خانه » هنر و ادبیات » بازارچه کتاب/ بهارک عرفان/ هیولای هستی

بازارچه کتاب/ بهارک عرفان/ هیولای هستی

بازارچه‌ی کتاب این هفته‌ی ما سرکی‌ست به پیشخوان کتاب‌فروشی‌های گوشه‌گوشه‌ی جهان کتاب. عناوین برگزیده‌ی ما در این گذر و نظر اینهاست:

وارثان

 

نویسنده: جوزف کنراد و فورد مادوکس
مترجم: رامین فرهادی
ناشر: افراز
قیمت: ۲۷۰۰۰ تومان
تعداد صفحات: ۳۰۶صفحه

 

جوزف کنراد نویسنده لهستانی انگلیسی است که مدتی را به دریانوردی پرداخته و حاصل سفرهای دریایی اش در یک سه گانه رمان چاپ شده است. کنراد علاوه بر ۲ کتاب خاطرات، ۱۳ رمان و ۲۸ داستان کوتاه در کارنامه دارد.
فورد مادوکس فورد هم نویسنده ای انگلیسی است که در زمینه نوگرایی در ادبیات انگلیسی سهم داشته و علاوه بر داستان نویسی، در زمینه سرایش شعر هم فعالیت داشته است.

کنراد متولد سال ۱۸۷۵ و درگذشته به سال ۱۹۲۴ است. سال ۲۰۰۷ هم به دلیل صدوپنجاهمین سالگرد تولد این نویسنده توسط سازمان یونسکو، سال جوزف کنراد نامیده شد. مادوکس فورد هم متولد سال ۱۸۷۳ و درگذشته به سال ۱۹۳۹ است.
رمان شبه علمی تخیلی «وارثان» با همکاری این دو نویسنده نوشته شده است.
در قسمتی از این رمان می خوانیم:
در راهرویی کشیده و تاریک، و دری که اتاقی بزرگ را می گشود، تنها احساس ام، تند قدم برداشتن بود. انگار که دوست داشتم پرواز کنم. آن چه آن روز و آن جا به یاد می آورم، همان طور که قبلا هم تجسم کرده بودم، چند پرتره نقاشی با مدادرنگی از چهره هایی سست و تهی مغز بود که درون چارچوبی بیضی شکل، زراندود و مات قرار گرفته بودند. حالت پرتره ها طوری بود که انگار چهره های آنان از قاب فراتر رفته و با چشمان شان که در زیر موهای رنگ شده شان قرار داشتند، به من خیره شده بودند.چشمانی که ریشخند زن، تمسخرآمیز یا کورکننده بودند. چنین حالت و ژستی باید در جهان آن روزها، یعنی پیش از انقلاب فرانسه، متداول بوده باشد. در فاصله نسبتا قابل توجهی، زن عموی من پشت میز کارش نشسته بود. او روی میز خم شده بود و به دفتر حساب ها و چک های بانکی نگاه می کرد، و به این شکل، خیلی کوچک، خاکستری، و مصمم در کارش به نظر می رسید.
کسانی که این اتاق ها را ساخته اند، باید دارایی و آثاری را از حضورشان بر جای گذاشته باشند که خودشان را بسیار بزرگ جلوه دهند؛ البته اگر به راستی این اتاق ها را در برابر چشمان پادوها و پیشکارها ساخته باشند. شاید هم این حس صاحب بودن آن ها بود که ارزش و حیثیتی خاص و ضروری به آن ها اعطا کرده است.

جاهای تاریک

نویسنده: گیلیان فلین
مترجم: مهدی فیاضی‌کیا
ناشر: چترنگ
قیمت: ۳۸۰۰۰ تومان
تعداد صفحات: ۵۵۲صفحه

 

 

 

 

«جاهای تاریک» داستان زنی به نام لیبی دی را روایت می‌کند که تنها بازمانده کشتاری خانوادگی است. لیبی هفت‌ساله بوده است که مادر و دو خواهرش در خانه‌شان به قتل می‌رسند. او که از آن شب هولناک جان سالم به در برده است، برادر پانزده‌ساله‌اش را قاتل معرفی می‌کند. بیست و پنج سال بعد، نامه کوتاهی که به دست لیبی می‌رسد، او را وامی‌دارد تا دوباره گذشته خود را مرور کند؛ گذشته‌ای که ترجیح می‌دهد فراموشش کند…
گیلیان فلین در ادامه، جست‌وجوی لیبی دی را در خلالِ فلاش‌بک‌هایی به آن روزِ مرگبار، با مهارت روایت کرده است. این رمان در سال ۲۰۰۹ در لیست پرفروش‌های نیویورک تایمز قرار گرفت و در سال ۲۰۱۵ نیز اقتباسی سینمایی از این رمان با بازی شارلیز ترون ساخته شد و روی پرده سینماها رفت.

 

 

هیولای هستی

نویسنده: محمدصادق صادقی‌پور
ناشر: ققنوس
تعداد صفحات: ۳۸۳ صفحه
قیمت: ۲۷۰۰۰ تومان

 

هدف از نگارش این کتاب، آن طور که نویسنده‌اش می گوید، ارائه تبیینی مبتنی‌بر فلسفه اگزیستانس از حوزه معنایی ترس و به ویژه مفهوم بنیادی ترس آگاهی است که «به وجود انسان قوام و معنا می بخشد و در ادامه، رسیدن به تعریفی مبتی بر تفکر مارتین هایدگر از آن با استفاده از کار هنری سینما و اثبات این مطلب است که ترس آگاهی به مثابه بنیادی ترین یافتگی یا یافت حال دازاین در مرتبت غایی سیری تحولی قرار دارد که از پدیدار ترس آغاز شده و به رعشت، سپس دهشت و متعاقبا وحشت، همگی به عنوان پاربُن های مقوم پدیدار ترس، رسیده و سرانجام، دازاین در پله آخر این سلوک با حال ترس آگاهی رویارو می‌شود.»
این کتاب ۸ فصل دارد که به ترتیب عبارتند از: «تولد ترس»، «موقف ترس آگاهی»، «سینما و عصر تصویر جهان»، «پدیدارشناسی هرمنوتیک و تفسیر فیلم»، «سینما و فلسفه»، «سینمای وحشت»، «فلسفه سینمای وحشت؛ تجلی شر در ساحت اثر سینمایی» و «از ژانر ترس تا ژانر ترس آگاهی؛ از قلب سینمای وحشت به سوی سینمای ترس آگاهانه».
صادقی‌پور در مقدمه کتاب نوشته است: کتاب حاضر تلاشی است برای حرکت به سوی تالیف نظریه فیلم نوینی در پرتو آرای هایدگر و کوشیده ام تا حد امکان در راه های جنگلی اندیشه او گام بردارم؛ چه آن جا که شعاع های نور در روشنگاه از پس شاخ و برگ درختان فضا را روشن ساخته و چه آن جا که صعوبت اندیشه و بیان هایدگر، مسیر را تاریک و دشوار کرده است و در این راه پدیدارشناسی هرمنوتیک راهگشا بود. در این راه تلاش کرده‌ام که به مدد تفکر تاملی هایدگر با محدودیت های هستومندانه نظریه‌های فیلم متداول رویاروی شوم و به این حوزه نگاهی هستی شناختی داشته باشم.
در قسمتی از این کتاب می خوانیم:
چنان که رابرت سینِربرینک در مقاله «یک سینمای هایدگری؟ در باب [فیلم] خط باریک سرخ ساخته ترنس مالیک» عنوان می‌کند «اگر سینما را درخورترین فرم هنری عصر تکنولوژی به شمار آوریم، باید چنین امکان های متقابلی نیز در هنر سینمایی حاضر باشند. این اصل قضیه و حقیقت راستین است، علی رغم سلطه هویدای قواعد و ژانرهای متداول هالیوودی که اغلب فیلم را تا حد یک منبع زیبایی شناختی «بی جهان»، که طراحی شده برای دستکاری و دخل و تصرف در احساس و همسان سازی تاثرات، تنزل می دهند.»
هرچند ژانرهای هالیوودی _ و نه حتی بسیاری از فیلم های آن‌ها _ را نمی‌توان با رویکردی واحد، همسان انگاشت و به دلیل نه چندان موجه تعلق داشتن آن‌ها به یک رویکرد و جریان تولید اقتصادی و حرفه‌ای همه را منطبق با تحلیل سینربرینک دانست (اشتباه بزرگی که بسیاری از جمله آدورنو و هورکهایمر هم مرتکب می‌شوند و سینماگران نیز پاسخ های شایسته ای به آن داده‌اند که مثلا می توان به تعلق خاطر کارگردانان مولف سینمای مدرن موج نوی فرانسه به سینمای آلفرد هیچکاک یا سایر سینماگران هالیوود و تاثیرپذیری از آن‌ها یا شیفتگی اسلاوی ژیژک و بسیاری متفکران دیگر به سینمای هالیوود و تلاش برای تحلیل آن ها اشاره کرد) و در ادامه این جستار نیز تاثیرگذاری ژانرهای هالیوودی در شکل گیری یک «جهان» واجد اصیل‌ترین یافتگی‌ها برای دازاین را بررسی خواهم کرد.

هانکه به روایت هانکه

مترجم: محمدرضا شیخی
ویراستاران: سعیده طاهری و بابک کریمی
ناشر: شورآفرین
تعداد صفحات: ۸۰ صفحه
قیمت: ۳۹۰۰۰ تومان

 

مطالب این کتاب حاصل حدود ۵۰ ساعت گفتگوی میشل سیوتا و فیلیپ رویه با میشائیل هانکه در یک بازه زمانی تقریباً دوساله بوده که در ملاقات‌هایی مداوم که بین پاریس و وین انجام می‌شده، صورت گرفته است. این دو مصاحبه کننده، گفتگوها را طی چند روز و هر روز عصر و حدود ۴ تا ۵ ساعت بدن وقفه انجام می‌داده‌اند.
به اذعان مصاحبه‌کنندگان، میشل هانکه [در این گفتگوها] از زیر هیچ یک از پرسش‌های آنها شانه خالی نکرده و هرچند سرسختانه اصرار می‌ورزیده که تن به تفسیر فیلم‌ها ندهد. پس قرار نیست در این کتاب متوجه شویم عاملان کارهای ناشایست در «روبان سفید» چه کسانی هستند، هم‌چنان که قرار نیست بفهمیم آن دو نوجوان در نمای پایانی پنهان چه می‌گویند: چه اهمیتی دارد؟ چرا که اصل در جای دیگری است، در دقت و ملاحظه صورت گرفته در ترکیب موسیقایی پیرنگ‌ها، در هدایت موشکافانه بازیگران یا در میزانسنی که نماینده نگاه خالقش به دنیاست.
به گفته آنها، اگر خواندن این صفحات سهمی در درک بهتر و محبوبیت بیشتر سینمای هانکه ایفا کند، پس آنها هم از این چالش سربلند بیرون آمده‌اند.