خانه » هنر و ادبیات » بازارچه کتاب / همراه من بیا/بهارک عرفان

بازارچه کتاب / همراه من بیا/بهارک عرفان

بازارچه‌ی کتاب این هفته‌ی ما سرکی‌ست به پیشخوان کتاب‌فروشی‌های گوشه‌گوشه‌ی جهان کتاب. عناوین برگزیده‌ی ما در این گذر و نظر اینهاست:

 

وسوسه

7087

نویسنده: واسلاو هاول
مترجم: رضا میرچی
ناشر: جهان کتاب
قیمت: ۱۰۰۰۰ تومان
تعداد صفحات: ۱۲۰صفحه

 

نمایشنامه‌های واسلاوهاول رئیس جمهور فقید جمهوری چک، بازتاب دهنده خلاقیت، ویژگی‌ها، دیدگاه‌ها و جهان‌بینی او هستند. دوره‌های پرتلاطم و پرفراز و نشیبی که‌هاول در آن زندگی کرده نیز از جمله مسائلی است که در نمایشنامه‌هایش بازتاب دارد.
واسلاوهاول در جایی نوشته است: تنها امیدی، که ارزش اش را دارد، آنیست که خود پیدایش کنیم، در داخل خویش و از طرف خود. با کمک خداوند، تئاتر واسطه این امر نمی تواند باشد، تئاتر، کلیسا نیست. تئاتر باید – با کمک خداوند – تئاتر باشد. به انسان باید یادآوری کند چنانچه دیر کند، وضعیت جدی خواهد شود، نمی توان تاخیر داشت.
هاول در زمینه تحول شغلی‌اش در حوزه تئاتر، از کارگری صحنه به نمایشنامه‌نویسی رسید و بعدها به دلیل فعالیت‌های سیاسی‌اش از تئاتر رانده شد و ناچار به اشتغال به کارهای یدی شد. این سرنوشتی بود که بسیاری از روشنفکران چکسلواکی در دوران حاکمیت کمونیستی آن را تجربه کردند.
هاول پس از آزادی از زندان در بهار ۱۹۸۳، ۳ نمایشنامه نوشت که بین آثارش جایگاه مهمی دارند؛ لارگو دسیلاتو، وسوسه و بازسازی. در آن زمان، مهم ترین دغدغه ذهنی او بررسی امکان نوآوری در دورانی بود که شرایط تاریخی در آن به سرعت تغییر می کرد. یکی از مسائل مهم در مواجهه با نمایشنامه وسوسه، رابطه بین دو بعد از شخصیت‌هاول است. اول به عنوان نمایشنامه نویسی که در جهان فراواقعی قرار دارد و سپس به عنوان شهروندی پویا در دنیای واقعی که زندگی خود را صرف کنش سیاسی کرده است.
او نمایشنامه وسوسه را در ۱۰ پرده نوشته که عناوین این پرده‌ها به ترتیب عبارت است از: پژوهشکده، خانه فوستکا، باغ پژوهشکده، خانه ویلما، پژوهشکده، خانه فوسکا، پژوهشکده، خانه ویلما، خانه فوستکا، باغ پژوهشکده. او در یادداشتی پیش از آغاز متن نمایشنامه آورده است: «پیش از آغاز نمایش، در وقفه‌های بین پرده‌ها و همچنین در میان پرده‌ها موسیقی راک با طنینی «کهکشانی» پخش می شود. مهم این است که وقفه‌های بین پرده‌ها و همچنین میان پرده‌ها هرچه کوتاه تر… و با وجود تنوع و پیچیدگی متناوب صحنه … هر چه سریع تر باشد.»
این نمایشنامه نویس درباره نمایشنامه پیش رو نوشته است: نمایش وسوسه را در پاییز سال ۱۹۸۵ نوشته ام. شاید سریع نوشتن من پس از آزادی از زندان، در واقع برای حفاظت از خودم، فرار از ناامیدی و در حکم سوپاپ اطمینانی بود که باید آن را باز می کردم. از سال ۱۹۷۷ نوعی اندیشه فاوستی در ذهنم چرخ می زد. درست زمانی که برای اولین بار در زندان بودم، زمانی که شیاطین در زندان به گونه ای خاص سعی در وسوسه ام داشتند؛ چند بار سعی کردم آن را بازنویسی کنم، ولی هر بار نتیجه اش را دور انداختم.
هاول همچنین درباره این اثر نوشته است: این نمایشنامه در مورد علم، سحر، جادو و یا خرافه نیست. نمایشنامه ای درباره مردم، زندگی و جامعه است؛ مثل همه نوشته‌های قبلی من. اگر قرار باشد به نحوی ساده و به طور خلاصه چیزی در مورد معنا و یا پیامش بگویم، شاید بهتر باشد بگویم نمایشنامه ای است در مورد پیچیدگی‌ها، خطرات، بدی‌ها و چیزهای بی اهمیت زندگی روزمره. شر و بلای جاافتاده، خانگی و اهلی شده و حاضر در همه جا.

 

«به ژاپنی»

7088

مترجم: مهسا خراسانی
ناشر: منتشران اندیشه
قیمت: ۱۰۰۰۰ تومان
تعداد صفحات: ۱۴۶ صفحه

 

این مجموعه داستان شامل گزیده داستان‌های کوتاه نویسندگان آمریکایی و اروپایی قرن بیستم است، نویسندگانی که آثارشان در این کتاب چاپ شده، از محبوب‌ترین و مشهورترین نویسندگان آثار ادبی به شمار می‌روند و غالب آن‌ها جوایز معتبر ادبی را از آن خود کرده و یا حتی بنیان‌گذار جوایز ادبی بوده اند که از آن میان می‌توان جان گلسورتی، آلبر کامو و شرلی جکسون را نام برد.
خراسانی درباره این اثر می گوید: ترجمه چنین مجموعه‌ای کاری دشوار و حساس بود. وفادار بودن به سبک نویسندگان در کنار انتقال صحیح مفهوم و رعایت پیچیدگی‌های ظریف ساختاری از اصول مهمی بود که در ترجمه داستان‌ها سعی کرده‌ام آن‌ها را رعایت کنم و امیدوارم نتیجه کار به تشخیص منتقدین و خوانندگان مطلوب باشد. برای انتخاب داستان‌ها علاوه بر ویژگی‌های ظریف و غنی ادبی به جذاب و پرکشش بودن آن‌ها نیز توجه کردم. حقیقتاً هر یک از این داستان‌ها جای تفکر و تعمق بسیار دارد و می‌توان آن‌ها را تک به تک از جنبه‌های مختلف مورد نقد و بررسی قرار داد.
منتشران اندیشه یکی از ناشرانی است که در طرح حمایتی انجمن صنفی مترجمان با این انجمن همکاری می‌کند. این انجمن طرح حمایتی خود در حوزه نشر برای مترجمان عضو را، در ۳ سطح ترجمه اولی‌ها، مترجمان اهل قلم و بومی‌سازی مطالعات ترجمه در دستور کار قرار داده است.
به موجب این طرح، مترجمان می‌توانند در تمام مراحل انتخاب، ترجمه، ویرایش و چاپ کتاب از مشاوره‌ رایگان برخوردار شوند. «به ژاپنی» یکی از آثاری است که در مرحله‌ اول این طرح منتشر شده است.

 

 

همراه من بیا

7089

نویسنده: شرلی جکسن
مترجم: پیمان بهرام فرهنگ
ناشر: چشمه
تعداد صفحات: ۳۱۵ صفحه
قیمت: ۲۳۰۰۰ تومان

 

«همراه من بیا» آخرین رمان شرلی جکسن، بانوی نویسنده متولد سال ۱۹۱۶ است. این نویسنده یکی از مولفان مهم داستان نویسی میانه قرن بیست آمریکاست. این نویسنده را به عنوان یکی از نویسندگان منزوی ادبیات آمریکا و همچنین یکی از نمادهای ادبیات این کشور می شناسند. این نویسنده علاوه بر داستان های کوتاه، ۶ رمان در کارنامه دارد. جکسن در سن ۴۸ سالگی بر اثر سکته از دنیا رفت.
رمان مذکور اثر نیمه تمام این نویسنده است که ناتمام مانده است. بخش های باقی مانده این رمان همراه با ۱۴ داستان کوتاه جکسن در قالب کتاب «همراه من بیا» چاپ شده اند. در این کتاب ۳ سخنرانی هم در کنار این داستان ها چاپ شده است.
هراس، تنهایی، خشونت و اتفاق‌های پیش‌بینی نشده از مسائلی هستند که در آدم های داستان های جکسن دیده می شود. می توان گفت که کتاب پیش رو، گزیده ای از وجوه مختلف کاری جکسن است که همه عناصر نامبرده در آن دیده می شوند. این نویسنده اولین داستانش را با نام جَنیس در سال ۱۹۴۰ در نشریه دانشگاه سیراکیوز منتشر کرد و سپس دبیر بخش داستان این نشریه شد. جکسن در همان دوران با همسر آینده اش استنلی ادگار هایمن آشنا شد. در همان سال پس از این که هر دو فارغ التحصیل شدند، ازدواج کرده و به دهکده گرینویچ نیوانگلند و سپس در سال ۱۹۴۵ به خانه قدیمی بزرگی در بنینگتن شمالی واقع در ایالت ورمونت نقل مکان کردند.

شرلی جکسن تا پایان عمرش با شوهر و ۴ فرزندش در این خانه و بین حدود ۳۰ هزار جلد کتاب زندگی کرد. او در سال ۱۹۶۵ در خواب دچار حمله قلبی شد و درگذشت.
در این کتاب، پس از «مختصری درباره شرلی جکسن»، «پیشگفتار مولف» و رمان ناتمام «همراه من بیا»، ۱۴ داستان کوتاه این نویسنده به ترتیب با این عناوین درج شده اند:
جَنیس، دربه دری توتی، گل کلمی به موهایش، می دانم چه کسی را دوست دارم، غریبه زیبا، خانه ییلاقی، جزیره، دیدار، صخره، یک روز در جنگل، پیژامه پارتی، لوئیزا خواهش می کنم برگرد، خانه کوچک، اتوبوس.
بخش بعدی کتاب هم «سه سخنرانی، همراه با دوستان» است که عناوین آن به این ترتیب اند: تجربه و داستان، شبی که همه مان آنفلوآنزا گرفته بودیم، بیوگرافی یک داستان، بخت آزمایی، توصیه هایی به نویسندگان جوان.

 

مهندسی که دلباخته اعداد بود

7090

نویسنده: پی‌یر بوالو و توماس نارسژاک
مترجم: عباس آگاهی
ناشر: جهان کتاب
تعداد صفحات: ۱۹۰ صفحه
قیمت: ۱۴۰۰۰ تومان

 

داستان این رمان، از یک کارخانه تجهیزات اتمی و با به قتل رسیدن ژرژ سوربیه دانشمند و مهندس ارشد این کارخانه آغاز می شود.
قاتل مهندس بدون به جا گذاشتن اثری از خود، در کمتر از ۱۵ ثانیه محل را ترک می کند. تنها مدرک موجود از قتل، یک پوکه فشنگ است. قاتل، اختراع مهندس سوربیه را هم که یک محفظه ۲۰ کیلویی سوخت موشک باشد، با خود برده است. این محفظه حاوی مواد رادیواکتیو است؛ استوانه ای که در صورت دستکاری شدن می تواند نیمی از پاریس را با خاک یکسان کند.
سربازرس ماروی، مسئول رسیدگی به پرونده قتل مهندس سوربیه می شود و در روند رسیدگی به این پرونده، به طور پیاپی با سوء قصدهای دیگری به همان شیوه با همان سلاح روبرو می شود. عامل سوء قصدها فردی ناشناس است و همیشه با سرعتی باورنکردنی از محل می گریزد…
در قسمتی از این رمان می خوانیم:
ماروی برگشت و دید که آندره در جریان بیرون رفتن شان قرار گرفته است. سربازرس شوخی کنان گفت:
«شوهرتون رو با خودم می برم. خیلی طولانی نمی شه، ولی اون می تونه بهم کمک کنه…»
ماروی از پیش می دانست که هیچ اتفاقی نخواهد افتاد و تعقیب، حکم گردشی را پیدا خواهد کرد، ولی ناگهان بدش نیامده بود که با بلیآر، آن لحظه های از یاد رفته را تجدید کند. و حدس می زد که بلیآر هم به سهم خود همین هیجان شادی بخش را حس می کرد. دسیسه ای کوچک و مردانه که می بایست، جلوی آندره، چیزی از آن نشان ندهند. شام تقریبا با شادی و خنده پایان یافت. حالا بلیآر چرب زبانی می کرد. سر حال آمده بود، خدمت می کرد. او بود که دیرش می شد بروند بیرون، و زنش لبخند می زد. هنگامی که آندره رفت تا بطری کنیاک را بیاورد، بلیار به طرف دوستش خم شد و پرسید: «هنوز فکر می کنی که موضوع مربوط به جاسوسی می شه؟»
«من اصلا هیچ فکری نمی کنم. ولی روشنه که مونژو به حساب خودش کار نمی کنه.»
«اما اگه موضوع جاسوسی مطرح نباشه؟»
«می خوای که مونژو با استوانه چه کار کنه؟»
«چون به عقیده تو استوانه در اختیار اونه؟»
«من چه می دونم؟ فعلا رابطه ای رو بین مونژو، استوانه و یک شخص ناشناس که باید پیداش کنیم، حس می کنم. همین و بس. نمی دونم این رابطه چیه. اما یقین دارم که رابطه ای وجود داره و این خودش بد نیست.»