خانه » هنر و ادبیات » جراحی با نقش و کلمه /مینا استرآبادی

جراحی با نقش و کلمه /مینا استرآبادی

باز هم صفحه چهره‌‌نما و باز هم گشت و گذاری به چهارسوی دنیای فرهنگ و هنر. در نهمین شماره این صفحه، از بزرگانی یاد کرده ایم که به قول شاعر ما نغمه ای ماندگار در صحنه ی زندگی سرودند و رفتند. همراه گزیده نویسی های این هفته ی ما به چهارگوشه ی دنیا سفر کنید و از حال فرهنگ سازان بزرگ این کره ی خاکی، خبر شوید…

 

نقشی برای صلح

 
اکتبر ماه تولد پابلو پیکاسو هنرمند بنام اسپانیایی ست. هنرمندی که در بسیاری از نوآوری های هنری قرن بیستم پیشگام بود. این هنرمند خلاق و پرکار با بیش از ۵۰ هزار اثر هنری، بیش از هر هنرمند دیگری بر دید و نگاه انسان امروز تأثیر گذاشته است.
این هنرمند زاده ی اسپانیا پس از اتمام تحصیلاتش در فرانسه نزد پدرش که استاد نقاشی بود به آموختن صورتگری پرداخت و پس از آن در سال‌های ۱۹۰۶ و ۱۹۱۰، به اتفاق ژرژ براک مکتب کوبیسم را پایه‌گذاری کرد، سبکی که در آن اشیا توسط اشکال ساده هندسی ترسیم می شدند.
پیکاسو همچنین با بهره‌گیری از هنر بدوی و صورتکها و تندیسهای آفریقایی، در راهی تازه قدم گذارد و عناصر اساطیری و نمادین را در آثارش جلوه گر شد.
اما علاوه بر دانش اساطیری و بهره گیری از هنر قدما؛ اوضاع بحرانی اروپا، جنگ داخلی اسپانیا و اشغال فرانسه توسط آلمانی‌ها هم، دیگر از موارد مهم و تاثیر گذار در آثار او بودند.
تابلوی گرنیکا نمونه شاخص هنر تمثیلی او در این دوره‌است. این تابلو که از جانب منتقدین هنری بعنوان مهمترین اثر هنر متعهد شناخته شد، به واسطه ی روایت تمثیلی اش از وحشت جنگ و ویرانی شهر ها و قتل عام مردم بی گناه، در پس اولین بمباران هوایی قرن بیستم، میلیون‌ها بار در تراکت ها و اعلامیهٔ های تبلیغاتی ضد جنگ تکثیر شد و نام آشنا ترین اثر پیکاسو نام گرفت.
تک تک تابلوها و طرح‌های پیکاسو، یادداشت‌های روزانهٔ اوست و مجموعهٔ آنها کتاب زندگی یا به بیان دیگر اتوبیوگرافی اش محسوب می‌شوند.
پیکاسو علاقه خاصی به زنها داشت و علاوه بر زندگی شخصی تا مدت‌ها نقاشی‌هایش مشخصاً تنها راجع به زنها بود.
تابلوی دوشیزگان آوینیون پیکاسو پرتاثیر ترین اثر هنری قرن لقب گرفته است، این نقاشی یکی از مهم‌ترین آثار دوران ابتدایی شکل گیری کوبیسم و نقطه عطفی در حوزه هنر مدرن به شمار می‌آید.
پیکاسو این اثر را در تابستان ۱۹۰۷ و در فرانسه، پس از بازدید از نمایشگاهی از ماسک‌های آفریقایی که در پاریس برپا بود، کشید. این شاهکار هنری قرن بیستم پنج زن جوان را در فاحشه خانه ای در خیابان آوینیون در شهر بارسلونای اسپانیا نشان می‌دهد. پیکاسو در خلق این اثر از اغراق در خصوصیات چهره بهره گرفت و در این راه تا آنجا یش رفت که به سبک و روشی تازه رسید. وی بعدها نیز از این متد در خلق چهره‌ها در آثارش بهره می‌برد. به گفته بسیاری از منتقدان هنری، پیکاسو انسان‌ها را با نقابی بر صورتشان تصویر می‌کرد.

 

شعرهای عاصی زنی زخمی

 
ماه اکتبر و زادروز سیلویا پلات شاعر و رمان نویس مشهور آمریکایی، بهانه¬ی ماست برای گفتن از این زن که به خاطر اشعار جسورانه و دردمند و همین طور زندگی کوتاه و سرنوشت تراژیکش، به چهره ای یگانه در ادبیات قرن بیستم بدل شده است.
سیلویا پلات در اکتبر سال ۱۹۳۲ در شهر بوستون و در خانواده ای از اهالی ادب و دانش زاده شد. پدرسیلویا یکی از هواداران المان نازی بود و در دانشگاه بوستون دررشته حشره شناسی کرسی استادی داشت. سیلویا هشت ساله بود که پدرش را از دست داد، این اتفاق روح دخترک را زیر سایه ی بهتی عظیم فرو برد. چنان که زیر نقاب چهره ی درخشان و شاداب او همواره شخصیتی از هم گسیخته و نا امید پنهان شده بود، او تاثیر این جراحت روحی را بعد ها در اشعاری چون “پدر” به تصویر درآورد.
او پایه گذار ژانری در شعر انگلیسی ست که شعر “اعتراف گونه” نامیده می شود. شعر “پدر” که یکی از اشعار مشهور اوست، تا کنون در بیش از هزار مقاله و کتاب موشکافی شده و برهنه ترین سرود اعترافی نام گرفته است.سیلویا پلات در این شعر برای آنکه از کابوس یادهای پدر آزاد شود، نخست او را “نازی” و خود را “نیمه یهودی” در نبرد چندین ساله مینماید.
سیلویا وقتی در هجده سالگی به کالج اسمیت راه یافت کارنامه ی درخشانی از نوشته های به چاپ رسانده اش را با خود به همراه داشت و در طول دوران تحصیل در کالج بیش از چهارصد شعر سرود. او در محافل ادبی لندن با شاعر پر آوازه ی انگلیسی تد هیوز اشنا شد و خیلی زود با او ازدواج کرد.
اما رابطه ی پر فراز و نشیب این دو دلداده پس از شش سال به جدایی کشید و یک سال پس از آن سیلویا پلات پس از گذراندن یک دوره ی سخت و در پی از هم پاشیدگی روانی در سی سالگی به زندگیش پایان داد.
آثار واپسین این شاعر فرمی سورئال دارند، گویی وجودی قدرتمند و عمیق او را در چنگ گرفته است. مرگ در این اشعار به تجسم کشیده شده و و دردهای روحی او به خوبی قابل لمس اند.
شعر طولانی لاله ها تصویری از رستگاری و سرگشتگی توامان شاعر است .شعر فضای بیمارستان را ترسیم می کند . شاعر بعد از عمل جراحی و بیهوشی روی تخت دراز کشیده و به دسته گل لاله ای که برایش هدیه آورده اند و کنار تختش است خیره شده است. لاله هایی که بدل به درونیات شاعر و دغدغه هایش شده اند و چون خود او لحظه ای آرامند و لحظه ای دیگر بیقرار و آشفته.
فضای این شعر ، حالات روانی و بیمار گونه ی شاعر را به تصویر می کشد . واژگان هذیان گونه‌ی شعر، مخاطب را به وادی تردید می افکند و میان توهم امید و رویای یقین معلق می کند.

 

تشریح¬گر جان آدمی

 

رامبراند، نقاش هلندی قرن هفدهم و از نام آشنا ترین نقاشان همه تاریخ، مطابق برخی از روایت ها در روزهای آغازین اکتبر بدرود حیات گفته است. هنرمندی که جایگاهش در هنر نقاشی را به مثابه ی جایگاه داستایفسکی درادبیات دانسته اند، هنرمندی بدعت گذار که درست مانند داستایوفسکی تاثیر نگرفتن از او بسیار دشوار است.
سوژه های مذهبی، تاریخی، اخلاقی، طبیعی و انسا نی، منبع الهام او در آفرینش آثارش بوده اند. او برای نمایش احساسش از اصیل ترین وسایل انتقال احساس، کمک گرفته و با پخش نور وسایه، سوژه های دلخواهش را تجسم داده است.
برخی منتقدان براین باورند که هرگز نقاشی، مانند او در سایه و روشن و در بکار بردن نور و تاریکی، تاُمل، مطالعه و دقت نکرده است.
یکی از آثار مشهور او نقاشی ارسطو در کنار مجسمه نیم تنه هومر است، چهره ارسطو که در فضای تیره‌ای محصور شده‌است، با زنجیری که به گردن دارد همسان با سر مرمرین می‌درخشد. زنجیر تا دست چپ فیلسوف امتداد یافته و از طریق آستین نگاه را به سوی چهره او بازمیگرداند. آستین دیگر لباس، ارسطو را به هومر ارتباط می‌دهد. با تکرار رنگ کرم نیم تنه در سراسر آستین، رمبراند این دو را بیشتر یه یکدیگر مرتبط می‌کند؛ جالب اینکه نوری که چهره و آستین ارسطو را روشن می‌کند بر چشمان نابینای هومر نتابیده ‌است.
تابلوی درس آناتومی دکترنیکلاتولپ هم یکی از آثار سفارشی این نقاش برجسته است. این تابلو را صنف جراحان سفارش داده بودند تا در سالن تشریح آویخته شود در این اثر دکتر تولپ با شکل خشک و رسمی خود در حال تشریح بدن برای گروهی از جراحان است ولی دو نفر در سمت راست تابلو بنظر می‌آیند که از دیگران جدا شده و جلب این شده‌اند که در بیرون چه می‌گذرد.