خانه » اقتصاد هفته » صنعت نفت و گاز کشور بدون تکنولوژی روز یعنی روزمرگی/دکتر منوچهر فرحبخش

صنعت نفت و گاز کشور بدون تکنولوژی روز یعنی روزمرگی/دکتر منوچهر فرحبخش

مهمترین عامل در بخش تولید، به ویژه در سازمان گسترده ای به عظمت شرکت ملی نفت ایران در اختیار داشتن آخرین فن آوری های روز این صنعت، آنهم منطبق با شرائط و امکانات محیط تولید میباشد. حدود ۱۱۰ سال پیش که این صنعت توسط شرکت نفت انگلیس پایه گذاری شد. این شرکت فن آوری آن روز را به کار گرفت که پایه ای شد برای روند توسعه صنعت نفت درکشور. منتها اشکال کار در آنجا بود که این فن اوری و به کارگیری آن در اختیار مهندسین انگلیسی قرار داشت و هیچگاه به محدود متخصصین ایرانی دوره قبل از ملی شدن صنعت نفت این فرصت داده نشد تا راسا برنامه ریزی بر پایه فن آوری روز را تجربه کنند.

پس از ملی شدن صنعت نفت و انعقاد قرارداد با کنسرسیوم، این نقص آشکار در صنعت نفت کشورچنان برجسته شد که مسئولین نفتی کشور را بر آن داشت تا دستیابی به دانش فن آوری نفت را در دستور کار قرار دهند. محمدرضا شاه در این مورد حساسیت زیادی نشان میداد و در این رابطه بود که شرکت نفت ضمن اعزام تعداد زیادی دانشجوبه خارج ، دانشکده نفت آبادان را نیز پایه گذاری کرد. خوشبختانه این اقدامات خیلی سریع به نتایجی هم رسید و در زمانیکه انقلاب اسلامی رخ داد، شرکت نفت ایران به عنوان دومین شرکت نفتی جهان به شمار میامد که آخرین فن اوریهای روز و تعداد زیادی متخصصین نفتی طراز اول را در اختیار داشت. متاسفانه برخورد به شدت خشن و در واقع قلع و قمع متخصصین نفتی کشورتوسط اوباشان به قدرت رسیده در حکومت اسلامی منجربه آن شد که بسیاری از آنها اخراج شوند و به خارج مهاجرت کنند. فرار فله ای آنها به خارج از کشور موهبتی بود برای شرکتهای نفتی در جهان که ناگهان با موجی از کارشناسان نفتی مواجه شدند که جویای کار بودند.
با روی کار آمدن حکومت اسلامی اولین ضربه سنگین اقتصادی، تخریب ساختاری صنعت نفت با گماردن افراد بیسواد و بی تجربه در قالب شعار “تعهد بجای تخصص” بر مراکز حساس این صنعت بود که آنرا دچار روز مرگی کرد. در واقع این بزرگترین دستگاه عظیم فنی – اقتصادی کشور تبدیل به گاو شیرده رژیم گردید که فقط نفت تولید کند و به ثمن بخس بفروش رساند تا مخارج حکومت تامین گردد. این روندی است که از ابتدای انقلاب تاکنون طی شده است. البته تحریمهای اقتصادی غرب هم که علیه ایران به اجرا گذارده شد، خود مزید بر علت گردید و بهانه ای شد تا ندانم کاریها ، خطاهای فاحش فنی دست اندرکاران و دزدی های بی حد و اندازه به حساب تحریم ها گذارده شود. متاسفانه آنچه که مد نظر نظام ومسئولین فن آوری و نگهداری از این ثروت خدادادی قرار ندارد، همانا بی توجهی، عدم رسیدگی و مواظبت از این تنها منبع درآمدی کشور است که سبب گردیده، تا این صنعت به وضعیت اسفبار امروز دچار شود.
قرار داد اخیر با توتال برای توسعه فاز ۱۱ پارس جنوبی نهایت استیصال و درماندگی حکومت اسلامی آنهم در زمانیکه بسیار خرسند و مغرورانه از استقلال و ایستاده بر روی پای خود سخن میگوید و به آن افتخار میکند را نشان میدهد. در واقع یکی از آفات وارده بر این صنعت که ضربه سنگینی را بر صنعت نفت و گاز کشور وارد ساخته، نگاه دوگانه این حکومت خلیفه محور به روابط خارجی است. از یک سو قشریون مذهبی که قدرت حکومتی را در اختیار دارند به گونه ای نمایشی انعقاد قراردادهای خارجی را به تسلیم و وازدگی تعبیر مینمایند و مذاکره با خارجیان رابا دیده ای بسیار مشکوک و بدبینانه نگاه میکنند. از طرفی دیگرنگاه نسبتا مثبت گروه مترقی درون حکومت است که تعامل با جهان را شرط پیشرفت میداند و براین اعتقاد است که بایستی از سرمایه گذاریهای خارجی به عنوان یک عامل مهم پیشرفت و توسعه بهره گیری شود. از قضا آن گروهی که خیال میکند استفاده از توان و دانش خارجی مساوی با استثمار و وابستگی است تاکنون خیلی بیشتر برمنافع ملی ضربه زده تا ان بخشی که موافق استفاده مالی و فنی از خارجی ها است. ادامه خط مشی گروه اول بنگلادشی شدن کشور است، درحالیکه الگوی گروه دیگر اگر نه امریکا و اروپا حداقل تبدیل شدن به مالزی و یا برزیل را مد نظر دارد. زیانهای ناشی از این تقابل فکری و به دنبال آن ندانم کاریها ، اشتباهات، بی دقتیها و در راس همه اشاعه دزدی و فساد مالی در این بزرگترین سازمان فنی و تجاری کشور آنقدر گسترده است که ادامه کار این صنعت باید به نوعی معجزه تعبیر کرد. یک نمونه تخریب در آن ضریب باز یافت میادین نفت است که در ایران حدود ۲۴ درصد است، در حالیکه این ضریب در سایر نقاط نفت خیز در جهان به حدود ۶۰ درصد میرسد. یک جمع وتفریق ساده نشان میدهد که سالانه این طریق بیش از صد میلیارد دلار ثروت کشور دود شده به هوا میرود. در رژیم گذشته برنامه مفصلی برای جلوگیری از این خسارت مالی تهیه شده و به اجرا گذارده شده بودف هرچند که هنوز مراحل اولیه را طی میکرد، برنامه ای که در حکومت اسلامی متوقف شد. اکنون پس از نزدیک به چهاردهه فراموشی مدتی است که مسئولین در اثر فشار کارشناسان، در صدد برآمده اند تا با ارتقاء ضریب باز یافت میادین از هدر رفتن این ثروت ملی که میتواند درآمدی حتا بیشتر از فروش نفت را نصیب کشور کند جلوگیری نمایند.
طبیعتا برای ارتقاء فن آوری در دستگاه عظیم نفتی کشور باید از شرکتهای خارجی دارنده تکنولوژی کمک گرفت، کمکی که ممکن است چندین ده سال به طول انجامد و هزینه قابل ملاحظه ای راهم متوجه بودجه دولت سازد. ولی این راهی است که باید طی شود و مخالفت خوانیهای قشریون نباید مانع کار گردد. در حال حاضر هرچند که توانمندیهای نفتی کشور از نظر نیروی متخصص بهتر شده ولی هنوز تجربه فن آوری تزریق گاز به میادین نفتی کافی نیست و مراحل ابتدایی را طی میکند. از طرف دیگر چون پولی برای سرمایه گذاری در بساط نیست، لذا اجرای پروژه ها مرتب به تاخیر میافتد. این در حالی است که هر روز تاخیر مساوی است با تخریب بیشتر میادین و افزایش بدون وقفه هزینه های بازیافت و سازندگی.
نکته بسیار شایان اهمیت که در سرنوشت صنعت نفت و گاز و حتا فراورده های پتروشیمی نقش تعیین کننده دارد، جبهه گیری حکومت اسلامی در رابطه با امریکا است. اینکه تئوریسین های حکومتی نشسته در بیت رهبری بر چه پایه و اساسی شعار ” مرگ بر امریکا ” را از ابتدای انقلاب تاکنون به عنوان شعار محوری بر جامعه حقنه کرده اند معلوم نیست. اگر دلیل مخالفت خوانی با امریکا موضوع استعمار و استثمار و خسارات وارده توسط امریکا بر ایران مطرح باشد که موضوعی بی اساسی است. زیرا تنها موردی که امریکا دخالت مستقیم در امور ایران داشته به ماجرای ۲۸ مرداد و سقوط دولت مصدق مربوط میشود که مدتها است به تاریخ پیوسته است. ضمن آنکه این خسارات به یک ده هزارم خسارات مالی و جانی وارده توسط دو دولت روس و انگلیس در دوره قاجارنمیرسد. دولت روسیه بخش بزرگی از شمال کشوررا که به ۱۷ شهر قفقاز معروف است تصاحب نمود. دولت انگلیس افغانستان را از ایران جدا کرد و سراسر سواحل خلیج فارس را در کنترل خود داشت. این دو دولت قریب به یک قرن عملا گرداننده کشور بوده و اقتصاد کشور را در کنترل خود داشتند. ، بطوریکه دولت میاوردند و دولت میبردند. تمام منابع درآمدی کشور در گرو این دو دولت بود و پادشاهان بی کفایت قاجار بیشتر در خدمت این دو دولت بودند تا ملت ایران. در شهریور ۱۳۲۰ هم که کشور توسط سه دولت روس و انگلیس و امریکا که اشغال شد کمترین صدمه از جانب قوای امریکا برکشور وارد شد. بعدها این دولت از طریق اصل چهار ترومن کمکهای قابل ملاحظه ای در بخش های بهداشتی و فرهنگی و زیربنایی نمود درحالیکه دولت روسیه در صدد جدا کردن آذربایجان از کشور بود و دولت انگلیس هم نقشه تغییر رژیم و تسلط مجدد بر کشور را میکشید.
اینکه چرا حکومت اسلامی این چنین کینه توزانه بر امریکا میتازد هیچ دلیل قانع کننده ای وجود ندارد. هیچ عقل سلیمی هم اینگونه جبهه گیری خصمانه دولت ضعیفی مانند حکومت اسلامی ایران با تولید ناخالص ملی حدود ۶۰۰ میلیارد دلار را با قدرتمندترین کشور جهان که تولید ناخالص ملی اش از ۱۷.۵ تریلیون دلار فراتر رفته نه تنها توجیه پذیر نمیداند که نهایت دیوانگی تعبیرمیشود. در حالیکه به شهادت تاریخ یک سده گذشته دولتهاییکه روابط دوستانه با امریکا برقرار کردند منافع زیادی نصیبشان شد. یک مورد مشخص آن ویتنام است، کشوری که در یک جنگ نابرابر با امریکا درگیر شد که به نابودی کشور و به قیمت جان صدها هزار انسان انجامید. ولی همین کشور پس از پیروزی و صلح با امریکا بجای ادامه دشمنی و کینه نسبت به امریکا سیاست دوستی با امریکا را پی گرفت و موفق شد ضمن حفظ استقلال خود از کمکهای سخاوتمندانه امریکا بهره بسیار برد و با جذب سرمایه های خارجی کشوری مخروب با اقتصادی فروپاشیده را به کشوری درحال پیشرفت و نسبتا مرفه نسبت به گذشته تبدیل کند. همچنین است در مورد ژاپن، آلمان، کره جنوبی، تایوان و غیره منتها در اشل هایی متفاوت تر.
چنین موقعیتی بیش از انقلاب اسلامی برای ایران هم فراهم شد و سرمایه و تکنولوژی غرب به ویژه امریکا بسوی ایران سرازیر گردیده بود. اگر حکومت اسلامی هم برخوردی آشتی جویانه با امریکا همانند با انگلستان و روسیه را دنبال میکرد، روند سازندگی که در رژیم گذشته به غلطک افتاده بود نه تنها متوقف نمیشد بلکه با سرعت بیشتری تداوم مییافت. ولی به علت حضور فعال ایادی دو دولت شوروی و انگلستان که با استفاده از تجربیات گذشته خیلی سریع حضوری ریشه ای درحکومت اسلامی پیدا کردند، طبل مخالفت با افزایش نفوذ امریکا نواختند ومخالفت خوانی با امریکا را بسیار زیرکانه سازمان دادند که خیلی سریع جا افتاد و با اشغال سفارت امریکا فضای ضد امریکایی بر کشور حاکم گردید.
اکنون نیز صنعت نفت کشور دچار بحران سرمایه گذاری و فقدان فن آوری روز است و این مشگل حل شدنی نیست مگر به کمک امریکا. این را باید پذیرفت و قبول کرد که تسلط امریکا بر بازار انرژی به ویژه هیدروکربور یک واقعیت است، به ویژه تولید نفت از طریق شیل که امریکا را از خریدار بزرگ نفت به فروشنده بزرگ تبدیل کرده قدرت این کشور را در حوزه نفت وگاز بیشتر کرده است. لذا تا زمانیکه حکومت اسلامی به دنبال سیاستهای توسعه طلبانه مذهبی در منطقه به رقابت و دشمنی با امریکا ادامه دهد، نباید انتظار آنرا داشته باشد که بتواند صنعت نفت و گاز کشور را توسعه و بهبود بخشد، بلکه بر عگس باید انتظار آنرا داشته باشد که با افزایش تنش بین دو کشور که حتا ممکن است تا سرحد جنگ پیش رود حلقوم صنعت نفت کشور بیش از پیش فشرده گردد.