگرمجتمع های فولاد، مانند فولاد مبارکه، فولاد اهواز، فولاد تبریز و راه اندازی شد و همراه با آن ده ها واحد تولیدی دیگر بصورت زیر مجموعه این صنعت توسط بخش خصوصی راه اندازی گردید، بطوریکه حصول به آرزوی صدور فولاد به واقعیت نزدیک میشد.
انقلاب اسلامی با یورش اولیه خود به صنایع کشور، این برنامه عظیم صنعتی را درهمان ابتدا دچار وقفه کرد. موج مصادره ها و ملی کردن ها تاثیر منفی خود را بر صنعت فولاد چنان برجای گذارد و سیستم منظم و درحال پیشرفت آنرا متوقف کرد که آثار تخریبی آن هنوز برطرف نشده است. متاسفانه ضایعات در این حد باقی نماند و این صنعت حیاتی به مرور زمان در کنترل مافیای آهن که درون حکومت اسلامی پایگاه قدرتمندی بدست آورده بود درآمد. این سبب گردید تا مسیر طبیعی تولید از خط خود خارج شود، تا آنجا که پس از خاتمه جنگ که ادامه برنامه های توسعه این صنعت در دستور کار حکومت اسلامی قرار گرفت، اجرای آن وسیله ای شد برای انواع رانتخواریها و اخذ وام های کلان از سیستم بانکی توسط سپاه و خصولتی ها و منصوبین به رژیم. در طی سه دهه گذشته وام های نجومی زیادی به بهانه ایجاد واحدهای تولید فولاد به کسانی داده شده که عمدتا به حساب های بانکی آنها در خارج از کشور منتقل شده و اگرهم تعداد معدودی در داخل سرمایه گذاری کرده اند، به علت انواع تقلبات در ایجاد آن با مشگلات اجرایی زیادی مواجه شده اند. بطوریکه در سه دهه گذشته مجتمع های فولاد متعددی تاسیس و وارد مدار تولید شده اند، ولی از آنجاییکه انگیزه صاحبان این کارخانجات بیشتر سودجویی بوده، لذا توسعه این صنعت در مدار درست تولید حرکت نکرده و اکنون که اقتصاد کشور با بحران اقتصادی مواجه شده این صنعت نیز که اگر مسیر رشد طبیعی را طی میکرد میتوانست تا حدودی گره گشا باشد خود به یک معضل تبدیل شده است.

در حال حاضربسیاری از کارخانه‌های فولاد کشور به دلیل افزایش هزینه تولید و نداشتن توانایی رقابت در فضای بین‌المللی در آستانه توقف قرار گرفته‌اند و بسیاری از طرح ها هم مسکوت مانده اند. نعمت زاده وزیر سابق صنعت، معدن و تجارت در تیرماه گذشته در سخنانی در جمع مدیران طرح‌های فولادی هفت استان کشور تاکید کرد که نزدیک به ۱۲ سال است بسیاری از طرح‌ها بر روی زمین مانده است و رضا شهرستانی یک عضو انجمن فولاد نیز از تعطیلی کارخانه‌های فولاد ابراز نگرانی کرده است. این درحالی است که بسیاری از کارشناسان تاکید دارند دلیل این امر را باید در نبود تکنولوژِی روز صنعت فولاد کشور جست‌وجو کرد که باعث شده هزینه تولید در این صنعت افزایش یابد. در حال حاضرتولیدات فولاد از چین، اوکراین و روسیه با قیمتی ارزانتر از تولیدات داخلی بازار را اشباء کرده و فضایی برای عرض اندام تولیدات داخلی باقی نگذارده است. این درحالی است که قرار است امسال یکی از بزرگ‌ترین مجتمع‌های فولاد کشور در دامغان به بهره‌برداری رسد.

ظاهرا با احداث این واحد تولیدی دیگر لازم نیست کارخانه کنستانتره و گندله با حجم وسیعی از سرمایه‌گذاری احداث شود یا لازم باشد با واردات این بخش را جبران کرد. یکی از خطاها و ندانم کاریهای برنامه ریزان اقتصادی در حکومت اسلامی ترویج خام فروشی است که تا کنون در هر سه صنعت عمده کشور یعنی نفت وگاز، پتروشیمی و فولاد به شدت جریان داشته است. متاسفانه هنوز اراده مسلطی بر بازار خام فروشی حاکم نگردیده تا با توسعه این صنایع و زیر مجموعه های آنها بخواهد از خام فروشی جلو گیری کند. در رابطه با تولید فولاد هم به ویژه، چنانچه این صنعت در پنج سال آینده مواجه با یک گسترش در حوزه سرمایه گذاری و تکنولوژی نگردد باید به زودی شاهد تعطیلی یک به یک کارخانه‌های فولاد کشوربود.
ظاهرا معاونت معدنی وزارت صنعت و معدن و تجارت چنین پیش بینی کرده است که تولید فولاد کشور در سال ۱۴۰۴ برابر ۵۵ میلیون تن فولاد خواهد بود، که پیش‌بینی می‌شود ۴۱ میلیون تن آن در داخل کشور به مصرف برسد و ۱۴ تن از به خارج از کشور صادر شود. اگراین خواب و خیال بخواهد تحقق یابد باید در حدود ۱۳۵ میلیون تن سنگ‌آهن برداشت کرده و از آن ۱۴/۸ میلیون تن سنگ‌آهن دانه‌بندی، ۷۷/۲ میلیون تن کنسانتره و ۷۲ میلیون تن گندله تولید شود. براساس آمارهای منتشرشده، هم‌اکنون ظرفیت استخراج سنگ‌آهن در کشور ۴۰ میلیون تن، کنسانتره ۲۴ میلیون تن، گندله ۲۲ میلیون تن و آهن اسفنجی ۱۸ میلیون تن است. برای دستیابی به هدف مورد نظر و افزایش میزان تولید فولاد کشور از ۱۶/۵ به ۵۵ میلیون تن نیاز به نوآوری و استفاده از تکنولوژی‌های جدید که قطعا از عهده بخش خصوصی خارج است میباشد. دولت هم مقروض تر وگرفتار تر از آن است که بتواند تسهیلات سرمایه ای ارائه دهد. بنا براین نبایستی به وعده و وعیدهای دولت که بیشتر جنبه تبلیغاتی دارد امیدوار بود

شرایط بحرانی حاکم بر این صنعت، در بعد داخلی به یک گونه و در بعد خارجی به گونه ای دیگر، فعالین در این صنعت از بیت رهبری و دولت و سپاه گرفته تا بخش خصوصی را به فکر وا داشته تا در اندیشه ادغام یا مشارکت این واحدها در یکدیگر باشند. در این رابطه صاحبان کارخانجات فولاد حاضرند تا اگثریت سهام، یعنی بیش از ۵۰ درصد را هم واگذار کنند، ولی خریداری وجود ندارد که پا پیش گذارد.
درحال حاضر مشگل جدی این صنعت کمبود نقدینگی است که فعالیت آنرا کند کرده است. بانک مرکزی اعلام کرده در سال گذشته ۴١٧ هزار میلیارد تومان تسهیلات دراختیار بخش تولید قرار داده و امسال این رقم به ۵۵٠ هزار میلیارد تومان خواهد رسید، اما اینکه چه مبلغ آن به بخش فولاد تخصیص یافته اعلام نشده است. گزارش مشروحی در این زمینه برای اطلاع عموم تاکنون منتشر نشده است، مضافا به اینکه وضعیت این صنعت به گونه ای نیست که نشان دهد پولی به آن تزریق شده باشد.

برخلاف نظر مسئولان دولتی طی سال‌های اخیر، تولید داخلی از هیچگونه حمایت دولتی برخوردار نبوده است. هم‌ اکنون بسیاری از تولیدکنندگان مستقل، با مشکلات عدیده در تولید دست و پنجه نرم می‌کنند، این در حالی است که قیمت تمام شده بالای تولیدات داخلی، عاملی شده تا واردکنندگان بازار را در اختیار گیرند. در حال حاضر همه چیز به نفع تولید کنندگان فولاد در چین است که سنگ آهن ایران را خریداری می‌کنند و تولیدات فولادی خود را پس از واردات به کشور، ۳۰ درصد ارزان‌تر از محصولات داخلی تولیدکنندگان ایرانی عرضه میدارند، متاسفانه دولت هم نقش تماشاچی را برعهده گرفته و با اینکه شاهد فرو رفتن این صنعت در گرداب فروپاشی است معهذا به خاطر گل روی مافیای آهن سکوت اختیار کرده است.