خانه » هنر و ادبیات » دانایی و فردیت/رضا اغنمی

دانایی و فردیت/رضا اغنمی

(نامه هایی از فلسفه ی قرن بیستم آلمان)

مترجم: مهدی استعدادی شاد
چاپ اول: ۱۳۹۶. ۲۰۱۷
رویه آرائی وروی جلد: ف. ثانی
ناشر: نشر مهری . لندن

 

مترجم که از پیروان فلسفه وسال هاست درکسب معرفت این رشته با دود چراغ درانباشت ذهنی خود تلاش می کند، اخیرا با ترجمه نامه های فلاسفه قرن گذشته ی آلمان، کارجالبی انجام داده که برای شاگردان فلسفه فارسی زبانان وعلاقمندان این دانش خدمت بزرگی ست که پیشاپیش جای سپاس دارد.
پیشگفتار را ازقول (شندلباخ) فیلسوف کلاسیک مدرنیته درباره کانت Kante شروع می کند وازمقام علمی وآثار او که :
«آثارکانت اززمان انقلاب فلسفی که سرچشمه اش درقرن نوزدهم است. بیش از آثار دیگران زنده مانده و همواره به اثبات رسانده که پیشتاز است».
با اشاره به پیش وبعد از کانت درتقسیم بندی زمانی وتآثیر دانش او اضافه می کند که :
«کانت مرجع فلسفی عصر ما است: یعنی فیلسوف کلاسیک مدرنیته».
وسپس توضیح می دهد که مدرنیته بودن او بدین معنا نیست که با اوضاع امروزی مقایسه کرد:
«اندیشه او آخرین مد روز هم نیست».
با طرح نفوذ اندیشه وساختارهای دورانساز کانت، نقبی می زند به دوران مدرنیته و تبلورآن ها.

مارتین هیدگر چیست؟

گفتاری جالب درمقام و منزلت وگوهر سرایش و راز و رمز واثرات شعر (هولدرلین) است:
«هولدرلین که دراساس ذاتی گوشه گیر وشکننده داشت شیوه ویژه یخود درسرایش را می شناخت این نکته در سومین مصرع مرثیه اش با نام ” نان و شراب” آشکار است. این شعر که به دوستش هاینزه پیشکش شده واو را مورد خطاب قرار می دهد:
. . . دیگر بیا! تا آشکارها را بنگریم
تا خودمانی ها را بجوییم،
هرچقدرهم که به درازا کشد».
وسپس از آفرینش های بجا مانده از هولدرین را یادآور می شود:
«خدایان گریخته! حتا شما، شما معاصرین،
به واقع درقدیم زمان خود را داشتید»
از ورود خدایان معاصر می گوید که تازه هستند و حاجت روز:
« دراز و سنگین است خبر این ورود
اما سفید
یعنی روشن است حال حاضر. به کرۀ خاکی بگو
قصد خدمتگزاران آسمان
نجات انسان ها است از سقوط».
سروده های ادامه دارد. و هربیت از سروده، فکر واندیشه ی تازه درذهن های خفته را بیدار به تکاپو وا می دارد.

عنوان هیدگر و ارزیابی ازشاعرانگی

شرح حال زندگی فریدریش هولدرین، متولد۱۷۷۰ مراحل رشد و کمال اورا نشان می دهد.و آفرینش های فلسفی و ترجمه:
«دواثرازیونان باستان آنتیگونه و شاهزاده اودیپ نوشته سوفوکل را منتشر می سازد. شروع دوران جنون اورا ازسال ۱۸۰۶ دانسته اند».
درهمین بخش باانتقاد از دیدگاه “آدرنو” که :
«با زبان ومرزهایش همدل می شود شکلی از فرایند فردیت یابی را آشکار می کند».
درچنین فضای باز خرد و خردگرائی ست که اندیشه های ناب و روشنفکرانه ی شاعر، قدرت واقعی خود را ظاهر می کند.

هاناآرنت: فلسفه اگزیستانس چیست؟

«فلسفه اگزیستانس دست کم صدسالی تاریخ دارد. آغازش همزمان است با شلینک “ُُSchelling ” در دوران پسین». سپس سیرتحول آن با جنبه های گوناگون فلسفی تا:
«پیرامون تفکر نیچه همراه بوده است».
نویسنده، پیدایش این مکتب فلسفی را می گشاید:
«عنوان اگزیستانس، نخست نشانگر چیزی جز هستی انسان نیست. این امر مستقل از تمام حالت های روانشناسانه قابل پژوهش و استعدادهای فرداست».
بنا به روایت همین گفتار اگزیستانس، همان فلسفه ی زندگی ست که:
«هیدگربه حق درمورد فلسفه ی زندگی گفته . . . واژه “هستی” جای خود را به واژه اگزیستانس داده است».
در ادامه بحث با اشاره به آرای متفکران فلسفه می نویسد:
« با این حال آنچه پس از هگل سربرآورد یا تقلید گرایی بود یا عصیان فیلسوفان علیه خود فلسفه».
(این عصیان البته شورشی علیه هویت یا یآس نسبت به هویت بود).
این بخش خواندنی با پانوشت دو برگی و «حاشیه ای بر ترجمه مطلب هاناآرنت» به پایان می رسد

ماکس هورکهایمر: درباره مفهوم انسان

مفهوم ذاتی انسان ومعنای پرسش اساسی فلسفه دراین مورد با توجه به «معیارهای متافیزیکی ونیز با نقد خرد» مشارکت همگان را درگفتمان هستی شناسی امروزی مطرح می کند، درواقع همه مردم را را فارغ ازجنس و رنگ ودین وطبقات اجتماعی، درمقام انسان روی کرسی پرسشگران می نشاند تا بگوید که:
«هستی که دربرگیرنده ی همه ی باشندگان و در نتیجه همه ی پرسشگران نیز است»

والتربنیامین: برنهادهای فلسفه ی تاریخ

این نوشته در” ۱۸ بخش و دو بخش الف و ب” آمده و بنا به روایت مترجم که درآغازسخن آورده «آخرین نوشته ی اندیشمندی فرهیخته ازسرزمین آلمان است».
شرح زندگی غم انگیز اوکه ازترس افتادن به چنگ نازی ها: درسال ۱۹۴۰ درشهرکی واقع در مرز فرانسه و اسپانیا خودکشی کرده است، خواننده را با آفکار وآثار به جامانده ازاو آشنا می کند. درتحول و دگرگونی های “زمان”، روایت جالبی دارد که درپایان آمده و بسی شنیدن دارد:
«می دانیم به یهودیان اجازه پژوهش درمورد آینده را نداده بودند. درمقابل، آنان تورات وعبادت را درذهن خود دوره می کردند. این نکته آینده ی آنان را جادوزدایی کرد. بااین که درآینده گرفتار آمدند. با این حال زمان برای آنان یکنواخت و تهی نشد. زیرا هرثانیه برایشان دری بود که مسیحا (منجی) می توانست ازآن وارد شود».

تئودور و، آدرنو: هنر آیا شوخ است؟

تئودور و،آدورنو: پیرامون وضعیت راوی در رُمان معاصر

با اشاره به پسگفتار اثر “والنشتاین” شیلر، درنشان دادن تقاوت سخنوران معاصر و باستان، به سراغ “اوگوستوس” شاعر روم باستان می رود که «به دستور فرمانروای روم» تبعید شده. با این مصرع «چشمکی به هواداران خویش زده و سرخوشی خودرا به شیوه ی ادبیات عاشقانهArs amandi در مصرعی سروده . . . او درپی بخششی بوده است تا اوقات تبعیدش به دستور فرمانروای روم پایان گیرد».
این دلخواسته تبعیدی بعد از گذشت قرن ها توسط «شیلر، این شاعر دربار ایده الیسم آلمانی . . . . . . ایدئولوژیک شدن این عبارت می شود . . . قانون کنترل کار و اوقات فراغت» دراکثر کشورهای جهان رواج پیدا می کند.
این گفتار در هشت بخش بسیار خواندنی و یک پانوشته باارزش، از گفتارهائ این کتاب پُربار است که باید به دقت خواند و سود برد.

یورگن هابرماس: انگیزه های فلسفیدن درسده بیستم
یورگن هابرماس: انگیزه های تفکر مابعد متافیزیک
یورگن هابرماس: دین درسپهر همگانی
گفتگو با یورگن هابرماس
یورگن هابرماس: جهان بینی و اثر هیدگر
حهان هابرماسی با طبیعت گرایی ودین باوری

عنوان : افق مدرنیته جا به جا می شود
روایت اندیشه گری شکاکیّون را درذهن خواننده بیدار می کند. بلافاصله با اشاره ای کوتاه :
چهار جنبش فلسفی فضا را تغییر داده خواننده را با اشتیاق دنبال خود می کشد.
دستاوردهای فلسفه و جنبش های فلسفی، و فلسفه آکادمیک، وازاین که :
«فلسفه آکادمیک صاحب ریتمی سنگین و دراز دامن است و نقطه مقابل آشنائی و وداع های عجولانه و بی تابانه با موضوع ها و مکاتب فلسفی است و به رغم این جبهه بندی و نیز وابستگی فلسفه به هر دوی این قطب ها، سده [ی] ما صاحب چهار جنبش بزرگ است».
چهار پدیده را معرفی می کند:

«فلسفه تحلیلی، پدیدارشناسی، مارکسیسم غربی و ساختارگرائی»

گفتارهای عناوین ششگانه بالا، بیشترین برگ های این کتاب ارزشمند ومستند را معارف فلسفی در برگرفته است از(۱۶۹ تا ۲۷۲). پیداست که با صبر وحوصله وبه دقت باید خواند وبا درک درست، مفهوم سخنان فلسفی گویندگان را دریافت.

آخرین گفتارهای کتاب درباره:
اکسل هونت: فعلیت اندیشه تنودور وآدرنو
اکسل هونت: اعتلای میراث مارکس
اکسل هونت: تناقضات فرایند به فردیت رسیدن (۱).

درآغاز این بخش آمده است :
«در زمینه ی زیبا شناسی معاصر می توان بی هیچ تردیدی گفت که نظیر آدورنو، نظریه پرداز دیگری مؤثر نبوده است. درسال های گذشته اثر”زیبا شناسی” او و نیز آثارش درمورد فلسفه موسیقی همواره کانون پویای برای مباحث گسترده بوده اند».
در پانوشت این برگ با تجلیل از مقام عامی پرفسور اکسل هونت، که در ۵۶ سالگی درسال ۱۹۹۶ برکرسی فلسفه دانشکده گوته فرانکفورت تکیه زده سخن رفته است.

باعنوان : «حاشیه بر ترجمه دو مطلب پیشین» کتاب ۳۲۲ برگی به پایان می رسد.

ترجمه روان این اثرفلسفی با توجه به این که ترجمه آثار فلسفی ازسخت ترین کارمترجم هاست، ورزیدگی وتسلط به زبان آلمانی، درقلمرو ادبیات تبعید نیز، کتاب را درجایگاه ویژه می نشاند همراه با کمک بزرگی به فارسی زبانان.
با احترام وقدردانی از زحمات فرهنگی نویسنده ها و مترجم با دانش این بررسی را پایان می دهم.