خانه » هنر و ادبیات » چه کسی ازاسلام سخن می گوید؟/رضا اغنمی

چه کسی ازاسلام سخن می گوید؟/رضا اغنمی

جان ال اسپ زیتو John L.Esposito و
دالیا مجاهد Dalia Mogahed
مترجم: فرهاد مهدوی
چاپ اول بهار ۱۳۹۶

 

این کتاب پژوهشی پس از: اشاره، سپاس گزاری و مقدمه درپنج فصل تدوین شده است.

درمعرفی دونویسنده کتاب آمده است: دکترجان اسپوزیتو، متخصص برجسته ی جهان اسلام، پروفسور دانشگاه، پروفسوردین شناسی و آموزش بین المللی ومطالعات اسلامی دردانشگاه جرج تاون ومدیر وموسس مرکز شاهزاده الولید بن طلال برای تفاهم میان مسلمانان ومسیحیان درمدرسه ی خدمات خارجی والش می باشد و. . . »

دانیا مجاهد: تحلیلگر ارشد و سردبیراجرایی مرکزگالوپ برای مطالعات اسلامی است. او کار تجزیه و تحلیل مطالعه ی بی سابقه ی گالوپ از بیش از ۱ میلیارد مسلمان درسراسر جهان را مدیریت می کرد و . . .»

فصل یکم باعنوان مسلمان کیست؟ شروع شده است.
مترجم نیز در«اشاره»ی چند برگی، برای درک بهتر مخاطبین از متن کتاب، با توضیحات ضروری اشاره های مفیدی دارد که قابل تآمل است. می نویسد: «کتاب حاضر درحد خود، حداقل ازبابت دراختیارگذاشتن انبوهی ازنظر سنجی ها و ارائه ی آمار می تواند باسایر کتاب ها متفاوت بوده باشد. این کتاب توسط موسسه گالوپ – بزرگترین و معتبرترین مرکز نظرسنجی و آمارگیری جهان در رابطه با افکارعمومی فراهم آمده ومحصول چند سال مطالعات تحقیقاتی این موسسه می باشد». سپس اصافه می کند که به گفته ی گالوپ این بزرگترین و جامعترین تحقیقی است که تا به امروز درباره ی مسلمانان معاصر درجهان صورت گرفته و ازنظرآماری با احتساب کمتر از۳ درصد اشتباه معتبر می باشد و . . . ».

در مقدمه با اشاره به حادثه ۱۱ سپتامبرآمریکا، ازدرگیری هایی که در پیامد آن دربرخی ازکشورهای جهان رخ داده که تا به امروز ادامه دارد:«جنگ وتروریسم از ۱۱ سپتامبر به این سو، زندگی صدها هزارنفررا نابود کرده واکثرقربانیان نیزغیرنظامی بوده اند».بانگاه انتقادی به آن دسته ازصاحبنطران که با شعارهای خشن و نفرت انگیزدر:«مناظره های ضداسلامی وضدغربی ومفسران سیاسی که دارای احساسات ملتهب و دیدگاه های تحریف شده هستند» به تحلیل می پردازد. هدف نهائی دسترسی به ریشه ی اختلاف هاست.

– ریشه ی ضدیت با آمریکا درجهان اسلام چیست؟
– فرد افراطی کیست؟
– آیا مسلمان ها خواهان دموکراسی هستند؟
– آگر آری، این دموکراسی چه شکلی خواهد داشت
– و نیز این که زنان مسلمان واقعا خواهان چه چیزی هستند؟

حاصل تحقیقات گالوپ وگستردگی آن را می گشاید: «تحقیق، به مراتب فراتر ازآن بود که ما بتوانیم دریک کتاب بیاوریم. ازاین رو مهم ترین آنهارا برگزیدیم ونتایج شگفت انگیز را با شما تقسیم می کنیم . . . دریافت عمومی آن چیزی است که درزیر می آید:
عناوین نُه گانه عباتند از: ۱ چه کسی ازطرف غرب صحبت می کند. ۲ مشاغل رویایی. ۳ مردود دانستن رادیکالیسم. ۴مذهبی معتدل. ۵ تحسین ازغرب. ۶ انتقاد ازغرب. ۷ عدالت جنسیتی. ۸ احترام . ۹ روحانیون و قوانین اساسی.
وسپس، فصل های پنج گانه کتاب وموضوغ هریک را شرح می دهد.

فصل ۱ : چه کسی مسلمان است؟
فصل ۲ : دموکراسی یا حکومت مذهبی؟
فصل ۳ : چه چیزی موجب رادیکالیسم می شود؟
فصل ۴ : زنان چه می خواهند؟
فصل ۵ : درگیری یا همزیستی؟

خواننده، ازمنصفانه بودن نظرگاه اولیه، در تبیینِ چند جانبه بودن تحلیلِ پژوهشگران است، مطالعۀ متن فصل ها را دنبال می کند.

 

فصل ۱ مسلمان کیست؟

نویسنده، بانگاهی ژرف به تاریخ اسلام وبررسی روابط غرب با جامعه اسلامی، ارحوادث ناگواری که امروزه به افراطگرائی وتروریسم منجر شده، پرده برداشته، و نکته اساسی را پرسشواره مطرح می کند:
«آیا اساسا امیدی به اصلاح و رفرم اسلامی وجود دارد؟».
با شناخت باورهای ایمانی آن ها، بی خبری آمریکائی ها را درباره مسلمین مطرح می کند: «دردسامبر۲۰۰۵ موسسه ی گالوپ دریک نظرسنجی، هنگامی که ازامریکائیها پرسید چه چیزی در جوامع اسلامی نظرشما را جلب کرده، وآن را تحسین می کنید، عموما پاسخ دادند «هیچ چیز». دومین پاسخ چه بود نمی دانم. ترکیبی ازاین دوپاسخ، ۵۷ درصد یعنی اکثریت نظرسنجی امریکائی هارا شامل می شد».
ازناهمگونی نژاد وملت و زبان وفرهنگ مسلما ن ها می گوید و گوناگونی فرق اسلامی:«ازهر۵ نفر مسلمان درجهان اسلام، تنها یک نفرعرب می باشد». بزرگترین جوامع مسلمانان جهان: «متعلق به اندونزی، بنگلادش، پاکستان، هند، و نیجریه است و نه عربستان سعودی، مصر ویا ایران».
از پیروان اسلام دراروپا،آمریکا وکاناد می گوید :«میلیون ها مسلمان دراروپا، ایالات متحده و کانادا اقامت دارند، و دومین وسومین دین بزرگ را نمایندگی می کنند.(اسلام دومین دین در اروپا و کانادا، و سومین دین در ایالات متحده است». اکثریت مسلمانان جهان با سنّی ها وشیعه هاست. «سنّی ها ۸۵ در صد وشیعیان ۱۵ درصد هستند و به طور قاطع درایران و بحرین اکثریت دارند». شیعه شامل سه گروه است:«زیدیّه، اسماعیلیّه وشیعه اثنی عشری ها که اکثریت جمعیت ایران و عراق را تشکیل می دهند». آماری از مسلمان های جهان ارائه شده که قابل تأمل است :«یک میلیارد و سیصد میلیون نفر در۵۷ کشوربا اکثریت جمعیت مسلمان، با جمعیت قابل توجه مسلمان در اروپا، امریکای شمالی و سراسر جهان زندگی می کنند».
بخشی از این جمعیت پراکنده در جهان، با گویش های گوناگون با افکار وعقاید متفاوت و چه بسا با نگرش های متضاد درجهان بینی، مادیات ومعنویات، به زیستن در قرون اولیه ی اسلام و دوران جاهلیت عرب غبطه می خورند. پایبندی وایستادگی درمناسک و احکام اولیه ی دین با دلبستگی شدید، مهر وعلاقۀ بنده وار مسلمانان را توضیح می دهد. وهمین عشق به بندگی ست که زمینه های عقب ماندگیِ گستردۀ تاریخی را در این جوامع نهادینه کرده است. نمونه وار بگویم:

دگرگونی های کشورترکیه پس از رهائی ازیوغ خلفای عثمانی وتحولات شگفتاوراجتماعی فرهنگی وافق های نوشگفته از تمدن دنیای غرب را روی مسلمانان گشود. ترک ها، در آشنائی باغرب و رفتار مدبرانۀ پیشقراولان نهضت بود ، به گونه ای که نه مسجدی ویران شد و نه قران وشریعت تعطیل. اما درکنار همه نهادهای دینی دانشگاه و کانون های جدید علمی وهنری و پیشرفت علوم و صنایع پا گرفت، ومهمتر «قانون» حاکم شد. قانونی که پاسخگوی نیازهای جامعه بود وحاجت روز. با کنارزدن قوانین خلافت اسلامی عثمانی بود که پیشرفت های حیرت آور ترکیه فراهم گردید. و نسل تازه ای به بار نشست.
آقای اردوغان درلباس غربی و پاپیون، درتدارک تجدید حکومت اسلامی عثمانی درترکیه است. همان گونه که سقوط نظام شاهنشاهی، با شکلگیری حکومت من درآوردی «ولایت فقیه»، آقای خمینی احیای احکام جاهلیت عرب را در ایران فراهم آورد. بگذریم.

کتاب، ازلباس وپوشش زنان مسلمان و محدودیت های حاجت روزآن ها درجوامع اسلامی یاد می کند و اختلاف ها را : «زنان دربرخی از جوامع مسلمان نمی توانند رانندگی کنند و جدائی جنسیتی وجود دارد. اما دربسیاری از بخش های دیگر جهان اسلام، زنان رانندگی می کنند، موتور سیکلت سوار می شوند و حتی خلبانی هواپیما را برعهده می گیرند. از برخی زنان مسلمان خواسته می شود تا دراماکن عمومی خود را کاملا بپوشانند . . . درامارات متحده عربی و ایران، زنان اکثریت دانشجویان دانشگاه را تشکیل می دهند. دربخش های دیگری از جهان، زنان حتی از مردان کم سواد نیر عقب تر هستند».
ازاشتغال زنان درمسئولیت های مهم دولتی، درکشورهای اسلامی یاد کرده ومی نویسد:«در ترکیه، پاکستان، بنگادش، واندونزی رهبری دولت به عهده آن هاست».
دررژِیم شاهنشاهی ایران زنان درمقامات دولتی تا وزارت مسئولیت داشتند. «وزیرآموزش وپرورش ایران، بانو فرخ روی پارسا» که با برآمدن دولت اسلامی اعدام ش کردند.

درعنوان: اهمیت ایمان، و یک خدا و پیامبران متعدد اساس اعتقاد و شعائر. براساس نظرسنجی گالوپ درسال ۲۰۰۱ وسال های ۲۰۰۵ تا ۲۰۰۷ توضیح می دهد که:
«مذهب بخش مهمی از زندگی روزانه ی آن ها را تشکیل می دهد. درصد قابل توجهی داشتن زندگی مذهبی یا معنوی پرمایه را به عنوان جنبه یی ضروری از زندگی می دانند». وسپس از اختلاف نظر درپاسخ همان پرسش می نویسد: «اکثریت بسیاری ازکشورهای مسلمان گفتند آری. دراردن ۹۶درصد، عربستان سعودی۹۵ درصد، ترکیه ۹۰ درصد و مصر ۸۹ درصد . . . با درصد کسانی که درآمریکا گفتند “اری “۵۴ درصد و به خصوص دراروپا مانند انگلستان ۳۹ درصد فرانسه ۲۰ درصد و بلژیک ۲۲ درصد».
با اشاره به آیاتی چند ازقران، اراقرار وشهادت به ایمان، ودیگر مناسک مذهبی، خانواده و فرهنگ، خاطره ی گذشته ی باشکوه، امروزه مسلمانان چه امید و آرزوهائی دارند ومذهب و سیاست. ودرهمین عنوان اخیر به نکات عمده ای اشاره شده وبا یادآوری این که : «مراقبت ازاسلام، عمدتا باعث شد تا زندگی درجوامع پدرسالار به طور طبیعی تحت قوانین اسلامی قرار بگیرد و اندیشه ورزی به خصوص تفسیر درباره زنان و خانواده مطرح گردد». همچنین پرسش هائی که با دگرکونی ها و تمدن جدید با دستورات دینی دوران جاهلیت عرب درتضاد است وچگونه باید حل کرد. مانند کنترل نوزاد، لقاح مصنوعی، پیوند اعضاء و … اینها دردو جبهه می جنگند: یکی برعلیه افراطی ها وتندروهائی که ادعای مالکیت منحصر به فرد اسلام حقیقی رادارند و دیگری علیه کسانی از ما که این افراطی ها را به جای این که به عنوان انحرافی خطرناک درنظر بگیرند، به عنوان کل دین اسلام تلقی و تقویت می کنند. و همچنین مسلمانان، امروزه درگیرند تا مذهب سنتی خود را دردنیای مدرن و سکولار باز تعریف کنند . . . آیا اسلام با اشکال مدرن مشارکت سیاسی مانند دموکراسی یا حقوق بشر و موقعیت زنان و اقلیت های مذهبی یا غیرمسلمان سازگاری دارد؟»
نکته مهم این که دراین فصل آمده، گویش های گوناکون و نژادهای متعدد: «درسراسر جهان ۵۷ کشور وجود دارد که اکثریت جمعیت شان را مسلمان ها تشکیل می دهند و یا اقلیت های قابل توجهی دارند. عربها ۲۰ درصد جمعیت مسلمان جهان را تشکیل می دهند». بنگرید به زیرنویس ص۴۴

 

فصل ۲ با عنوان: دموکراسی یا حکومب مذهبی

پیداست که دو گفتمان اساسی دراین فصل مورد پژوهش قرار گرفته. با استناد به مقاله «فرانسیس فوکویاما تئوریسین نومحافظه کار که درپی حادثه ۱۱ سپتامبر» نوشته است که :« لیبرال دموکراسی مدرن، اول درغرب مسیحی به وجود آمد، چون عمومیت حقوق دموکراتیک را می توان به عنوان یک فرم سکولار عام مسیحی دید. اما گویی که مشکلی درارتباط با اسلام یا حداقل با برداشت بنیاد گرایائی از اسلام هست که درسال های اخیر غالب شده وجوامع اسلامی را به طورخاص درمقابل پذیرش مدرنیته مقاوم ساخته است».
جان مطلب درهمین اظهارنظرسنجیده وهشداردهنده است به ویژه برای هموطنان که تجربه فاجعه بار حکومت اسلامی را دارند و با نیرنگ های سلطنت فقهای فاسد وچپاولگر آشنا هستند.
ازپژوهش دانشگاه های معتبردرموردخطر”برخورد تمدن ها”واظهارنظرسیاستگذاران و متخصصان می گوید:«تنها یک کشورازچهارکشور دارای اکثریت مسلمان و دولت منتخب دموکراتیک دارد». بعد اضافه می کند: «زمامداران کشورهای اسلامی باادعای انتخابات دموکراتیک، به طورمعمول انتخابات ریاست جمهوری را تقریبا با ۹۰درصد تا ۹۹/۹۹ درصد برنده می شوند.» انتخابات ریاست جمهوری تونس ومصر را مثال می آورد. یاد انتخابات حکومت اسلامی آقای خمینی که به قول مهندس بازرگان با اکثریت ۹۹/۹۹ درصد رأی مردم پذیرفته شد!

پس ازاشاره به دولت نیجریه که:«درسال ۲۰۰۱ اعلام کرد شریعت را اجرا می کند» وماجرای حکم سنگسار زنی ازسوی دادگاه به جرم زنا و و باردارشدن او، ومعلق شدن حکم دادگاه به علت این که : «تکثر تفاسیر درسنت حقوق اسلامی را بازتاب می دهد». از نفوذ ورقابت روس و انگلیس درایران، وتأسیس خاندان پهلوی درسلطنت ایران با کمک انها، واینکه :«سازمانهای اطلاعاتی بریتانیای کبیرو ایالات متحده توانستند باکودتائی در سال ۱۹۵۳ مصدق راازقدرت کنار بزنند . . . عکس العمل به کودتا، پیامدآن انقلاب ۵۷، ضدیت با آمریکایی ها واشغال سفارت امریکا درتهران می شد احساس کرد» می نویسد:
« انقلاب ایرانی ها درسال ۱۹۷۹ کارشناسان و جهان غرب را غافلگیر و شوکه کرد. چه کسی باید سرنگونی شاه قدرتمندی را توضیح دهد که لباس غربی می پوشید، انگلیسی حرف میزد وپدرانقلاب سفید ومدرنیزه کردن ایران بود؟ ایران جاه طلبی هایی بزرگی داشت و کمپین نوسازی را به خوبی تأمین می کرد، با نخبگان تحصیلکرده ی مدرن، ارتش قدرتمند، روابط قوی با آمریکا واروپا . . .». به احتمال زیاد اشتباه بزرگ شاه همین پیشرفتهای کم نظیر درسرتاسر تاریخ کشور بود که سنتگرایان با تجهیز مردم همیشه گریان، سرنگونش کردند؛ تا بازآفرینی تازه ای باشد ازظلم وستم وفساد حکومت دینی درتاریخ معاصر.
ازآرای برخی کشورهای مسلمان درباره نقش شریعت درقوانین جاری کشورسخن رفته :«دربسیاری ازکشورها هیج تفاوت نظام مندی بین مردان و زنان درحمایتشان ازشریعت بعنوان تنها منبع) شخصی استفاده می شود.
اشاره ای دارد به نگاه غرب به اسلام و مسلمان ها وبرخوردهای ستیزه جویانه بین دوطرف، که در سال های اخیرشدت پیدا کرده است. درپایان:« اگرچه دموکراسی درکشورهای مسلمان نادر وکمیاب است، بسیاری ازمسلمانان برای بسیاری ازپرنسیب های دموکراسی ارزش قائلند» وسپس با آرای دوگانه کشورهای اسلامی، نقش شریعت و حامیان دموکراسی وحقوق بشر فصل به پایان می رسد.

فصل سوم با عنوا ن: «چه چیزی موجب رادیکال شدن فرد می شود. و با عنوان: تشخیص درست یا تشخیص نادرست؟» بسته می شود.

پرسشی مطرح شده که قابل تأمل است:
اگر مسلمان ها به طورحقیقی تروریسم را رد می کنند پس چرا تروریسم درسرزمین های اسلامی شکوفاست؟ آنچه این نتایج نشان می دهد . . . جرائم خشونت آمیز درشهرهای ایالات متحده ادامه دارد. دلیل آن نمی شود که آمریکائی ها رضایت خاموشی دارند کما این که ادامه ی خشونت های تروریستی نیز دلیل مدارای مسلمان ها نیست. شواهد آماری فراوانی خلاف این را نشان می دهد».
درنکات کلیدی و محوری آمده است:
«اکثریت پاسخ دهندگان درکشورهای عمدتامسلمان حملات ۱۱ سپتامبر۲۰۰۱ را محکوم می کنند. اقلیتی در حد ۷ درصد که حملات را محکوم نمی کنند وایالات متحده را مطلوب نمی دانند، مذهبی تر ازعموم مسلمانان نیستند. تفاوت سیاسی های تندرو بادیگران دربرداشت سیاسی آنها ازغرب است و نه دربرداشت درفرهنگی شان».

فصل ۴ مطالبه ی زنان چیست؟

این فصل با گفتگوی دکتر وفا سلطان پزشک عرب تبار امریکایی با میزبان الجزایری شروع می شود. «وفاسلطان می گوید: بین کسانی که زنان رامانند جانوران تهدید می کنند و کسانی که با زنان رفتاری انسانی دارند، درگیری وجود دارد.
میزبان می پرسد: «آنچه ازکلام شما درک می کنم این است که اتفاقی درحال وقوع است واین که یک درگیری بین فرهنگ غرب و عقب ماندگی و جهل مسلمانان وجود دارد؟
وفاسلطان بلا فاصله پاسخ می دهد: «آری منظورم همین است».
نویسنده با ستودن شجاعت وجسارت وفاسلطان، ازفاجعه قتل های ناموسی درپاکستان و ختنه دختران درسومالی یاد کرده و برای رهایی زن ها ازچنین آزارجنسی وحشیانه، می نویسد: « برای شماری از مردم وضعیتی به وجود می آید که زنان مسلمان خواستار آن بشوند تاازدینشان آزاد شده دربرابر شریعت، یعنی قانون مقدس شان، ازآنها مراقبت به عمل آید». جالب اینکه بایادآوری ازسرکوب زنان درجوامع اسلامی، :«یکی از بحث های مورد استفاده برای حمایت ازحمله به افغانستان وعراق بود».
با روایت مصاحبه رادیویی از لورا بوش که درنوامبر۲۰۰۱ گفت:«مبارزه علیه تروریسم همچنین مبارزه برای حقوق و آزادی زنان نیزهست». نویسنده، بلافاصله شک وتردید خود را با گفتن «آنچه شاهدیم که به ندرت این گفتمان وارد می گردد» آشکار می کند. ازمحدودیت زنان درعربستان سعودی درمقایسه با آزادی های زنان درمصر می گوید: «زنان مصری، که به مراتب اززنان سعودی کمتر با محدودیت رو به روبوده اند. درباره حقوق زنان حتی باصدای بلند صحبت می کنند: « یک سوم از کارگران حرفه یی و فنی درمصر را زنان تشکیل می دهند که همترازبا ترکیه وکره ی جنوبی است».
پایان این فصل نیز با نکات کلیدی «زنان مسلمان هم دوستدار مذهبشان هستند و هم خواهان حقوقشان. باپذیزفتن جنبه هایی از زندگی غربی، تمام ارزش ها ی غربی را تأیید نمی کنند. اکثریت زنان مسلمان براین باورند که مبرم ترین نیاز مسئله جنسیت نیست بلکه توسعه ی بزرگتراقتصادی و سیاسی است. دفاع غربی ها از مسائل زنان معمولا به صورت مشکوک ارزیابی می گردد».

 

فصل ۵ برخورد یاهمزیستی؟

این فصل با نگرانی ازناامنی شروع می شود. نگرانی از«تروریسم فزاینده جهانی» ازفعالیت های کوفی عنان دبیرکل سازمان ملل متحد، که درهفتم دسامبر۲۰۰۴ کنفرانس بین المللی با عنوان «اسلام هراسی» تشکیل داد یاد می کند. درعنوان افسانه: آینده ی اروپا، “آرابیا” خواهد بود :«ترس براین فرض بنا شده که اسلام با ارزش های غرب، دشمن و با آن ناسازگاراست. ترس این است که رشد جمعیت مسلمان دراروپا نهایتا آمار مسلمانان را به اکثریت خواهد رساند و به طورتاریخی مسیحیت را مورد تهدید قرار می دهد. کما اینکه هم اکنون نیزطبیعت سکولار جامعه ی اروپا را تهدید می کند».
آیا ارابیا تهدیدی مهم است؟ دربررسی این امر می نویسد:
«مسلمانان اروپا نیزمانند سایرمذاهب وگروه های قومی، گروهی منسجم نیستند . . . معمولا مشترکات کمی باهم دارند. . . . شعائردین شان را نیز انجام نمی دهند. آن ها دربهترین حالت مسلمان فرهنگی هستند. قطعا بیشترآن ها که درسال ۲۰۰۵ دست به شورش زدند و حومه پاریس را به آتش کشیدند اهل مسجد رفتن نبودند». آرای چهار مسلمان ازترکیه، ایران، پاکستان، ومراکش را آورده که درتحسین غرب بوده جزپاکستان. اوفقط «سخت کوشی غربیان» را ستوده است.
درعنوان حساسیت فرهنگی «سخنرانی پاپ بندیکت شانزدهم در۱۲ سپتامبر دردانشگاه رگنسبورگ آلمان، واکنش بین المللی سراسرجهان اسلام را برانگیخت . . . امیراتوربیزانس درقرن چهاردهم در مورد محمد پیامبر را نقل کرد که گفته بود محمد چه چیزجدیدی آورده؟ نشانم بده. بجز مواردی ازبدی و اعمال غیرانسانی مانند دستوراو به گسترش اسلام به زورشمشیر، چیزدیگری نخواهی یافت».
سروصدای اسلامی ها درجهان بلند شد. مراکش سفیر خودرا بعنوان اعتراض ازواتیکان فراخواند. صد تن از روشنفکران جهان اسلام اعتراض نامه نوشتند. بالاخره سروصداها خوابید. اما در درستی نظر او باید تأمل کرد، تآملی خردمندانه ودورازتعصب های ویرانگر!
با پیوست ها، یادداشت ها وپانویسها به انگلیسی کتاب پژوهشی به پایان می رسد. کتاب ارزشمندی که با تلاش مترجم آگاه، به ادبیات تبعید افزوده شده است.