خانه » هنر و ادبیات » بازارچه کتاب نان حلالِ شعر تر بهارک عرفان

بازارچه کتاب نان حلالِ شعر تر بهارک عرفان

بازارچه‌ی کتاب این هفته‌ی ما سرکی‌ست به پیشخوان کتاب‌فروشی‌های گوشه‌گوشه‌ی جهان کتاب. عناوین برگزیده‌ی ما در این گذر و نظر اینهاست:

راهنمای مردن با گیاهان دارویی

نویسنده: عطیه عطارزاده
ناشر: چشمه
تعداد صفحات: ۱۱۷ صفحه
قیمت: ۱۲ هزار تومان

 

این کتاب پنجمین عنوان از مجموعه «کتاب‌های قفسه قرمز» است که توسط این ناشر چاپ می‌شود.
کتاب های قفسه قرمز چشمه، داستان های ساختارگرا، جریان گریز و ضد ژانر این ناشر را در بر می‌گیرند. دو مجموعه دیگر کتاب‌های قفسه آبی و سیاه این ناشر هم داستان‌های ژانری و داستان‌های پلیسی و جنایی داستان نویسان ایرانی را شامل می‌شوند.
«راهنمای مردن با گیاهان دارویی» اولین رمان نویسنده اش است که منتشر می‌شود. داستان این رمان درباره دختر جوانی است که چشمانش نمی‌بیند و در خانه‌ای همراه مادرش، در کار خشک کردن، ترکیب و آماده سازی گیاهان دارویی فعالیت می‌کند. به دلیل ناتوانی این دختر در بینایی، او در استفاده از قوای دیگرش قدرت پیدا کرده و توانسته در ساختار و وجوه گوناگون اشیا، گیاهان دارویی و البته رابطه با مادرش توانسته به درک جدید و جذابی برسد.
تنهایی، در این رمان یک مفهوم برآشوبنده است و رهایی از آن، راه‌های عجیب و گاه خونینی دارد. شخصیت اصلی داستان که همیشه در خانه بوده برای یک مراسم خانوادگی پا از خانه بیرون می‌گذارد و همین مساله باعث بروز اتفاقاتی می‌شود…
این رمان ۲۳ فصل دارد که با عبارت «پرده» نامیده شده اند. بنابراین، رمان «راهنمای مردن با گیاهان دارویی» مانند یک نمایشنامه که چند پرده دارد، ۲۳ پرده دارد.
در قسمتی از این رمان می‌خوانیم:
مادر می‌گوید برای مان ماشین بگیرند. می‌گوید باید هر چه سریع‌تر برگردیم خانه. صدایش تکانم می‌دهد. محیط اطراف را احساس می‌کنم. می‌خواهم جلوش را بگیرم اما زبانم بند آمده و اختیار تنم با من نیست. خاله می‌گوید برای ناهار برویم خانه پاپا. می‌گوید کل فامیل جمع‌اند. مادر نمی‌خواهد به آن خانه برود، آن هم حالا که خانم کوچک و پاپا رفته‌اند. می‌گوید تحمل آن همه خاطره را ندارد. می‌گوید تا همین جا برایش کافی است. هرچه اصرار می‌کنند نمی‌توانند مادر را به ماندن راضی کنند. منصور می‌رود که برای‌مان ماشین بگیرد. من صدای فریاد پرندگان را به وضوح می‌شنوم. جهان را برداشته است. سوار ماشین که می‌شویم منصور خم می‌شود و دستش را از کنار من که صندلی عقب نشسته‌ام دراز می‌کند و چیزی به راننده می‌دهد. تمام.
راه که می‌افتیم و مدتی می‌گذرد تلاش می‌کنم بیدار بمانم. گوشم را به شیشه سرد ماشین می‌چسبانم و زور می‌زنم از فرو افتادن پلک ها جلوگیری کنم. کف دستانم می‌سوزند. مادر توی خودش است و حرف نمی‌زند. صدای نفس هایش آرام و بریده بریده به گوش می‌رسد. زبانم خشک است. هنوز تنها چیزی که هست بوی کتان است. صورتم را به شیشه ماشین می‌چسبانم  و همه چیز را مرور می‌کنم. منصور خیس عرق است. به صدای راه گوش می‌دهم. جای دستانش را بر تنم احساس می‌کنم، دو حفره سرخ داغ اند. به خواب می‌روم و وقتی با تکان مادر بیدار می‌شود جلوِ خانه دروازه دولت ایم. تنم را نیشگون می‌گیرم و از ماشین پیاده می‌شوم.

 

نان حلال

نویسنده: فردریک دار
مترجم: عباس آگاهی
ناشر: ر جهان کتاب
تعداد صفحات: ۱۵۲ صفحه
قیمت: ۱۲هزار تومان

 

«نان حلال» درباره جوانی بی کار و بی پول است که در پی پیدا کردن یک شغل، به شهرستانی کوچک و دلگیر می رود. این جوان با نام بلز دولانژ به طور اتفاقی در یک باجه تلفن راه دو، کیف پول زنانه پر از پولی را پیدا می کند. صاحب کیف، زنی بدلباس اما زیباست و بلز در جستجویش به تنها بنگاه کفن و دفن شهر می رسد…
این رمان، ۳ بخش دارد. بخش اول ۵ فصل، بخش دوم ۴ فصل و بخش سوم هم ۷ فصل دارد. فردریک دار پیش از شروع متن رمان نوشته است: اشخاص این کتاب و نام هایشان تخیلی اند. هرگونه شباهت با افراد واقعی تصادفی است.
«آسانسور»، «مرگی که حرفش را می زدی»، «کابوس سحرگاهی»، «چمن»، «قیافه نکبت من»، «بزهکاران»، «بچه پرروها»، «زهر تویی»، «قاتل غمگین»، «تصادف»، «تنگنا»، «دژخیم می گرید» و «اغما» رمان هایی از فردریک دار هستند که پیش از این در قالب مجموعه نقاب، با ترجمه آگاهی چاپ شده اند.
در قسمتی از رمان «نان حلال» می خوانیم:
بعد از ظهر به امور مربوط به … کِرِمان پرداختم. مسائل مربوط به تشییع را که می بایست فردای آن روز صورت گیرد تنظیم کردم.
به محض صرف شام رفتم و دراز کشیدم و سعی کردم کتابی بخوانم، ولی پانزده بار جمله اول را از نو شروع کردم و موفق به درک معنی حروف کنار هم چیده شده نشدم…
با این حال چراغ را روشن گذاشتم و خیلی زود به خواب رفتم، اما وسط شب نور چراغ از خواب بیدارم کرد. خیس عرق بودم. تشویش گنگی عذابم می داد. از دستشویی کمی آب خوردم، آب طعم زنگ می داد… لباس هایم که روی صندلی گذاشته بودم بوی جسد می دادند… به منتها درجه افسرده بودم… ظرف چند روز، به خاطر عشق زنی، موجب مرگ دو نفر شده بودم. تبدیل به قاتلی شده بودم و این را می پذیرفتم، بی آن که مقاومتی نشان دهم، بی آن که کوچک ترین تفاوتی با «قبل» ببینم. به دنبال هم نشینی با اموات منطقه، بالاخره فهمیده بودم که آن ها وحشت انگیز نیستند. آن ها تغییر صورت داده بودند، فقط همین. کاستن هم تغییر صورت داده بود.
دکمه چراغ را که از بالای تخت آویزان بود فشار دادم… سیاهی گریبانم را فشرد. بعد چشم هایم به آن عادت کرد و سیاهی برطرف شد. مستطیل پنجره، با لکه شیری پرده ها و شعله دوردست تیر چراغ برق… خط روشن و طلایی زیر در اتاق… بازتاب های مبهم آینه میز آرایش، همه این ها به روشنایی تعلق داشتند! همه این ها تقویتم می کردند، اعتماد بخش بودند… می بایست از روشنی استفاده کنم، چون به زنده ها تعلق داشت!

 

شعر تر و سیم و زر

نویسنده: علیرضا جعفری و مهدی شفیعیان
ناشر: ققنوس
تعداد صفحات: ۱۷۶صفحه
قیمت: ۱۲ هزار تومان

 

کتاب « » نوشته توسط نشر منتشر و راهی بازار نشر شد.
این کتاب دو بخش اصلی دارد که با نام های «قسط اول» و «قسط دوم» نامگذاری شده اند. قسط اول، «ادبیات فارسی» و قسط دوم «ادبیات انگلیسی» است.
مولفان کتاب درباره و تقسیم بندی آن می گویند: در نخستین گام، به کُنه ادبیات فارسی رفته و با مداقه در اشعار مولانا و حافظ تلاش کرده ایم مخاطبان خود را به این نتیجه برسانیم که اگر در سروده های عارفانه و عاشقانه این دو شاعر بزرگ می توان استعاره های اقتصادی را به وفور یافت و از گنج آن برداشت کرد، این مقصود حتما در میان آثار نویسندگان دیگر ادبیات فارسی، خواه متقدم یا متاخر، دور از دسترس نخواهد بود.
در قسط دوم این کتاب، نویسندگان، به غرب و ادبیات انگلیسی در مفهوم کلی آن پرداخته اند؛   یعنی ادبیات به زبان انگلیسی، چنان که کنت کک را از آمریکا، سی. اچ. سیسن را از انگلستان و ازرا پاوند را که تقریبا به طور مساوی زندگی حرفه ای و شاعری اش را در این دو کشور گذراند و البته به دلیل فعالیت های متعدد و شایان سیاسی و ادبی در ایتالیا و فرانسه و زندگی نسبتا طولانی مدتش در آن دو دیار می تواند ادبیات غرب را به صورت کلی نمایندگی کند.
در قسط اول، دو زیرمجموعه با عناوین «اقتصاد واژگون عشق در غزلیات شمس» و «حافظ: خزانه دار زر سرخ و نقد روان» چاپ شده است. در قسط دوم هم ۳ بخش قرار دارد که به این ترتیب اند: «اِزرا پاوند: پول گرای رباستیز»، «پرتگاه اعداد در شعر سی. اچ. سیسِن» و «کِنِت کُک و طلای راهبان»
در قسمتی از این کتاب می خوانیم:
پیوند بسیار نزدیک میان شعر و اقتصاد در پاوند و میزان قابل انتقال بودن ارزش های موجود در هر یک از این حوزه ها به دیگری را می توان به وضوح در تصویر thickening که به معنای ضخیم یا قطور و نیز کند شدن است مشاهده کرد. پاوند معمولا این تصویر را به مثابه استعاره ای برای پیوند ناگسستنی میان شعر، زیبایی شناسی و اقتصاد ارائه می کند. برای مثال، او در شعر «مابِرلی» که نخستین حمله علنی وی به ربا و رباخواران است از این تصویر استفاده می نماید، آن جا که می گوید کهنه سربازان «خانه می آیند تا ببینند نیرنگ/ خانه می آیند تا ببینند دروغ های کهنه و رسوایی های نو/ ربا را که پیرسال است و ضخیم/ و دروغگویان را در مکان های عمومی» (تاکید از نگارندگان است). وی همچنین در یکی از مهم ترین سروده های خود می گوید: «با ربا خط ضخیم می شود/ با ربا هیچ مرز مشخصی وجود ندارد». منظور اقتصادی پاوند از «خط» در این جا خط تولید به مصرف است، بدین معنا که کالاهای تولیدی و ضروری مردم به دلیل وجود رباخواران و واسطه های آزمند و بی رحم یا اصلا به دست مصرف کننده نمی رسند یا به چند برابر قیمت به مردم عرضه می گردند.

نوروز سال جشنِ کهن

نویسنده: محمد میرشکرایی
ناشر: نقد افکار
قیمت: ۳۰ هزار تومان
تعداد صفحات: ۲۴۰ صفحه

 

نوروز کهن‌ترین سال جشن مستمر جهان است که به هیچ گروه قومی و دینی و زبانی و سرزمینی وابسته نیست و برخاسته از مجموعه شرایط طبیعی و اقلیمی و فرهنگی فلات ایران و سرزمینهای پیرامون و پیوسته با آن است و از روزگارانی دور، زنده و پویا و برجا و پایدار مانده است.
امروز، از مناطق شرقی چین تا دریای مدیترانه و از دشت‌های جنوب سیبری تا کرانه‌های سند و تا خلیج فارس، نوروز جشن ملی و سنتی آغاز سال ملت‌ها است. در پهنه گسترده این سرزمین‌ها که حوزه جغرافیایی گسترش فرهنگ ایرانی است. نوروز شاخصترین عنصر فرهنگ معنوی و وجه مشترک مردمان بیش از دوازده کشور منطقه است. کشورهای عضو پرونده ثبت جهانی نوروز، که بزرگترین پرونده ثبتی در فهرست آثار ثبت شده در حوزه میراث معنوی (ناملموس) جهان به شمار می‌رود.
در کشورهای ایران، افغانستان، آذربایجان، تاجیکستان، ترکمنستان، قزاقستان، ازبکستان، قرقیزستان، ترکیه و عراق، نوروز جشن رسمی و سنتی آغاز سال است و در هندوستان و پاکستان نیز برای بخش بزرگی از مردم، چنین جایگاهی دارد.
به جز اینها در تمام سرزمینهای کردنشین، نوروز جشن ملی و سنتی و بزرگترین جشن سال است، افزون بر سرزمین‌های یاد شده، نوروز را ایرانیانی که در طول تاریخ به کشورهای دیگر مهاجرت کرده‌اند، به همراه خود به همه جا بردهاند. بدین سبب امروزه نوروز در شرق اروپا، مناطق غربی چین و استان سین کیانگ (ختن)، بخشهایی از سواحل شرقی آفریقا تا روسیه و ایالات متحده آمریکا و نیز در کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس به عنوان یک جشن سنتی وارد فرهنگ این سرزمین‌ها شده است.